۱۳۹۵ مهر ۷, چهارشنبه

ایوب در چه دورانی زندگی می کرد؟



نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
بی تردید همه اتفاق نظر دارند که کتاب ایوب، متعلق به دوران باستان است. اما ایوب در کدام دوران می زیست؟
از آن جا که موسی قبل از رهبری قوم اسرائیل، به مدت چهل سال در بیابان مدیان زندگی کرده بود (خروج فصل 2 آیه 15)، بنابراین شرح حال ایوب را از فرزندان یا نسل او که در آن منطقه زندگی کرده اند، شنیده است. برخی از مفسران هم معتقدند که شاید ایوب هم زمان با موسی زندگی کرده است. با این توصیف، احادیث سنتی یهود، موسی را به عنوان نگارنده این کتاب معرفی می کنند.
سرزمین "عوص" (ایوب فصل 1 آیه 1)، احتمالا در امتداد حاشیه بین فلسطین و عربستان قرار گرفته بود. این منطقه از شمال شرقی به ادوم (به طرف رود فرات) و در مسیر جاده بابل و مصر واقع گردیده بود.
احادیث باستانی گزارش می دهند که "عوص" منطقه ای در بخش شرقی دریای جلیل بود که به خاطر خاک حاصلخیزش بسیار شهرت داشت. این منطقه که بعدها "حوران" نام گرفت، زمانی آباد و پر جمعیت بود. ولی امروزه مجموعه ای است از ویرانه های 300 شهر.
مفسران معتقدند که ایوب از نسل ابراهیم است، زیرا او خدای حقیقی را کاملا می شناخت. ایوب از اقوام و طوایفی از نسل ابراهیم بود که هم زمان با قوم اسرائیل در مصر، در شمال غربی عربستان زندگی می کردند.
دلایلی که کارشناسان کتاب مقدس درباره زمان وقایع کتاب ایوب برشمرده اند عبارت است از:
یک. هیچ اشاره ای به شریعت دوران موسی و مذهب یهود نشده است.
دو. هیچ اشاره ای به تعلیم انبیاء نظیر اشعیاء ارمیا، هوشع... نشده است.
سوم. وضعیت زندگی ایوب مانند دوران ابراهیم، اسحاق و یعقوب است.
چهارم. ایوب 140 سال دیگر بعد از دوران سخت و بحرانی گذراند (ایوب فصل 42 آیه 16). عمر طولانی ایوب احتمالا بیانگر زندگی او در دوران کتاب پیدایش است.

۱۳۹۵ مهر ۶, سه‌شنبه

چند سوال از تکامل گرایان

دفاعیات مسیحی
یک. داروین معتقد است چون موجودات چشم دار بیشتر از موجودات بی چشم قدرت فرار از خطرات را داشتند. کم کم موجودات بی چشم ، چشم درآوردند. مگس ها دارای چشمان زیادی هستند، چرا عمرشان بسیار کوتاه است؟ اگر یک مگس با عقل و درایت صاحب چشمان زیاد شد، چگونه از همان عقل استفاده نکرد تا شکست ناپذیر شده و دارای عمر طولانی شود؟
دوم. احتمال تولید یک سلول در محیط بسیار نامساعد در حد صفر است، ولی در آزمایشگاه چطور؟ پس ما باید بتوانیم در شرایط ویژه آزمایشگاهی چند ماده اولیه را به سلول تبدیل کنیم (البته حتی اگر بتوانیم، به نظریه طراح هوشمند کمک کرده ایم، نه نظریه به داروین).
سوم. فعالیت های دانشمندان بر روی بقایای شکننده حیات ماقبل کامبرین، یک سئوال مهم را مطرح می سازد: اگر این لایه های رسوبی می توانستند برخی از این موجودات را که با میکروسکوپ قابل تشخیص است، حفظ کنند، پس چطور نتوانستند اشکال بزرگ تر آن ها را که به گمان تکامل باوران نیاکان حیوانات دوران کامبرین هستند، حفظ و نگه داری کنند؟
چهارم. بدون دستور ژنتیکی، اسید آمینه ها نمی توانند پروتئین را بسازند! همه دانشمندان با این نکته کاملا موافق هستند. این سئوال مطرح می شود که چگونه اولین پروتئین توانست بدون دستور ژنتیکی نظم بگیرد؟
پنجم. چگونه نر و ماده بودن جانوارن را توضیح می دهید؟ چرا گونه های چند جنسیتی نداریم و همه گونه ها 2 جنسیتی هستند؟ اگر جانوران برای تکامل نیاز به تغییر ژنتیکی دارند، چرا همه آنها برای تولید مثل نیاز به زوج دارند؟ در حالی که نیاز به زوج می تواند مشکلاتی را برای جانور تنها ایجاد کند و اگر تداوم نسل به تنهایی مشکل است، چرا در هیچ گونه ای برای تولید مثل نیاز به مثلا 3 جنس از آن گونه وجود ندارد و همه گونه ها از 2 جنس هستند؟

۱۳۹۵ مهر ۴, یکشنبه

دو شاهد که در زمان های آخر ظهور می کنند، چه کسانی هستند؟ (مکاشفه فصل 11 آیات 3- 12)

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
قبل از ظهور دجال، ایمانداران مسیحی به بهشت ربوده می شوند. سپس معبد اورشلیم توسط یهودیان احداث می شود (آیات 1-2). ساخت این معبد مورد تایید خداوند نیست. در عهد جدید تعلیم داده شده که بدن های ایمانداران مسیحی، معبد خداست (اول قرنتیان فصل 6 آیات 19- 20).
وقتی روح خدا در ما ساکن می شود، بدن ما به معبد خدا تبدیل می شود. این بدن باید احکام و معیارهای الهی را اجرا نماید. اما قوم اسرائیل به این نگرش مسیحیت اعتقادی ندارد، چون به عیسی مسیح ایمان نیاورده است.
پس از بازسازی معبد در اورشلیم و تسخیر آن توسط دجال (ضد مسیح)، اتفاق عجیب دیگری رخ می دهد: دو نبی ظاهر شده و معجزات شگفت انگیزی انجام می دهند. دجال آن دو را به قتل می رساند. اجساد دو تن به مدت سه روز و نیم بر روی زمین می ماند تا این که دو شاهد زنده شده و در حضور دشمنان به آسمان صعود می کنند (مکاشفه فصل 11 آیات 3- 12). ظهور دو نبی در نیمه دوم (سه سال و نیم) حکومت دجال رخ می دهد (آیه 6).
در نبود کلیسا (ایمانداران مسیحی)، معبد یهودیان بازسازی می شود. کمی بعد، دجال و غیریهودیان، معبد را به اشغال خود درمی آورند. سپس دو نبی با ظاهر و عملکردی مشابه دوران عهد عتیق ظهور می کنند. گویی دنیا به دوران عهد عتیق بازگشته است.
پیام و موعظه دو نبی آن هم در زمانی که یهودیان در شرایط سخت و بحرانی به سر می برند، نشانه امیدبخشی است از حمایت خداوند از قوم اسرائیل. از دست رفتن معبد و آزار و اذیت دشمنان، یهودیان را به خود می آورد و زمینه را برای درک حقیقت انجیل که توسط دو نبی اعلان می گردد، مساعد می سازد.
خداوند به یوحنا می فرماید که دو شاهد خواهم فرستاد. جالب است که به جای استفاده واژه "نبی"، اصطلاح "شاهد" به کاربرده شده است. مسیح کمی قبل از صعود، به شاگردانش فرمود:"شما شاهدان من خواهید بود" (اعمال رسولان فصل 1 آیه 8). شاهد کسی است که کاری را که خدا برای او انجام داده، شهادت دهد. ایمانداران مسیحی شاهدانی هستند که حقیقت انجیل و کار خداوند را در زندگی شان مورد تایید قرار می دهند. در یک دادگاه، وقتی تعداد شاهدان بی شمار باشد، قاضی و هیئت منصفه نمی توانند بر علیه آنچه شاهدان دیده اند، رای صادر کنند.
دو شاهد
گزارش یوحنا به وضوح نشان می دهد که ظاهر و عملکرد دو شاهد در عهد عتیق ریشه دارد:
یک. مطابق قانون شریعت، اگر دو نفر درباره موضوعی شهادت دهند، شهادت آنان قابل قبول است (تثنیه فصل 19 آیه 15).
دوم. دو نبی شباهت زیادی به موسی و ایلیا دارند (مکاشفه فصل 11 ایه 6). مانع بارش باران می شوند (اول پادشاهان فصل 17)، چشمه های آب را به خون مبدل می کنند و جهان را به بلایای گوناگون دچار می سازند (خروج فصل های 8- 11). این معجزات نشان می دهند که علی رغم آن که ماموریت دو شاهد بسیار تاثیرگذار است. ولی مردم به توبه و بازگشت به خدا توجهی ندارند.
طبق گزارش عهد عتیق ایلیاء دوباره برمی گردد (ملاکی فصل 4 آیه 5). احادیث یهودی به بازگشت موسی و ایلیاء اشاره کرده اند. حتی مسیح در بالای کوه با موسی و ایلیاء گفتگو کرد و سه شاگرد او (که یکی از آن ها یوحنا بود) با شگفتی شاهد این صحنه بودند (متی فصل 17 آیه 3). با این توصیف، یوحنا هویت دو شاهد را مشخص نکرد و برداشت مفسران کتاب مقدس، فقط بر اساس آیاتی است که ذکر گردید.
از سوی دیگر، نباید در مورد تعیین هویت دو شاهد پافشاری کرد. آنچه اهمیت دارد پیغام و عملکرد دو نبی است و نه هویت آنان. اگر خداوند صلاح می دانست، هویت آن دو را ذکر می کرد.
سوم. هر که بخواهد به آن دو اذیت و آزاری برساند، با آتشی که از دهان شان بیرون می آید، نابود خواهد شد (دوم پادشاهان فصل 1 آیات 10- 12). دو شاهد از حفاظت ویژه خداوند برخوردارند. مخالفان به آن دو حمله می کنند، اما نه فقط نمی توانند آسیبی برسانند، بلکه کشته می شوند (مکاشفه فصل 11 آیه 5). حفاظت خدا از دو شاهد یادآور حمایت خدا از ایلیاء نبی در دوران عهد عتیق بود (دوم پادشاهان فصل 1 آیات 10- 12).
چهارم. دو شاهد به دو درخت زیتون و دو چراغدان تشبیه شده اند (زکریا فصل 4 آیات 3، 11 و 14). در دوران عهد عتیق، زکریا نبی در رویا دو درخت زیتون می بیند که روغن آن ها سبب روشنایی دو چراغدان شده. روغن سمبل روح خدا است و ایمانداران مسیحی نور جهان هستند (متی فصل 5 آیات 14- 16).
اگر برای مسیح زندگی کنیم، مانند نور خواهیم درخشید. ولی اگر ایمان به مسیح را انکار کنیم، از بشارت انجیل خودداری کرده و همرنگ جماعت شویم، مانع از تابش نور مسیح خواهیم شد.
فرشته به زکریا گفت:" آن ها (یهوشع و زروبابل) دو مردی هستند که خداوند، مالک تمامی جهان، آن ها را برگزیده و مسح کرده تا او را خدمت کنند" (زکریا فصل 4 آیه 14). این آیه هم چنین پیشگویی ظهور دو شاهد در زمان آخر است.
زمانی که قوم اسرائیل در مصر برده بودند، خداوند از طریق دو شاهد (موسی و هارون)، بلایا و مصیبت هایی را بر مصر نازل کرد (خروج فصل های 8- 11).
پنجم. دو شاهد "پلاس" بر تن دارند. در دوران باستان، "پلاس" لباس پشمی و زمختی بود که مردم به هنگام غم و اندوه و سوگواری و هم چنین در زمان توبه می پوشیدند. زمانی که یعقوب گزارش دروغ پسرانش را مبنی بر مرگ یوسف شنید، پلاس بر تن کرد (پیدایش فصل 37 آیه 34).
داود بعد از شنیدن قتل ابنیر، دستور داد که همه پلاس بپوشند (دوم سموئیل فصل 3 آیه 31). هنگامی که داود دید فرشته شمشیرش را به سوی اورشلیم دراز کرده، او و بزرگان اورشلیم پلاس پوشیدند (اول تواریخ فصل 21 آیه 16). پس از شنیدن پیام فرمانده آشوری که اورشلیم را محاصره کرده بود، حزقیا پادشاه پلاس بر تن نمود (دوم پادشاهان فصل 19 آیه 1) هم چنین به دوم پادشاهان فصل 6 آیه 30، ایوب فصل 16 آیه 15، اشعیاء فصل 20 آیه 2 و دانیال فصل 9 آیه 3 رجوع فرمایید.
دو شاهد برای نازل شدن داوری سخت و قریب الوقوع خدا بر مردمان سختدل و بی ایمان، پلاس بر تن دارند. آن ها با قدرت روح خدا به مدت 1260 روز ماموریت خود را انجام می دهند.
قتل دو شاهد
دجال موفق می شود آن دو را به قتل برساند، اما این به معنای متوقف کردن ماموریت دو شاهد نیست. کلام خدا می فرماید:"وقتی آن دو نفر دوره سه ساله و نیم شهادت خود را به پایان می رسانند، کشته خواهند شد" (آیه 7). در واقع ماموریت دو شاهد کاملا اجرا شد. اما بعد از سه روز و نیم دوباره زنده می شوند.
طبق گزارش یوحنا، دو شاهد در اورشلیم به قتل می رسند که بیانگر شرایطی است که بر اسرائیل حاکم شده: این سرزمین به اشغال دجال و ملل غیر یهودی درآمده و آنان زمام امور را در دست گرفته اند و هر کاری بخواهند انجام می دهند.
از سوی دیگر، اورشلیم به شهر سدوم، سرزمین مصر و "شهر بزرگ" تشبیه شده. در کتاب مقدس شهر سدوم نمادی از فساد اخلاقی و همجنس گرایی می باشد. مصر یادآور دوران بردگی قوم اسرائیل است و "شهر بزرگ" اشاره ای به وضعیت بابل دارد. این شهر فاسد در زمان آخر در عراق دوباره ساخته خواهد شد.
مفسران کتاب مقدس معتقدند که مقامات دولتی اسرائیل با دجال همکاری خواهند کرد. شهرهایی که با دجال پیمان دوستی داشته باشند، مانند سدوم، مصر و بابل هستند.
در طی سه روز و نیم به کسی اجازه داده نمی شود جنازه دو شاهد را دفن کند و مردم از قوم های مختلف آن ها را تماشا خواهند کرد. در سراسر دنیا برای مرگ این دو سخنگوی خدا جشن و پایکوبی خواهند کرد (آیات 9- 10).
یکی از انتقادهای مخالفان کتاب مقدس در قرون گذشته آن بود که چگونه در ظرف مدت کوتاهی، مردم جهان پی می برند که دو شاهد کشته شده اند؟ امروزه درک این مطب کاملا آسان است، زیرا رادیو، تلویزیون و اینترنت در دسترس همگان می باشد. اما در قرون گذشته، مخالفان مسیحیت دو آیه مذکور را تخیلی و فاقد منطق قلمداد می کردند.
به نظر می رسد حکومت جهانی دجال، سه روز تعطیلی عمومی در جهان اعلام می کند و مردم به دادن هدیه و جشن و پایکوبی می پردازند. مردم از شنیدن پیام توبه و بازگشت به سوی خدا متنفر بودند. آن ها به دروغ و دروغگویی بیشتر علاقمند بودند تا به شنیدن به حقیقت. از سوی دیگر، معجزات دو شاهد نیز در زندگی روزمره آنان اختلال و مشکلات زیادی را به وجود آورده بود (آیه 6).
زنده شدن و صعود دو شاهد
اما پس از سه روز و نیم دو شاهد زنده می شوند و بر پای های خود می ایستند. مردم جهان با دیدن این صحنه، دچار ترس و وحشت می شوند. در این هنگام مردم از سراسر جهان صدایی را از آسمان می شنوند که می گوید"به این جا بالا بیایید". دو شاهد در برابر چشمان حیرت زده دشمنان، با ابرها به آسمان می روند (آیات 11- 12).
زمین لایق و سزاوار دو شاهد نبود، بنابراین خدا آنان را به آسمان فرا می خواند. بهشت وطن و خانه واقعی دو شاهد است.
زنده شدن دو نبی، شنیدن صدایی از آسمان و وقوع زلزله در اورشلیم پس صعود آنان، بسیاری را به خود می آورد. کسانی که از زلزله جان سالم بدر بردند، از ترس، خدا را پرستش می کنند (آیه 13). مفسران می گویند به طور دقیق مشخص نیست که آیا منظور یوحنا آن است که عده ای واقعا توبه کردند یا فقط به خاطر ترس از خدا، او را پرستش نمودند.

۱۳۹۵ مهر ۳, شنبه

سوال یکی از خوانندگان: آیا مسیحیت عامل جنگ و مشکلات دنیای کنونی است؟

دفاعیات مسیحی
پاسخ: خیر.
یک. مسیح و شاگردانش هرگز حکم جهاد و کشتار غیرمسیحیان را صادر نکردند.
دوم. در قرن اول میلادی مسیحیت با جنگ و کشتار غیرمسیحیان گسترش نیافت. این نکته را مورخان و گزارش امپراطوری روم در قرن اول میلادی تایید می کنند. حتی در قرآن نیز ذکر نشده که مسیح و پیروانش با توسل به شمشیر کلیساها را تاسیس کردند.
سوم. اگر در طول تاریخ، کسانی به نام مسیحیت به جنگ و خونریزی متوسل شده اند، به تعالیم مسیح و شاگردانش خیانت ورزیدند.
چهارم. اگر به تاریخ ادیان دیگر رجوع کنید، جنگ های فرقه ای ریشه در تاریخ و اختلافات عقیدتی دارد.
پنجم. در طی قرون متمادی، خداوند به تدریج کلیسا را از سیاست جدا کرد. خواست و اراده مسیح آن نبود که کلیسا به سیاست دنیا آلوده شود. زمانی که عیسی هزاران نفر گرسنه را سیر کرد (یوحنا فصل 6 آیات 1- 13)، یهودیان تصمیم گرفتند او را پادشاه خود سازد، اما عیسی از آن ها جدا شد (آیات 14- 15). مسیح برای آزادی سیاسی ظهور نکرد، او آمد تا بشر نجات یابد.
ششم. در زمان حاضر، کشیش ها رئیس جمهور نیستند و کلیسا خط مشی سیاست کشورهای غربی را تعیین نمی کند. سیاست از مسیحیت جداست.
هفتم. سوالی که مطرح می شود آن است که چرا کشورهای مسلمان از کشورهای مسیحی درخواست کمک نظامی می کنند و یا با آن ها پیمان و قرارداد نظامی امضاء می کنند؟ مثلا ایران و سوریه با روسیه همکاری می کنند و کشورهای مسلمان حاشیه خلیج فارس با آمریکا و اروپا!

۱۳۹۵ شهریور ۳۱, چهارشنبه

چرا عیسی بارها از شاگردان و پیروانش درخواست کرد تا به مردم چیزی نگویند؟ (مرقس فصل 5 آیه 43)

Christian Apologetics دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مسیح به شاگردانش فرمود:"پس بروید و تمام قوم ها را شاگرد من سازید (متی فصل 28 آیه 19). اما چرا در مواردی عیسی دستور اکید داد که آنچه را مشاهده کرده اند، به مردم اطلاع ندهند (متی فصل 16 آیه 20، فصل 17 آیه 9، مرقس فصل 5 آیه 43، فصل 7 آیه 36، فصل 8 آیه 30، فصل 9 آیه 9، لوقا فصل 5 آیه 14، فصل 8 آیه 56، فصل 9 آیه 21)؟
به دلایل متعدد مسیح نمی خواست مردم از تعالیم یا معجزات او آگاهی یابند:
یک. لحظاتی قبل از صعود به آسمان، مسیح به شاگردانش ماموریت بزرگی را محول کرد:"بروید و تمام قوم ها را شاگرد من سازید (متی فصل 28 آیه 19). در آن زمان، آنچه را شاگردان در مدت بیش از سه سال مشاهده کرده بودند، اجازه داشتند با مردم جهان درمیان بگذارند. قبل از آن، بیان بعضی از گفتار مسیح مانند ادعای الوهیت و برابری با خدا، مانع مهمی برای شنیدن تعالیم او محسوب می گردید. درک و بینش روحانی مردم و رهبران مذهبی یهود محدود بود، زیرا چنین ادعایی را کفرگویی تلقی می کردند.
بدین ترتیب رهبران مذهبی، با تحریک احساسات مذهبی یهودیان، آنان را بر علیه عیسی وادار به شورش می کردند. بنابراین در همان اوایل شروع رسالت، عیسی به قتل می رسید، ماموریت او تکمیل نمی گردید. در نتیجه، شاگردان از کسب تجربه کافی و آموختن تعالیم ارزشمند استاد خود بی بهره می ماندند. شاگردان می بایست ابتدا به درک کاملی از مسیح و رسالتش می رسیدند و بعد او را به جهانیان معرفی می کردند. مسیح در اواخر ماموریتش بر روی زمین، درباره الوهیتش با رهبران مذهبی یهود سخن گفت که به اعدام او بر روی صلیب انجامید.
دوم. عیسی نمی خواست به عنوان معجزه گر شهرت یابد، چرا که در این صورت مردم توجهی به پیام و تعالیم نمی کردند. هدف مسیح از تعالیم ملکوت خدا و نشان دادن راه نجات بود (متی فصل 2 آیات 17- 19، مرقس فصل 1 آیه 34).
سوم. اگر مردم می فهمیدند مسیح موعود ظهور کرده، تصمیم می گرفتند او را پادشاه سازند. تصور یهودیان آن بود که مسیح موعود قادر است اسرائیل را از سلطه رومی ها آزاد نماید. اما توجهی به این حقیقت نداشتند که طبق پیشگویی های عهد عتیق، مسیح بایستی رنج ببرد و بمیرد (اشعیاء فصل 53 آیات 1- 12، لوقا فصل 24 آیه 26).
یهودیان فکر می کردند که مسیح باید ظهور کند تا حکومت دنیوی و سیاسی بر پا کند. در حالی که عیسی به زمین آمده بود تا ملکوت روحانی برقرار سازد، ملکوتی که تا به ابد دوام خواهد داشت (اشعیاء فصل 9 آیه 7، دانیال فصل 7 آیات 13- 14، لوقا فصل 1 آیه 33، مکاشفه فصل 11 آیه 15).
با این توصیف، زمانی که عیسی هزاران نفر گرسنه را سیر کرد (یوحنا فصل 6 آیات 1- 13)، یهودیان تصمیم گرفتند او را پادشاه خود سازد، اما عیسی از آن ها جدا شد (آیات 14- 15).
اگر مسیح پادشاه می گردید، هرگز بر روی صلیب برای نجات گناهان بشر مصلوب نمی شد. مسیح برای آزادی سیاسی ظهور نکرد، او آمد تا بشر نجات یابد. بنابراین ضروری بود که مسیح بودن عیسی مخفی باشد تا زمانی که او بمیرد و زنده شود (مرقس فصل 9 آیه 9).
چهارم. معجزات مسیح، خشم و حسادت رهبران مذهبی را برانگیخت (مرقس فصل 3 آیات 20- 30). عیسی از قبل این موضوع را می دانست. زمان مصلوب شدن او فرا نرسیده بود، بنابراین نمی خواست با آن ها بحث و مشاجره کند. معجزات، مهم ترین رسالت مسیح نبود. تعالیم و فدیه شدن او برای بشر از اهمیت اصلی برخورد بودند.
پنجم. در سرزمین جدریان عیسی مردی را شفا داد و به او گفت در این جا بمان و به مردم درباره معجزه شفا شهادت بده. علت این حکم آن بود که مسیح نمی توانست به آن منطقه بازگردد. اهالی آن منطقه خواهان خروج مسیح از آن جا بودند (مرقس فصل 5 آیات 1- 20).

۱۳۹۵ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

فرشته نیرومند در مکاشفه فصل دهم چه کسی است؟ (فصل 10 آیات 1- 6)


 نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یوحنا در رویا فرشته نیرومندی مشاهده کرد که از آسمان پایین آمد. گرداگرد او را ابر فرا گرفته بود و بر فراز سرش رنگین کمانی قرار داشت. صورتش همچون خورشید می درخشید و پاهایش مانند ستون های آتش بود. در دست او طومار کوچک قرار داشت. او پای راستش را بر دریا و پای چپش را بر خشکی گذاشت. صدایی بلند مانند غرش شیر برآورد و گفت دیگر تاخیری رخ نخواهد داد (مکاشفه فصل 10 آیات 1- 6).
این فرشته چه کسی است؟ بعضی از ایمانداران مسیحی معتقدند که این فرشته، عیسی مسیح است. اما اکثر مفسران و کارشناسان کتاب مقدس بر این باورند که این فرشته نیرومند، عیسی مسیح نیست.
آن ها برای اثبات تفسیرشان سه دلیل ذکر کرده اند:
یک. یوحنا برای معرفی این فرشته از واژه یونانی "آلوس" استفاده کرده که به معنای "نوع مشابه" است. با مراجعه به فصل های 8- 10، درمی یابیم که فرشتگان شیپورهای مجازات را نواختند. یوحنا با کاربرد واژه "آلوس" فرشته نیرومند را مشابه فرشتگان می بیند و تفاوتی قائل نمی شود. اگر یوحنا از کلمه "هیتروس" که واژه متضاد "آلوس" است، برای فرشته نیرومند به کار می برد، بدون تردید مقصود او "عیسی مسیح" تلقی می گردید.
دوم. در کتاب مکاشفه، نام ها و عناوین مختلف به مسیح اطلاق گردیده، اما هیچگاه به عنوان فرشته ظاهر یا معرفی نشده است. هرگاه عیسی در کتاب مکاشفه ظاهر می شود، خوانندگان فورا هویت او را تشخیص می دهند.
سوم. فرشته نیرومند "به کسی سوگند خورد که تا ابد زنده است و جهان را آفرید" (آیه 6)