۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۱, جمعه

ادعای مخالفان: مسیح از پیروانش درخواست کرد که اگر به نام او زهر بنوشند نخواهند مرد!

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
از ادعاهای نادرست و بی اساس مخالفان مسیحیت آن است که مسیح از پیروانش درخواست کرد که اگر به نام او زهر بنوشند، نخواهند مرد!
ابتدا باید مرقس فصل 16 آیات 15- 18 را مطالعه و سپس بررسی کنیم:
مسیح قبل از صعود به آسمان به شاگردانش فرمود:"حال باید به سراسر دنیا بروید و پیغام انجیل را به مردم برسانید. کسانی که ایمان می آورند، با قدرت من ارواح پلید را از مردم بیرون خواهند کرد. اگر زهر کشنده ای بخورند یا مارها را بردارند، صدمه ای نخواهند دید".
در این آیات مسیح به شاگردانش ماموریت می دهد تا پیغام انجیل را به مردم سراسر جهان برسانند. او هرگز دستور نداد که با توسل به خشونت، جنگ و کشتار مخالفان مسیحیت، این ماموریت را انجام دهند. بر عکس از آنان می خواهد که روح های شریر را از مخالفان مسیحیان اخراج کنند! پولس چنین نوشت:"جنگ ما با انسان ها نیست، بلکه با موجودات نامرئی می جنگیم یعنی موجودات شیطانی و لشکرهای روح های شریر" (افسسیان فصل 6 آیه 12).
این موجودات انسان نیستند، بلکه فرشتگان سقوط کرده ای هستند که شیطان بر آن ها تسلط دارد. آن ها موجودات خیالی نیستند، بلکه واقعی هستند. زمانی که به مسیح ایمان می آوریم، این موجودات نامرئی دشمن ما می شوند و هر وسیله ای را به کار می برند تا ما را از مسیح دور سازند و دوباره اسیر گناه نمایند.
برای مغلوب کردن شیطان نیاز به روح القدس (روح خدا) داریم. وقتی به قدرت مافوق طبیعی الهی مجهز می شویم، نیروهای شریر هرگز موفق نخواهند شد بر ایمانداران مسیحی چیره شوند.
در ادامه، مسیح هرگز مدعی نشد که باید زهر بنوشید و به مار سمی دست بزنید. آدمی که عقل سلیم داشته باشد، چنین کارهای احمقانه ای نمی کند. او فرمود:"اگر زهر کشنده ای بخورند یا مارها را بردارند". به عبارت دیگر، اشاره مسیح به واقعه غیر مترقبه یا اقدام ناآگاهانه و غیر عمدی بود. برای مثال، پولس مشغول جمع آوری هیزم بود که ماری به دست او چسبید. عده ای از مسیحیان و غیرمسیحیان شاهد این اتفاق بودند که مار پولس را نگزید (اعمال رسولان فصل 28 آیات 3- 8).
در عهد جدید و تاریخ مسیحیت گزارش نشده که رسولان، پدران کلیسا و مسیحیان آگاهانه و با تعمد محلول سمی نوشیدند یا غذای سمی خوردند و زنده ماندند. بنابراین، مسیح از پیروانش درخواست نکرد که با نوشیدن زهر و دست زدن به مارهای سمی، خدا را آزمایش کنند. مسیح فرمود:"خداوند را بی جهت آزمایش نکن" (متی فصل 4 آیه 7).
به طور کلی، مقصود مسیح آن بود که در حین بشارت انجیل، از حمایت و پشتیبانی خداوند برخوردار خواهید بود. اگر ناآگاهانه سمی نوشیده شود یا ناگهان مار سمی ظاهر شده و نیش بزند، خدا قادر است آنان را شفا دهد.
با این توصیف، مسیح هرگز مدعی نشد که مسیحیان با جفا و مخالفت مواجه نخواهند شد. مسیح تاکید کرد که به خاطر پیروی از او، دستگیر زندانی و شکنجه شده و حتی اعدام خواهند شد (متی فصل 24 آیه 9).
این وقایع دردناک برای آزمایش ایمان و رشد روحانی و اثبات وفاداری به خداوند است. ایمانی که آزمایش نشود، ارزش ندارد و پیروی از آن کورکورانه است. به یاد داشته باشید: ایمان راستین همیشه مورد آزمایش قرار می گیرد. زیرا ایمانی که آزموده نشده باشد، قابل اعتماد نیست. خدا ما را امتحان می کند تا از ما انسان بهتری بسازد (تاج خار باید قبل از تاج جلال باشد)، اما شیطان ما را وسوسه می کند تا از ما انسان بدتری بسازد.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

مخالفان مسیحیت مدعی هستند مسیح اعتراف کرد که مخالف صلح و دوستی است و هدف او ایجاد جنگ و ناامنی در جوامع بشر است ( متی فصل 10 آیات 34- 36). آیا چنین اتهامی درست است؟



دفاعیات مسیحی
 
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
فصل دهم متی درباره اعزام شاگردان به ماموریت بشارتی توسط مسیح است. او به شاگردانش گوشتزد کرد برای جفا و آزار و اذیت که در انتظار آنان است، خود را آماده سازند. از آن جا که بسیاری از شاگردان عیسی، به خاطر مسیحی بودن، در معرض طرد شدن قرار داشتند، عیسی می بایست آن ها را برای رویارویی با این مشکلات و سختی ها آماده می کرد.
در فصل دهم، مسیح سه گروه را که با مسیحیان مخالفت خواهند کرد، معرفی می کند:
حکومت (آیه 18):"شما را به خاطر من، نزد فرماندهان و پادشاهان خواهند برد تا از شما بازجویی کنند"
اشخاص مذهبی (آیه 17):"مردم شما را دستگیر کرده، به محاکمه خواهند کشید و حتی در عبادتگاه ها شما را شلاق خواهند زد"
خانواده (آیه 21):"برادر، برادر خود را و پدر، فرزندش را تسلیم مرگ خواهد کرد. فرزندان بر ضد والدین برخاسته، آن ها را خواهند کشت"
مسیح می دانست کسانی که از او پیروی می کنند، دچار رنج و زحمت خواهند شد. آن ها به خاطر مسیح از سوی خانواده و دوستان طرد خواهند شد و بسیاری روابط خود را با آن ها قطع خواهند کرد. عده ای هم به خاطر ترس از جفا و سختی ها، با ایمانداران مسیحی روابط برقرار نمی کنند (یوحنا فصل 9 آیات 18- 23).
این نکته جای بسی تعجب دارد که خویشاوندان بی ایمان ترجیح می دهند فرزندشان لاابالی و بی بند و بار باشد، اما در اجتماع مقامی همچون شاگرد مسیح را نداشته باشد. این ادعای مسیح نشان می دهد که مخالفان مسیحیت همواره با مسیحیان در ستیز خواهند بود.
مسیح به فشارهای مخالفان نیز اشاره کرد:
یک. تهدید:"از آنان که شما را تهدید می کنند، نترسید، زیرا وقت آن خواهد رسید که هر حقیقتی آشکار گردد. توطئه های مخفی آنان نیز برای همه آشکار خواهد شد" (آیه 26)
دو.آسیب رساندن به بدن:"نترسید از کسانی که می توانند فقط بدن شما را بکشند، ولی نمی توانند به روح تان صدمه ای بزنند" (آیه 28)
سه. طرد شدن از سوی نزدیک ترین اشخاص:"برادر، برادر خود را و پدر، فرزندش را تسلیم مرگ خواهد کرد. فرزندان بر ضد والدین برخاسته، آن ها را خواهند کشت" (آیه 21)
از اخبار می شنویم که در نقاط مختلف دنیا، مخالفان خانه های مسیحیان را آتش می زنند و یا آنان را به خاطر بشارت انجیل به زندان می اندازند و حتی مسیحیان را به قتل می رسانند.

یکی از مواردی که هر شاگرد مسیح با آن روبرو است تجربه کردن تنش، کشمکش و طرد شدن از خانواده است. این تجربه ها اغلب تلخ تر از رویارویی با سایر موارد زندگی است. مسیح فرمود:هر که صلیب خود را برندارد و به دنبال من نیاید، شایسته من نیست (آیه 38). صلیب به معنای دست کشیدن از زندگی و همراهی با مسیح است.
در این آیات مسیح تعلیم نمی دهد که در واکنش به مخالفان مسیحیت، رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه را انتخاب کنیم و آنان را به قتل برسانیم. بلکه عیسی به نتایج و پیامد پیروی از خودش اشاره می کند.
در قرن اول میلادی، در سراسر امپراطوری روم، واژه خداوند برای قیصر روم به کار برده می شد. هنگامی که مردم به هم برمی خوردند، به عنوان سلام می گفتند:"قیصر خداوند است" و جواب چنین بود:"بله، قیصر خداوند است." در نتیجه، مسیحیان دچار مشکل می شدند. وقتی با این عبارت که "قیصر خداوند است" به آن ها سلام کرده می شد، در جواب می گفتند:"خیر، عیسی مسیح خداوند است" و این جواب بلافاصله موجب دردسرشان می شد. نه به این دلیل که قیصر به عیسی حسادت می ورزید، بلکه قضیه از این عمیق تر بود.
قیصر متوجه شده بود که مسیحیان به شخص دیگر، غیر از او سپرده اند. به عبارت دیگر، عیسی مسیح در زندگی آن ها بیشتر ارزش داشت. پیام مسیحیان به قیصر چنین بود:"جناب قیصر، تو می توانی در پاره ای از مسائل، روی ما حساب کنی. ولی اگر ما مجبور به انتخاب بین دو نفر بشویم، جانب مسیح را خواهیم گرفت. زیرا زندگی خود را به او سپرده ایم و او برای ما در زندگی مهم ترین شخص است. او خداوند و ارباب است، یعنی مهم ترین کسی که بر زندگی ما اختیار تام دارد."
در نتیجه شکنجه مسیحیان توسط نرون (64- 67 میلادی) در روم و اطراف آن آغاز شد. سایر دشمنان مسیحیت نیز در سراسر امپراطوری روم، به تقلید از نرون و به بهانه شکنجه، شروع به سوءاستفاده کردند. پطرس در نامه خود اشاره می کند که کلیسا در جهان دچار جفا و آزار و اذیت شده است:"مسیحیان در تمام دنیا با چنین مصائبی مواجه می باشند" (اول پطرس فصل 5 آیه 9).
شیطان مانند شیر درنده ای به مسیحیان حمله کرده بود: مسیحیان شب هنگام، در باغ های نرون سوزانیده می شدند. برخی عقیده دارند که پطرس اولین نامه اش را درست پس از شهادت پولس به رشته تحریر درآورد (66 میلادی) و آن را توسط سیلاس (فصل 5 آیه 12) که یکی از همکاران پولس بود، به کلیساهایی که پولس بنیانگزاری کرده بود، فرستاد تا آن ها را در تحمل زحمات تشویق نماید.
مسیح فرمود:"گمان نکنید که آمده ام صلح و آرامش را بر زمین برقرار سازم. نه، من آمده ام تا شمشیر را برقرار نمایم. من آمده ام تا پسر را از پدر جدا کنم، دختر را از مادر و عروس را از مادر شوهر. به طوری که دشمنان هر شخص، اهل خانه او خواهند بود" (آیات 34- 36).
عیسی نیامد تا صلح سطحی و ظاهری برقرار نماید. او نمی خواست اختلاف ها پوشانده شوند و مردم با تظاهر و ریاکاری به یکدیگر لبخند بزنند. تاریخ نشان داده که این گونه صلح و آرامش، دوام کوتاهی دارد و سرانجام به شورش و انقلاب انجامیده است. بین کسانی که پیروی عیسی را برمی گزینند و کسانی که او را رد می کنند، اختلاف نظر وجود خواهد داشت. بنابراین تا زمانی که مسیحیان در این دنیا به سر می برند، رنج و سختی را متحمل خواهند شد.
در خانواده نیز مسیح افراد را به تصمیم گیری وادار می کند: از عیسی پیروی کنند یا اعتقادات اعضای خانواده؟ معیارها، اخلاقیات، اهداف و مقاصد تازه ایماندار مسیحی به طور حتم او را از اعضای خانواده و دوستان متمایز می کند. در واقع، عیسی کسانی را که به او ایمان دارند از افرادی که به او اعتقاد ندارند، جدا کرده است. مسیح فرمود:"من شما را از جهان برگزیده ام، از این سبب، جهان با شما دشمنی دارد" (یوحنا فصل 15 آیه 19).
همان طور که شمشیر، چیزها را به دو نیم تبدیل می کند، کلام عیسی نیز ایمانداران را از بی ایمانان جدا می سازد:"کلام خدا زنده و با نفوذ است و برنده تر از هر شمشیر تیزی است، زیرا افکار پنهانی و نیت های مخفی را می شکافد و ما را آن چنان که هستیم، به خودمان نشان می دهد" (عبرانیان فصل 4 آیه 12). ما نمی توانیم در آن واحد، هم از مسیح پیروی کنیم و هم از دنیا. خدا باید در الویت زندگی ما قرار داشته باشد

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

چگونه ایلعاذر در حالی که با کفن پیچیده شده بود، از قبر خارج شد؟ (یوحنا فصل 11 آیه 44)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
انجیل یوحنا گزارش می دهد که ایلعاذر توسط مسیح زنده شد و او با کفن که به دورش پیچیده شده بود، از قبر خارج گردید (فصل 11 آیه 44). آیا شخصی که پارچه دست و پایش را بسته است، می تواند راه برود؟
طبق گزارش های یهودیان در دوران باستان، کفن به صورت نوار بلند از شانه تا کمر جسد کاملا سفت و محکم پیچیده می شد. پاها نیز به طور جداگانه پیچیده می شد. روی صورت دستمالی قرار داشت.
بنابراین بعد از زنده شدن ایلعاذر، بدنش نمی توانست در زیر کفن تکان خورده و حرکت کند. تردیدی نیست که کفن توسط معجزه خداوند، شل گردید و ایلعاذر توانست از قبر خارج شود.
طبق گزارش یوحنا، این معجزه در خفا و دور از چشم مردم انجام نشد، بلکه عده ای در کنار عیسی شاهد زنده شدن ایلعاذر و خروج او از قبر بودند.
در آن زمان، قبرها مانند غار بودند که در دل تپه ها قرار داشتند. این قبرها آنقدر بزرگ بود که شخص می توانست داخل آن راه برود. معمولا چندین جسد را در یک قبر می گذاشتند.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه

آیا می توان به چهار انجیل اعتماد کرد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان ادعا می کنند چهار انجیل نه فقط با یکدیگر در تضاد هستند، بلکه شواهد تاریخی نیز گزارش های اناجیل را تایید نمی کند! آیا چنین ادعایی درست است؟
چهار انجیل گزارش می دهند:
یک. مسیح در قرن اول میلادی در سرزمین اسرائیل ظهور کرد.
دو. او ادعای خدایی کرد و ملکوت خدا را بشارت داد.
سه. عده ای شاگرد و پیرو او شدند.
چهار. او در حضور مردم معجزاتی را انجام داد.
پنج. رهبران مذهبی یهود بر علیه عیسی بودند و او را به کفرگویی متهم کردند.
شش. در زمان پیلاطس (فرماندار رومی در اورشلیم) محاکمه شد.
هفت. مصلوب شد.
شش. روز سوم زنده شد.
هفت. به آسمان صعود کرد.
شواهد تاریخی
حتی اگر نوشته های عهد جدید را در دست نداشتیم، می توانستیم از آثار غیر مسیحی نظیر تلمود (روایات یهودیان) و نوشته های مورخین یهودی، یونانی و رومی مانند یوسفوس، تاسیتوس، پلینی، فلاویوس، تالوس، لوسیان، فلگون... نتیجه بگیریم:
یک. عیسی یک معلم یهودی بود.
دو. بسیاری مشاهده کرده اند که مسیح معجزات شفا، زنده کردن مردگان و اخراج ارواح پلید را انجام داده است.
سه. او از سوی رهبران یهود رد شد.
چهار. در دوره پنطیوس پیلاطس یعنی زمانی که امپراطور روم طیبریوس بود، مسیح مصلوب شد.
پنج. او از مردگان زنده شد. پیروان او در امپراطوری روم پراکنده شده اند.
شش. در قرن اول میلادی، مردم از همه اقشار شهر و روستا، زن و مرد، برده و آزاد، مسیح را همچون خدا پرستش می کردند.
این شواهد موجود در موزه ها، نشان می دهد عیسی واقعا در میان انسان ها زیست و کارهای خارق العاده به ظهور رساند.
روایات چهار انجیل افسانه نیست، بلکه زندگی واقعی را گزارش می کنند.
یک. اگر اناجیل را با نگرش ادبی بررسی کنیم، درمی یابیم که چهار انجیل متعلق به سبک "داستان واقع گرا" است. اما مخالفان می پرسند که معجزات باورکردنی نیستند، چگونه اناجیل در چارچوب سبک واقع گرایی قرار می گیرد؟
الف. باید بدانیم که مورخین غیر مسیحی قرن اول میلادی، معجزات مسیح را تایید کردند.
ب. مخالفان کتاب مقدس به اولین پیش فرض تئوری تکامل ایمان دارند که می گوید مواد بی جان به مواد جاندار تبدیل شدند، یعنی تولید آنی، خودجوش و تصادفی صورت گرفت و بدین ترتیب عالم هستی شکل گرفت. بنابراین چرا آنان معجزه را توهم می دانند و معتقدند غیر قابل باور است؟
ج. کسانی که وجود خدا را انکار می کنند، معجزه را دروغ می پندارند، اما وقتی با ترس و لرز در امتحان موفق می شوند، می گویند:"معجزه بود!" یا اگر با هواپیمایی که نقص فنی دارد از یک شهر به شهر دیگر برسند، می گویند:"معجزه بود!" آن ها در زندگی خود اتفاقاتی را به یاد می آورند که از خطر مرگ حتمی یا دردسر و مخمصه رهانیده است. این گونه اتفاقات را "شانس" می نامند. اما در واقع محبت خداوند باعث نجات و رهایی آن ها بوده است.
دو. اناجیل نقاط ضعف شاگردان مسیح را ذکر کرده است. اگر گزارش ها افسانه بود، هرگز به نقاط ضعف شاگردان اشاره نمی گردید. برای مثال، مسیح از شاگردانش پرسید:"چرا اینقدر ترسیده بودید؟ آیا هنوز ایمان ندارید؟" (مرقس فصل 4 آیه 40).
مسیح به پطرس گفت:"تو با دید انسانی نگاه می کنی و نه با دید خدایی" (مرقس فصل 8 آیه 33). مسیح دید که سه شاگرد به جای دعا در خواب هستند. از آن ها پرسید:"خواب هستید؟ حتی نتوانستید یک ساعت با من بیدار بمانید؟" (مرقس فصل 14 آیه 37). پطرس ترسید و انکار کرد که شاگرد مسیح است (مرقس فصل 14 آیات 66- 72).
این مثال ها نشان می دهند که گزارش اناجیل واقع گرا است و ایمانداران مسیحی باید فقط به خدا اتکاء و اعتماد کنند.
سوم. اناجیل نگرش انسانی مردم را در مورد عیسی روایت کرده اند: عیسی به دلیل مشغله زیاد، فرصت غذا خوردن نداشت. نزدیکانش فکر کردند که او عقلش را از دست داده است. بنابراین تصمیم گرفتند او را به خانه ببرند! (مرقس فصل 3 آیات 20- 21). مسیح نتوانست در شهر ناصره معجزه بزرگی کند، زیرا مردم به او ایمان نداشتند (مرقس فصل 6 آیه 5). اضطراب و پریشانی عمیقی بر مسیح مستولی شد (مرقس فصل 14 آیات 33- 34).
چهارم. اناجیل شامل گزارش های زیادی از شاهدان عینی است: مسیح به مردم فرمود روی چمن ها بنشینند (مرقس فصل 6 آیه 39). مسیح به شاگردانش گفت:"شخصی را خواهید دید که به طرف شما می آید. او یک کوزه آب هم در دست دارد. به دنبال او بروید" (مرقس فصل 14 آیه 3). جوانی چادری بر خود انداخته بود. وقتی سعی کردند او را دستگیر کنند، چادر را در دست آن ها رها کرد و پا به فرار گذاشت (مرقس فصل 14 آیات 51- 52). سربازان در راه به شخصی برخوردند که نام او "شمعون" اهل قیروان بود و پدر اسکندر و روفس بود" (مرقس فصل 15 آیه 21). این مثال ها نقل قول شاهدان عینی است.
پنج. نام شاگردان مسیح از اسامی رایج در سرزمین اسرائیل بود.
شش. اسامی مکان ها و شهرهای مذکور در اناجیل توسط باستان شناسان و نقشه های جغرافیای تایید شده است.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۴, جمعه

* من فقط یک اصل کلی رو به تک تک شما عزیزان اعلام میکنم.... اونم اینکه مطمئن باشید خواندگی هر شخص مسیحی هر چیزی که هست یا نیست درجه اول نیست.... درجه اول برای زندگی یک مسیحی و خواندگی اصلی و عمومی و همگانی که نباید بهش شک کرد و حتی ازش فرار کرد ؛ تنها و تنها ((( محبت به همه مردم ))) است و این نه تنها خواندگی بلکه حکم اصلی در زندگی هر ایمانداره. پس زیاد هم نیاز نیست در پی کشف خواندگی هامون باشیم .چرا که با درک محبت خدا که برای ما چه کرد و دریافت اون و اعلام و ابراز این محبت ،اتوماتیک وار خواندگی نهفته شده در ما آشکار میشه و شروع به کار میکنه.چنان شروع به کار میکنه که نمیشه جلوش رو گرفت.... محبت داشتن و محبت کردن و ابراز محبت و خرج کردن محبت بدون شرط و قید و بند به همه مردم...چه ایماندار و چه بی ایمانان و حتی دشمنان ...خواندگی دوم و یا سوم و یا چندم ما رو آشکار میکنه . پس محبت رو با تعریفی که در اول قرنتیان فصل 13 هست درک کنید و تمرین کنیم و برای خداوند بدرخشیم... آمین

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه

اشعيا 50 : 11« هان جميع شما كه آتش مي افروزيد و كمر خود را به مشعل ها مي بنديد در روشنائي آتش خويش و در مشعل هائي كه خود افروخته ايد سالك باشيد اما اين از دست من به شما خواهد رسيد كه در اندوه خواهيد بود . » نگاه من به آیه: چه هشدار شديدي است به آناني كه در تاريكي راه مي روند اما مي خواهند با تلاش هاي خود از آن ميان بيرون بيايند. اينها مانند كساني هستند كه در نوري كه خود افروخته اند راه مي روند . اين به آن معناست كه هر گاه ما در آزمايش هاي سخت و تاريك هستيم تلاش مي كنيم بدون تكيه بر خداوند چاره اي بينديشيم . به جاي آنكه بسپاريم تا خداوند عمل كند ، خودمان دست به كار مي شويم . به منطق خود و يا به دوستان خويش اعتماد مي كنيم و حاضر به پذيرفتن هرگونه راه حلي هستيم كه شايد هرگز از طرف خدا نباشد. همه اين ها آتش هائي است كه ما با عجله افروخته ايم و ما را به سوي باتلاق مي برند . خداوند اجازه مي دهد اين كار را بكنيم ، اما مي داند كه آخرش درد و رنج و زيان و ضرر است . دوست عزيز، در موقعيت هاي سخت سعي نكن با تلاش هاي خودت خلاص شوي . منتظر وقت و روش خدا باش. اين زحمات براي آن داده شده است تا درس هاي عالي بياموزي كه بيش از هر چيز به آنها نياز داري . تو مي تواني عقربه هاي ساعت را به دلخواه بچرخاني ، اما هرگز نمي تواني زمان را تغيير دهي . شايد سعي كني به انجام نقشه خدا سرعت ببخشي ، اما به كار او لطمه خواهي زد . مي تواني غنچه گل را پيش از وقت با دست باز كني ، اما با اين كار به آن آسيب خوهي رسانيد .... آمین