۱۳۹۳ فروردین ۲۱, پنجشنبه

نعیمه اشراقی باز هم خبرساز شد

نعی.مه اشراقی نوه روح الله خمینی در یکی از گروه‌های شبکه اجتماعی وایبر که بسیاری از خبرنگاران در آن عضو هستند، یکی از احکام اسلامی را مورد تمسخر قرار داد.

به گزارش «محبت نیوز» به نقل از منابع خبری ، نعیمه اشراقی که نوه بنیان گذار جمهوری اسلامی محسوب می شود در یک گروه بیش از 100 نفره در شبکه اجتماعی "وایبر" ضمن تمسخر یکی از احکام اسلامی نوشت: " حکم پیامبر اسلام بی‌ حکمت نیست، چراکه اگر مردی 4 زن داشته باشد، هووها می‌توانند باهم پاسور بازی کنند."
نعیمه اشراقی  در مطلبی جداگانه در این شبکه اجتماعی نوشته بود: " توهین به پدربزرگم (امام خمینی(ره) از نظر من جرم نیست!"
به نوشته قدس آنلاین در این گروه در شبکه اجتماعی وایبر که نعیمه اشراقی در آن عضویت دارد و این مطالب را در آن منتشر کرده است، بیش از 100 نفر عضو هستند که اکثریت آنها را خبرنگاران و روزنامه‌نگاران رسانه‌های مختلف تشکیل می‌دهد.
پیش‌تر نیز مطالبی منسوب به نعیمه اشراقی در شبکه اجتماعی فیس‌بوک منتشر شده بود که حاوی مطالبی درباره روح اله خمینی و خانواده  شهدا بود؛ مطالبی که مورد اعتراض شدید اقشار مختلف مردم و خانواده‌های شهدا و ایثارگران قرار گرفت و موجب شد نعیمه اشراقی صفحه خود در این شبکه اجتماعی را تعطیل کند.


.

چرا خدا انسان را آفرید؟

 دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
عده ای بر این باورند که برای خدای تنها، زندگی کسل آور و خسته کننده بود، بنابراین تصمیم گرفت تا انسان ها را خلق کند! این دیدگاه به دلایل زیر قابل قبول نیست:
یک. این نگرش نادرست، بر فقدان و کمبود چیزی در خدا دلالت دارد. در حالی که خدا کامل است و در او نقص و کمبود وجود ندارد.
دو. خدا هرگز تنها نبوده است. تثلیث، برمشارکت ازلی میان سه شخصیت پدر، پسر و روح القدس تاکید دارد.
سه. با مطالعه کتاب های اشعیاء (فصل چهاردهم آیات دوازدهم تا پانزدهم) و حزقیال (فصل بیست و هشتم آیه پانزدهم)، در می یابیم که خداوند فرشتگان را قبل از آفرینش جهان، خلق نمود.
چهار. اگر خدا دنیا را برای تفریح و سرگرمی خودش خلق می کرد، شکل جهان، ظاهر انسان و نحوه زندگی بشر کاملا متفاوت بود. مثلا انسان ها اراده آزاد نداشتند و عالم هستی، پدیده پیچیده ای نبود.
پنج.در خاتمه هر مرحله از آفرینش، کلام خدا می فرماید:"خدا به آنچه آفرید، نظر کرد و از کار خود خشنود گردید". با این توصیف، بعد از خلق آدم، خداوند اظهار نظر عجیبی کرد:"خوب نیست" (پیدایش فصل دوم آیه هجدهم). قبل از ورود گناه به جهان، این اولین بار بود که خدا گفت:"خوب نیست". در خلقت کامل او فقدان چیزی مشاهده می شد: تنهایی آدم! بنابراین، او زن را آفرید. هدف اولیه خدا برای ازدواج این بود که زن و مرد شریک یکدیگر باشند و در رابطه با همدیگر، زیبایی عشق و محبت را تجربه کرده و رابطه جنسی برقرار نمایند.
شش. خدا فرمود:"انسان را شبیه خود بسازیم" (پیدایش فصل اول آیه بیست و ششم). این عبارت به آن مفهوم نیست که خدا انسان را کاملا شبیه خود ساخت، به خصوص از لحاظ جسمانی، بلکه بتواند خصوصیات او را منعکس کند. خصوصیاتی نظیر محبت، صبر، بخشش، مهربانی و وفاداری. ما هرگز کاملا مانند خدا نخواهیم شد، چون او خالق ما و از ما برتر می باشد. خدا عاری از گناه است و جاودانی و نامحدود. او این امکان را در ما قرار داده که مانند خودش عاری از گناه و جاودانی شویم، اما این آزادی را داده شده که راه دیگری را انتخاب کنیم. اگر انسان به جای اعتقاد به خدا، با خدا دوست و صمیمی شود، خصوصیات او را منعکس خواهد کرد و باعث جلال خداوند خواهد شد. روح القدس به ما کمک خواهد کرد تا شبیه مسیح شویم.
هفت. از دیدگاه خدا، انسان موجود ارزشمندی است. خداوند پدر ماست و برای نجات ما از قلمرو قدرتمند گناه چاره ای اندیشید. مسیح جان خود را به خاطر ما فدا کرد که بتوانیم تا ابدیت با خداوند زندگی کنیم. انسان جزئی از آفرینش خدا است و خدا از نحوه به وجود آوردن انسان خشنود است.
هشت. خلقت ما حاصل تصادف و اشتباه نیست. خداوند از بدنیا آمدن ما غافلگیر نشده است، بلکه او اراده فرمود تا ما را بیافریند.
نه. خدا ما را برای هدف ارزشمندی آفریده است. قبل از این که ما درمورد خدا بیندیشیم، او از قبل از تولد ما، درباره ما فکر می کرد. هدف خدا از آفرینش ما، مصاحبت و دوستی با او در ابدیت است. انسان موجودی ابدی است.

۱۳۹۳ فروردین ۲۰, چهارشنبه

وقتی زندگی معنا ندارد، به خدا اعتماد کنید

زندگی هدفمند 
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

پولس قبل از ایمان به مسیح، شخص متعصب مذهبی بود. او با تمام قوا و با تعصب به وظیفه ای که اعتقاد داشت عمل می کرد و آن وظیفه عبارت بود از نابودی کلیسای مسیح. تردیدی نیست که پولس درباره معجزات مسیح شنیده بود یا شاید با چشم خود دیده بود. ولی معجزات توجه او را جلب نکرد. او شاهد سنگسار شدن استیفان (اولین شهید مسیحی) بود و حتی متوجه شد که صورت استیفان مانند فرشتگان شد. ولی این هم توجه او را به مسیح جلب نکرد. تا این که او ماموریت یافت تا ایمانداران مسیحی را در دمشق دستگیر کند و به اورشلیم بیاورد. در راه دمشق، خدا توجه او را جلب کرد. او با تاباندن نور قوی، پولس را از روی اسب بر زمین انداخت. پولس به طور موقت نابینا شد. مسیح با او سخن گفت (اعمال رسولان فصل نهم).
اگر لازم بود پولس دچار نابینایی و خفت و خواری موقت شود تا توجهش به خدا جلب شود، واقعا ارزشش را داشت، زیرا بخش وسیعی از امپراطوری روم توسط او پیام انجیل را شنید. در زمان پولس بود که اولین کلیساها در اروپا تاسیس شدند. نیمی از عهدجدید توسط پولس نوشته شد. بنابراین، خدا حق داشت که آن گونه توجه او را جلب کند.
ممکن است بگویید:"اما من یک آدم عادی هستم. چطور ممکن است خدا از من استفاده کند؟ چه کاری از من برمی آید؟"
دوست عزیز، ما اغلب فراموش می کنیم که خدا وقتی به زندگی ما نگاه می کند، نه تنها گذشته ما را می بیند، بلکه آینده ما و آنچه را می توانیم انجام دهیم نیز می بیند. خدا از مردم معمولی مثل من و شما برای انجام کارهای خارق العاده استفاده می کند. خدا دنبال قدرت بزرگ نیست. دنبال تحصیلات بالا نیست. او فقط دنبال قلبی مشتاق می گردد. خدا دنبال توانایی نیست. او دنبال آمادگی می گردد.
اگر اندکی از آنچه را که قطعا دارید به خدا بدهید، او آن را می گیرد و چند برابر بیشتر می کند. او حتی بیش از آنچه تصور کنید، زندگی شما را پیش می برد. نقشه خدا برای زندگی شما بزرگ تر و عالی تر از آنی است که حتی تصورش را بکنید. خداوند نگاه نمی کند که ما چه هستیم، بلکه به این می نگرد که چه می توانیم بشویم، اگر در دست های او قرار بگیریم.
روزی به پشت سر خود و به آنچه که آن را بدترین حادثه می نامیم، نگاه می کنیم و می فهمیم که خدا از آن گرفتاری سود جسته تا ما را شکل بدهد و اصلاح کند. در نتیجه، خدا برای چیزهای خوبی که در پیش داریم آماده مان می کند. به عبارت دقیق تر، مشکلات و گرفتاری ها ما را به طرف چیز بهتر و حتی عالی تر هل می دهد.
گاهی ما در زندگی احتیاج به یک فشار داریم. خدا می خواهد ما دائما رشد کنیم، در نتیجه برای جلو راندن ما از یک گرفتاری استفاده می کند. او می گذارد تا فشار زندگی شما را به جلو هل دهد. از سوی دیگر، خدا از استعدادها و توانایی که در وجود هر کدام از ما گذاشته، خبر دارد. او می داند که شما قادر به انجام چه کارهایی هستید. بنابراین، هر کاری لازم باشد برای رساندن شما به هدف مورد نظرش انجام می دهد. خدا می داند اگر برای هدف های او کار کنیم، چه معجزات و اتفاقات عظیم روحانی به وقوع خواهند پیوست.
وقتی خدا شما را از محل امن خارج می کند، قدم به منطقه ایمان می گذارید. آن وقت حیران و متعجب خواهید شد که ببینید چه کارهایی را می توانید انجام دهید. وضعیت کنونی شما هرچه باشد، مطمئن باشید که خدا کارهایش را بدون دلیل انجام نمی دهد. اگر اجازه داده است مشکلات و سختی وارد زندگی شما شود، بدانید که برای آینده تان نقشه مهمی را در نظر گرفته است. 

ذهن خود را با وعده ها و سخنان خداوند مشغول کنید

زندگی هدفمند

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

بسیاری درک نمی کنند که ما می توانیم افکارمان را انتخاب کنیم. هیچکس نمیتواند ما را وادار کند که به چیزی فکر کنیم. خدا هم این کار را نخواهد کرد. شیطان هم نمی تواند. این ما هستیم که تصمیم می گیریم ذهن ما به چه فکری سرگرم شود. اگر شخصی یک فکر منفی و مایوس کننده در مغز شما کاشته، به آن معنا نیست که شما مجبورید آن فکر را "آب بدهید"، پرورش بدهید، مراقبت کنید و کمکش کنید تا رشد کند. نه، این طور نیست. شما می توانید آن فکر منفی و آشغال را دور بریزید و از ذهن خود اخراج کنید.
ذهن انسان مثل کامپیوتر بسیار پیشرفته است که مغز همه افکاری را که وارد می شود، ذخیره می کند. مثل همه مطالب زشت، کلمات مستهجن، تصورات کثیف و افکار دیگر. وقتی یک فکر منفی در کامپیوتر مغرتان ذخیره شده، به آن معنا نیست که باید آن را بیاورید روی صفحه ذهن تان. اگر مرتکب این اشتباه شوید و ذهن تان را با آن مشغول کنید آن فکر، عواطف و نقطه نظرات تان را تحت تاثیر قرار می گیرد و اگر ادامه دهید، رفتارتان را هم تحت تاثیر قرار می دهد. جنایات و انحرافات اخلاقی نتیجه رشد و نمو افکار منفی است.
پرورش و رشد افکار منفی، شما را برای افسردگی، پذیرش شکست و عقب ماندگی آماده می سازد. اگر به تامل به افکار منفی ادامه دهید، انگیزه حرکت به جلو در جهت مثبت را از دست خواهید داد. هرچه بیشتر به افکار منفی مجال دهیم، مثل این است که در اطاق را باز کردیم و تابلویی آویزان می کنیم که متن آن این است:"لطفا آشغال های تان را این جا بریزید. متشکرم".
همه گاه و بی گاه نومید و افسرده می شوند. زندگی سخت است و گاهی آسیب می بینیم. حتی شکست می خوریم و نقش زمین می شویم. ولی لزومی ندارد که همیشه روی زمین بمانیم. اگر افسرده ایم، باید درک کنیم که هیچکس ما را افسرده نکرده است. اگر شاد نیستیم، هیچکس ما را وادار نکرده که غمگین باشیم. اگر منفی هستیم و نگرش بدی داریم، هیچکس ما را مجبور نکرده که کسل، فاقد حس همکاری بدبین و عبوس باشیم. خومان انتخاب کردیم که در این شرایط باقی بمانیم.
تنها شخصی که می تواند وضعیت ما را عوض کند، خودمان هستیم. باید مسئولیت اعمال مان را بپذیریم. تا وقتی که عذر و بهانه می تراشیم و خانواده، محیط، گذشته و حتی خدا را مقصر می پنداریم، هرگز آزاد نخواهیم شد و از نظر دچار مشکلات روحی و عاطفی خواهیم بود. شاید بگویید:"قبول ندارم. اوضاع و احوال من را زمین زده". واقعیت این است که اوضاع و احوال شما را زمین نزده. افکارتان درباره اوضاع، شما را زمین زده است.
البته نمی توانیم مشکلات را نادیده بگیریم و مانند کبک سرمان را زیر برف کنیم. حتی برای آدم های خوب هم اتفاقات بد رخ می دهد. اگر مریض هستید، اشکالی ندارد. آن را بپذیرید و افکارتان را به مسیح شفادهنده معطوف کنید. اگر ذهن تان فرسوده است، ایرادی ندارد. استراحت کنید. اما در هر شرایطی که هستید چه خوب یا بد، فکرتان را به این وعده خدا متمرکز کنید:"آنانی که منتظر خداوند باشند، قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد. خواهند دوید و خسته و درمانده نخواهند شد" (اشعیاء فصل چهل آیه 31).
کلام خدا می فرماید:"اکنون باید طبیعت کهنه و گناه آلود خود را که بر اثر شهوات فریبنده فاسد و فاسدتر می شود، از خود بیرون نمایید. فکر و ذهن شما باید هر روز تغییر کند و به سوی کمال پیش رود. شما باید شخصی جدید و متفاوتی شوید. شخصی مقدس و درستکار. این طبیعت نو را که به صورت خداست، بپوشید" (فسسیان فصل چهارم آیات بیست و دوم تا بیست و چهارم).
اولین جایی که باید پیروزی را از آن خود کنیم، ذهن خودمان است. وقتی افکارمان را با افکار خدا همسو کنیم و ذهن خود را با وعده های خدا تغذیه نماییم، به سوی جلو حرکت خواهیم کرد. وقتی عالی و مثبت فکر کنید، به خدا که منبع محبت، خوشی، آرامش بردباری، مهربانی، نیکوکاری، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری است، متصل خواهیم شد. شگفت انگیز نیست؟
اگر می خواهید مثل خدا زندگی کنید و کسی باشید که او می خواهد، باید نگرش تان را با او هماهنگ کنید. روح القدس (خدا) به شما کمک خواهد کرد. وقتی ذهنیت منفی می گوید:"موفق نخواهید شد"، خدا می گوید که مسیح کمک تان خواهد کرد. ذهنیت منفی می گوید:"هرگز از زیر بار قرض در نمی آیید"، خدا می گوید:" نه فقط از زیر بار قرض خارج می شوی، بلکه وضعیت شما از این هم بهتر می شود". ذهنیت منفی می گوید:"مشکلات شما خیلی بزرگ است و امیدی نیست". خداوند می گوید:"مشکلات شما مانند دانه ای شن است در برابر عالم هستی". وقتی شروع کنید مثل خدا فکر کردن، افکار مثبت، آرامش و شادی وارد ذهن تان می شود. افکار خدا شما را می سازد. افکار خدا دلگرم تان می کند. افکار خدا به شما قدرت ادامه می دهد. افکار خدا به شما ذهنیت "می توان انجام داد" را می بخشد.

۱۳۹۳ فروردین ۱۹, سه‌شنبه

آیا خدا زن را لعنت کرد تا همواره زیر سلطه مرد باشد؟ (پیدایش فصل 3 آیه 16)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

"آنگاه خداوند به زن فرمود:"درد زایمان تو را زیاد می کنم و تو با درد فرزندان خواهی زایید. مشتاق شوهرت خواهی بود و او بر تو تسلط خواهد داشت" (پیدایش فصل 3 آیه 16)
اکنون رنج و اسارت برای حوا ظاهر می شوند که مشابه همان رنجی است که به آدم تحمیل می شود (آیه 17). گناه عواقب اجتناب پذیری دارد. در طول تاریخ، زن و مرد رنج و درد را تجربه کردند.
خدا ابتدا زن را همراه با درد زایمان به لعنت محکوم کرد. مشکلی در درک اولین لعنت (درد زایمان تو را زیاد کنم) وجود ندارد.
" مشتاق شوهرت خواهی بود"
این نکته در مورد زنان کاملا صدق می کند، اما در مردان این طور نیست. همین واژه عبری "مشتاق" (اشتیاق) در فصل 4 آیه 7 به کار رفته:"خدا به قائن گفت:"گناه در کمین است و اشتیاق تو دارد". علت کاربرد این واژه، لعنت الهی است. این نوع "اشتیاق" نشان می دهد که تا چه اندازه می تواند خشن تر شود. اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و عمل متقابل که او بر تو حکمرانی خواهد کرد، بیانگر فاعل و مفعول است: مشتاق باش و حکومت کن.
نااطاعتی آدم و حوا بر تمامی آفرینش، از جمله روابط زن و شوهر تاثیر گذاشت. انسان مجازات شد. اخراج از باغ عدن، رنج و زحمت و مرگ جسمی در نتیجه نااطاعتی انسان از خدا به وجود آمد.
طبق کلام خدا، داوری برای زن چنین بود (پیدایش فصل 3 آیه 16):
یک. رنج و درد دوران حاملگی و زایمان
دو. اشتیاق او به شوهرش خواهد بود
سه. شوهر بر زن حکمرانی می کند
در اثر رخنه گناه، بسیاری از مردها به جای مدیریت صحیح، به استبداد، زورگویی، سلطه جویی و جهل کشیده شدند.
با این توصیف، پیامدهای ناشی از گناه را نبایستی به عنوان ضابطه و معیار زندگی تلقی کرد. حتی خداوند برای مقابله با پیامدهای گناه، راه نجات را از طریق قربانی شدن مسیح پیشگویی نمود (پیدایش فصل 3 آیه 15). بدین ترتیب خدا از زمان سقوط آدم و حوا، نقشه خود را مبنی بر شکست شیطان و نجات دنیا از طریق پسرش عیسی مسیح، آشکار کرد (یوحنا فصل 3 آیه 16).
نقشه خداوند فقط محدود به نجات بشر نبود، بلکه در زمینه های دیگر هم تاثیرگذار بود، از جمله رشد و ترقی زنان در عرصه های مختلف جوامع. در دنیای امروز، نقش بسیاری اززنان در مدیریت و برنامه ریزی غیر قابل کتمان است. زیر بنای این تحول اجتماعی زنان را در عهد جدید می توان یافت. اولین مبشر دنیا، یک زن بود. مسیح پس از زنده شدنش، به مریم مجدلیه ماموریت داد. عیسی قوانین اجتماعی آن زمان را کنار گذاشت و با زنان صحبت کرد (یوحنا فصل چهارم). او اجازه داد که زنی پاهای او را با عطر شسته و با موهایش آن را خشک کند (یوحنا فصل 12 آیه 3).
زن و مرد، هر دو را خدا به صورت خود آفرید. نه مرد بیشتر شبیه خداست و نه زن. از همان ابتدای خلقت می بینیم که کتاب مقدس، هم مرد و هم زن را در اوج خلقت خدا قرار می دهد. در نتیجه، به هیچ یک ارزشی کم تر از دیگری داده نمی شود. ما شبیه خدا آفریده شده ایم، یعنی از بسیاری از خصوصیات و عواطف خدا برخورداریم. ما هرگز کاملا مانند خدا نخواهیم شد، چون او خالق ما و برتر از ما است. بزرگ ترین امید ما این است که بتوانیم خصوصیات او را منعکس سازیم. خصوصیاتی نظیر محبت، صبر، بخشش، مهربانی و وفاداری.
آفرینش حوا از دنده آدم، به مفهوم تساوی و همبستگی زن و مرد است. هر دوی آن ها محتاج یکدیگرند و همدیگر را تکمیل می کنند و هر کدام از آن ها به صورت خدا آفریده شده اند (پیدایش فصل اول آیه بیست و هفتم).
زن و مرد توسط یک خدا در مسیح نجات می یابند:"دیگر فرقی نمی کند که یهودی باشیم یا غیر یهودی، برده باشیم یا آزاد، مرد باشیم یا زن، زیرا همه ما مسیحیان در عیسی مسیح یکی هستیم و اکنون از آن مسیح شده ایم" (غلاطیان فصل سوم آیه بیست و هشتم). در دوران باستان، مردان یهودی هر روز در دعای صبحگاهی چنین دعا می کردند:"خداوندا، تو را شکر می کنم که غیر یهودی، برده و زن نیستم". البته چنین دعایی در کتاب مقدس تعلیم داده نشده است. این دعا محصول دیدگاه مردسالاری است. ایمان به مسیح، ورای این تمایزات است. همه ایمانداران مسیحی، در مسیح برابر هستند.
در کتاب مقدس، عطایای روحانی مانند معجزات، قدرت شفای بیماران، بیان حکمت، نبوت (یعنی اعلان پیغام های خداوند را به کلیسا)، ترجمه زبان های روح القدس، خدمت کردن به دیگران، تعلیم دادن، موعظه کلام خدا، مدیریت، تسلی و خدمت به افسردگان، کمک به دیگران از طریق دارایی شخصی... ویژگی جنسیتی ندارند. این عطایا برای زنان و مردان یکسان و مشابه است.
خداوند از طریق بخشیدن این عطایا به زنان، کلیسا را به فراوانی برکت می دهد.
به فعالیت روحانی زنان در کتاب مقدس توجه کنید:
مریم، خواهر موسی، نبیه بود و خدمت موسیقی پرستشی را نیز شروع کرد (خروج فصل پانزدهم آیه بیستم). خداوند در کتاب میکاء فصل ششم آیه چهارم می فرماید:"موسی، هارون و مریم را فرستادم تا شما را هدایت کنند".
دبوره، داور بود (داوران فصل چهارم، آیه چهارم). به عبارت دیگر، او رهبری ملت یهود را به عهده داشت. خدا او را برگزید تا قوم اسرائیل را رهبری کند. خدا می تواند هر شخصی را برای رهبری کلیسا انتخاب کند: زن، مرد، پیر، جوان.
حلده، نبیه بود (دوم تواریخ فصل سی و چهارم آیه بیست و دوم). یوشیا، پادشاه یهودا، مردانی را نزد حلده فرستاد تا نظر خداوند را بدانند.
آنا، نبیه بود (لوقا فصل دوم آیه سی و ششم).
هم چنین مسیح همان طور که اشاره شد، بعد از قیام از مردگان، ابتدا به مریم مجدلیه ظاهر شد و به او ماموریت داد تا پیغام او را به شاگردان برساند. به عبارت دیگر، اولین مبشر بعد از رستاخیز عیسی، یک زن بود.
پرسکلا، معلم کتاب مقدس بود (اعمال رسولان فصل هجدهم آیه بیست و ششم)
فیبی، خادم جدی و بسیار فعال کلیسا (رومیان فصل شانزدهم آیه اول). این گواه بر این امر است که زنان نقش مهمی در کلیسای اولیه داشتند.
فیلیپس، چهار دختر داشت و خدا به آن ها این عطا را داده بود که بتوانند نبوت و پیشگویی کنند (اعمال رسولان فصل بیست و یکم آیه نهم).
بنابراین، زنان می توانند در کلیسا فعال باشند. در اعمال فصل دوم آیات هفدهم و هجدهم می خوانیم که خدا فرمود:"مردم را از روح خود پر خواهم کرد تا پسران و دختران نبوت کنند. چه مرد و چه زن را از روح خود پر خواهم کرد و ایشان نبوت نموده، از جانب من سخن خواهند گفت." امروزه تعداد قابل توجهی از زنان به عنوان کشیش در کلیساهای سراسر دنیا به خدمت مشغولند.
در خاتمه به این نکته اشاره می کنم که در چارچوب این خلقت تازه در خداوند، پولس چنین نوشت:"خدا تبعیض قائل نمی شود" (رومیان فصل 2 آیه 11). 

پاسخ به مخالفان

دفاعیات مسیحی
مخالفان مسیحیت نباید کتاب مقدس را جعلی و نادرست بخوانند. نخست باید مطمئن شوند که متن را درست درک کرده اند. دوم باید یقین حاصل کنند که تمامی اطلاعات و آگاهی های مورد نیاز را در این زمینه در اختیار دارند. سوم، باید اطمینان حاصل کنند که آیا پیشرفت علم، تحقیقات گسترده تر، کشفیات باستان شناسی و غیره، کمکی به روشن شدن بیشتر متن خواهد کرد؟

وجود "مشکل" در متن نباید به خودی خود موجب انتقاد از آن شود. مشکلات حل نشده الزاما به معنی اشتباه نیست. منظور این نیست که مشکل را کوچک نشان دهیم، مقصود این است که مشکل را در چارچوب درستش بررسی کنیم. رعایت این نکات، ما را به جستجوی راه حل سوق می دهند. تا زمانی که تمام روش ها را به کار نگرفته ایم و تمام تلاش مان را نکرده ایم، در موقعیتی نیستیم که بگوییم:"این یک اشتباه اثبات شده و قطعی در کتاب مقدس است". محققان می دانند که از آغاز قرن بیستم به این سو، تعداد بی شماری از این "اشتباهات قطعی" حل و بر طرف شده اند.

۱۳۹۳ فروردین ۱۸, دوشنبه

مشاهده برکات و معجزات شگفت انگیز خداوند در زندگی

زندگی هدفمند

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مدتی قبل یکی از شبکه های تلویزیونی در آمریکا، به ساکنان جنوب ایالت فلوریدا وقوع طوفان بزرگی را هشدار داد. اکثر مردم آن منطقه، خانه های خود را تخلیه کردند و به سمت شمال و ایالت های دیگر گریختند.
این مشابه همان وضعیتی است که ما به هنگام مواجه شدن با مشکلات و بحران ها تجربه می کنیم: شکست ها، اتفاقات غیرمنتظره، تاثیر اشتباهات دیگران در زندگی ما، ازدواجی در آستانه فروپاشی، دعای بی پاسخ، مرگ عزیزان، همسر یا فرزند مبتلا به سرطان، والدین یا فرزندان معتاد، از دست دادن شغل، ورشکستگی مالی... مانند آن طوفان به سراغ ما می آیند.
اگر به خداوند اعتماد کنیم، لطف الهی شامل حال ما خواهد شد. البته به آن معنا نیست که مشکلات در زندگی ما مشاهده نخواهد شد، بلکه وضعیت و شرایط به نفع رشد روحانی و بلوغ شخصیت تغییر خواهد کرد. بنابراین علی رغم وجود مشکلات، طوفان برکات و معجزات الهی ما را غافلگیر خواهد کرد. طوفان نیکویی، رحمت، شفا، فرصت های طلایی، رفع موانع... ما را در شرایط متفاوت از گذشته قرار می دهند.
وقتی با مشکلات و سختی ها مواجه می شویم، نومیدی آسان ترین کاری است که انجام می دهیم. افکار منفی می گویند:"شما هرگز به نتیجه مورد نظر نخواهید رسید و موفقیت در زندگی مان جایی ندارد. تغییر این وضعیت غیرممکن است. حتی کارشناسان هم این نکته را تایید کرده اند". ولی شما به آمادگی در برابر مشکلات نیاز دارید. وقتی با خدا صمیمی و دوست هستید و در حین رانندگی، کار، آشپزی، خرید... با او صحبت و گفتگو می کنید و او را در برنامه ها و نقشه های خود شریک می سازید، هجوم مشکلات هم قادر نیست روحیه مثبت و قوی تان را خرد کند. مشکلات و بحران ها مانند مسابقات المپیک هستند. اگر ورزشکار قبل از شروع مسابقه بزرگ، تمرینات را هر روز انجام داده باشد، شکست قطعی به پنجاه درصد کاهش می یابد. شکست یعنی کسب تجربه. در مسابقه بعدی شکست به سی درصد تقلیل می یابد و به موازات آن، کسب تجربه جدید. در نتیجه، زمینه برای وقوع معجزات شگفت انگیز فراهم شده و لطف خدا شما را غافلگیر می سازد. خداوند ورای قوانین بشر و طبیعت کار می کند.
خداوند شما را به مراحلی ارتقاء می دهد که هرگز در تصور و باور شما نمی گنجد. نوجوان سیاه پوست که خانواده اش او را طرد کرده بودند، گرسنه با پای برهنه در خیابان راه می رفت تا این که با افراد بزهکار دوست شد. آن نوجوان اتاقی برای سکونت نداشت و در پیادروها می خوابید. یکی از دوستان بی خانمان و خلافکارش به مسیح ایمان آورد. نوجوان سیاهپوست برای دیدار دوستش به محل کار او می رفت. روزی دوستش با شادی گفت که می خواهد اتاقی کرایه کند. او نوجوان را دعوت کرد که شب ها در اتاقش بخوابد. تغییر زندگی دوست خلافکار و محبت او، نوجوان سیاهپوست را به کلیسا هدایت کرد. امروز آن نوجوان به مرد بالغ و کشیش تبدیل شده که مسئول بزرگ ترین مجتمع بازپروری کودکان و نوجوانان بزهکار در جنوب کالیفرنیا است. خداوند او را از لحاظ مالی و شغلی بسیار برکت داد و مسئولیت مهمی را به او محول کرد. اگر او ایمان نمی آورد، شکی نبود که طوفان گناه، فقر و ناکامی سرنوشت بدتری را برای او رقم می زد. خدا می خواهد طوفان معجزه، برکت، شادی و آرامش را در زندگی شما سرازیر کند.
وقتی فلسطینی ها شنیدند داود، پادشاه اسرائیل شده است، نیروهای خود را برای جنگ با او بسیج نمودند. وقتی داود این را شنید، با خداوند مشورت کرد و طالب حضور و هدایت او شد. کلام خداوند می فرماید:"خداوند چون سیلاب بر دشمنان رخنه کرد و آن ها را شکست داد" (اول تواریخ فصل 14 آیه 11). بدین ترتیب، خداوند ترس داود پادشاه را در دل تمام کشورهای اطراف جای داد (اول تواریخ فصل 14 آیه 17). متاسفانه بسیاری از اوقات تا وقتی که کاملا در مشکل قرار نگیریم، به خدا متوسل نمی شویم. شما چه وقت از خدا طلب کمک می کنید؟ آیا از درماندگی به عنوان آخرین راه چاره به او متوسل می شوید؟ به جای این کار، از همان اول نزد خداوند بروید. تردیدی نیست که مانند داود از کمک شگفت انگیز خدا برخوردار خواهید شد و از مشکل و فاجعه بزرگ رهایی پیدا می کنید. خداوند همچون طوفان سهمگین بر مشکلات و گرفتاری های شما حمله خواهد کرد.
وقتی خدا قدرت خود را نمایان می سازد، طوفان شفا، فرصت های طلایی و باز شدن درهای برکت باعث تغییر وضعیت نامطلوب فعلی می شود. هیچ مانع و نیرویی قادر به کنترل و عقب راندن طوفان لطف، برکت و معجزه الهی نیست. وقتی طوفان لطف و رحمت خدا ظاهر می شود، مردم بدون آن که بدانند از هیچ کوشش و تلاشی برای دستیابی به هدف تان از شما دریغ نمی کنند. بنابراین، با ایمان خواهان طوفان لطف و رحمت الهی باشید.