
آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود :((تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر, پسر وروح القدس تعمید دهید.))
۱۳۹۵ شهریور ۱۹, جمعه
هان،اکنون من کاری تازه میکنم: هماکنون درحال پدیدآمدن است،آیا آن را تشخیص نمیدهید؟من دربیابان راهی پدیدمیآورم،ودربَرَهوتْ نهرهاجاری میسازم. وحوش صحرامراحرمت خواهندداشت،حتی شغالان وشترمرغان، زیراکه دربیابان آب جاری میکنم ودر بَرَهوتْ نهرهاروان میسازم،تاقوم برگزیدۀ خویش راسیراب کنم،قومی را که برای خودسرشتم تاستایش مرابیان دارند. اشعیا ۴۳: ۱۹_۲۱

۱۳۹۵ شهریور ۱۸, پنجشنبه
همیشه در خداوند شاد باشید؛ باز هم میگویم: شاد باشید. بگذارید ملایمت شما بر همگان آشکار باشد. خداوند نزدیک است. برای هیچ چیز نگران نباشید، بلکه در هر چیز با دعا و استغاثه، همراه با شکرگزاری، درخواستهای خود را به خدا ابراز کنید. بدینگونه، آرامش خدا که فراتر از تمامی عقل است، دلها و ذهنهایتان را در مسیحْ عیسی محفوظ نگاه خواهد داشت. فیلیپیان۴
۱۳۹۵ شهریور ۱۶, سهشنبه
سوال یکی از خوانندگان: آیا شواهد خارج از کتاب مقدس ثابت کرده که بهشت و جهنم وجود دارند؟ پاسخ: بله، به اثبات رسیده است. یک. هر روز در تمام بیمارستان های سراسر دنیا، عده ای از بیماران به طور موقت فوت می کنند و سپس به زندگی بازمی گردند. کارشناسان غیرمذهبی، اظهارات این افراد را که به بهشت یا جهنم رفته بودند، ثبت کرده اند. گزارش های آنان ضد و نقیض یا بر اثر توهم نبوده است. وجوه مشترک در شرح جزئیات، وجود بهشت و جهنم را تایید می کند. دوم. پزشکان و پرستاران بیمارستان ها گزارش های کسانی را که به طور موقت مرده بودند، شنیده اند. سوم. سال گذشته در سینماهای آمریکا، دو فیلم درباره دو نفر که بعد از مرگ به بهشت رفته بودند، به نمایش درآمد. هیچکدام از افرادی که به طور موقت تجربه بعد از مرگ را داشته اند، با محتوای فیلم های مذکور مخالفت نکردند.
۱۳۹۵ شهریور ۱۵, دوشنبه
ما محبت میکنیم زیرا او نخست ما را محبت کرد. اگر کسی ادعا کند که خدا را محبت مینماید امّا از برادر خود نفرت داشته باشد، دروغگوست. زیرا کسی که برادر خود را، که میبیند، محبت نکند، نمیتواند خدایی را که ندیده است، محبت نماید. و ما این حکم را از او یافتهایم که هر که خدا را محبت میکند، باید برادر خود را نیز محبت کند. ۱یوحنا ۴:۱۹-۲۱ NMV
۱۳۹۵ شهریور ۱۴, یکشنبه
سوال مخالفان مسیحیت: اگر خدا هیچکس را وسوسه نمی کند، چرا مسیحیان باید دعا کنند که خدا آن ها را وسوسه نکند؟
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان مسیحیت می گویند که در کتاب مقدس تناقض وجود دارد. در این کتاب ادعا شده خدا مقدس است، اما مسیح تعلیم می دهد که مسیحیان به هنگام دعا از خدا در خواست کنند تا آن ها را وسوسه نکند!
نخست مخالفان باید بدانند که مسیح هرگز تعلیم نداد خدا وسوسه می کند. مسیح نمونه و الگویی برای دعا به شاگردانش ارائه داد و فرمود:"خداوندا، ما را از وسوسه ها دور نگه دار و از شیطان حفظ فرما" (متی فصل 6 آیه 13).
مقصود مسیح از ارائه الگوی دعا آن نبود که کلمه به کلمه آن را تکرار کنیم. در آیه 7 مسیح دعا با جملات تکراری و عبادت مکانیکی و طوطی وار را قدغن کرد.
واقعیت آن است که خدا وسوسه نمی کند، بلکه ایمانداران را آزمایش می کند و محک می زند. او انسان را مانند عروسک کوکی خلق نکرد. بشر اراده دارد و قادر به تصمیم گیری است. از سوی دیگر، خدا می خواهد ما در مشکلات، صبر و تحمل را فرا بگیریم.
کودکی که معنی صبر را نمی داند، در زندگی درس های زیادی را یاد نمی گیرد. وقتی ایماندار یاد بگیرد که منتظر خداوند باشد، خدا نیز به نوبه خود می تواند در زندگی او کارهای عظیمی انجام دهد. مثلا موسی به جای آن که انتقام را به خدا واگذارد، شخصی را کشت و ناگزیز شد چهل سال در بیابان با گوسفندان سپری کند تا درس صبر و شکیبایی را فرا بگیرد! (خروج فصل 2 به بعد). نمونه دیگر، ابراهیم عجله کرد و با کنیز خود هاجر ازدواج نمود و در نتیجه مشکلاتی وارد زندگی او شد (پیدایش فصل 16).
صبر و شکیبایی با خواندن این سطور یا شنیدن یک موعظه، به وجود نمی آید. در خلال عبور از سختی ها و مشکلات، صبر و شکیبایی را با کمک روح القدس (روح خدا) به دست می آوریم. به هنگام مواجه با مشکلات درمی یابیم خدا هدفی نهفته دارد. با صبر و تحمل می توانیم به تدریج تحقق طرح و نقشه خدا را در زندگی مان مشاهده کنیم.
هدف خدا آن است که در بحران ها و سختی ها رشد کنیم و شخصیت ما بالغ شود. اگر فرزندان همیشه مانند کودک فکر کنند، بنابراین اشکالی وجود دارد! توقع و انتظار ما این است که فرزندان مراحل مختلف رشد را بگذرانند و دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را سپری کرده و به مادران و پدران با تجربه تبدیل شوند.
خدا می خواهد قبل از فرا خواندن ما به خدمت، شخصیت مان را بسازد. بنابراین اجازه می دهد تا مشکلات و بحران ها وارد زندگی مان شوند. مشکلات ما را از حالت خوش باوری و افکار بچگانه خارج می سازد و ما را در مرحله رشد و بلوغ و هوشیاری قرار می دهد.
خداوند قبل از آن که یوسف را نخست وزیر مصر نماید، اجازه داد در حدود 20 سال با مشکلات و سختی ها دست و پنجه نرم کند. 80 سال در زندگی موسی کار کرد تا او برای رهبری قوم اسرائیل آماده شود. مسیح سه سال به آموزش شاگردانش پرداخت تا بتوانند کلیسا را تاسیس کنند...
بنابراین هدف خدا از حضور مشکلات در زندگی ما "رشد روحانی و بلوغ شخصیت" است. اگر بخواهیم رشد روحانی کنیم بایستی با مشکلات و سختی ها مواجه شویم.
ممکن است از شکستی در یک رابطه یا ورشکستگی در کسب و کارتان، دل شکسته شده اید. از شما دعوت می کنم که در "دل شکستگی" درنگ نکنید. آن همه درد و لطمه را سال از پی سال با خود حمل نکنید. نگذارید دل شکستگی در درون شما پرورش یابد و آینده تان را مسموم کند. بگذارید برود. خبر خوش این است که خدا چیز تازه ای برای شما آماده کرده است.
به عبارت دیگر، وقتی خدا اجازه می دهد دری بسته شود، می خواهد در دیگری را برای شما باز کند. دری شگفت انگیز و سرشار از برکت و معجزه! او می خواهد چیز به مراتب بهتر از انتخاب شما و عالی تر از آنچه تصور می کنید، عطا فرماید.
خداوند می فرماید:"فکرهای من، فکرهای شما نیست و راه های من، راه های شما نیست. به همان اندازه که آسمان بلندتر از زمین است، راه های من از راه های شما و فکرهای من از فکرهای شما بلندتر و برتر است" (اشعیاء فصل 55 آیات 8- 9).
خداوند می داند چه می کند. او می داند صلاح ما چیست. خدا همیشه نقشه دیگر دارد. اگر از اندیشیدن به ناامیدی های تان دست بردارید، او به شما نشان می دهد که چه نقشه ای دارد.
اگر به خدا ایمان داشته باشید، به هنگام رویارویی با بحران ها و مشکلات، خداوند برای شما می جنگد. او شما را در طوفان های زندگی تقویت می کند و به شما آرامش خاطر می بخشد، تا مشکلات را با قدرت مافوق طبیعی الهی تحمل کنید.
اگر به خدا ایمان داشته باشید، به هنگام رویارویی با بحران ها و مشکلات، خداوند برای شما می جنگد. او شما را در طوفان های زندگی تقویت می کند و به شما آرامش خاطر می بخشد، تا مشکلات را با قدرت مافوق طبیعی الهی تحمل کنید.
وقتی دچار مشکلی می شوید، به یاد آورید: همان خدایی که دفعه آخر مرا از مشکل بیرون آورد، آیا این بار نیز مرا رهایی نخواهد داد؟
وقتی مشکلات بزرگ هستند، نشانه ای است از این که خدا می خواهد برکات عالی به شما عطا فرماید و معجزات شگفت انگیز در زندگی تان انجام دهد. بنابراین به هنگام رویارویی با مشکلات و سختی ها:
یک. به جای ترس، دعا کنید.
دوم. به جای تشویش و نگرانی، خدا را پرستش کنید.
سوم. به جای گله و شکایت، درجا زدن و طفره رفتن، رشد کنید.
۱۳۹۵ شهریور ۱۳, شنبه
آیا پولس همه چیز است یا هیچ ارزشی ندارد؟
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از انتقادهای مخالفان کتاب مقدس آن است که می گویند در یک آیه پولس متضاد سخن گفت:"گرچه هیچ هستم، ولی از فرستادگان برگزیده خدا، هیچ کم ندارم" (دوم قرنتیان فصل 12 آیه 11). آنان می پرسند:"اگر پولس خود را بی ارزش می داند، چرا خود را هم سطح رسولان خدا قرار می دهد؟"
وقتی زندگی پولس را بررسی می کنیم، درمی یابیم که او اصلا آدم ضعیفی نبوده است. او کلیساهای زیادی در اروپا تاسیس کرد و بیش از نیمی از عهد جدید (تعالیم مسیح و رسولان) به قلم او نگاشته شده است. او معلم ها و کشیش های زیادی را تعلیم داد.
اگر پولس در کار تجارت وارد می شد، بدون شک به موفقیت های مالی و ثروت فراوان می رسید. پولس می دانست چگونه هدف ها را تعیین کند و آن ها را به اتمام رساند. او اصل ترغیب کردن مردم را می دانست و می توانست مردم را به جنب و جوش بیندازد.
پس چگونه می توانیم ادعای ضعیف بودن پولس را با لیست موفقیت هایش جمع بزنیم؟
در دوم قرنتیان فصل 12 پولس درباره مشکل خود سخن می گوید و در مقایسه با خدا خود را "هیچ" می داند. اما در فصل 11 از رسالت خود دفاع می کند و خود را هم سطح رسولان قرار می دهد. در آن روزگار، خوب بودن یا بد بودن سخنور را از روی مقدار پولی که دریافت می کرد، می سنجیدند.
به این ترتیب، یک سخنران خوب پول زیادی مطالبه کند، سخنران متوسط کم تر دریافت می کند و یک واعظ بد، رایگان موعظه می کند! معلم های کاذب مسیحی چنین استدلال می کردند که چون پولس رایگان تعلیم می دهد، بنابراین او سخنران تازه کار، فاقد اقتدار و اختیار می باشد (فصل 11 آیه 7). اما پولس در رساله دوم خود به قرنتیان از رسالت خود دفاع کرد:
او ماموریت خود را از خدا دریافت کرد (فصل 1 آیات 1 و 21 و فصل 4 آیه 1)
او به راستی سخن می گفت (فصل 1 آیه 18)
روح خدا در او بود (فصل 1 آیه 22)
درستکار بود و با قدرت مسیح سخن می گفت (فصل 2 آیه 17)
کتاب مقدس را به درستی تعلیم داده است (فصل 4 آیه 2)
پطرس درباره پولس چنین شهادت داد:"برادر عزیز ما "پولس" نیز با آن حکمتی که خدا به او داده است، درباره همین مطلب سخن گفته است. درک برخی از نوشته های او دشوار است و بعضی که اطلاع کافی از کتاب مقدس ندارند و وضع روحانی شان نیز ناپایدار است، آن ها را به غلط تفسیر می کنند. اما با این کار نابودی خود را فراهم می سازند" (دوم پطرس فصل 3 آیات 15- 16).
زمانی که پطرس به کلیساها نامه می نوشت، نامه های پولس شهرت فراوانی داشت. توجه کنید که پطرس طوری از نامه های پولس سخن می گوید که گویی با "دیگر بخش های کتاب مقدس" در یک سطح هستند. کلیسای اولیه، نامه های پولس را الهام خدا می دانست.
سفیر مسیح بود و دعوت شد تا انجیل را موعظه کند (فصل 5 آیات 18- 20)
هرگز کسی را فریب نداده، گمراه نساخته و سوءاستفاده نکرده است (فصل 7 آیه 2 و فصل 11 آیات 7- 9)
سفیر مسیح بود و دعوت شد تا انجیل را موعظه کند (فصل 5 آیات 18- 20)
هرگز کسی را فریب نداده، گمراه نساخته و سوءاستفاده نکرده است (فصل 7 آیه 2 و فصل 11 آیات 7- 9)
به خاطر رسالتش متحمل دردها و خطرات شده است (فصل 11 آیات 23- 33)
مشکلات باعث فروتنی پولس شده بود (فصل 12 آیات 7- 10)
اعضای کلیسای قرنتس شاهد معجزات پولس بوده اند (فصل 12 آیه 12)
مشکلات باعث فروتنی پولس شده بود (فصل 12 آیات 7- 10)
اعضای کلیسای قرنتس شاهد معجزات پولس بوده اند (فصل 12 آیه 12)
همیشه در این فکر بوده که فرزندان روحانی اش، ایمانداران بالغی شوند (فصل 13 آیه 9).
اراده خدا آن بود که پولس در مشکلات باشد تا توکل او به جای قدرت، حکمت و ذکاوت خودش متمرکز بر قدرت و حکمت خدا باشد و در مشکلات، خدا را خدمت کند (فصل 12 آیات 9- 10).
امروزه نیز خداوند اجازه می دهد که سختی وارد زندگی شما شود تا توکل و اعتمادتان را به توانایی خودتان از بین ببرد و به شما کمک کند که فقط به خدا توکل کنید.
اراده خدا آن بود که پولس در مشکلات باشد تا توکل او به جای قدرت، حکمت و ذکاوت خودش متمرکز بر قدرت و حکمت خدا باشد و در مشکلات، خدا را خدمت کند (فصل 12 آیات 9- 10).
امروزه نیز خداوند اجازه می دهد که سختی وارد زندگی شما شود تا توکل و اعتمادتان را به توانایی خودتان از بین ببرد و به شما کمک کند که فقط به خدا توکل کنید.
اشتراک در:
پستها (Atom)