۱۳۹۵ تیر ۱۸, جمعه

"جانوران وحشی" که یک چهارم ساکنان زمین را به قتل می رسانند، چه کسانی هستند؟ (مکاشفه فصل 6 آیه 8)

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
در دوران آخر، خداوند مردم شریر را به روش های مختلف از جمله قحطی، بیماری و جنگ مجازات می کند. در مکاشفه فصل 6 آیه 8 به جانوران وحشی اشاره می شود که یک چهارم از ساکنان زمین نابود می کنند. آیا مقصود این آیه از جانوران "حیات وحش" است؟ خیر.
مکاشفه، کتابی سمبولیک است و جانوران نمادی از افراد شریر و تحت تسلط شیطان می باشند. مفسران کتاب مقدس معتقدند که جانوران وحشی سمبول تروریست هستند. تروریست ها در گروه های نظامی / چریکی امنیت جهان را تهدید کرده و عده زیادی را به قتل می رساندند. این جانوران با دو جانوری که در فصل 13 مکاشفه ظاهر می شوند (دجال و نبی کاذب)، قدرت شیطان را به نمایش می گذارند.
گروه های تروریستی سبب جنگ، قحطی و بیماری می شوند. این عوامل فرصتی را فراهم می کنند تا مردم تحت فشار قرار گرفته، توبه کرده و به سوی خدا بازگشت کنند.
هم چنین شرایط ترور و وحشت، به آگاهی و هوشیاری مردم کمک می کند تا با ایدئولوژی و نگرش های غلط کاملا آشنا شوند. در قرن گذشته، دیدگاه های هیتلر و استالین سبب مرگ ده ها میلیون نفر شد. امروزه کم تر کسی به ادعاهای مارکس و هیتلر توجه دارد.
به عبارت دیگر، هدف خدا از مجازات ساکنان زمین، هوشیاری مردم و توبه آنان است.

۱۳۹۵ تیر ۱۵, سه‌شنبه

مقصود مسیح از "در مقابل در ایستاده، آن را می کوبم" چیست؟ (مکاشفه فصل 3 آیه 20)



دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مسیح به کلیسای لائودیکیه چنین پیام داد:" اینک بر در ایستاده می کوبم. هر که صدای مرا بشنود و در را بگشاید، داخل شده و با او دوستی دائمی برقرار خواهم کرد و او نیز با من" (مکاشفه فصل 3 آیه 20).
ما معمولا این آیه را برای بی ایمانان به کار می بریم. اما چرا مسیح به یک کلیسا چنین پیامی می دهد؟
لائودیکیه شهری بود در آسیای صغیر که امروزه ترکیه نامیده می شود. این شهرکه توسط سلسله یونانی "سلوکیه" در حدود 250 قبل از میلاد بنا شد، بعدها جزء قلمرو امپراطوری روم گردید. در زمان رومی ها، لائودیکیه از نظر تجاری بسیار پیشرفت کرد.
طبق روایت تاریخ، در سال 50 میلادی زلزله ای شهر لاودیکیه را ویران کرد. دولت روم تصمیم گرفت این شهر را بازسازی کند، ولی اهالی آن کمک امپراطور را نپذیرفتند و با هزینه خودشان شهر را دوباره بنا کردند. بدین سان، عبارت معروفی را بر سر زبان ها انداخت:"مردم لائودیکیه، نه از انسان کمک می گیرند و نه از خدا."
موقعیت جغرافیایی این شهر آن را به مرکز مهم تجاری میان شهرها و ملل مختلف تبدیل کرده بود. علاوه بر آن که در اطراف شهر زمین های حاصلخیزی وجود داشت.
از آن جا که مردم لائودیکیه در رفاه و آسایش به سر می بردند، نیازی به خدا نداشتند. این طرز تفکر به کلیسای این شهر نیز راه یافته بود. از پیام مسیح درمی یابیم که اتکاء به خودشان به جای توکل و اعتماد به خدا در میان اعضاء کلیسا وجود داشت. در نتیجه از وضعیت روحانی رضایتبخشی برخودار نبودند. بی خبری و ناآگاهی کلیسا از وضعیتش (آیات 17- 18)، آن را به شرایط وحشتناکی سوق می داد.
مسیح در پیامش از این کلیسا تقدیر نکرد. با این توصیف، او همچنان به این کلیسا وفادار بود. بنابراین به خطاب کلیسای لائودیکیه گفت:" اینک بر در ایستاده می کوبم. هر که صدای مرا بشنود و در را بگشاید، داخل شده و با او دوستی دائمی برقرار خواهم کرد و او نیز با من" (فصل 3 آیه 20).
با این توصیف، اکثر ایمانداران مسیحی این آیه را برای بشارت به غیرمسیحیان به کار می برند. هیچیک از مذاهب دنیا در مورد خدایی تعلیم نمی دهد که به سراغ هر انسان آمده و به او بگوید من می خواهم با تو دوست و صمیمی شوم. اما کتاب مقدس تعلیم می دهد خدای قادر مطلق، خالق و آفریننده مشتاق است دوست ما باشد. این حقیقت به شدت تکان دهنده است.
همان لحظه ای که مسیح بر روی صلیب بهای گناهان ما را پراداخت، پرده معبد که مظهر جدایی خدا و انسان بود، به طرز معجزه آسایی از بالا تا پایین پاره شد (متی فصل 27 آیه 51). کلام خدا می فرماید:" این ها همه از طرف خدایی است که توسط عیسی مسیح ما را که قبلا دشمن او بودیم، به دوستان خود مبدل کرده است" (دوم قرنتیان فصل 5 آیه 8).
خدا در قلب ما را می کوبد. اما برای وارد شدن به قلب ما به زور وارد نمی شود. او به اراده آزاد ما احترام می گذارد. خدا ما را آزاد گذاشته تا در باز کردن زندگی خود به روی او، خودمان تصمیم بگیریم.
اما واقعیت این است که مسیح نه تنها در قلب غیرمسیحیان، بلکه در قلب هر مسیحی را که به دلایلی در ضعف روحانی به سر می برد نیز می کوبد. وقتی خدا داخل شود، همه چیز را تغییر می دهد و فصل جدیدی در زندگی تان آغاز می شود. خدا می خواهد قسمت دوم زندگی تان تا ابد به مراتب عالی تر از قسمت اول زندگی تان باشد. این حقیقت عالی و عظیم انجیل مسیح است.





۱۳۹۵ تیر ۱۴, دوشنبه

آیا عیسی به پیامبران توهین کرد؟ (یوحنا فصل 10 آیه 8)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از ادعاهای مخالفان مسیحیت آن است که عيسي به پيامبران الهي توهين کرد وبا كمال بي احترامي آن ها را دزد و راهزن خطاب نمود (یوحنا فصل 10 آیه 8). آیا این ادعا صحیح است؟
نخست، یوحنا فصل 10 آیه 8 را مطالعه نموده و سپس بررسی آن را می کنیم:
"دیگران که پیش از من آمدند، همه دزد و راهزن بودند. به همین جهت، گوسفندان واقعی به سخنان آن ها گوش ندادند!"
مخالفان با سوءاستفاده از کتاب مقدس، مخاطبان خود را گمراه می سازند. نقل قول یک آیه از کتاب مقدس به طور ناقص یا بدون در نظر گرفتن کل متن، غالبا مفهومی کاملا اشتباه را ارائه می دهد. فصل دهم انجیل یوحنا با فصل نهم در ارتباط است. رهبران مذهبی یهود شاهد معجزه مسیح بودند و می دانستند که مسیح، شخص نابینایی را شفا داد. آنان مردی را که شفا یافته بود، بازداشت کردند. آن مرد در جمع رهبران مذهبی گفت:"اگر این شخص از طرف خدا نبود، چطور می توانست مرا شفا دهد؟" (فصل 9 آیه 33).
رهبران مذهبی او را از کنیسه اخراج کردند. در آخرین آیات فصل نهم، عیسی علمای مذهبی را کوردل نامید (آیات 39- 41) و در فصل دهم، بلافاصله بعد از این که به فریسیان، کوری روحانی شان را گوشتزد کرد، شروع به حکایت در مورد شبان نیکو و گوسفندان واقعی نمود.
در دوران باستان، آغل گوسفندان فقط دارای یک در بود. بعد از آن که گوسفندان وارد آغل می شدند، در بسته می شد. صبح روز بعد، چوپان در را باز کرده و گوسفندان را صدا می زد. گوسفندان با تشخیص صدای چوپان، او را دنبال می کردند. اگر دزدی سعی می کرد که در شب وارد آغل شود، می بایست از روی دیوار حصاردار وارد شود. علاوه بر این، گوسفندان صدای شخص غریبه را نمی شناختند و در نتیجه ناراحت و مضطرب می شدند.

در آیه هشتم، مسیح می فرماید:"گوسفندان واقعی به سخنان آن ها گوش ندادند!" که اشاره او به پیروان واقعی او از جمله مردی که شفا یافته بود، می باشد. بنابراین، دزد، نمادی از رهبران مذهبی ریاکار بود. مسیح به عملکرد دزد اشاره می کند:"کار دزد این است که بدزدد، بکشد و نابود کند" (آیه 10). پیامبران الهی دارای چنین خصوصیاتی نبوده اند.

مقصود مسیح از "دیگران که پیش از من آمدند" رهبران مذهبی یهود بود که زیر نفوذ شیطان قرار داشتند. این رهبران کوردل، شبانان حقیقی نبودند. عیسی خطاب به رهبران مذهبی یهود گفت:"خون مردم بی گناهی که شهید شده اند، به گردن شما خواهد بود، از هابیل معصوم گرفته تا زکریا که او را در داخل خانه خدا، بین عبادتگاه و قربانگاه کشتید" (متی فصل 23 آیه 35). عیسی علمای مذهبی یهود را محکوم کرد، چون ظاهری مقدس و پرهیزکار داشتند، اما باطن آن ها سرشار از گناه و طمع بود.
هم چنین اشاره مسیح به افراد سیاسی نیز بود که وعده های آزادی به قوم اسرائیل داده بودند و رهبری شورش هایی را بر عهده داشتند که همگی به شکست انجامید (اعمال رسولان فصل 5 آیات 36- 37 و فصل 21 آیه 38).





* اول تسالونیکیان۵: ۱۶_۱۸ همیشه شاد باشید. پیوسته دعا کنید. برای هر پیشامدی خدا را شکر کنید. زیرا این خواست خدا در خداوند ما عیسی از همه ماست. آمین آمین آمین


۱۳۹۵ تیر ۱۳, یکشنبه

سوال یکی از خوانندگان: در این وضعیت ترور و وحشت، خدا چرا کاری انجام نمی دهد؟ پاسخ: انسان عروسک کوکی خلق نشده. شما برای شخصی بیکار، شغلی پیدا می کنید. اگر آن شخص به محل کار نمی رود و وضعیت مالی اش بدتر می شود، آیا شما مقصر هستید؟ اگر کسی تخلف رانندگی کند، آیا مقصر اصلی اداره راهنمایی و رانندگی است؟ فجایع و اتفاقات ناگوار ما را نسبت به تعالیم و عواقب ایدئولوژی ها آگاه و هوشیار می کنند.در اوایل قرن گذشته دیدگاه های مارکس و هیتلر طرفدران زیادی داشت. امروزه کم تر کسی به آن عقاید توجه می کند. اگر خدا اجازه می داد حکومت های هیتلر و استالین تا امروز باقی بمانند، جهان در چه وضعیتی قرار داشت؟ شاید من و شما اکنون در جایی مانند سیبری یا اردوگاه های مخوف نظیر آشویتس به سر می بردیم و در انتظار اعدام با کوره آدم سوزی بودیم! خدا اجازه نداد در آن وضعیت زندگی کنیم. اگر هیتلر و استالین به تعالیم مسیح مبنی بر محبت به دیگران توجه داشتند، تاریخ شاهد فجایع دردناک نبود.