۱۳۹۳ دی ۲۹, دوشنبه

آیا پیرو دین و آیین والدین هستیم؟ اگر چنین اظهار نظر کنیم که از آن جا که اجداد و والدین من این آئین و روش را داشتند، من هم باید پیرو آن باشم، این انتخابی بر مبنای گزینش نسل های قبل است و انتخابی فکورانه نیست. ایمانی که آزمایش نشود، ارزش ندارد و پیروی از آن کورکورانه است. باید ببینیم این ایمان دارای چه دلایل و شواهدی است: آیا معجزات خداوند را در زندگی ام می بینم؟ آیا تغییر و تحول مثبت و مفید در شخصیت من ایجاد کرده است؟ آیا عاشق و شیفته خداوند شده ام، به طوری که بخواهم با او در طول روز دائما صحبت کنم؟ آیا می توانم دشمنانم را با قدرت روح القدس (روح خدا) ببخشم؟ آیا به هنگام مواجه با مشکلات و سختی ها، در خودم آرامش، صبر و شادی الهی را مشاهده و احساس می کنم؟ آیا وقتی به نام عیسی مسیح خداوند دعا می کنم، اتفاق مثبتی رخ می دهد؟ آیا شواهد تاریخی و کشفیات باستان شناسی، وقایع کتاب مقدس و صحت متن را تایید می کند؟

مهران پورپشنگ

زندگی جنگ است جـا نـا بــهر جنگ آمــاده شــو : دو اسـلحه در دنیا برای جنگیدن وجود دارد یکی مرگ میبخشد و یکی حیات میبخشد یکی مجبور میکند و یکی مجذوب میکند یکی اسیر میکند و یکی آزاد میسازد یک نابود میکند و یکی بنا میکند . یکی کلام مقتدر دهــان خداست که از شمشیر دو لبه هم تیز ترو نافــذترست و یکی را انسان آفریده که حاصل ترس و عدم امنیت و ضعف منطق و عدم به نتیجه رسیدن در منافع درون همیشه مضطرب انسانها با یکدیگرست . . تـو کدام یکی را نتخاب کرده ای ؟ اسلحه روحانی کلام خدا ؟ یا اسلحه جسمانی انسان ؟ بستگی دارد درگیر کدام نــوع جنگی هسـتی ؟ جنگی جسمانی و احساسی؟ یا جنگی روحــانـی و منطقی ؟ . اسلحه جنگ جسمانی هابیل های بی گناه و مظلوم را بخاک و خون میکشد اسلحه جنگ روحانی مریم مجدلیه گناهکار و سولس قاتل را رسول مقدس میسازد . میدانم که جنگ جنگ است ولی نوع جنگیدن با مشکلات زندگی ست که نوع اسلحه ترا مشخص میکند . یقین بدان اگـــر فکــر میکنی با اسلحه روحانی و منطقی کلام خدا نمیتوانی به نتایج دلخواهت برسی هرگز با اسلحه نفرت انگیز جسمانی به نتیجه مبارکی در جنگ زندگی نخواهی رسید . و یقین بــدان که برای برداشتن هرکدام از این دو اسلحه باید دیگری را زمین بگذاری . جلیل سپهر

۱۳۹۳ دی ۲۸, یکشنبه

آیا منظور مسیح از گفتن "پیامبر همه جا مورد احترام مردم است، مگر در شهر خود"، آن بود که خود را پیامبر معرفی کرد؟ (متی فصل 13 آیه 57)

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
عیسی به ناصره بازگشته بود. جایی که یک سال قبل از آن او را از کنیسه اخراج کردند (لوقا فصل چهارم آیات شانزده تا سی). مسیح دوباره به اهالی شهر ناصره فرصت دیگری داد تا کلام او را بشنوند، ایمان بیاورند و نجات بیابند. اما قلب مردم هنوز سخت بود.
مردم ناصره چه مشکلی با عیسی داشتند؟ مسیح حدود سی سال با آن ها زندگی کرده بود. او را در کارگاه نجاری یوسف دیده بودند. از دید آن ها عیسی فقط یکی از اهالی ناصره بود. یک آدم معمولی که شغلش نجاری بود! اما مسیح بیش از یک نجار بود.
عیسی زمانی که کودک بود، ستاره شناسان امپراطوری پارس در برابر او سجده کردند و او را پرستیدند (متی فصل دوم آیه یازدهم). او بارها مورد پرستش قرار گرفت (متی فصل چهاردهم آیه سی و سوم و فصل بیست و هشتم آیه نهم، انجیل یوحنا فصل نهم آیه38). فرشتگان، پیامبران و رسولان هرگز اجازه نمی دادند که مورد پرستش قرار بگیرند. مسیح به رهبران مذهبی یهود گفت که او پیش از ابراهیم وجود داشت. آنان سخن او را کفرآمیز تلقی کردند و تصمیم گرفتند تا او را سنگسار کنند. مسیح در تعالیم خویش هرگز نمی گفت:"خداوند می فرماید". او با اقتدار تعلیم می داد:"اما من می گویم" (متی فصل های پنجم تا هفتم). عیسی از رهبران مذهبی یهود پرسید:"چرا داود پادشاه با الهام از خدا، مسیح را خداوند می خواند؟"(متی فصل بیست و دوم آیه 43). او به جرم کفرگویی مصلوب شد.
با این توصیف، مردم ناصره عیسی را یک آدم معمولی می دیدند و دلیلی نداشت که خود را نسبت به او متعهد ببینند. وقتی تعلیم و معجزات او را دیدند این سئوال برای آن ها مطرح شد: از کجا این قدرت و حکمت را یافته است؟ آیا از خدا یا شیطان؟
مردم منتظر مسیح موعود و سلطنت مربوط به دنیا بودند. سلطنتی که از طریق قیام مسلحانه و حکومت زمینی برقرار می شود. آن ها انتظار داشتند مسیح موعود اسرائیل از از استثمار امپراطوری روم آزاد سازد.
اهالی ناصره نتوانستند خود را راضی کنند که به پیغام مسیح ایمان بیاورند. آشنایی آنان با شرایط زندگی مسیح، مانع از شناخت حقیقت شد. عیسی تمامی قدرت را در اختیار داشت، اما در میان مردمی که ایمان نداشتند، نتوانست کاری بکند. مسیح برای شخصی که ایمان ندارد، نمی تواند کاری انجام دهد.
در این جا مسیح یک اصطلاح معروف یهودی را به کار می برد. او می گوید:"پیامبر همه جا مورد احترام مردم است، جز در شهر خود". این اصطلاح در میان یهودیان بسیار رایج بود و آن ها در حین مکالمات روزمره از این اصطلاح استفاده می کردند. مقصود مسیح آن نبود که او پیامبر است، بلکه از این اصطلاح عام برای نقد رفتار مردم ناصره استفاده کرد.
در آن دوران فقط شاگردان مسیح و شیطان به خدا بودن عیسی اعتقاد داشتند. اما بعد از تاسیس کلیسا، روح القدس به یهودیانی که به مسیح ایمان آوردند، آشکار کرد که عیسی خداوند است. مسیح هرگز خود را صرفا پیامبر معرفی نکرد و رسولان نیز چنین تعلیمی ندادند.

۱۳۹۳ دی ۲۷, شنبه

ملحدها می گویند که خدا وجود ندارد، چون هرگز به جهان نیامده است و خود را نشان نداده. آن ها برای تایید ادعای خود می گویند حتی ادیان دیگر هم تصدیق می کنند که خدا به میان انسان ها نیامده است. در حالی که نگرش مسیحیت این است که خدا به شباهت انسان درآمد. آیا می توان به خدایی اعتقاد داشت که جسم و انسان را می آفریند، اما نمی خواهد به میان آدم ها بیاید؟ مثل آن که پدر ما حاضر نیست به خانه بیاید، اما به ما می گوید که من مهربان هستم! به شما پول می دهم، نماینده ام را می فرستم، اما به میان اعضای خانواده نمی آیم! شما این شخص را پدر مهربان می نامید؟ برای خدا فرستادن انبیا بسیار بسیار آسان است. اما آمدنش به میان انسان ها، نشان می دهد که او عاشق انسان ها است. او به این جهان آمد تا به ما بگوید چقدر به انسان علاقه دارد. بر خلاف ادعای ملحدها، خدا مغرور و متکبر نیست. اگر به وجود خدا اعتقاد داشته باشید، تصور معجزه غیرممکن نیست. کسانی که فقط به خدا اعتقاد دارند می گویند:"دشوار است که باور کنیم انسانی بتواند خدا شود". پاسخ مسیحیان این است:"اما می توانیم باور کنیم که خدا می تواند انسان شود". خدا قادر مطلق است و می تواند معجزه کند.

مهران پورپشنگ

دفاعیات مسیحی

* هیچ اتفاقی نمتواند موجب این بشود که رابطه ما با خداوند قطع گردد ؛ 1) به واسطه خون عیسی ؛ 2) به برکت حضور روح القدس ؛ پس در هر شرایطی می شود با خدا رابطه داشت !!! آمین

ابراهیم فیروزی با وجود پایان محکومیت هم‌چنان در زندان

خبرگزاری هرانا – ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی که از ۱۷ ماه پیش در زندان بسر می‌برد، با وجود اینکه در ۲۳ دی ماه محکومیتش به پایان رسیده همچنان در انتظار تعیین تکلیف از سوی قاضی مقیسه است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ابرهیم فیروزی نوکیش مسیحی که در آخرین بازداشت خود، ۳ شهریور ماه سال ۹۲ بازداشت شد، پیشتر از سوی دادگاه انقلاب رباط کریم به یک سال زندان و دو سال تبعید به شهرستان سرباز محکوم شده است.
این حکم به دلیل بازداشتهای قبلی وی صادر شده بود و با احتساب ایام بازداشت قبلی و طبق تعیین وضعیت زندان در تاریخ ۲۳ دی ماه جاری محکومیت زندان آن به پایان رسید.
این در حالی است که در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برای این نوکیش مسیحی پرونده دیگری با اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام تشکیل شده که با وجود گذشت ۱۴ ماه برای این پرونده تعیین تکلیف نشده است.
یکی از نزدیکان ابراهیم فیروزی به گزارشگر هرانا گفت: «قاضی مقیسه برای این پرونده ۲۰۰ میلیون تومان قرار صادر کرده است ولی خانواده ابراهیم فیروزی وقتی برای تودیع این وثیقه مراجعه می‌کنند حاضر به پذیرش آن نمی‌شوند.»
این منبع همچنین گفت: «دی ماه سال گذشته [۹۲] برای ابراهیم فیروزی دادگاهی تشکیل شد و وی اتهامات وارده را در این دادگاه رد کرد. قاضی مقیسه هم به وی گفت حالا که اتهامات را رد می‌کنی باید صبر کنی تا بازجویت بیاید و در حضور بازجو دادگاهی شود. از آن زمان هم که یک سال می‌گذرد دیگر هیچ دادگاهی تشکیل نشده است.»
ابراهیم فیروزی هم اکنون در بند ۱۰ زندان رجایی شهر کرج به همراه دیگر نوکیش مسیحی، کشیش فرشید فتحی نگهداری می‌شود.

۱۳۹۳ دی ۲۶, جمعه

خدا به خداوند من گفت...( مزمور 110 آیه اول)


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
روزی رهبران مذهبی یهود، سئوالات زیادی از مسیح پرسیدند. هدف آن ها این بود که عیسی را به دام بیندازند و جلو فعالیت او را بگیرند. آن ها نمی خواستند حقیقت را بیاموزند! تا این که عیسی از آن ها سئوالی پرسید:"درباره مسیح چه فکر می کنید؟ او پسر کیست؟" (متی فصل بیست و دوم آیه چهل و دوم)
رهبران مذهبی یهود می دانستند که مسیح از نسل داود پادشاه خواهد بود، اما پی نبرده بودند که او خدا نیز خواهد بود. آن ها هنوز منتظر مسیح بودند. عیسی زیرکانه سئوال کرد و از آن ها نپرسید که "نظر شما در مورد من چیست؟" او به طور کلی پرسید که هنگامی که مسیح ظهور نماید، پسر چه کسی خواهد بود.
پاسخ صحیح آنان این بود که او از نسل داود خواهد بود. سپس مسیح، مزمور صد و دهم آیه اول را نقل قول کرد:"خدا به خداوند من گفت: به دست راست من بنشین، تا دشمنانت را زیر پاهایت بیفکنم". اولین کاربرد واژه "خداوند" به خدای پدر و دومین به مسیح اشاره دارد.
اکنون عیسی سئوال دیگری را مطرح می کند:"چگونه ممکن است داود پسری از نسل خود را خداوند خود بخواند؟" (آیه 45)
یهودیان اعتقاد داشتند که مسیح باید پسر داود باشد. اگرچه این اعتقاد آن ها درست بود، ولی همه حقیقت ماجرا نبود. مطابق مزمور داود، پسری که از نسل او به نام مسیح ظهور می کند، می بایست خدا باشد! این پاسخ بیانگر تولد معجزه آمیز او از باکره بود (اشعیاء فصل هفتم آیه چهاردهم). به عبارت دیگر، مسیح هم خداوند داود بود وهم پسری از نسل او که هم خدا باشد و هم انسان. رهبران مذهبی یهود از درک این مطلب عاجز بودند. آن ها درک نکرده بودند که کتاب مقدس هم چنین بیان داشته که مسیح ورای نسل بشری و در واقع، خود خدا خواهد بود. یهودیان فقط انتظار حاکمی انسانی را می کشیدند که عظمت و شکوه اسرائیل در زمان داود و سلیمان را دوباره احیاء کند. بنابراین، به جای بحث با مسیح، از شیوه دیگری استفاده کردند: خشونت. آن ها چشمان خود را بر این حقیقت بسته بودند.
عیسی در یوحنا فصل سوم آیه شانزدهم به نوعی به تولد خودش از باکره اشاره می کند و خود را یگانه فرزند خدا معرفی می کند. در واقع عیسی گفت که از خدا مولود شده است و نه از یوسف. عیسی نمی گوید که یکی از فرزندان خداست، بلکه مدعی است که "یگانه" مولود خداست. هیچکس همچون او از باکره به دنیا نیامده است. عیسی به روشنی اعلام کرد که از نظر جسمانی به گونه ای از خدا مولود شده است که در مورد هیچ انسان دیگر صدق نمی کند. نسب نامه یوحنا از دیدگاه الهی نوشته شده است:"در ابتدا"، لذا به مسئله تولد از باکره نمی پردازد (یوحنا فصل اول آیه اول). عیسی با تولد از مریم، پسر خدا خوانده نشد. او از قبل خلقت دنیا پسر خدا بود.
شاید برخی از خوانندگان این سئوال را بپرسند که به چه دلایلی تثلیث (پدر،پسر، روح القدس) می تواند وجود داشته باشد؟
دلایل عبارتند از:
یک. خدا هرگز اشتباه نمی کند. کتاب مقدس کلام خداست، بنابراین کتاب مقدس مصون از خطاست.
دو. خدا از کلام خود یعنی کتاب مقدس حمایت و دفاع کرده است، در نتیجه انسان ها هرگز موفق نشدند آن را تحریف کنند.
سه. شواهد تاریخی و کشفیات باستان شناسی حمایت خدا را از کلامش تایید کرده اند.
چهار. اگر شاگردان مسیح به دروغگویی رو آورده بودند، چرا جان خود را به خاطر چیزی که می دانستند دروغ بوده، از دست دادند؟
پنج. تغییر و تحول اشخاص در طول تاریخ مسیحیت به نام "عیسی خداوند" انجام گرفت. اشخاص از وضعیت منفی به افراد مفید و مثبت تبدیل شدند. اگر مسیح خداوند نبود، هرگز اتفاقی رخ نمی داد.
به زودی مقاله ای درباره "تثلیث" ارائه خواهد شد.
شش. وقتی به نام عیسی خداوند دعا می کنیم، نتیجه مثبت و تحول عمیق روحانی را دریافت می کنیم. روح القدس به ایمانداران مسیحی قدرت می بخشد تا به دشمنان خود محبت کنند، در مقابل مشکلات کمرشکن روزمره مقاومت و صبر داشته باشند، از آرامش الهی برخوردار باشند. در امور مختلف زندگی، روح القدس آن ها را هدایت کند...