۱۳۹۴ مهر ۷, سه‌شنبه

* ما زمانی می توانیم با ابدیت خداوند خود را وقف دهیم که همسو با تمامی کائنات در آرامش و سکوت و صبر و در شادی و تراوت و اطاعت به پیش برویم !!! آمین


ادعای مخالفان مسیحیت: جوامع مسیحی اصول اخلاقی را رعایت نمی کنند.

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از ادعای دیگر مخالفان آن است که جوامع مسیحی اصول اخلاقی را رعایت نمی کنند . دلیل آن ها وجود مراکز فساد و فحشا در کشورهای غربی است. بنابراین کسانی که مسیحی می شوند، اصول اخلاقی را فراموش می کنند. متاسفانه بسیاری کورکورانه این نظریه غلط را می پذیرند. مهم ترین دلیل پذیرش این ادعا، عدم آشنایی با جوامع غربی و نبود ارتباط با مردم کشورهای غربی است.
1. کتاب مقدس دنیا را سقوط کرده و آغشته به گناه معرفی می کند:"به این دنیای گناه آلود و به آنچه به آن تعلق دارد، دل نبندید. کسی که به این چیزها دل ببندد، در واقع نشان می دهد که به خدا دلبستگی ندارد. دنیا نابود خواهد شد و چیزهای گناه آلود آن نیز از بین خواهد رفت، اما هر که طبق خواست خدا زندگی کند، همیشه برقرار می ماند (اول یوحنا فصل 2 آیات 15- 17). همه می دانند که فحشا و انحرافات اخلاقی در تمام کشورها و جوامع وجود دارد. اگر باور ندارید، صفحات حوادث را در روزنامه ها مطالعه کنید.
2. افراد دائم الخمر یا روسپیان نگرش مثبتی به خدا ندارند یا وجود او را انکار می کنند. کسانی که برای عیش و عشرت به مراکز فساد می روند، محتوای کتاب مقدس را دروغ و افسانه می پندارند و ایمانداران مسیحی را تمسخر می کنند. فرض کنیم یک نفر مسیحی می شود. اگر بخواهد با افراد فاسد و منحرف معاشرت کند، بعد از مدتی همشکل جماعت گمراه خواهد شد و دیگر تمایلی به ارتباط و مصاحبت با کلیسا و محافل ایمانداران مسیحی نخواهد داشت. کتاب مقدس می فرماید:"با افراد فاسد پیوند و همبستگی نداشته باشید. آیا می تواند بین پاکی و گناه پیوندی باشد؟ آیا نور و تاریکی با یکدیگر ارتباط دارند؟ آیا بین مسیح و شیطان توافقی وجود دارد؟ (دوم قرنتیان فصل 6 آیات 14- 15).
3. همه مردم کشورهای غربی مسیحی واقعی نیستند. بسیاری از آنان، "مسیحی اسمی" می باشند و فقط عنوان مسیحی را به یدک می کشند. برخی نیز وجود خدا را انکار می کنند و به کتاب مقدس ایمان ندارند. مسیح فرمود:"جاده ای که به طرف جهنم می رود، خیلی پهن است و دروازه اش بسیار بزرگ. عده زیادی در این مسیر گام برمی دارند. اما دری که به زندگی جاودان باز می شود، کوچک است و راهش باریک و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند" (متی فصل 7 آیات 13- 14). به عبارت دیگر، مقصود مسیح آن است که تعداد پیروان واقعی او کم هستند. او در جای دیگر می فرماید:"گمان نکنید هر که خود را مومن نشان دهد، به بهشت خواهد رفت. حتی عده ای مرا خداوند خطاب می کنند، اما به حضور خداوند راه نمی یابند. فقط آنانی می توانند به حضور خدا برسند که اراده پدر آسمانی مرا به جا آورند" (متی فصل 7 آیه 21).
4. مسیحی واقعی کسی است که گناهش توسط خدا بخشیده شده و با خدا ارتباط صمیمی و دوستانه دارد. مسیحی واقعی با قدرت روح القدس می تواند زندگی پاکی داشته باشد. او به روح خدا متکی است، بنابراین می تواند بر گناه غلبه کند. مسیحی واقعی کسی است که هدف زندگی اش رضایت و خشنودی خداوند است. او به چیزهایی اهمیت می دهد که برای خدا مهم هستند. مسیحی واقعی، عاشق حقیقی خداست.

۱۳۹۴ مهر ۶, دوشنبه

دیدگاه الحاد: خدا وجود ندارد، انسان خودش باید برای حل مشکل اقدام کند. دیدگاه ادیان: خدا وجود دارد، ولی انسان خودش باید با کارهای نیکو، خدا را خشنود سازد. مطابق دیدگاه الهیات اسلام، اگر کسی به خاطر خدا شهید شود، او مستقیم به بهشت می رود. ولی اشخاصی به طور عادی فوت کنند، خداوند درباره ابدیت آن ها تصمیم می گیرد. نگرش مسیحیت: خداوند است که انسان را از قلمرو قدرتمند شیطان نجات می بخشد. اوست که تغییر و تحول را در انسان ایجاد می کند و سرانجام خداوند قدرت مافوق طبیعی می دهد تا احکام الهی را انجام دهیم.

آیا مقصود مسیح از تسلی دهنده، اشاره به پیامبر جدید بود؟


یک. نقل قول یک آیه از کتاب مقدس به طور ناقص یا بدون در نظر گرفتن کل متن، غالبا مفهومی کاملا اشتباه را به دست می دهد. مثلا حذف آیه 17 از فصل 14 انجیل یوحنا، می تواند به این تصور دامن بزند که مقصود مسیح از "تسلی دهنده دیگر" شاید پیشگویی ظهور پیامبر جدید باشد. در حالی که در آیه هفدهم به روشنی به روح القدس اشاره گردیده است.
در یوحنا فصل 14 آیات 16- 17 می خوانیم که مسیح می فرماید:"من از پدرم درخواست خواهم کرد تا پشتیبان و تسلی بخش دیگری به شما عطا نماید که همیشه با شما بماند. این پشتیبان و تسلی بخش همان روح القدس است که شما را با تمام حقلیق آشنا خواهد کرد."
فصل های چهاردهم تا شانزدهم درباره عملکرد روح القدس در زندگی ایمانداران مسیحی می باشد و هرگز درباره پیامبر دیگر اشاره و پیشگویی نشده است.
دو. در بیش از شش هزار نسخه دست نویس یونانی از عهد جدید، مطلقا حتی یک نسخه دست نویس وجود ندارد که به واژه ای غیر از تسلی دهنده یا مدافع نوشته شده باشد.
سه. تسلی دهنده که عیسی وعده داده بود می بایست همیشه با شاگردان و ایمانداران مسیحی بماند (آیه شانزدهم)، ولی اکنون سیزده قرن است که پیامبر اسلام چشم از جهان فرو بسته است. بنابراین، او ویژگی خاص این تسلی دهنده را نداشت.
چهار. عیسی به شاگردانش گفت:"شما تسلی دهنده را می شناسید"، ولی شاگردان مسیح، پیامبر اسلام را نمی شناختند و نمی توانستند بشناسند، زیرا او شش قرن بعد به دنیا آمد. عیسی هم چنین به شاگردانش گفت که تسلی دهنده در شما خواهد بود. پیامبر اسلام نمی توانست در شاگردان مسیح باشد، زیرا آنان ششصد سال قبل از او زندگی می کردند و اطلاعی از او نداشتند.
پنج. عیسی به صراحت تاکید کرد که تسلی دهنده "به نام من" یعنی به نام عیسی فرستاده خواهد شد. با این توصیف، هیچ مسلمانی این را قبول ندارد که پیامبر اسلام توسط عیسی و به نام عیسی فرستاده شده باشد.
یکی از رسالت های تسلی دهنده این است که عیسی مسیح را جلال دهد (یوحنا فصل 16 آیه 14). اما مطابق دیدگاه اسلام، پیامبر مسلمان برتر از عیسی و آخرین پیامبر است. در این صورت او عیسی را که پیش از او آمده و به عبارت دیگر در مرتبه پایین تری قرار دارد، جلال نمی دهد.
شش. سرانجام این که عیسی مسیح به صراحت بیان کرد که تسلی دهنده بعد از "اندک ایامی" خواهد آمد (اعمال رسولان فصل 1 آیه 5)، در حالی که تا ششصد سال بعد خبری از پیامبر اسلام نبود. چند روز بعد، روح القدس در روز پنطیکاست آمد (اعمال رسولان فصل دوم). مسیح به شاگردان گفت که در اورشلیم بمانید و منتظر روح القدس باشید (اعمال رسولان فصل 1 آیه 4). آیا شاگردان می توانستند قرن ها عمر کنند تا پیامبر اسلام را که درسرزمین دیگر و نه اورشلیم و سرزمین فلسطین، ظهور نمود، مشاهده کنند؟