۱۳۹۳ فروردین ۱۵, جمعه

زندگی شما در کدام مسیر است؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

خدا به ابراهیم گفت که خانواده اش را بردارد و عازم سرزمین دیگر شود (پیدایش فصل دوازدهم). ابراهیم همه گله و رمه و خانواده و حتی پسر برادر خود (لوط) را برداشت و حرکت کرد. خدا ابراهیم را از شهر بت پرست ها و انسان محور "اور" به سرزمین حاصلخیز کنعان فرا خواند، سرزمینی که امتی پاک و خداترس می توانست در آن سکنی گزیند.
خدا همان طور که ابراهیم را برکت داد، لوط را نیز برکت داد. در منطقه ای از سرزمین کنعان که زندگی می کردند، چراگاه ها برای گله و رمه ابراهیم و لوط کافی نبود. در نتیجه، چوپان های لوط و ابراهیم بر سر چراگاه ها شروع به نزاع کردند. این خطر وجود داشت که نزاع تلخی بین لوط و ابراهیم درگرفته و روابط شان را برهم زند. این امر نشان می دهد که به همراه برکت و رونق اقتصادی، مشکلاتی مانند خودخواهی، رقابت بر سر امتیازات مادی و در هم شکسته شدن روابط دوستی و حتی خانوادگی نیز پدیدار می شود.
ابراهیم به لوط گفت:"باید از هم جدا شویم، تو هر قسمت از سرزمین را دوست داری انتخاب کن و من بقیه را برمی دارم". توجه داشته باشید که او چقدر نسبت به لوط مهربان بود. ابراهیم برای حل مشکل و برقراری صلح، این پیشنهاد را با لوط درمیان گذاشت. لوط به دور و بر نگاه کرد و دره زیبایی با مراتع سرسبز و زیبا و برکه های آب دید. او به ابراهیم گفت:"آن جا جایی است که من می خواهم. من و خانواده ام در آن جا سکونت خواهیم کرد". ابراهیم مسن تر بود و رهبری خانواده را بر عهده داشت، لذا حق داشت که او چراگاه را انتخاب کند، اما ابراهیم این حق را به لوط اعطا کرد. ابراهیم می توانست بگوید:"لوط، آن سرزمین مال تو نیست. آن جا بهترین بخش این سرزمین است . این من بودم که همه کارها را کردم. من این سفر را هدایت کردم. خدا با من حرف زد نه با تو. من باید اولین انتخاب را داشته باشم". ابراهیم این جملات را بر زبان نیاورد. او بزرگوارتر از این حرف ها بود. او می دانست خدا می بیند. به عبارت دیگر، ابراهیم بر طبق ظواهر قضاوت نکرد، بلکه با خدا راه می رفت. او حاضر بود امتیازات مادی را ترک گوید تا چیزهایی را که ارزش روحانی دارند، به دست آورد.
آنچه برای ابراهیم باقی ماند، زمین بایر و لم یزرع، متروک و بی حاصل بود! فکرش را بکنید: ابراهیم این همه راه را پیموده بود، آن وقت باید در صحرا زندگی کند!
در این گونه مواقع ما از خدا می پرسیم:"خدایا، چرا مردم از خوبی من سوءاستفاده می کنند؟ خدایا چرا من همیشه ضرر می بینم؟ آن شخص هیچ چیز نداشت، اگه من چیزی به او نداده بودم...". شاید مادر یا پدر بچه ناسپاسی هستید، شاید همسر سابق شما در جریان طلاق سودجویی کرده و یا شرکتی که در آن سال ها مشغول کار هستید، شما را بدون دلیل موجه اخراج کند. یا از آن جا که مردم می دانند مهربان و سخاوتمند هستید، از شما سودجویی می کنند...
به یاد داشته باشید: هیچ کاری نیست که انجام دهید و از نظر خدا دور بماند. او امتیازها را جمع می کند و به موقع به شما پاداش می دهد. این کاری است که برای ابراهیم کرد.
خداوند از رفتار ابراهیم در این آزمایش، خشنود بود. بنابراین، او را تشویق کرد و پاداش داد. خدا به ابراهیم گفت:"تمام این سرزمین را به تو و نسل تو می بخشم" (پیدایش فصل سیزدهم آیات چهاردهم تا هفدهم). در ابتدا، ابراهیم در ناحیه نامطلوبی زندگی می کرد. لوط ابتدا دره سبز و خرم را انتخاب کرد، اما به تدریج به سمت شهر "سدوم" که مرکز بت پرستی و شرارت بود، روان شد، تا این که سرانجام در خود شهر ساکن گردید. پیامد انتخاب غلط لوط آن بود که سال ها بعد، زن و ثروت و مایملک خود را از دست داد و در غاری ساکن شد (پیدایش فصل نوزدهم آیه 30). در نتیجه اعتماد ابراهیم به خدا ، خدا کل سرزمین را به او بخشید.
از انجام نیکوکاری و صلح و دوستی خسته نشوید. خدا، خدایی منصف است و نه تنها می بیند که چه می کنید، بلکه می بیند که چرا می کنید. روزی خدا مثل ابراهیم به شما می گوید:"تا جایی که می بینی، به تو تعلق دارد".

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

هر کجا هستید، راضی باشید

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

اگر همیشه ناراضی هستید، یک جای کار ایراد دارد. اگر هر روز صبح از خواب بلند می شوید و ترس از رفتن به محل کار دارید، ترس از رانندگی در ترافیک، ترس از سروکله زدن با رئیس و همکاران... یا نگرش شما نیاز به تغییر دارد یا محل کارتان!
از طرف دیگر، در اغلب موارد خدا اوضاع و احوال تان را عوض نمی کند، مگر این که شما عوض شوید. اگر یاد نگیرید که از جایی که هستید راضی باشید، هرگز به جایی که می خواهید نمی رسید. ممکن است اوضاع تان خراب باشد و شما در تقلا باشید. ولی تا وقتی که مدام گله و شکایت کنید و بگویید زندگی چقدر با شما بد تا کرده و چطور هرگز پیش نمی افتید، نگرش تلخ تان شما را درست در همین جایی که هستید، نگه می دارد.
ممکن است کسی که می خواهید، نباشید. ممکن است هر چه می خواهید، نداشته باشید، اما باید یاد بگیرید که صرفنظر از اوضاع و احوال تان، راضی باشید. باید اعتماد کنید که خدا در زندگی تان تاثیردارد. واقعیت این است که خدا به تدریج و اندک اندک ما را تغییر می دهد. ناراحت و ناراضی نباشید، بدانید خدا در راس امور است.
شاید بگویید:"غیرممکن است. باور ندارم. من خیلی مشکل دارم. خیلی بی قرارم. این نمی تواند نقشه خدا برای زندگی من باشد!" ولی باید بدانید که خدا به دلیلی شما را این جا آورده. خداوند می خواهد ببیند که در این موقعیت دشوار، چه عکس العملی نشان می دهید. شاید خدا شما را در این موقعیت قرار داده تا بخشی از تاثیری باشید که او می خواهد در زندگی شخص دیگری بگذارد. ممکن است خدا از شما برای تاثیرگذاشتن روی دیگران استفاده می کند. اما هر چه هست، باید بدانید که خدا قدم های شما را هدایت می کند و شما را به دلیلی این جا آورده است.
ممکن است امروز در موقعیتی پر تنش باشید. شاید با همسر یا فرزندی زندگی می کنید که کنار آمدن با او سخت است. شاید در محل کارتان با شما منصفانه برخورد نمی شود. شاید دو شغل دارید تا بتوانید از پس خرج و مخارج بربیایید. بنابراین ممکن است فکر کنید که "به نظر درست نمی آید. خدایا من نمی فهمم".
دوست عزیز، هرگز بسیاری از چیزهایی را که در زندگی شما رخ نمی دهد، درک نخواهید کرد. یا این که چرا بعضی چیزها بر علیه شماست. آنچه شما باید انجام دهید این است که در هر اوضاع و شرایطی فقط به خدا اعتماد کنید. بدانید که خدا در راس امور است. او کنترل عالم هستی و زندگی من و شما را در اختیار دارد.
در دهه 1990، دو بازیکن قد بلند بسکتبال آمریکایی، عازم کنیا شدند. این اولین سفر آن ها بر فراز دریا بود و بسیار هیجان زده بودند. وقتی هواپیمایی که قرار بود راهی کنیا شود، می خواست در لندن بنشیند، هوا آنقدر مه آلود بود که هواپیما مجبور شد زمان زیادی را در آسمان دور بزند. در نتیجه آن دو جوان پرواز کنیا را از دست دادند. آن ها عصبانی شدند و گفتند:"ما نمی فهمیم. در شروع سفر بدبیاری آوردیم". وقتی عاقبت نوبت پرواز بعدی رسید، به جز محل درجه یک، جای خالی وجود نداشت!
هواپیما پرواز کرد، اما دقایقی بعد ناگهان در هوا شیرجه زد. مسافران جیغ و فریاد کشیدند. دو مرد جوان گفتند:"پرواز اول را از دست دادیم و حالا هواپیمای مان دارد سقوط می کند. چرا این طور شد؟"
در همین هنگام، آن ها از کابین خلبان سر و صدایی شبیه کشمکش شنیدند. مهماندار در کابین خلبان را باز کرد و آن دو مرد دیدند که مردی درشت اندام به خلبانان حمله کرده. او بسیار قد بلند و قوی بود و سعی داشت کنترل هواپیما را در اختیار بگیرد. دو مرد جوان بدون اتلاف وقت، به مهاجم حمله کردند و او را از کابین خلبان بیرون کشیدند. هواپیما در حال سقوط بود. خلبانان از فرصت کوتاهی که داشتند، برای اوج گیری استفاده کردند. کمک دو مرد جوان، مانع از فاجعه سقوط هواپیما شد.
گاهی خدا شما را نیز در موقعیت های نامطلوبی قرار می دهد تا به دیگری (دیگران) کمک کنید. خدا عمدا مسافرت این دو جوان را به تاخیر انداخت. سپس آن ها را در جایی در بخش درجه یک، درست نزدیک کابین خلبان گذاشت تا بتوانند مانع سقوط هواپیما شوند. خدا می دانست چه می کند. او می توانست آینده را ببیند. او می تواند آینده شما را نیز ببیند. بنابراین، او امروز شما را دقیقا در جایی که می خواهد، قرار داده است.
دست از مواخذه خدا بردارید و به او اعتماد کنید. فقط بدانید که خدا در راس امور است. او در باطن صلاح شما را می خواهد. او قدم های تان را هدایت می کند. کلام خدا می فرماید:"خداوند مردم را به راهی که باید بروند هدایت می کند" (مزمور 37 آیه 23). اگر می خواهید خدا شما را در مسیر زندگی هدایت کند، از او پیروی کنید و به او اعتماد نمایید. وقتی از خدا اطاعت می کنید، او بر زندگی شما تاثیر عظیم و برجسته می گذارد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۳ فروردین ۱۴, پنجشنبه

اگر خدا همه چیز را می داند چرا از آدم سئوال کرد:"چه کسی به تو گفت که برهنه ای؟" (پیدایش فصل 3 آیه 11)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

"آدم جواب داد:"صدای تو را در باغ شنیدم و ترسیدم، زیرا برهنه بودم. پس خود را پنهان کردم." (پیدایش فصل 3 آیه 10)
برای نخستین بار، این آیه در کتاب مقدس به ترس اشاره می کند. حالت ترس و گریز از خدا، بخشی از وضعیت سقوط انسان است.
گناه سبب ترس انسان از حضور الهی و صدای خداوند می شود. از زمان آدم تا امروز، انسان ها از حضور خدا دور می شوند و از شنیدن کلام او سرباز می زنند. احساس ترس جای اعتماد و محبت نسبت به خدا را گرفت.
آدم فقط به این دلیل که عریان بود، از خدا می ترسید. لحن گفتار او، توبه و بازگشت به سوی خدا را نشان نمی دهد.

"خداوند فرمود:"چه کسی به تو گفت که برهنه ای؟ آیا از میوه آن درختی خوردی که به تو گفته بودم از آن نخوری؟" (پیدایش فصل 3 آیه 11)
"چه کسی به تو گفت که برهنه ای؟"
خداوند پاسخ سئوال خود را می دانست، اما با طرح این سئوال می خواست به آدم فرصت توبه دهد تا از وضعیت آزاد شود. اما در آدم نشانی از پشیمانی و توبه به چشم نمی خورد.
ما همگی گناهکاریم. وقتی مرتکب گناه می شویم، باید واقعیت را به خدا بگوییم و به گناه خود اعتراف نماییم (یوشع فصل 7 آیه 19).
"آیا از میوه آن درختی خوردی که به تو گفته بودم از آن نخوری؟"
خدا، آدم را با مشکل واقعی اش روبرو کرد. مشکل او ترس یا غرور نبود. مشکل اصلی آدم، گناه بود. خدا با شیطان صحبت نمی کرد. مخاطب او فقط آدم بود. با این توصیف، لحن گفتگوی خدا مانند والدینی است که با فرزند خود سخن می گویند.

"آدم جواب داد:"این زن که یار من ساختی، از آن میوه به من داد و من هم خوردم." (پیدایش فصل 3 آیه 12)

طبیعت انسان توسط گناه، آلوده شد. آدم کوشید تا زنش را که یار و مکمل او بود، مقصر جلوه دهد. او تقصیر را به گردن حوا انداخت. چقدر راحت است که با مقصر جلوه دادن دیگری، گناهان و شکست های خود را توجیه کنیم. اما خدا حقیقت را می داند. او هر یک از ما را بابت اعمال مان مسئول می داند. بنابراین، گناه خود را بپذیرید و از خدا به خاطر آن عذرخواهی کنید. واقعیت این است که عده اندکی مانند داود چنین اعتراف می کنند:"در حق خداوند گناه کرده ام" (دوم سموئیل فصل 12 آیه 13). مهم نیست که گناه باعث شده چقدر احساس بدبختی کنید، یا چه گناه وحشتناکی مرتکب شده اید، چون در هر حال می توانید قلب خود را به حضور خدا بریزید و بخشش او را بطلبید، درست مانند داود. داود مزمور 32 را نیز نوشت که بیانگر شادی او بعد از بخشیده شدن است.
"این زن که یار من ساختی"
آدم با گفتن این جمله نه فقط حوا بلکه خدا را نیز مقصر برشمرد. او با این ادعا، مانع جدیدی برای بروز فیض و رحمت الهی به وجود آورد. تا زمانی که آدم تقصیر خود را اعتراف نکرده بود، نمی توانست توبه کند و بدون توبه، بخشش گناه هم پیدا نمی شود.

"آنگاه خداوند از زن پرسید:"این چه کاری بود که کردی؟"زن گفت:"مار مرا فریب داد." (پیدایش فصل 3 آیه 13)
پاسخ حوا کاملا صحیح بود. شیطان او را فریب داده بود. گناه مانع می شود تا به حقیقت وجود خدا ایمان بیاوریم (رومیان فصل اول آیه 25). با این توصیف، حوا نیز تقصیر را به گردن مار انداخت. سعی نکنید با مقصر جلوه دادن دیگران، از به گردن گرفتن گناه خود شانه خالی کنید.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

اگر خدا تغییر ناپذیر است، چطور ممکن است او نظرش را تغییر دهد؟ (خروج فصل سی و دوم آیات نهم تا چهاردهم)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

یکی از صفات خدا، تغییرناپذیر بودن اوست. سموئیل نبی به شائول (اولین پادشاه اسرائیل) گفت:"خدا دروغ نمی گوید و تصمیم خود را عوض نمی کند، چون او انسان نیست که فکرش را تغییر دهد" (اول سموئیل فصل پانزدهم آیه 29). با این توصیف، در خروج فصل سی و دوم آیات نهم تا چهاردهم، به وضوح می بینیم که خدا نظرش را تغییر داد. خدا می خواست که تمام قوم اسرائیل را به خاطر گناهان شان از میان بر دارد، اما موسی التماس کنان از خدا خواست بر آنان رحم کند. بنابراین، خدا از نابودی آنان صرف نظر کرد. آیا این رویه خدا با صفت تغییرناپذیر بودن او، ضد و نقیص به نظر نمی رسد؟
یک. ذات خداوند مقدس (اشعیاء فصل پنجاه و چهارم آیه پنجم)، عادل (مکاشفه فصل شانزدهم آیه پنجم) و منصف (مزمور صد و نوزدهم آیه 137) است. خدا هرگز بر ضد خودش کاری انجام نمی دهد. او به نیکویی پاداش می دهد و گناه را تحمل نمی کند (حبقوق فصل اول آیه سیزدهم). اگر خدا تغییری حاصل می کند برای بهبود و رشد روحانی بشر است. تصمیم او برای اصلاح انسان، ذات مقدس خدا را خدشه دار نمی سازد. خداوند کامل است و هرگز اشتباه نمی کند. بنابراین، تغییر نظر خدا به معنای کاهش عدالت و قدوسیت الهی نیست.
دو. خدا توانایی پیش دانی و مشاهده آینده را دارد. پس او نیازی به فراگیری، کسب تجربه و آزمایش و خطا ندارد. او دانای مطلق است و همه چیز را می داند.
سه. وقتی خدا تصمیمش را عوض می کند، بدان معنا است که می خواهد انسان ها را اصلاح کند. بسیاری از وعده ها و داوری های خداوند به وضعیت شخص یا افراد بستگی دارد. قبل از آن که خداوند شهرهای سدوم و غموره را مجازات کند، ابراهیم برای لوط، پسر برادرش، شفاعت کرد (پیدایش فصل هجدهم آیات شانزدهم تا سی و سوم). اگر خداود ده انسان عادل را در این دو شهر می یافت، به خاطر ابراهیم از تصمیم خود منصرف می شد و سدوم و عموره را نابود نمی کرد. کاملا روشن است که داوری خدا به شرایط انسان ها مرتبط است.
خدا از طریق نبی خود ارمیاء توضیح می دهد که داوری و برکت به نوع واکنش قوم اسرائیل بستگی دارد. خداوند می فرماید:"تنها من که خدا هستم می دانم در دل انسان چه می گذرد! تنها من از درون انسان آگاهم و انگیزه های او را می دانم و هر شخص را مطابق اعمالش جزا می دهم" (ارمیاء فصل هفدهم آیه دهم).
خداوند مطابق کنش مردم، واکنش نشان می دهد. او دنیا را نیکو و زیبا خلق کرد و رابطه صمیمانه با آدم و حوا داشت، تا این که آن ها به علت نافرمانی و هم چنین عدم توبه و پشیمانی، تنبیه شدند. خدا گناه را تحمل نمی کند، زیرا با ذات مقدس او کاملا در تضاد است. مردم شهر نینوا با شنیدن موعظه یونس توبه کردند و رحمت خداوند جایگزین عقوبت الهی شد.
خداوند تغییرناپذیر است. عوض شدن نظر خداوند، در واقع واکنشی به گناه و نافرمانی انسان است.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۳ فروردین ۱۳, چهارشنبه

مادر ریحانه: نگذارید دخترم را « اعدام » کنند

ریحانه طراح دکوراسیون داخلی یک شرکت تبلیغاتی و دکوراسیون، ۲۰ ساله بود که به طور اتفاقی با شخصی به نام "مرتضی سربندی"، کارمند سابق وزارت اطلاعات آشنا شد.

« محبت نیوز» - ریحانه در ۹ سالگی در یک تئا‌تر عروسکی و سپس در سریال "چشم به راه" به کارگردانی اصغر فرهادی بازی کرده است.
به نقل از  رادیو آلمان، ریحانه جباری دختر ۲۶ ساله‌ای است که به اتهام قتل عمد در آستانه اعدام قرار دارد. او در تمام جلسات گفته که قتل در دفاع از خود در برابر تجاوز جنسی صورت گرفته است. ریحانه طراح دکوراسیون داخلی یک شرکت تبلیغاتی و دکوراسیون، ۲۰ ساله بود که به طور اتفاقی با شخصی به نام "مرتضی سربندی"، کارمند سابق وزارت اطلاعات آشنا شد.
آشنایی سربندی با ریحانه بر اساس شنیدن مکالمه تلفنی ریحانه در یک بستنی فروشی از سوی سربندی آغاز شد. در این مکالمه، ریحانه به شغلش اشاره می‌کند و سربندی که گویا به دنبال یک طراح دکوراسیون برای مطب جدیدش بوده، پس از شنیدن این مکالمه تلفنی، باب آشنایی با ریحانه را باز می‌کند.
دیدار بعدی اما منجر به قتل سربندی توسط ریحانه می‌شود. بر اساس گزارش‌های دادگاه، روز قرار، سربندی ریحانه را در جایی نزدیک محل قرار سوار خودروی خود می‌کند و قبل از رسیدن به محل نیز جلوی یک داروخانه توقف کرده و مقداری جنس می‌خرد که بعدا معلوم می‌شود کاندوم بوده است. یکی از دو لیوان آب میوه‌ای هم که روی میز محل قرار بوده، حاوی داروی خواب‌آور بوده است. به گفته عبدالصمد خرمشاهی، وکیل ریحانه جباری، همه این‌ها دلایلی برای قصد قبلی تجاوز از سوی سربندی بوده‌اند.
با رسیدن به محل قرار، ریحانه متوجه می‌شود که آنجا آپارتمانی مسکونی و خالی از سکنه است که به گفته سربندی قرار بوده به مطب او تبدیل شود و دکوراسیون داخلی آن هم توسط ریحانه انجام شود. طبق گزارش دادگاه بنا بر اظهارات متهم، "سربندی پس از حمله به ریحانه با قصد تجاوز به او، از سوی ریحانه مورد اصابت چاقو در ناحیه کتف راست قرار می‌گیرد و ریحانه نیز بلافاصله از محل فرار می‌کند."
سربندی در اثر تقلای زیاد و خونریزی ناشی از جراحت فوت می‌کند. دادگاه اتهام قتل عمد با قصد قبلی را برای ریحانه اعلام و او را به اعدام محکوم می‌کند. این در حالی است که بنا به اظهارات وکیل ریحانه جباری در دادگاه و یادداشتی که او پس از صدور حکم نوشت، نه قتل عمدی بوده و نه ضربه وارده مرگبار، ضمنا ریحانه در تمامی مراحل بازجویی و دادگاه اعلام کرده که صرفا برای دفاع از خودش دست به حمله زده است.
«قتل در دفاع از ناموس»
عبدالصمد خرمشاهی، وکیل ریحانه، در یادداشتی که در آذر ۱۳۸۸ پس از پایان محاکمه ریحانه در روزنامه "اعتماد" منتشر کرد، بر این نکته تاکید داشت که ریحانه به دلیل شرایط روحی لحظه وقوع جرم، امکان کمک طلبیدن از نیروی انتظامی را نداشته و بنابراین دست به دفاع شخصی زده و عمل او تنها به منظور "دفاع از ناموسش" بوده است.
خرمشاهی در یادداشت خود آورده بود: «قتل در مقام دفاع از ناموس (اگر ثابت شود) جرمی است که از منظر عرف و جامعه هرگز مورد سرزنش قرار نگرفته است و وجدان جمعی هر چند مجری قانون، مرتکب را مجرم بشناسد و دفاع او را متناسب نداند او را تبرئه می‌کند و بر همین اساس است که در اکثر کشورهای جهان در موارد مشابه پس از بررسی کلی پرونده و ظواهر امر حتی اگر دفاع مشروع ثابت نشود اما مرد بیگانه از حدود متعارف گذشته باشد یا قصد شومی را داشته باشد و زن به دلیل ترس ناشی از شرایط یا تصورات غلط دیگر فرد مهاجم را به قتل برساند، در مجازاتش تخفیف قائل می‌شوند.».

حکم تنها با رضایت خانواده مقتول متوقف خواهد شد
حالا با گذشت شش سال از وقوع قتل و چهار سال پس از صدور حکم اعدام ریحانه رجباری، رئیس قوه قضائیه این حکم را تایید کرده و حکم برای اجرا به دایره اجرای احکام رفته است. اما ریحانه جباری بی‌خبر است که به زودی حکمش اجرا خواهد شد.
شعله پاکروان، مادر ریحانه جباری، دانش‌آموخته رشته تئاتر است و در حال حاضر به بازیگری و کارگردانی مشغول است. او در آخرین پست فیس بوکش ضمن تشکر از کسانی که به فکر کمک به ریحانه هستند از مردم تقاضا کرده تا "بدون اغراق و دروغ تنها به ریحانه کمک کنند که از اعدام نجات پیدا کند".
او با تاکید بر اینکه زندگی دخترش در دست خانواده سربندی است، نوشته است: «بخشش یا انتقام از دخترم صرفا در دستان خانواده سربندی است. با فرافکنی، بند دل مرا پاره نکنید. چیزی نگویید که زنگار بر دل خانواده سربندی بنشیند که نه خدا می‌پسندد و نه خلق خدا. حتما راهی هست که با زیبایی و فرهنگ به جنگ اعدام، بی‌عدالتی و رفتار زشت رفت. دست تک تک انسان‌های با شرفی را که در این روز‌ها یاریم می‌دهند به گرمی می‌فشارم و قدردان زحماتشان هستم.»
یکی از دوستان مادر ریحانه جباری به نام "فاطی محمدی" در یادداشتی نوشته است که ریحانه در ۹ سالگی در یک تئا‌تر عروسکی و سپس در سریال "چشم به راه" به کارگردانی اصغر فرهادی بازی کرده است. وی در این یادداشت می‌نویسد: «دختربچه‌ای که در ۹ سالگی بر روی صحنه رفت تا نقش اصلی نمایش عروسکی "رویای شبانه" را در فستیوال بین المللی نمایش عروسکی تهران بازی کند. سخنم با بازیگر نقش دخترکی است که از تنهایی و شب می‌ترسید و در یکی از شب‌هایی که تنها بود و وحشت‌زده، ماه و ستاره‌ها به دیدنش می‌آیند و با رقص و سرود و صحبت به دخترک ثابت می‌کنند که شب ترسناک نیست.»
او در پایان یادداشت خود می‌نویسد: «ریحانه جان، اما آن مرد،‌‌ همان که با کاندوم و زور و داروی بیهوشی و پول آمد، هیچوقت نفهمید که دختری مثل تو افقی بسیار وسیع‌تر از همه خیال‌های او دارد، کاش آتش به رویا‌هایت نمی‌زد با خیال‌های باطلش.»
عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع ریحانه جباری، در گفت‌و‌گو با دویچه وله تصریح می‌کند که در حال حاضر تنها راه نجات ریحانه گرفتن رضایت از خانواده مقتول است. او می‌گوید: «بعد از پایان تعطیلات نوروزی قرار است جلسه صلح و سازش از سوی قوه قضائیه با خانواده مقتول برگزار شود و ما امیدواریم که در این جلسه بتوانیم رضایت خانواده مقتول را جلب کنیم.»
خرمشاهی تاکید می‌کند که موجباتی برای توقف حکم از سوی رئیس قوه قضائیه وجود ندارد و بهتر است تمامی تلاش‌ها بر جلب رضایت خانواده مقتول متمرکز شود.

اگر خدا در همه جا حاضر است، چرا از آدم پرسید:"کجا هستی؟" (پیدایش فصل 3 آیه 9)

 دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

"خداوند آدم را ندا داد:"ای آدم، کجا هستی؟" (پیدایش فصل 3 آیه 9)

این سئوال یک افسر بازجوئی که به شدت خشمگین است، نیست، بلکه ندای صمیمانه و اندوهگین پدر مهربان است. او نااطاعتی آدم و حوا را دیده بود و می دانست که میان او و دو انسان شکافی ایجاد شده است. هنگامی که مسیح این سئوال را مطرح کرد، می دانست که باید زمانی خودش پلی شود بر روی این شکاف عظیم. نکته دیگر این که مسیح فقط "آدم" را مخاطب قرار داد. او آدم را به عنوان نماینده انسان و خانواده، مسئول اصلی واقعه سقوط قلمداد کرد.
خداوند پرسید:"آدم، کجا هستی؟" مقصود او از این سئوال، مکانی که آدم در آن پنهان شده، نبود، بلکه به وضعیت و جایگاه روحانی آدم اشاره دارد. اگر خدا، آدم را صدا نمی زد، محبت و نیکویی او زیر سئوال قرار می گرفت. او شبان نیکویی است که به دنبال گوسفند گمشده می گردد و وقتی او را پیدا کرد، شادی می کند (لوقا فصل 15 آیات 4-7). خدا تک تک افراد را به قدری دوست دارد که به دنبال هر یک از گمشدگان می گردد. اگر گناهکاران به خود بیایند و به سوی خداوند بازگشت کنند، فیض و رحمت خداوند شامل حال آنان خواهد شد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است