۱۳۹۲ آبان ۶, دوشنبه

ده‌یک در شریعت موسی

اما حکم ده‌یک در شریعت موسی است که شکل کامل خود را می‌گیرد. اکنون به ذکر آیات مربوطه می‌پردازیم. در لاویان ۲۷:‏۳۰-‏۳۲ چنین می‌فرماید: «و تمامی ده‌یک زمین، چه از تخم زمین، چه از میوۀ درخت، از آن خداوند است و برای خداوند مقدس می‌باشد… و تمامی ده‌یک گاو و گوسفند، یعنی هر چه زیر عصا بگذرد، دهم آن برای خداوند مقدس خواهد بود.». در این آیات گفته نشده که این میوه‌ها و گاوان و گوسفندها به چه کسی باید داده شود. این موضوع در کتاب اعداد روشن می‌شود.
در اعداد ۱۸:‏۲۱، ۲۴، ۲۶-‏۲۸ چنین می‌خوانیم: «و به بنی‌لاوی اینک تمامی عُشر (یعنی ده‌یک) اسرائیل را برای ملکیت دادم به‌عوض خدمتی که می‌کنند، یعنی خدمت خیمۀ اجتماع… زیرا که عشر بنی اسرائیل را که آن را نزد خداوند برای هدیۀ افراشتنی بگذرانند، به لاویان به‌جهت ملک بخشیدم…». طبق این آیات، ده‌یک بنی اسرائیل می‌بایست برای خدمتی که کاهنان و لاویان در خیمۀ اجتماع انجام می‌دادند، به ایشان داده شود. نباید از نظر دور داشت که همۀ لاویان و کاهنان در مجاورت خیمۀ اجتماع (و بعداً معبد اورشلیم) سکونت نداشتند، بلکه در شهرهای مختلف اسرائیل پراکنده بودند. ایشان در دوره‌های متناوب برای خدمت به خیمه می‌آمدند. فقط در این صورت بود که ده‌یک‌ها به ایشان تعلق می‌گرفت.
اما توضیحات کتاب تثنیه موضوع را روشن‌تر می‌سازد. می‌فرماید: «عشر تمامی محصولات مزرعۀ خود را که سال به سال از زمین بر آید، البته بده. و به حضور یهوه خدایت در مکانی که بر گزیند تا نام خود را در آنجا ساکن سازد، عشر غله و شیره و روغن خود را و نخست‌زادگان رمه و گله خویش را بخور تا بیاموزی که از یهوه خدایت همۀ اوقات بترسی. و اگر را از برایت دور باشد که آن را نمی‌توانی برد، و آن مکانی که یهوه خدایت خواهد بر گزید… از تو دور باشد، پس آن را به نقره بفروش و نقره را به‌دست خود گرفته، به مکانی که یهوه خدایت بر گزیند برو و نقره را برای هر چه دلت می‌خواهد از گاو و گوسفند و شراب و مسکرات و هر چه دلت از تو بطلبد بده و در آنجا به‌حضور یهوه خدایت بخور و خودت با خاندانت شادی نما. و لاوی‌ای را که اندرون دروازه‌هایت باشد، ترک منما چونکه او را با تو حصه و نصیبی نیست. و در آخر هر سه سال، تمام عشر محصول خود را در همان سال بیرون آورده، در اندرون دروازه‌هایت ذخیره نما، و لاوی چونکه با تو حصه و نصیبی ندارد، و غریب و یتیم و بیوه‌زنی که درون دروازه‌هایت باشند، بیایند و بخورند و سیر شوند تا یهوه خدایت تو را در همۀ اعمال دستت که می‌کنی برکت دهد.» (تثنیه ۱۴:‏۲۲-‏۲۹).
مندرجات تثنیه هم جالب است و هم عجیب. طبق کتاب‌های لاویان و اعداد، تصور می‌شد که تمام این ده‌یک‌ها باید فقط به کاهنان و لاویان داده شود. ولی در اینجا توضیحی اضافی می‌بینیم. این طور به‌نظر می‌رسد که شخص باید ده‌یک خود را طی یک ضیافت، در مکان مرکزی عبادت، یا در دروازۀ شهر خود، همراه با خانوادۀ خود بخورد و شادی کند، اما در ضمن لاوی را که زمینی به ارث نبرده فراموش نکند، و همچنین غریب و فقیر و یتیم و بیوه‌زن را که جزو طبقات محروم اجتماعی بودند. طبق این آیات، تمامی ده‌یک به‌دست لاویان و کاهنان نمی‌رسید.
 آرمان رشدی

ده‌یک پیش از شریعت موسی

پیش از اعطای شریعت موسی، دو بار در کتاب پیدایش به موضوع ده‌یک بر می‌خوریم. بار نخست در فصل ۱۴ کتاب پیدایش است. ابراهیم به‌منظور نجات برادرزادۀ خود، لوط، به جنگ با چهار پادشاه رفت و آنان را شکست داد. در بازگشت، پادشاه سالیم، یعنی ملکیصدق به استقبال او بیرون آمد و گفته شده که ابراهیم «او را از هر چیز ده‌یک داد.» (پیدایش ۱۴:‏۲۰). از آنجا که ابراهیم از جنگ باز می‌گشت و گله‌ها و رمه‌های خودش همراهش نبود، برداشت طبیعی این است که او از غنائم جنگی به ملکیصدق ده‌یک داد.
مورد دوم در فصل ۲۸ کتاب پیدایش آمده است. یعقوب که از خشم برادرش عیسو می‌گریخت، خوابی الهی می‌بیند و وعده می‌یابد که خدا همراه او خواهد بود. او که از این خواب شگفت‌زده شده بود، با خدا عهد می‌کند که تمام عمرش پیرو او باشد و «از آنچه به من بدهی، ده‌یک آن را به تو خواهم داد.» (پیدایش ۲۸:‏۲۲). وقتی کتاب پیدایش را تا به‌آخر می‌خوانیم، متأسفانه گفته نشده که آیا یعقوب ده‌یک خود را به خدا پرداخت کرد یا نه. سؤال دیگری که مطرح می‌شود این است که در دوره‌ای که هنوز نظام کاهنان و لاویان برقرار نشده بود، حتی اگر یعقوب ده‌یک خود را نیز داده باشد، آن را به چه کسی داده است. این موضوع شاید برای همیشه مبهم باقی بماند.
 آرمان رشدی

ده‌یک در کتاب‌مقدس

در بعضی از کلیساها رسم بر این است که از اعضا بخواهند ده‌یک درآمدشان را به کلیسا تقدیم کنند. آنانی که درآمد کمی دارند، ممکن است در بعضی موارد از این امر تحت فشار قرار گیرند، و کسانی نیز که درآمد بالایی دارند، گاه پرداخت مبلغی هنگفت را دشوار می‌یابند و از خود می‌پرسند این پول صرف چه می‌شود. طبق تجربیات و مشاهدات نگارنده، بسیاری از ایمانداران گرچه ده‌یک خود را با اشتیاق و وفاداری می‌دهند، اما سؤالاتی در این زمینه در ذهنشان مطرح می‌شود، خصوصاً اینکه گاه عنوان می‌شود که پرداخت نکردن ده‌یک در واقع دزدی از خدا است. برای رفع این مسائل، مناسب‌ترین کار این است که ببینیم کتاب‌مقدس در  مورد ده‌یک چه می‌فرماید.
 آرمان رشدی

نتیجه‌گیریهای مسیحیان

مسیحیان در طول تاریخ دوهزارسالۀ خود نتیجه‌گیریهای مختلفی از این آیات و اشارات کرده‌اند. مسیحیت در قرون اولیه، به آزادی ارادۀ انسان اعتقاد داشت. گرچه بعضی از پدران کلیسا مسألۀ جبر و برگزیدگی ازلی را مطرح کردند، اما این نظر مورد تأیید شوراهای کلیسایی قرار نگرفت. امروزه، کلیساهای کاتولیک و ارتودُکس که دنباله‌روِ سنت قدیمی مسیحیت هستند، به آزادی ارادۀ انسان عقیده دارند.
اما پس از نهضت مارتین لوتر در قرن شانزدهم، یکی دیگر از پیشگامان نهضت اصلاحات به نام ژان کالوَن در همان دوره، اعتقاد به برگزیدگی و تعیین ازلی را تعلیم داد و امروزه اکثر کلیساهای پروتستان پیروِ نظر او هستند. طبق تعلیم کالوَن، خدا پیش از آفرینش جهان، عده‌ای را برای نجات بر گزید و عده‌ای را برای هلاکت. ارادۀ انسان در اثر سقوط چنان تباه شده که خودش قادر به انتخاب ایمان نیست. این فیض خدا است که برگزیدگان را به‌سوی نجات هدایت می‌کند و این فیض مقاومت‌ناپذیر است. چنین فیضی نصیب کسانی که برای هلاکت تعیین شده‌اند نمی‌شود. کفارۀ مسیح نیز تنها برای برگزیدگان کارآیی دارد. برگزیدگان که در اثر فیض مقاومت‌ناپذیر خدا نجات می‌یابند، در امنیت ابدی ساکن هستند و هیچ گاه نجات خود را از دست نمی‌دهند.
اما در قرن هفدهم، یک عالم الهیات هلندی به نام هاکوبوس آرمینیوس بیشتر به سمت نظریۀ سنتی کلیسا گرایش پیدا کرد و در محافل پروتستان به تعلیم اراده و انتخاب آزاد انسان پرداخت. او آیات مربوط به تعیین ازلی نجات‌یافتگان را رد نمی‌کرد، اما آنها را در پرتوِ تعلیم پطرس رسول در رسالۀ اول، ۱:‏۲ مورد توجه قرار می‌داد که به «پیشدانی خدا» اشاره می‌کند. یعنی اینکه چون خدا «از پیش می‌دانست» چه کسانی ایمان می‌آورند، نام آنان را از ازل در دفتر حیات خود ثبت کرد و ایشان جزو برگزیدگان شدند.
 آرمان رشدی

۱۳۹۲ آبان ۵, یکشنبه

آیاتی در بارۀ آزادی انتخاب

«زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد.» (یوحنا ۳:‏۱۶).
«هر که تشنه است، نزد من آید و بنوشد.» (یوحنا ۷:‏۳۷). در این زمینه به تمام آیاتی در انجیل یوحنا باید مراجعه کرد که عبارت «هر که» در آنها به‌کار رفته است.
«(خدا) نمی‌خواهد کسی هلاک شود، بلکه می‌خواهد همگان به توبه گرایند.» (دوم پطرس ۳:‏۹).
«بیایید نرد من، ای تمام زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید.» (متی ۱۱:‏۲۸).
در این زمینه، باید به آزادی انتخاب آدم و حوا اشاره کرد. اگر ایشان صاحب اراده و انتخاب آزاد نبودند، خدا ایشان را در زمینۀ نخوردن میوۀ آن درخت هشدار نمی‌داد. اگر تصور کنیم که ارادۀ ازلی خدا این بود که ایشان گناه کنند، در این صورت، خدا را عامل و منشأ گناه می‌سازیم. همچنین باید به آزادی ارادۀ قوم اسرائیل در مرز کنعان توجه بکنیم. ایشان می‌توانستند به وعدۀ خدا ایمان داشته باشند و ظرف سه ماه بعد از خروج از مصر، وارد کنعان شوند. اما ایشان بی‌ایمانی را انتخاب کردند و چهل سال در بیابان سرگردان شدند. کسی به خود جرأت نمی‌دهد که خدا را مسبب بی‌ایمانی و سرگردانی ایشان تلقی کند. در ضمن، اگر انسان دارای انتخاب آزاد نبود، این همه نصایح رسالات برای چه می‌بود؟ اگر مطمئن باشیم که ما جزو برگزیدگانِ ازلی هستیم و نجات نهایی ما قطعی است، هر طور هم زندگی کنیم بر نجات ما اثری نخواهد داشت.

 آرمان رشدی

آیاتی در بارۀ برگزیدگی

«پس خدا بر هر که بخواهد رحم می‌کند و هر که را بخواهد سختدل می‌سازد. مرا خواهی گفت: “پس دیگر چرا ما را سرزنش می‌کند؟ زیرا کیست که بتواند در برابر ارادۀ او ایستادگی کند؟”. اما ای انسان، تو کیستی که با خدا مجادله می‌کنی؟ آیا مصنوع می‌تواند به صانع خود بگوید چرا مرا چنین ساختی؟ آیا کوزه‌گر اختیار ندارد که از توده گِلی واحد، ظرفی برای مصارف مهم و ظرفی دیگر برای مصارف معمولی بسازد؟ چه می‌توان گفت اگر خدا با اینکه می‌خواهد غضب خود را نشان دهد و قدرت خویش را نمایان سازد، ظروفِ مورد غضب را که برای هلاکت آماده شده‌اند، با بردباری بسیار تحمل کند، تا بتواند عظمت جلال خود را بر ظروف مورد رحمت معلوم گرداند، ظروفی که آنان را پیشاپیش برای جلال آماده کرده است؟» (رومیان ۹:‏۱۸-‏۲۳).
«زیرا پیش از آفرینش جهان، ما را در وی بر گزید تا در حضورش مقدس و بی‌عیب باشیم.» (افسسیان ۱:‏۴).
«شما نبودید که مرا بر گزیدید، بلکه من شما را بر گزیدم و مقرر داشتم…» (یوحنا ۱۵:‏۱۶).
«چون غیر یهودیان این را شنیدند، شادمان شدند و کلام خداوند را حرمت داشتند، و آنان که برای حیات جاوید تعیین شده بودند، ایمان آوردند.» (اعمال ۱۳:‏۴۸).
«زیرا دعوت‌شدگان بسیارند، اما برگزیدگان کم.» (متی ۲۲:‏۱۴).
در این زمینه، می‌توان به ایمان آوردن پولس نیز اشاره کرد. او به انتخاب آزاد خود ایمان نیاورد، بلکه خدا او را بر گزید و بر او ظاهر شد و او را به ایمان هدایت کرد. خودش در این زمینه می‌فرماید: «اما چون خشنودی او که مرا از بطن مادرم وقف کار خود کرد و به‌واسطۀ فیض خود مرا فرا خواند، در این بود که پسر خود را در من آشکار سازد…» 
 آرمان رشدی

خوانده شده‌ایم یا برگزیده هستیم؟‌

آیا ما که نجات یافته‌ایم، به این علت بوده که از ازل و پیش از آفرینش جهان، برگزیده بودیم یا اینکه خودمان با ارادۀ آزاد خودمان انتخاب کردیم که به مسیح ایمان آوریم؟ آیا خدا از ازل بعضی را برای نجات بر گزید و بعضی را برای هلاکت؟ آیا خدا حاکم مطلق بر سرنوشت ما است، یا ما اراده و انتخاب آزاد داریم؟ آیا ما تحت جبر قرار داریم یا از اختیار برخورداریم؟
اینها سؤالاتی است که قرن‌ها است در عرصۀ دین و فلسفه مطرح است. مسیحیان نیز امروز با این مسأله مواجه هستند. ایشان دو نوع نگرانی دارند: آیا جزو برگزیدگان هستند؟ آیا ممکن است نجات خود را از دست بدهند؟ بهتر است ببینیم کتاب‌مقدس در این زمینه چه می‌گوید. مشکل ما این است که کتاب‌مقدس هر دو موضع را مطرح می‌سازد. یعنی هر دو موضع در کتاب‌مقدس مورد اشاره قرار گرفته است. 
 آرمان رشدی