
آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود :((تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر, پسر وروح القدس تعمید دهید.))
۱۳۹۴ خرداد ۱۱, دوشنبه
در کلام آمده که وقتی از مسیح خداوند پرسیدند که چرا شاگردانت روزه نمیگیرند او پاسخ داد ؛ هدف از روزه اگر برای رسیدن به خداوند باشد، آنها اینک به خداوند رسیده اند و در کنار خداوند میباشند و فعلا تا زمانیکه این مشارکت برقرار است احتیاجی به روزه در این زمان نیست ، اما زمانی که پسر به جایگاه نخستش بازگشت، آنها حتما روزه خواهند گرفت . پس امروز نیز ما باید مسیح خداوندمان را در کنارمان حاضر ببینیم و با او هر لحظه خوش باشیم... آمین

۱۳۹۴ خرداد ۱۰, یکشنبه
آیا پولس مسیحیان را گمراه نمود؟ (بخش آخر)
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
پولس انجیل را موعظه می کرد
اساس اعتقاد به انجیل آن است که مسیح به خاطر کفاره گناهان بشر قربانی شد. عیسی به روشنی مشخص کرد که هدف او از آمدن به زمین، مردن بر روی صلیب برای گناهان جهان است. پولس نیز همین نکته را تعلیم می داد:"من به خوبی می دانم که برای آنانی که به سوی هلاکت می روند، چقدر احمقانه به نظر می رسد وقتی می شنوند که عیسی مسیح بر روی صلیب جان خود را فدا کرد تا انسان را نجات بخشد، اما برای ما که در راه نجات پیش می رویم، این پیغام نشانه قدرت خداست" (اول قرنتیان فصل 1 18).
پولس نوشت:"این است آنچه خود خداوندمان عیسی مسیح درباره این شام فرموده است و من هم قبلا به شما تعلیم داده ام: خداوند ما عیسی، در شبی که یهودا به او خیانت کرد، نان را به دست گرفت و پس از شکرگذاری آن را پاره کرد و به شاگردان خود داد و گفت:"این را بگیرید و بخورید. این بدن من است که در راه شما فدا می کنم. این آیین را به یاد من نگاه دارید." هم چنین پس از شام، پیاله را به دست گرفت و فرمود:"این پیاله، نشان عهد تازه ای است میان خدا و شما که با خون من بسته شده است، هرگاه از آن می نوشید، به یاد من باشید". به این ترتیب، هر بار که این نان را می خورید و از این پیاله می نوشید، در واقع این حقیقت را اعلام می کنید که مسیح برای نجات شما، جان خود را فدا کرد." (اول قرنتیان فصل 11 آیات 23- 26).
پولس نوشت:"این است آنچه خود خداوندمان عیسی مسیح درباره این شام فرموده است و من هم قبلا به شما تعلیم داده ام: خداوند ما عیسی، در شبی که یهودا به او خیانت کرد، نان را به دست گرفت و پس از شکرگذاری آن را پاره کرد و به شاگردان خود داد و گفت:"این را بگیرید و بخورید. این بدن من است که در راه شما فدا می کنم. این آیین را به یاد من نگاه دارید." هم چنین پس از شام، پیاله را به دست گرفت و فرمود:"این پیاله، نشان عهد تازه ای است میان خدا و شما که با خون من بسته شده است، هرگاه از آن می نوشید، به یاد من باشید". به این ترتیب، هر بار که این نان را می خورید و از این پیاله می نوشید، در واقع این حقیقت را اعلام می کنید که مسیح برای نجات شما، جان خود را فدا کرد." (اول قرنتیان فصل 11 آیات 23- 26).
این نکته را پطرس، یوحنا و لوقا نیز تعلیم داده اند (یوحنا فصل 1 آیه 29، فصل 1 آیه 36، اعمال رسولان فصل 8 آیه 32، اول پطرس فصل 1 آیات 18- 19).
آیا پولس از تعالیم مسیح آگاه بود؟
دل مسیح به شدت برای مردم می سوخت، زیرا مشکلات فراوان داشتند و نمی دانستند به کجا بروند و از چه کسی کمک بخواهند. عیسی به شاگردانش فرمود:"محصول زیاد است و کارگر کم. پس از صاحب محصول تقاضا کنید تا برای جمع آوری محصول، کارگران بیشتری به کار گیرد" (متی فصل 9 آیات 36- 37)
پولس نوشت:"برای ما دعا کنید که پیغام خداوند، در هر جا اعلام می شود، بدون مانع به سرعت پخش شود و باعث نجات مردم گردد، همان طور که سبب نجات شما نیز شد." (دوم تسالونیکیان فصل 3 آیه 1)
مسیح فرمود:"یکدیگر را دوست بدارید، همان گونه که من شما را دوست دارم. محبت شما به یکدیگر، به جهان ثابت خواهد کرد که شما شاگردان من می باشید" (یوحنا فصل 13 آیات 34- 35)
مسیح فرمود:"یکدیگر را دوست بدارید، همان گونه که من شما را دوست دارم. محبت شما به یکدیگر، به جهان ثابت خواهد کرد که شما شاگردان من می باشید" (یوحنا فصل 13 آیات 34- 35)
پولس نوشت:"محبت به هیچکس بدی نمی کند. پس اگر به انسان ها محبت نمایید، مانند آن است که همه دستورات و احکام الهی را به جا آورده اید." رومیان فصل 13 آیه 10
مسیح فرمود:"با هم در صلح و صفا زندگی کنید" (مرقس فصل 9 آیه 50)
پولس نوشت:"با مردم در صلح و صفا به سر ببرید" (رومیان فصل 12 آیه 18)
پولس نوشت:"با مردم در صلح و صفا به سر ببرید" (رومیان فصل 12 آیه 18)
مسیح فرمود:"شنیده اید که می گویند با دوستان خود دوست باش و با دشمنانت دشمن؟ اما من می گویم که دشمنان خود را دوست بدارید و هر که شما را لعنت کند برای او دعای برکت کنید. به آنانی که از شما نفرت دارند، نیکی کنید و برای آنانی که به شما ناسزا می گویند و شما را آزار می رسانند، دعای خیر کنید." (متی فصل 5 آیات 43- 44)
پولس نوشت:"هرگز از کسی انتقام نگیرید. انتقام خود را به خدا واگذار کنید" (رومیان فصل 12 آیه 19) "اگر کسی شما را به سبب مسیحی بودن، مورد جفا و آزار قرار داد، او را نفرین نکنید، بلکه دعا کنید که خدا او را مورد لطف قرار دهد" (رومیان فصل 12 آیه 14)
مسیح فرمود:"مگر نمی دانید که آنچه می خورید، به روح تان لطمه نمی زند و آن را نجس نمی سازد؟ زیرا خوراک با قلب و روح شما کاری ندارد. آنچه انسان را نجس می سازد، افکاری است که از وجود او تراوش می کند. اعمالی نظیر دزدی، آدمکشی، زناکاری، طمع به مال دیگران، فریب و تقلب، حسادت، بدگویی، خودپسندی از وجود انسان سرچشمه می گیرد و انسان را نجس ساخته، از خدا دور می کند" (مرقس فصل 7 آیات 18- 23).
پولس نوشت:"به سبب اختیاری که عیسی مسیح خداوند به من داده است، یقین دارم خوردن گوشت قربانی بت ها اشکالی ندارد" (رومیان فصل 14 ایه 14)
پولس نوشت:"به سبب اختیاری که عیسی مسیح خداوند به من داده است، یقین دارم خوردن گوشت قربانی بت ها اشکالی ندارد" (رومیان فصل 14 ایه 14)
مسیح فرمود:"اگر صاحب خانه می دانست که دزد چه وقت می آید، بیدار می ماند و نمی گذاشت وارد خانه اش شود. بنابراین، شما نیز آماده باشید، زیرا من هنگامی باز خواهم گشت که کم تر انتظارش را دارید." (لوقا فصل 12 آیات 39- 40)
پولس نوشت:"هیچکس زمان بازگشت مسیح را نمی داند. او همچون دزد شب، بی خبر سر می رسد" (اول تسانونیکیان فصل 5 آیه 2)
مسیح فرمود:"مال خدا را به خدا بدهید و مال امپراطور روم را به امپراطور روم" (مرقس فصل 12 آیه 17)
مسیح فرمود:"مال خدا را به خدا بدهید و مال امپراطور روم را به امپراطور روم" (مرقس فصل 12 آیه 17)
پولس نوشت:"حق هر شخص را به او ادا کنید: مالیات ها رابپردازید، تا حقوق کارکنان دولت تامین شود" (رومیان فصل 13 آیات 6- 7) "کسی را مجبور نکنید بیش از آنچه در نظر دارد بدهد، بلکه بگذارید همانقدر که مایل است بدهد، زیرا خدا کسی را دوست دارد که از روی میل کمک می کند" (دوم قرنتیان فصل 9 آیه 7)
مسیح فرمود:"در همان خانه بمانید و به دنبال جای بهتر از خانه به خانه ای دیگر نقل مکان نکنید. هر چه به شما می دهند، بخورید و بنوشید و از این که از شما پذیرایی می کنند، شرمسار نباشید، چون کارگر مستحق مزد خویش است" (لوقا فصل 10 آیه 7)
پولس نوشت:"خداوند فرموده است هر که پیام انجیل را اعلام می کند، هزینه زندگی اش باید توسط مسیحیان تامین شود" (اول قرنتیان فصل 9 آیه 14)
عیسی فرمود:"اگر مردی همسرش را طلاق دهد و با زن دیگری ازدواج کند، نسبت به همسرش زنا کرده است" (مرقس فصل 10 آیه 11)
پولس نوشت:"دستوری که از جانب من نیست، بلکه خود خداوند آن را فرموده است و آن این است که زن نباید از شوهرش جدا شود" (اول قرنتیان فصل 7 آیه 10)
پولس نوشت:"دستوری که از جانب من نیست، بلکه خود خداوند آن را فرموده است و آن این است که زن نباید از شوهرش جدا شود" (اول قرنتیان فصل 7 آیه 10)
پولس شرح می دهد که اگر از قدرت بیان و کلام شیوا و قانع کننده برخوردار باشم، اگر ایمانم آنقدر عظیم باشد که کوه ها را جابه جا کنم، ولی محبت نداشته باشم، کارهایم مورد قبول خدا نخواهد بود (اول قرنتیان فصل 13 آیات 1-3). بدون وجود محبت، از توانایی ها و استعدادهای خود در ابدیت سودی نخواهیم برد. شاید عده ای بگویند که کارهای نیک باعث کمک به فقرا و مردم می گردد، اما از دیدگاه خدا اگر انگیزه از انجام آن کارها، اخلاص و محبت واقعی نباشد، آن شخص هیچ سودی نخواهد برد.
پولس پا فراتر می گذارد و می نویسد حتی اگر به خاطر اعتقاداتم به مسیح، تحت جفا و شکنجه قرار بگیرم و شهید شوم، اگر محبت نداشته باشم، بازنده ای بیش نیستم.
۱۳۹۴ خرداد ۹, شنبه
آیا پولس مسیحیان را گمراه نمود؟ (بخش سوم)
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
ادعای مخالفان: مسیح فقط پطرس را برگزید
ادعای دیگر مخالفان آن است که طبق شهادت پطرس، مسیح او را برگزید تا پیغام انجیل را به غیر یهودیان برساند (اعمال رسولان فصل 15 آیه 7). مخالفان مسیحیت چنین نتیجه گیری می کنند که مسیح، پولس را برنگزید، بلکه خود پولس چنین ادعایی کرد! این ادعای مخالفان سئوالاتی را مطرح می کند: آیا واقعه ظهور مسیح به پولس در راه دمشق در مکانی خلوت و به دور از شاهدان عینی انجام شد؟ شاهدان کسانی بوده اند که با پولس در صدد دستگیری مسیحیان برآمده بودند. چرا تجربه ملاقات پولس با مسیح از نوع خاصی بود؟ چرا شاگردان مسیح خدمت پولس را تایید کرده بودند؟ (غلاطیان فصل 1 آیات 18- 19 و فصل 2 آیات 1- 9).
چرا پطرس درباره پولس چنین شهادت داد:"برادر عزیز ما "پولس" نیز با آن حکمتی که خدا به او داده است، درباره همین مطلب سخن گفته است. درک برخی از نوشته های او دشوار است و بعضی که اطلاع کافی از کتاب مقدس ندارند و وضع روحانی شان نیز ناپایدار است، آن ها را به غلط تفسیر می کنند. اما با این کار نابودی خود را فراهم می سازند" (دوم پطرس فصل 3 آیات 15- 16). زمانی که پطرس به کلیساها نامه می نوشت، نامه های پولس شهرت فراوانی داشت. توجه کنید که پطرس طوری از نامه های پولس سخن می گوید که گویی با "دیگر بخش های کتاب مقدس" در یک سطح هستند. کلیسای اولیه، نامه های پولس را الهام خدا می دانست.
از سوی دیگر، آیا هدف مسیح آن بود که فقط پطرس مسیحیت را گسترش دهد؟
مخالفان مدعی اند که پولس با تغییر و تحریف تعالیم عیسی، مسیحیان را فریب داد. این درحالی است که پولس چنین اظهارنظر می کند:"خدا شاهد است که این راه نجات که من بشارت می دهم، زاییده فکر و خیال انسانی نیست. زیرا خود عیسی مسیح مستقیما آن را بر من آشکار و مکشوف کرد. من آن را از هیچکس دریافت نکردم و از هیچ انسانی نیاموختم." (غلاطیان فصل 1 آیات 11-12).
تجربه توبه پولس استثنایی بود (اعمال رسولان فصل 9 آیات 1- 9)
پولس شخصی است که مسیح را از نزدیک ملاقات کرد (اول قرنتیان فصل 9 آیه 1، اعمال رسولان فصل 9 آیات 3- 18)
پولس شخصی است که مسیح را از نزدیک ملاقات کرد (اول قرنتیان فصل 9 آیه 1، اعمال رسولان فصل 9 آیات 3- 18)
او تعلیم می داد که مسیح بر روی صلیب مرد و سپس زنده شده است (رومیان فصل 6 آیه 5)، انسان توسط مسیح از گناه رهایی می یابد (رومیان فصل 5 آیات 17- 18).
شاگردان مسیح خدمت او را تایید کرده بودند (غلاطیان فصل 1 آیات 18- 19 و فصل 2 آیات 1- 9).
پولس صلاحیت خود را به قرنتیان و فیلیپیان هم ارائه داده بود (دوم قرنتیان فصل های 11-12 و فیلیپیان فصل 3 آیات 4- 9).
ادعای مخالفان: در نامه های پولس به اناجیل اشاره نشده است
مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که در نامه های پولس که در عهد جدید موجود است، اشاره ای به اناجیل نشده. باید در نظر داشت که برخی از نامه ها مانند "رساله پولس به غلاطیان" زودتر از اناجیل نوشته شد. تعدادی از نامه ها نیز تقریبا هم زمان با اناجیل به رشته تحریر درآمد. انجیل یوحنا بین سال های 85- 90 میلادی و سال ها بعد از آن که پولس و سایر شاگردان مسیح شهید شدند، نوشته شد. از سوی دیگر، متن نامه ها درباره اصول اعتقادات مسیحیت است که با تعالیم مسیح در تضاد نیست.
مثلا رسولان، تثلیث (پدر، پسر و روح القدس) را تکذیب نکرده اند یا آنان دستور شورش و قتل مخالفان مسیحیت را صادر نکردند، یا در مورد مرگ و زنده شدن مسیح دچار شک و تردید و تناقض گویی نشده اند.
بعد از صعود مسیح، روح القدس رهبری و هدایت کلیسا را بر عهده داشت. باید از مخالفان پرسید که کدام تعلیم رسولان با تعلیم مسیح در تضاد و ناهماهنگی است!
بعد از صعود مسیح، روح القدس رهبری و هدایت کلیسا را بر عهده داشت. باید از مخالفان پرسید که کدام تعلیم رسولان با تعلیم مسیح در تضاد و ناهماهنگی است!
اگر پولس و سایر رسولان به زندگی و تعالیم عیسی ایمان نداشتند، آیا نمی بایست روایات مربوط به آن را اصلاح کنند؟ مرقس همکار و مترجم پطرس بود. او ماجرای زندگی عیسی را بارها از پطرس شنیده بود. پولس نیز لوقا را به خوبی می شناخت. لوقا در بسیاری از سفرهایش، همکار پولس بود. لوقا یکی از منابع مهم سرگذشت عیسی بود. بنابراین پولس بی گمان از این حقیقت آگاه بود زیرا به این حقیقت اشاره کرد:"زمانی را که خدا تعیین کرده بود، فرا رسید. او فرزندش را فرستاد تا به صورت یهودی از یک زن متولد شود" (غلاطیان فصل 4 آیه 4).
برای مثال، فصل پانزدهم رساله اول قرنتیان که درباره مرگ و زنده شدن مسیح تعلیم می دهد، در حدود 55 میلادی توسط پولس نوشته شد، یعنی 22 سال بعد از واقعه مرگ و زنده شدن مسیح. در آن زمان، بسیاری از شاهدان از جمله مردم شهر اورشلیم (مکان مصلوب و زنده شدن مسیح) در قید حیات بوده اند.
۱۳۹۴ خرداد ۸, جمعه
آیا پولس مسیحیان را گمراه نمود؟ (بخش دوم)
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
ختنه عامل نجات بشر از گناه نیست
درقرن اول میلادی، عده ای از یهودیان که به مسیحیت گرویده بودند، چنین استدلال کردند که اگر غیریهودیان مسیحی ختنه نکنند، توسط خدا نجات نخواهند یافت.
پولس در نامه های خود تحت عناوین رومیان و غلاطیان، با این طرز تفکر غلط مخالفت کرد و چنین توضیح داد که نجات انسان از قلمرو گناه به فیض خدا (یعنی بخشش بلاعوض خدا به افرادی که لیاقت آن را ندارند) بستگی دارد و نه اعمال نیکوی انسان.
در دوران عهد عتیق، وقتی ابراهیم به خدا ایمان آورد، هنوز عمل ختنه را انجام نداده بود. سال ها بعد، خدا به ابراهیم دستور داد تا مراسم ختنه را انجام دهد. چهار صد سال بعد، خداوند شریعت را عطا فرمود. زمانی که ابراهیم به خدا ایمان آورد، ختنه روحانی در او انجام شد. بعدها، ختنه جسمانی، که جراحی بهداشتی بود، صرفا نشانه ای شد جهت تایید ختنه روحانی. پولس تاکید کرد که ختنه روحانی باعث نجات انسان می شود، اما هرگز با ختنه جسمانی مخالفت نکرد. طبق دیدگاه مسیحیت، ختنه جسمانی و اعمال نیکو باعث نجات انسان از قلمرو گناه نخواهند شد.
در عهد جدید، تعلیمی مبنی بر مخالفت با ختنه وجود ندارد. ختنه یک جراحی بهداشتی است.
ادعای مخالفان: پولس بر خلاف مسیح، مسیحیان را تشویق کرد تا قربانی های بت ها را بخورند
یکی دیگر از ادعاهای مخالفان این است مسیح فرموده که قربانی هایی که به بت تقدیم نشده نخورید، در حالی که پولس مسیحیان را تشویق کرد تا این گونه قربانی ها را بخورند.
قبل از بررسی این مبحث، نباید فراموش کرد که کسانی که این ادعا را مطرح می سازند، برنج و خوراک های کشورهای جنوب شرق آسیا را مصرف می کنند و وسایل الکترونیکی و کامپیوتری آن سرزمین ها را می خرند، غافل از آن که برخی از صاحبان مزارع برنج، کارخانه های مواد غذایی و وسایل خانگی، بت پرست هستند و از کاهنان معبد درخواست می کنند که برای تقدیس مشاغل شان در محل کارشان حضور یابند. در این جا است که مخالفان مسیحیت، میان پرستش بت ها و خوردن خوراکی هایی که به بت ها تقدیم شده است، تفاوت قائل می شوند.
نخست باید بدانیم که مسیح هرگز درباره قربانی بت ها حکم و فرمانی صادر نکرد. مخاطب او یهودیان ساکن اسرائیل بودند که به شریعت خدا وفادار بودند. درآن دوران در اسرائیل بتکده و یهودیان بت پرست وجود نداشتند. بنابراین نیازی نبود که مسیح درباره تاثیر منفی بت و بت پرستی سخن بگوید. اما پولس که ماموریت داشت تا به غیر یهودیان بشارت انجیل را دهد، در شرایط متفاوت قرار داشت. اعضای کلیساهای اروپا ترکیبی از یهودیان و غیر یهودیان بودند.
در آن زمان رهبران مذهبی یهود، قوانین و تبصره هایی را افزودند، به طوری که یهودیان نتوانند با غیریهودیان بر سر یک سفره بنشینند، چون به اصطلاح "نجس" می شدند (این قوانین در متن کتاب مقدس وجود ندارد). در حقیقت، یهودیان، غیر یهودیان را نجس قلمداد می کردند. در انجیل یوحنا فصل 18 آیه 28 می خوانیم که عیسی پس از بازجویی به کاخ فرماندار رومی فرستاده شد. یهودیان برای این که نجس نشوند، داخل کاخ نشدند، چون اگر داخل می شدند دیگر نمی توانستند در مراسم مذهبی شرکت کنند. مطابق قوانین یهود، اگر شخص یهودی وارد خانه فردی غیریهودی می شد، نجس می گردید و در نتیجه، نمی توانست در مراسم مذهبی و هم چنین معبد و کنیسه حضور یابد.
مسیحیان یهودی موظف بودند تا پیام انجیل را به غیر یهودیان اعلان کنند. بنابراین، نگرش غلط آن ها درباره خوراک و معاشرت با غیریهودیان ابتدا می بایست اصلاح می گردید. از این رو، توسط رویایی به پطرس نشان داد که او نباید به غیریهودیان به دیده حقارت نگاه کند و هم چنین خوردن غذاهایی که تا قبل از این رویا، حرام بود، از این به بعد مجاز و بلامانع می باشد (اعمال رسولان فصل دهم).
از طرفی، تعداد یهودیان خارج از اسرائیل، آنقدر نبود که در روستاها و شهرک ها بتوان خوراک حلال را تهیه کرد. مبشرین یهودی بایستی در خانه های غیر یهودیان اقامت می کردند و هر غذایی را می خوردند. اگر به خاطر ایمان شان، دستگیر و زندانی می شدند، در زندان از خوراک حلال خبری نبود.
آنچه مسلم است نجات غیر یهودیان مهم تر از احکام مربوط به خوراک حلال بود. خداوند در عیسی مسیح به قیمت گزافی نجات انسان را مهیا نمود. بنابراین، منطقی نبود که به خاطر خوراک، نقشه نجات غیریهودیان از قلمرو گناه، متوقف شود.
در اروپای قرن اول میلادی، یهودیان مقیم اروپا مشکل را با تهیه گوشت "کاشر" حل کردند، یعنی گوشتی که توسط قصاب های یهودی و مطابق شرع یهود ذبح می شد. با این توصیف، اکثر گوشت هایی که در بازار فروخته می شد، متعلق به معبد بت پرستان بود. بنابراین این سئوال مطرح می گردید که آیا مصرف این گوشت ها برای ایمانداران مسیحی مفید است یا مضر؟
ابتدا باید بدانیم که شریعت یهود چیست. شریعت یهود شامل سه بخش بود:
یک. مقررات آئینی مانند قربانی حیوانات برای کفاره گناهان. پس از مرگ و قیام مسیح، این بخش از احکام غیر ضروری شدند، زیرا مسیح یک بار و برای همیشه برای گناهان انسان ها قربانی شد.
دو. احکام مدنی: این نوع احکام مربوط به زندگی روزمره قوم اسرائیل در دوران باستان می شد. از آن جا که فرهنگ و جامعه امروزی ما به کلی با آن زمان متفاوت است، برخی از این دستورالعمل ها را نمی توان به طور دقیق اجرا کرد. مثلا حکم مربوط به اجتناب از پختن بزغاله در شیر مادرش از همین دست است (تثنیه فصل 14 آیه 21). طبق کشفیات باستان شناسی، این کار یکی از آیین های حاصلخیزی بت پرستان بوده است و شیری که به این شکل به دست می آمد، بر مزارع پاشیده می شد تا محصول فراوان حاصل شود. هم چنین انتخاب غذا، مراقبت از مادر و نوزادش، تشخیص بیماری و دور ریختن زباله... جزیی از قوانین مدنی محسوب می گردید.
دو. احکام مدنی: این نوع احکام مربوط به زندگی روزمره قوم اسرائیل در دوران باستان می شد. از آن جا که فرهنگ و جامعه امروزی ما به کلی با آن زمان متفاوت است، برخی از این دستورالعمل ها را نمی توان به طور دقیق اجرا کرد. مثلا حکم مربوط به اجتناب از پختن بزغاله در شیر مادرش از همین دست است (تثنیه فصل 14 آیه 21). طبق کشفیات باستان شناسی، این کار یکی از آیین های حاصلخیزی بت پرستان بوده است و شیری که به این شکل به دست می آمد، بر مزارع پاشیده می شد تا محصول فراوان حاصل شود. هم چنین انتخاب غذا، مراقبت از مادر و نوزادش، تشخیص بیماری و دور ریختن زباله... جزیی از قوانین مدنی محسوب می گردید.
سه. احکام اخلاقی: این نوع احکام در واقع دستورات مستقیم خدا هستند که نمونه آن ده فرمان می باشد (خروج فصل 20 آیات 1- 17). از این احکام باید کاملا اطاعت کرد. آن ها ذات و اراده خدا را آشکار می سازند و هنوز هم برای ما قابل اجرا می باشند. ما باید از احکام اخلاقی اطاعت کنیم، نه برای به دست آوردن نجات، بلکه برای این که زندگی مان خدا را خشنود سازد.
در مورد قوانین مربوط به احکام مدنی نکاتی را باید در نظر گرفت:
در مورد قوانین مربوط به احکام مدنی نکاتی را باید در نظر گرفت:
یک. خداوند این قوانین را فقط به قوم یهود داد.
دو. اطاعت از این قوانین، طهارت مذهبی را تضمین می کرد، ولی شخص را از لحاظ سیرت مقدس نمی کرد. حتی با خوردن گوشت "کاشر" هم نمی توان مقبول خدا شد (گوشت "کاشر" موجب رهایی انسان از قدرت قلمرو گناه نیست. این خداوند است که نجات می دهد). دزدها، زناکاران و اشخاص متقلب توسط ختنه و خوردن غذاهای حلال، در نظر خدا پاک و مقدس نخواهند شد.
سه. یهودیان اعتقاد داشتند که می توانند در اثر اجتناب از برخی از خوراک ها، در نظر خدا پاک باشند. اما عیسی فرمود که گناه در حالات درونی و انگیزه های شخص آغاز می شود. عمل گناه آلود، با یک فکر شروع می شود. افکار ما می توانند ما را آلوده کنند و به گناه بکشانند. فقط خدا می تواند فکر ما را نو سازد و ما از درون توسط عملکرد خداوند، پاک می شویم.
مسیح فرمود:"مگر نمی دانید که آنچه می خورید، به روح تان لطمه نمی زند و آن را نجس نمی سازد؟ زیرا خوراک با قلب و روح شما کاری ندارد. آنچه انسان را نجس می سازد، افکاری است که از وجود او تراوش می کند. اعمالی نظیر دزدی، آدمکشی، زناکاری، طمع به مال دیگران، فریب و تقلب، حسادت، بدگویی، خودپسندی از وجود انسان سرچشمه می گیرد و انسان را نجس ساخته، از خدا دور می کند" (مرقس فصل 7 آیات 18- 23). خوراک ما را مقبول خدا نمی سازد. غذا انسان را نجس نمی کند، بلکه هر چه از ذهن ما خارج می شود، همه چیز را آلوده می کند. تلخی شخصیت و طرز نگرش ما و نیز چگونگی رفتارمان با دیگران، محیط پیرامون ما را آلوده می سازد.
مسیح فرمود:"مگر نمی دانید که آنچه می خورید، به روح تان لطمه نمی زند و آن را نجس نمی سازد؟ زیرا خوراک با قلب و روح شما کاری ندارد. آنچه انسان را نجس می سازد، افکاری است که از وجود او تراوش می کند. اعمالی نظیر دزدی، آدمکشی، زناکاری، طمع به مال دیگران، فریب و تقلب، حسادت، بدگویی، خودپسندی از وجود انسان سرچشمه می گیرد و انسان را نجس ساخته، از خدا دور می کند" (مرقس فصل 7 آیات 18- 23). خوراک ما را مقبول خدا نمی سازد. غذا انسان را نجس نمی کند، بلکه هر چه از ذهن ما خارج می شود، همه چیز را آلوده می کند. تلخی شخصیت و طرز نگرش ما و نیز چگونگی رفتارمان با دیگران، محیط پیرامون ما را آلوده می سازد.
با مطالعه اول قرنتیان فصل های هشتم تا دهم، متوجه می شویم که پولس حساسیتی را که درباره حضور در بتکده ها نشان می دهد، درباره خوردن خوراک های همان بتکده ها که در بازار فروخته می شوند، نشان نمی دهد. پولس در این فصل، چند نکته را خاطر نشان می سازد:
یک. حضور در بتکده ها گناه است (فصل 10 آیات 14 و 20- 21). مسیحیان اجازه ندارند در معابد بت پرستان حضور یابند. ولی رفتن به خانه همسایگان و دوستان غیر مسیحی بلامانع است (فصل 10 آیه 27). طبق فرمایش مسیح، هر غذایی را که میزبان پیش روی ما قرار می دهد، باید صرف کنیم:"هر چه به شما می دهند، بخورید و بنوشید و از این که از شما پذیرایی می کنند، شرمسار نباشید." (لوقا فصل 10 آیه 7)
دو. خوراک ما را مقبول خدا نمی سازد (فصل 8 آیه 8).
سه. همه خوراک ها از جانب خداست (فصل 10 آیه 26).
یک. حضور در بتکده ها گناه است (فصل 10 آیات 14 و 20- 21). مسیحیان اجازه ندارند در معابد بت پرستان حضور یابند. ولی رفتن به خانه همسایگان و دوستان غیر مسیحی بلامانع است (فصل 10 آیه 27). طبق فرمایش مسیح، هر غذایی را که میزبان پیش روی ما قرار می دهد، باید صرف کنیم:"هر چه به شما می دهند، بخورید و بنوشید و از این که از شما پذیرایی می کنند، شرمسار نباشید." (لوقا فصل 10 آیه 7)
دو. خوراک ما را مقبول خدا نمی سازد (فصل 8 آیه 8).
سه. همه خوراک ها از جانب خداست (فصل 10 آیه 26).
از آن جا که پولس در برای بشارت، در میان غیر یهودیان زندگی می کرد، او آزاد و مختار بود از چنین خوراک هایی که در بازار به فروش می رسید، مصرف کند. بنابراین، آزادی برای پولس یعنی آزادی هم برای خوردن آن خوراک که در بازار فروخته می شود و هم برای نخوردن آن. با این توصیف، پولس بر حسب شرایط و موقعیت، یکی از این دو راه را انتخاب می کرد تا باعث لغزش برخی از ایمانداران مسیحی نشود. پولس وقتی با یک یهودی، یک اهل شریعت و یا شخصی که مخالف خوردن آن خوراک ها بود، آن غذا را نمی خورد. او آزادانه از اختیار و حق خود چشم پوشی می کرد. پولس رفتار خود را با شرایط و موقعیت ها سازگار می کرد تا عده بیشتری را به نجات مسیح رهنمون کند. به عبارت دیگر، توجه پولس به نگرش و سوءتفاهمات دیگران بود. اما او هدف مهم تری داشت: این که انجیل را به همه برساند. بنابراین، آنچه برای خدا اهمیت نداشت، برای پولس بی اهمیت بود. او آزاد بود، اما در مسیح.
اگر پولس خوراک هایی را که به بت ها تقدیم شده و سپس در بازار فروخته می شد، ممنوع اعلام می کرد، این عقاید خرافی در ذهن مسیحیان پدیدار می گردید:
یک. بت ها دارای قدرت های مافوق طبیعی و سحرآمیز هستند.
دو. خوراک هایی که به بت ها تقدیم می شد توسط روح خدایان، نجس می گردید
دو. خوراک هایی که به بت ها تقدیم می شد توسط روح خدایان، نجس می گردید
سه. خوردن این خوراک ها سبب پدید آمدن افکار شیطانی شده و تمایل به بت پرستی را به وجود می آورد.
پولس چنین اظهار نظر کرد:"همه می دانیم که بت، خدا نیست، زیرا فقط یک خدا است و بس" (اول قرنتیان فصل 8 آیه 4). خداوند فرمود:"چه نادانند کسانی که بت می سازند و آن را خدای خود می دانند. آن ها خود شاهدند که بت نه می بیند و نه می فهمد، بنابراین هیچ سودی به آنان نخواهد رساند. کسی که با دست های خود خدایش را بسازد، چه کمکی می تواند از او انتظار داشته باشد؟ (اشعیاء فصل 44 آیات 9- 10).
طبق روایات یهودیان و مسلمانان، تارح پدر ابراهیم نه فقط بت پرست بود، بلکه سازنده بت هم بود. روزی ابراهیم چوبی برداشت و تمام بت ها را با استثنای یکی از آن ها، شکست و چوب را در دست آن بت قرار داد. وقتی تارح به مغازه بازگشت، خیلی عصبانی شد. ابراهیم به پدرش گفت:"زنی برای خدایان گوشت آورد. همه خدایان می خواستند آن را بخورند و به همین دلیل قوی ترین آن ها سایرین را زد تا گوشت فقط نصیب او شود." تارح گفت:"این امکان ندارد، زیرا آن ها از چوب و سنگ ساخته شده اند." ابراهیم جواب داد:"امیدوارم گوش های تو آنچه را که گفتی، شنیده باشد."
مخاطب جواب ابراهیم نه فقط بت پرستان، بلکه کسانی هستند که فکر می کنند با اجتناب از خوردن قربانی بت ها، در نظر خدا پاک خواهند شد. آیا آنچه در خوراک هست برای ما اهمیت دارد، یا آنچه در قلب و فکرمان می گذرد؟ ما در اثر اعمال ظاهری مقدس محسوب نمی شویم. دزدها، زناکاران و اشخاص متقلب توسط ختنه و خوردن غذاهای حلال، در نظر خدا پاک و مقدس نخواهند شد.
۱۳۹۴ خرداد ۷, پنجشنبه
آیا پولس مسیحیان را گمراه نمود؟ (بخش اول)
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
پولس یک یهودی غیرتمند و از رهبران یهود بود. او در شهر طرسوس متولد شده بود و در آن شهر بهترین تعلیمات دین یهود و علوم آن روزگار را فرا گرفت. در طرسوس دانشگاه معروفی واقع بود که فلسفه و فرهنگ رواقیون (مکتب خوداری و پرهیزکاری) در آن نفوذ زیادی داشت.
پولس مانند پدرش شهروند روم بود که در آن دوره امتیاز بزرگی بود. پولس با فرهنگ و تفکر یونانی کاملا آشنایی داشت.
او به زبان یونانی تسلط داشت و بارها استادی خود را در مباحثه و مناظره نشان داده بود.
اگر کسی بخواهد تغییر زندگی پولس را بفهمد، لازم است درک کند چرا او به شدت با مسیحیت دشمنی داشت. دلیل آن دشمنی، اعتقاد کامل او به شریعت یهود بود که نارضایتی او را نسبت به مسیح و کلیسای قرن اول میلادی تحریک می کرد. پولس فردی بسیار مذهبی بود. در واقع او عضو فرقه فریسیان بود. عهد عتیق را می دانست و صادقانه اعتقاد داشت که جنبش مسیحی برای یهودیت خطرناک است. بنابراین از ایمان مسیحی نفرت داشت و با شقاوت، مسیحیان را شکنجه و آزار می داد.
رنجش پولس از پیام مسیحیت درباره مسیح به عنوان نجات دهنده بود. پولس معتقد بود که شریعت عامل نجات است. به عبارت دیگر، مسیحیت به قلب اعتقادات یهودی پولس حمله می کرد. بنابراین، نابودی مسیحیان هدف اصلی زندگی پولس گردید. او مانند رهبران مذهبی یهود فکر می کرد که مسیح و شاگردانش پیروان شیطان هستند. این نکته در تلمود (روایات یهود) قرن اول میلادی ذکر شده که مسیح جادوگر بوده! در نتیجه، پیغام شاگردان عیسی که کم سواد بودند و از تحصیلات الهیات دین یهود نیز برخوردار نبودند، نمی توانست او را قانع سازد.
چرا شاگردان مسیح به پولس بشارت ندادند؟
ملاقات شاگردان با پولس که دشمن سرسخت مسیحیت بود، تقریبا غیرممکن بود، زیرا به محض مشاهده شاگردان، آن ها را دستگیر و روانه زندان می کرد! هم چنین پولس از مقامات شورای رهبری اسرائیل (سهندرین) بود، و یافتن و قرارملاقات با او چندان آسان به نظر نمی رسید.
ملاقات مسیح با پولس
او تعقیب و دستگیری مسیحیان را در دستور کار داشت. او در حالی عازم دمشق بود که مدارک لازم را برای دستگیری پیروان عیسی در اختیار داشت. او تصمیم داشت آن ها را به اورشلیم برگرداند و محاکمه کند.
در مسیر دمشق، رویدادی رخ داد. نوری از آُسمان در اطراف او تابید. او به زمین افتاد و صدایی شنید:"چرا بر من جفا می کنی؟" پولس پرسید:"تو کیستی؟" پاسخ آمد:"من عیسی هستم. همان کسی که تو بر او جفا می کنی..." خوشبختانه عده ای از دشمنان مسیحیت نیز همراه او شاهد این واقعه عجیب بودند. خداوند قادر مطلق است و می تواند معجزه نماید. او قادر است دشمن خود را به دوست وفادار تبدیل کند.
مخالفان مسیحیت معتقدند که پولس، مسیحیت را تحریف کرد. بنابراین این سئوال مطرح می شود که اگر خدا می دانست پولس تعالیم غلط را تعلیم خواهد داد، چرا به طور استثنایی با او ملاقات کرد؟ این ادعا، پیش دانی خدا را زیر سئوال می برد.
شخصیت پولس قبل از رویداد جاده دمشق، فردی غیرقابل تحمل، تندخو، شکنجه گر، متعصب مذهبی و مغرور بود. او بعد از دگرگونی توسط خداوند به شخصی بردبار، مهربان و فداکار تبدیل شد. چیزی که زندگی پولس را تبدیل کرد، یک تجربه روحانی عمیق بود. خدا او را از شکنجه گر مسیحیان به واعظ مسیح تبدیل کرد. همان طور که اشاره شد، پولس شخص تحصیل کرده در الهیات یهود بود. او برای درک دوران شریعت و تعالیم مسیح، به مدت سه سال در بیابان های یهودیه به سر برد و در طی این مدت، خداوند نکات زیادی را درباره الهیات مسیحی بر او مکشوف کرد که جزئیات آن رادر نامه هایش به کلیساها نوشت. شاگردان مسیح و پدران کلیسا هرگز با تعالیم و فعالیت های بشارتی پولس مخالفت نکردند.
پولس طی سه سفر بشارتی در سرتاسر امپراطوری روم، برای مسیح موعظه کرد. او نامه هایی به کلیساهای مختلف نوشت که قسمتی از عهد جدید را تشکیل می دهد.
شریعت خدا گناه را آشکار می سازد
مخالفان مسیحیت پولس را ضد شریعت معرفی می کنند، در حالی که خود پولس شریعت را نیکو می داند:"شریعت نیکوست و اشکالی در آن وجود ندارد. اشکال در من است که همچون یک برده به گناه فروخته شده ام. بنابراین، من اختیار عمل خود را ندارم، زیرا هر چه می کوشم کار درست انجام دهم، نمی توانم. بلکه کاری را انجام می دهم که از آن متنفرم! من به خوبی می دانم که آنچه می کنم، اشتباه است و وجدان ناراحت من نیز نشان می دهد که خوب بودن شریعت را تصدیق می کنم. اما کاری از دستم برنمی آید، زیرا کننده کارها من نیستم. این گناه درون من است که مرا وادار می کند مرتکب این اعمال زشت گردم، زیرا او از من قوی تر است" (رومیان فصل 7 آیات 14- 17). ضعف در دستورات شریعت نیست، بلکه اشکال در انسان است.
او در رساله های غلاطیان و رومیان نوشت که شریعت خدا می گوید خدا کیست؟ گناه چیست؟ (جنبه اطلاع رسانی دارد)، اما قادر به نجات انسان نمی باشد.
مطابق نگرش پیروان شریعت یهود، انسان توسط اجرای مو به موی احکام شریعت نجات خواهند یافت. به عبارت دیگر، شریعت را عامل نجات می داند. اما کدام انسان توانسته احکام شریعت را کاملا اجرا نماید؟ اگر شخص یکی از احکام را نادیده بگیرد، لعنت به سراغ او خواهد آمد. شریعت نیکوست، اما عامل نجات، تلاش و کوشش انسانی نیست. اگر شما با یک حیوان درنده روبرو شوید، آیا می توانید غیر مسلح و با اراده آزاد با آن بجنگید؟ شیطان از قدرت های مافوق طبیعی برخوردار است و به مراتب قوی تر از حیوانات درنده می باشد. نگرش مسیحیت این است که هر گاه احساس ضعف می کنیم، خدا دارد به ما یادآوری می کند که به او متکی باشیم و توکل نماییم. بنابراین، این خداوند است که انسان را از قلمرو قدرتمند شیطان نجات می بخشد. اوست که تغییر و تحول را در انسان ایجاد می کند و سرانجام خداوند قدرت مافوق طبیعی می دهد تا احکام الهی را انجام دهیم. کار خدا تبدیل است.
بنابراین نجات انسان از قلمرو گناه عملی است خارج از وجود ما که به رابطه ما خدا مربوط می شود. تقدیس و تجدید حیات روحانی، نتیجه عملکرد روح القدس می باشد که شخص را دگرگون می کند. شریعت بیانگر این نکته است که انسان برای نجات خودش چه می تواند بکند، ولی راه مسیحیت مربوط است به کاری که خدا برای نجات ما انجام داده است. این است تفاوت مسیحیت با ادیان دیگر.
بنابراین نجات انسان از قلمرو گناه عملی است خارج از وجود ما که به رابطه ما خدا مربوط می شود. تقدیس و تجدید حیات روحانی، نتیجه عملکرد روح القدس می باشد که شخص را دگرگون می کند. شریعت بیانگر این نکته است که انسان برای نجات خودش چه می تواند بکند، ولی راه مسیحیت مربوط است به کاری که خدا برای نجات ما انجام داده است. این است تفاوت مسیحیت با ادیان دیگر.
اشتراک در:
پستها (Atom)
