۱۳۹۲ فروردین ۲۶, دوشنبه

داوری خداوند در باره عیلام

۳۴ مدّت کمی بعد از آنکه صدقیا پادشاه یهودا شد، خداوند متعال درباره کشور عیلام به من ۳۵ چنین گفت: «من تمام کماندارانی را که چنین قدرتی به عیلام داده اند، خواهم کُشت. ۳۶ من بادها را از تمام جهان علیه آنها می وزانم و مردم آن را در همه جا پراکنده خواهم کرد، به طوری که جایی در جهان نخواهد بود که پناه نبرده باشند. ۳۷ من مردم عیلام را از دشمنانشان که در صدد کشتن آنها هستند، هراسان خواهم ساخت. در غضب خودم مردم عیلام را از بین خواهم برد و سپاهیان را در تعقیب آنها خواهم فرستاد تا همه آنها را نابود کنند. ۳۸ من پادشاهان و رهبران آنها را از بین خواهم برد و تخت خود را در آنجا قرار خواهم داد. ۳۹ امّا بعداً من رفاه و کامیابی را دوباره به مردم عیلام بازمی گردانم. من، خداوند چنین گفته ام.»

۱۳۹۲ فروردین ۲۴, شنبه

اضطراب و نگرانى

میگویند فشار و اضطراب و نگرانی موقعی به پیش میاید که انسان به وقل معروف یک سر دارد و هزار سودا یا به عبارت دیگر یک سرو صداها کلاه مختلف.
آیا تحت فشار و اضطراب و نگرانی هستید؟
اگرجواب شما بله است می توانید این چهار پیشنهاد را برای از بین بردن آنها بکار گیرید.
1- خدا در میان سختیها و نگرانیها و فشارها پیدا کنید، و بجای اینکه بگذارید آنها شما را زا پای در آورند، از آنها استفاده کنید تا به خدا بیشتر نزدیک شوید. حتما سوال خواهید کرد که چگونه این ممکن است، که در میان سختیها به خدا نزدیک شد؟
کلام خدا در کتاب رومیان باب 5 آیه 3 – 4 می فرماید اما نه تنها از این بابت شادیم بلکه وقتی با مشکلات زندگی و سختیها روزگار نیز روبرو میشویم، باز خوشحال هستیم زیرا میدانیم این سختیها به خیر و صلاح ما هستند چون به ما میاموزند که صبر و تحمل داشته باشیم. صبر و تحمل نیر باعث رشد و استحکام شخصیت ما میشود و به ما یاری می کند تا ایمانام به خدا روز به روز قویتر گردد.
چون در شادیها و راحتیها زندگی انسان، کمتر به یاد خدا می افتد، و اصولا احتیاج کمتری برای کمک گرفتن از خدا در خود میبیند.
پس باید یاد بگیریم تا از سختیها به عنوان پله ای استفاده کنیم که اگر چه سخت زو سنگیست ولی با گذاشتن پا روی آن به ما کمک می کند که یک قدم به خدا نزدیک شویم و امید و اعتمادمان را بر خود خداوند قرار دهیم نه بر هیچ چیز دیگری.
2- فکر خود را با خواندن کتاب مقدس تجهیز کنیم. به جای اینکه بگذاریم محیط و اطرافمان روی ما تاثیر بگذارند و مشکلات و نگرانیها فکر ما را دائما زیر سطله خود بگیرند، بطور مرتب کتاب مقدس را بخوانیم و فکر خود را بروعده های کلام خدا بنا کنیم، تا به هنگام رویارویی با مصائب قادر خدا را شکر کنیم.
کلام خدا میفرماید، هر چند درخت انجیر شکوفه ندهد و درخت انگور میوه نیاور، هرچند محصول زیتون از بین برود و زمنیها بایر بماند، هرچند گله ها در صحرا بمیرند و آغلها از حیوانات خالی شوند اما شاد وخوشحال خواهم بود، زیرا خداوند نجات دهنده من است.
3- در زندگی خود ارزش بیش از حد به چیزهای بی ارزش ندهیم.
اجازه ندهیم تا تمام زندگی شما در پی رسیدن به چیزهای بیهوده سپری شود و در آخر به این نتیجه برسید که تمام زندگی خود را بیهوده از دست داده اید، با ارزش دادن به امور بی ارزش.
پس از خداوند بخواهیم تا به ما حکمت زندگی کردن را عطا کند .
مزمور 90 میفرماید، ای خداوند به ما یاد بده که بدانیم عمر ما چه زودگذر است، تا در این عمر کوتاه با خردمندی زندگی کنیم. و در آخر باید یاد بگیریم تا تمام برکات خدا را در زندگی خود ببینیم.
آیا احساس نمی کنید که این اواخر خیلی گله و شکایت می کنید؟ مرتب حرص و جوش این را می خورید که دیگران این چیز و آن چیزرا دارند و من ندارم ؟ آیا به سلامتی که دارید فکر کرده اید؟ یا به اعضای خانواده ای که دور شما هستند و شما را دوست دارند و نجات عظیمی که خدا برای شما از طریق عیسی مسیح تدارک دیده، اگر به اینها فکر کنید آنوقت خودتان متوجه خواهید شد که چقدر جای شکرگذاری در زندگیتان وجود دارد

۱۳۹۲ فروردین ۲۳, جمعه

خداوند بخشنده‌ و مهربان‌ است‌؛ او دير غضب‌ وپر محبت‌ مي‌باشد. 9 خداوند هميشه‌ توبيخ‌ و تنبيه‌ نمي‌كند و تا ابد خشمگين‌ نمي‌ماند. 10 او با ما مطابق‌ گناهانمان‌ عمل‌ ننموده‌ و آنچنان‌ كه‌ سزاوار بوده‌ايم‌، ما را به‌ سزاي‌ اعمالمان‌ نرسانده‌ است‌. 11 زيرا به‌ اندازه‌اي‌ كه‌ آسمان‌ از زمين‌ بلندتر است‌، به‌ همان‌ اندازه‌ رحمت‌ خداوند بر كساني‌ كه‌ او را گرامي‌ مي‌دارند عظيم‌ مي‌باشد! 12 به‌ اندازه‌اي‌ كه‌ مشرق‌ از مغرب‌ دور است‌ به‌ همان‌ اندازه‌ خداوند گناهان‌ ما را از ما دور كرده‌ است‌! 13 همانطوري‌ كه‌ يك‌ پدر فرزندانش‌ را دوست‌ دارد، همچنان‌ خداوند نيز كساني‌ را كه‌ او را گرامي‌ مي‌دارند دوست‌ دارد.

مزامیر 103 آیه 8 تا 13
اول خدا بود
وخدا را کلامی بود در دل ,از ازل
و خداوند می خواست کلام دل باز گشاید
گفت: ظهور
گفت:خلقت
گفت:آدم
وهمچنین گفت:نوح,ابراهیم,اسحاق,.....موسی
وخداوند همی سخن میگفت ولی کلام دل نیامد
و خداوند گفت :با تمام دل بامن تکلم کنید تا من هم کلام دل باز کنم
اما کسی نتوانست تمام دل بسپارد
آنگاه خداوند فرمود؛من شما را خواهم آموخت
وخداوند را فقط یک کلام بود از خود واز جنس خود که فرمود:
«عیسی»
از آن رو کلام خداوند بر دلها نشست
و عیسی همان روح وجسم وکلام خداوند است
و عیسی کفتن از دل خداوند سخن گفتن است
وازعیسی گفتن یعنی؛محبت ورحمت وبخشش خداوند راسرودن
وتمام نیکی ها وحیات ابدی را زمزمه کردن
وعیسی پدر جاودانه ی من است
وعیسی راه من است به دل خداوند....... آمین

۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه

«خداوند، شبان من است»


خداوند شبان من است . محتاج به هیچ چیز نخواهم بود . 2 – در چمنزارهای سرسبز مرا می خواباند . در کنار آبهای آرام مرا رهبری میکند . 3 – جان تازه ای به من می بخشد و به خاطر نام خود ، مرا به راه راست هدایت می نماید . 4 – حتی هنگام گذشتن از درۀ تاریک مرگ از چیزی نمی ترسم ، زیرا تو همراه من هستی . عصا وچوبدستی تو مرا حمایت خواهد کرد . 5 – سفره ای  برای من در حضور دشمنانم می گسترانی و مرا چون مهمانی عزیز در این ضیافت می پذیری و جام مرا لبریز می گردانی . 6 – اطمینان دارم که تمام عمرم به من لطف و محبّت خواهی نمود ، و تا زمانی که زنده هستم ، در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالآباد. " آمین"
مزامیر 23