۱۳۹۲ دی ۲۷, جمعه

ازدواج پسران خدا با دختران آدمیان (کتاب پیدایش فصل ششم آیات یکم تا ششم)

دفاعیات مسیحی
در مورد این که "پسران خدا" که بودند که با "دختران آدمیان" ازدواج کردند، نظرات متفاوتی ارائه شده است:

یک. کتاب ایوب "پسران خدا" را فرشته می نامد (ایوب فصل اول آیه ششم، فصل دوم آیه اول). برخی بر این عقیده اند که فرشتگان با زنان ازدواج کردند. اما عیسی خاطر نشان کرد که فرشتگان فاقد جنسیت هستند:"انسان ها در روز قیامت دیگر ازدواج نمی کنند، بلکه مثل فرشتگان آسمانی خواهند بود"(متی فصل بیست و دوم آیه سی). مثال هایی وجود دارد که نشان می دهد که آن ها به هنگام ملاقات مردم، شکل انسانی به خود می گیرند و حتی اگر شکل انسانی داشته باشند، این بدین معنی نیست که می توانند با زنان روابط جنسی برقرار کرده یا پدر موجودی دورگه نیمه انسان/نیمه فرشته باشند.

دو. کتاب مقدس ایمانداران را فرزندان یا پسران خدا می نامد. به عبارت دیگر، "پسران خدا" ایمانداران بوده اند که تنها بر اساس زیبایی زنان چه با تقوا و چه بی تقوا ازدواج می کردند. این امر در سراسر تاریخ، علت انحطاط روحانی بوده است. به نظر می رسد این دیدگاه با کتاب مقدس و واقعیت بیشتر انطباق دارد تا نظریه ازدواج فرشتگان با زنان.

سه. برخی معتقدند "پسران خدا" از نسل شیث (فرزند با تقوای آدم) و "دختران آدمیان" را از نسل قائن (فرزند غیر ایماندار آدم که برادرش هابیل را کشت) قلمداد می کنند. در این نظریه، ازدواج میان نسل با تقوای شیث و نسل شریر قائن، تباهی اخلاقی نژاد را به همراه می آورد. اما نقطه ضعف این نظریه این است که تقوا انتخابی فردی است و نه امری وراثتی. به علاوه کتاب مقدس هیچ گاه مطرح نکرده است که تمامی نسل قائن شریر و تمامی نسل شیث، با تقوا بوده اند.
یک چیز قطعی است و آن این است که انتخاب همسر توسط پسران خدا بر اساس جذابیت جسمانی قرار داشت. زنان زیبا بودند و این تنها چیزی بود که اهمیت داشت. در نتیجه این ازدواج ها، به فاجعه منتهی شد. از آن جا که مادران بی ایمان، نمی توانستند به فرزند خود راه صحیح را آموزش دهند، شالوده بی ایمانی به خدا ریخته شد و اخلاقیات فاسد گردید و خشونت به تعاقب آن فرا رسید. مردانی بی خدا بدل به مردان غیر اخلاقی شده و مردان غیر اخلاقی، مردانی بی رحم گردیدند و مردان بی رحم به خشونت پرداختند و بدین ترتیب، خشونت زمین را پر کرد. این مردان به واسطه اعمال خشونت بار و قدرت شان بر دیگران، به خاطر اشتهار دنیوی، لذت یا قدرت، درها را به سمت کوهی از گناه گشود.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

نوکیشان مسیحی نوعی تهدید برای امنیت ملی ! (گزارش)

جمهوری اسلامی با استفاده از ابزار تبلیغاتی و تریبون روحانیون افراطی همواره در تلاش است این امر را به جامعه ایران تزریق کند که کلیسای بشارتی و خانگی شکلی انحرافی از مسیحیت می‌باشد.


-  تلویزیون رها در برنامه تحلیلی بخش نگاه سیاسی روز بمناسبت فرا رسیدن سال نو مسیحی نگاهی داشت به وضعیت اقلیت های دینی بویژه نوکیشان مسیحی در ایران
نگاه دینی در بحث حاکمیتی ایران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است به گونه‌ای که مذاهبی غیر از اسلام شیعی در نظام جمهوری اسلامی جایگاهی ندارد و اقلیت‌های مذهبی در ایران از جایگاه اجتماعی و سیاسی برخوردار نیستند.
حاکمان فعلی ایران بر خلاف شعارهای داده شده این اصل مهم را فراموش کرده‌اند که هر ایرانی سهامدار مساوی شرکت ملی ایران است و تمامی افراد با هر مسلک و دینی در این شرکت اجازه زندگی و آزادی اعمال دینی خود را دارد.
با آغاز سال نو مسیحی شدت برخورد با مسیحیان در ایران با شدت و حدت بیشتری از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی دنبال می‌شود و در حالی موج بازداشت و دستگیری نوکیشان مسیحی در ایام کریسمس در ایران گزارش می‌شود که سازمان بین‌المللی «درهای باز» در گزارش سالانه خود در سال 2013 ، جمهوری اسلامی را از نظر آزار و اذیت مسیحیان در میان ده کشور اول این لیست قرار داده است .
در این باره در طی سالیان گذشته کلیساهای رسمی زیادی ازجمله کلیسای جماعت ربانی مرکز، کلیسای جماعت ربانی اهواز و کلیسای جنت‌آباد تحت فشارهای نیروهای امنیتی تعطیل گردید و نبود اجازه ورود نوکیشان مسیحی به کلیسا‌ها و عدم اجازه انتشار انجیل به فارسی و اجازه برگزاری مراسم مذهبی، درحقیقت رشد کلیساهای خانگی در ایران را سبب شده است که معمولن در صورت اطلاع ماموران وزارت اطلاعات از هم پاشیده و برگزارکنندگان دستگیر می‌شوند.
جمهوری اسلامی با استفاده از ابزار تبلیغاتی و تریبون روحانیون افراطی و صرف بودجه‌های هنگفت تلاش می‌کند این امر را به جامعه ایران تزریق کند که کلیسای بشارتی و خانگی شکلی انحرافی از مسیحیت می‌باشد و نوکیشان مسیحی را یک نوع تهدید برای امنیت ملی قلمداد کرده و اغلب مسیحیان بویژه فارسی زبانان را بدلیل جرائم امنیتی بر ضد دولت مورد پیگرد قرار داده و یا احضار و بازداشت می کنند.
این در حالی است که بر طبق قانون اساسی‌ ایران مسیحیان به عنوان اقلیتی بزرگ از امتیازاتی از قبیل پیروی از آئین‌ها و سنت‌های خود برخوردار هستند ولی‌ مثل بسیاری از قوانین دیگر در ایران ، این حقوق فقط یک روی سکّه برای سرپوش گذاشتن بر تبعیض‌ها و فشارها است و واقعیت چیز دیگری را نشان می‌دهد.
در خاتمه باید گفت آزادی دین و عقیده جزو آزادی‌های فطری انسان‌ها محسوب می‌شود و با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهوری ایران، وعده‌های انتخاباتی وی، این امید را به اقلیت‌های مذهبی و قومی باز گرداند که حقوق شهروندی ایرانیان غیر مسلمان رعایت گردد که متاسفانه وعده های رییس دولت یازدهم در این رابطه هنوز جامه عمل پوشانده نشده است.

۱۳۹۲ دی ۲۶, پنجشنبه

آیا نسب نامه های کتاب مقدس، زمان آفرینش انسان را نشان می دهند؟ چه تفاوتی میان نسب نامه های متی و لوقا وجود دارد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

پاسخ این است که در تمام کتاب مقدس هیچ تاریخی در مورد ابتدای خلقت پیدا نمی شود. نویسندگان عبری کتاب مقدس، با اصطلاحات روزگار باستان نسب نامه ها را نوشته اند. مثلا اصطلاح "پدر" را به معنی "پدر" و یا "جد" به کار برده اند. علاوه بر این در دوران باستان، افرادی که رتبه مهمی نداشته اند و کم اهمیت بوده اند، از شجره نامه حذف گردیده اند. طبق تحقیقات باستان شناسان، بر طبق عادت مردم خاورمیانه در زمان باستان در مورد نسب نامه ها، می توان با اطمینان گفت که فقط افراد مهم ذکر شده اند. این مثال را در انجیل متی فصل اول آیات اول تا هفدهم پیدا می کنیم. در این نسب نامه، سه تن از پادشاهان حذف شده اند (اخزیا، یوآش، امصیا) و یورام به عنوان پدر عزیا ذکر شده، در حالی که پدربزرگش بوده است. باستان شناسان معتقدند که شجره نامه های مندرج در کتاب پیدایش کامل نیست. در نتیجه، پیدایش بشریت به دوران دورتری بر می گردد.
متی کتابش را برای خوانندگان یهودی نوشت. او تاریخ اسرائیل را به سه مجموعه چهارده نسلی تقسیم می کند، اما احتمال دارد تعداد افراد هر گروه بیش از آن باشد که متی در شجره نامه آورده است. شجره نامه های باستانی اغلب تاریخ را خلاصه می کنند، به این معنی که همه نسل ها به طور دقیق در آن ها آورده نمی شود. از این رو عبارت "پدر" را می توان "جد" یا "از نسل" ترجمه کرد.
از آن جا که مریم به هنگام باردار شدن باکره بود، متی یوسف را پدر عیسی نمی نامد، بلکه او را فقط به عنوان شوهر مریم معرفی می کند. هم مریم و هم یوسف مستقیما از نسل داود پادشاه بودند.
در انجیل لوقا، نسب نامه عیسی از طریق خاندان مریم دنبال شده است. نسب نامه متی به ابراهیم می رسد و نشان می دهد که عیسی با همه یهودیان خویشاوندی دارد. نسب نامه لوقا به آدم می رسد و بیانگر این است که عیسی با تمام بشریت خویشاوند است. این نسب نامه با تصویری که لوقا از عیسی به عنوان منجی تمامی جهان به دست می دهد، منطبق است.
در نسب نامه لوقا با نام هالی روبرو می شویم. هالی در واقع پدر زن یوسف بود. بنابراین، نسب نامه ای که لوقا ارائه داده است در واقع نسب نامه مریم می باشد که لوقا احتمالا شخصا از مریم گرفته است. به خاطر اهمیتی که لوقا در انجیلش به زنان می دهد، به جاست که او نسب نامه مریم را ارائه دهد.


مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.