آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود :((تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر, پسر وروح القدس تعمید دهید.))
۱۳۹۳ مهر ۲۴, پنجشنبه
۱۳۹۳ مهر ۲۳, چهارشنبه
مسیح و خریدن شمشیر
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
در لوقا فصل 22 آیه 36 می خوانیم که مسیح به شاگردانش می فرماید:"اگر کوله بار و پول دارید، بردارید و اگر شمشیر ندارید، بهتر است لباس خود را بفروشید و شمشیری بخرید."
مقصود مسیح از خریدن شمشیر چه بود؟ آیا منظور او ایجاد ارعاب و وحشت در غیر مسیحیان و استفاده از زور و تهدید و هم چنین جنگ مسلحانه به منظور گسترش مسیحیت بود؟
چنین برداشتی از خرید شمشیر با تعالیم مسیح همخوانی ندارد. مسیح و شاگردانش هرگز چنین تعلیم ندادند که از طریق تهدید و زور مردم، قلمرو مسیحیت را گسترش دهید. مسیح عقاید الهی اش را هرگز تحمیل نمی کرد. مخاطبین او در پذیرفتن یا عدم پذیرش مختار و آزاد بودند. مسیح به اراده آزاد انسان احترام می گذاشت. او نه فقط به خاطر شورش و جنگ مسلحانه دستگیر نشد، بلکه بر روی صلیب، دشمنانش را بخشید. شواهد تاریخی از جمله تلمود و اسناد و مدارک امپراطوری روم در قرن اول میلادی هیچگونه گزارشی مبنی بر شورش مسلحانه توسط پیروان مسیح و جنگ برای گسترش مسیحیت ارائه نداده اند.
با این توصیف، مقصود مسیح از خریدن شمشیر چه بود؟
بعضی ها از استعاره استفاده کرده اند و جنبه روحانی به این آیه داده اند که مقصود از شمشیر، کلام خداوند است. بیست سال بعد از صعود مسیح، اولین انجیل نوشته شد و کمی قبل از آن رساله غلاطیان. بنابراین چگونه عهدجدید را باید همراه خود می بردند؟ از سوی دیگر، طومارهای دستنویس عهدعتیق در آن دوران دست هر کسی نبود و قیمت آن بسیار گران. مثلا مقام عالیرتبه سیاسی حبشه آن را در اختیار داشت. هم چنین به یاد داشته باشیم کمی بعد از فرمایش عیسی ، پطرس شمشیر کشید و مسیح بعد از سرزنش کردن پطرس، فرد مجروح را شفا داد.
اگر تاریخ را مطالعه کنید، در می یابید که مردم به هنگام سفر از شهری به شهر دیگر و یا کشوری به کشور دیگر، نیاز به داشتن شمشیر داشتند. علت آن هم واضح بود: وجود راهزانان و حیوانات وحشی. حکایت سامری نیکو را به خاطر بیاورید که مسیح به حمله راهزنان اشاره کرد (لوقا فصل 10 آیه 30).
هم چنین به یاد آورید وقتی سامسون در جاده با شیری روبرو شد (داوران فصل 14 آیات 5- 6). در فصل چهاردهم داروان می خوانیم که شیری به سامسون حمله کرد و سامسون با این که "سلاحی" همراه نداشت، با قدرت خداوند، شیر را کشت. در دوران باستان، کاروان های تجاری، افراد مسلحی را استخدام می کردند تا کالاها به مقصد برسد. مردم نیز اغلب ترجیح می دادند تا به طور گروهی مسافرت کنند (لوقا فصل 2 آیه 44).
از دیدگاه مسیحیت، دفاع گناه نمی باشد. روز های یکشنبه در کشورهای غربی، پلیس در محوطه بسیاری از کلیساهای بزرگ حضور دارد تا از جان ایمانداران مسیحی محافظت کند. دفاع گناه نیست. آنچه گناه تلقی می شود، کاربرد اسلحه برای تحمیل اعتقادات است.
ممکن است عده ای اعتراض کنند که دفاع یعنی قتل و خونریزی. باید توجه داشت که فرمان "قتل نکن" برای آن است که جامعه ناامن نشود و مردم به جای انتقام شخصی، به رای دادگاه و سیستم قضایی احترام بگذارند. قتل با افکار منفی و نفرت به وجود می آید. در حالی که دفاع به معنای حفظ جان در برابر یک اتفاق غیرمترقبه است. اتفاقی که ممکن است به مرگ یا معلولیت کودکان و افراد غیرمسلح انجامد.
امروزه اگر شخصی به قصد دفاع از خودش، کسی را بکشد و نتواند در دادگاه ثابت کند، حکم قاضی اعدام است یا حبس طولانی مدت! ابتدا باید سخن مسیح را در چارچوب تاریخی بررسی کنیم و سپس برای زندگی قرن 21 چنین تعبیر کنیم که خدا مخالف دفاع نیست. اما منظور مسیح را نباید این طور استنباط کرد که از امروز با خود سلاح حمل کنیم. این سخن مسیح را برای زمان حاضر بایستی چنین تعبیر کرد که اگر سرباز هستید و دشمن به کشور حمله کرده، باید از خودتان و هموطن تان دفاع کنید. یا اگر به دلایلی، تهدید به مرگ شدید، می توانید از آن ناحیه یا کشور خارج شوید، بدون آن که نیازی به کاربرد اسلحه باشد. هم چنین می توان فرض کرد که شما باید به مدت طولانی در منطقه ای ناامن و خطرناک زندگی کنید، بنابراین حمل سلاح آن هم به قصد دفاع، گناه محسوب نمی شود. اما در شرایط عادی که نیازی به خرید و حمل اسلحه نیست، در صورت احساس خطر می توانید با پلیس تماس بگیرید.
۱۳۹۳ مهر ۲۲, سهشنبه
اگر خدا در همه جا حاضر است، چرا از آدم پرسید:"کجا هستی؟" (پیدایش فصل 3 آیه 9)
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
"خداوند آدم را ندا داد:"ای آدم، کجا هستی؟" (پیدایش فصل 3 آیه 9)
این سئوال یک افسر بازجوئی که به شدت خشمگین است، نیست، بلکه ندای صمیمانه و اندوهگین پدر مهربان است. او نااطاعتی آدم و حوا را دیده بود و می دانست که میان او و دو انسان شکافی ایجاد شده است. هنگامی که مسیح این سئوال را مطرح کرد، می دانست که باید زمانی خودش پلی شود بر روی این شکاف عظیم. نکته دیگر این که مسیح فقط "آدم" را مخاطب قرار داد. او آدم را به عنوان نماینده انسان و خانواده، مسئول اصلی واقعه سقوط قلمداد کرد.
خداوند پرسید:"آدم، کجا هستی؟" مقصود او از این سئوال، مکانی که آدم در آن پنهان شده، نبود، بلکه به وضعیت و جایگاه روحانی آدم اشاره دارد. اگر خدا، آدم را صدا نمی زد، محبت و نیکویی او زیر سئوال قرار می گرفت. او شبان نیکویی است که به دنبال گوسفند گمشده می گردد و وقتی او را پیدا کرد، شادی می کند (لوقا فصل 15 آیات 4-7). خدا تک تک افراد را به قدری دوست دارد که به دنبال هر یک از گمشدگان می گردد. اگر گناهکاران به خود بیایند و به سوی خداوند بازگشت کنند، فیض و رحمت خداوند شامل حال آنان خواهد شد.
به هنگام مواجه با مشکلات و بحران ها، اغلب می پرسیم:"خدا کجاست؟" در حالی که سئوال اصلی این است:"رابطه من با خدا چگونه است؟" همواره به یاد داشته باشیم: تا زمانی که من تغییر نکنم، خداوند اوضاع و شرایط اطرافم را تغییر نمی دهد.
انديشمند مسلمان: "اگر خواهان صلح و آشتی هستيد پيرو آموزه های مسيح باشيد"
در كنفرانسی كه با حضور علمای اسلامی، نمايندگان مجلس و وكلای سرشناس پاکستان برگزار شد، فیلسوف مسلمان از تعاليم عيسي مسيح ستايش کرد.
به گزارش سرویس ترجمه «محبت نیوز» به نقل از خبرگزاری مسیحیان پاکستان، در كنفرانسی كه به مناسبت روز جهانی صلح در پاكستان با حضور علمای اسلامی، نمايندگان مجلس و وكلای سرشناس برگزار شد مولانا محمد يوسف انور ضمن ستايش تعاليم عيسي مسيح گفت: "بردباری جوامع مسيحی نمونه بارز كاركرد آموزه های عيسی مسيح است."
همچنين وي خواستار توجه بيشتر رهبران مسلمان به نقض گسترده حقوق اقليت های مذهبی در جوامع مسلمان شد.
آزار و اذيت اقليت های مسلمان و غيرمسلمان به امری عادی و رايج در اغلب كشورهای اسلامي تبديل شده است.
اين مسائل برخي از دولت هاي مسلمان را به چاره جويي واداشته است.
پاکستان، که اکثریت جمعیتش را مسلمانان تشکیل می دهند، مسیحیان به شدت در آنجا از سوی افراطیون در جفا می باشند پاکستان همچنین سخت ترین قوانین را در مورد توهین به مقدسات دارد. هر کس که به جرم توهین به اسلام و "محمد" ( کفرگویی) آن محکوم شناخته شود، با مجازات مرگ رو به روست.
"توهین به مقدسات" مسالهای حساس در پاکستان است که در سالهای اخیر با قتل چندین نفر همراه بوده است.
بسیاری عقیده دارند که از قانون مربوط به مجازات «کفرگویی» در پاکستان، برای تسویه حسابهای شخصی و فشار بر اقلیتهای مذهبی غیرمسلمان بویژه مسیحیان استفاده میشود.

۱۳۹۳ مهر ۲۱, دوشنبه
تجاوز پيكارجويان دولت اسلامی به زنان مسيحی
زنان مسيحی اسیر در زندان بادوش عراق ناگزیر در میان دو انتخاب: يا اسلام بياورند يا هر روز مورد تجاوز قرار گيرند تا عقيده خود را عوض كنند.
«محبت نیوز» - زندان شهر بادوش دومین زندان بزرگ در سراسر عراق در تصرف دولت اسلامی، امروز ميزبان صدها زن مسيحی، ايزدی و تركمن است. زنانی كه بارها مورد تجاوز قرار گرفته اند تا از آيين خود دست بكشند و اسلام ورد قبول آنان را بپذيرند.
بر طبق شريعت اسلام، اين زنان غنائم جنگی هستند، زنانی كه بسياری از آنها به عنوان برده جنسی به ستيزه جويان دولت اسلامی فروخته شدند.
بنا به گزارش منابع خبری مسیحی مقامات رسمی سازمان ملل در عراق تخمين مي زنند در حدود ١٥٠٠ زن و كودك عمدتن مسيحی و ايزدی به عنوان برده جنسی به اين جنگجويان فروخته شده باشند.
دولت اسلامی اين بردگان جنسي را بين ٢٥ تا ١٥٠ دلار آمريكا به فروش مي رساند.
دولت اسلامي خلافت خودخوانده ای را در بخش های وسيعي از شمال عراق و شرق سوريه اعلام كرده است.

چرا خداوند به قوم اسرائیل دستور داد تا ساکنان کنعان را قتل عام کنند؟
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان کتاب مقدس این سئوال را مطرح می کنند که چرا خدا که سرشار از رحمت و محبت است، به قوم اسرائیل دستور داد، تا ساکنان کنعان (سرزمینی که امروزه فلسطین و اسرائیل نامیده می شوند) را قتل عام کنند؟
اگر مخالفان با دقت کتاب مقدس را خوانده باشند، ابتدا درمی یابند که نسل اول قوم اسرائیل که شاهد عینی معجزات بزرگ خداوند در مصر و صحرای سینا بود، به علت گله و شکایت و کم ایمانی، اجازه نیافتند تا وارد سرزمین موعود شوند. از آن نسل فقط دو مرد وفادار به خدا یعنی یوشع و کالیب با خانواده شان به همراه نسل دوم وارد سرزمین کنعان شدند. حتی خود موسی نیز به علت نااطاعتی از ورود به کنعان منع شد. خداوند بارها و بارها در دوران عهد عتیق، قوم اسرائیل را به علت نااطاعتی و بت پرستی تنبیه کرد و حتی آن ها را به تبعید فرستاد. بنابراین، خدا تبعیض قائل نشد. در تبعید بود که قوم اسرائیل هرگز به بت پرستی روی نیاورد، بلکه به شریعت خداوند وفادار ماند.
اشاره های کتاب مقدس و کشفیات باستان شناسی بیانگر آن است که کنعان سرزمین بت پرست ها بود. آن ها نه فقط بسیار بی رحم بودند، بلکه به هنگام پرستش بت های شان، با حیوانات رابطه جنسی برقرار می کردند، زنان جوان، دختران، کودکان و حتی نوزادان را برای خدایان شان قربانی می کردند و در مقابل بت های خود به زنا و همجنس بازی می پرداختند. در نتیجه، خداوند کراهت داشت تا قوم برگزیده او در کنار این اقوام زندگی کنند. خداوند بارها به قوم اسرائیل هشدار داد که با این مردمان شرور ارتباط برقرار نکنند.
نکته جالب این است که کنعانیان درباره معجزات خدای اسرائیل در مصر و صحرای سینا کاملا اطلاع داشتند (یوشع فصل 2 آیات 9- 11). خداوند، در طی سال های سرگردانی و توقف یهودیان در صحرای سینا، به کنعانیان فرصت داد تا به خود بیایند و توبه کنند. اما آن ها اعتنایی نکردند و به راه و روش گناه آلود خود ادامه دادند. در دوران یوشع، بر خلاف دستور خدا، قوم اسرائیل ساکنان شرور و بت پرست کنعان را کاملا نابود نکرد، بلکه حتی در مواردی با آن ها سازش نمود و نتیجه این اشتباه یهودیان را در کتاب داوران می بینیم. تاثیر منفی که بت پرست ها بر نسل های بعدی قوم اسرائیل گذاشتند، در عهد عتیق و تاریخ باستان به ثبت رسیده است. هنگامی که خدا به علت بت پرستی، یهودیان را ترک می کرد، قوم اسرائیل ضعیف می شد و تحت سلطه کنعانیان و دیگر اقوام بت پرست قرار می گرفت. آن قوم ها همواره از دشمنان قسم خورده اسرائیل بودند. به عبارت دیگر، دشمنی آن قوم ها و هم چنین انتقال فرهنگ بت پرستی و منحط اخلاقی شان، بارها و بارها قوم اسرائیل را به ضعف و انحراف کشاندند.
باید از مخالفان کتاب مقدس پرسید که آیا خودشان حاضر هستند با همسایگان خلافکار و افراد بزهکار در یک محله و کوچه زندگی کنند؟ آیا اجازه می دهند که فرزندشان با فرزندان چنین خانواده هایی دوست و هم بازی شود؟
با این توصیف، در کتاب یونس می خوانیم که ملوانان بت پرست و هم چنین اهالی آشوری شهر نینوا توبه کردند و خداوند از نابودی آن ها صرف نظر کرد. در ضمن، راحاب و خانواده اش که از ساکنان کنعان بودند، به خدای اسرائیل ایمان آوردند و از مرگ حتمی نجات یافتند. نام راحاب در نسب نامه مسیح موجود است. هم چنین در عهد جدید از راحاب به عنوان قهرمان ایمان یاد شده است (عبرانیان فصل یازدهم).
نکته شگفت انگیز آن است اهالی شهر نینوا به پیام خداوند گوش فرا دادند و توبه کردند، اما در همان زمان اکثر یهودیان به بت پرستی روی آورده بودند و فقط عده معدودی به خداوند وفادار بودند!
قوم اسرائیل می بایست در سرزمین کنعان اسکان می یافت تا از آن منطقه خدای حقیقی را به دنیای باستان معرفی نماید، اما وجود اقوام سرکش و شرور که حاضر به پذیرش خدای اسرائیل نبودند و علی رغم پیروزی ها و معجزاتی که خدا برای یهودیان انجام داد، به مخالفت و ستیز می پرداختند، مانع بزرگی برای نقشه خداوند بودند.
شاید برخی از خوانندگان نبرد قوم اسرائیل با دشمنان را با جهاد در اسلام مقایسه کنند. جنگ در عهد عتیق محدود است و بیشترین موارد در کتاب یوشع ذکر شده. هنگامی که قوم اسرائیل به بت پرستی روی می آوردند، خداوند اجازه می داد تا توسط دشمنان تنبیه شده و زیر سلطه قرار بگیرند. اما در قرآن جهاد برای همه زمان ها و تمام دوران ها می باشد و محدودیت ندارد. بنابراین آیات مربوط به جهاد محدود به قرون اول و دوم هجری نیست، بلکه جنبه دائمی و همیشگی دارد. جهاد در واقع دستوری است مطلق برای مسلمانان در تمام زمان ها. اما در عهد عتیق (قبل از مسیحیت)، محدود به همان دوران بود: نبرد با دشمنانی که از خدای حقیقی و معجزات او برای قوم اسرائیل آگاه بودند.
در عهد جدید، مسیح و شاگردانش در قرن اول میلادی برای توسعه مسیحیت به شمشیر و شورش مسلحانه متوسل نشدند. این نکته را در تعالیم مسیح و شاگردانش و هم چنین گزارش های مورخان یونانی، رومی و یهودی قرن اول میلادی مشاهده می کنیم. در مسیحیت احکام جهاد و قتل عام دشمنان وجود ندارد. در قرون گذشته، کسانی که به نام مسیحیت اقدام به جنگ کرده اند، در واقع به تعالیم مسیح خیانت ورزیده اند، زیرا مسیح چنین مجوزی نداد. وقتی شخصی با توسل به اسلحه می خواهد پیام انجیل را بشارت دهد، در واقع به تعالیم مسیح و عهد جدید خیانت می کند.
۱۳۹۳ مهر ۲۰, یکشنبه
پاسخ به مخالفان مهران پورپشنگ وقتی خدا دنیا را آفرید، این مشکلاتی از قبیل جنگ، قحطی و بیماری وجود نداشت. مشکل از زمان نااطاعتی انسان از خدا شروع شد. شما برای کسی که مشکل مالی دارد، کار پیدا می کنید. اگر آن شخص به محل کار نرود، آیا شما مقصر هستید؟ مشکل آفریقا در ضعف مدیریت و عدم برنامه ریزی بهداشتی، غذایی و آب است. مشکل کوبانی، باز به اراده انسان ها بستگی دارد. اما اگر همین الان خدا عدالت را اجرا کند، قلبی که نخواهد با خدا باشد، چند دقیقه بعد دوباره دست به جنایت می زند. فراموش نکنید خدا انسان را عروسک کوکی خلق نکرد. خدا هر کاری لازم را برای ما انجام داده است تا بخشیده شویم، فدیه بیابیم، طاهر شویم و برای آسمان مناسب گردیم. تنها چیزی را که باقی می ماند این است که هدیه نجات را از خدا دریافت کنیم. اگر آن را رد کنیم، خدا راه دیگری نخواهد داشت جز این که انتخاب خودمان را به ما دهد. فراموش نکنید که انسان اراده آزاد دارد.
دفاعیات مسیحی


اشتراک در:
پستها (Atom)