۱۳۹۴ شهریور ۸, یکشنبه

۱۳۹۴ شهریور ۷, شنبه

ریچارد داوکینز (ملحد انگلیسی) در کتاب توهم خدا (پندار خدا) ادعا کرده که انسان از توانایی فوق العاده ای برخوردار است به طوری که می تواند تا عالی ترین مراحل فضایل اخلاقی رشد کند. بنابراین نیازی به اعتقاد و توکل به خدا نیست. اما نگرش مسیحیت این است که هر گاه احساس ضعف می کنیم، خدا دارد به ما یادآوری می کند که به او متکی باشیم و توکل نماییم. مطابق دیدگاه مسیحیت، به علت رخنه گناه، طبیعت انسان به گناه آلوده شده است و برای آزادی از قلمرو قدرتمند گناه به کمک خدا نیاز دارد. در نتیجه، اعمال نیکو ثمره نجات از قلمرو گناه است و نه عامل نجات انسان از قلمرو قدرتمند شیطان. اگر انسان قادر است بر قدرت گناه غلبه کند: یک. نیاز به توکل و اتکا به خداوند معنا و مفهوم خود را از دست می دهد. دو. در این صورت انسان بایستی تمام اوامر و دستورات الهی را، بدون کم و کاست، کاملا اجرا کند. شکستن حتی یکی از احکام، شخص را زیر محکومیت می برد. از آن جا که همه احکام خدا را نقض کرده اند، همه محکوم هستند. اما واقعیت این است که انسان قادر به نجات خود از قلمرو گناه نیست. این کار را خدا انجام می دهد. عامل نجات، تلاش و کوشش انسانی نیست. اگر شما با یک حیوان درنده روبرو شوید، آیا می توانید غیر مسلح و با اراده آزاد با آن بجنگید؟ شیطان از قدرت های مافوق طبیعی برخوردار است و به مراتب قوی تر از حیوانات درنده می باشد.

۱۳۹۴ شهریور ۶, جمعه

سئوال مخالفان: منشاء دستورات پولس کیست: خدا یا خودش؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از انتقادات مخالفان مسیحیت آن است که پولس از یک سو مدعی است از جانب خدا سخن می گوید (اول قرنتیان فصل 7 آیات 10- 25)، در حالی که در آیه 12 اذعان کرده که از سوی خدا حکمی ندارد و در نتیجه خودش حکم صادر می کند. چگونه می توان پولس را رسول خدا نامید و به سخنان او اعتماد کرد؟
نامه مسیحیان کلیسای قرنتس به پولس حاوی سئوالاتی در باره موضوعات مختلف از جمله ازدواج بود. فصل هفتم اول قرنتیان به پاسخ پولس درباره ازدواج اختصاص دارد.
یکی از ایردات مخالفان آن است که ادعا کرده اند از آیه 10- 25 پولس از سوی خدا سخن گفت، در حالی که در آیه 10 چنین می خوانیم:"برای آنانی که ازدواج کرده اند، یک دستور دارم، دستوری که از جانب خدا نیست". در آیه 12 نیز پولس دوباره همین نکته را ذکر می کند:"می خواهم "نکاتی" را به عنوان توصیه ذکر کنم که گرچه مستقیما از جانب خدا نیستند، اما به نظر من بسیار مفید می باشند". در آیه 25 پولس همین نکته را دوباره تکرارمی کند:"برای دختران باکره حکمی از جانب خدا ندارم".
در نتیجه استنباط مخالفان که از آیات 10- 25 پولس از جانب خدا سخن گفت، این تردید در ذهن به وجود می آورد که آیا مخالفان متن کتاب مقدس را خوانده اند؟ به نظر می رسد این ادعای پولس را از آیه یاب کتاب مقدس یافته اند، یا اگر متن کتاب مقدس را خوانده اند، آنقدر شتابزده و بدون دقت بوده، که مقصود پولس را متوجه نشده اند!
اما آیا نصایح پولس در چارچوب نگرش کتاب مقدس بود؟ ابتدا به مثالی توجه کنید:
اگر خدا به نوح گفت کشتی بساز، پس مخترعان اجازه اختراع اتومبیل، قطار و هواپیما را از خدا دریافت نکرده اند و اقدام آنان در چارچوب احکام خدا نبوده است! حتی مخالفان هم با این عقیده موافق نیستند.
وقتی فصل 7 آیات 12- 16 را با دقت بخوانیم، درمی یابیم که اعضای کلیسای قرنتس تصور می کردند که پولس با طلاق گرفتن یک ایماندار از بی ایمان موافقت خواهد کرد. در این مورد پاسخ پولس منفی است. او با طلاق مخالف است:"اگر یک مسیحی، همسری غیرمسیحی دارد و آن زن یا مرد حاضر است با او زندگی کند، او نباید زن خود را طلاق دهد (آیات 13- 14). به عبارت دیگر، پولس می گوید اگر زن و شوهری عاشقانه همدیگر را دوست دارند و در کانون خانواده آنان علی رغم اختلاف عقیده، صلح و آرامش حاکم است، چرا باید حکم طلاق و جدایی صادر شود؟ آن ازدواج در نظر خداوند محترم و مقدس است. آیا این پاسخ و نگرش پولس از دیدگاه سیستم قضایی، جامعه شناسی، روان شناسی و مردم، غیرمنطقی است؟
وقتی پولس می گوید که این دستور از جانب خداوند نیست، یعنی درباره این موضوع، تعلیم مشخص و روشنی از جانب خدا ندارد. از سوی دیگر، خدا هرگز شخصی را که فاقد عقل، تفکر، اراده و عدم تشخیص است، به عنوان رسول یا پیامبر انتخاب نمی کند. هم چنین پولس به حکمتی که خداوند به او عطا کرده تا پاسخگوی سئوالات ایمانداران مسیحی باشد، اشاره می کند (آیه 25).
اگر پاسخ پولس آن بود که علی رغم عشق و علاقه زن و شوهر به یکدیگر، بایستی از یکدیگر جدا شوند و طلاق ضروری است، اعتبار خود را به عنوان رسول خدا از دست می داد. بدون تردید روح القدس (روح خدا)، شاگردان مسیح، کلیساها و بعدها پدران کلیسا به این تصمیم پولس اعتراض می کردند.
با این توصیف، پولس مجردها را تشویق می کند تا با ایمانداران مسیحی ازدواج کنند (دوم قرنتیان فصل 6 آیه 14). این حکم پولس نیز نه فقط مغایر با دیدگاه کتاب مقدس نیست، بلکه از نقطه نظر روان شناسی، جامعه شناسی و اکثریت مردم قابل پذیرش است.
حکم دیگر پولس آن است که اگر زن یا شوهر غیرمسیحی مایل باشد از همسر مسیحی خود جدا شود، اشکالی ندارد. در این مورد، همسر مسیحی نباید اصرار کند که همسر غیرمسیحی با او بماند، زیرا خدا می خواهد ایمانداران در صلح و صفا زندگی کنند (آیه 15).
بحث های عقیدتی و اختلاف نظر در شیوه زندگی، سبب بروز مشاجره و اختلافات خانوادگی می شود. لذا پولس برای پرهیز از مبارزه و جنگ و جدال در زندگی زناشویی دستور می دهد که اگر همسر غیرمسیحی خواستار جدایی است، بهتر است رابطه خاتمه یابد. این حکم پولس نیز با سیستم قضایی، روان شناسی و جامعه شناسی مغایرت ندارد و اکثر مردم با این دستور موافق هستند.
در آیات 25- 40 پولس به سئوال اعضای کلیسای قرنتس درباره مجردها پاسخ می دهد. او می گوید:"با توجه به مشکلات و سختی هایی که برای ما مسیحیان در زمان حاضر وجود دارد، بهتر است که شخص ازدواج نکند" (آیه 26).
حکومت روم مسیحیان را مورد آزار و اذیت قرار می داد. توصیه عملی پولس آن بود که شخصی که مجرد است، دچار رنج و زحمت کم تری است و با آزادی بیشتری می تواند زندگی خود را به خاطر مسیح به خطر بیندازد. در دوران جنگ عراق و ایران، بسیاری از سربازان مجرد تصمیم گرفتند که بعد از دوران نظام وظیفه، یا بعد از جنگ و یا پس از چند بار حضور در جبهه های نبرد، ازدواج کنند. مقاطعی در زندگی وجود دارد که نمی توان به روال عادی زندگی کرد. در چنین شرایطی بهتر است شخص مجرد از ازدواج صرفنظر کند. انسان مجرد، نگران همسر و فرزند نیست و در نتیجه می تواند شرایط سخت اقتصادی و فشارهای اجتماعی را به مراتب راحت تر تحمل نماید.
مسیح با پیشگویی درباره حمله رومی ها به اورشلیم در هفتاد میلادی، فرمود:"وای به حال زنانی که در آن زمان آبستن بوده، یا بچه شیرخواره داشته باشند!" (لوقا فصل 21 آیه 23). مقصود مسیح آن است که زنان آبستن یا خانم هایی که طفل و کودک کوچک دارند، نمی توانند به سرعت بگریزند، در نتیجه سربازان رومی آنان را به قتل می رسانند.
با این توصیف، پولس در آیه 28 این نکته را اضافه می کند:"اگر در همین شرایط سخت، تصمیم دارید ازدواج کنید، اشکالی ندارد، ولی بدانید که ازدواج مشکلات شما را بیشتر می کند و من دلم نمی خواهد شما را در مشکلات ببینم". پولس به مجردها توصیه می کند که در شرایطی که مسیحیان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، (و حتی به روایت تاریخ حتی شغل خود را از دست می دادند)، بایستی در مورد موضوع ازدواج واقع بینانه تفکر کنند و سپس تصمیم بگیرند.

۱۳۹۴ شهریور ۵, پنجشنبه

نغمه عابدینی همسر کشیش زندانی سعید عابدینی در خصوص پیگیری وضعیت سعید از سوی دولت امریکا گفته است؛ “پیگیری‌های وزارت خارجه از زمان توافق هسته‌ای ایران و آمریکا، نسبت به قبل کمتر شده و بیش‌تر سکوت می‌کنند.”

به گزارش «محبت نیوز» یکی از مهم ترین دغدغه های وامانده پس از توافق اتمی تهران و قدرت های جهانی سرنوشت مبهم زندانیان مسیحی منجمله کشیش ایرانی-آمریکایی سعید عابدینی است. در حالیکه نگاه همگان به جزئیات این توافق دوخته شده است، موضوعات حقوق بشری کاملن به بوته فراموشی سپرده شده است
خبرگزاری امریکایی CBN طی گزارش از وضعیت سعید عابدینی خبر داد، در حالیکه کشیش سعید عابدینی از سال ٢٠١٣  در زندان های مخوف جمهوری اسلامی روزگار می گذراند هیچ اقدام جدی از سوی دولتمردان آمریکایی برای رهایی وی انجام نگرفته است.
همچنین مرکز آمریکایی حقوق و عدالت (ACLJ) می گوید نغمه عابدینی همسر کشیش سعید عابدینی از کنگره آمریکا می خواهد همسرش را فراموش نکند. خانم عابدینی با لحنی نومیدانه از تک تک نمایندگان کنگره آمریکا می خواهد نیم نگاهی نیز به وضعیت همسرش و سایر زندانیان مسیحی در ایران داشته باشند. به اعتقاد نغمه عابدینی، شاید کلید آزادی سعید در دستان کنگره باشد.
نغمه عابدینی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفته است: “پیگیری‌های وزارت خارجه از زمان توافق هسته‌ای ایران و آمریکا، نسبت به قبل کمتر شده و بیش‌تر سکوت می‌کنند اما در تماس‌هایی که انجام شده گفته‌اند دارند روی موضوع کار می‌کنند و مساله کشیش زندانی سعید عابدنیی  در اولویت پیگیری است ولی جزئیاتی اعلام نکرده‌اند.“
نغمه  ادامه داد: “من در ماه سپتامبر ۲۰۱۵ برای شرکت در یک جلسه حقوق بشری به نیویورک خواهم رفت. ۱۷-۱۸ سپتامبر از پارلمان‌های کشورهای مختلف می‌آیند و ۲۸ سپتامبر هم آقای روحانی به نیویورک خواهد آمد. تلاش خواهم کرد با هیات ایرانی ملاقات داشته باشم یا حداقل بدانند مساله حقوق بشر و سعید برای جامعه بین المللی و مردم آمریکا مهم است.”
همسر این کشیش زندانی گفت: آخرین خبری که از همسرش دارد به ۶ آوریل ۲۰۱۵ (۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴) برمی‌گردد: “در این روز ماموران زندان، به بهانه بازرسی به سلول او هجوم برده و او را کتک زده بودند، روی زمین انداخته بودند و دست‌اش را پیچانده بودند.” همسر این کشیش زندانی گفت موفق نشده با خود او صحبت کند اما منابعی در داخل ایران این خبر را تایید کرده‌اند.
به گفته مدیر اجرایی (ACLJ) این زندانیان به چیزی فراتر از اندیشیدن نیاز دارند، آنها نیازمند اقدام جدی هستند. علاوه بر سعید عابدینی به گفته فعالان مسیحی ایرانی بیش از ٨٩ مسیحی ایرانی تنها به دلیل اعتقاد دینی در زندان ( یا در انتظار برگزاری دادگاهشان)  به سر می برند. این فعالان نگران این موضوع هستند که با حل و فصل موضوع اتمی، سرکوب مسیحیان با شدت بیشتری از سوی دستگاه امنیتی ادامه یابد.
این در حالی است که در روز جمعه شانزدهم مرداد ماه ۱۳۹۴ برابر با (هفتم آگوست ۲۰۱۵) ماموران امنیتی لباس شخصی با هجوم به یک کلیسای خانگی در کرج، جمعی از نوکیشان مسیحی که به جهت مراسم عبادت و پرستش دور هم گرد آمده بودند را بازداشت کردند. که از وضعیت برخی از بازداشت شدگان اطلاع دقیقی در دست نیست .
طی سالهای گذشته بسیاری از مسیحیان و نوکیشان مسیحی تحت فشار، پیگرد و تهدید قرار گرفتند. تعقیب، آزار، ارعاب، بازداشت، صدور احکام قضایی سنگین برای مسیحیان بویژه نوکیشان مسیحی فارسی زبان ایران در نظام جمهوری اسلامی سالیان است که توسط ماموران رسمی و غیر رسمی حاکمیت در حال انجام می باشد و بارها موجب اعتراض نهادهای دینی و حقوق بشری جهان قرار گرفته است.


* سختیها و مشکلات دو بعد دارد اما در یک غالب می باشند : وجه مشترکشان این است که انسانها را به زانو در می آورند ؛ اما تفاوت انها بسیار زیادند . یعنی یکی بزانو در می آید در برابر سختیها ، و یکی بزانو می افتد در برابر خدا ! آمین

۱۳۹۴ شهریور ۴, چهارشنبه

چرا خدا اجازه می دهد مشکلات در جهان وجود داشته باشد؟

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

یک. گناه عواقب و پیامدهای وحشتناکی دارد، همان گونه که رفتار نیکو تاثیر مثبت و مفیدی بر خانواده و جامعه می گذارد. اگر مردم گناه کنند و قوانین را نادیده بگیرند و اتفاقی رخ ندهد، اطاعت از خدا معنا و مفهوم خود را از دست می دهد. به عبارت دقیق تر، مشکلات جهان ناشی از خدا نیست، بلکه ریشه آن افراد خطاکار می باشند. کسانی که خودرای و نامطیع می باشند. افرادی که قلب شان از آن خدا نیست.

دو. گاهی تا وقتی تاثیر منفی یک نگرش، مشاهده و احساس نشود، مردم هرگز از آن ایدئولوژی دست نمی کشند. اتفاقات ناگوار و ناخوشایند سبب می شود که انسان ها درباره آن نگرش تجدید نظر کنند. مثلا در دوران انقلاب کمونیست ها در شوروی سابق، همه تحت تاثیر تئوری مارکس بودند. اما در طی دوران هفتاد سال اختناق و دیکتاتوری، مردم شوروی و اروپای شرقی متوجه نقاط ضعف نگرش مارکس شدند. هزاران سال قبل از انقلاب کمونیستی، کتاب مقدس بارها درباره حکومت های ضد خدا هشدار داده بود. اما مردم آن سرزمین ها، نگرش مارکس را ترجیح دادند. اگر هیتلر و استالین و مائو به فرمان مسیح که محبت و صلح و دوستی به همنوع است توجه نشان می دادند، هر کدام میلیون ها نفر را به قتل نمی رساندند. این اتفاقات ناگوار رخ داد تا امروز بسیاری از طرفداران پرو پاقرص آنان نباشند.

باید توجه داشته باشیم که انسان با حق انتخابی که دارد، سرنوشت خویش را تعیین می کند. خدا فقط انتخاب خودمان را به ما می دهد. علاوه بر این، این نکته ای است که در مناسبات روزمره بارها تجربه کرده اید. شخصی به نظر انسان خوبی است، اما بعد از مدتی همنشینی، درمی یابید که آن شخص مکار و حیله گر است.

سه. خدا اجازه می دهد اتفاقاتی رخ دهد تا برای پیشگیری از آن اقدام کنیم. مثلا ریشه قحطی، ضعف مدیریت و برنامه ریزی است. به یاد بیاورید زمانی که یوسف قحطی را در مصر پیشگویی کرد، راه حل هم ارائه داد: ذخیره محصولات. باستان شناسان کانال های آب را در مصر کشف کردند که برای آبیاری زمین های کشاورزی، ذخیره آب و هم چنین جلوگیری از طغیان رود ها ساخته شده بودند. بنابراین، مدیریت و برنامه ریزی یک اصل اساسی است. اگر حکومتی توجهی به مدیریت آب و غذا ندارد، چرا مخالفان، خدا را مقصر قلمداد می کنند؟

تاثیر منفی آلودگی هوا بر لایه اوزن، توازن آب و هوا را برهم زده. در نتیجه آسیب دیدگی لایه اوزن، شاهد واقعه خطرناکی در شمال روسیه در سال 2013 بودیم. شهاب سنگ بزرگ به نقطه ای اصابت کرد و بیش از هزار نفر زخمی شدند.

در ایالت کالیفرنیا یا ژاپن زلزله های متعدد رخ می دهد. اما در اکثر موارد بدون تلفات و خسارات قابل ملاحظه است. این در حالی است مکزیک که در همسایگی آمریکا است، با هر زلزله شدید تلفات و خسارات و فراوانی را متحمل می شود. احداث ساختمان ها با رعایت اصول استاندارد، تلفات و خسارات را به شدت کاهش می دهد. 12 ژانویه 2012 در هایتی زلزله رخ داد و حداقل 200000 نفر جان باختند. جالب است بدانید که فقط تعدادی از ساختمان های دولتی تخریب نشد.

تلفات و خسارات ناشی از سونامی در ژاپن به این علت رخ داد که کارشناسان و مهندس ها احتمال وقوع سونامی را یک درصد می دانستند. آن ها تپه ها و صخره ها را به زمین صاف و مسطح تبدیل کردند، در نتیجه بعد از وقوع زلزله شدید، موج قدرتمند سونامی به راحتی وارد شهرها شد. هیچ گونه کانال در اطراف شهرها ساخته نشده بود. اشتباهات مهندسی منجر به فاجعه هولناک گردید.
امروزه سازمان ها و نهادهای بسیاری به مناطق محروم کمک رسانی می کنند. آیا این لطف و حمایت خداوند را نشان نمی دهد؟ اگر مخالفان خدا واقعا دلسوز همنوع خود هستند، داوطلبانه به این گونه سازمان ها ملحق شوند.

چهار. مشکلات و بحران ها ناشی از گزینه های اشتباه و نقاط ضعف انسان ها است. انسان کامل نیست، اما می توان با پرهیز از انتخاب های غلط و یافتن راه حل، نقاط ضعف را از بین برد. به یاد آورید: کودکان از درد آمپول گریزان هستند، اما تزریق آمپول به نفع سلامتی آنان است.

پنج. ملحدها واژه های درد و رنج، آسیب دیدگی را شرارت و بدی می نامند. در حالی که غالب اوقات، درد و رنج حاصل از مشکلات مفید و سودمند است. مشکلات لزوما شرارت محسوب نمی شوند. معمولا مشکلات باعث آگاهی و اصلاح افراد می شود.

واقعیت آن است که مشکلات ما را به جلو هل می دهد و باعث تغییر وضعیت زندگی می شود. مثلا مشکلات مالی مردم را به خود می آورد تا به ادامه تحصیل و یادگیری حرفه و فن روی آورند و خود را در محل کار ارتقاء دهند.

شش. وقایع ناگوار سبب می شود تا مردم از خودخواهی دست بردارند و به یکدیگر کمک کنند و به خدا توجه نشان دهند. با تحمل درد و رنج، می توانیم دیگران را بهتر درک کنیم و برای خدمت و مشاوره به آن ها علاقه نشان دهیم. بدین ترتیب محبت خدا از طریق کمک ما به دیگران ظاهر خواهد شد.

هفت. اختراعات و کارهای بزرگ توسط کسانی انجام گرفته که اشتیاق شدیدی برای رفع مشکل داشته اند.