آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود :((تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر, پسر وروح القدس تعمید دهید.))
۱۳۹۵ تیر ۲۰, یکشنبه
سوال یکی از خوانندگان: آیا یک مسیحی می تواند دیوزده باشد؟ شخص ایماندار مسیحی نمی تواند دیوزده باشد، چون به قیمت خون مسیح از قلمرو شیطان آزاد شده است. چنین شخصی تحت تاثیر روح القدس است که در او حاکم شده. روح القدس هرگز در جایی که ارواح شریر وجود دارند، ساکن نمی شود. اگر چنین شخصی به دلایلی از خدا دور شود و تمایلی به توبه و بازگشت نداشته باشد، به تدریج تحت تسلط شیطان قرار می گیرد. دیوها همان فرشتگان سقوط کرده هستند که از شیطان پیروی می کنند.
۱۳۹۵ تیر ۱۹, شنبه
ایمان,امید ,محبت❤: در کلام خدا میخوانبم که قوم خداوند 40 سال در بیابان سفر کرد تا اینکه بالاخره به سرزمینی که خدا در نظر گرفته بودند رسیدند. نوح حدود یک سال سفر دریا داشت تا اینکه روی کوه نجات قرار گرفت... ابراهیم سال ها در سفر بود تا اینکه به سرزمین کنعان و وعده خدا یعنی اسحق رسید. یعقوب و یوسف ومردان بزرگ کلام خدا در سفر بودند تا به مقصد و وعده خدا رسیدند. پولس سال ها بعد از ایمان به سفر رفت و در اخر خداوند او را به روم رساند تا وعده و خدمت خود را کامل کند... گویا زندگی های ما و زندگی های ایمانی ما نیز مانند سفر میباشد...خداوند ما را به سفر ایمان دعوت کرده است تا او را بشناسیم... سفری که اغازی و دعوتی ، طول زمانی و تجربیات خوب و بدی ، و در اخر رسیدن به مقصود و مقصد و وعده میباشد. خصوصیات سفر و همسفر چی میتواند باشد؟! چرا مردان خدا همیشه در سفر بودند؟! در سفر چه اتفاقاتی میافتد؟! امروزه خیلی ها سفر های کوتاه و تفریحی میروند ولی سفرهای مردان کلام خداوند سفرهای تفریحی و کوتاه نبود...خداوند گویا عمدا انها را وارد سفری میکرد تا خودش را بهتر به انها بشناساند. در سفر ، دوستان واقعی خود را میشناسید. توانایی و ضعف های خود را کشف میکنید. استوار و قوی میشوید شکست و ناامیدی و پیروزی و امید را تجربه میکنید. سیری و گرسنگی و دوستی و دشمنی را تجربه میکنید. معجزات خدا را با تمام وجود تجربه میکنید و خدا را انطور که هست درک میکنید. ابراهیم در ابتدای سفر، زن خود را به خاطر بی ایمانی و بی اعتمادی انکار کرد ولی در اخر سفر فرزند عزیز خود را برای خدا قربانی کرد...موسی در اول سفر ،خدا را با ترس میشناخت ولی در اخر سفر خدا را رودررو ملاقات میکرد..... امروز من و شما وارد یک سفر با خدا شده ایم. سفری که پر از تجربیات خوب و بد در انتظار ماست. سفری که یک روز پیروزی و شادی و روز بعد شکست و نا امیدی را تجربه خواهیم داشت ، سفری که روزهایی باید صبور و ساکت و روزهایی که باید فریاد زد و گریست ...روزهایی زیبا و روزهایی تلخ...ولی مهمترین قسمت سفر ایمانی ما در اخر سفر میباشد که پیروزی و استراحت و شناخت کامل خدا میباشد. پیدایش باب 12 تا 22، پیدایش 7 و 8،خروج باب 3 تا اخر تثنیه، داود در بیابان اول سموییل باب 19 تا باب31..غلاطیان باب اول ایات 16 و 17، اعمال رسولان باب 13 تا اخر کتاب اعمال.. خدا ما را در طول تمام این سفر تنها نمیگذارد.....همیشه کنار ماست...در سختی ها با معجزات کنار ماست، او وعده داده تا انقضای عالم هر روزه با ماست....سفر ما غیر قابل برگشت میباشد...خداوند دوست دارد با ما قدم بردارد و در طول سفر او را بشناسیم... آمین
۱۳۹۵ تیر ۱۸, جمعه
"جانوران وحشی" که یک چهارم ساکنان زمین را به قتل می رسانند، چه کسانی هستند؟ (مکاشفه فصل 6 آیه 8)
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
در دوران آخر، خداوند مردم شریر را به روش های مختلف از جمله قحطی، بیماری و جنگ مجازات می کند. در مکاشفه فصل 6 آیه 8 به جانوران وحشی اشاره می شود که یک چهارم از ساکنان زمین نابود می کنند. آیا مقصود این آیه از جانوران "حیات وحش" است؟ خیر.
مکاشفه، کتابی سمبولیک است و جانوران نمادی از افراد شریر و تحت تسلط شیطان می باشند. مفسران کتاب مقدس معتقدند که جانوران وحشی سمبول تروریست هستند. تروریست ها در گروه های نظامی / چریکی امنیت جهان را تهدید کرده و عده زیادی را به قتل می رساندند. این جانوران با دو جانوری که در فصل 13 مکاشفه ظاهر می شوند (دجال و نبی کاذب)، قدرت شیطان را به نمایش می گذارند.
گروه های تروریستی سبب جنگ، قحطی و بیماری می شوند. این عوامل فرصتی را فراهم می کنند تا مردم تحت فشار قرار گرفته، توبه کرده و به سوی خدا بازگشت کنند.
هم چنین شرایط ترور و وحشت، به آگاهی و هوشیاری مردم کمک می کند تا با ایدئولوژی و نگرش های غلط کاملا آشنا شوند. در قرن گذشته، دیدگاه های هیتلر و استالین سبب مرگ ده ها میلیون نفر شد. امروزه کم تر کسی به ادعاهای مارکس و هیتلر توجه دارد.
به عبارت دیگر، هدف خدا از مجازات ساکنان زمین، هوشیاری مردم و توبه آنان است.
۱۳۹۵ تیر ۱۷, پنجشنبه
بر گرفته از کتاب ایوب باب۳ زندگی فقط برای شادی کردن و ً برایبرخورداری از احساس رضایت ما نیست، بلکه اساسات ما میتواند برایجلال دادن خداوند باشد. ارزش و معنای زندگی بر احساسما استوار نیست، بلکه بر اساس حقیقتی قرار دارد کهکسی نمیتواند آن را از ما بگیرد؛ و آن حقیقت، محبت خدا بهماست. این فکر اشتباه را نداشته باشیم که اگر خدا واقعا ما را دوست داشته باشد، اجازه نخواهد داد رنج بکشیم. در حقیقت، عکس این تفکر درست است. بین میزانرنج و درد ما و میزان محبت خدا ارتباطی وجود ندارد... لطفا آیات رومیان 8: 38_39 را بخوانید

۱۳۹۵ تیر ۱۶, چهارشنبه
* اشتیاق اطاعت از شریعت خداوند تعالیم تو بسیار عالی است، از دل و جان آنها را انجام خواهم داد. درک تعالیم تو ذهن آدمی را روشن میکند و ساده دلان را حکیم میگرداند. با اشتیاق برای فرامین تو لَهلَه میزنم. همانطور که بر دوستدارانت رحمت داری، بر من نیز رحمت فرما. مطابق کلامت مرا از لغزش محافظت فرما تا مغلوب بدی و شرارت نشوم. مرا از شر کسانیکه در پی آزار من هستند، نجات ده تا از احکام تو پیروی کنم. با نور حضور خود مرا برکت بده و شریعت خود را به من بیاموز. سیل اشک از چشمانم جاری است، زیرا مردم از شریعت تو پیروی نمیکنند. مزمور 119: 129-136

۱۳۹۵ تیر ۱۵, سهشنبه
مقصود مسیح از "در مقابل در ایستاده، آن را می کوبم" چیست؟ (مکاشفه فصل 3 آیه 20)
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مسیح به کلیسای لائودیکیه چنین پیام داد:" اینک بر در ایستاده می کوبم. هر که صدای مرا بشنود و در را بگشاید، داخل شده و با او دوستی دائمی برقرار خواهم کرد و او نیز با من" (مکاشفه فصل 3 آیه 20).
ما معمولا این آیه را برای بی ایمانان به کار می بریم. اما چرا مسیح به یک کلیسا چنین پیامی می دهد؟
لائودیکیه شهری بود در آسیای صغیر که امروزه ترکیه نامیده می شود. این شهرکه توسط سلسله یونانی "سلوکیه" در حدود 250 قبل از میلاد بنا شد، بعدها جزء قلمرو امپراطوری روم گردید. در زمان رومی ها، لائودیکیه از نظر تجاری بسیار پیشرفت کرد.
طبق روایت تاریخ، در سال 50 میلادی زلزله ای شهر لاودیکیه را ویران کرد. دولت روم تصمیم گرفت این شهر را بازسازی کند، ولی اهالی آن کمک امپراطور را نپذیرفتند و با هزینه خودشان شهر را دوباره بنا کردند. بدین سان، عبارت معروفی را بر سر زبان ها انداخت:"مردم لائودیکیه، نه از انسان کمک می گیرند و نه از خدا."
موقعیت جغرافیایی این شهر آن را به مرکز مهم تجاری میان شهرها و ملل مختلف تبدیل کرده بود. علاوه بر آن که در اطراف شهر زمین های حاصلخیزی وجود داشت.
از آن جا که مردم لائودیکیه در رفاه و آسایش به سر می بردند، نیازی به خدا نداشتند. این طرز تفکر به کلیسای این شهر نیز راه یافته بود. از پیام مسیح درمی یابیم که اتکاء به خودشان به جای توکل و اعتماد به خدا در میان اعضاء کلیسا وجود داشت. در نتیجه از وضعیت روحانی رضایتبخشی برخودار نبودند. بی خبری و ناآگاهی کلیسا از وضعیتش (آیات 17- 18)، آن را به شرایط وحشتناکی سوق می داد.
مسیح در پیامش از این کلیسا تقدیر نکرد. با این توصیف، او همچنان به این کلیسا وفادار بود. بنابراین به خطاب کلیسای لائودیکیه گفت:" اینک بر در ایستاده می کوبم. هر که صدای مرا بشنود و در را بگشاید، داخل شده و با او دوستی دائمی برقرار خواهم کرد و او نیز با من" (فصل 3 آیه 20).
با این توصیف، اکثر ایمانداران مسیحی این آیه را برای بشارت به غیرمسیحیان به کار می برند. هیچیک از مذاهب دنیا در مورد خدایی تعلیم نمی دهد که به سراغ هر انسان آمده و به او بگوید من می خواهم با تو دوست و صمیمی شوم. اما کتاب مقدس تعلیم می دهد خدای قادر مطلق، خالق و آفریننده مشتاق است دوست ما باشد. این حقیقت به شدت تکان دهنده است.
همان لحظه ای که مسیح بر روی صلیب بهای گناهان ما را پراداخت، پرده معبد که مظهر جدایی خدا و انسان بود، به طرز معجزه آسایی از بالا تا پایین پاره شد (متی فصل 27 آیه 51). کلام خدا می فرماید:" این ها همه از طرف خدایی است که توسط عیسی مسیح ما را که قبلا دشمن او بودیم، به دوستان خود مبدل کرده است" (دوم قرنتیان فصل 5 آیه 8).
خدا در قلب ما را می کوبد. اما برای وارد شدن به قلب ما به زور وارد نمی شود. او به اراده آزاد ما احترام می گذارد. خدا ما را آزاد گذاشته تا در باز کردن زندگی خود به روی او، خودمان تصمیم بگیریم.
اما واقعیت این است که مسیح نه تنها در قلب غیرمسیحیان، بلکه در قلب هر مسیحی را که به دلایلی در ضعف روحانی به سر می برد نیز می کوبد. وقتی خدا داخل شود، همه چیز را تغییر می دهد و فصل جدیدی در زندگی تان آغاز می شود. خدا می خواهد قسمت دوم زندگی تان تا ابد به مراتب عالی تر از قسمت اول زندگی تان باشد. این حقیقت عالی و عظیم انجیل مسیح است.

۱۳۹۵ تیر ۱۴, دوشنبه
آیا عیسی به پیامبران توهین کرد؟ (یوحنا فصل 10 آیه 8)
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از ادعاهای مخالفان مسیحیت آن است که عيسي به پيامبران الهي توهين کرد وبا كمال بي احترامي آن ها را دزد و راهزن خطاب نمود (یوحنا فصل 10 آیه 8). آیا این ادعا صحیح است؟
نخست، یوحنا فصل 10 آیه 8 را مطالعه نموده و سپس بررسی آن را می کنیم:
"دیگران که پیش از من آمدند، همه دزد و راهزن بودند. به همین جهت، گوسفندان واقعی به سخنان آن ها گوش ندادند!"
"دیگران که پیش از من آمدند، همه دزد و راهزن بودند. به همین جهت، گوسفندان واقعی به سخنان آن ها گوش ندادند!"
مخالفان با سوءاستفاده از کتاب مقدس، مخاطبان خود را گمراه می سازند. نقل قول یک آیه از کتاب مقدس به طور ناقص یا بدون در نظر گرفتن کل متن، غالبا مفهومی کاملا اشتباه را ارائه می دهد. فصل دهم انجیل یوحنا با فصل نهم در ارتباط است. رهبران مذهبی یهود شاهد معجزه مسیح بودند و می دانستند که مسیح، شخص نابینایی را شفا داد. آنان مردی را که شفا یافته بود، بازداشت کردند. آن مرد در جمع رهبران مذهبی گفت:"اگر این شخص از طرف خدا نبود، چطور می توانست مرا شفا دهد؟" (فصل 9 آیه 33).
رهبران مذهبی او را از کنیسه اخراج کردند. در آخرین آیات فصل نهم، عیسی علمای مذهبی را کوردل نامید (آیات 39- 41) و در فصل دهم، بلافاصله بعد از این که به فریسیان، کوری روحانی شان را گوشتزد کرد، شروع به حکایت در مورد شبان نیکو و گوسفندان واقعی نمود.
در دوران باستان، آغل گوسفندان فقط دارای یک در بود. بعد از آن که گوسفندان وارد آغل می شدند، در بسته می شد. صبح روز بعد، چوپان در را باز کرده و گوسفندان را صدا می زد. گوسفندان با تشخیص صدای چوپان، او را دنبال می کردند. اگر دزدی سعی می کرد که در شب وارد آغل شود، می بایست از روی دیوار حصاردار وارد شود. علاوه بر این، گوسفندان صدای شخص غریبه را نمی شناختند و در نتیجه ناراحت و مضطرب می شدند.
در آیه هشتم، مسیح می فرماید:"گوسفندان واقعی به سخنان آن ها گوش ندادند!" که اشاره او به پیروان واقعی او از جمله مردی که شفا یافته بود، می باشد. بنابراین، دزد، نمادی از رهبران مذهبی ریاکار بود. مسیح به عملکرد دزد اشاره می کند:"کار دزد این است که بدزدد، بکشد و نابود کند" (آیه 10). پیامبران الهی دارای چنین خصوصیاتی نبوده اند.
مقصود مسیح از "دیگران که پیش از من آمدند" رهبران مذهبی یهود بود که زیر نفوذ شیطان قرار داشتند. این رهبران کوردل، شبانان حقیقی نبودند. عیسی خطاب به رهبران مذهبی یهود گفت:"خون مردم بی گناهی که شهید شده اند، به گردن شما خواهد بود، از هابیل معصوم گرفته تا زکریا که او را در داخل خانه خدا، بین عبادتگاه و قربانگاه کشتید" (متی فصل 23 آیه 35). عیسی علمای مذهبی یهود را محکوم کرد، چون ظاهری مقدس و پرهیزکار داشتند، اما باطن آن ها سرشار از گناه و طمع بود.
هم چنین اشاره مسیح به افراد سیاسی نیز بود که وعده های آزادی به قوم اسرائیل داده بودند و رهبری شورش هایی را بر عهده داشتند که همگی به شکست انجامید (اعمال رسولان فصل 5 آیات 36- 37 و فصل 21 آیه 38).

اشتراک در:
پستها (Atom)
