۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

مقصود مسیح از "دست و چشمت را دورافکن" چه بود؟ (متی فصل 5 آیات 29- 30)


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان مسیحیت به این سخن مسیح اعتراض می کنند و می پرسند:"چرا مسیح به پیروانش فرمان داد تا چشم خود را از حدقه درآورند یا دست خود را قطع کنند؟" برای بررسی این ادعای مخالفان، ابتدا باید متن انجیل متی فصل 5 آیات 27- 30 را مطالعه کنیم.
مسیح فرمود:"شنیده اید که گفته شده:"زنا نکن"، اما من به شما می گویم هرگاه مردی از روی شهوت به زنی نگاه کند، در دل خود با او زنا کرده است. پس اگر چشم راست تو باعث گمراهی تو می شود، آن را بیرون بیاور و دور انداز، زیرا بهتر است که عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا این که با تمام بدن به جهنم افکنده شوی. اگر دست راستت تو را گمراه می سازد، آن را قطع کن و دور انداز، زیرا بهتر است عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا این که با تمام بدن به جهنم بیفتی."
حکم "زنا نکن" برای نخستین بار در شریعت عهد عتیق ذکر شد (خروج فصل 20 آیه 14). با این توصیف، به نظر می رسد که یهودیان (عبرانیان) از این حکم آگاهی داشتند، زیرا همگی از مخالفت یوسف با پیشنهاد زن فوطیفار مطلع بودند. یوسف به آن زن اغواگر گفت:"این عمل گناهی بزرگ نسبت به خداست" (پیدایش فصل 39 آیه 9). شکی نیست که خدا حکم "زنا نکن" را با نسل آدم و هم چنین نوح، خنوخ و ابراهیم درمیان گذاشته بود. خدا نمی خواست که امور غیراخلاقی وارد زندگی ایمانداران شود.
یوسف به زن فوطیفار نگفت:"ممکن است با این عمل به تو آسیب برسانم" یا "این عمل، گناهی است نسبت به فوطیفار". یوسف می دانست که گناه جنسی فقط بین دو نفری که با هم گناه می کنند نیست، بلکه این کار نااطاعتی از خداست. قرن ها بعد، خداوند حکم "زنا نکن" را در شریعت یهود گنجاند و این حکم به طور مکتوب در اختیار قوم اسرائیل قرار گرفت.
حکم "زنا نکن" فقط به بی وفایی و خیانت در زندگی زناشویی محدود نمی شود و دربرگیرنده محدوده وسیع تری می باشد. این حکم دربردارنده هرگونه رابطه جنسی خارج از روابط زناشویی است که شامل اعمالی نظیر لاس زدن، ماجراجویی های جنسی و تجربیات فرد مجرد در امور جنسی نیز می باشد. بنابراین این حکم در مورد تمام جوانب انحرافات جنسی صادق می باشد.
در دوران شریعت، یک شخص ممکن است از این که هیچگاه از این فرمان سرپیچی نکرده است، احساس غرور و تقدس کند، در حالی که "چشمانش سرشار از زنا" است (دوم پطرس فصل 2 آیه 14). از آن جا که مردم درون آن شخص را نمی بیند، به او احترام می گذارند. اما مسیح به شاگردانش فرمود که حفظ ظاهر کافی نیست.
وقتی عیسی می گوید" من می گویم"، منظورش منسوخ کردن احکام خدا یا اضافه کردن عقاید شخصی خود به آن نبود. او قصد داشت مفهوم کاملی ارائه دهد از این که چرا خدا چنین حکمی را تعیین کرده است. شریعت عمل زنا را ممنوع کرد، اما مسیح حتی تمایل به زنا را ممنوع اعلام نمود:"هرگاه مردی از روی شهوت به زنی نگاه کند، در دل خود با او زنا کرده است." به عبارت دیگر، گناه از ذهن آغاز شده و اگر آن را پرورش دهیم، عاقبت مرتکب همان گناه خواهیم شد. پس معنی واقعی حکم "زنا نکن" بسیار گسترده تر از پرهیز از خود عمل جنسی است. بدین ترتیب ما با گفتارمان می توانیم مرتکب قتل شویم (متی فصل 5 آیه 22) و با فکرمان مرتکب زنا شویم (متی فصل 5 آیه 28) .
آیا خدا با روابط جنسی مخالف است؟
خدا با روابط جنسی کاملا موافق است. اگر مخالف بود آن را هرگز خلق نمی کرد. از دیدگاه خدا، روابط جنسی بسیار نیکو است، مشروط بر آن که در چارچوب درست قرار بگیرد.
کلام خدا می فرماید:"با زنت خوش باش و از همسر خود که در ایام جوانی با او ازدواج کرده ای، لذت ببر. دلبری ها و آغوش او تو را کافی باشد و قلب تو فقط از عشق او سرشار گردد" (امثال سلیمان فصل 5 آیات 18- 19). اراده خدا این نیست که ازدواج خسته کننده، بی روح و تحمیلی باشد. رابطه جنسی هدیه ای است که خدا به اشخاص متاهل می دهد تا از یکدیگر لذت ببرند. لذت جنسی را باید در چارچوبی که خدا فراهم کرده است، یعنی ازدواج بیابیم. هم چنین کتاب غزل غزل ها، شعری در مدح شادی های زندگی زناشویی است.
در کتاب مقدس آیه ای یافت نمی شود که روابط جنسی را گناه آلود، ناپاک و اشتباه قلمداد کند. روابط جنسی درخارج از چارچوب ازدواج تایید نشده است. در نظر خدا، سکس امر بسیار نیکو و عالی می باشد. خداوند به سه دلیل سکس را به وجود آورد: تولید مثل، اتحاد میان زن و شوهر و لذت و شادی.
بسیاری از مردم تصور می کنند خدا مخالف لذت و سرگرمی جنسی است. آنان فکر می کنند که خدا می خواهد تا عواطف جنسی دائما سرکوب شود. در حالی که این استنباط نادرست، به عقده های روانی منجر می شود. البته خدا می توانست روابط جنسی را کسل کننده و اجباری خلق کند. اما او این کار را نکرد، بلکه آن را به تجربه ای جذاب، رمانتیک، نشاط آور و هیجان انگیز تبدیل کرد.
چرا خدا برای روابط جنسی محدودیت گذاشته است؟
دلیل آن محبت خدا نسبت به ما می باشد. این محبت ما را از عواقب و پیامدهای منفی بازمی دارد. بسیاری معتفدند که روابط جنسی قبل از ازدواج، مفید و سالم است، در حالی که تجربه نشان داده، عواقب آن به رنج و درد منجر می شود. ابتلا به بیماری های مقاربتی می تواند یکی از اثرات و نتایج برقرار کردن رابطه جنسی باشد. تصورش را بکنید که چقدر دردآور است، وقتی شخص سال ها بعد پی ببرد که با داشتن روابط جنسی بر بدن خود، آسیبی التیام ناپذیر وارد آورده است. در امثال سلیمان فصل 5 آیات 11- 12 می خوانیم:"عاقبت بیمار شده و از شدت درماندگی بنالید و بگویید که کاش گوش می دادم! کاش که تسلیم هوی و هوس هایم نمی شدم" هم چنین رابطه جنسی به تولد فرزندان نامشروع و سقط جنین منجر می شود. هر کدام از این ها به نوبه خود عاقبتی دردناک دارد.
برای مثال در موقع بارداری، بدن برای حفظ جنین و نیز مراحل زایمان آماده می‌شود و غدد با ترشح هورمن‌های مختلف، بدن را برای این روند جدید آماده می‌کنند. وقتی روند سقط جنین شروع می شود، بدن برای این دخالت نا به‌هنگام آمادگی ندارد و در اثر ترشح هورمون ها، ناهنجاری به وجود می‌آید که منجر به عوارض جسمی و روانی ناشی از سقط جنین می‌گردد.
تحقیقات نشان داده است، زنانی که تقریبا هم زمان با چند مرد رابطه جنسی دارند، میزان لذت جنسی آنان به مراتب کم تر از زنی است که با شوهر خود رابطه برقرار می کند. به هنگام قرار ملاقات های زن و مرد جهت آشنایی بیشتر، زنا مانع می شود تا صمیمیت عمیق میان آن دو شکل بگیرد و یکدیگر را به درستی بشناسند. دختر و پسری که با یکدیگر رابطه نامشروع برقرار می کنند، اغلب نظرشان در مورد یکدیگر تغییر می کند. پسر پی می برد که دیگر احساس سابق را نسبت به آن دختر ندارد و او در نظرش کم تر جذاب به نظر می آید. دختر هم حس می کند که مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. گزارش کتاب مقدس را در مورد امنون جوان به خاطر بیاورید که چگونه در عشق تامار می سوخت. اما بعد از روابط جنسی با تامار، "عشق امنون به نفرت تبدیل شد و شدت نفرتش بیش از عشقی بود که قبلا داشت. او به تامار گفت: از این جا برو بیرون" (دوم سموئیل فصل 13 آیه 15). عشق و شهوت با هم تفاوت دارند. امنون بعد از تجاوز به خواهر ناتنی خود، عشقش به نفرت تبدیل شد. اگرچه ادعا کرده بود که عاشق است، اما در واقع شهوت بر او چیره شده بود. عشق صبور است، اما شهوت ارضای جنسی فوری می طلبد.
تحقیقات کارشناسان ثابت کرده که اکثر زوج هایی که از زندگی زناشویی طولانی برخوردار بوده اند، از نظر روانی و جسمی سالم تر از مجردهایی بوده اند که در طول زندگی شان بارها با زنان یا مردان، روابط کوتاه مدت داشته اند. عدم اعتماد به کیفیت وسایل پیشگیری از حاملگی، ترس و نگرانی ازابتلا به بیماری های مقاربتی، احساس تقصیر و گناه، آسیب های روانی، سوءاستفاده از احساسات و عواطف، هدر شدن وقت و صرف بودجه از مشکلات روابط کوتاه مدت خارج از ازدواج است.
محبت واقعی حسود و خودخواه نیست (اول قرنتیان فصل 13 آیات 4- 5). محبتی که بنا کننده رابطه جاودانی است، نمی تواند بر اساس شهوت کورکورانه باشد.
خداوند فرمود:"زنا نکن" (خروج فصل 20 آیه 14). مقصود او این بود که جامعه به بی بند و باری و فساد اخلاقی سوق داده نشود و در زندگی زناشویی خیانت و عدم اعتماد میان زن و شوهربه وجود نیاید. آسیب های روانی، بچه های طلاق، کودکان بی سرپرست یا فرزندان بدون مادر یا پدر از مضرات خیانت و زنا است. بدین ترتیب، چهره جامعه زشت و افسرده شده و زمینه را برای بزهکاری، اعتیاد وفحشاء آماده می سازد. در نتیجه پلیس، زندان، مراکز بازپروری و صرف بودجه های هنگفت نیز نمی توانند این گونه مشکلات را از سراسر جامعه پاک نمایند. اگر خدا و قوانین الهی وجود نداشت، روابط جنسی بی هدف و ویرانگر بود.
بنابراین، مخالفت خدا با زنا برای حفظ سلامت جسم و روان فرد و اجتناب از سقوط جامعه کاملا قابل درک است. در مسیحیت، قانون صیغه وجود ندارد. مسیحیت مردم را به ازدواج ماندگار و دائمی تشویق و ترغیب می کند تا زن و شوهر در چارچوب ازدواج از مزایای روابط جنسی لذت ببرند.
ازدواج آزمایشی یا شهوت جسم
در دنیای امروز، بسیاری از زوج ها ادعا می کنند که زندگی مشترک پیش از ازدواج، آن ها را یاری می کند تا دریابند تا چه حد با یکدیگر هماهنگی دارند. اما ازدواج آزمایشی حساس ترین جنبه ازدواج، یعنی "تعهد" را محک نمی زند. هیچ ترتیبات دیگری به جز ازدواج نمی تواند برای هر دو طرف تا این حد احساس مصونیت و ایمنی به ارمغان آورد، همبن طور برای فرزندانی که ممکن است از این پیوند به وجود آیند. از دیدگاه خدا، زندگی مشترک با رضایت طرفین و بدون امتیاز ازدواج، زنا محسوب می شود (اول قرنتیان فصل 6 آیه 18، عبرانیان فصل 13 آیه 4).
چرا مسیح به پیروانش فرمان داد تا چشم خود را از حدقه درآورند یا دست خود را قطع کنند؟
استدلال عیسی چنین است: اگر نگاه شهوانی معادل زنا در دل است، زیرا چشم جسمانی، چشم دل را تحریک می کند، پس تنها راه برای حل مشکل کنترل چشم است. ایوب چنین دعا کرد:"با چشمان خود عهد بسته ام، پس چگونه بر دوشیزه ای نظر افکنم؟... اگر قلبم در پی چشمانم رفته..." (ایوب فصل 31 آیات 1، 7 و 9). ایوب که در دوران قبل از شریعت زندگی می کرد، می پذیرد که چشم جسمانی می تواند ذهن او را آلوده سازد و در نتیجه مستحق مجازات الهی می باشد.
در این جا باید به نحوه پوشیدن لباس اشاره کرد. پوشیدن لباس زیبا یک چیز است و پوشیدن لباس به منظور جلب جنس مخالف، چیز دیگر. خانم ها تفاوت این دو را می دانند، ما مردان نیز می دانیم.
به آیات 29 و 30 توجه می کنیم:"اگر چشم راست تو باعث گمراهی تو می شود، آن را بیرون بیاور و دور انداز، زیرا بهتر است که عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا این که با تمام بدن به جهنم افکنده شوی. اگر دست راستت تو را گمراه می سازد، آن را قطع کن و دور انداز، زیرا بهتر است عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا این که با تمام بدن به جهنم بیفتی."
اگر مقصود واقعی مسیح، کندن چشم و قطع دست و پا بود، بنابراین او حکمی خشن و تکان دهنده ارائه داده است! آیا مقصود مسیح آن بود که ایمانداران مسیحی برای مقابله با گناه، خود را معلول و ناقص العضو سازند؟ آیا نابینایان در دل خود شهوت ندارند؟
وقتی عیسی گفت دست یا چشم خود را دور افکنید، در واقع دست یا چشم را به طور استعاری به کار می برد. منظور او این نبود که به حذف فیزیکی اعضای بدن اقدام کنیم. مثلا مسیح در جای دیگر تعلیم می دهد که پیروانش باید صلیب خود را بردارند. آیا منظور او آن بود که همه پیروانش شهید خواهند شد؟ برداشتن صلیب برای پیروی از عیسی، یعنی پشت کردن به اعمال گناه آلود، آن هم با چنان قاطعیتی که گویی گناهان را به مرگ سپرده ایم (مرقس فصل 8 آیه 34، رومیان فصل 8 آیه 13، غلاطیان فصل 5 آیه 24، کولسیان فصل 3 آیه 5). در واقع، مسیح مثال می زند و یک فرض را مطرح می کند.
قطع اعضای بدن مانند دست، پا و چشم نمی تواند مانع گناه شود. هدف خدا آن نیست که برای مقابله با گناه، خود را به فرد ناقص و معلول تبدیل سازیم. گناه در فکر و اندیشه انسان حضور دارد و قطع اعضای بدن، مانع از ارتکاب گناه در ذهن نخواهد شد. واقعیت این است که عملکرد دست و پا و چشم، حاصل اندیشه و تفکرات است. اگر اندیشه منفی به تفکر مثبت تبدیل شود، عملکرد اعضای بدن نیز مفید و سودمند خواهد بود. برخی می گویند که قطع دست و پا یا چشم مانع از تکرار جنایت و ناامنی خواهد شد، در حالی که قضاوت و داوری خداوند شامل درون انسان هم می شود که از دیده ها پنهان است. عیب رهبران مذهبی یهود آن بود که به اطاعت ظاهری از احکام قانع بودند، بی آن که اجازه دهند احکام خدا، درون آن ها را تغییر دهد.
وقتی به وسوسه ها جواب منفی می دهیم، به زبان مجازی و استعاری، چشم مان را در می آوریم، یا دست و پای مان را قطع می کنیم. مثلا از خواندن برخی مطالب، شنیدن جوک های کثیف، دیدن فیلم یا رفتن به برخی از مکان ها خودداری می کنیم. بهتر است از برخی از امکانات انحرافی که دنیای سقوط کرده و آغشته به گناه در اختیارمان می گذارد، چشم پوشی کنیم، تا ابدیت را با خدا بگذرانیم، در غیر این صورت در خطر هلاکت ابدی قرار می گیریم. شکی نیست که دیگران ما را تمسخر خواهند کرد، اما این سئوال مطرح می شود: آیا حاضریم به خاطر منافع ابدی، این تمسخر را تحمل کنیم یا نه؟ آیا می خواهیم همرنگ جماعت شویم یا همرنگ عیسی؟ آیا می خواهیم برای این دنیا زندگی کنیم یا برای عالم آینده؟
یکی از شباهت های مسیحیت با ادیان دیگر، اعتقاد به قانون طلایی است. مثلا حکم "زنا نکن" در ادیان دیگر نیز یافت می شود. اگر تنها کاری که عیسی مسیح می کرد این بود که موعظه و قانون طلایی را به ما بدهد، در عمل بیشتر سرخورده می شدیم. عده اندکی این احکام را مراعات می کنند. مشکل ما هرگز این نبود که نمی دانیم چه کار بکنیم. مشکل ما بیشتر این است که قدرت یا توانایی انجام کارهایی را نداریم که می دانیم سودمند، اخلاقی، نیکو، عادلانه، درستکارانه و پر محبت است.
عیسی مسیح نه تنها قانون طلایی را تعلیم داد، بلکه آمد تا قدرت انجام آن را نیز به ما بدهد. این تمایز اصلی میان مسیحیت و سایر ادیان است. مسیح قدرت خود را به ما ارزانی می دارد تا آن گونه که باید زندگی کنیم. او کاری برای ما انجام می دهد که ما برای خود نمی توانیم انجام دهیم.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۶, شنبه

آیا متی و لوقا در ارائه گزارش مرگ یهودای اسخریوطی دچار تناقض گویی شده بودند؟


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان ادعا می کنند که نحوه مرگ یهودای اسخریوطی (یکی از حواریون که به مسیح خیانت کرد، سپس پشیمان شد و خودکشی نمود) در روایت های متی و اعمال رسولان اختلاف دارد. در متی آمده که یهودا خود را حلق آویز کرد، اما در کتاب اعمال گفته شده که یهودا در مزرعه ای با سر به زمین افتاد و بدنش پاره شد و امعاء و احشایش بیرون ریخت. آن ها می پرسند:"چگونه هر دو روایت می تواند درست باشد؟"
یک. منتقدان هر دو متن را با دقت بررسی نکرده اند. هر دو متن (متی فصل 27 آیات 3 تا 10 و اعمال رسولان فصل 1 آیات 16 تا 20) به "مزرعه خون" اشاره می کنند.
دو.مخاطب پطرس در کتاب اعمال، شاگردان مسیح می باشد. آن ها همگی می دانستند دقیقا چه اتفاقی افتاده. پس نیازی به توضیح واضحات نبود. مردم شهر اورشلیم هم درباره نحوه مرگ یهودا شنیده بودند.
سه. پشیمانی یهودا، توبه حقیقی نبود، بلکه تاسف ناشی از عذاب وجدان بود. یهودا فکر کرد که با بازگرداندن پولی که کاهن اعظم به خاطر تسلیم عیسی به او داده، می تواند وجدان خود را آرام سازد (متی فصل بیست و ششم آیه پانزدهم). اما پس دادن پول ها، وجدان یهودا را آسوده نکرد. انسان بدون توبه حقیقی نمی تواند پاک شود. پیروان عیسی او را نکوهش می کردند و خودش نیز از خود متنفر شد. متوجه گناه خود شد. او حتی گناهش را به رهبران مذهبی یهود، اعتراف کرد (متی فصل 27 آیه 4). اما این کافی نبود. بسیاری از مجرمان بزرگ می توانند بگویند که "گناه کرده ام"، بی آن که توبه کنند. توبه یعنی فروتن کردن خویشتن در حضور خدا و درخواست رحمت و سپس رویگردان شدن از گناه. اعتراف گناه، تنها اولین گام در راه توبه است (اول یوحنا فصل 1 آیه 9).
رهبران مذهبی یهود به وجدان ناآرام یهودا اهمیتی ندادند. آن ها در گناه او شریک بودند، اما احساس ندامت نمی کردند. حتی سعی نکردند تا یهودا را دلداری دهند. آن ها او را با وحشت و نومیدی اش به حال خود گذاشتند. شریک های گناه هرگز در پایان ماجرا، دوستان وفاداری از آب در نمی آیند.
یهودا در نومیدی خود، از زندگی خود منزجر شد و خود را حلق آویز کرد. به هنگام مرگ یا کمی بعد از مرگش، به زمین افتاد.
باستان شناسان در محلی که طبق سنت، مکان مرگ یهودا محسوب می شود، مشاهده کرده اند که مزرعه خون، در پایین یک صخره مرتفع در بیرون از اورشلیم قرار دارد. بنابراین، روایت اعمال رسولان درست است. دلیل نامگذاری مزرعه خون، این بود که یهودا بعد از حلق آویز کردن خود، به آن زمین افتاد و زمین آغشته به خون شد. این نکته را مردم اورشلیم می دانستند.
طبق روایت متی، رهبران مذهبی یهود با پولی که یهودا بازگردانده بود، زمینی خریدند که به مزرعه کوزه گر مشهور است. از آن جا که پولی که به یهودا پرداخت شده بود، احتمالا از خزانه معبد بود، پذیرفتن آن پول که برای قتل پرداخت شده بود، مطابق شریعت، گناه تلقی می گردید. بنابراین، آنان آن زمین را برای تدفین غیر یهودیانی خریدند که در اورشلیم از فوت می کردند.
چهار. بر طبق اعمال رسولان فصل یکم آیه هجدهم، این مزرعه را یهودا خرید. اما این فقط حالت شرعی قضیه بود. مزرعه را در واقع کاهنان خریدند، اما از آن جا که نمی خواستند مایملک یهودا را وارد بیت المال کنند، زمین را به نام یهودا خریدند. در این صورت، زمین فقط از لحاظ شرعی از آن یهودا بود، بنابراین می توان گفت که یهودا آن را خرید.
نمایی از مزرعه خون در اورشلیم






۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۵, جمعه

* مگر میشود از چیزی که نیست به کسی داد ؛ مذاهب چون بخشش خداوند را ندارند ، بخشش هم ندارند ، اما در مسیح خداوند چون همینک بخشیده شده ایم ؛ روحییه بخشش را نیز دارا می باشیم . و هرکه بیشتر می بخشد، بیشتر بخشیده شده و بخشیده خواهد شد... آمین

صـعـود شکوهمند عیسی مسیح مبارک باد همیشه صحنه رفتن و جدا شدن عزیزانیکه دوستشان داریم برایمان غمگین کننده و تلخ است. اما چرا صحنه رفتن عیسی مسیح برخلاف تمام جدا شدنها یک صحنه بسیار شادی بخش و امیدوار کننده بود؟ . چون قبل از رفتن به آنها دلیلهای لازم برای ادامه زندگی شان بخشید اعمال 1 : 3 چون قبل از رفتن به آنها اقـتـدار لازم برای ادامه ایمانشان بخشید مرقس 16 : 17 چون قبل از رفتن به آنها برکـت لازم برای ادامه خدمتشان بخشید لوقا 24 :50 چون قبل از رفتن به آنها امــیـد لازم برای ادامه رویاهایشان بخشید یوحنا 14 : 26 . سالها بعد یک پزشک و تاریخ نویس غیر یهودی بنام لوقا درمورد صعود مسیح نوشت عیسی مسیح در حین برکت دادن به شاگردانش از آنها جدا شـد و آنها او را پرستش کرده و با خوشی عظیم به اورشلیم برگشتند . لوقا 24 : 52 جلیل سپهر

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

اگر مسیح اختیار آسمان و زمین را دارد چرا می گوید من اين اختيار را ندارم كه بگويم چه كسي در دست راست يا چپ من بنشيند؟ (متی فصل 20 آیه 23)


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که مسیح مدعی شده اختیار آسمان و زمین را دارد (متی فصل 28 آیه 18)، اما به مادر یعقوب و یوحنا می گوید:"من اين اختيار را ندارم كه بگويم چه كسي در دست راست يا چپ من بنشيند" (متی فصل20 آیه 23). مخالفان می پرسند:"کدام سخن عیسی را باور کنیم اینکه اختیاری ندارد یا تمام اختیار آسمان و زمین به او داده شده است؟"
مطابق گزارش متی (فصل 20 آیات 20- 28)، مادر یعقوب و یوحنا، دو پسر خود را نزد عیسی آورد و از او خواهش کرد:"وقتی در ملکوت خود، بر تخت سلطنت نشستید، اجازه بفرمایید یکی از پسرانم در دست راست و دیگری در دست چپ شما بنشیند." عیسی در جواب گفت:"تو نمی دانی چه می خواهی؟"
مطابق گزارش متی (فصل 27 آیه 56)، مادر یعقوب و یوحنا وقتی عیسی را مصلوب کردند، در پای صلیب بود. برخی از کارشناسان کتاب مقدس معتقدند که او خواهر مریم، مادر عیسی بوده است. شاید رابطه خویشاوندی نزدیک موجب شد که او این درخواست جاه طلبانه را برای پسرانش از عیسی بکند.
نشستن بر دست راست و دست چپ، نشانه قدرت و شهرت بود.
یعقوب، یوحنا و مادرشان تعلیم قبلی عیسی درباره پاداش (فصل 19 آیات 16- 30) و زندگی جاودانی (فصل 20 آیات 1- 16) را درک نکرده بودند. مسیح در فصل 19 آیه 28 فرمود:"وقتی من در آن دنیا جدید بر تخت بنشینم، شما شاگردان من نیز بر دوازده تخت نشسته، دوازده قبیله اسرائیل را داوری خواهید کرد." این پاداش پس زمینه ای از درخواست مادر یعقوب و یوحنا بود. شاگردان با شنیدن این پیشنهاد یعقوب و یوحنا و مادرشان، سخت رنجیدند (آیه 24). زیرا این درخواست، مقام یعقوب و یوحنا را از سایر شاگردان در وضعیت برتر قرار می داد. در حالی که مسیح هرگز به این نکته اشاره نکرده بود که کسانی که در سمت چپ و راست او بنشینند، برتر از سایر شاگردان خواهند بود!
مسیح از یعقوب و یوحنا پرسید:"آیا می توانید مانند من متحمل رنج و عذاب بشوید؟" آن ها جواب دادند:" بله، می توانیم."
شاید پاسخ مثبت برادران ناشی از تعصب بود تا آگاهی. آن ها نمی فهمیدند که قبل از زندگی در جلال ملکوت خدا، با چه رنج و عذابی روبرو خواهند شد. مثلا مسیح باید با رنج صلیب روبرو می شد. آنان خواهان تاج پادشاهی بدون رنج و عذاب صلیب (مشکلات و جفا و آزار اذیت از سوی مخالفان مسیحیت) بودند. به یاد آورید وقتی مسیح در باغ جستسیمانی غرق غم و اندوه بود، یعقوب و یوحنا به جای دعا، خوابیده بودند (فصل 26 آیات 37- 38 و 40، 43). و وقتی مسیح دستگیر شد، گریختند (فصل 26 آیه 56).
عیسی به آن ها اطمینان بخشید که در واقع آن ها از جام او خواهند نوشید. بعدها، یعقوب را به خاطر ایمانش به قتل رساندند و یوحنا را به جزیره پطموس تبعید کردند. تحول عمیق یعقوب و یوحنا از روز پنطیکاست (تاسیس کلیسا) آغاز شد. در آن روز، روح القدس قدرت مافوق طبیعی به شاگردان مسیح داد. آنان به افراد شجاع و بی باک و به عطایای روحانی مانند تعلیم و شفا دادن مجهز شدند (اعمال رسولان فصل 1 آیه 8، فصل 2). نتایج عملکرد روح القدس در شاگردان مسیح فوق العاده شگفت انگیز بود.
سپس عیسی به تثلیث (پدر، پسر و روح القدس) اشاره فرمود. او توضیح داد که او خدای پدر در این مورد تصمیم خواهد گرفت. او پاداش های عالی را به کسانی خواهد داد که علی رغم مشکلات و سختی ها، به مسیح وفادار ماندند.
مسیح به قانون ملکوت خدا اشاره کرد:"در این دنیا، حکمرانان بر مردم ریاست می کنند و به زیردستان خود دستور می دهند. ولی شما چنین نباشید. اگر کسی از شما می خواهد در میان شما از همه بزرگ تر باشد، باید خدمتگزار همه باشد. اگر می خواهد مقامش از همه بالاتر باشد، باید غلام همه باشد. من که مسیحم، نیامدم تا به من خدمت کنند. من آمده ام تا به مردم خدمت کنم و جانم را در راه نجات بسیاری فدا سازم." (آیات 25- 28).
مسیح روش جدیدی از رهبری را توصیف کرد: به جای بهره کشی، به مردم خدمت کنیم. رهبر واقعی برای دیگران ارزش قائل می شود و روحیه فداکاری دارد.
مسیح نمونه کامل خدمت متواضعانه است. تمام هدف او از آمدن به زمین، خدمت و فدا کردن جانش برای نجات بشر از قلمرو گناه بود. فکر کردن به این نکته که خداوند در آخور متولد شد و با فروتنی بر صلیب مصلوب شد، شگفت انگیز است. عظمت او در عمق فروتنی و تواضعش ظهور نمود. زندگی مسیح، الگویی است برای ما.
بنابراین، هر شخص آرزوی بزرگی دارد و می خواهد اول شود، باید به یک خادم فروتن تبدیل شود.



وقتی پیش رویت قفل ها و درب های بسته میبینی یعنی شرارت دنیا نقشش را بخوبی ایفا کرده و حالا نوبت تو است که نقشت را بعنوان باز کننده درب های بسته بخوبی ایفا کنی . در داستان زندگی هیچ قفلی بدون کلید ساخته نمیشود اگر قفل ها دست شرارت این دنیاست ولی مسیح گفت: کلیدهای ملکوت در دست تــو است و آنچه را در زمین باز کنید در آسمان باز کرده خواهد شد و هر چه را در زمین ببندی در آسمان بسته خواهد شـد . متی 16 : 19 . جلیل سپهر

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

آیا عیسی به پیامبران توهین کرد؟ (یوحنا فصل 10 آیه 8)


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یکی از ادعاهای مخالفان مسیحیت آن است که عيسي به پيامبران الهي توهين کرد وبا كمال بي احترامي آن ها را دزد و راهزن خطاب نمود (یوحنا فصل 10 آیه 8). آیا این ادعا صحیح است؟
نخست، یوحنا فصل 10 آیه 8 را مطالعه نموده و سپس بررسی آن را می کنیم:
"دیگران که پیش از من آمدند، همه دزد و راهزن بودند. به همین جهت، گوسفندان واقعی به سخنان آن ها گوش ندادند!"
مخالفان با سوءاستفاده از کتاب مقدس، مخاطبان خود را گمراه می سازند. نقل قول یک آیه از کتاب مقدس به طور ناقص یا بدون در نظر گرفتن کل متن، غالبا مفهومی کاملا اشتباه را ارائه می دهد. فصل دهم انجیل یوحنا با فصل نهم در ارتباط است. رهبران مذهبی یهود شاهد معجزه مسیح بودند و می دانستند که مسیح، شخص نابینایی را شفا داد. آنان مردی را که شفا یافته بود، بازداشت کردند. آن مرد در جمع رهبران مذهبی گفت:"اگر این شخص از طرف خدا نبود، چطور می توانست مرا شفا دهد؟" (فصل 9 آیه 33). رهبران مذهبی او را از کنیسه اخراج کردند. در آخرین آیات فصل نهم، عیسی علمای مذهبی را کوردل نامید (آیات 39- 41) و در فصل دهم، بلافاصله بعد از این که به فریسیان، کوری روحانی شان را گوشتزد کرد، شروع به حکایت در مورد شبان نیکو و گوسفندان واقعی نمود.
در دوران باستان، آغل گوسفندان فقط دارای یک در بود. بعد از آن که گوسفندان وارد آغل می شدند، در بسته می شد. صبح روز بعد، چوپان در را باز کرده و گوسفندان را صدا می زد. گوسفندان با تشخیص صدای چوپان، او را دنبال می کردند. اگر دزدی سعی می کرد که در شب وارد آغل شود، می بایست از روی دیوار حصاردار وارد شود. علاوه بر این، گوسفندان صدای شخص غریبه را نمی شناختند و در نتیجه ناراحت و مضطرب می شدند.
در آیه هشتم، مسیح می فرماید:"گوسفندان واقعی به سخنان آن ها گوش ندادند!" که اشاره او به پیروان واقعی او از جمله مردی که شفا یافته بود، می باشد. بنابراین، دزد، نمادی از رهبران مذهبی ریاکار بود. مسیح به عملکرد دزد اشاره می کند:"کار دزد این است که بدزدد، بکشد و نابود کند" (آیه 10). پیامبران الهی دارای چنین خصوصیاتی نبوده اند.
مقصود مسیح از "دیگران که پیش از من آمدند" رهبران مذهبی یهود بود که زیر نفوذ شیطان قرار داشتند.
این رهبران کوردل، شبانان حقیقی نبودند. عیسی خطاب به رهبران مذهبی یهود گفت:"خون مردم بی گناهی که شهید شده اند، به گردن شما خواهد بود، از هابیل معصوم گرفته تا زکریا که او را در داخل خانه خدا، بین عبادتگاه و قربانگاه کشتید" (متی فصل 23 آیه 35). عیسی علمای مذهبی یهود را محکوم کرد، چون ظاهری مقدس و پرهیزکار داشتند، اما باطن آن ها سرشار از گناه و طمع بود.
هم چنین اشاره مسیح به افراد سیاسی نیز بود که وعده های آزادی به قوم اسرائیل داده بودند و رهبری شورش هایی را بر عهده داشتند که همگی به شکست انجامید (اعمال رسولان فصل 5 آیات 36- 37 و فصل 21 آیه 38).