۱۳۹۲ آذر ۱۶, شنبه

زبانها در کتاب اعمال رسولان

  در کتاب اعمال رسولان، جمعاً سه بار مستقیماً و صریحاً به رویدادهایی اشاره شده که طی آنها، افراد به‌هنگام نزول روح‌القدس، به زبانها تکلم کردند. این سه رویداد عبارت است از: روز پنطیکاست (فصل ۲)؛ ماجرای کرنیلیوس، افسر رومی (فصل ۱۰ و ۱۱)؛ و ماجرای شاگردان یحیی (فصل ۱۹). یک مورد دیگر نیز هست که در آن به‌طور غیرمستقیم به تکلم به زبانها اشاره شده است (ماجرای ایمان سامریان، فصل ۸). به‌هنگام بررسی این بخشها، توجه داشته باشید که آنها به موضوع نزول روح‌القدس برای نخستین بار بر افراد اشاره دارد، یعنی همان مقوله‌ای که تحت عنوان "تعمید روح‌القدس" شناخته شده است.

armanroshdi

زبانها در کتاب‌مقدس در عهدجدید: فقط در دو بخش

در هر چهار انجیل، یحیی تعمیددهنده خدمت خود را با این وعده آغاز می‌کند که چون آن شخص موعود ظهور کند، او مردمان را "به روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد". اما یحیی هیچگاه نفرمود که این امر عملاً  به چه نحو و به چه شکلی تحقق خواهد یافت. تا اینکه عید پنطیکاست فرا رسید.
          در عهدجدید، دو بخش مشخص وجود دارد که در باره تکلم به زبانها سخن می‌گوید. در هیچ جای دیگری از عهدجدید (به استثنای مرقس ۱۶: ۱۷ که این آیه هم متعلق به متن اصلیِ این انجیل نیست)، به غیر از این دو بخش، در خصوص تکلم به زبانها بحثی به‌عمل نیامده. این بخشها، یکی کتاب اعمال رسولان است و دیگری، اول قرنتیان فصل‌های ۱۲ تا ۱۴٫
          امروزه، تمامی مباحثی که در مورد مسأله تکلم به زبانها مطرح می‌شود، فقط و فقط مبتنی است بر این دو بخش. اما، در اینجا و از همینجا باید یک نکته بسیار مهم را تذکر دهیم: زبانهایی که در کتاب اعمال رسولان مطرح است، مربوط می‌شود به موضوع دریافت روح‌القدس یا "تعمید روح‌القدس"؛ اما زبانهایی که در اول قرنتیان ۱۲-۱۴ مطرح است، مربوط به موضوع "عطاهای روح‌القدس" می‌شود، و این موضوعی است کاملاً متفاوت. لذا باید این دو بخش (یعنی اعمال و اول قرنتیان) را به‌طور مجزا بررسی کرد و توجه داشت که موضوع بحث، گرچه هر دو به "زبان" اشاره دارند، کاملاً در عرصه‌های متفاوت قرار دارند. 
armanroshdi

زبانها در کتاب‌مقدس

در عهدعتیق
          در عهدعتیق هیچ اشاره‌ای به "تکلم به زبانها" نشده. اما چند مورد مشخص هست که توجه به آنها به روشن شدن مطالب عهدجدید و تجربه صدر مسیحیت کمک می‌کند.
          نخستین اشاره به عطای فوق طبیعی که بر اثر ریزش روح‌القدس پدید آمد، در کتاب اعداد ۱۱: ۲۳-۲۹ یافت می‌شود. در این ماجرا، مشاهده می‌کنیم که ۷۰ نفر از مشایخ قوم اسرائیل در اثر ریزش روح‌القدس، شروع به "نبوت" کردند، یعنی مطالبی را در ستایش خدا بیان می‌کردند که حالتی فوق طبیعی داشت.
          مورد دوم روشنتر است. شاؤل، نخستین پادشاه قوم اسرائیل، پس از آنکه در نافرمانی از خدا گرفتار آمد، کمر به قتل داود بست. او زمانی که در تعقیب داود بود، دانست که او در نایوتِ رامه، نزد سموئیل و سایر انبیا به‌سر می‌برد. لذا سه دسته قاصد به دفعات مختلف به آنجا گسیل داشت. اما هیچیک از آنها باز نگشتند، چون به محض رسیدن به محل، روح خدا بر آنان می‌ریخت و ایشان شروع به "نبوت" می‌کردند. سرانجام شاؤل خود عازم آن محل شد. وقتی نزدیک رسید، روح خدا بر او نیز ریخت و او شروع به "نبوت" کرد، طوری که با حالتی پشیمان نزد پایهای سموئیل نبی افتاد. خارق‌العاده بودن این ماجرا از این امر درک می‌شود که شاهدان همگی متعجب شدند که شاؤلِِ شرور نیز نبوت می‌کند. برای آنان مسجل بود که گفته‌های ستایشیِ شاؤل در مورد کارهای عظیم خدا، خارج از توان و تسلط خودِ او می‌باشد.
          در این دو ماجرا، اشخاصی که روح‌القدس بر آنان قرار می‌گرفت، به زبان مادری خود "نبوت" می‌کردند، یعنی مطالبی را در وصف عظمت خدا بیان می‌داشتند و او را می‌ستودند.
          شاید نکته بسیار مهم در عهدعتیق در مورد زبانها و نبوت و عطاهای فوق‌طبیعی روحانی، پیشگویی یوئیل نبی می‌باشد که می‌فرماید: "و بعد از آن، روح خود را بر همه بشر خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوت خواهند نمود و پیران شما و جوانان شما رؤیاها خواهند دید. و در آن ایام روح خود را بر غلامان و کنیزان نیز خواهم ریخت" (یوئیل ۲: ۲۸ و ۲۹).
          اهمیت این پیشگویی را اینچنین می‌توان بیان داشت. طبق نمونه‌هایی که آوردیم (از هفتاد شیخ در روزگار موسی و از شاؤل)، می‌توان گفت که عطیه‌هایی نظیر نبوت کردن (بیان امور الهی و ستایش خدا تحت سلطه روح‌القدس)، به هر کسی عطا نمی‌شد، بلکه خاص انبیا بود، بگونه‌ای که اگر کسی به‌غیر از گروه انبیا نبوت می‌کرد، مردم آن را امری غریب می‌پنداشتند. اما اینک یوئیل پیشگویی می‌کند که روزی فرا خواهد رسید که پسران و دختران اشخاص معمولی، پیران و جوانان، و غلامان و کنیزان، یعنی مردمان از هر جنسیت و طبقه‌ای، روح خدا را دریافت خواهند کرد و نبوت کرده، رؤیا خواهند دید، یعنی همان کاری که فقط انبیا انجام می‌دادند. طبق فرمایش پطرس رسول، این پیشگویی در روز پنطیکاست جامه عمل پوشید (اعمال ۲: ۱۴-۲۱).

 armanroshdi

۱۳۹۲ آذر ۱۵, جمعه

Dop av mandana abbasitilaki och mattias babazadeh 2012-12-24

پاسخ به چند سؤال‌

 در رابطه با پسر خدا بودنِ عیسی‌، گاه مسیحیان و غیرمسیحیان سؤالات متفرقه‌ای مطرح می‌کنند که ذیلاً به طرح و پاسخگویی آنها می‌پردازیم‌:‌

آیا عیسی را مسیحیان به این مقام رساندند
 بعضی ممکن است تصور کنند که عیسی خودش هیچگاه ادعای الوهیت نکرد، بلکه این پیروانش بودند که او را به این مقام رساندند. به پندار ایشان‌، عیسی انسان فرهیخته‌ای بود که به کمالات و کرامات دست یافته بود، و چون پیروانش تعالیم و معجزات او را دیدند، بعد از وفاتش به‌مرور زمان او را به مرتبت الهی رساندند.
 برای پذیرش چنین تصوری‌، نخست لازم است که معتقد باشیم که کتاب‌مقدس فاقد اعتبار و اصالت است‌؛ به‌عبارت دیگر، مطالب آن بازتاب واقعی و اصیل زندگی و تعالیم عیسی نیست‌، بلکه ساخته و پرداخته توهمات رسولان او، یا در بهترین حالت‌، تراوش شیدایی ایشان به مولایشان بود.
 برای پاسخگویی به این مسأله‌، شما را به مطالعه بخشهای Aو Bمقالات این کانون دعوت می‌کنیم‌.

وقتی عیسی روی زمین بود، خدا کجا بود
با توجه به تعریفی که از تثلیث به‌دست دادیم‌، پاسخ به این سؤال مشخص است‌. عیسی پسر خدا بود، یا به‌عبارت فنی‌، او دومین اقنوم از تثلیث بود. وقتی پسر خدا انسان شد و بر روی زمین بود، خدای پدر و روح‌القدس کماکان در همه جا حضور داشتند. خدا مطلقاً محدود به مکان و زمان نشد. خدا همه جا بود.

چرا عیسی دعا می‌کرد؟
 بعضی از مسیحیان که آموزه تثلیث را به‌درستی درک نکرده‌اند، تصور می‌کنند که وقتی می‌گوییم عیسی خدا بود، منظورمان این است که در دوره‌ای که مسیح بر روی زمین بود، خدا هیچ جای دیگری نبود. پس می‌پرسند که چرا عیسی دعا می‌کرد؟ به چه کسی دعا می‌کرد؟ آیا تظاهر می‌کرد تا فقط به شاگردانش بیاموزد که ایشان نیز باید دعا کنند؟
 عیسی‌، پسر خدا، جسم شد و به زمین آمد. او انسان شد. در طول آن سالها، پسر خدا هم از الوهیت کامل برخوردار بود و از هم بشریت کامل‌. او به‌عنوان بشر نیاز داشت که دعا کند، همانطور که نیاز داشت غذا بخورد و استراحت کند. درضمن‌، او در مقام پسر خدا، نیاز داشت به پدر مشارکت داشته باشد، همانگونه که در آسمان مشارکت داشت‌.
 لذا وقتی عیسی دعا می‌کرد، واقعاً دعا می‌کرد. او با پدر خود که در آسمان بود، سخن می‌گفت‌.

تفاوت معنی کلمات «خدا» و «خداوند» چیست‌؟
 بعضی گمان می‌برند که کلمات خدا و خداوند یک معنی می‌دهند. اما باید دانست که کلمه خداوند در اصل به‌معنی ارباب و صاحب است‌. در ادبیات کلاسیک فارسی‌، کلمه خداوند در همین معنا به‌کار رفته است‌.
 خدا هم خدای ماست و هم خداوند ما. یعنی او هم خالق ماست و هم ارباب و صاحب و مولا و سَروَر ما.
 در عهدجدید، عیسی مسیح‌، «خداوند» خوانده شده است‌. کاربرد این اصطلاح برای مسیح دو معنی می‌داده است‌. در وهله اول‌، همان معنی ارباب و مولا و سَروَر را ادا می‌کرده است‌. وقتی رسولان و سایرین او را خداوند صدا می‌کردند، در واقع او را پیشوا و سرور خود اعلام می‌کردند.
 اما، در کابردِ خاصِ کلمه «خداوند» برای مسیح‌، این اصطلاح به الوهیت او نیز اشاره دارد. در این معنا، این اصطلاح او را «خدا» اعلام می‌دارد.
armanroshdi

آیا مقوله «پسر خدا بودن‌» تعلیم ابداعی عیسی بود

 علمای دینی یهود نیز در مقابل ادعاهای عیسی‌، همان مشکلی را داشتند که بسیاری از مردم در هر دوره‌ای داشته‌اند. آنان نمی‌توانستند ادعاهای او را بپذیرند؛ می‌پنداشتند که عیسی انسانی است که ادعای خدایی می‌کند. وقتی عیسی به ایشان فرمود که «من و پدر یک هستیم‌»، ایشان قصد کردند که او را سنگسار کنند. عیسی از ایشان پرسید:‌ «از جانب پدر خود بسیار کارهای نیک به شما نمودم‌. به‌سبب کدامیک از آنها مرا سنگسار می‌کنید؟ یهودیان در جواب گفتند:‌ به‌سبب عمل نیک تو را سنگسار نمی‌کنیم‌، بلکه به‌سبب کفر! زیرا تو انسان هستی و خود را خدا می‌خوانی‌!» (یوحنا ۱۰:‌30-33). طبق اناجیل‌، علت اصلی اعدام عیسی نیز همین ادعای او بود.
 اما علمای یهود غافل بودند از اینکه درست عکس تصور آنان صادق است‌:‌ عیسی انسانی نبود که ادعای خدایی می‌کرد، بلکه وجودی خدایی بود که انسان شده بود! نکته مهم اینجاست که سران یهود باور داشتند که مسیحای موعودشان وجودی الهی خواهد بود؛ اما مشکل آنان با عیسی این بود که ایشان او را آن مسیحای موعود نمی‌انگاشتند، چرا که انتظار ایشان این بود که مسیحای موعود با شکوه و جلال الهی و قدرتی حاکمانه به‌ناگاه در مقابل چشمان همه از آسمان نزول کند و قدرت حکومت روم را در هم بشکند و تمام جهان را تحت سلطه قوم یهود در آورد.

 armanroshdi

انتقال یک نوکیش مسیحی به بند ۳۵۰ اوین و بازداشت دو وب نگار مسیحی

منابع خبری از انتقال یک شهروند مسیحی به بند 350 زندان اوین جهت گذراندن محکومیت سه ساله خبر دادند. همزمان در ادامه موج جدید بازداشت فعالان سایبری و وب نگاران در ایران، دو وب نگار مسیحی نیز توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت شدند.
به گزارش « محبت نیوز» منابع حقوق بشری از انتقال یک شهروند مسیحی بنام رسول عبداللهی به بند 350 زندان اوین جهت گذراندن محکومیت سه ساله خبر دادند.
همزمان در ادامه موج جدید بازداشت فعالان سایبری و وب نگاران در ایران، دو وب نگار مسیحی  توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت شدند. یک مقام ارشد قضایی جمهوری اسلامی نیز روز چهارشنبه 13 آذرماه   اعلام کرد "با تلاش سازمان اطلاعات سپاه کرمان ۱۶ نفر از فعالان سایبری مرتبط با بیگانگان شناسایی شدند."
رسول عبداللهی، از شهروندان نوکیش مسیحی است که به اتهام "اجتماع و تبانی و تبلیغ برای مسیحیت" به سه سال حبس محکوم شده و جهت سپری کردن مدت زمان حبس خود روز دوشنبه 11 آذرماه 1392برابر با دوم دسامبر 2013 به بند 350 زندان اوین منتقل گردید.
رسول عبداللهی پیش از این نیز در یورش گسترده و سازمان یافته به مسیحیان ایران در آستانه سال نو میلادی ( 26 دسامبر 2010) 5 دی ماه 1389 توسط نیروهای اطلاعات و امنیتی در تهران بازداشت شد. این رویداد همچنین منجر به بازداشت دهها تن دیگر از نومسیحیان از جمله  کشیش " فرشید فتحی " شد که نامبرده پس از گذراندن ۱۵ ماه بازداشت غیر قانونی در دی ماه سال 1390 ( ژانویه 2012) در دادگاه انقلاب اسلامی توسط قاضی صلواتی به تحمل شش سال زندان محکوم شد. وی در حال حاظر در بند 350 زندان اوین بسر می برد.
همزمان کمیته گزارشگران حقوق بشر گزارش داد که "کیاوش ستوده و جمشید جباری"، از فعالان سایبری و وب نگاران منتقد، روز دوشنبه 11 آذرماه 92 در مقابل دانشگاه کرمان توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و به محلی نامعلوم منتقل شدند.
هنوز از محل نگهداری، دلیل دستگیری و وضعیت بازداشت شدگان خبری منتشر نشده است.
منابع خبری از ارتباط این دو فعال سایبری را همزمان با نشر مطالب انتقادی، ارتباط با کلیساهای خانگی و تبلیغ مسیحیت گزارش داده اند.
 اخیرن اخباری درباره موج جدید برخورد با فعالان فضای مجازی از سوی بخش سایبری سپاه منتشر شده بود و روز گذشته خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از بازداشت چند تن از فعالان سایبری به اتهام تبلیغ علیه اسلام و ارتباط با بیگانگان توسط سازمان اطلاعات سپاه خبر داده بود.
یک مقام امنیتی به خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران گفته بود که اتهام این افراد که در قالب یک شبکه پیچیده امنیتی- رسانه‌ای فعالیت می‌کردند، ارتکاب جرایم سایبری، توهین به مقدسات و ارتباط با بیگانگان بوده است.


منابع خبری همچنین از تشدید و موج جدید فشار، احضار و بازداشت و بنگاران، دگراندیشان مذهبی، فعالان دانشجویی، و فعالان سیاسی در ایران خبر می دهند.