۱۳۹۴ اسفند ۲۶, چهارشنبه

چرا خدا اجازه داد تا شیطان در باغ عدن ظاهر شود، در حالی که می دانست چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
پرسش بسیاری از مردم آن است که اگر خدا از همه چیز آگاه است و قادر است آینده را پیشگویی کند و حتی ببیند، چرا اجازه داد تا شیطان وارد باغ عدن شود و آدم و حوا را به گناه ورزیدن متقاعد کند؟
یک. آدم و حوا کودک خردسال نبودند، بلکه هر دو بالغ بودند. آن ها به علت دوستی و صمیمیت با خدا، شناخت کافی و صحیح از او داشتند. قبل از ورود شیطان به باغ عدن، خداوند برای آدم شرح داد که از میوه درخت معرفت نیک و بد نخورد، زیرا با مرگ روحانی و سپس جسمانی مواجه می گردید. او هم این نکته را برای حوا نقل قول کرد. پولس فرمود:"از ترفندهای شیطان بی خبر نیستیم" (دوم قرنتیان فصل 11 آیه 2).
با این توصیف، هر دو اراده آزاد داشتند که از خدا اطاعت کنند یا روش دیگری را برای ادامه زندگی انتخاب کنند.
دو. آدم و زن که افراد بالغی بودند، اما به جای اعتماد به خدا و درخواست کمک، ادعای دروغ شیطان را پذیرفتند! فرض کنید کودکی که رشد فکری نداشت، با شیطان روبرو می شد و به آسانی فریب می خورد. بدین ترتیب گناه به جهان رخنه می کرد. آیا مردم اعتراض نمی کردند که چرا خدا اجازه داد یک موجود وحشتناک، کودکی را فریب دهد؟ چرا خدا اجازه نداد که شیطان، افراد بالغ را وسوسه کند، در آن صورت گناه هرگز وارد جهان نمی گردید!
سه. خدا در جستجوی افراد وفادار است. انسان در هر وقام و موقعیتی باشد، بایستی وفاداری خود را ثابت کند:"خداوند به تمام جهان چشم دوخته است تا کسانی را که از دل و جان به او وفادارند، بیابد و به آنان قوت بخشد" (دوم تواریخ فصل 16 آیه 9). ریک وارن در کتاب "زندگی هدفمند" درباره وفاداری به خدا چنین نوشته است:
"اگر وسوسه نشده اید که آدم بدی باشید، نمی توانید ادعا کنید که آدم خوبی هستید. هنگامی می توانید ادعای وفاداری کنید که قبل از آن فرصت بی وفا بودن را داشته اید، ولی خودتان برگزیده اید که وفادار بمانید. صداقت شما زمانی شکل می گیرد که بی صداقتی را شکست داده باشید. فروتنی نتیجه پیروزی بر غرور است. پایداری زمانی در شما قوت می یابد که وسوسه تسلیم شدن را نپذیرید. هر بار وسوسه ای را شکست دهید، بیشتر شبیه مسیح می شوید."
آدم و حوا با آگاهی و شناخت مرتکب گناه شدند. آنان هشدار خدا را نادیده گرفتند و در مسیر اشتباه گام برداشتند. آن دو عروسک کوکی و بی اراده نبودند. انتخاب آنان، گناه را وارد جهان کرد.
ما چطور می توانیم به خاطر کاری که آدم و حوا هزاران سال پیش انجام داده اند، گناهکار محسوب شویم؟
بسیاری تصور می کنند که خدا عادل نیست که ما را به خاطر گناه آدم و حوا محکوم می کند. بنابراین، ادعا می کنند که خدا زائیده ذهن بشر است. این ادعا سبب سئوالاتی می شود: آیا شما در زندگی تان هرگز دروغ نگفته اید؟ آیا در طول زندگی تان، تمام موارد اخلاقی را یکی پس از دیگری انجام داده اید؟ اگر پاسخ مخالفان به سئوال اول منفی است و جواب سئوال دوم مثبت است، پس کاملا حق با منتقدان است: این خدا زائیده ذهن مسیحیان است.
اما این اشخاص فراموش می کنند که گناهانی که با اراده آزاد خود مرتکب می شوند، ثابت می کند که چه تنگاتنگ با آدم و حوا و طبیعت آن دو همسان هستند. سرشت همه انسان ها یکی است و مستعد نافرمانی هستند. در نتیجه، خدا انسان ها را برای گناهانی که مرتکب می شوند، زیر حکم می برد. از آن جایی که گناهکاریم، به بخشش نیاز داریم و نه به جستجوی حکم عادلانه در خصوص وضعیت خودمان.
خدا قدوس است و نمی تواند گناه را تحمل کند. همه گناهکارند و هر گناهی مستحق مجازات است. اگرچه ما مستحق مجازات مرگ بودیم، اما مسیح گناهان ما را بر خود گرفت و با مرگ خود بر صلیب، تاوان گناهان ما را پرداخت. حال، راه دوستی با خدا باز شده است. با ایمان به عملکرد او، به جای دشمنی و سرگردانی، ما دوستان خدا می شویم.

۱۳۹۴ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

پدر یوسف در نسب نامه های مسیح چه کسی بود؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
قبل از تاسیس کلیسا، مردم عیسی را پسر یوسف می دانستند. چرا نام پدر یوسف در نسب نامه های مسیح متفاوت است؟
"پدر یوسف، هالی بود" (لوقا فصل 3 آیه 33).
"یعقوب، پدر یوسف بود" (متی فصل 1 آیه 16).
یک. مخاطبان متی و لوقا متفاوت بودند. متی انجیلش را برای یهودیان نوشت، در حالی که مخاطبان لوقا، یونانیان بودند. هدف لوقا از ارائه نسب نامه عیسی آن بود که مسیح و مسیحیت متعلق به همه انسان ها اعم از یهودی و غیر یهودی است. به عبارت دیگر، مسیح، نجات دهنده جهان است.
اما متی، عیسی را "مسیح موعود" و از "نسل داود" معرفی می کند. همان کسی که یهودیان قرن ها در انتظار او بودند تا از نسل داود ظهور کند.
انجیل متی، عهد عتیق را به عهد جدید پیوند می زند و نشان می دهد که پیشگویی های عهد عتیق تحقق یافت.
دوم. مطابق شریعت موسی اگر زن و شوهر از یک نسل بودند، پدر زن، پدر شوهر نیز محسوب می گردید (اعداد فصل 27 آیات 1- 11، فصل 36 آیات 1- 12). هم مریم و هم یوسف مستقیما از نسل داود پادشاه بودند. هنگامی که یوسف با مریم ازدواج کرد، طبق شریعت موسی، او پسر هالی ( پدر مریم) شد.
نسب نامه عیسی در انجیل لوقا، در واقع نسب نامه مریم می باشد که لوقا احتمالا شخصا از مریم گرفته است. به خاطر اهمیتی که لوقا در انجیلش به زنان می دهد، به جاست که او نسب نامه مریم را ارائه دهد.
اما متی نسب نامه یوسف را ارائه داد و تاکید او بر والدین عیسی است. با این توصیف، از آن جا که مریم به هنگام باردار شدن باکره بود، متی یوسف را پدر عیسی نمی نامد، بلکه او را فقط به عنوان شوهر مریم معرفی می کند. به عبارت دیگر، عیسی پسر مریم بود و نه یوسف.

۱۳۹۴ اسفند ۲۳, یکشنبه

پخش زنده جلسه عبادتی کلیسای فیض

* بر طبق انجیل یوحنا۱۵:۱۴ کسی میتواند بگوید مسیح را دوست دارد که احکامش را نگه میدارد، نه اینکه فقط به حرف بگوید که مسیحی است!!! آمین

* بچه که بودیم همش پدر و مادر ها بچه ها رو نصیحت کرده و به اعمال مذهبی ترغیب و تشویق و بعضا تادیب و تنبیه نیز میکردند تا آنها با اینگونه اعمال بتوانند پاک شوند و به بهشت وارد شوند! اما بر طبق کلام خداوند در عهد عتیق، یکی از نشانه های آخر الزمان این خواهد بود که فرزندان عاملی میگردند تا والدین و بزرگترها با فیض و محبت و نجات ابدی خداوند آشنا شوند و عادل شمرده گردند و وارد ملکوت جاودانی پدر آسمانی شوند... آمین


۱۳۹۴ اسفند ۲۲, شنبه

آیا اسرائیل باید محو و نابود شود؟

 نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از سوالات مخالفان از مسیحیان آن است که آیا شما از عملکرد اسرائیل بر علیه اعراب حمایت می کنید؟
برای پاسخ به این سوال به نکات زیر توجه کنید:
یک. اعراب و یهودیان فرزندان ابراهیم هستند. در کتاب مقدس 312 بار نام ابراهیم ذکر شده است. شاید او معروف ترین شخصیت در عهد عتیق باشد و بی تردید تاثیرگذار ترین شخص در تاریخ.
ابراهیم در کتاب مقدس، "دوست خدا" لقب گرفته (یعقوب فصل 2 آیه 23). هم چنین "دوست جاودانی" (دوم تواریخ فصل 20 آیه 7) و "دوست من، ابراهیم" (اشعیاء فصل 41 آیه 8) و پدر ملل (رومیان فصل 4 آیات 16- 17).
ابراهیم از لحاظ تاریخی به عنوان جد یهودیان و اعراب دارای اهمیت است. خدا، ابراهیم و نسل او را برای خداپرستی به کار برد. در زمان مسیح، یهودیان افتخار می کردند که از جد ابراهیم هستند. امروزه نیز همین ادعا را یهودیان و حتی مسلمانان تکرار می کنند. یهودیت، مسیحیت و اسلام، همگی ابراهیم را به عنوان نبی خدا محترم می شمارند. در سوره بقره آیه 47 به برگزیدگی قوم اسرائیل اشاره شده:"ای فرزندان اسرائیل، از نعمت هایم که بر شما ارزانی داشتم و از این که من شما را بر جهانیان برتری دادم، یاد کنید."
خداوند به ابراهیم وعده داد:"تو را پدر امت بزرگی می گردانم. تو را برکت می دهم و نامت را بزرگ می سازم و تو مایه برکت خواهی بود. آنانی که به تو خوبی کنند، برکت می دهم و آنانی که به تو بدی نمایند، لعنت می کنم. همه مردم دنیا از تو برکت خواهند یافت" (پیدایش فصل 12 آیات 2- 3)
" نامت را بزرگ می سازم"(آیه 2)
به نظر می رسد که هیچکس در طول تاریخ مانند ابراهیم نیکنام و سرشناس نبوده است. در زمان مسیح، یهودیان افتخار می کردند که از جد ابراهیم هستند. امروزه نیز همین ادعا را یهودیان و حتی مسلمانان تکرار می کنند. یهودیت، مسیحیت و اسلام، همگی ابراهیم را به عنوان نبی خدا محترم می شمارند.
"آنانی را که به تو بدی نمایند، لعنت می کنم" (آیه 3)
موسی دید که بوته ای شعله ور است، ولی نمی سوزد. در آن جا بود که برای اولین بار خداوند با موسی سخن گفت (خروج فصل 3 آیات 2- 3). بوته، سمبل قوم اسرائیل بود که آتش امپراطورهای فرعون تا هیتلر و دشمنان قسم خورده یهودیان قادر نیستند اسرائیل را نابود سازند. امپراطورهای مصر، بابل، آشور، روم و هیتلر سرنگون شدند و موفق نشدند نسل قوم اسرائیل ریشه کن نمایند. آتش به شدت از درون بوته زبانه می کشید، ولی نمی توانست آن را تباه سازد! اگر خدا به وعده اش مبنی بر حمایت از قوم اسرائیل عمل نمی کرد، در واقع به عهدشکنی متهم می گردید. قوم اسرائیل فرزندان ابراهیم هستند و از طریق این قوم خدای حقیقی معرفی گردید و نجات بشر توسط عیسی مسیح تضمین شد.
وقتی خدا کسی را برکت می دهد، آن شخص تحت حفاظت الهی و لطف و رحمت خداوند قرار می گیرد. قبل از آن که کسی بتواند شما را لعنت و نفرین نماید، خداوند شما را به عنوان ایماندار مسیحی برکت داده است. این برکت الهی همواره بر لعنت دشمن در زندگی تان غلبه کرده و آن را محو و نابود می سازد.
دو. ابراهیم دو پسر داشت: اسحاق و اسماعیل. وقتی ابراهیم از خداوند درخواست کرد که کاش اسماعیل در حضور تو زیست کند (پیدایش فصل 17 آیه 18)، خدا در جواب او با تاکید فرمود:"در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، امتی عظیم از اسماعیل به وجود می آورم" (فصل 17 آیه 20).
به تایید مسلمانان، پیامبر اسلام از نسل اسماعیل است، در حالی که تمامی یهودیان از جمله انبیای عهد عتیق از نسل اسحاق هستند. حتی قرآن هم اذعان دارد که سلسله نبوت از اسحاق می آید:"و ما اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در خانه اش مقام نبوت را و کتاب آسمانی را برقرار کردیم" (سوره عنکبوت آیه 27). خداوند به ابراهیم گفت :"اما عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت" (پیدایش فصل 17 آیه 21).
سوم. طبق تعلیم کتاب مقدس و قرآن خدا سرزمین کنعان را به قوم اسرائیل بخشید:"ای قوم من به سرزمین مقدسی که خداوند برای شما مقرر داشته است درآیید" (سوره مائده آیه 21).
هم چنین در سوره اسرا آیه 104 ذکر شده:"به فرزندان اسرائیل گفتیم در این سرزمین ساکن شوید. پس چون وعده آخرت فرا رسد شما را همه با هم محشور (گرد هم آمدن/ دورهم جمع شدن) می کنیم."
خدا و قوم اسرائیل پیمانی با هم بسته بودند (پیدایش فصل های 15 و 17 و خروج فصل های 19 و 20). خدا وعده داد که به آن ها وفادار باشد و آن ها وعده دادند که از او اطاعت کنند.
فرزندان ابراهیم (اعراب و اسرائیل) باید به جای دشمنی و نبرد خونین، با یکدیگر مذاکره کنند. برخی از مسلمانان می گویند:"اسرائیل باید محو و نابود شود." آنان باید ابتدا از خود سوال کنند آیا قرآن به مسلمانان حکم کرده که نسل یهودیان را ریشه کن نمایند؟ آیا قرآن پیشگویی کرده که قوم اسرائیل برای همیشه نابود خواهد شد؟
از آن جا که پاسخ سوالات منفی است، آنان باید توجه خود را به نکته دیگر معطوف کنند: قوم اسرائیل به خدای حقیقی ایمان دارد و دارای شریعت الهی است. از بت ها بیزار است و به روز داوری، فرشتگان و شیطان اعتقاد دارد. بنابراین جنگیدن با قومی که پیامبران زیادی در میان آنان بودند و مسیحیت و دین یهود را به دنیا معرفی کرد، منطقی به نظر نمی رسد. در سوره مائده آیه 20 ذکر شده:"ای قوم من نعمت خودا را بر خود یاد کنید که در میان شما پیامبرانی قرار داد که به هیچکس از جهانیان نداده بود."
جنگ بی حاصل میان فرزندان ابراهیم، مردم فلسطین را با فقر، گرسنگی و ویرانی شهرها مواجه کرده است. در جنگ جهانی دوم، بمب های اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی را کاملا ویران کرد. اگر ژاپن هم چنان تلخ و منفی باقی می ماند و به نبرد ادامه می داد، هرگز به عنوان کشور صنعتی در جهان مطرح نمی گردید و محصولات ژاپن نظیر تویوتا، هاندا، سونی... در بازار وجود نداشتند. صلح و برنامه ریزی، برکت و نعمت را برای هر کشور به ارمغان می آورد