۱۳۹۵ آبان ۳, دوشنبه

آیا ممکن است نجات خود را از دست بدهیم؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
هیچکس شایسته نیست که مورد بخشش خدا قرار بگیرد، ولی بخشش خدا به خاطر شایستگی ما نیست، بلکه مجانی است. مسیحی کسی است که لذت بخشش الهی را که بسیار گرانبها است، چشیده باشد. خدا برای او کاری انجام داده است که خودش هرگز قادر به انجام آن نبود. روح القدس او را راهنمایی می کند و در او قدرتی وجود دارد که می تواند تعالیم مسیح را انجام دهد.
بنابراین، وقتی شخصی به دلایلی تصمیم می گیرد تا به خدا پشت کند، در واقع مسیح را پایمال کرده است. به عبارت دیگر، در این مرحله گناه عبارت است از گرفتن هدیه خدا و پایمال کردن آن. هم چنین بر هم خوردن رابطه صمیمانه با خدا نیز گناه محسوب می شود.
می گویند که در زمان حکومت هیتلر، یکی از مخالفانش را دستگیر می کنند. بعد از شکنجه، بدنش زخمی شد، ولی قلبش قوی بود و تا زمان آزادی خود هم چنان مقاوم و پایدار بود. بعد از سرنگونی هیتلر، او به خانه بازگشت. مدتی بعد به طور تصادفی متوجه شد که چه کسی اطلاعات مربوط به او را به نازی ها گزارش داده است. این شخص کسی جز پسر او نبود. این موضوع باعث شد تا قلبش بکشند و سکته کند. او توانست در مقابل حملات دشمنان پایداری کند، ولی وقتی دید حمله از طرف پسر عزیز خودش بوده است، جان داد.
وحشتناک بودن گناه در نقض شریعت نیست، بلکه در این است که باعث پایمال شدن محبت مسیح می گردد. گناه وحشتناک ترین جنایت جهان شده است، زیرا جنایت بر علیه محبت خدا است. گناه یعنی عدم توجه به قدوسیت قربانی مسیح بر بالای صلیب.
روح القدس در درون ما سخن می گوید و صحیح و غلط را به ما نشان می دهد. وقتی به طرف گناه می رویم، به ما هشدار می دهد. اگر به هشدار روح القدس توجه نکنیم، مثل این است که به او توهین کرده ایم و قلب خدا را محزون کرده ایم.
از این بحث یک چیز کاملا روشن می شود و آن این است که گناه عدم اطاعت از یک چیز خشک نیست، بلکه عبارت است از بر هم زدن رابطه شخصی با خدا. عصیان بر علیه شریعت نیست، بلکه عبارت است از زخمی کردن قلب خدایی که پدر ما است.
در رساله یهودا آیه 21 می خوانیم:"به محبتی که خدا در حق شما کرده، وفادار بمانید و با صبر منتظر آن زندگی جاودان باشید که خداوند ما عیسی مسیح، از روی رحمت خود به شما عنایت خواهد فرمود".
ریاکاری، غرور و سازش با گناه منجر به دوری از خدا می شود. البته تجربه نشان داده برداشت و تفسیر غلط از آیات نیز باعث ترک نجات می شود. علت اصلی آن عدم دسترسی به کلیسا یا نبود معلم و کشیش متخصص به آیات کتاب مقدس است.
هم چنین این عده با روح القدس ارتباط چندانی هم ندارند.هم چنین کتاب مقدس باید همراه با تفسیر آیات، دفاعیات مسیحی، باستان شناسی کتاب مقدس باشد تا از تفسیرهای غلط یا سقوط ایمانداران جلوگیری کند. مثلا آمریکایی ها عادت دارند که کتاب مقدسی را تهیه و مطالعه کنند که همراه با تفسیر و توضیحات باشد. حتی مخالفان هم با مطالعه این نوع کتاب مقدس یا به مسیح ایمان می آورند یا حداقل پاسخ های خود را می یابند.

۱۳۹۵ آبان ۱, شنبه

مسلمانان می پرسند که اگر مسیح خدا بود، چرا دعا می کرد؟ آنان ادعا می کنند خدا واحد است و نمی تواند مخاطب به خودش دعا کند.

اگر مسلمانان به قرآن رجوع کنند، درمی یابند که خداوند و فرشتگان برای انبیا دعا می کردند (سوره احزاب آیات 43 و 56). واژه های عربی "یصلون"، "یصلی" و "صلاه" در ترجمه فارسی "درود" ترجمه شده، در حالی که در زبان عربی به معنای "نماز خواندن" است.
برخی از مسلمانان چنین تفسیر می کنند که خداوند برکاتش را فرستاد و نه دعا را. اما متن به زبان عربی است و کلمه "برکت" مشاهده نمی شود. واژه "برکت" در زبان عربی "برکت" (بركة) نوشته و خوانده می شود.


۱۳۹۵ مهر ۳۰, جمعه

«از زندگی نهایت استفاده را ببرید»



ایمان آوردن به کاری که یشوعا برای ما بر صلیب انجام داد، ابدیت ما را تضمین می‌کند، ولی موضوع بیش از این است. اگر به‌عنوان مسیحیان، فقط منتظریم که بمیریم تا به بهشت برویم، متوجه اصل قضیه نشده‌ایم. زندگی با یشوعا فقط مقوله‌ای مربوط به عالم پس از مرگ نیست، بلکه مربوط به زندگی کنونی نیز هست. عیسی گفت که او آمد تا ما حیات داشته باشیم و از آن به فراوانی بهره‌مند شویم. هدف این است که زندگی ما پرماجرا، مهیج و کامل باشد. مسیحی بودن فقط به معنای پرهیز از منهیات نیست. بلکه آزادی داشتن است!
 
یشوعا می‌خواهد شما را برای تغییر دادن امور به‌کار بگیرد. شما به‌عنوان شاگرد او می‌توانید بر این جهان اثر بگذارید و آن را تحت تأثیر قرار دهید. زندگی مسیحی، زندگی کسل‌کننده‌ای نیست. هر کس که بگوید چنین است، اصلاً متوجه قضیه نشده. اجازه دهید خدا از شما استفاده کند. کارهای بزرگی انجام بدهید. بروید و از زندگی خود نهایت استفاده را ببرید.
مطالعه آیه:
دزد نمی‌آید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن؛ من آمده‌ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره‌مند شوند.
10:10 یوحنا


۱۳۹۵ مهر ۲۸, چهارشنبه

خیلی طول میکشد و خیلی سختی میکشی تا بفهمی: . همه که در وطنت بدنیا آمده اند هموطنت نیستند . همه که مدعی دوستی ات هستند دوستت نیستند همه که بـه کلیسا و مسجد میروند به خدا ایمان ندارند همه که ازدواج میکنند همسر و شــریک زندگی نیستند همه که بچه بدنیا میآورند و بزرگ میکنند مادر و پدر نیستند همه که نـر هستند مـرد نیستند و همه که ماده هستند زن نیستند همه که از آزادی و بـرابـری صحبت میکنند طالب آزادی و برابری نیستند همه که با لبخند به منــزلشان دعوتـت میکنند راغب به مشارکتت نیستند و در نهایت به وضوح میفهمی همه همانطوری که نشان میدهند واقعا نیستند . ولی وقتی فهمیدی از همه رنج هایت و توقعاتت از انسانها آزاد میشوی و به این نتیجه میرسی که تنها خداست که در هر شرایطی خدا بود و خدا مانــد و خدا خواهد بود. عبرانیان 13 : 8 میگوید: او دیروز و امروز و تا ابدالاباد همان است که بود و هست و خواهد بود . جلیل سپهر

۱۳۹۵ مهر ۲۷, سه‌شنبه

شخصیکه در توجیه احساس بر افروخته شده امروزش میگوید " عشق آمدنی ست " چه بسا در توجیه احساس فروکش شده فردایش بگوید " عشق رفتنی ست " . و این حقیقت بزرگیست که عشق های آمدنی اغلب عشق های رفتتنی هستند.در حالیکه : عشق حقیقی آموختنی ست نه آمدنی ، عشق حقیقی کاشتنی ست نه درو کردنی . عشق حقیقی بخشیدنی ست نه گرفتنی . . عشق را باید از اسـتاد عشق آموخت که گفت شما دوستان من هستید و من جانم را برای شما میدهم و تا روی صلیب عاشق ماند و برای مصلوب کنندگانش طلب بخشش کرد . نه از معلم اخلاقی که در مورد عشق فقط ادبیات را درس میدهد و نه از فیلسوفی که عشق را با ترازوی مصلحت روزگار و وزنه احساسش میسنجد . . عشق را باید از عاشقی آموخت که عشق را زندگی کرد و با تحمل رنج عشق به جهانیان نشان داد که جهان بدون عشق جهان منجمدیست که روح حیات یخ زده اش از مـدار فیض خالقش خارج شـده زیــرا خــدا محبت است . جلیل سپهر


۱۳۹۵ مهر ۲۶, دوشنبه

در ادیان دیگر، گناه عبارت است از نااطاعتی از احکام الهی. اما بر اساس کتاب مقدس گناه فقط نااطاعتی یا تخلف از شریعت نیست. گناه یعنی گسیختگی رابطه شخصی با خداوند. گناه بشر تاثیر منفی می گذارد در رابطه انسان با خدا و رابطه انسان با همنوعانش. به عبارت دیگر، گناه یعنی بر هم خوردن رابطه انسان با خدا. کتاب مقدس تعلیم می دهد که خداوند آدم و حوا را شبیه خودش آفرید (پیدایش فصل 1 آیات 26- 27). شباهت انسان به خدا از جنبه های عواطف و اندیشه است. ما هرگز کاملا مانند خدا نخواهیم شد، چون او خالق ما و از ما برتر است. انسان خصوصیات خدا را نظیر محبت، صبر، بخشش، مهربانی و وفاداری منعکس می سازد. در نتیجه خدا قابلیت ایجاد ارتباط انسان با خالق را پدید آورد. اگر خدا پدر روحانی ماست، به آن علت است که ما را شبیه خود آفرید.