۱۳۹۳ خرداد ۹, جمعه


آنچه دریافت می کنید، به آنچه باور دارید مرتبط است

مطالعه کتاب مقدس 
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مرد آمریکایی رویای این را می دید که روزی شرکت نرم افزار خودش را راه اندازی کند. اما او عاشق شد و با خانم جوانی ازدواج کرد. سپس نوزادی به میان آمد. در نتیجه او شغل پیش پا افتاده ای را گرفت تا بتواند صورت حساب هایش را بپردازد.
در ابتدا، کنار گذاشتن رویا و آرزو، مرد را آزار نداد. ولی طولی نکشید که او و همسرش متوجه شدند که از درون معذب هستند. دریافتند که دارند وقت و عمر خود را با شغل پیش پا افتاده تلف می کنند. تا این که برای مرد یک فرصت عالی شغلی پیدا شد تا برای یک شرکت معتبر و معروف، برنامه نویسی کند. اما او آن پیشنهاد شغلی را رد کرد! دلیل او این بود:"من این قدر با استعداد نیستم. خیلی وقت است که از دنیای این کار دور افتاده ام".
دوستش پرسید:"تو مطمئنی؟ این یک فرصت طلایی است". مرد پاسخ داد:"بله، مطمئنم. نمی توانم برای این شانس ریسک کنم. شغل من درآمد چندانی ندارد، ولی یک کار ثابت است. بهتر است به شغل فعلی ادامه دهم".
مردم بسیاری همچون این آقا، هر روز در زندگی فرصت های اساسی خود را از کف می دهند، به خاطر این که به وضع موجود عادت کرده اند. آن ها چیز بهتری را انتظار ندارند. خدا در جدیدی برای آن ها می گشاید، ولی متاسفانه از برکت و رحمت خدا روی برمی گردانند. چرا؟ آن ها از باز کردن ذهن شان برای فکر کردن به چیزهای جدیدی که خدا می خواهد آن ها در زندگی شان انجام دهند، سر باز می زنند. وقتی فرصت خوبی پیش می آید، بدون این که به آن بچسبند، می گویند:"خب، چنین چیزی هرگز برای من رخ نمی دهد. چنین چیزی از سر من زیاد است". غافل از این که آنچه انسان دریافت می کند، به طور مستقیم به آنچه اعتقاد دارد و انتظارش را می کشد، وابسته است. اگر می خواهید خدا کارهای فوق العاده ای برای تان انجام دهد، باید با ایمان شروع کنید به باور چیزهای بزرگ تر از جانب خدا.
ممکن است شما هم مثل آن آقای آمریکایی فکر کنید:"من برای تمام عمرم در همین شغل و با همین موقعیت کار می کنم. تمام کاری که بلدم انجام بدهم، همین است". این یعنی ایمان به خدایی که قادر به انجام کارهای بزرگ و برجسته نیست! لطفا از محدود کردن خدا در ذهن تان دست بردارید. خدا قادر است برای شما فرصت دیگری بگشاید و موقعیت بهتری فراهم کند. لطفا دید خود را گسترش دهید و باور کنید که خدا بیش از این برای تان تدارک دیده است. از آنچه قبلا رفته اید، کمی بیشتر پیش بروید. جسارت پرداختن به رویایی اندکی بزرگ تر را پیدا کنید.
بسیاری از اوقات ما می گوییم:"والدین من فقیر بودند. قبل از آن، مادر بزرگ و پدر بزرگم هم فقیر بودند. هیچکس در خانواده ما موفق نبوده. پس من هم نمی توانم!" این دروغ را باور نکنید. خدای ما، خدای پیشرفت و ترقی است. او می خواهد شما از آنچه پدر و مادرتان رفته اند، جلوتر بروید. خدا می خواهد شما کسی باشید که قالب ها را می شکند . شاید در محیط منفی رشد کرده اید. همه در اطراف شما منفی، عیبجو، افسرده، دل مرده و ناامید باشند. شکی نسیت که شما هم وسوسه می شوید که از تربیت منفی خود به عنوان عذری برای زندگی عقب مانده و فلاکت بار استفاده کنید. اما خدا می خواهد شما شجره نامه خانوادگی تان را دگرگون کنید. این آت و آشغال ها را برای فرزندان خود به میراث نگذارید. شما می توانید با قدرت خداوند این طلسم را در خانواده تان بشکنید. شما با کمک روح خدا می توانید کسی باشید این مانع را برمی دارد. شما می توانید با تصمیمی که امروز می گیرید، نسل های آینده را تحت تاثیر قرار دهید. به یاد داشته باشید: خدا با محیط، پیش زمینه خانوادگی و اوضاع و احوال فعلی، محدود نمی شود. خدا تنها با نبود ایمان ما محدود می شود.
کشیشی تعریف می کند که پدرش در یکی از فقیرترین خانواده ها متولد شد. مادر پدرش، روزی چهارده پانزده ساعت کار می کرد و لباس های مردم را می شست. بسیاری از شب ها، غذای کافی برای خوردن نداشتند. پدر اغلب گرسنه، با شلوار پاره و کفش های سوراخ به مدرسه می رفت.
کشیش ادامه می دهد که مادر بزرگ و پدر بزرگش مردمان خوبی بودند، ولی هرگز پیشرفت چندانی نکرده بودند. تا این که پدر کشیش در سن هفده سالگی، زندگی اش را به مسیح تقدیم کرد. در نتیجه، خدا رویای موعظه کردن را در ذهن او گذاشت. پدر پولی نداشت و تحصیلاتش بسیار کم بود. بنابراین از دیدگاه انسانی، او هیچ آینده و امیدی نداشت. اما خدا با محیط، سابقه خانوادگی و اوضاع و احوال، محدود نمی شود. پدر به جایی که در آن بود، قانع نشد. به آن زندگی یکنواخت و کسل کننده نچسبید. از محدود کردن خدا در ذهنش امتناع کرد. او باور داشت خدا بیش از آن برای او تدارک دیده است. کشیش اعتراف می کند که اکنون من و خواهر و برادرانم و بچه ها و نوه های ما چیزهای عالی از خدا دریافت کرده ایم و دریافت خواهیم کرد، آن هم فقط به خاطر تصمیم یک مرد. این کشیش اکنون یکی از بزرگ ترین و ثروتمندترین کلیساهای آمریکا را اداره می کند.
ما نسل های آتی را با تصمیم امروز خود تحت تاثیر قرار می دهیم. اگر شما لذت برکات روحانی و مادی الهی را نچشیده اید، از شما دعوت می کنم که با کمک خدا، ایمان خود را تقویت کنید. همین طور ننشینید و وضعیت موجود را نپذیرید. همین جاده را تا آخر عمر طی نکنید. از همان جایی که امروز شروع کرده اید، زندگی تان را تمام نکنید. تصمیم بگیرید که از این زندگی یکنواخت و بدون ثمر خارج شوید. خدا می خواهد که هر نسل از نسل پیشین جلوتر برود. به همین علت است که خدا اجازه داده علم و تکنولوژی پیشرفت کند و همچنان توسعه یابد. خدا نمی خواهد شما همین جایی که هستید، باقی بمانید.
دوست عزیز، هرگز به جایی که هستی، راضی نباش. خدای ما، خدای پیشرفت و ترقی است و نه خدای شکست و بدبختی. خدا چیزهای بیشتری برای شما تدارک دیده. بسیار بیشتر! دید خود را وسیع و گسترده تر کنید. خدا می خواهد برای جلال نامش کارهای بزرگ و شگفت انگیزی در زندگی شما انجام دهد. شاید شما آن شخصی باشید که با موعظه انجیل، عده زیادی را مجذوب خداوند کنید. شاید شما آن شخصی باشید که با اختراعات یا ابتکارات، تغییر و تحول مثبت و نیکویی بر دنیای امروز و آینده بگذارید. خدا چیزهای عالی و بیشتر برای شما تدارک دیده است. برای مشاهده آنچه خدا برای شما تدارک دیده، فقط یک کار انجام دهید:با کمک روح خدا (روح القدس) خود را از شر افکار شکست و سرخوردگی خلاص کنید و با پشتکار به جلو بروید. شما سهم خود را ادا کنید تا خدا شما را با معجزات و برکاتش شگفت زده کند. 

ازدواج پسران خدا با دختران آدمیان (پیدایش فصل 6 آیات 1-2)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

"در این زمان که تعداد انسان ها روی زمین زیاد می شد، پسران خدا مجذوب دختران زیباروی انسان ها شدند و هر کدام را که پسندیدند، برای خود به زنی گرفتند" (پیدایش فصل 6 آیات 1-2)

"در این زمان که تعداد انسان ها روی زمین زیاد می شد"
در این دوران که جمعیت در حال افزایش بود، به خصوص که در دنیای قبل از طوفان، عمرها بسیار طولانی بود، مشکلی را پدید آورد: ازدواج خدا شناسان با خدانشناس ها.
" پسران خدا مجذوب دختران زیباروی انسان ها شدند و هر کدام را که پسندیدند، برای خود به زنی گرفتند"
در مورد این که "پسران خدا" که بودند که با "دختران آدمیان" ازدواج کردند، نظرات متفاوتی ارائه شده است:
یک. کتاب ایوب "پسران خدا" را فرشته می نامد (ایوب فصل اول آیه ششم، فصل دوم آیه اول). برخی بر این عقیده اند که فرشتگان با زنان ازدواج کردند. اما عیسی خاطر نشان کرد که فرشتگان فاقد جنسیت هستند:"انسان ها در روز قیامت دیگر ازدواج نمی کنند، بلکه مثل فرشتگان آسمانی خواهند بود"(متی فصل بیست و دوم آیه سی). مثال هایی وجود دارد که نشان می دهد که آن ها به هنگام ملاقات مردم، شکل انسانی به خود می گیرند و حتی اگر شکل انسانی داشته باشند، این بدین معنی نیست که می توانند با زنان روابط جنسی برقرار کرده یا پدر موجودی دورگه نیمه انسان/نیمه فرشته باشند. فرشتگانی که از خداوند نافرمانی کردند، تنبیه شدند و مطابق یهودا آیه ششم، در تاریکی مطلق حبس شده اند تا روز داوری برسد. بنابراین، قادر به خروج از زندان نیستند.

دو. کتاب مقدس ایمانداران را فرزندان یا پسران خدا می نامد. به عبارت دیگر، "پسران خدا" ایمانداران بوده اند که تنها بر اساس زیبایی زنان چه با تقوا و چه بی تقوا ازدواج می کردند. این امر در سراسر تاریخ، علت انحطاط روحانی بوده است. به نظر می رسد این دیدگاه با کتاب مقدس و واقعیت بیشتر انطباق دارد تا نظریه ازدواج فرشتگان با زنان.

سه. برخی معتقدند "پسران خدا" از نسل شیث (فرزند با تقوای آدم) و "دختران آدمیان" را از نسل قائن (فرزند غیر ایماندار آدم که برادرش هابیل را کشت) قلمداد می کنند. در این نظریه، ازدواج میان نسل با تقوای شیث و نسل شریر قائن، تباهی اخلاقی نژاد را به همراه می آورد. اما نقطه ضعف این نظریه این است که تقوا انتخابی فردی است و نه امری وراثتی. به علاوه کتاب مقدس هیچ گاه مطرح نکرده است که تمامی نسل قائن شریر و تمامی نسل شیث، با تقوا بوده اند.
یک چیز قطعی است و آن این است که انتخاب همسر توسط پسران خدا بر اساس جذابیت جسمانی قرار داشت. زنان زیبا بودند و این تنها چیزی بود که اهمیت داشت. در نتیجه این ازدواج ها، به فاجعه منتهی شد. خداپرستی تضعیف شد و فساد اخلاقی در دنیا بیداد کرد. از آن جا که مادران بی ایمان، نمی توانستند به فرزند خود راه صحیح را آموزش دهند، شالوده بی ایمانی به خدا ریخته شد و اخلاقیات فاسد گردید و خشونت به تعاقب آن فرا رسید. مردانی بی خدا بدل به مردان غیر اخلاقی شده و مردان غیر اخلاقی، مردانی بی رحم گردیدند و مردان بی رحم به خشونت پرداختند و بدین ترتیب، خشونت زمین را پر کرد. این مردان به واسطه اعمال خشونت بار و قدرت شان بر دیگران، به خاطر اشتهار دنیوی، لذت یا قدرت، درها را به سمت کوهی از گناه گشود (پیدایش فصل آیات 4-6).

آیا درست است که یک مسیحی با یک غیر مسیحی ازدواج کند؟
داشتن هر نوع رابطه عاشقانه با یک غیرایماندار مسیحی می تواند خیلی زود تبدیل به چیزی شود که مانع راه رفتن با مسیح گردد. ما خوانده شده ایم که به گمشدگان بشارت بدهیم، نه این که با آنها رابطه نزدیک و عاشقانه داشته باشیم. اشکالی ندارد که رابطه دوستی خوبی با بی ایمانان داشته باشیم، اما فقط تا همین حد. اگر با بی ایمانی قرار ملاقات عاشقانه داشته باشید، صادقانه چه چیز ارجحیت شما خواهد بود: رابطة عاشقانه یا بشارت برای نجات شخص؟ اگر شما با یک بی ایمان ازدواج کرده بودید، شما دو نفر چطور یک رابطه نزدیک روحانی را در ازدواجتان رشد می دادید؟ یک ازدواج موفق چطور می تواند روی عدم توافق در مورد اساسی ترین مطلب در دنیا یعنی عیسی مسیح بنا شده و باقی بماند ؟ در ازدواج بین یک ایماندار و بی ایمان هماهنگی روحانی نمی تواند وجود داشته باشد. کلام خدا به ایمانداران یادآوری می کند که آنها مسکن روح القدس هستند که مالک قلب و نجات آنهاست (دوم قرنتیان فصل 6 آیات 15-17). به این دلیل، آنها باید خود را از دنیا جدا نگه دارند، در دنیا، اما نه از دنیا، و هیچ کجا مهم تر از رابطه نزدیک در ازدواج نیست.

۱۳۹۳ خرداد ۸, پنجشنبه



روح‌القدس‌ شخص‌ است‌

 نویسنده: آرمان رشدی
بر اساس‌ تعلیم‌ صریح‌ کتاب‌مقدس‌، روح‌القدس‌ از شخصیت‌ واقعی برخوردار است‌ یعنی دارای درک‌ و فکر و اراده‌ میباشد. او سخن‌ میگوید و ایمانداران‌ را تعلیم‌ میدهد. او هدایت‌ میکند و شهادت‌ میدهد. مسیح‌ گفت‌ که‌ روح‌القدس‌ او را جلال‌ میدهد. او باعث‌ میشود که‌ انسان‌ متوجه‌ گناهان‌ خود شود. این‌ ویژگیها را نمیتوان‌ به‌ یک‌ نیروی مجهول‌ و فاقد شخصیت‌ نسبت‌ داد، بلکه‌ فقط‌ متعلق‌ به‌ یک‌ شخص‌ هستند. ذیلاً به‌ ذکر چند مورد از کتابمقدس‌ اکتفا میکنیم‌ که‌ مشخص‌ میکند که‌ روح‌القدس‌ دارای شخصیت‌ میباشد. در بخشهای بعدی همین‌ مقاله‌، کلیه‌ مواردِ قید شده‌، حاکی از همین‌ امر خواهد بود.
                         روح‌القدس‌ صاحب‌ اراده‌ است‌. روح‌القدس‌ رسولان‌ مسیح‌ را در امر بشارت‌ بر حسب‌ اراده‌ وصلاحدید خود هدایت‌ میکرد (ر.ش‌. اعمال‌ 16:6 و ۷؛ اول‌ قرنتیان‌ 12:11).
                         روح‌القدس‌ سخن‌ میگوید و گفته‌ او به‌منزله‌ گفته‌ خداست‌ (ر.ش‌. عبرانیان‌ 10:16 و ۱۷).
                         روح‌القدس‌ صاحب‌ احساس‌ است‌. انسان‌ با گناهان‌ و خطاهای خود، میتواند باعث‌ رنجش‌ او گردد (ر.ش‌. افسسیان‌ 4:30).
                         انسانِ گمراه‌ ممکن‌ است‌ سعی کند او را فریب‌ دهد یا با اراده‌ او مخالفت‌ کند، درست‌ به‌ همان‌ شکل‌ که‌ ممکن‌ است‌ بکوشد خدا را بفریبد (ر.ش‌. اعمال‌ 5:3؛ ۷:۵۱).
                         انسان‌ گمراه‌ ممکن‌ است‌ به‌ او کفر بگوید (ر.ش‌. متی ۱۲:۳۱). کفر به‌روح‌القدس‌ تنها گناهی است‌ که‌ بخشوده‌ نمیشود. علت‌ آن‌ را در بخشهای بعدی مقاله‌ شرح‌ خواهیم‌ داد.


روح‌القدس‌ کیست‌

نویسنده: آرمان رشدی
روح‌القدس‌ مهم‌ترین‌ عامل‌ در حیات‌ و بقای هستی و زندگی بشر، خصوصاً زندگی روحانی انسان‌ میباشد. اما شاید شناخت‌ ما از او، در مقایسه‌ با اهمیت‌ او بسیار بسیار کم‌ باشد. از اینرو لازم‌ است‌ که‌ شناخت‌ صحیح‌ و کاملی درباره‌ این‌ روح‌ پاک‌ الهی بدست‌ آوریم‌ و از این‌ راه‌، اجازه‌ بدهیم‌ که‌ او وجود ما را دگرگون‌ کرده‌، اراده‌ خدا را بطور کامل‌ در زندگی ما تحقق‌ بخشد.

آیا مسیح زن غیر یهودی را تحقیر کرد؟ (مرقس فصل هفتم آیات بیست و یکم تا بیست و هشتم)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در یکی از سفرهای بشارتی، عیسی ایالت جلیل را ترک کرد و به شهرهای صور و صیدون رفت. او هشتاد کیلومتر راه پیمود تا به شهر صور رسید. سپس از آن جا به صیدون رفت. این دو شهر، دو بندر در کنار دریای مدیترانه بودند. هر دو شهر، بازرگانی شکوفایی داشتند و از این رو بسیار ثروتمند بودند. صور به هنگام ویرانی اورشلیم در سال 586 قبل از میلاد، شادی کرد. رقیب بزرگ بازرگانی این شهر، اسرائیل بود. در نتیجه توانست در غیاب یهودیان به تجارت و منافع خود رونق بخشد. به چنین فرهنگ فاسد و مادی گرایانه ای بود که عیسی پیغام خود را آورد.
به محض این که مسیح وارد شهر شد، مانند همیشه خبر ورودش فوری در همه جا پیچید. زنی نزد مسیح آمد، زیرا دخترش گرفتار روح ناپاک شیطانی بود. او خبر معجزات عیسی را شنیده بود. از این رو آمد و بر پای های عیسی افتاد و التماس کرد تا عیسی فرزندش را شفا دهد.
این زن در انجیل مرقس اهل "فنیقیه اهل شهر صور" معرفی شده، در حالی که در انجیل متی، آن زن "کنعانی" گزارش شده است (متی فصل پانزدهم آیه بیست و دوم). مرقس به موقعیت سیاسی منطقه اشاره می کند تا خوانندگان رومی کتابش، بدانند که زادگاه این زن در کدام بخش امپراطوری روم واقع است. اما توضیح متی خطاب به خوانندگان یهودی بود که به یاد می آوردند کنعانی های بت پرست چقدر با قوم اسرائیل به هنگام استقرار در سرزمین موعود (سرزمین کنعان) دشمنی کردند. مخاطبین انجیل متی (یهودیان) فورا به اهمیت کمک عیسی به این زن پی بردند.
عیسی به زن غیر یهودی گفت:"من باید نخست قوم خود، یعنی یهودیان را یاری کنم". این سخن عیسی مغایرت با این حقیقت نداشت که پیغام خدا برای همه است. به یاد آوریم که عیسی خودش در قلمرو غیر یهودیان (شهرهای صور و صیدون) در حال انجام رسالتش نسبت به مردم غیر یهودی بود. عیسی صرفا داشت به آن زن می گفت که یهودیان باید قبل از دیگران، فرصت ایمان آوردن به او را داشته باشند، چون خدا از یهودیان خواسته بود تا پیغام نجات را به سایر ملل اعلام کنند.
شکی نیست که عیسی می خواست ایمان زن غیر یهودی را امتحان کند. او می خواست از این موقعیت به عنوان فرصتی برای تعلیم درسی در خصوص ایمان، استفاده کند (متی فصل پانزدهم آیه بیست و هشتم). عیسی در ادامه افزود:"درست نیست که نان را از دست فرزندان بگیریم و جلو سگ ها بیندازیم". "سگ" اصطلاحی بود که یهودیان به طور معمول برای اشاره به غیر یهودیان به کار می بردند. یهودیان این مردم بت پرست را هم ردیف سگ به حساب می آوردند، به همین دلیل از دیدگاه آنان، غیر یهودیان لیاقت دریافت برکات خدا را نداشتند، در حالی که خدا به ابراهیم فرمود:"تو مایه برکت تمام مردم جهان خواهی بود" (پیدایش فصل دوازدهم آیه سوم). اما عیسی با استفاده از این اصطلاح، نمی خواست آن زن را تحقیر کند. او در واقع می خواست نحوه برخورد یهودیان را بازگو می کند تا تضاد رفتاری یهودیان را با نحوه رفتار خودش نشان دهد.
زن غیر یهودی با استفاده از همان شیوه گفتار عیسی، پاسخ داد تا بتواند برکت خدا را برای دخترش به دست آورد. چقدر جای شگفتی دارد که بسیاری از یهودیان به خاطر رد کردن عیسی، برکت خدا و نجات را از دست دادند و بسیاری از غیر یهودیان به خاطر قبول عیسی نجات را دریافت کردند.
عیسی به زن غیر یهودی فرمود:"ای زن، ایمان تو عظیم است. برو که آرزویت برآورده شد". همان لحظه دختر او شفا یافت. این معجزه نشان داد که قدرت عیسی بر ارواح شریر و شیطانی چنان عظیم است که لازم نیست برای رهایی شخصی از چنگال آن ها، خودش شخصا حضور داشته باشد. قدرت مسیح به نقاط دور نیز می رسد.
عکس: ‏آیا مسیح زن غیر یهودی را تحقیر کرد؟ (مرقس فصل هفتم آیات بیست و یکم تا بیست و هشتم) 

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در یکی از سفرهای بشارتی، عیسی ایالت جلیل را ترک کرد و به شهرهای صور و صیدون رفت. او هشتاد کیلومتر راه پیمود تا به شهر صور رسید. سپس از آن جا به صیدون رفت. این دو شهر، دو بندر در کنار دریای مدیترانه بودند. هر دو شهر، بازرگانی شکوفایی داشتند و از این رو بسیار ثروتمند بودند. صور به هنگام ویرانی اورشلیم در سال 586 قبل از میلاد، شادی کرد. رقیب بزرگ بازرگانی این شهر، اسرائیل بود. در نتیجه توانست در غیاب یهودیان به تجارت و منافع خود رونق بخشد. به چنین فرهنگ فاسد و مادی گرایانه ای بود که عیسی پیغام خود را آورد. 
به محض این که مسیح وارد شهر شد، مانند همیشه خبر ورودش فوری در همه جا پیچید. زنی نزد مسیح آمد، زیرا دخترش گرفتار روح ناپاک شیطانی بود. او خبر معجزات عیسی را شنیده بود. از این رو آمد و بر پای های عیسی افتاد و التماس کرد تا عیسی فرزندش را شفا دهد. 
این زن در انجیل مرقس اهل "فنیقیه اهل شهر صور" معرفی شده، در حالی که در انجیل متی، آن زن "کنعانی" گزارش شده است (متی فصل پانزدهم آیه بیست و دوم). مرقس به موقعیت سیاسی منطقه اشاره می کند تا خوانندگان رومی کتابش، بدانند که زادگاه این زن در کدام بخش امپراطوری روم واقع است. اما توضیح متی خطاب به خوانندگان یهودی بود که به یاد می آوردند کنعانی های بت پرست چقدر با قوم اسرائیل به هنگام استقرار در سرزمین موعود (سرزمین کنعان) دشمنی کردند. مخاطبین انجیل متی (یهودیان) فورا به اهمیت کمک عیسی به این زن پی بردند. 
عیسی به زن غیر یهودی گفت:"من باید نخست قوم خود، یعنی یهودیان را یاری کنم". این سخن عیسی مغایرت با این حقیقت نداشت که پیغام خدا برای همه است. به یاد آوریم که عیسی خودش در قلمرو غیر یهودیان (شهرهای صور و صیدون) در حال انجام رسالتش نسبت به مردم غیر یهودی بود. عیسی صرفا داشت به آن زن می گفت که یهودیان باید قبل از دیگران، فرصت ایمان آوردن به او را داشته باشند، چون خدا از یهودیان خواسته بود تا پیغام نجات را به سایر ملل اعلام کنند. 
شکی نیست که عیسی می خواست ایمان زن غیر یهودی را امتحان کند. او می خواست از این موقعیت به عنوان فرصتی برای تعلیم درسی در خصوص ایمان، استفاده کند (متی فصل پانزدهم آیه بیست و هشتم). عیسی در ادامه افزود:"درست نیست که نان را از دست فرزندان بگیریم و جلو سگ ها بیندازیم". "سگ" اصطلاحی بود که یهودیان به طور معمول برای اشاره به غیر یهودیان به کار می بردند. یهودیان این مردم بت پرست را هم ردیف سگ به حساب می آوردند، به همین دلیل از دیدگاه آنان، غیر یهودیان لیاقت دریافت برکات خدا را نداشتند، در حالی که خدا به ابراهیم فرمود:"تو مایه برکت تمام مردم جهان خواهی بود" (پیدایش فصل دوازدهم آیه سوم). اما عیسی با استفاده از این اصطلاح، نمی خواست آن زن را تحقیر کند. او در واقع می خواست نحوه برخورد یهودیان را بازگو می کند تا تضاد رفتاری یهودیان را با نحوه رفتار خودش نشان دهد. 
زن غیر یهودی با استفاده از همان شیوه گفتار عیسی، پاسخ داد تا بتواند برکت خدا را برای دخترش به دست آورد. چقدر جای شگفتی دارد که بسیاری از یهودیان به خاطر رد کردن عیسی، برکت خدا و نجات را از دست دادند و بسیاری از غیر یهودیان به خاطر قبول عیسی نجات را دریافت کردند. 
عیسی به زن غیر یهودی فرمود:"ای زن، ایمان تو عظیم است. برو که آرزویت برآورده شد". همان لحظه دختر او شفا یافت. این معجزه نشان داد که قدرت عیسی بر ارواح شریر و شیطانی چنان عظیم است که لازم نیست برای رهایی شخصی از چنگال آن ها، خودش شخصا حضور داشته باشد. قدرت مسیح به نقاط دور نیز می رسد.   

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏