آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود :((تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر, پسر وروح القدس تعمید دهید.))
۱۳۹۲ بهمن ۸, سهشنبه
این چه گناهی است که منجر به مرگ می شود و نباید برای آن دعا کرد؟ (اول یوحنا فصل پنجم آیه شانزدهم)
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یوحنا در نامه اول خود نوشت:"گناهی هست که منجر به مرگ می شود و من نمی گویم که برای آن دعا کنید" (اول یوحنا فصل پنجم آیه شانزدهم). مفسرین کتاب مقدس درباره این آیه نظرات متفاوتی ارائه داده اند. برای مثال افرادی که زمانی ایماندار مسیحی بوده اند، اما به دلایلی اایمان خود را از دست می دهند و با مسیح به شدت مخالفت می کنند. کفر به روح القدس به مرگ روحانی منجر می شود (مرقس فصل سوم آیه 29). کفر به روح القدس، در واقع رد کردن آگاهانه و عمدی روح القدس است به عنوان یک چیز بد و ناپاک، که از اعماق جهنم برمی خیزد و در آن تصمیم قاطعی مبنی بر دور کردن دیگران از عیسی وجود دارد. به عبارت دیگر، شخص دقیقا می داند که روح القدس چه می کند، اما آگاهانه با عملکرد آن مخالفت می ورزد. این شخص کاملا به خدا پشت کرده و به کلی ایمانش را کنار گذاشته است. اگر کسی می ترسد مبادا مرتکب گناه کفر به روح القدس شود، با نگرانی که از این بابت دارد، نشان می دهد که مرتکب این گناه نشده است.
برخی از مفسرین نیز معتقدند که گناهی که منجر به مرگ می شود، گناه مخصوصی نیست. مثلا گناه عخان، حرص و طمع او بود (یوشع فصل هفتم). حنانیا و سفیره به روح القدس (روح خدا) دروغ گفتند (اعمال رسولان فصل 5 آیات 1 تا 10). بعضی از ایمانداران در قرنتس، به خاطر برخورد نامناسب با مراسم عشاء ربانی مردند (اول قرنتیان فصل 11 آیه 30). به عبارت دیگر، خدا اول بچه های یاغی خود را پس گردنی می زند و اگر دستور او را رعایت نکنند و تسلیم او نشوند، ممکن است آن ها را از روی زمین بردارد تا مبادا سرکشی آنان، دیگران را به گمراهی و لغزش سوق دهد.
پولس در نامه اول خود به کلیسای قرنتس، دستور داد که مردی را که با زن پدر خود رابطه جنسی داشت، از کلیسا اخراج کنند (اول قرنتیان فصل 5 آیه 5). پولس امیدوار بود که با این حکم، آن شخص به اشتباه خود پی ببرد و توبه کند. احتمالا بیماری، رنج ها و سختی ها این گونه اشخاص را به توبه ترغیب خواهند کرد.
با این توصیف، به جای قضاوت و داوری دیگران، بایستی برای آنان دعا کنیم و داوری را به خدا واگذار کنیم. توجه کنید که یوحنا نمی گوید:"شما نمی توانید در این مورد دعا کنید"، بلکه می گوید:"من نمی گویم که برای آن دعا کنید". او عدم قطعیت خود را در این مورد قبول دارد. در رساله یعقوب می خوانیم که اگر برای شخصی که در گناه سقوط کرده است دعا کنیم، به واسطه دعاهای ما گناهان آن شخص بخشیده خواهد شد (یعقوب فصل 5 آیه 16).
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.
یوحنا در نامه اول خود نوشت:"گناهی هست که منجر به مرگ می شود و من نمی گویم که برای آن دعا کنید" (اول یوحنا فصل پنجم آیه شانزدهم). مفسرین کتاب مقدس درباره این آیه نظرات متفاوتی ارائه داده اند. برای مثال افرادی که زمانی ایماندار مسیحی بوده اند، اما به دلایلی اایمان خود را از دست می دهند و با مسیح به شدت مخالفت می کنند. کفر به روح القدس به مرگ روحانی منجر می شود (مرقس فصل سوم آیه 29). کفر به روح القدس، در واقع رد کردن آگاهانه و عمدی روح القدس است به عنوان یک چیز بد و ناپاک، که از اعماق جهنم برمی خیزد و در آن تصمیم قاطعی مبنی بر دور کردن دیگران از عیسی وجود دارد. به عبارت دیگر، شخص دقیقا می داند که روح القدس چه می کند، اما آگاهانه با عملکرد آن مخالفت می ورزد. این شخص کاملا به خدا پشت کرده و به کلی ایمانش را کنار گذاشته است. اگر کسی می ترسد مبادا مرتکب گناه کفر به روح القدس شود، با نگرانی که از این بابت دارد، نشان می دهد که مرتکب این گناه نشده است.
برخی از مفسرین نیز معتقدند که گناهی که منجر به مرگ می شود، گناه مخصوصی نیست. مثلا گناه عخان، حرص و طمع او بود (یوشع فصل هفتم). حنانیا و سفیره به روح القدس (روح خدا) دروغ گفتند (اعمال رسولان فصل 5 آیات 1 تا 10). بعضی از ایمانداران در قرنتس، به خاطر برخورد نامناسب با مراسم عشاء ربانی مردند (اول قرنتیان فصل 11 آیه 30). به عبارت دیگر، خدا اول بچه های یاغی خود را پس گردنی می زند و اگر دستور او را رعایت نکنند و تسلیم او نشوند، ممکن است آن ها را از روی زمین بردارد تا مبادا سرکشی آنان، دیگران را به گمراهی و لغزش سوق دهد.
پولس در نامه اول خود به کلیسای قرنتس، دستور داد که مردی را که با زن پدر خود رابطه جنسی داشت، از کلیسا اخراج کنند (اول قرنتیان فصل 5 آیه 5). پولس امیدوار بود که با این حکم، آن شخص به اشتباه خود پی ببرد و توبه کند. احتمالا بیماری، رنج ها و سختی ها این گونه اشخاص را به توبه ترغیب خواهند کرد.
با این توصیف، به جای قضاوت و داوری دیگران، بایستی برای آنان دعا کنیم و داوری را به خدا واگذار کنیم. توجه کنید که یوحنا نمی گوید:"شما نمی توانید در این مورد دعا کنید"، بلکه می گوید:"من نمی گویم که برای آن دعا کنید". او عدم قطعیت خود را در این مورد قبول دارد. در رساله یعقوب می خوانیم که اگر برای شخصی که در گناه سقوط کرده است دعا کنیم، به واسطه دعاهای ما گناهان آن شخص بخشیده خواهد شد (یعقوب فصل 5 آیه 16).
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.
۱۳۹۲ بهمن ۷, دوشنبه
خدا، خدای معجزه گری است
زندگی هدفمند
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
"هیچ وقت چیز خوبی برایم پیش نمی آید. رویاهایم هرگز به حقیقت نمی پیوندند. می دانم هرگز ارتقاء پیدا نمی کنم..." جملاتی مثل این ها، به معنای واقعی شما را از پیشرفت و موفقیت در زندگی باز می دارند. این جملات مانع می شوند تا معجزه در زندگی شما رخ دهد. باید مراقب زبان خود باشید. در زندگی فقط با کلمات آکنده از ایمان به خدا حرف بزنید. به عبارت دیگر، کلمات شما می توانند شما را بسازند یا نابود کنند.
خدا به ما دستور نداده که مرتبا درد و رنج های مان را به زبان بیاوریم. او توصیه نمی کند که به این طرف و آن طرف برویم و درباره موقعیت منفی خود حرف بزنیم. در عوض خدا می خواهد که دائما از نیکویی ها و کارهای برجسته او در زندگی مان با دیگران سخن گوییم. خدا می خواهد از وقتی از خواب بیدار می شویم تا وقت خواب، پیوسته به چیزهای مثبت فکر کنیم.
شاید بعضی بگویند که این غیرممکن است. نه نمی توانم کاملا بر افکارم مسلط باشم. اگر بخواهیم فقط با توانایی شخصی به مقابله افکار منفی برویم، نتیجه چندان موفقیت آمیز نخواهد بود. اما می توان با قدرت مافوق طبیعی روح القدس (روح خدا) با ذهنیت منفی مبارزه کرد و به آسانی بر آن غلبه نمود. با یاری روح القدس خیلی آسان خواهد بود تا افکار منفی را از ذهن خود خالی سازیم.
در حقیقت، کلمات ما را به رویاهای مان نزدیک تر یا دورتر می سازند. کلمات، قدرت شگفت انگیزی دارند. لحظه ای که دارید درباره چیزی حرف می زنید، در واقع دارید آن را می آفرینید. وقتی حرف می زنید، دارید دانه ای را می کارید. این یک اصل روحانی است: چیزی که درباره اش حرف می زنید، خوب یا بد، مثبت یا منفی، تاثیر شگرفی بر آینده تان دارد.
اگر همیشه درباره مشکلات تان حرف می زنید، متعجب نشوید که چرا در شکستی همیشگی زندگی می کنید. اگر عادت دارید بگویید:"هرگز چیز خوبی برایم اتفاق نمی افتد" حدس بزنید چه می شود؟ هیچ چیز خوبی برای تان رخ نمی دهد. دست از حرف زدن درباره شکست بردارید و شروع به حرف زدن درباره معجزه خدا و راه حل کنید. از کلمات برای توصیف موقعیت خود استفاده نکنید. از کلمات برای تغییر موقعیت خود سود جوئید.
هر روز صبح، وقتی از خواب بیدار می شوید به خداوند بگویید:"خدایا، متشکرم که به تو و به قدرت اقتدارت اعتقاد راسخ دارم. من به خوبی قادرم هرکاری که تو به انجامش من را دعوت کنی، انجام دهم". کلام خدا می فرماید:"در مسیح قدرت انجام هرکاری را دارم" (فیلیپیان فصل چهارم آیه سیزدهم).
به محض این که از رختخواب بلند می شوید، حال و هوای روزتان را مشخص می کنید. اگر در همان دقایق اول با افکار منفی روز خود را شروع کنید، آن روز برای افکار منفی برنامه ریزی خواهد شد. اگر در مضیقه مالی هستید، به جای این که درباره مشکل حرف بزنید، لازم است با جسارت بگویید:"خداوند مشکل مالی ندارد. او قادر است به من کمک کند". شخصی تعریف می کرد که برای تاسیس شبکه تلویزیونی نه وسایلی برای ضبط برنامه داشتیم و نه استودیویی. او هر روز "صبح" کتاب مقدس را می خواند و ایاتی را که به هدایت خداوند مربوط می شد، می نوشت و در طول روز درباره آن تفکر می کرد. او چنین دعا می کرد:"خدایا، شکر که ما از حکمت و هدایت مافوق طبیعی تو برخورداریم. شکی ندارم که در دستیابی به هدف خود موفق خواهم شد. شکر می کنم که قدم هایم را هدایت می کنی". بعد از مدتی چه اتفاقی افتاد؟ او اکنون صاحب شبکه 24 ساعته تلویزیونی است و از طریق آن مژده نجات بخش انجیل را اعلان می کند.
خدا می خواهد برای شما کار مشابهی انجام دهد. اما نمی شود تنبلی کنید. لطفا کتاب مقدس را بردارید و در جستجوی آیاتی باشید که به موفقیت شما مربوط می شوند. آن ها را بنویسید و در طول روز عادت کنید درباره شان تفکر کنید. به عبارت دیگر، توپ در زمین شماست. اگر خواهان موفقیت هستید، اگر خواهان حکمت هستید، باید این روش را به کار بگیرید. باید جسورانه کلمات ایمان و پیروزی را بر زبان بیاورید. ما خدای مافوق طبیعی را ستایش می کنیم. او محدود به قوانین طبیعت نیست. او می تواند کارهایی کند که از دست بشر برنمی آید. او می تواند در جایی از زندگی ما راهی مهیا کند که به نظر می رسید راهی وجود ندارد. از کلمات نومیدکننده خودداری کنید. شکایت نکنید. نگویید چقدر احساس ضعف و ناتوانی می کنم. نگویید چقدر موقعیت ناامیدکننده است. به جای آن جملاتی را انتخاب کنید که ایمان شما را استوار و تقویت کند. کلمات آکنده از ایمان بر زبان بیاورید. سلامتی، شفا و موفقیت و پیروزی را در خداوند به زبان آورید. به یک کتاب مقدس متحرک تبدیل شوید. آنگاه خدا شروع به فعالیت کند. وقتی خدا برای رفع مشکل شما وارد صحنه می شود، هیچ چیز و هیچکس قادر نیست مانع از انجام معجزات او شود.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است
"هیچ وقت چیز خوبی برایم پیش نمی آید. رویاهایم هرگز به حقیقت نمی پیوندند. می دانم هرگز ارتقاء پیدا نمی کنم..." جملاتی مثل این ها، به معنای واقعی شما را از پیشرفت و موفقیت در زندگی باز می دارند. این جملات مانع می شوند تا معجزه در زندگی شما رخ دهد. باید مراقب زبان خود باشید. در زندگی فقط با کلمات آکنده از ایمان به خدا حرف بزنید. به عبارت دیگر، کلمات شما می توانند شما را بسازند یا نابود کنند.
خدا به ما دستور نداده که مرتبا درد و رنج های مان را به زبان بیاوریم. او توصیه نمی کند که به این طرف و آن طرف برویم و درباره موقعیت منفی خود حرف بزنیم. در عوض خدا می خواهد که دائما از نیکویی ها و کارهای برجسته او در زندگی مان با دیگران سخن گوییم. خدا می خواهد از وقتی از خواب بیدار می شویم تا وقت خواب، پیوسته به چیزهای مثبت فکر کنیم.
شاید بعضی بگویند که این غیرممکن است. نه نمی توانم کاملا بر افکارم مسلط باشم. اگر بخواهیم فقط با توانایی شخصی به مقابله افکار منفی برویم، نتیجه چندان موفقیت آمیز نخواهد بود. اما می توان با قدرت مافوق طبیعی روح القدس (روح خدا) با ذهنیت منفی مبارزه کرد و به آسانی بر آن غلبه نمود. با یاری روح القدس خیلی آسان خواهد بود تا افکار منفی را از ذهن خود خالی سازیم.
در حقیقت، کلمات ما را به رویاهای مان نزدیک تر یا دورتر می سازند. کلمات، قدرت شگفت انگیزی دارند. لحظه ای که دارید درباره چیزی حرف می زنید، در واقع دارید آن را می آفرینید. وقتی حرف می زنید، دارید دانه ای را می کارید. این یک اصل روحانی است: چیزی که درباره اش حرف می زنید، خوب یا بد، مثبت یا منفی، تاثیر شگرفی بر آینده تان دارد.
اگر همیشه درباره مشکلات تان حرف می زنید، متعجب نشوید که چرا در شکستی همیشگی زندگی می کنید. اگر عادت دارید بگویید:"هرگز چیز خوبی برایم اتفاق نمی افتد" حدس بزنید چه می شود؟ هیچ چیز خوبی برای تان رخ نمی دهد. دست از حرف زدن درباره شکست بردارید و شروع به حرف زدن درباره معجزه خدا و راه حل کنید. از کلمات برای توصیف موقعیت خود استفاده نکنید. از کلمات برای تغییر موقعیت خود سود جوئید.
هر روز صبح، وقتی از خواب بیدار می شوید به خداوند بگویید:"خدایا، متشکرم که به تو و به قدرت اقتدارت اعتقاد راسخ دارم. من به خوبی قادرم هرکاری که تو به انجامش من را دعوت کنی، انجام دهم". کلام خدا می فرماید:"در مسیح قدرت انجام هرکاری را دارم" (فیلیپیان فصل چهارم آیه سیزدهم).
به محض این که از رختخواب بلند می شوید، حال و هوای روزتان را مشخص می کنید. اگر در همان دقایق اول با افکار منفی روز خود را شروع کنید، آن روز برای افکار منفی برنامه ریزی خواهد شد. اگر در مضیقه مالی هستید، به جای این که درباره مشکل حرف بزنید، لازم است با جسارت بگویید:"خداوند مشکل مالی ندارد. او قادر است به من کمک کند". شخصی تعریف می کرد که برای تاسیس شبکه تلویزیونی نه وسایلی برای ضبط برنامه داشتیم و نه استودیویی. او هر روز "صبح" کتاب مقدس را می خواند و ایاتی را که به هدایت خداوند مربوط می شد، می نوشت و در طول روز درباره آن تفکر می کرد. او چنین دعا می کرد:"خدایا، شکر که ما از حکمت و هدایت مافوق طبیعی تو برخورداریم. شکی ندارم که در دستیابی به هدف خود موفق خواهم شد. شکر می کنم که قدم هایم را هدایت می کنی". بعد از مدتی چه اتفاقی افتاد؟ او اکنون صاحب شبکه 24 ساعته تلویزیونی است و از طریق آن مژده نجات بخش انجیل را اعلان می کند.
خدا می خواهد برای شما کار مشابهی انجام دهد. اما نمی شود تنبلی کنید. لطفا کتاب مقدس را بردارید و در جستجوی آیاتی باشید که به موفقیت شما مربوط می شوند. آن ها را بنویسید و در طول روز عادت کنید درباره شان تفکر کنید. به عبارت دیگر، توپ در زمین شماست. اگر خواهان موفقیت هستید، اگر خواهان حکمت هستید، باید این روش را به کار بگیرید. باید جسورانه کلمات ایمان و پیروزی را بر زبان بیاورید. ما خدای مافوق طبیعی را ستایش می کنیم. او محدود به قوانین طبیعت نیست. او می تواند کارهایی کند که از دست بشر برنمی آید. او می تواند در جایی از زندگی ما راهی مهیا کند که به نظر می رسید راهی وجود ندارد. از کلمات نومیدکننده خودداری کنید. شکایت نکنید. نگویید چقدر احساس ضعف و ناتوانی می کنم. نگویید چقدر موقعیت ناامیدکننده است. به جای آن جملاتی را انتخاب کنید که ایمان شما را استوار و تقویت کند. کلمات آکنده از ایمان بر زبان بیاورید. سلامتی، شفا و موفقیت و پیروزی را در خداوند به زبان آورید. به یک کتاب مقدس متحرک تبدیل شوید. آنگاه خدا شروع به فعالیت کند. وقتی خدا برای رفع مشکل شما وارد صحنه می شود، هیچ چیز و هیچکس قادر نیست مانع از انجام معجزات او شود.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است
آیا خدا با گفتن این که معلولین برای تقدیم قربانی صلاحیت ندارند، غیرمنصفانه عمل کرد و در حق آنان تبعیض قائل شد؟
Christian Apologetics دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از نتایج غم انگیز سقوط انسان به هنگام رخنه گناه در جهان، نقص های جسمانی است. در عهد عتیق می خوانیم که خداوند مقرر فرمود کاهنان یهودی برای اجرای مراسم قربانی هیچگونه نقص و عیب جسمانی نداشته باشند (لاویان فصل 21 آیات 16 تا 24). در آن دوران، کاملیت روحانی و اخلاقی به طور نمادین در بدن تندرست بروز می یافت. این دستور به آن معنا نیست که معلولین نباید به عنوان کاهن انتخاب شوند. کاهنانی که از نظر جسمانی عیبی داشتند، اجازه نداشتند "مراسم قربانی" را اجرا نمایند. این حکم خدا دو دلیل داشت: نخست آن که قربانی هایی که قوم اسرائیل به درگاه خداوند می آوردند، می بایستی کامل و بی عیب باشند. دلیل دوم، کاهن خود نمادی از کاهن اعظم آینده (مسیح) بود. در عیسی مسیح هیچ نقص و عیبی یافت نمی شد.
با این توصیف، نباید گمان کنیم که همه کاهنان فاقد نقص جسمانی بوده اند. با مطالعه لاویان فصل 21 در می یابیم که عده ای از کاهنان دارای معلولیت جسمی بوده اند. این نواقص ممکن است بر اثر حوادث یا ابتلا به بیماری به وجود آمده اند یا مادرزادی بوده اند. کاهنان معلول به هیچ وجه به حال خود رها نشده بودند، زیرا بسیاری از خدمات مهم خیمه عبادت توسط آنان انجام می شد.
باید توجه داشته باشیم که هرگز نباید این آیات را برای تحقیر یا ترساندن معلولان به کار ببریم. تردیدی نیست که یک روح زیبا در یک تن افلیج به سر می برد و خدا این افراد را می تواند به خوبی به کار ببرد. فانی کراسبی، سراینده سرودهای معروف روحانی، نابینا بود. جرج متیسن نیز واعظ و سراینده سرودهای روحانی، نابینا بود. نیک وجیچیچ که معلول و بدون عضو به دنیا آمد، امروزه به عنوان یک واعظ مشهور مسیحی معروف است. رابرت موری واعظ کلیسای پرزبیتری غالبا به علت ضعف قلبی بستری بود. نواقص جسمانی، اگر بر فیض خدا متکی باشد، هرگز مانع خدمت به مسیح نیست.
رهبر معروف ارکستر "آرتور توسکانی" به شدت نزدیک بین بود. او زمانی که فقط به عنوان نوازنده در ارکستر ویلون سل می نواخت، نمی توانست نت ها را بخواند. او مجبور بود نت ها را از بر کند. یک روز رهبر ارکستر مریض شد و توسکانی تنها کسی بود که تمام آهنگ های آن کنسرت را از حفظ می دانست. آن روز او توانست تمام کنسرت را به خوبی رهبری کند و این واقعه به شهرت و محبوبیت او انجامید که اساسش یک نقص بدنی بود.
خداوند فرمود:"کسانی که نمی توانند صاحب فرزند شوند، گمان نکنند که از قوم خدا جدا هستند. اگر آنچه را مورد پسند من است به جا آورند و به عهد من وفادار بمانند، آنگاه نام آنان در خانه من و در میان قوم من تا ابد به یادگار خواهد ماند و نامی پرافتخار تر از از نام کسانی خواهد بود که صاحب فرزند هستند" (اشعیاء فصل 56 آیات 3 تا 5). به عبارت دیگر، برکات خدا همان اندازه برای معلولان است که برای هر شخص دیگری.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است
یکی از نتایج غم انگیز سقوط انسان به هنگام رخنه گناه در جهان، نقص های جسمانی است. در عهد عتیق می خوانیم که خداوند مقرر فرمود کاهنان یهودی برای اجرای مراسم قربانی هیچگونه نقص و عیب جسمانی نداشته باشند (لاویان فصل 21 آیات 16 تا 24). در آن دوران، کاملیت روحانی و اخلاقی به طور نمادین در بدن تندرست بروز می یافت. این دستور به آن معنا نیست که معلولین نباید به عنوان کاهن انتخاب شوند. کاهنانی که از نظر جسمانی عیبی داشتند، اجازه نداشتند "مراسم قربانی" را اجرا نمایند. این حکم خدا دو دلیل داشت: نخست آن که قربانی هایی که قوم اسرائیل به درگاه خداوند می آوردند، می بایستی کامل و بی عیب باشند. دلیل دوم، کاهن خود نمادی از کاهن اعظم آینده (مسیح) بود. در عیسی مسیح هیچ نقص و عیبی یافت نمی شد.
با این توصیف، نباید گمان کنیم که همه کاهنان فاقد نقص جسمانی بوده اند. با مطالعه لاویان فصل 21 در می یابیم که عده ای از کاهنان دارای معلولیت جسمی بوده اند. این نواقص ممکن است بر اثر حوادث یا ابتلا به بیماری به وجود آمده اند یا مادرزادی بوده اند. کاهنان معلول به هیچ وجه به حال خود رها نشده بودند، زیرا بسیاری از خدمات مهم خیمه عبادت توسط آنان انجام می شد.
باید توجه داشته باشیم که هرگز نباید این آیات را برای تحقیر یا ترساندن معلولان به کار ببریم. تردیدی نیست که یک روح زیبا در یک تن افلیج به سر می برد و خدا این افراد را می تواند به خوبی به کار ببرد. فانی کراسبی، سراینده سرودهای معروف روحانی، نابینا بود. جرج متیسن نیز واعظ و سراینده سرودهای روحانی، نابینا بود. نیک وجیچیچ که معلول و بدون عضو به دنیا آمد، امروزه به عنوان یک واعظ مشهور مسیحی معروف است. رابرت موری واعظ کلیسای پرزبیتری غالبا به علت ضعف قلبی بستری بود. نواقص جسمانی، اگر بر فیض خدا متکی باشد، هرگز مانع خدمت به مسیح نیست.
رهبر معروف ارکستر "آرتور توسکانی" به شدت نزدیک بین بود. او زمانی که فقط به عنوان نوازنده در ارکستر ویلون سل می نواخت، نمی توانست نت ها را بخواند. او مجبور بود نت ها را از بر کند. یک روز رهبر ارکستر مریض شد و توسکانی تنها کسی بود که تمام آهنگ های آن کنسرت را از حفظ می دانست. آن روز او توانست تمام کنسرت را به خوبی رهبری کند و این واقعه به شهرت و محبوبیت او انجامید که اساسش یک نقص بدنی بود.
خداوند فرمود:"کسانی که نمی توانند صاحب فرزند شوند، گمان نکنند که از قوم خدا جدا هستند. اگر آنچه را مورد پسند من است به جا آورند و به عهد من وفادار بمانند، آنگاه نام آنان در خانه من و در میان قوم من تا ابد به یادگار خواهد ماند و نامی پرافتخار تر از از نام کسانی خواهد بود که صاحب فرزند هستند" (اشعیاء فصل 56 آیات 3 تا 5). به عبارت دیگر، برکات خدا همان اندازه برای معلولان است که برای هر شخص دیگری.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است
۱۳۹۲ بهمن ۶, یکشنبه
در انجیل متی می خوانیم:" ای خدا ما را از وسوسه ها دور نگاه دار". آیا خدا انسان را به وسوسه می اندازد؟
مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
در انجیل متی فصل ششم، عیسی آنچه را که دعای ربانی یعنی دعای خداوند نامیده می شود، به ما عطا فرمود تا الگویی باشد برای دعای مسیحی. با توجه به این الگو، ما باید خدا را تمجید کنیم، برای انجام اراده او در این دنیا و برای احتیاجات روزانه دعا کنیم و دعا کنیم تا خدا در کشمکش های روزانه به ما کمک کند.
مسیح به ما یاد داد تا به هنگام دعا از خدا در خواست کنیم که ما را از وسوسه ها دور نگه دارد (آیه سیزدهم). مقصود او چه بود؟
نخست این که کتاب مقدس می فرماید:"وقتی کسی وسوسه شده، به سوی گناهی کشیده می شود، فکر نکند که خدا او را وسوسه می کند، زیرا خدا از گناه و بدی به دور استو کسی را نیز به انجام آن، وسوسه و ترغیب نمی کند" (یعقوب فصل اول آیه سیزدهم).
وسوسه از تمایلات ناپاک درون سرچشمه می گیرد، نه از خدا. وسوسه با یک فکر ناپاک شروع می شود. اگر آن فکر را بسط دهیم و اجازه بدهیم که به مرحله عمل برسد، تبدیل به گناه می شود. وقتی وسوسه منتج به گناه شد، گناه را به گردن دیگران انداختن و آوردن عذر و بهانه برای افکار ناپاک و اعمال گناه آلود، کار آسانی است. عذر و بهانه ها شامل این حرف ها است:
یک. تقصیر شخص دیگری است. دو. من نمی توانم مانع آن بشوم. سه. همه این کار را می کنند. چهار. آن فقط یک اشتباه بود. پنج. هیچکس کامل نیست. شش. شیطان باعث شد آن کار را بکنم. هفت. مرا برای انجام آن کار تحت فشار قرار دادند. هشت. نمی دانستم آن کار گناه است. کسی که عذر و بهانه می آورد، سعی دارد تقصیر خودش را به گردن چیزی یا شخص دیگر بیندازد. اما ایماندار مسیحی مسئولیت گناهان را خودش به گردن می گیرد، به آن ها اعتراف می کند و از خدا می خواهد تا گناهانش را ببخشد.
خدا برای رشد روحانی ما از مشکلات و سختی ها و حتی وقایع شیرین و مطبوع نیز استفاده می کند، زیرا اتفاقات ناگوار و یا ظاهرا خوب ممکن است باعث جدایی ما از خدا و سست شدن ایمان و سرد شدن محبت ما نسبت به خدا شوند. ما ایمانداران در طی زندگی خود از مراحل مشکل و خطرناکی عبور خواهیم کرد. خداوند اجازه می دهد که فرزندانش از این مسیرهای پر پیچ و خم عبور کنند تا ایمان شان قوی گردیده و از امتحان ایمان شان سر بلند بیرون آیند. هر چند خدا برای رشد روحانی ما از مشکلات و بحران ها و حتی وقایع شیرین و مطبوع استفاده می کند، ولی او هرگز ما را وسوسه نمی کند. وسوسه گناه هرگز از سوی خدا صادر نمی شود، بلکه منشا این گونه وسوسه ها، طبیعت گناه آلود خود ما می باشد. وقتی خدا ابراهیم را فرا خواند تا با ایمان زندگی کند، او را آزمایش کرد تا ایمانش قوی تر شود. خدا به این دلیل ما را آزمایش می کند تا بهترین ها در ما ظاهر شوند. شیطان ما را وسوسه می کند تا بدترین چیزها در ما پدیدار شوند.
اما مقصود مسیح از "ای خدا ما را از وسوسه دور نگاه دار"، وسوسه شیطان است. او ایمانداران مسیحی را وسوسه می کند. در نتیجه باید از شیطان رهایی بیابیم. بدین سان، در پس عبارتی که عیسی در این دعا به ما می آموزد، این معنا نهفته است که شیطان از ما بسیار نیرومندتر است و ما ناتوان تر از آنیم که بتوانیم در برابرش تاب بیاوریم. اما اگر از پدر آسمانی درخواست کنیم، او ما را رهایی خواهد داد. لذا از طریق سکونت روح القدس در ما است که که از شیطان رهایی می یابیم.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.
در انجیل متی فصل ششم، عیسی آنچه را که دعای ربانی یعنی دعای خداوند نامیده می شود، به ما عطا فرمود تا الگویی باشد برای دعای مسیحی. با توجه به این الگو، ما باید خدا را تمجید کنیم، برای انجام اراده او در این دنیا و برای احتیاجات روزانه دعا کنیم و دعا کنیم تا خدا در کشمکش های روزانه به ما کمک کند.
مسیح به ما یاد داد تا به هنگام دعا از خدا در خواست کنیم که ما را از وسوسه ها دور نگه دارد (آیه سیزدهم). مقصود او چه بود؟
نخست این که کتاب مقدس می فرماید:"وقتی کسی وسوسه شده، به سوی گناهی کشیده می شود، فکر نکند که خدا او را وسوسه می کند، زیرا خدا از گناه و بدی به دور استو کسی را نیز به انجام آن، وسوسه و ترغیب نمی کند" (یعقوب فصل اول آیه سیزدهم).
وسوسه از تمایلات ناپاک درون سرچشمه می گیرد، نه از خدا. وسوسه با یک فکر ناپاک شروع می شود. اگر آن فکر را بسط دهیم و اجازه بدهیم که به مرحله عمل برسد، تبدیل به گناه می شود. وقتی وسوسه منتج به گناه شد، گناه را به گردن دیگران انداختن و آوردن عذر و بهانه برای افکار ناپاک و اعمال گناه آلود، کار آسانی است. عذر و بهانه ها شامل این حرف ها است:
یک. تقصیر شخص دیگری است. دو. من نمی توانم مانع آن بشوم. سه. همه این کار را می کنند. چهار. آن فقط یک اشتباه بود. پنج. هیچکس کامل نیست. شش. شیطان باعث شد آن کار را بکنم. هفت. مرا برای انجام آن کار تحت فشار قرار دادند. هشت. نمی دانستم آن کار گناه است. کسی که عذر و بهانه می آورد، سعی دارد تقصیر خودش را به گردن چیزی یا شخص دیگر بیندازد. اما ایماندار مسیحی مسئولیت گناهان را خودش به گردن می گیرد، به آن ها اعتراف می کند و از خدا می خواهد تا گناهانش را ببخشد.
خدا برای رشد روحانی ما از مشکلات و سختی ها و حتی وقایع شیرین و مطبوع نیز استفاده می کند، زیرا اتفاقات ناگوار و یا ظاهرا خوب ممکن است باعث جدایی ما از خدا و سست شدن ایمان و سرد شدن محبت ما نسبت به خدا شوند. ما ایمانداران در طی زندگی خود از مراحل مشکل و خطرناکی عبور خواهیم کرد. خداوند اجازه می دهد که فرزندانش از این مسیرهای پر پیچ و خم عبور کنند تا ایمان شان قوی گردیده و از امتحان ایمان شان سر بلند بیرون آیند. هر چند خدا برای رشد روحانی ما از مشکلات و بحران ها و حتی وقایع شیرین و مطبوع استفاده می کند، ولی او هرگز ما را وسوسه نمی کند. وسوسه گناه هرگز از سوی خدا صادر نمی شود، بلکه منشا این گونه وسوسه ها، طبیعت گناه آلود خود ما می باشد. وقتی خدا ابراهیم را فرا خواند تا با ایمان زندگی کند، او را آزمایش کرد تا ایمانش قوی تر شود. خدا به این دلیل ما را آزمایش می کند تا بهترین ها در ما ظاهر شوند. شیطان ما را وسوسه می کند تا بدترین چیزها در ما پدیدار شوند.
اما مقصود مسیح از "ای خدا ما را از وسوسه دور نگاه دار"، وسوسه شیطان است. او ایمانداران مسیحی را وسوسه می کند. در نتیجه باید از شیطان رهایی بیابیم. بدین سان، در پس عبارتی که عیسی در این دعا به ما می آموزد، این معنا نهفته است که شیطان از ما بسیار نیرومندتر است و ما ناتوان تر از آنیم که بتوانیم در برابرش تاب بیاوریم. اما اگر از پدر آسمانی درخواست کنیم، او ما را رهایی خواهد داد. لذا از طریق سکونت روح القدس در ما است که که از شیطان رهایی می یابیم.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.
۱۳۹۲ بهمن ۵, شنبه
ذهن خود را با وعده ها و سخنان خداوند مشغول کنید
مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
بسیاری درک نمی کنند که ما می توانیم افکارمان را انتخاب کنیم. هیچکس نمیتواند ما را وادار کند که به چیزی فکر کنیم. خدا هم این کار را نخواهد کرد. شیطان هم نمی تواند. این ما هستیم که تصمیم می گیریم ذهن ما به چه فکری سرگرم شود. اگر شخصی یک فکر منفی و مایوس کننده در مغز شما کاشته، به آن معنا نیست که شما مجبورید آن فکر را "آب بدهید"، پرورش بدهید، مراقبت کنید و کمکش کنید تا رشد کند. نه، این طور نیست. شما می توانید آن فکر منفی و آشغال را دور بریزید و از ذهن خود اخراج کنید.
ذهن انسان مثل کامپیوتر بسیار پیشرفته است که مغز همه افکاری را که وارد می شود، ذخیره می کند. مثل همه مطالب زشت، کلمات مستهجن، تصورات کثیف و افکار دیگر. وقتی یک فکر منفی در کامپیوتر مغرتان ذخیره شده، به آن معنا نیست که باید آن را بیاورید روی صفحه ذهن تان. اگر مرتکب این اشتباه شوید و ذهن تان را با آن مشغول کنید آن فکر، عواطف و نقطه نظرات تان را تحت تاثیر قرار می گیرد و اگر ادامه دهید، رفتارتان را هم تحت تاثیر قرار می دهد. جنایات و انحرافات اخلاقی نتیجه رشد و نمو افکار منفی است.
پرورش و رشد افکار منفی، شما را برای افسردگی، پذیرش شکست و عقب ماندگی آماده می سازد. اگر به تامل به افکار منفی ادامه دهید، انگیزه حرکت به جلو در جهت مثبت را از دست خواهید داد. هرچه بیشتر به افکار منفی مجال دهیم، مثل این است که در اطاق را باز کردیم و تابلویی آویزان می کنیم که متن آن این است:"لطفا آشغال های تان را این جا بریزید. متشکرم".
همه گاه و بی گاه نومید و افسرده می شوند. زندگی سخت است و گاهی آسیب می بینیم. حتی شکست می خوریم و نقش زمین می شویم. ولی لزومی ندارد که همیشه روی زمین بمانیم. اگر افسرده ایم، باید درک کنیم که هیچکس ما را افسرده نکرده است. اگر شاد نیستیم، هیچکس ما را وادار نکرده که غمگین باشیم. اگر منفی هستیم و نگرش بدی داریم، هیچکس ما را مجبور نکرده که کسل، فاقد حس همکاری بدبین و عبوس باشیم. خومان انتخاب کردیم که در این شرایط باقی بمانیم.
تنها شخصی که می تواند وضعیت ما را عوض کند، خودمان هستیم. باید مسئولیت اعمال مان را بپذیریم. تا وقتی که عذر و بهانه می تراشیم و خانواده، محیط، گذشته و حتی خدا را مقصر می پنداریم، هرگز آزاد نخواهیم شد و دچار مشکلات روحی و عاطفی خواهیم شد. شاید بگویید:"قبول ندارم. اوضاع و احوال من را زمین زده". واقعیت این است که اوضاع و احوال شما را زمین نزده. افکارتان درباره اوضاع، شما را زمین زده است.
البته نمی توانیم مشکلات را نادیده بگیریم و مانند کبک سرمان را زیر برف کنیم. حتی برای آدم های خوب هم اتفاقات بد رخ می دهد. اگر مریض هستید، اشکالی ندارد. آن را بپذیرید و افکارتان را به مسیح شفادهنده معطوف کنید. اگر ذهن تان فرسوده است، ایرادی ندارد. استراحت کنید. اما در هر شرایطی که هستید چه خوب یا بد، فکرتان را به این وعده خدا متمرکز کنید:"آنانی که منتظر خداوند باشند، قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد. خواهند دوید و خسته و درمانده نخواهند شد" (اشعیاء فصل چهل آیه 31).
کلام خدا می فرماید:"اکنون باید طبیعت کهنه و گناه آلود خود را که بر اثر شهوات فریبنده فاسد و فاسدتر می شود، از خود بیرون نمایید. فکر و ذهن شما باید هر روز تغییر کند و به سوی کمال پیش رود. شما باید شخصی جدید و متفاوتی شوید. شخصی مقدس و درستکار. این طبیعت نو را که به صورت خداست، بپوشید" (فسسیان فصل چهارم آیات بیست و دوم تا بیست و چهارم).
اولین جایی که باید پیروزی را از آن خود کنیم، ذهن خودمان است. وقتی افکارمان را با افکار خدا همسو کنیم و ذهن خود را با وعده های خدا تغذیه نماییم، به سوی جلو حرکت خواهیم کرد. وقتی عالی و مثبت فکر کنید، به خدا که منبع محبت، خوشی، آرامش بردباری، مهربانی، نیکوکاری، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری است، متصل خواهیم شد. شگفت انگیز نیست؟
اگر می خواهید مثل خدا زندگی کنید و کسی باشید که او می خواهد، باید نگرش تان را با او هماهنگ کنید. روح القدس (خدا) به شما کمک خواهد کرد. وقتی ذهنیت منفی می گوید:"موفق نخواهید شد"، خدا می گوید که مسیح کمک تان خواهد کرد. ذهنیت منفی می گوید:"هرگز از زیر بار قرض در نمی آیید"، خدا می گوید:" نه فقط از زیر بار قرض خارج می شوی، بلکه وضعیت شما از این هم بهتر می شود". ذهنیت منفی می گوید:"مشکلات شما خیلی بزرگ است و امیدی نیست". خداوند می گوید:"مشکلات شما مانند دانه ای شن است در برابر عالم هستی". وقتی شروع کنید مثل خدا فکر کردن، افکار مثبت، آرامش و شادی وارد ذهن تان می شود. افکار خدا شما را می سازد. افکار خدا دلگرم تان می کند. افکار خدا به شما قدرت ادامه می دهد. افکار خدا به شما ذهنیت "می توان انجام داد" را می بخشد.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.
بسیاری درک نمی کنند که ما می توانیم افکارمان را انتخاب کنیم. هیچکس نمیتواند ما را وادار کند که به چیزی فکر کنیم. خدا هم این کار را نخواهد کرد. شیطان هم نمی تواند. این ما هستیم که تصمیم می گیریم ذهن ما به چه فکری سرگرم شود. اگر شخصی یک فکر منفی و مایوس کننده در مغز شما کاشته، به آن معنا نیست که شما مجبورید آن فکر را "آب بدهید"، پرورش بدهید، مراقبت کنید و کمکش کنید تا رشد کند. نه، این طور نیست. شما می توانید آن فکر منفی و آشغال را دور بریزید و از ذهن خود اخراج کنید.
ذهن انسان مثل کامپیوتر بسیار پیشرفته است که مغز همه افکاری را که وارد می شود، ذخیره می کند. مثل همه مطالب زشت، کلمات مستهجن، تصورات کثیف و افکار دیگر. وقتی یک فکر منفی در کامپیوتر مغرتان ذخیره شده، به آن معنا نیست که باید آن را بیاورید روی صفحه ذهن تان. اگر مرتکب این اشتباه شوید و ذهن تان را با آن مشغول کنید آن فکر، عواطف و نقطه نظرات تان را تحت تاثیر قرار می گیرد و اگر ادامه دهید، رفتارتان را هم تحت تاثیر قرار می دهد. جنایات و انحرافات اخلاقی نتیجه رشد و نمو افکار منفی است.
پرورش و رشد افکار منفی، شما را برای افسردگی، پذیرش شکست و عقب ماندگی آماده می سازد. اگر به تامل به افکار منفی ادامه دهید، انگیزه حرکت به جلو در جهت مثبت را از دست خواهید داد. هرچه بیشتر به افکار منفی مجال دهیم، مثل این است که در اطاق را باز کردیم و تابلویی آویزان می کنیم که متن آن این است:"لطفا آشغال های تان را این جا بریزید. متشکرم".
همه گاه و بی گاه نومید و افسرده می شوند. زندگی سخت است و گاهی آسیب می بینیم. حتی شکست می خوریم و نقش زمین می شویم. ولی لزومی ندارد که همیشه روی زمین بمانیم. اگر افسرده ایم، باید درک کنیم که هیچکس ما را افسرده نکرده است. اگر شاد نیستیم، هیچکس ما را وادار نکرده که غمگین باشیم. اگر منفی هستیم و نگرش بدی داریم، هیچکس ما را مجبور نکرده که کسل، فاقد حس همکاری بدبین و عبوس باشیم. خومان انتخاب کردیم که در این شرایط باقی بمانیم.
تنها شخصی که می تواند وضعیت ما را عوض کند، خودمان هستیم. باید مسئولیت اعمال مان را بپذیریم. تا وقتی که عذر و بهانه می تراشیم و خانواده، محیط، گذشته و حتی خدا را مقصر می پنداریم، هرگز آزاد نخواهیم شد و دچار مشکلات روحی و عاطفی خواهیم شد. شاید بگویید:"قبول ندارم. اوضاع و احوال من را زمین زده". واقعیت این است که اوضاع و احوال شما را زمین نزده. افکارتان درباره اوضاع، شما را زمین زده است.
البته نمی توانیم مشکلات را نادیده بگیریم و مانند کبک سرمان را زیر برف کنیم. حتی برای آدم های خوب هم اتفاقات بد رخ می دهد. اگر مریض هستید، اشکالی ندارد. آن را بپذیرید و افکارتان را به مسیح شفادهنده معطوف کنید. اگر ذهن تان فرسوده است، ایرادی ندارد. استراحت کنید. اما در هر شرایطی که هستید چه خوب یا بد، فکرتان را به این وعده خدا متمرکز کنید:"آنانی که منتظر خداوند باشند، قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد. خواهند دوید و خسته و درمانده نخواهند شد" (اشعیاء فصل چهل آیه 31).
کلام خدا می فرماید:"اکنون باید طبیعت کهنه و گناه آلود خود را که بر اثر شهوات فریبنده فاسد و فاسدتر می شود، از خود بیرون نمایید. فکر و ذهن شما باید هر روز تغییر کند و به سوی کمال پیش رود. شما باید شخصی جدید و متفاوتی شوید. شخصی مقدس و درستکار. این طبیعت نو را که به صورت خداست، بپوشید" (فسسیان فصل چهارم آیات بیست و دوم تا بیست و چهارم).
اولین جایی که باید پیروزی را از آن خود کنیم، ذهن خودمان است. وقتی افکارمان را با افکار خدا همسو کنیم و ذهن خود را با وعده های خدا تغذیه نماییم، به سوی جلو حرکت خواهیم کرد. وقتی عالی و مثبت فکر کنید، به خدا که منبع محبت، خوشی، آرامش بردباری، مهربانی، نیکوکاری، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری است، متصل خواهیم شد. شگفت انگیز نیست؟
اگر می خواهید مثل خدا زندگی کنید و کسی باشید که او می خواهد، باید نگرش تان را با او هماهنگ کنید. روح القدس (خدا) به شما کمک خواهد کرد. وقتی ذهنیت منفی می گوید:"موفق نخواهید شد"، خدا می گوید که مسیح کمک تان خواهد کرد. ذهنیت منفی می گوید:"هرگز از زیر بار قرض در نمی آیید"، خدا می گوید:" نه فقط از زیر بار قرض خارج می شوی، بلکه وضعیت شما از این هم بهتر می شود". ذهنیت منفی می گوید:"مشکلات شما خیلی بزرگ است و امیدی نیست". خداوند می گوید:"مشکلات شما مانند دانه ای شن است در برابر عالم هستی". وقتی شروع کنید مثل خدا فکر کردن، افکار مثبت، آرامش و شادی وارد ذهن تان می شود. افکار خدا شما را می سازد. افکار خدا دلگرم تان می کند. افکار خدا به شما قدرت ادامه می دهد. افکار خدا به شما ذهنیت "می توان انجام داد" را می بخشد.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.
آیا مسیح زن غیر یهودی را تحقیر کرد؟ (مرقس فصل هفتم آیات بیست و یکم تا بیست و هشتم)
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
در یکی از سفرهای بشارتی، عیسی ایالت جلیل را ترک کرد و به شهرهای صور و صیدون رفت. او هشتاد کیلومتر راه پیمود تا به شهر صور رسید. سپس از آن جا به صیدون رفت. این دو شهر، دو بندر در کنار دریای مدیترانه بودند. هر دو شهر، بازرگانی شکوفایی داشتند و از این رو بسیار ثروتمند بودند. صور به هنگام ویرانی اورشلیم در سال 586 قبل از میلاد، شادی کرد. رقیب بزرگ بازرگانی این شهر، اسرائیل بود. در نتیجه توانست در غیاب یهودیان به تجارت و منافع خود رونق بخشد. به چنین فرهنگ فاسد و مادی گرایانه ای بود که عیسی پیغام خود را آورد.
به محض این که مسیح وارد شهر شد، مانند همیشه خبر ورودش فوری در همه جا پیچید. زنی نزد مسیح آمد، زیرا دخترش گرفتار روح ناپاک شیطانی بود. او خبر معجزات عیسی را شنیده بود. از این رو آمد و بر پای های عیسی افتاد و التماس کرد تا عیسی فرزندش را شفا دهد.
این زن در انجیل مرقس اهل "فنیقیه اهل شهر صور" معرفی شده، در حالی که در انجیل متی، آن زن "کنعانی" گزارش شده است (متی فصل پانزدهم آیه بیست و دوم). مرقس به موقعیت سیاسی منطقه اشاره می کند تا خوانندگان رومی کتابش، بدانند که زادگاه این زن در کدام بخش امپراطوری روم واقع است. اما توضیح متی خطاب به خوانندگان یهودی بود که به یاد می آوردند کنعانی های بت پرست چقدر با قوم اسرائیل به هنگام استقرار در سرزمین موعود (سرزمین کنعان) دشمنی کردند. مخاطبین انجیل متی (یهودیان) فورا به اهمیت کمک عیسی به این زن پی بردند.
عیسی به زن غیر یهودی گفت:"من باید نخست قوم خود، یعنی یهودیان را یاری کنم". این سخن عیسی مغایرت با این حقیقت نداشت که پیغام خدا برای همه است. به یاد آوریم که عیسی خودش در قلمرو غیر یهودیان (شهرهای صور و صیدون) در حال انجام رسالتش نسبت به مردم غیر یهودی بود. عیسی صرفا داشت به آن زن می گفت که یهودیان باید قبل از دیگران، فرصت ایمان آوردن به او را داشته باشند، چون خدا از یهودیان خواسته بود تا پیغام نجات را به سایر ملل اعلام کنند.
شکی نیست که عیسی می خواست ایمان زن غیر یهودی را امتحان کند. او می خواست از این موقعیت به عنوان فرصتی برای تعلیم درسی در خصوص ایمان، استفاده کند (متی فصل پانزدهم آیه بیست و هشتم). عیسی در ادامه افزود:"درست نیست که نان را از دست فرزندان بگیریم و جلو سگ ها بیندازیم". "سگ" اصطلاحی بود که یهودیان به طور معمول برای اشاره به غیر یهودیان به کار می بردند. یهودیان این مردم بت پرست را هم ردیف سگ به حساب می آوردند، به همین دلیل از دیدگاه آنان، غیر یهودیان لیاقت دریافت برکات خدا را نداشتند، در حالی که خدا به ابراهیم فرمود:"تو مایه برکت تمام مردم جهان خواهی بود" (پیدایش فصل دوازدهم آیه سوم). اما عیسی با استفاده از این اصطلاح، نمی خواست آن زن را تحقیر کند. او در واقع می خواست نحوه برخورد یهودیان را بازگو می کند تا تضاد رفتاری یهودیان را با نحوه رفتار خودش نشان دهد.
زن غیر یهودی با استفاده از همان شیوه گفتار عیسی، پاسخ داد تا بتواند برکت خدا را برای دخترش به دست آورد. چقدر جای شگفتی دارد که بسیاری از یهودیان به خاطر رد کردن عیسی، برکت خدا و نجات را از دست دادند و بسیاری از غیر یهودیان به خاطر قبول عیسی نجات را دریافت کردند.
عیسی به زن غیر یهودی فرمود:"ای زن، ایمان تو عظیم است. برو که آرزویت برآورده شد". همان لحظه دختر او شفا یافت. این معجزه نشان داد که قدرت عیسی بر ارواح شریر و شیطانی چنان عظیم است که لازم نیست برای رهایی شخصی از چنگال آن ها، خودش شخصا حضور داشته باشد. قدرت مسیح به نقاط دور نیز می رسد.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.
در یکی از سفرهای بشارتی، عیسی ایالت جلیل را ترک کرد و به شهرهای صور و صیدون رفت. او هشتاد کیلومتر راه پیمود تا به شهر صور رسید. سپس از آن جا به صیدون رفت. این دو شهر، دو بندر در کنار دریای مدیترانه بودند. هر دو شهر، بازرگانی شکوفایی داشتند و از این رو بسیار ثروتمند بودند. صور به هنگام ویرانی اورشلیم در سال 586 قبل از میلاد، شادی کرد. رقیب بزرگ بازرگانی این شهر، اسرائیل بود. در نتیجه توانست در غیاب یهودیان به تجارت و منافع خود رونق بخشد. به چنین فرهنگ فاسد و مادی گرایانه ای بود که عیسی پیغام خود را آورد.
به محض این که مسیح وارد شهر شد، مانند همیشه خبر ورودش فوری در همه جا پیچید. زنی نزد مسیح آمد، زیرا دخترش گرفتار روح ناپاک شیطانی بود. او خبر معجزات عیسی را شنیده بود. از این رو آمد و بر پای های عیسی افتاد و التماس کرد تا عیسی فرزندش را شفا دهد.
این زن در انجیل مرقس اهل "فنیقیه اهل شهر صور" معرفی شده، در حالی که در انجیل متی، آن زن "کنعانی" گزارش شده است (متی فصل پانزدهم آیه بیست و دوم). مرقس به موقعیت سیاسی منطقه اشاره می کند تا خوانندگان رومی کتابش، بدانند که زادگاه این زن در کدام بخش امپراطوری روم واقع است. اما توضیح متی خطاب به خوانندگان یهودی بود که به یاد می آوردند کنعانی های بت پرست چقدر با قوم اسرائیل به هنگام استقرار در سرزمین موعود (سرزمین کنعان) دشمنی کردند. مخاطبین انجیل متی (یهودیان) فورا به اهمیت کمک عیسی به این زن پی بردند.
عیسی به زن غیر یهودی گفت:"من باید نخست قوم خود، یعنی یهودیان را یاری کنم". این سخن عیسی مغایرت با این حقیقت نداشت که پیغام خدا برای همه است. به یاد آوریم که عیسی خودش در قلمرو غیر یهودیان (شهرهای صور و صیدون) در حال انجام رسالتش نسبت به مردم غیر یهودی بود. عیسی صرفا داشت به آن زن می گفت که یهودیان باید قبل از دیگران، فرصت ایمان آوردن به او را داشته باشند، چون خدا از یهودیان خواسته بود تا پیغام نجات را به سایر ملل اعلام کنند.
شکی نیست که عیسی می خواست ایمان زن غیر یهودی را امتحان کند. او می خواست از این موقعیت به عنوان فرصتی برای تعلیم درسی در خصوص ایمان، استفاده کند (متی فصل پانزدهم آیه بیست و هشتم). عیسی در ادامه افزود:"درست نیست که نان را از دست فرزندان بگیریم و جلو سگ ها بیندازیم". "سگ" اصطلاحی بود که یهودیان به طور معمول برای اشاره به غیر یهودیان به کار می بردند. یهودیان این مردم بت پرست را هم ردیف سگ به حساب می آوردند، به همین دلیل از دیدگاه آنان، غیر یهودیان لیاقت دریافت برکات خدا را نداشتند، در حالی که خدا به ابراهیم فرمود:"تو مایه برکت تمام مردم جهان خواهی بود" (پیدایش فصل دوازدهم آیه سوم). اما عیسی با استفاده از این اصطلاح، نمی خواست آن زن را تحقیر کند. او در واقع می خواست نحوه برخورد یهودیان را بازگو می کند تا تضاد رفتاری یهودیان را با نحوه رفتار خودش نشان دهد.
زن غیر یهودی با استفاده از همان شیوه گفتار عیسی، پاسخ داد تا بتواند برکت خدا را برای دخترش به دست آورد. چقدر جای شگفتی دارد که بسیاری از یهودیان به خاطر رد کردن عیسی، برکت خدا و نجات را از دست دادند و بسیاری از غیر یهودیان به خاطر قبول عیسی نجات را دریافت کردند.
عیسی به زن غیر یهودی فرمود:"ای زن، ایمان تو عظیم است. برو که آرزویت برآورده شد". همان لحظه دختر او شفا یافت. این معجزه نشان داد که قدرت عیسی بر ارواح شریر و شیطانی چنان عظیم است که لازم نیست برای رهایی شخصی از چنگال آن ها، خودش شخصا حضور داشته باشد. قدرت مسیح به نقاط دور نیز می رسد.
مطابق قوانین بینالمللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب سایتها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.
اشتراک در:
پستها (Atom)