۱۳۹۵ شهریور ۱۸, پنجشنبه

۱۳۹۵ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

سوال یکی از خوانندگان: آیا شواهد خارج از کتاب مقدس ثابت کرده که بهشت و جهنم وجود دارند؟ پاسخ: بله، به اثبات رسیده است. یک. هر روز در تمام بیمارستان های سراسر دنیا، عده ای از بیماران به طور موقت فوت می کنند و سپس به زندگی بازمی گردند. کارشناسان غیرمذهبی، اظهارات این افراد را که به بهشت یا جهنم رفته بودند، ثبت کرده اند. گزارش های آنان ضد و نقیض یا بر اثر توهم نبوده است. وجوه مشترک در شرح جزئیات، وجود بهشت و جهنم را تایید می کند. دوم. پزشکان و پرستاران بیمارستان ها گزارش های کسانی را که به طور موقت مرده بودند، شنیده اند. سوم. سال گذشته در سینماهای آمریکا، دو فیلم درباره دو نفر که بعد از مرگ به بهشت رفته بودند، به نمایش درآمد. هیچکدام از افرادی که به طور موقت تجربه بعد از مرگ را داشته اند، با محتوای فیلم های مذکور مخالفت نکردند.

۱۳۹۵ شهریور ۱۴, یکشنبه

سوال مخالفان مسیحیت: اگر خدا هیچکس را وسوسه نمی کند، چرا مسیحیان باید دعا کنند که خدا آن ها را وسوسه نکند؟

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان مسیحیت می گویند که در کتاب مقدس تناقض وجود دارد. در این کتاب ادعا شده خدا مقدس است، اما مسیح تعلیم می دهد که مسیحیان به هنگام دعا از خدا در خواست کنند تا آن ها را وسوسه نکند!
نخست مخالفان باید بدانند که مسیح هرگز تعلیم نداد خدا وسوسه می کند. مسیح نمونه و الگویی برای دعا به شاگردانش ارائه داد و فرمود:"خداوندا، ما را از وسوسه ها دور نگه دار و از شیطان حفظ فرما" (متی فصل 6 آیه 13).
مقصود مسیح از ارائه الگوی دعا آن نبود که کلمه به کلمه آن را تکرار کنیم. در آیه 7 مسیح دعا با جملات تکراری و عبادت مکانیکی و طوطی وار را قدغن کرد.
واقعیت آن است که خدا وسوسه نمی کند، بلکه ایمانداران را آزمایش می کند و محک می زند. او انسان را مانند عروسک کوکی خلق نکرد. بشر اراده دارد و قادر به تصمیم گیری است. از سوی دیگر، خدا می خواهد ما در مشکلات، صبر و تحمل را فرا بگیریم.
کودکی که معنی صبر را نمی داند، در زندگی درس های زیادی را یاد نمی گیرد. وقتی ایماندار یاد بگیرد که منتظر خداوند باشد، خدا نیز به نوبه خود می تواند در زندگی او کارهای عظیمی انجام دهد. مثلا موسی به جای آن که انتقام را به خدا واگذارد، شخصی را کشت و ناگزیز شد چهل سال در بیابان با گوسفندان سپری کند تا درس صبر و شکیبایی را فرا بگیرد! (خروج فصل 2 به بعد). نمونه دیگر، ابراهیم عجله کرد و با کنیز خود هاجر ازدواج نمود و در نتیجه مشکلاتی وارد زندگی او شد (پیدایش فصل 16).
صبر و شکیبایی با خواندن این سطور یا شنیدن یک موعظه، به وجود نمی آید. در خلال عبور از سختی ها و مشکلات، صبر و شکیبایی را با کمک روح القدس (روح خدا) به دست می آوریم. به هنگام مواجه با مشکلات درمی یابیم خدا هدفی نهفته دارد. با صبر و تحمل می توانیم به تدریج تحقق طرح و نقشه خدا را در زندگی مان مشاهده کنیم.
هدف خدا آن است که در بحران ها و سختی ها رشد کنیم و شخصیت ما بالغ شود. اگر فرزندان همیشه مانند کودک فکر کنند، بنابراین اشکالی وجود دارد! توقع و انتظار ما این است که فرزندان مراحل مختلف رشد را بگذرانند و دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را سپری کرده و به مادران و پدران با تجربه تبدیل شوند.
خدا می خواهد قبل از فرا خواندن ما به خدمت، شخصیت مان را بسازد. بنابراین اجازه می دهد تا مشکلات و بحران ها وارد زندگی مان شوند. مشکلات ما را از حالت خوش باوری و افکار بچگانه خارج می سازد و ما را در مرحله رشد و بلوغ و هوشیاری قرار می دهد.
خداوند قبل از آن که یوسف را نخست وزیر مصر نماید، اجازه داد در حدود 20 سال با مشکلات و سختی ها دست و پنجه نرم کند. 80 سال در زندگی موسی کار کرد تا او برای رهبری قوم اسرائیل آماده شود. مسیح سه سال به آموزش شاگردانش پرداخت تا بتوانند کلیسا را تاسیس کنند...
بنابراین هدف خدا از حضور مشکلات در زندگی ما "رشد روحانی و بلوغ شخصیت" است. اگر بخواهیم رشد روحانی کنیم بایستی با مشکلات و سختی ها مواجه شویم.
ممکن است از شکستی در یک رابطه یا ورشکستگی در کسب و کارتان، دل شکسته شده اید. از شما دعوت می کنم که در "دل شکستگی" درنگ نکنید. آن همه درد و لطمه را سال از پی سال با خود حمل نکنید. نگذارید دل شکستگی در درون شما پرورش یابد و آینده تان را مسموم کند. بگذارید برود. خبر خوش این است که خدا چیز تازه ای برای شما آماده کرده است.
به عبارت دیگر، وقتی خدا اجازه می دهد دری بسته شود، می خواهد در دیگری را برای شما باز کند. دری شگفت انگیز و سرشار از برکت و معجزه! او می خواهد چیز به مراتب بهتر از انتخاب شما و عالی تر از آنچه تصور می کنید، عطا فرماید.
خداوند می فرماید:"فکرهای من، فکرهای شما نیست و راه های من، راه های شما نیست. به همان اندازه که آسمان بلندتر از زمین است، راه های من از راه های شما و فکرهای من از فکرهای شما بلندتر و برتر است" (اشعیاء فصل 55 آیات 8- 9).
خداوند می داند چه می کند. او می داند صلاح ما چیست. خدا همیشه نقشه دیگر دارد. اگر از اندیشیدن به ناامیدی های تان دست بردارید، او به شما نشان می دهد که چه نقشه ای دارد.
اگر به خدا ایمان داشته باشید، به هنگام رویارویی با بحران ها و مشکلات، خداوند برای شما می جنگد. او شما را در طوفان های زندگی تقویت می کند و به شما آرامش خاطر می بخشد، تا مشکلات را با قدرت مافوق طبیعی الهی تحمل کنید.
وقتی دچار مشکلی می شوید، به یاد آورید: همان خدایی که دفعه آخر مرا از مشکل بیرون آورد، آیا این بار نیز مرا رهایی نخواهد داد؟
وقتی مشکلات بزرگ هستند، نشانه ای است از این که خدا می خواهد برکات عالی به شما عطا فرماید و معجزات شگفت انگیز در زندگی تان انجام دهد. بنابراین به هنگام رویارویی با مشکلات و سختی ها:
یک. به جای ترس، دعا کنید.
دوم. به جای تشویش و نگرانی، خدا را پرستش کنید.
سوم. به جای گله و شکایت، درجا زدن و طفره رفتن، رشد کنید.

۱۳۹۵ شهریور ۱۳, شنبه

آیا پولس همه چیز است یا هیچ ارزشی ندارد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از انتقادهای مخالفان کتاب مقدس آن است که می گویند در یک آیه پولس متضاد سخن گفت:"گرچه هیچ هستم، ولی از فرستادگان برگزیده خدا، هیچ کم ندارم" (دوم قرنتیان فصل 12 آیه 11). آنان می پرسند:"اگر پولس خود را بی ارزش می داند، چرا خود را هم سطح رسولان خدا قرار می دهد؟"
وقتی زندگی پولس را بررسی می کنیم، درمی یابیم که او اصلا آدم ضعیفی نبوده است. او کلیساهای زیادی در اروپا تاسیس کرد و بیش از نیمی از عهد جدید (تعالیم مسیح و رسولان) به قلم او نگاشته شده است. او معلم ها و کشیش های زیادی را تعلیم داد.
اگر پولس در کار تجارت وارد می شد، بدون شک به موفقیت های مالی و ثروت فراوان می رسید. پولس می دانست چگونه هدف ها را تعیین کند و آن ها را به اتمام رساند. او اصل ترغیب کردن مردم را می دانست و می توانست مردم را به جنب و جوش بیندازد.
پس چگونه می توانیم ادعای ضعیف بودن پولس را با لیست موفقیت هایش جمع بزنیم؟
در دوم قرنتیان فصل 12 پولس درباره مشکل خود سخن می گوید و در مقایسه با خدا خود را "هیچ" می داند. اما در فصل 11 از رسالت خود دفاع می کند و خود را هم سطح رسولان قرار می دهد. در آن روزگار، خوب بودن یا بد بودن سخنور را از روی مقدار پولی که دریافت می کرد، می سنجیدند.
به این ترتیب، یک سخنران خوب پول زیادی مطالبه کند، سخنران متوسط کم تر دریافت می کند و یک واعظ بد، رایگان موعظه می کند! معلم های کاذب مسیحی چنین استدلال می کردند که چون پولس رایگان تعلیم می دهد، بنابراین او سخنران تازه کار، فاقد اقتدار و اختیار می باشد (فصل 11 آیه 7). اما پولس در رساله دوم خود به قرنتیان از رسالت خود دفاع کرد:
او ماموریت خود را از خدا دریافت کرد (فصل 1 آیات 1 و 21 و فصل 4 آیه 1)
او به راستی سخن می گفت (فصل 1 آیه 18)
روح خدا در او بود (فصل 1 آیه 22)
درستکار بود و با قدرت مسیح سخن می گفت (فصل 2 آیه 17)
کتاب مقدس را به درستی تعلیم داده است (فصل 4 آیه 2)
پطرس درباره پولس چنین شهادت داد:"برادر عزیز ما "پولس" نیز با آن حکمتی که خدا به او داده است، درباره همین مطلب سخن گفته است. درک برخی از نوشته های او دشوار است و بعضی که اطلاع کافی از کتاب مقدس ندارند و وضع روحانی شان نیز ناپایدار است، آن ها را به غلط تفسیر می کنند. اما با این کار نابودی خود را فراهم می سازند" (دوم پطرس فصل 3 آیات 15- 16).
زمانی که پطرس به کلیساها نامه می نوشت، نامه های پولس شهرت فراوانی داشت. توجه کنید که پطرس طوری از نامه های پولس سخن می گوید که گویی با "دیگر بخش های کتاب مقدس" در یک سطح هستند. کلیسای اولیه، نامه های پولس را الهام خدا می دانست.
سفیر مسیح بود و دعوت شد تا انجیل را موعظه کند (فصل 5 آیات 18- 20)
هرگز کسی را فریب نداده، گمراه نساخته و سوءاستفاده نکرده است (فصل 7 آیه 2 و فصل 11 آیات 7- 9)
به خاطر رسالتش متحمل دردها و خطرات شده است (فصل 11 آیات 23- 33)
مشکلات باعث فروتنی پولس شده بود (فصل 12 آیات 7- 10)
اعضای کلیسای قرنتس شاهد معجزات پولس بوده اند (فصل 12 آیه 12)
همیشه در این فکر بوده که فرزندان روحانی اش، ایمانداران بالغی شوند (فصل 13 آیه 9).
اراده خدا آن بود که پولس در مشکلات باشد تا توکل او به جای قدرت، حکمت و ذکاوت خودش متمرکز بر قدرت و حکمت خدا باشد و در مشکلات، خدا را خدمت کند (فصل 12 آیات 9- 10).
امروزه نیز خداوند اجازه می دهد که سختی وارد زندگی شما شود تا توکل و اعتمادتان را به توانایی خودتان از بین ببرد و به شما کمک کند که فقط به خدا توکل کنید.

۱۳۹۵ شهریور ۱۲, جمعه

آیا رفتار پولس ضد و نقیض نیست: او با ختنه تیطس مخالفت کرد (غلاطیان فصل 2 آیه 3)، اما تیموتاوس را خودش ختنه کرد ( اعمال رسولان فصل 16 آیات 1-3)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از سوالات مخالفان مسیحیت آن است که چرا پولس با ختنه تیطس مخالفت کرد (غلاطیان فصل 2 آیه 3)، اما تیموتاوس را خودش ختنه کرد؟ (اعمال رسولان فصل 16 آیات 1- 3). آیا رفتار پولس ضد و نقیض نیست؟
برای درک رفتار پولس از ختنه کردن تیموتاوس و ختنه نکردن تیطس، ابتدا بایستی آیات مورد نظر مخالفان مسیحیت را با دقت بررسی نماییم:
"رهبران کلیسای اورشلیم از همسفر من تیطس نیز که غیر یهودی بود، نخواستند تا ختنه شود" (غلاطیان فصل 2 آیه 3).
"مادر تیموتاوس یهودی بود و پدرش یونانی. پولس به احترام یهودیان، تیموتاوس را ختنه کرد" (اعمال رسولان فصل 16 آیات 1- 3).
یک. تیطس یونانی بود، اما تیموتاوس یهودی بود (اگرچه پدرش یونانی بود).
دوم. تیموتاوس به سبب یهودیان ختنه شد، در حالی که ختنه تیطس را نه یهودیان، بلکه شریعت گراهای مسیحی خواهان بودند. استدلال این گروه آن بود که مسیحیان با اجرای قوانین شریعت از جمله ختنه و خوردن غذای حلال می توانند از قلمرو گناه نجات یابند.
اگر پولس تسلیم خواسته شریعت گراها می گردید، به این معنا بود که نجات انسان هم توسط مسیح انجام می شود و هم با اجرای رسوم شریعت. اما در مورد تیموتاوس، پولس نمی خواست بیهوده مانعی برای ایمان آوردن یهودیان غیرمسیحی به وجود آورد.
حتی اگر فرض کنیم عملکرد پولس اشتباه بود، این رفتار او نشان می داد که پولس کتاب مقدس را بر تعالیم خود ترجیح می داد. پولس این نکته را در نظر داشت که کتاب مقدس "کلام خدا" است و بر تعالیم او به مراتب رجحان و برتری دارد.
از سوی دیگر، ختنه تیموتاوس با تعالیم پولس در تضاد نبود. او مخالف ختنه نبود، بلکه چنین استدلال می کرد که هیچکس با ختنه نجات نمی یابد. پولس معتقد بود:"وقتی با یهودیان هستم، مانند خودشان رفتار می کنم تا بدین ترتیب به پیام انجیل گوش فرا دهند و به مسیح ایمان آورند" (اول قرنتیان فصل 9 آیه 20). پولس در هر کاری که انجام می داد، تنها یک هدف را دنبال می کرد و آن جلب توجه یهودیان و غیریهودیان به سوی مسیح بود.
سوم. از آن جا که تیموتاوس از طریق مادرش، در فرهنگ یهودی پرورش یافته بود، پولس تصمیم گرفت او را ختنه کند تا کاملا یهودی محسوب شود. بنابراین، تیموتاوس به عنوان یهودی می توانست کمک بزرگی برای پولس باشد، زیرا آن ها برای موعظه به کنیسه های یهودی می رفتند.
چهارم. پولس هرگز به تیموتاوس نگفت که به خاطر دریافت نجات از قلمرو گناه، او را ختنه می کند. تیموتاوس قبل از ختنه، به مسیح ایمان آورده و نجات یافته بود.
پنجم. یکی از مهم ترین نکاتی که در شورای رسولان در اورشلیم (اعمال رسولان فصل 15) مطرح گردید، عدم اجبار ختنه بود. بنابراین، رهبران کلیسای اورشلیم، تیطس را بی آن که ختنه شود، به عنوان برادر مسیحی پذیرفتند (غلاطیان فصل 2 آیات 1- 3).
ششم. پولس در نامه های خود تحت عناوین رومیان و غلاطیان، با این طرز تفکر غلط مخالفت کرد و چنین توضیح داد که نجات انسان از قلمرو گناه به فیض خدا (یعنی بخشش بلاعوض خدا به افرادی که لیاقت آن را ندارند) بستگی دارد و نه اعمال نیکوی انسان. در دوران عهد عتیق، وقتی ابراهیم به خدا ایمان آورد، هنوز عمل ختنه را انجام نداده بود. سال ها بعد، خدا به ابراهیم دستور داد تا مراسم ختنه را انجام دهد.
چهار صد سال بعد، خداوند شریعت را عطا فرمود. زمانی که ابراهیم به خدا ایمان آورد، ختنه روحانی در او انجام شد. بعدها، ختنه جسمانی، که جراحی بهداشتی بود، صرفا نشانه ای شد جهت تایید ختنه روحانی. پولس تاکید کرد که ختنه روحانی باعث نجات انسان می شود، اما هرگز با ختنه جسمانی مخالفت نکرد. طبق دیدگاه مسیحیت، ختنه جسمانی و اعمال نیکو باعث نجات انسان از قلمرو گناه نخواهند شد.
در عهد جدید، تعلیمی مبنی بر مخالفت با ختنه وجود ندارد. ختنه یک جراحی بهداشتی است.