۱۳۹۴ آبان ۳, یکشنبه

چرا چهار انجیل؟

دفاعیات مسیحی

عزیزان مسلمان می پرسند که چرا چهار انجیل؟ این در حالی است که سرگذشت مسیح در سوره های مریم، بقره، آل عمران، نساء، مائده، توبه، حدید، احزاب، زخرف ذکر شده است که تعداد آن بیش از چهار انجیل است.
هم چنین پیامبر اسلام، آیات قرآن را برای تعداد زیادی از حافظان و پیروانش بیان کرد و با گذشت سالیان، آنان تصمیم به جمع آوری آیات کردند. تعداد این افراد به مراتب بیش از رسولان بوده است. عهد جدید ( مسلمانان آن را انجیل می نامند) توسط ده نفر نوشته شد که از 27 بخش تشکیل شده و شامل اناجیل و نامه های رسولان است.
منتقدان می گویند لزومی نداشت تا چهار انجیل نوشته شود. یک انجیل کافی بود. در پاسخ باید گفت که اگر فقط یک انجیل وجود داشت، مخالفان این ادعا را مطرح می کردند که چرا فقط یک شاهد وجود دارد؟ چگونه بدانیم ادعای این شاهد صحیح و موثق است؟ چرا سایر شاگردان که شاهد معجزات، تعالیم و مرگ و زنده شدن مسیح بوده اند و صعود او را به آسمان مشاهده کردند، سرگذشت استاد خود را به رشته تحریر درنیاوردند؟ آیا در دادگاه از چند نفر شاهد سئوال نمی شود؟
مطابق شریعت یهود شهادت چند نفر در دادگاه، مانع از دروغگویی و ایجاد شک و تردید می گردید (تثنیه فصل 17 آیه 6).




۱۳۹۴ آبان ۱, جمعه

اگر مسیح خداست، چرا فرمود که خدا از من بزرگ تر است؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مسیح به شاگردانش گفت:"پدر بزرگ تر از من است" (یوحنا فصل 14 آیه 28). مقصود عیسی چه بود؟
هنگامی که مسیح این سخن را بر زبان آورد، در شرایط بسیار سختی به سر می برد. ساعاتی بعد دستگیر، محاکمه و شکنجه می شد (که بدترین آن شلاق خوردن با قطعات فلزی بود) و سپس تاج خار بر روی سرش گذاشتند و او باید صلیب سنگین را حمل کند و سرانجام دست ها و پاهای او میخکوب شود.
مسیح دارای دو طبیعت بود: الهی و انسانی. در این آیه مسیح انکار نکرد که خدا نیست. اما به عنوان انسان، در موقعیت پایین تر از پدر قرار داشت. عیسی برای نجات بشراز قلمرو گناه، شبیه انسان شد تا جانش را فدیه دهد. او طبیعت انسانی را بر خود گرفت.
مسیح با خدا برابر است (یوحنا فصل 1 آیه 1، فصل 8 آیه 58، فصل 10 آیه 30). اما هنگامی که عیسی به روی زمین بود، بخشی از جلالی را که از آغاز با خدا داشت، ترک کرد. او با خدا برابر بود، وقتی به زمین آمد، برابری را ترک کرد و شکل انسان به خود گرفت (فیلیپیان فصل 2 آیات 6- 8).
نویسنده رساله به عبرانیان نوشت:"عیسی اندک زمانی پایین تر از فرشتگان قرار گرفت و اکنون در اثر فدا کردن جان خود در راه ما، خدا تاج جلال و افتخار را بر سر او گذاشت" (عبرانیان فصل 2 آیه 9).
بنابراین هنگامی که عیسی بر روی زمین بود، پدر بزرگ تر از او بود. بعد از زنده شدن، دوباره به جلالی که قبل از ظهورش بر روی زمین داشت، بازگشت (یوحنا فصل 17 آیه 5). پدر بزرگ تر از پسر است، اما نه در ذات، بلکه از نقطه نظر موقعیت و وظیفه. مسیح با خدا برابر است (یوحنا فصل 1 آیه 1، فصل 8 آیه 58، فصل 10 آیه 30).
این آیه را بیانگر نقش مطیعانه ای است که عیسی داوطلبانه به عنوان یک بخش ضروری از تجسم، قبول کرد. مقصود عیسی آن بود که اراده پدر را انجام دهد. بر اساس انسانیت بدون گناه مسیح است که نجات ما بنا شد. انسان گناه کرد، اما خدا جریمه را پرداخت کرد.
چگونه ممکن است "یک انسان" دیگران را بر آن دارد که او را خدا بپندارند؟
وقتی پی می بریم که علت اعدام فجیع او دقیقا همین ادعا بود. تنها اتهام عیسی که منتهی به اعدامش شد، کفرگویی بود. عیسی مدعی مافوق طبیعی بود که برای انسان کفر محسوب می شد. او خود را خدا ساخته بود. رهبران مذهبی یهود این ادعاها را کفرآمیز تلقی کردند و چنین شخصی مطابق شریعت و عرف یهودیان، مستوجب مرگ بود. آنان عیسی را مصلوب کردند "زیرا ادعا می کند که پسر خدا است" (یوحنا فصل 19 آیه 7).
مشکل منتقدان مسیحیت این است که فقط به خدا اعتقاد دارند و اعتقاد به خدا را کافی می دانند. مطابق با دیدگاه مسیحیت، انسان بایستی با خدا دوست و صمیمی باشد. اگر شما با فردی دوست باشید، می دانید که چند خواهر و برادر دارد و خانه و اتاق او چگونه است. دوستی و صمیمیت با خدا سبب می شود تا خدا، مسیح را معرفی کند و بگوید که روح القدس کیست. درک تثلیث فقط و فقط توسط دوستی با خدا امکان پذیر است و نه عقل محدود که حتی قادر نیست این جهان پیچیده را درک کند، چه رسد به خالق خویش. و این نکته ای است که منتقدان از آن می گریزند و هرگز به صمیمیت و دوستی با خدا اهمیت نمی دهند.
ذات خدا را باید به یاری و مدد خود او بشناسیم‌، نه با کمک عقلی که حتی قادر به شناخت عالم مخلوق نیست‌. از این رو است که کلام خدا می فرماید:" کسی که روحانی نیست‌، نمی‌تواند تعالیم روح خدا را بپذیرد، زیرا به عقیده او این تعالیم پوچ و بی‌معنی هستند. و در واقع‌، چون تشخیص این گونه تعالیم محتاج به بینش روحانی است‌، آنها نمی‌توانند آن را درک کنند" (اول قرنتیان فصل 2 آیه 14).
اگر درباره الوهیت مسیح شک دارید، لطفا با خدا دوست و صمیمی شوید، تا ابهام برای همیشه رفع شود. این تجربه را ایمانداران مسیحی کسب کرده اند.

۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

* خداوند ، خدای خود را با تمامی دل و تمامی جان و تمامی فکر خود محبت نمائیم ... آمین

Bildresultat för jesus

آیا معجزه امکان پذیر است؟ قانون اول نیوتن می گوید اگر جسمی تحت تاثیر نیروی خارجی نباشد، یا ساکن است یا با سرعت ثابت در حال حرکت است. اگر شخصی اتومبیلی را که پارکینگ قرار دارد، از آن مکان خارج کند، نیرویی خارجی (راننده) اتومبیل را به حرکت درآورده است. بنابراین راننده از قانون فیزیک تخطی نکرده است. در نتیجه در می یابیم قانونی وجود ندارد که وجود خدا و معجزه را رد کند. خدا با وارد کردن نیرو، مسیر حرکت را تغییر داده یا چیزی را از حالت سکون درآورده و آن را به حرکت در می آورد. این عملکرد خدا نیز قانون فیزیک را زیرپا نمی گذارد.

۱۳۹۴ مهر ۲۹, چهارشنبه

* غلاطیان6: 7 فریب نخوریم ، زیرا خدا را نمیتوان فریب داد ؛ هر چه بکاریم ، همان را در وسعت وسعیتر درو خواهیم کرد ! این یک قانون الهیست ... آمین

اگر همه چیز را می خواهید با عقل سنجش کنید، پس سوالاتی مطرح می شود: چرا هیچکس جز پیامبر اسلام شاهد دریافت قرآن از فرشته نبود؟ در دادگاه نمی توانید بدون شاهد ادعایی را ثابت کنید. شما هم در آن غار تاریک نبودید! چرا شما به عنوان مسلمان شیعه، احادیث سنی ها را که به زمان پیامبر اسلام نزدیک ترند، قبول ندارید، اما احادیث شیعه که بعدها نوشته شده اند، کاملا می پذیرید؟ ضمن آن که موثق بودن احادیث هم جای تردید دارد. چرا باید کتاب مقدس به عنوان سند و مدرک معتبر از بین برود، تا محکی برای ارزیابی قرآن وجود نداشته باشد؟ شما معتقدید قرآن کامل است، چرا برای توضیح مسائل به احادیث رجوع می کنید؟ مطابق ادعای قرآن، پیامبر اسلام سواد خواندن و نوشتن نداشت. پس چگونه توانست قرآن را بخواند؟ این موضوع فراعقلی است و عقل نمی تواند به سادگی بپذیرد! شما تجربیات ایمانداران مسیحی را به آسانی رد می کنید، درحالی که خودتان حتی یکی از آن موارد را تجربه نکرده اید