۱۳۹۲ بهمن ۱۳, یکشنبه

چگونه «هک کردن» در اینترنت میتواند به آزار مسیحیان بیانجامد

کشورهایی که قوانین محدود کننده سختگیرانه ای نسبت به اینترنت دارند درواقع جز کشورهایی محسوب می شوند که از آزادی مذاهب نیز برخوردارنیستند.

موافقان آزادی مذاهب ،دیدگاه خویش را در خصوص "شکست دیوارهای محافظتی اینترنتی" اعلام داشته اند.
آیا آزادی مذاهب از آزادی اینترنت متاثر است؟ به طور قطع به یقین "بله". سوالی که توسط اندیشمندان از سیاستمداران ایالات متحده پرسیده میشود ، زیرا که دولت سالیانه میلیونها دلار در روش های غیر معمول با هدف آزادی مذاهب در سطح جهان خرج میکنند.
به گزارش سرویس ترجمه "محبت نیوز" به نقل از "بپتیست پرس، BP " گزارش میکند که اعضای گروه " میزگرد آزادی مذاهب در جهان" با آقای "فرانک ولف، نماینده مجلس ویرجینیا" ملاقات داشتند که در خصوص افزایش قابل ملاحظه حمایت دولت مرکزی آمریکا در جهت شکستن دیوارهای محافظتی اینترنتی گفتگو داشتند که در نهایت نامه ای که به امضای گروهای مختلفی از این فعالان رسیده بود تسلیم کنگره آمریکا شد. این در حالی انجام گردید که کنگره ده درصد از بودجه رسانه ای خویش (BBG) را که حدود 720 میلیون دلار میباشد به شکستن سانسور اینترنتی در کشورهایی نظیر ایران ،کوبا و چین تخصیص داده است.
(BBG) که در واقع بخش مستقل رسانه ایالات متحده آمریکا است که برنامه های صدای آمریکا و سایر برنامه های مشابه که در جهت آزادی بشر برای جهان فعالیت میکنند را سازمان دهی مینماید. برخی از این فعالیتهای آزادی خواهانه شامل مبارزه با سانسورهای اینترنتی میباشد که تا سال 2016 طی مراحل مختلف میبایست به اجرا درایند.
لذا نماینده این گروه های معترض ،بارت دوک، مواردی را برشمرده است که در آنها آزادی اینترنت در زمینه آزادی مذاهب حیاتی و مهم به شمار می رود به عنوان مثال :
- اقلیت های مذهبی برای تشویق و دلگرمی و یا به عبارتی برای حفظ بیشتر ایمانشان نیاز به ارتباط مداوم با یکدیگر دارند ، لذا رهبران مذهبی که امکان برقراری ارتباط با ایمانداران را به صورت متدوال ندارند بیشتر نیاز به اینترنت جهت برقراری ارتباط را دارند.
- فرقه های ساختگی که بر پایه خداشناسی انحرافی شکل گرفته اند و به تفسیر نادرست کتاب مقدس می پردازند ، می توانند بیشتر از طریق اینترنت مورد تجسس و تحقیق قرار بگیرند.
پیروی از یک آیین و صمیمیت با سایر اعضا کلیدهای اظهار ایمان واقعی می باشند که فضای مجازی اینترنت امکان ارتباط بیشتر را به پیروان ادیان مختلف در زمینه های فوق می دهد.
از سوی دیگر آزادی مذاهب جز جستجوی خداوند و رسیدن به او نمی باشد که راه درست یابی به این هدف نهایی از راه گفتگو و پرسش و پاسخ در فضای مجازی اینترنت سهل و میسرتر است. از سوی دیگر نیایش دست جمعی به صورت آنلاین نیز جزئی از ابزار ایمان می باشد که با وجود اینترنت قابل دستیابی است.
« کشورهایی که قوانین محدود کننده سختگیرانه ای نسبت به اینترنت دارند درواقع جز کشورهایی محسوب می شوند که از آزادی مذاهب نیز برخوردارنیستند.» طبق گزارش خانه آزادی به نقل از "آزادی در فضای مجازی سال 2012" کشورهایی با رژیم های مستبدانه مانند عربستان سعودی ، اتیوپی ، ایران ، سوریه و چین بیشترین محدودیت را نیز در زمینه استفاده از اینترنت بر کاربران خود تحمیل می کنند. بنا بر این گزارش از 47 کشوری که خانه آزادی آنها را مورد ارزیابی قرار داده است 20 کشور از ژانویه 2011 مسیری منفی در زمینه محدودیت اینترنت را پشت سر گذاشته اند که از این میان می توان به کشورهایی نطیر بحرین، پاکستان و اتیوپی اشاره کرد.
حال در این بین کشوری که بیشترین محدودیت اینترنتی و باخشونت را بر کاربران تحمیل می کند کدام است ؟ « جمهوری اسلامی ایران»
در مجموع این مسئله از دید سازمان دیده بان حقوق بشر دور از تصور نمی باشد چرا که ایران در لیست سالیانه دیده بان حقوق بشر دربین 50 کشوری که مسیحیان را مورد آزار و اذیت قرار می دهد دیده می شود .در این لیست ایران مقام نهم  از آن خود کرده اند.
.

۱۳۹۲ بهمن ۱۲, شنبه

خدا می خواهد شما یک برنده باشید، نه یک فرد افسرده و شاکی

زندگی هدفمند
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در عهد جدید می خوانیم که پولس و سیلاس، دو تن از مبشران اولیه مسیحیت، روزی در باره خبر خوش انجیل موعظه می کردند که ناگهان مقامات شهر آن دو را دستگیر کردند. پولس و سیلاس کتک خوردند و به زندان افتادند.
واکنش دو مبشر چه بود؟ آیا غرغر و شکایت کردند؟ آیا شروع به مقصر دانستن خدا کردند؟ نه. آن ها قبل از بحران ها و مشکلات از روح القدس سرشار شده بودند و با خدا بسیار دوست و صمیمی بودند. در طول روز با خدا خیلی صحبت می کردند. آن طور که کتاب مقدس گزارش می دهد پولس و سیلاس را برهنه کردند و با چوب و شلاق زدند. سپس در زندان به زنجیر بستند. آن ها علی رغم این وضعیت غم انگیز، خدا را می پرستیدند، دعا می کردند و سرود می خواندند، به طوری که سایر زندانیان صدای آن ها را می شنیدند. پولس و سیلاس را به کنده هایی بسته بودند که برای نگه داری خطرناک ترین زندانی ها طراحی شده بود.
وقتی خدا را ستایش می کنید و در میان مشکلات و گرفتاری ها، جایگاه ایمان را حفظ می کنید، قدرت معجزه آسای خدا خود را نشان خواهد داد:"ناگهان زلزله ای رخ داد! شدت آن به قدری زیاد بود که پایه های زندان لرزید و همه درها باز شد و زنجیرها از دست و پای زندانیان فرو ریخت!" (اعمال رسولان فصل شانزدهم آیه 26).
دوست عزیز، اوضاع و احوال شما هم ناگهان تغییر خواهد کرد، اگر با کمک روح القدس مقاوم باشید و به خدا اعتماد کنید. وقتی با گرفتاری روبرو می شوید، مثل یک بچه نق نقو نباشید. شاکی نباشید. در احساس افسوس به حال خود غرق نشوید. با کمک خداوند، نگرش یک فرد پیروز را داشته باشید.
ممکن است خسته و درمانده باشید، به طوری که آماده دست کشیدن هستید. شاید بگویید که درآمدم خیلی کم است و قرض هایم زیادند، نمی دانم چطور می شود؟ آیا هیچ وقت وضع مالی ام بهبود پیدا می کند؟
اما نه. با کمک خدا بایستید و حتی اگر لازم است فریاد بکشید و بگویید:"خدای من بسیار بسیار بزرگ تر مشکل من است. خدا می خواهد من یک برنده باشم. خدا متخصص حل مشکلات است. او نقشه عالی برایم دارد".
دلیلی ندارد که همیشه تحت سلطه اوضاع و احوال، همیشه افسرده و نومید به سر ببرید. مهم نیست چند بار زمین زده شدید، باز هم برخیزید. خدا پایداری شما را می بیند. او عزم راسخ شما را می بیند. و هنگامی که هر کاری از دست تان بربیاید انجام دهید، خدا قدم به میدان می گذارد و آنچه از دست شما برنمی آید، انجام می دهد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

اگر خداوند دستور داده که انسان هیچ گونه بتی به شکل حیوان درست نکند(خروج فصل بیستم آیه چهارم)، چرا او دستور داد دو مجسمه فرشته روی سرپوش صندوق عهد ساخته شود؟ (خروج فصل بیست و پنجم آیات هجدهم و نوزدهم)

مطالعه کتاب مقدس 
مترجم: مهران پورپشنگ

در خروج فصل بیستم آیه چهارم، خداوند به ساخت بت اشاره می کند که بت پرستان در مقابل آن زانو می زدند و خدای غیر حقیقی را می پرستیدند. در حالی که صندوق عهد در جایی قرار داشت که نه فقط یهودیان قادر به دیدن آن نبودند، بلکه نمی توانستند به محل معروف به قدس الاقداس وارد شوند، چرا که مکان کاملا مقدس بود و خدا در آن جا حضور ملموس داشت. فقط کاهن اعظم اجازه داشت وارد قدس الاقداس شود، آن هم تنها سالی یک بار در روز کفاره، تا بابت گناهان تمام مردم اسرائیل کفاره دهد. اگر شخصی غیر از کاهن وارد آن مکان می گردید، جان خود را از دست می داد. خداوند هرگز دستور نداد که دو مجسمه فرشته مورد پرستش قرار بگیرند، زیرا تصویر و نمادی از خدا نبودند. آن دو مجسمه، فقط فرشته بودند. در نتیجه، ساخت دو مجسمه بر خلاف دستور خدا در خروج فصل بیستم نبود. خروج فصل بیستم هرگز مخالف فعالیت هنری نیست، چرا که خدا استعداد طراحی و ساخت مجسمه را به انسان بخشیده بود. آنچه خداوند قدغن نموده بود، ساختن بت برای پرستش خدای غیر حقیقی بود.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ بهمن ۱۱, جمعه

انتقام را به خدا واگذار کنید

زندگی هدفمند 
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

زمانی که داود فقط یک مرد جوان بود، سموئیل نبی او را به عنوان پادشاه بعدی اسرائیل تعیین کرد. طولی نکشید که داود، جلیات غول پیکر را کشت. در نتیجه، در سراسر سرزمین اسرائیل به عنوان قهرمان شناخته شد. اما شائول پادشاه که در آن زمان بر اسرائیل حکمرانی می کرد، از محبوبیت داود خوشش نیامد. بنابراین شروع کرد به آزار و اذیت داود. مثلا یک روز داود برای شائول چنگ می نواخت. ناگهان پادشاه نیزه خود را به سوی داود پرتاب کرد. نیزه به فاصله کمی از کنار داود گذشت. داود فهمید که شائول قصد دارد او را بکشد، از ترس جانش از اتاق بیرون دوید. خلاصه این که در کوهستان ها پنهان شد و برای زندگی از غاری به غار دیگر پناه می برد.
فکرش را بکنید. داود کار بدی نکرده بود. او با شائول پادشاه با عزت و احترام رفتار کرده بود اما پادشاه درصدد قتل او بود!
فکر نمی کنید داود به راحتی می توانست تلخ شود؟ مثلا می توانست به راحتی بگوید:"خدایا، چرا این مرد سعی می کند به من صدمه بزند؟ من که با او کاری نکردم. این جا چه خبره؟"
اما داود این کار را نکرد. او نگرش مثبت ایمان را نگه داشت. از این که به شائول صدمه بزند، امتناع کرد، حتی وقتی هم که فرصتش را داشت.
موقعیت فعلی خودتان را در نظر بگیرید. شاید در محل کار یکی از همکاران هر روز به شما اهانت و بی حرمتی می کند. علیه شما به رئیس شرکت بدگویی می کند. در نتیجه ممکن است وسوسه بشوید که حقش را کف دستش بگذارید! شما می گویید:"آخه چطور از من توقع می رود که به چنین آدمی احترام بگذارم؟ اصلا مگه میشه این کار را کرد؟"
تا وقتی که مردم با ما مهربان هستند، احترام گذاشتن به آن ها آسان است. اما وقتی امتحان پیش می آید و یک "شائول" در زندگی شما پیدا می شود، آن وقت خدا منتظر دیدن واکنش شما است: آیا انتقام را به خدا واگذار می کنید یا خودتان تصمیم می گیرید درسی به آن شخص یاد بدهید؟
امروزه ایمانداران مسیحی مانند داود، توسط خدا برای انجام کار برجسته ای انتخاب شده اند. وقتی خدا، اشخاصی مانند شائول را در زندگی آن ها می گذارد، عده ای از این آزمایش سرافراز بیرون نمی آیند. این عده به جای اعتماد به خدا، دعا برای دشمنان و دریافت محبت مافوق طبیعی از روح القدس، همیشه سعی می کنند خودشان امور را به دست بگیرند یا عدالت را خودشان اجرا کنند. همیشه سعی دارند با "شائول های" زندگی شان مقابله به مثل کنند. اما راه بهتری هم هست: اگر خودتان انتقام نگیرید و آن را به خدا واگذارید، شاهد معجزه شگفت انگیزی خواهید بود. فراموش نکنید که خدا متخصص حل بحران است. او شخصی را که به شما صدمه می زند، می بیند. او می داند چطور عدالت را در زندگی شما اجرا کند. اگر انتقام را به خدا واگذارید، او بدی را می گیرد، تغییرش می دهد و به نفع شما از آن استفاده می کند. یوسف به برادرانش گفت:"شما به من بدی کردید، اما خدا عمل بد شما را برای من به نیکویی مبدل نمود و چنان که می بینید مرا به این مقام (نخست وزیر مصر- ابرقدرت آن روزگار) رسانیده است (پیدایش فصل پنجاهم آیه 20). این آیه بیانگر تجربیات یوسف است. تجربیات به او یاد داده بودند که خدا بدی را برای کسانی که به او اعتماد دارند، به نیکی مبدل می سازد. یک روز شائول در محاصره فلسطینی ها قرار گرفت و خودکشی کرد. بدین ترتیب، داود به مقام پادشاهی رسید. خدا بدی ها را به خوبی مبدل می سازد.
آیا آن قدر به خدا اعتماد دارید که منتظر شوید تا او پیشامدهای بد و ناگوار زندگی تان را جهت خیریت شما به کار ببرد؟

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

خدا جایی کار می کند که ایمان باشد

زندگی هدفمند
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

خدا به ابراهیم گفت که فرزندی خواهد داشت (پیدایش فصل پانزدهم آیه چهارم). ابراهیم و سارا نزدیک به صد سال سن داشتند. وقتی سارا این خبر را شنید، خندید. شاید به ابراهیم گفت:"ابراهیم، داری شوخی می کنی؟ من خیلی پیر شدم. چنین چیزی هرگز برایم رخ نمی دهد. به خودت هم نگاه کن. تو هم دیگر پسر شانزده ساله نیستی!"
سارا دید درستی نداشت. ذهن او در وضعیت درستی نبود. او باور نمی کرد که صاحب بچه ای شود. او نمی توانست آن را تصور کند.
سال ها گذشت. اما ابراهیم و سارا هنوز صاحب فرزندی نشدند. سارا تصمیم گرفت به خدا "کمک" کند تا وعده خدا تحقق یابد. او به ابراهیم گفت که با کنیز شان هاجر ازدواج کند. ابراهیم متقاعد شد و بچه ای به نام اسماعیل به دنیا آمد. اما این بهترین خدا نبود. خدا می خواست خودش به سارا فرزندی بدهد.
باز هم سال ها گذشت و از فرزند خبری نبود. عاقبت سارا حامله شد. چرا وعده خدا با انتظار طولانی تحقق یافت؟ وعده خدا همیشه همان بود. اما کلید تحقق وعده خدا این بود که سارا پیش از این که بچه را در بدن فیزیکی خود احساس کند، می بایست در قلبش تصور می کرد. به عبارت دیگر، قبل از آن که جنین در رحم شکل بگیرد، می بایست اعتقاد پیدا می کرد که او می تواند باردار شود.
اسحاق می توانست بسیار زودتر متولد شود، اما یکی از دلایل تاخیر فقط این حقیقت بود که سارا نمی توانست آن را در ذهن خود تصور کند.
واقعیت این است که خدا می خواهد کارهای بسیار برجسته و بزرگ در زندگی شما انجام دهد. اما ما درست مثل سارا هستیم. نمی توانیم تصور کنیم. به عبارت دقیق تر، با خدا در توافق نیستیم. بنابراین، برکات و معجزات او را از دست می دهیم.
بسیاری از اوقات به خودمان می گوییم:"من هرگز به دانشگاه را پیدا نمی کنم. من همسر مناسبی پیدا نخواهم کرد. می دانم که دکتر خبر بدی به من خواهد داد. من هرگز نمی توانم خوشبخت شوم. خانواده من هرگز به مسیح ایمان نخواهند آورد. در زندگی من هرگز معجزه ای رخ نخواهد داد. من همیشه بدشانس بودم و خواهم بود..." گاهی هم افراد می گویند:"من خیلی جوانم. من خیلی پیرم. جنسیت من اجازه نمی دهد که پیشرفت کنم. تحصیلات کافی ندارم..."
در نتیجه، بسیاری مواقع مثل سارا وعده خدا را به تاخیر می اندازیم. ما لطف و رحمت او را به تاخیر می اندازیم، آن هم به خاطر طرز تفکر محدودمان. ذهن ما در وضعیت درستی نیست. از شک و تردید لبریز شده ایم. تراژدی این جاست که اگر باور خود را با کمک خدا عوض نکنیم، هیچ اتفاقی در زندگی مان رخ نخواهد داد. در نتیجه، از برکات و چیزهای بزرگی که خدا برای ما آماده کرده، بی نصیب می مانیم. به همین سادگی!
دوست عزیز، لطفا از محدود کردن خدا با طرز فکر محدود خود دست بردارید. ما همانی خواهیم شد که ایمان و باور داریم. شاید خدا به روش های مختلف به شما چیزی بگوید که به طور طبیعی مطلقا غیرممکن به نظر آید. وقتی به وضعیت خود نگاه می کنید (همان طور که سارا به وضعیت فیزیکی اش نگاه کرد) وسوسه می شوید که این طور فکر کنید:"مگه میشه؟ چطور ممکنه این اتفاق بیفتد؟ غیرممکن است".
دست از توجه به آنچه نمی توانید انجام دهید بردارید و شروع به توجه به آنچه کنید که خدا می تواند انجام دهد. کتاب مقدس می فرماید:"آنچه نزد مردم غیر ممکن است، نزد خدا ممکن است" (انجیل لوقا فصل هجدهم آیه 27). لازم نیست سر در بیاورید که خدا چطور می خواهد مشکلات شما را حل کند. این مسئولیت اوست. کار شما نیست. کار شما این است که به خدا ایمان و اعتماد داشته باشید. کار شما این است که با ایمان و انتظار زندگی کنید. آن موقعیت را به خدا بسپارید و به او اعتماد کنید. خدای ما، خدای مافوق طبیعی است. خدا می تواند آنچه را که بشر نمی تواند انجام دهد، انجام دهد. او محدود به قوانین طبیعت نیست.
بنابراین، با ایمان و باور داشتن سهم خود را ادا کنید و خود را چنان ببینید که خدا شما را می بیند. در نتیجه، خدا شما را به جاهایی می رساند که مردم می گفتند:"غیر ممکن است". خدا جایی کار می کند که ایمان باشد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ بهمن ۱۰, پنجشنبه

آیا متی و لوقا در ارائه گزارش مرگ یهودای اسخریوطی دچار تناقض گویی شده بودند؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مخالفان ادعا می کنند که نحوه مرگ یهودای اسخریوطی (یکی از حواریون که به مسیح خیانت کرد، سپس پشیمان شد و خودکشی نمود) در روایت های متی و اعمال رسولان اختلاف دارد. در متی آمده که یهودا خود را حلق آویز کرد، اما در کتاب اعمال گفته شده که یهودا در مزرعه ای با سر به زمین افتاد و بدنش پاره شد و امعاء و احشایش بیرون ریخت. آن ها می پرسند:"چگونه هر دو روایت می تواند درست باشد؟"
ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که منتقدان هر دو متن را با دقت بررسی نکرده اند. هر دو متن (متی فصل بیست و هفتم آیات سوم تا دهم و اعمال رسولان فصل اول آیات شانزدهم تا بیستم) به "مزرعه خون" اشاره می کنند.
دو.مخاطب پطرس در کتاب اعمال، شاگردان مسیح می باشد. آن ها همگی می دانستند دقیقا چه اتفاقی افتاده. پس نیازی به توضیح واضحات نبود. مردم شهر اورشلیم هم درباره نحوه مرگ یهودا شنیده بودند.
سه. پشیمانی یهودا، توبه حقیقی نبود، بلکه تاسف ناشی از عذاب وجدان بود. یهودا فکر کرد که با بازگرداندن پولی که کاهن اعظم به خاطر تسلیم عیسی به او داده، می تواند وجدان خود را آرام سازد (متی فصل بیست و ششم آیه پانزدهم). اما پس دادن پول ها، وجدان یهودا را آسوده نکرد. انسان بدون توبه حقیقی نمی تواند پاک شود. پیروان عیسی او را نکوهش می کردند و خودش نیز از خود متنفر شد. متوجه گناه خود شد. او حتی گناهش را به رهبران مذهبی یهود، اعتراف کرد (متی فصل بیست و هفتم آیه چهارم). اما این کافی نبود. بسیاری از مجرمان بزرگ می توانند بگویند که "گناه کرده ام"، بی آن که توبه کنند. توبه یعنی فروتن کردن خویشتن در حضور خدا و درخواست رحمت و سپس رویگردان شدن از گناه.اعتراف گناه، تنها اولین گام در راه توبه است (اول یوحنا فصل یکم آیه نهم).
رهبران مذهبی یهود به وجدان ناآرام یهودا اهمیتی ندادند. آن ها در گناه او شریک بودند، اما احساس ندامت نمی کردند. حتی سعی نکردند تا یهودا را دلداری دهند. آن ها او را با وحشت و نومیدی اش به حال خود گذاشتند. شریک های گناه هرگز در پایان ماجرا، دوستان وفاداری از آب در نمی آیند.
یهودا در نومیدی خود، از زندگی خود منزجر شد و خود را حلق آویز کرد. به هنگام مرگ یا کمی بعد از مرگش، به زمین افتاد. باستان شناسان در محلی که طبق سنت، مکان مرگ یهودا محسوب می شود، مشاهده کرده اند که مزرعه خون، در پایین یک صخره مرتفع در بیرون از اورشلیم قرار دارد. بنابراین، روایت اعمال رسولان درست است. دلیل نامگذاری مزرعه خون، این بود که یهودا بعد از حلق آویز کردن خود، به آن زمین افتاد و زمین آغشته به خون شد. این نکته را مردم اورشلیم می دانستند.
طبق روایت متی، رهبران مذهبی یهود، با پولی که یهودا بازگردانده بود، زمینی خریدند که به مزرعه کوزه گر مشهور است. آن زمین را برای تدفین غیر یهودیانی خریدند که در اورشلیم از دنیا می رفتند.
چهار. بر طبق اعمال رسولان فصل یکم آیه هجدهم، این مزرعه را یهودا خرید. اما این فقط حالت شرعی قضیه بود. مزرعه را در واقع کاهنان خریدند، اما از آن جا که نمی خواستند مایملک یهودا را وارد بیت المال کنند، زمین را به نام یهودا خریدند. در این صورت، زمین فقط از لحاظ شرعی از آن یهودا بود، بنابراین می توان گفت که یهودا آن را خرید.

نمایی از مزرعه خون در اورشلیم

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

اگر خدا نیکوست، چرا روح پلید از جانب او بر شائول فرستاده شد؟ (اول سموئیل فصل 16 آیه 14)

 دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در حالی که هنوز شائول (اولین پادشاه اسرائیل) بر تخت سلطنت بود، سموئیل با هدایت خداوند، داود را به عنوان پادشاه آتی اسرائیل انتخاب کرد. از آن جا که شائول هم نااطاعتی می کرد و هم خودسری، تعجبی ندارد که خدا عاقبت او را برکنار کرد و مقام پادشاهی را از او گرفت.
سپس در کلام خدا چنین می فرماید:"روح خدا از شائول دور شد و به جای آن روح بد از جانب خداوند او را سخت عذاب داد (اول سموئیل فصل شانزدهم آیه چهاردهم). این روح بد که خدا فرستاد، چه بود؟ مفسران کتاب مقدس دو احتمال را در نظر گرفته اند:
یک. بعضی از مفسران معتقدند که روح بد، شائول را معذب می کرد، زیرا هیچ اشاره ای به این که این روح "دیو" باشد نشده است. به اعتقاد آنان، این روح بد از جانب خداوند بود. این گروه از مفسرین برای تایید نظرشان به متن عبری رجوع کرده و می گویند متن عبری این نکته را کامل تر ارائه می دهد. در واقع مطلب مذکور در اول سموئیل فصل 18 آیه 10 در عبارت "روح بد خدا" و در فصل 19 آیه 9 در عبارت "روح بد خداوند" ارائه شده است. این روح به طور مکرر بر شائول قرار می گرفت (اول سموئیل فصل 16 آیه 23). کلمه "بد" در عبری به معنای بدبختی، محنت و بلا است. بنابراین، واژه "بد" در این جا متضاد سلامتی یعنی صلح، آرامش، رفاه و برکت می باشد. خداوند قدوس است و گناهکاران را داوری می کند، همان طور که با مصر رفتار کرد (خروج فصل 12 آیه 12). هم چنین به اشعیاء فصل 45 آیه 7 رجوع کنید. خدا هرگز آغازگر بدی و شرارت نیست. کلام خدا می فرماید:"از جانب خدا فقط مواهب نیکو و کامل به ما می رسد، زیرا او آفریننده همه روشنایی هاست و خدایی است تغییرناپذیر" (یعقوب فصل اول آیه 17). طبق نظر این مفسران، روحی که خدا بر شائول فرستاد، یک روح یا دیو به مفهوم عهد جدید نبود، بلکه یک روح داوری بود. روح داوری که بر شائول نازل شد، مافوق طبیعی بود. ناراحتی او فقط یک بیماری یا اختلال روانی نبود. این روح داوری به او حمله کرده بود. فیض و رحمت خدا از او دور شده بود و به جای آن، داوری فعال شده بود. اگر روح پلید بر شائول نازل شده بود، او هرگز نمی توانست نبوت کند (اول سموئیل فصل 18 آیه 10). کتاب مقدس می گوید که نوازندگی داود، شائول را آرام می کرد. باید به یاد داشته باشیم که داود یک نوازنده معمولی نبود. او توسط روح القدس مسح شده بود.
دو. عده دیگری از مفسران معتقدند که خدا بدون آن که در عملکرد شیطان همکار و شریک شود، به او اجازه فعالیت می دهد (ایوب فصل اول آیه 12). از گفتگوی خدا و شیطان درباره ایوب درمی یابیم که شیطان بدون اجازه خدا هیچ کاری نسبت به فرزندان خدا انجام نمی دهد. این امر قدرت خدا را بر ارواح نشان می دهد. برای مثال، رویایی که میکایا نبی دید شاید تصویری از یک واقعه حقیقی در آسمان نبوده است، اما داستانی بود از اتفاقاتی که روی زمین رخ می دهد. میکایا به اخاب و یهوشافاط گفت:"خداوند را دیدم که بر تخت خود نشسته بود و فرشتگان در حضور او ایستاده بودند. آنگاه خداوند فرمود: چه کسی می تواند اخاب را فریب دهد تا به راموت جلعاد حمله کند و همان جا کشته شود؟ هر یک از فرشتگان نظری دادند. سرانجام روحی جلو آمد و به خداوند گفت: من حرف های دروغ در دهان انبیا می گذارم و اخاب را گمراه می کنم. خداوند فرمود: تو می توانی او را فریب دهی، پس برو و چنین کن" سپس میکایا نبی به اخاب گفت:"خداوند روح گمراه کننده در دهان انبیای تو گذاشته است تا به تو دروغ بگویند. ولی حقیقت امر این است که خداوند می خواهد تو را به مصیبت گرفتار سازد" (اول پادشاهان فصل 22 آیات 19 تا 23).
خدا خودش نیکوست. او جهان نیکویی را آفرید که در نتیجه نااطاعتی آدم و حوا، گناه به آن رخنه کرد. آنچه مسلم است، خدا از شیطان قوی تر است. خدا به شیطان اجازه فعالیت می دهد، اما بر شیطان مسلط است. شرارت و بدی را خدا به وجود نیاورد، بنابراین به کسانی که می خواهند بر بدی غلبه کنند، کمک می کند. هم چنین خدا برای مقاصد نیکوی خویش، از هر چیز، هم نیکویی و هم شرارت شیطان، استفاده می کند. خدا از گناه منزجر است و روزی کاملا و برای همیشه آن را برخواهد چید (مکاشفه فصل 20 آیات 10 تا 15). خدا هیچکس را شریر خلق نکرده، اما او گاهی کاری می کند تا افرادی که مرتکب شرارت می شوند، حتی بیشتر گناه کنند تا به مجازاتی که سزاوارش هستند، سرعت بخشد (خروج فصل 11 آیه 10). خداوند، شائول را در وضعیتی واگذاشت که مورد نظر شائول بود. اما شائول متوجه نبود که این خواسته او به بهای از دست دادن روح خدا و حضور روح پلید برای عذابش بود. کار شائول به جنون کشیده شد.
شکی نیست امروزه نیز عده ای از بیماران روانی که در تیمارستان ها بستری هستند، به علت حضور ارواح شریر در درون آن ها است. این گونه بیماران هرگز با داروها و روش های جدید درمان، بهبود نخواهند یافت.
به گفته این گروه از مفسران، فعل "نبوت" شائول (اول سموئیل فصل 18 آیه 10) در زبان عبری در مورد هذیان گویی و دیوانگی انبیای بت پرست به کار رفته است. او به جای این که در میان انبیا نبوت کند، بر زمین افتاد. هم چنین، لباس پادشاهی را از تن درآورد و برهنه شد! با توجه به کاربرد فعل "نبوت"، در این جا ممکن است نبوت شائول بیشتر به هذیان گویی های ناشی از مقاومت با روح القدس شبیه بوده باشد. او به قصد دستگیری داود نزد سموئیل نبی آمده بود، اما روح القدس مانع شد تا به هدفش دست یابد. بدین ترتیب، خدا نشان داد که بر وقایع مسلط است و داود توانست بگریزد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.