آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود :((تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر, پسر وروح القدس تعمید دهید.))
۱۳۹۴ شهریور ۲۳, دوشنبه
اگر مخالفان کتاب مقدس باید همه چیز را با عقل و منطق بپذیرند، چرا به شواهد تاریخی و کشفیات باستان شناسی درباره کتاب مقدس توجه نشان نمی دهند؟ دیدگاه ما نسبت به شواهد تاریخی و کشفیات باستان شناسی کتاب مقدس باید همانند کتاب تاریخی باشد. مخالفان مسیحیت نباید وقایع را آن طور که ذکر نشده اند، با لحنی متفاوت ارائه دهند.

۱۳۹۴ شهریور ۲۰, جمعه
پیشگویی مسیح درباره تبدیل هیئت او، چند روز بعد رخ داد: شش روز یا هشت روز؟
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی دیگر از انتقادهای مخالفان آن است که مسیح درباره تبدیل هیئت خود پیشگویی کرد و مطابق روایات اناجیل چند روز بعد تحقق یافت. متی و مرقس گزارش داده اند شش روز بعد، اما لوقا ادعا کرده هشت روز بعد تبدیل هیئت مسیح رخ داد. مخالفان می پرسند:" کدامیک از روزها را بپذیریم: شش روز یا هشت روز؟"
عیسی به شاگردان خود فرمود:"بعضی از شما که الان این جا ایستاده اید، پیش از مرگ، ملکوت خدا را با تمام شکوهش خواهید دید" (مرقس فصل 9 آیه 1). در واقع اشاره مسیح به تبدیل هیئت او بود. چند روز بعد عیسی با پطرس، یعقوب و یوحنا به بالای تپه ای رفت. ناگاه چهره عیسی به طرز پرشکوهی شروع به درخشیدن کرد. و لباسش درخشان و مثل برف سفید شد. آن گاه ایلیاء و موسی ظاهر شدند و با عیسی به گفتگو پرداختند.
متی (فصل 17 آیه 1) و مرقس (فصل 9 آیه 2) گزارش می دهند شش روز بعد از پیشگویی مسیح، تبدیل هیئت او رخ داد.
اما لوقا نوشته است هشت روز بعد پیشگویی تحقق یافت (فصل 9 آیه 28).
اما لوقا نوشته است هشت روز بعد پیشگویی تحقق یافت (فصل 9 آیه 28).
وقتی "متن یونانی" اناجیل متی، مرقس و لوقا را بررسی کنیم، درمی یابیم که متی و مرقس گزارش داده اند "بعد از شش روز". واژه "بعد از" در زبان یونانی "می تا" می باشد که در اناجیل متی و مرقس استفاده شده است.
اما در انجیل لوقا از واژه دیگری استفاده شده: "هاسی" که به معنای "تقریبا" یا "در حدود" است. بنابراین لوقا نوشته است:"تقریبا هشت روز بعد از" این سخنان، عیسی به همراه پطرس، یعقوب و یوحنا بر فراز تپه ای بر آمد.
از آن جا که کتاب مقدس های "ان آی وی" و "آر اس وی" و "ای اس" از قدیمی ترین نسخه های عهد عتیق و عهد جدید ترجمه شده اند و همواره مورد استفاده مفسران، کارشناسان، استادان و دانشجویان الهیات مسیحی می باشند، این تفاوت و دوگانگی به چشم نمی خورد. لوقا تقریبی گزارش داده، در حالی که متی و مرقس زمان دقیق را ذکر کرده اند
۱۳۹۴ شهریور ۱۹, پنجشنبه
اگر مسیح اختیار آسمان و زمین را دارد چرا می گوید من اين اختيار را ندارم كه بگويم چه كسي در دست راست يا چپ من بنشيند؟ (متی فصل 20 آیه 23)
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که مسیح مدعی شده اختیار آسمان و زمین را دارد (متی فصل 28 آیه 18)، اما به مادر یعقوب و یوحنا می گوید:"من اين اختيار را ندارم كه بگويم چه كسي در دست راست يا چپ من بنشيند" (متی فصل20 آیه 23). مخالفان می پرسند:"کدام سخن عیسی را باور کنیم اینکه اختیاری ندارد یا تمام اختیار آسمان و زمین به او داده شده است؟"
مطابق گزارش متی (فصل 20 آیات 20- 28)، مادر یعقوب و یوحنا، دو پسر خود را نزد عیسی آورد و از او خواهش کرد:"وقتی در ملکوت خود، بر تخت سلطنت نشستید، اجازه بفرمایید یکی از پسرانم در دست راست و دیگری در دست چپ شما بنشیند." عیسی در جواب گفت:"تو نمی دانی چه می خواهی؟"
مطابق گزارش متی (فصل 27 آیه 56)، مادر یعقوب و یوحنا وقتی عیسی را مصلوب کردند، در پای صلیب بود. برخی از کارشناسان کتاب مقدس معتقدند که او خواهر مریم، مادر عیسی بوده است. شاید رابطه خویشاوندی نزدیک موجب شد که او این درخواست جاه طلبانه را برای پسرانش از عیسی بکند.
نشستن بر دست راست و دست چپ، نشانه قدرت و شهرت بود.
یعقوب، یوحنا و مادرشان تعلیم قبلی عیسی درباره پاداش (فصل 19 آیات 16- 30) و زندگی جاودانی (فصل 20 آیات 1- 16) را درک نکرده بودند. مسیح در فصل 19 آیه 28 فرمود:"وقتی من در آن دنیا جدید بر تخت بنشینم، شما شاگردان من نیز بر دوازده تخت نشسته، دوازده قبیله اسرائیل را داوری خواهید کرد." این پاداش پس زمینه ای از درخواست مادر یعقوب و یوحنا بود. شاگردان با شنیدن این پیشنهاد یعقوب و یوحنا و مادرشان، سخت رنجیدند (آیه 24). زیرا این درخواست، مقام یعقوب و یوحنا را از سایر شاگردان در وضعیت برتر قرار می داد. در حالی که مسیح هرگز به این نکته اشاره نکرده بود که کسانی که در سمت چپ و راست او بنشینند، برتر از سایر شاگردان خواهند بود!
یعقوب، یوحنا و مادرشان تعلیم قبلی عیسی درباره پاداش (فصل 19 آیات 16- 30) و زندگی جاودانی (فصل 20 آیات 1- 16) را درک نکرده بودند. مسیح در فصل 19 آیه 28 فرمود:"وقتی من در آن دنیا جدید بر تخت بنشینم، شما شاگردان من نیز بر دوازده تخت نشسته، دوازده قبیله اسرائیل را داوری خواهید کرد." این پاداش پس زمینه ای از درخواست مادر یعقوب و یوحنا بود. شاگردان با شنیدن این پیشنهاد یعقوب و یوحنا و مادرشان، سخت رنجیدند (آیه 24). زیرا این درخواست، مقام یعقوب و یوحنا را از سایر شاگردان در وضعیت برتر قرار می داد. در حالی که مسیح هرگز به این نکته اشاره نکرده بود که کسانی که در سمت چپ و راست او بنشینند، برتر از سایر شاگردان خواهند بود!
مسیح از یعقوب و یوحنا پرسید:"آیا می توانید مانند من متحمل رنج و عذاب بشوید؟" آن ها جواب دادند:" بله، می توانیم."
شاید پاسخ مثبت برادران ناشی از تعصب بود تا آگاهی. آن ها نمی فهمیدند که قبل از زندگی در جلال ملکوت خدا، با چه رنج و عذابی روبرو خواهند شد. مثلا مسیح باید با رنج صلیب روبرو می شد. آنان خواهان تاج پادشاهی بدون رنج و عذاب صلیب (مشکلات و جفا و آزار اذیت از سوی مخالفان مسیحیت) بودند. به یاد آورید وقتی مسیح در باغ جستسیمانی غرق غم و اندوه بود، یعقوب و یوحنا به جای دعا، خوابیده بودند (فصل 26 آیات 37- 38 و 40، 43). و وقتی مسیح دستگیر شد، گریختند (فصل 26 آیه 56).
عیسی به آن ها اطمینان بخشید که در واقع آن ها از جام او خواهند نوشید. بعدها، یعقوب را به خاطر ایمانش به قتل رساندند و یوحنا را به جزیره پطموس تبعید کردند. تحول عمیق یعقوب و یوحنا از روز پنطیکاست (تاسیس کلیسا) آغاز شد. در آن روز، روح القدس قدرت مافوق طبیعی به شاگردان مسیح داد. آنان به افراد شجاع و بی باک و به عطایای روحانی مانند تعلیم و شفا دادن مجهز شدند (اعمال رسولان فصل 1 آیه 8، فصل 2). نتایج عملکرد روح القدس در شاگردان مسیح فوق العاده شگفت انگیز بود.
سپس عیسی به تثلیث (پدر، پسر و روح القدس) اشاره فرمود. او توضیح داد که او خدای پدر در این مورد تصمیم خواهد گرفت. او پاداش های عالی را به کسانی خواهد داد که علی رغم مشکلات و سختی ها، به مسیح وفادار ماندند. پدر، پسر و روح القدس هرکدام وظایف مستقلی را بر عهده دارند. آفرینش نمونه بارزی است: کتاب مقدس از خدای پدر به عنوان طراح عالم هستی یاد کرده (اعمال رسولان فصل 4 آیه 24)، خدای پسر، جهان را آفرید (یوحنا فصل 1 آیه 3) و روح القدس نیز مقدمات کار آفرینش را برای نظم و مقصودی که خدای پدر در شش دوران بعدی پدید می آورد، آماده می کرد (پیدایش فصل 1 آیه 2).
مسیح به قانون ملکوت خدا اشاره کرد:"در این دنیا، حکمرانان بر مردم ریاست می کنند و به زیردستان خود دستور می دهند. ولی شما چنین نباشید. اگر کسی از شما می خواهد در میان شما از همه بزرگ تر باشد، باید خدمتگزار همه باشد. اگر می خواهد مقامش از همه بالاتر باشد، باید غلام همه باشد. من که مسیحم، نیامدم تا به من خدمت کنند. من آمده ام تا به مردم خدمت کنم و جانم را در راه نجات بسیاری فدا سازم." (آیات 25- 28).
مسیح روش جدیدی از رهبری را توصیف کرد: به جای بهره کشی، به مردم خدمت کنیم. رهبر واقعی برای دیگران ارزش قائل می شود و روحیه فداکاری دارد.
مسیح نمونه کامل خدمت متواضعانه است. تمام هدف او از آمدن به زمین، خدمت و فدا کردن جانش برای نجات بشر از قلمرو گناه بود. فکر کردن به این نکته که خداوند در آخور متولد شد و با فروتنی بر صلیب مصلوب شد، شگفت انگیز است. عظمت او در عمق فروتنی و تواضعش ظهور نمود. زندگی مسیح، الگویی است برای ما.
بنابراین، هر شخص آرزوی بزرگی دارد و می خواهد اول شود، باید به یک خادم فروتن تبدیل شود.
* اگر مسابقه ایی انجام نگیرد ، برای دادن مدال به افراد بی عدالتی پیش خواهد آمد، و هیچکس نیز شایستگی فردی افراد را قبول و باور نخواهند کرد و نمیتوان درست نیز قضاوت نمود ، پس در راه تندازی مسابقات است که همگی خواهند دید و قبول خواهند کرد که چه کسی برنده میشود. و در رساله دوم تسالونیکیان 1: 5 نیز می خوانیم ؛ " آزارهایی که شما در مسیر ایمانتان می بینید ! از بی عدالتی خداوند نیست ؛ بلکه برعکس ، از انصاف خداست و او می خواهد که تاج جلال پادشاهی به اهلش برسد." آمین

۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه
آیا منظور مسیح از گفتن "پیامبر همه جا مورد احترام مردم است، مگر در شهر خود"، آن بود که خود را پیامبر معرفی کرد؟ (متی فصل 13 آیه 57)
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
عیسی به ناصره بازگشته بود. جایی که یک سال قبل از آن او را از کنیسه اخراج کردند (لوقا فصل چهارم آیات شانزده تا سی). مسیح دوباره به اهالی شهر ناصره فرصت دیگری داد تا کلام او را بشنوند، ایمان بیاورند و نجات بیابند. اما قلب مردم هنوز سخت بود.
مردم ناصره چه مشکلی با عیسی داشتند؟ مسیح حدود سی سال با آن ها زندگی کرده بود. او را در کارگاه نجاری یوسف دیده بودند. از دید آن ها عیسی فقط یکی از اهالی ناصره بود. یک آدم معمولی که شغلش نجاری بود! اما مسیح بیش از یک نجار بود.
عیسی زمانی که کودک بود، ستاره شناسان امپراطوری پارس در برابر او سجده کردند و او را پرستیدند (متی فصل دوم آیه یازدهم). او بارها مورد پرستش قرار گرفت (متی فصل چهاردهم آیه سی و سوم و فصل بیست و هشتم آیه نهم، انجیل یوحنا فصل نهم آیه38). فرشتگان، پیامبران و رسولان هرگز اجازه نمی دادند که مورد پرستش قرار بگیرند. مسیح به رهبران مذهبی یهود گفت که او پیش از ابراهیم وجود داشت. آنان سخن او را کفرآمیز تلقی کردند و تصمیم گرفتند تا او را سنگسار کنند.
مسیح در تعالیم خویش هرگز نمی گفت:"خداوند می فرماید". او با اقتدار تعلیم می داد:"اما من می گویم" (متی فصل های پنجم تا هفتم). عیسی از رهبران مذهبی یهود پرسید:"چرا داود پادشاه با الهام از خدا، مسیح را خداوند می خواند؟"(متی فصل بیست و دوم آیه 43). او به جرم کفرگویی مصلوب شد.
با این توصیف، مردم ناصره عیسی را یک آدم معمولی می دیدند و دلیلی نداشت که خود را نسبت به او متعهد ببینند. وقتی تعلیم و معجزات او را دیدند این سئوال برای آن ها مطرح شد: از کجا این قدرت و حکمت را یافته است؟ آیا از خدا یا شیطان؟
مردم منتظر مسیح موعود و سلطنت مربوط به دنیا بودند. سلطنتی که از طریق قیام مسلحانه و حکومت زمینی برقرار می شود. آن ها انتظار داشتند مسیح موعود اسرائیل از از استثمار امپراطوری روم آزاد سازد.
اهالی ناصره نتوانستند خود را راضی کنند که به پیغام مسیح ایمان بیاورند. آشنایی آنان با شرایط زندگی مسیح، مانع از شناخت حقیقت شد. عیسی تمامی قدرت را در اختیار داشت، اما در میان مردمی که ایمان نداشتند، نتوانست کاری بکند. مسیح برای شخصی که ایمان ندارد، نمی تواند کاری انجام دهد.
اهالی ناصره نتوانستند خود را راضی کنند که به پیغام مسیح ایمان بیاورند. آشنایی آنان با شرایط زندگی مسیح، مانع از شناخت حقیقت شد. عیسی تمامی قدرت را در اختیار داشت، اما در میان مردمی که ایمان نداشتند، نتوانست کاری بکند. مسیح برای شخصی که ایمان ندارد، نمی تواند کاری انجام دهد.
در این جا مسیح یک اصطلاح معروف یهودی را به کار می برد. او می گوید:"پیامبر همه جا مورد احترام مردم است، جز در شهر خود". این اصطلاح در میان یهودیان بسیار رایج بود و آن ها در حین مکالمات روزمره از این اصطلاح استفاده می کردند. مقصود مسیح آن نبود که او پیامبر است، بلکه از این اصطلاح عام برای نقد رفتار مردم ناصره استفاده کرد.
در آن دوران فقط شاگردان مسیح و شیطان به خدا بودن عیسی اعتقاد داشتند. اما بعد از تاسیس کلیسا، روح القدس به یهودیانی که به مسیح ایمان آوردند، آشکار کرد که عیسی خداوند است. مسیح هرگز خود را صرفا پیامبر معرفی نکرد و رسولان نیز چنین تعلیمی ندادند.
در آن دوران فقط شاگردان مسیح و شیطان به خدا بودن عیسی اعتقاد داشتند. اما بعد از تاسیس کلیسا، روح القدس به یهودیانی که به مسیح ایمان آوردند، آشکار کرد که عیسی خداوند است. مسیح هرگز خود را صرفا پیامبر معرفی نکرد و رسولان نیز چنین تعلیمی ندادند.
اشتراک در:
پستها (Atom)
