۱۳۹۴ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

اگر هدف از ظهور مسیح پادشاهی بود، چرا عیسی درخواست مردم را برای تکیه زدن بر تخت سلطنت نپذیرفت؟


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از انتقادهای مخالفان درباره پادشاهی مسیح است. آنان می پرسند که در انجیل لوقا فصل 1 آیات 32- 33 پیشگویی شد تا مسیح به عنوان پادشاه ظهور خواهد کرد، در حالی که وقتی مردم خواستند عیسی را پادشاه سازند، او مخالفت کرد (یوحنا فصل 6 آیه 15).
مخالفان چنین استنباط می کنند که این تناقض بیانگر تحریف کتاب مقدس است. آیا این ادعا درست است؟
در انجیل یوحنا فصل 6 آیات 1- 15 عیسی 5000 هزار نفر را در کنار تپه ای در نزدیکی دریای جلیل در بیت صیداخوراک داد. وقتی مردم این معجزه بزرگ را دیدند، گفتند:"حتما این همان پیامبری است که ما چشم براهش بوده ایم". وقتی عیسی دید که مردم می خواهند او را به زور ببرند و پادشاه کنند، از آنان جدا شد.
اگر عیسی فقط یک انسان بود، بدون شک او با فورا درخواست مردم را می پذیرفت. فقط انسان ها برای شهرت و تحسین شدن هیجان زده می شوند. ولی عیسی تحت تاثیر چنین غروری نبود. او می دانست که به این جهان آمده تا به جای گناهکار بر روی صلیب کشته شود. او هیچ کاری بر خلاف این هدفش انجام نمی داد. او بر تخت پادشاهی نمی نشست، پیش از این که قربانی گناه را بگذراند. او باید رنج می کشید، خونش ریخته می شد و قبل از پادشاهی می مرد. عیسی در زمانی که می خواستند او را پادشاه سازند، خود را مخفی می کرد، ولی وقتی خواستند مسیح را مصلوب کنند، او حاضر بود.
یوحنا گزارش می دهد که مردم به زور می خواستند او را پادشاه سازند، زیرا ساعتی قبل معجزه نان و ماهی را مشاهده کرده بودند.
یهودیان مشتاقانه منتظر آزادیخواهی بودند که آن ها را از زیر ظلم و ستم رومی ها و هیرودیس پادشاه رهایی دهد. بنابراین، کسی که قادر به انجام معجزات است، می تواند یهودیان را از قید استثمار آزاد سازد. می توان تصور کرد این پنج هزار نفر برای جنگ چریکی کاملا آماده بودند تا با قدرت مافوق طبیعی مسیح، لشکر رومیان را شکست داده و برای اسرائیل را از مستمره روم آزاد نمایند.
اما مسیح می دانست که معجزه، احساسات ملی گرایی را در میان جمعیت یهودی برمی انگیزاند. عیسی کاملا می دانست که ماموریت او با آنچه مردم از او انتظار داشتند، تفاوت می کند. او آن ها را واگذاشت و به تنهایی به کوه رفت.
سال ها قبل، فرشته به مریم گفت:"تو به زودی باردار شده، پسری به دنیا خواهی آورد و نامش را عیسی خواهی نهاد. او مردی بزرگ خواهد بود و پسر خدا نامیده خواهد شد و خداوند تخت سلطنت جدش داود را به او واگذار خواهد کرد تا برای همیشه بر قوم اسرائیل سلطنت کند. سلطنت او هرگز پایان نخواهد یافت" (انجیل لوقا فصل 1 آیات 31- 33).
در این دو آیه چند نکته وجود دارد:
یک. انسانیت واقعی مسیح: مریم حامله شده و پسری خواهد زایید.
دو. الوهیت مسیح: پسرخدا نامیده خواهد شد.
سه. خدمت مسیح: نجات دهنده
چهار. او مرد بزرگی خواهد بود، چه در شخصیت و چه در کار.
پنج. تا ابد سلطنت خواهد کرد.
اما باید در نظر داشت که آیات 31- 32 به اولین ظهور مسیح اشاره دارند. در حالی که از بخش دوم آیه 32 – 33 توصیفی است از بازگشت دوباره مسیح به زمین. در آن زمان او سلطنت خواهد کرد.


عیسی به جهان نیامده بود تا حکومتی دنیوی و سیاسی داشته باشد. او به جهان فرستاده شد تا رنج برده، برای گناهان ما بمیرد. او با رد درخواست مردم نشان داد که ملکوت او متعلق به جهان نیست. آنچه مسلم است حکومت سیاسی مسیح هرگز نمی توانست تاثیر روحانی عمیق بر درون انسان بگذارد. اگر انسان از طریق توبه به سوی خدا بازگشت نکند، هرگز به فرد مثبت و مفید برای خودش، اطرافیان و جامعه اش تبدیل نخواهد شد. هم اکنون، شیطان بر قلب اکثر مردم جهان سلطنت می کند. مردم خواهان تغییر رژیم های سیاسی و یا تغییر و تحول در محل کار هستند، در حالی که خدا می خواهد ابتدا ما عوض شویم، آنگاه تحولات مثبت را خواهیم دید.
 

۱۳۹۴ مرداد ۲۵, یکشنبه

" فقط خداست كه ... میشود با دهان بسته صدایش كرد... میشود با پای شكسته هم به سراغش رفت... تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمیدارد... تنهاكسی است كه وقتی همه رفتند میماند... وقتی همه پشت كردند آغوش میگشاید... وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود... و تنها سلطانیست كه ... دلش با بخشیدن آرام می گیرد، نه با تنبیه كردن...! همیشه و همه جا ..." لحظه هاتون لبريز از ياد خدا ... >>>>>>> آمین <<<<<<<



سئوال مخالفان: آیا هیچکس غیر از مسیح به آسمان صعود نکرد؟


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان کتاب مقدس می گویند که مسیح ادعا کرد هیچکس قبل از او به آسمان صعود نکرده (یوحنا فصل 3 ایه 13)، در حالی که کتاب مقدس گزارش می دهد خنوخ (پیدایش فصل 5 آیات 21- 24) و ایلیاء نبی (دوم پادشاهان فصل 2 آیه 11) به آسمان بالا برده شدند. مخالفان می گویند که این تناقض در سخن مسیح و گزارش کتاب مقدس، بیانگر تحریف است. آیا ادعای آنان درست است؟
ابتدا باید انجیل یوحنا فصل سوم را بررسی کنیم. نیقودیموس از معلم ها و علمای یهودی بود. او برخلاف اکثر رهبران مذهبی یهود، نگرش متفاوتی به مسیح داشت. او معتقد بود که عیسی برای سئوالات او، پاسخ هایی دارد. او می خواست حقیقت را از شایعات تفکیک کند. بنابراین شبی با مسیح ملاقات کرد. شاید از ترس رهبران یهود و خبرچین های آنان، شب را برای گفتگو با مسیح برگزید.
گفتگوی عیسی با نیقودیموس از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا مسیح اعلام می کند برای آنانی که اشتیاق وارد شدن به ملکوت خدا را دارند، تولد تازه لازم است. این تولدی طبیعی و جسمانی نیست، بلکه تولدی با تغییر وضعیت روحانی است. لازمه آن ایمان آوردن به مسیح خداوند است (آیه 16).
مسیح به نیقودیموس می گوید:"کسی به آسمان بالا نرفت مگر آن که شخص که از آسمان پایین آمد، یعنی پسر انسان که در آسمان است" (آیه 13). مقصود مسیح از این آیه چه بود؟
هنگامی که عیسی فرمود:"کسی هرگز به آسمان نرفت" منظورش این نبود که مقدسین دوران عهد عتیق مانند خنوخ و ایلیاء به آسمان نرفتند. خنوخ و ایلیاء با اقتدار و تصمیم خود به آسمان صعود نکردند، بلکه به آسمان برده شدند. اما عیسی از بالا به زمین آمده بود. عیسی تنها شخصی بود که همیشه در آسمان بوده است. بنابراین، فقط مسیح این اقتدار را داشت که آنچه در آسمان است، بیان نماید.
سایر پیامبران قبل از آغاز رسالت در آسمان زندگی نکرده بودند و لاجرم از آسمان نازل نشده بودند. تولد مسیح نیز عجیب و شگفت انگیز بود. مسیح کاملا آسمان را می شناخت. او با خدای پدر از نظر ذات یکی بود. هیچکس جز مسیح واجد شرایط نبود.
مسیح فرمود:"خداوند آنقدر جهان را محبت نمود که فرزند یگانه خود را فرستاد" (آیه 16). تنها عیسی می توانست در مورد امور آسمانی سخن بگوید، زیرا که تنها او از آسمان به زمین آمده بود (امثال فصل 30 آیه 4).
هیچکس به آسمان نرفته بود تا از خدا شناخت کسب کرده و سپس به زمین بیاید و آن را با مردم درمیان بگذارد. نیقودیموس مسیح را به عنوان استادی که از سوی خدا فرستاده شده، می شناخت. اما مسیح قبل از تجسم، نزد خدا بود، با خدا بود و خود خدا بود (یوحنا فصل 1 آیه 1).
آساف، یکی از نویسندگان مزامیر چنین نوشت:"هر چه فکر کردم نتوانستم بفهمم که چرا بدکاران در زندگی کامیاب هستند. تا این که به خانه خدا رفتم و در آن جا به عاقبت کار آن ها پی بردم" (مزمور 73 آیات 15- 16). نویسنده امثال سلیمان می پرسد:"آن کیست که آسمان و زمین را زیر پا می گذارد؟ آن کیست که حدود زمین را برقرار کرده است؟ نامش چیست و پسرش چه نام دارد؟ (امثال سلیمان فصل 30 آیه 4). پولس نیز می پرسد:"کیست که بتواند فکر خداوند را درک کند؟ چه کسی آنقدر داناست که بتواند مشورتی به خدا دهد یا او را راهنمایی کند؟" (رومیان فصل 11 آیه 34).
عیسی عنوان "پسر انسان" را به زبان آورد. عنوانی که نیقودیموس کاملا می دانست که مسیح از چه چیز سخن می گوید. اصطلاح "پسر انسان" ( اصطلاحی عبری بود برای اشاره به الوهیت) نشان می دهد که عیسی واقعا ادعای خدایی می کرده است. کاربرد "پسر انسان" توسط مسیح، اشاراتی که در دانیال فصل 7 آیه 13 و مزمور 110 آیه 1 ذکر شده، در کنار هم قرار گرفته اند. اصطلاح "پسر انسان" در کتاب دانیال معنایی فراتر از اشاره به یک انسان عادی دارد. عیسی خود را همان "پسر انسان" معرفی می کند که "با ابرهای آسمان آمد". دانیال چنین نوشت:"آنگاه در خواب پسر انسان را دیدم که روی ابرهای آسمان آمد" (دانیال فصل 7 آیه 13). به او قدرت و اختیار بر تمام انسان ها داده شد و همه او را پرستیدند و سلطنت جاودانی یافت (دانیال فصل 7 آیه 14). این ادعا که او برتر از انسان است، احتمالا همان دلیلی است که شورای عالی یهود را بر آن داشت تا عیسی را متهم به کفرگویی کنند.
بر پایه این بررسی، می توانیم با قطع و یقین نتیجه بگیریم که عیسی به گونه ای ادعای الوهیت کرد که برای تمام مدعیانش روشن و واضح بود. رهبران مذهبی این ادعاها را کفرآمیز تلقی کردند و چنین شخصی مطابق شریعت و عرف یهودیان، مستوجب مرگ بود. آنان عیسی را مصلوب کردند "زیرا ادعا می کند که پسر خدا است" (یوحنا فصل 19 آیه 7).
نیقودیموس بعد از گفتگو با مسیح در آن شب، به شخص جدیدی تبدیل شد. او با درک تازه ای از خدا و از خودش، آن جا را ترک کرد. بعدها او در شورای یهود از مسیح دفاع کرد (فصل 7 آیات 50- 52). آخرین تصویری که از نیقودیموس داریم ، او را در کنار یوسف رامه ای نشان می دهد که جسد عیسی را از مقامات رومی تحویل گیرند تا در مقبره ای بگذارند (فصل 19 آیات 39- 40).
تفاوت مسیح با پیامبران دیگر
یک. پیامبران طبق روال طبیعت از یک پدر و یک مادر به وجود آمدند، در حالی که در مورد عیسی چنین نبود. مادرش زمانی آبستن شد که هنوز باکره بود.
دو. پیامبران وفات یافتند، اما مسیح نه فقط بعد از مرگ زنده شد، بلکه به آسمان صعود کرد. قبر او خالی است.
سه. مسیح با خدای پدر در گفتگو بود (یوحنا فصل 1 آیه 18، فصل 12 آیه 49).
چهار. مسیح معجزات زیادی کرد. بیماران را شفا داد و مردگان را نیز زنده کرد.
پنج. مسیح در تعالیم خویش هرگز نمی گفت:"خداوند می فرماید". او با اقتدار تعلیم می داد:"اما من می گویم" (متی فصل های 5 تا 7). مسیح، خدا را پدر می نامید. اما تمام پیامبران حامل پیام خدا بوده اند.
شش. عیسی زمانی که کودک بود، ستاره شناسان امپراطوری پارس در برابر او سجده کردند و او را پرستیدند (متی فصل 2 آیه 11). او بارها مورد پرستش قرار گرفت (متی فصل 14 آیه 33 و فصل 28 آیه 9، انجیل یوحنا فصل 9 آیه 38). فرشتگان، پیامبران و رسولان هرگز اجازه نمی دادند که مورد پرستش قرار بگیرند.
هفت. هیچکدام از پیامبران برای نجات انسان از گناه فدا نشدند. اما عیسی برای رستگاری ما، برای رهایی ما از خشم و غضب خدا پرداخت. به خاطر قربانی شدن عیسی، خدا اکنون گناهان ایمانداران را بخشیده و آن ها را عادل قلمداد کرده است. اکنون می توانیم مستقیما به حضور خدا بیاییم. عیسی آخرین قربانی بود. قربانی دیگر، هرگز ضروری نخواهد بود. مسیح به جهان نیامد تا ما خود را از چنگال گناه آزاد کنیم، او آمد تا خودش ما را نجات دهد.
هشت. مسیح بدون پول و اسلحه، میلیون ها نفر را بیش از قیصر و ناپلئون تسخیر کرد.




۱۳۹۴ مرداد ۲۳, جمعه

* موضوع خیلی واضح و روشن است ، فقط کمی در سکوت ، تفکر و تعمق لازم دارد ؛ ابتدا با دقت کلام خداوند را بخوان ، سپس خواسته هایت را با نیازهایت تطبیق بده ؛ هر چه را که مطابق کلام نیست رها کن ، و هر چه را که هست نگهدار ، کمبود و کاستی ها را از خودش بطلب ؛ و خودت را به دستان توانمند خودش بسپار ، خودسرانه قدمی را برندار و نشان بده که گوش بفرمانش هستی ، سپس با امید و اعتماد و شادی و در آرامش کامل ؛ منتظر زمانهای او باش ! البته بدون غرغر و شکایت و رنجش خاطر و بدخلقی و عجله ... آمین

* بین دانستن و انجام دادن اراده خداوند تفاوت زیادی وجود دارد ؛ بسیاری آگاهی به کلام خداوند دارند ، اما در وقت عمل کم می آورند ! و هرگز دانایان صاحب برکت نمیگردند ، بلکه این بجا آورنده گانند که برکت یافته گانند ... آمین