۱۳۹۴ اسفند ۱۴, جمعه

بررسی انجیل برنابا (بخش اول)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از پر فروش ترین کتاب ها در کشورهای اسلامی "انجیل برنابا" است. مسلمانان معتقدند که "انجیل برنابا" تنها انجیل اصلی و واقعی است که از تحریف و دستکاری مصون مانده است. ایده اصلی این کتاب آن است که مسیح خدا نیست و بر صلیب نمرد. به جای او یهودای اسخریوطی مصلوب شد.
"سوزان حنیف" در کتاب "آنچه همه باید درباره اسلام و مسلمانان بدانند" می گوید:" مطالعه انجیل برنابا برای هر جوینده حقیقت ضروری است." حنیف و هم چنین مسلمانان مدعی اند که حقایق مهمی درباره خدا و مسیح در این انجیل وجود دارد.
آیا "انجیل برنابا" انجیلی متعلق به قرن اول و نویسنده آن یکی از شاگردان مسیح بوده است؟
پیشینه کتاب
"انجیل برنابا" نخستین بار در سال 1709 در هلند یافت شد. این نسخه به زبان ایتالیایی بود با زیر نویس ضعیف عربی. منبع این انجیل ناشناخته است. نسخه مذکور پس از آن که میان پادشاهان و شاهزاده های اروپایی دست به دست شد به وین رسید. هم اکنون این نسخه در موزه امپریال وین (پایتخت اتریش) نگه داری می شود.
در سال 1734 "جرج سیل" قرآن را از عربی به انگلیسی ترجمه کرد. او در مقدمه اش به نسخه اسپانیولی انجیل برنابا اشاره نمود. اگرچه نسخه اسپانیولی آن یافت نشده، اما آنچه درباره این نسخه می دانیم، همان اطلاعاتی است که "جرج سیل" نوشته است. او می گوید که انجیل برنابا از زبان ایتالیایی به زبان اسپانیولی توسط یک مسلمان به نام "مصطفی آراندا" (یا اهل "آراند") ترجمه شد ("آراندا" نام شهری در اسپانیا است).
او می افزاید مسلمانان ادعا می کنند هنگامی که پاپ سیکتوس پنجم (1585- 1590 میلادی) چرت می زد، نسخه ایتالیایی انجیل برنابا توسط یک راهب به نام "مارینو" از کتابخانه سرقت شد. راهب بعد از خواندن این انجیل به دین اسلام گروید. از آن زمان به بعد مسلمانان بر این باورند که تنها نسخه اصلی انجیل همان است که راهب مسیحی سرقت کرد!
در سال 1907 "لورا و لانسیدل رگ" برای اولین بار انجیل برنابا را به انگلیسی ترجمه کردند و با 70 صفحه مقدمه به چاپ رساندند. مترجم های انگلیسی در مقدمه شرح دادند که کارشناسان به چه دلایلی این اثر را جعلی و متعلق به قرون وسطی می دانند. بعدها که انجیل برنابا به عربی، اردو و سایر زبان ها ترجمه گردید، مقدمه مترجم های انگلیسی حذف شد.
در سال 1973 ترجمه انگلیسی لورا و لانسیدل رگ در پاکستان تجدید چاپ شد که فاقد آن مقدمه 70 صفحه ای بود.
شواهد تاریخی
مسیحیان و کارشناسان می گویند که "انجیل برنابا" در زمان رسولان و پدران کلیسا و شاگردان آنان وجود نداشته و هیچ گونه اشاره ای به این انجیل نشده است. اما مسلمانان مدعی اند که در دوران ایرنیوس (از پدران کلیسا- 130- 200 میلادی) نسخه خطی این انجیل وجود داشته است.
حتی می گویند که ایرنیوس در تایید نظرات خود، نقل قول هایی از انجیل برنابا به عمل آورده است. اما وقتی کارشناسان و محققان این ادعا را بررسی کردند، متوجه شدند که ایرنیوس در نوشته های خود از "رساله برنابا" نقل قول می کند و نه "انجیل برنابا" (رساله یعنی نامه ای که به تشریح تعالیم می پردازد، در حالی که انجیل شرح زندگی عیسی است).
انجیل برنابا تا قبل از قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی هر گز مورد اشاره محققان و مورخان مسیحی و مسلمان قرار نگرفته و بدون شک اگر چنین کتابی در دوران قبل از قرن پانزدهم وجود داشت، حداقل اشاراتی به آن می کردند.
شواهد تاریخ اسلام
احادیث اسلامی شرح می دهند که هیئت های مسیحی برای بحث و گفتگو نزد پیامبر اسلام می آمدند. یک بار گروهی متشکل از شصت نفر به رهبری اسقف نجران در مسجد مدینه با پیامبر دیدار کردند. این ملاقات بهترین فرصتی بود تا به انجیل برنابا اشاره شود، اما احادیث اسلامی به نام انجیل اشاره ای نمی کنند.
در قرآن نیز هیچ گونه اشاره ای به انجیل برنابا نشده است. قرآن هرگز به مسیحیان توصیه نکرد که به جای چهار انجیل (متی، مرقس، لوقا و یوحنا)، انجیل برنابا را مطالعه کنند.
اسقف تیموتاوس (وفات 823 میلادی) که دوران خدمت کلیسایی اش هم زمان با حکومت عباسیان در بغداد بود، در جلسات بحث و مناظره با مسلمانان، فقط به چهار انجیل اشاره کرد. در طی این دوران، مسلمانان نیز از انجیل برنابا سخنی به میان نیاوردند.
در کتاب "الفهرست" اثر "ابوالفرج محمد ابن اسحاق الندیم" (935- 990 میلادی)، لیست طولانی از کتاب ها و نویسندگان آن دوران ارائه داده، ازجمله تمام کتاب هایی که کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید) را تشکیل می دهند، اما به انجیل برنابا اشاره نشده است.
جالب است بدانید که مسلمانان قرن ها بر اسپانیا حکومت کردند (756- 1492 میلادی). آنان مناظره و بحث های فراوانی با مسیحیان انجام می دادند. در طی این دوران، مسلمانان هرگز از انجیل برنابا به عنوان مدرک و سند تاریخی بر علیه اعتقادات مسیحی استفاده نکردند.
در این دوران نویسندگان، مورخان و فلاسفه مسلمان بسیاری زندگی می کردند. به عنوان مثال، فارابی (وفات 950 میلادی)، مسعودی (وفات 956 میلادی)، قندی (وفات 961)، ابن حزم (وفات 1063 میلادی – او اولین مسلمانی بود که ادعا کرد کتاب مقدس تحریف شده).
ابن تیمیا (وفات 1328 میلادی)، حاجی خلیفه (وفات 1657 میلادی)، غزالی (وفات 1111 میلادی)، ابوالعباس عارف (وفات 1141 میلادی)، ابن رشد (وفات 1198 میلادی)، محی الدین ابن عربی (وفات 1240 میلادی)، ابن خلدون (وفات 1406 میلادی). هیچکدام از افراد مذکور به انجیل برنابا اشاره نکرده اند.
علاوه بر این، صرفنظر از اصالت و اعتبار انجیل برنابا، چنانچه این کتاب وجود داشت، قطعا مورد اشاره و نقل قول کسی یا اشخاصی قرار می گرفت. ولی هیچکس تا قبل از قرن پانزدهم ذکری از این انجیل به میان نیاورده است. آیا می توان به آسانی باور کرد که انجیل برنابا تا قبل از قرن چهاردهم یا پانزدهم وجود داشته است؟
زمان نگارش
قدیمی ترین نسخه از انجیل برنابا که به دست کارشناسان و محققان رسیده، مربوط به قرن پانزدهم و شانزدهم میلادی است، یعنی حدود 1400 بعد از دوران برنابا. ظاهر فیزیکی نسخه خطی انجیل برنابا که امروز در دسترس است، با توجه به نحوه صحافی و سبک نگارش و واژگان، حاکی از آن است که بین سال های 1500- 1590 نوشته شده است.
اما مستندترین سندی که زمان تقریبی نگارش را آشکار می سازد، در فصل های 82- 83 این انجیل یافت می شود. خدا در عهد عتیق به قوم اسرائیل امر کرد که سال یوبیل را نگاه دارند (لاویان فصل 25 آیات 8- 55). در اشاره به سال یوبیل (هر پنجاه سال یک بار زمین ها کشت نمی شدند، برده ها آزاد می شدند و ارث خانوادگی به کسانی که ارث خود را از بخت بد از دست داده بودند، بازگردانیده می شد)، انجیل برنابا می گوید که سال یوبیل هر صد سال یک بار انجام می شود. در حالی که پیش از قرن چهاردهم میلادی، سال یوبیل هر پنجاه سال مرسوم بود. بیانیه پاپ وقت مبنی بر تغییر بزرگداشت سال یوبیل از پنجاه سال به صد سال در سال 1343 میلادی صادر شد.
نویسنده انجیل برنابا وقتی درباره "یوبیل صد ساله" سخن می گوید، فورا این فکر به ذهن می رسد که او از بیانیه پاپ بونیفاس کاملا آگاهی داشته است. نویسنده تصور کرده بود که سال یوبیل را عیسی مقرر کرده است. در حالی که این حکم فقط در عهد عتیق یافت می شود.
هم چنین در این کتاب، چندین نقل قول از دانته (شاعر و نویسنده ایتالیایی- 1265- 1321 میلادی) وجود دارد. برای مثال نویسنده از اصطلاحات معروف دانته یعنی "خدایان دروغین و دروغگو" در فصل های 23، 78 و 217 استفاده کرده که نه در کتاب مقدس یافت می شود و نه در قرآن.
جالب است بدانید توصیف جهنم در انجیل برنابا بسیار شبیه به اثر معروف دانته، "کمدی الهی" است. در فصل های 52، 57 و 178 این انجیل ذکر شده که 9 آسمان و 10 جهنم وجود دارد. ادعایی که دانته در کمدی الهی مطرح کرده است. این تعلیم در کتاب مقدس و قرآن یافت نمی شود. قرآن تعلیم می دهد که فقط هفت آسمان وجود دارد (سوره بقره آیه 29). در کتاب مقدس به سه آسمان اشاره شده: اتمسفر (پیدایش فصل 7 آیه 11)، فضای خارج از سیاره زمین (پیدایش فصل 15 آیه 5) و آسمان سوم که بهشت و جایگاه خداوند است (دوم قرنتیان فصل 12 آیات 1- 4).
دانته در دوران پاپ بونیفاس زندگی می کرد. او نوشتن "کمدی الهی" را از سال 1300 آغاز نمود.
در این انجیل عناصر دیگری متعلق به قرون وسطی یافت می شود. در فصل 194 روایت شده که خانواده ایلعاذر ارباب یا حاکم دو شهرک بودند: مجدلیه و بیت عنیا. در قرن اول میلادی، سرزمین اسرائیل را رومی ها تحت اشغال داشتند، لذا سیستمی تحت عنوان "حاکم" وجود نداشت. این اشاره حاکی از نظام فئودالی است که در قرون وسطی متداول بود.
اشاره به بشکه های چوبی شراب (که در قرون وسطی متداول بود) نیز از خطاهای نویسنده است. در قرن اول میلادی شراب در مشک ها (پوست حیوانات) و خمره های سنگی نگه داری می شدند.

۱۳۹۴ اسفند ۱۳, پنجشنبه

آیا ایمانداران مسیحی می توانند کارهای بزرگ تر از مسیح انجام دهند؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مسیح ساعاتی قبل از دستگیری، به شاگردانش چنین گفت:"هر که به من ایمان بیاورد، می تواند همان کارهایی را بکند که من کرده ام و حتی بزرگ تر از این ها بکند" (یوحنا فصل 14 آیه 12). عده ای می پرسند: آیا چنین چیزی ممکن است؟
هدف مسیح فقط محدود به آزادی بشر از قلمرو گناه نیست، بلکه می خواهد از طریق ایمانداران مسیحی کارهای برجسته ای انجام دهد. برخی بر این باورند که انجام کارهای بزرگ محدود است به مسیح، انبیا و احتمالا کشیش ها! ولی مسیح چنین تعلیم نداد و محدودیت قائل نشد.
آن ها معتقدند کارهای بزرگ تر به معنای انجام معجزات عظیم است، ولی مسیح چنین تعلیم نداد و محدودیت قائل نشد. پولس این سئوالات را پرسید:"آیا در کلیسا همه رسول هستند؟ آیا همه نبی هستند؟ آیا همه معلم هستند؟ آیا همه می توانند معجزه کنند؟ آیا همه عطای شفا دارند؟ (اول قرنتیان فصل 12 آیات 29- 30). پاسخ سئوالات منفی است.
آیا همه می توانند مانند مسیح به پنج هزار نفر غذا بدهند؟ آیا همه می توانند مانند مسیح، طوفان دریا را آرام سازند؟ آیا همه می توانند مانند مسیح از راه دور مردم را شفا دهند؟
در متن یوحنا از کلمه "ارگون" برای "کارها" کار رفته، که به معنای "عمل و خدمت" است و نه معجزات. این واژه برای فعالیت کارگران استفاده می گردید. به عبارت دیگر، مقصود مسیح معجزات بزرگ تر نبود، بلکه فعالیت و خدمات بزرگ تر بود که معجزات هم شامل آن می گردید.
مسیح می بایست نزد پدر برود. از این به بعد، روح القدس (روح خدا) باید اداره امور را در اختیار می گرفت. شاگردان با قدرت روح القدس موفق شدند در یک روز به هزاران نفر بشارت دهند (اعمال رسولان فصل 2). این تعداد بیش از کسانی بودند که در دوران خدمت مسیح، ایمان آوردند. آن ها معجزاتی مانند مسیح انجام دادند. مثلا پطرس، زنی را زنده کرد (اعمال رسولان فصل 9 آیات 36- 42). در انجیل یوحنا فصل های 14- 16 مسیح روح القدس و مزایای آن را شرح می دهد.
رسولان با قدرت روح القدس خبر خوش ملکوت خدا را به خارج از مرزهای اسرائیل و به قاره های اروپا، آفریقا و آسیا رساندند. کلیساهای زیادی تاسیس شد و اناجیل و رسالات به رشته تحریر درآمد. گسترش مسیحیت، زنگ خطر را برای امپراطوری روم به صدا درآورد. دولت روم تصمیم راسخ گرفت تا مسیحیت را کاملا ریشه کن سازد (اعمال رسولان فصل 28 آیه 22). اما نقشه سران روم به شکست منجر شد و بیش از 18 قرن است که اروپا به عنوان "قاره مسیحی" شناخته می شود.
پایه های الهیات و دفاعیات مسیحی توسط رسولان شکل گرفت، رشد کرد و تا امروز به عنوان اصول خلل ناپذیر باقی مانده است.
بنابراین، مقصود مسیح از کارهای بزرگ تر، جهان شمول شدن انجیل، نجات جان های بسیار از قلمرو گناه و تاسیس کلیساهای بسیار در سراسر جهان است. امروزه نیز شاگردان عیسی به واسطۀ قدرت روح‌القدس هم چنان کارهایی بزرگ تر از کارهای مسیح انجام می‌دهند. این وعدۀ عیسی برای ما نیز هست:
از طریق کتاب، تلویزیون و شبکه های اجتماعی و وب سایت ها و بنیادها و سازمان های مسیحی پیام انجیل موعظه می شود. در قرون گذشته، کتاب مقدس به هزاران زبان ترجمه شد.




۱۳۹۴ اسفند ۱۲, چهارشنبه

مسيح در يكشب آرام به شاگردانش گفت سوار قايق تان شويد و قبل از من بطرف ديگر دريا برويد .مرقس ٦ : ٤٥ تا ٥٢ آنها در وسط راه به طوفان سختي برخوردند و از ترس غرق شدن فرياد ميكشيدند و با نااميدي ميگريستند.مشكل آنها چه بود؟ آیا مشكل طوفان و موجها بودند ؟ آیا مشكل نبودن عيسي در قايق بود ؟ آیا مشكل در نيمه راه بودن بود ؟ آیا مشكل كوچك بودن قايق بود ؟ نه مشكل هيچكدام از اينها نبود . مشكل اين بود كه آنها معني و منظور دستور عيسي مسيح را بخوبی درك نكرده بودند . مسيح گفت: قبل از من "بطرف ديگر دريا برويد" البته زنده و سالم زیرا با آنها در آنطرف دریا قرار ملاقات گذاشته بود و باید زنده به مقصد برسند مسيح نگفت: برويد و در وسط درياي طوفاني کشتی تان درهم بشکند خودتان هم غرق شويد و موجها جسد باد كرده تان را چند روز ديگر به ساحل برساند!!! در طوفانهاي زندگي لازم است يكبار ديگر دقيق تر به دعوت مسيح در مورد زندگي مان توجه كنيم و آنرا همانطور كه منظور مسيح بوده درك كرده و به آن اعتماد كنيم تا بتوانيم بر ترس و اضطرابهايمان غالب بياييم . جليل سپهر


۱۳۹۴ اسفند ۱۰, دوشنبه

پولس کیست؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
پولس یک یهودی غیرتمند و از رهبران یهود بود. او در شهر طرسوس متولد شده بود و در آن شهر بهترین تعلیمات دین یهود و علوم آن روزگار را فرا گرفت. در طرسوس دانشگاه معروفی واقع بود که فلسفه و فرهنگ رواقیون (مکتب خوداری و پرهیزکاری) در آن نفوذ زیادی داشت.
پولس مانند پدرش شهروند روم بود که در آن دوره امتیاز بزرگی بود. پولس با فرهنگ و تفکر یونانی کاملا آشنایی داشت.
او به زبان یونانی تسلط داشت و بارها استادی خود را در مباحثه و مناظره نشان داده بود.
اگر کسی بخواهد تغییر زندگی پولس را بفهمد، لازم است درک کند چرا او به شدت با مسیحیت دشمنی داشت. دلیل آن دشمنی، اعتقاد کامل او به شریعت یهود بود که نارضایتی او را نسبت به مسیح و کلیسای قرن اول میلادی تحریک می کرد.
پولس فردی بسیار مذهبی بود. در واقع او عضو فرقه فریسیان بود. عهد عتیق را می دانست و صادقانه اعتقاد داشت که جنبش مسیحی برای یهودیت خطرناک است. بنابراین از ایمان مسیحی نفرت داشت و با شقاوت، مسیحیان را شکنجه و آزار می داد.
رنجش پولس از پیام مسیحیت درباره مسیح به عنوان نجات دهنده بود. پولس معتقد بود که شریعت عامل نجات است. به عبارت دیگر، مسیحیت به قلب اعتقادات یهودی پولس حمله می کرد. بنابراین، نابودی مسیحیان هدف اصلی زندگی پولس گردید.
او مانند رهبران مذهبی یهود فکر می کرد که مسیح و شاگردانش پیروان شیطان هستند. این نکته در تلمود (روایات یهود) قرن اول میلادی ذکر شده که مسیح جادوگر بوده! در نتیجه، پیغام شاگردان عیسی که کم سواد بودند و از تحصیلات الهیات دین یهود نیز برخوردار نبودند، نمی توانست او را قانع سازد.
چرا شاگردان مسیح به پولس بشارت ندادند؟
ملاقات شاگردان با پولس که دشمن سرسخت مسیحیت بود، تقریبا غیرممکن بود، زیرا به محض مشاهده شاگردان، آن ها را دستگیر و روانه زندان می کرد! هم چنین پولس از مقامات شورای رهبری اسرائیل (سهندرین) بود، و یافتن و قرارملاقات با او چندان آسان به نظر نمی رسید.
ملاقات مسیح با پولس
او تعقیب و دستگیری مسیحیان را در دستور کار داشت. او در حالی عازم دمشق بود که مدارک لازم را برای دستگیری پیروان عیسی در اختیار داشت. او تصمیم داشت آن ها را به اورشلیم برگرداند و محاکمه کند.
در مسیر دمشق، رویدادی رخ داد. نوری از آسمان در اطراف او تابید. او به زمین افتاد و صدایی شنید:"چرا بر من جفا می کنی؟" پولس پرسید:"تو کیستی؟" پاسخ آمد:"من عیسی هستم. همان کسی که تو بر او جفا می کنی..." خوشبختانه عده ای از دشمنان مسیحیت نیز همراه او شاهد این واقعه عجیب بودند. خداوند قادر مطلق است و می تواند معجزه نماید. او قادر است دشمن خود را به دوست وفادار تبدیل کند.
مخالفان مسیحیت معتقدند که پولس، مسیحیت را تحریف کرد. بنابراین این سئوال مطرح می شود که اگر خدا می دانست پولس تعالیم غلط را تعلیم خواهد داد، چرا به طور استثنایی با او ملاقات کرد؟ این ادعا، پیش دانی خدا را زیر سئوال می برد.
شخصیت پولس قبل از رویداد جاده دمشق، فردی غیرقابل تحمل، تندخو، شکنجه گر، متعصب مذهبی و مغرور بود. او بعد از دگرگونی توسط خداوند به شخصی بردبار، مهربان و فداکار تبدیل شد. چیزی که زندگی پولس را تبدیل کرد، یک تجربه روحانی عمیق بود. خدا او را از شکنجه گر مسیحیان به واعظ مسیح تبدیل کرد. همان طور که اشاره شد، پولس شخص تحصیل کرده در الهیات یهود بود.
او برای درک دوران شریعت و تعالیم مسیح، به مدت سه سال در بیابان های یهودیه به سر برد و در طی این مدت، خداوند نکات زیادی را درباره الهیات مسیحی بر او مکشوف کرد که جزئیات آن رادر نامه هایش به کلیساها نوشت. شاگردان مسیح و پدران کلیسا هرگز با تعالیم و فعالیت های بشارتی پولس مخالفت نکردند.
پولس طی سه سفر بشارتی در سرتاسر امپراطوری روم، برای مسیح موعظه کرد. او نامه هایی به کلیساهای مختلف نوشت که قسمتی از عهد جدید را تشکیل می دهد.

۱۳۹۴ اسفند ۹, یکشنبه

* خیلی از ما دوست داری که بعد از ایماندار شدن غسل تعمید بگیریم و فکر میکنیم این قضیه جایگاه والا و ویژه ایی در ایمان و رشد ایمانی ما دارد، در صورتی که آیات بسیاری در کلام هست که اعلام میکند ما باید در شخصیت و انسانیت قبلی خود بمیریم وتبدیل به شخص جدیدی که هدایتگرش روح القدس است بشویم و تعمید واقعی یعنی همین... آمین

* یقینا اگر همینک در زیر فشار زندگی هستی، بدان که چنانچه به مسیح خداوند توکل نمایی و صبر پیشه کنی و به امید پیروزی آینده، از همینک شاد زیست کنی، در حال کام برداشتن بزرگترین قدم درست در زندگی ات هستی!!! و بطور معجزه آسا روزی شرایط برایت هموار خواهد شد و نتیجه ایمان و ایستادگی ات را خواهی دید... آمین