۱۳۹۳ دی ۱۷, چهارشنبه

آیا مسیحیان ایمان کورکورانه دارند؟ (بخش سوم)

دفاعیات مسیحی‏ 

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
دو. وقتی یحیی به زندان افتاد، دچار تردید شد که آیا عیسی واقعا همان مسیح موعود است یا نه. او دو نفر از شاگردان خود را نزد مسیح فرستاد تا از او بپرسند:"آیا تو همان مسیح موعود هستی، یا هنوز باید منتظر آمدن او باشیم؟" عیسی در جواب آنان فرمود:"نزد یحیی بازگردید و آنچه را دیده اید و شنیده اید، برای او بیان کنید که چگونه نابینایان بینا می شوند، لنگ ها راه می روند، جذامی ها شفا می یابند، ناشنواها شنوا می گردند، مرده ها زنده می شوند و فقرا پیغام نجاتبخش خدا را می شنوند" (متی فصل 11 آیات 4- 5).
وقتی مسیح و رسولان از مردم می خواستند ایمان بیاورند، منظورشان "ایمانی کورکورانه" نبود، بلکه ایمانی "منطبق بر عقل و منطق". شخصی که زندگی اش توسط خداوند متحول شده و به انسان مفید و مثبت تغییر یافته، نمی تواند این تجربه غنی و ارزشمند را که با چشمان خود مشاهده کرده (شاهد عینی) و با فکر، اراده و احساسات (عقل و منطق) پذیرفته، هرگز فراموش کند. روح القدس در قلوب افراد، ایمانی کورکورانه و بی اساس به عمل نمی آورد.
سه. پولس خطاب به اعضای کلیسای قرنتس نوشت:"اگر مسیح زنده نشده، ایمان شما بی فایده است و هنوز زیر محکومیت گناهان تان هستید. در این صورت، تمام ایماندارانی که تا به حال مرده اند، نابود شده اند. اگر امید ما به مسیح فقط برای زندگی در این دنیا باشد، از تمام مردم دنیا بدبخت تریم" (اول قرنتیان فصل 15 آیات 17- 19).
پیام پولس بر مرگ و قیام (زنده شدن) مسیح استوار بود. پس اگر قیامت مردگان وجود نداشته باشد، مسیح نیز قیام نکرده و بنابراین پیام پولس نادرست بوده است. در نتیجه، ایمان و نجات قرنتیان هم نادرست بوده است. اما از آن جا که قرنتیان نجات یافته اند، پس ایمان شان صحیح است، یعنی این که مسیح زنده شده است. در آیات بعدی، پولس نشان می دهد که چگونه قیامت مردگان، نتیجه منطقی قیام مسیح است.
چهار. یوحنا در نامه اش خطاب به ایمانداران مسیحی می نویسد:" او را با چشمان خود دیده ایم و سخنان او را شنیده ایم. با دست های خود او را لمس کرده ایم. این کلمه حیات بخش از جانب خدا آمد و خود را بر ما آشکار فرمود و ما شهادت می دهیم که او را دیده ایم، یعنی عیسی مسیح را" (اول یوحنا فصل 1 آیات 1-2).
توجه کنید: یوحنا از ضمیر فاعلی مفرد (شنیده ام، دیده ام...) استفاده نمی کند. تجربه دیدن و لمس کردن و شنیدن عیسی مسیح، فقط یک تجربه شخصی یوحنا و یا حاصل مکاشفه خاصی به شخص او نبوده است. بسیاری مسیح را پیش از مرگش و پس از زنده شدن او از مردگان دیده اند. کافی است به شهادت رسولان و شاهدان عینی عیسی مسیح ایمان آورده، توبه کنیم. آنگاه وارد خانواده خدا خواهیم شد.
پنج. مسیح فرمود:"حقیقت را خواهید شناخت(نه این که از آن غافل خواهید ماند) و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد (یوحنا فصل 8 آیه 32). به عبارت دیگر مقصود مسیح این بود که به جای باور کورکورانه، حقیقت را "تجربه" کنید. پولس رسول فرمود:"می دانم به که ایمان آوردم" (دوم تیموتاوس فصل 1 آیه 12). ایمان همانا اطمینان دل است بر اساس شواهد و قرائن کافی.
مسیحیت محدود به اصول اعتقادات نیست، بلکه شامل تجربیات هم می باشد. ایمان کورکورانه آن است که انسان به چیزی ایمان و اعتقاد داشته باشد که آن را هرگز تجربه و مشاهده نکرده است. تعصب یعنی ایمان کورکورانه به اصول اعتقاداتی در زندگی تجربه نشده است. چیزی را که تجربه نکرده ام، چرا باید به آن معتقد باشم؟
اگر خدا وجود دارد، پس وقوع معجزات غیرممکن نیست. بزرگ ترین معجزه مسیحیت، تغییر و تحول یک شخص منفی و غیرقابل تحمل است به فردی مثبت و مفید. یک انسان خشن و تندخو به شخص مهربان و فروتن تبدیل می شود. او می تواند به جای انتقام، با محبت الهی به دشمنان محبت کند. در مشکلات و بحران ها، صبر و تحمل و آرامش الهی جایگزین نومیدی، عصبانیت و افسردگی می شود. آیا این رخدادها معجزه نیست؟

* اگر دل خدا را داشته باشیم ، همه کس را به داشتن تمام معایبش دوست خواهیم داشت ، و برایش دعای برکت خواهیم نمود . سپس خداوند اگر آن شخص مستحق برکت باشد، برکت میدهد ؛ و اگر مستحقش نباشد ، ما را از دعایی که کرده ایم برکت خواهد داد !!! آمین

۱۳۹۳ دی ۱۶, سه‌شنبه

* نهال ها یا درختان ضعیف و باریک با یک ضربه تبر قطع میشوند ، اما به درختان تنومند بارها و بارها باید ضربه زد تا قطع شود ؛ اگر خیلی در سختی و فشار و مشکلات هستی ، و هنوز ایمانت به مسیح را حفظ کرده ایی ! بدان که تو یک ایماندار قوی میباشی ، و به خودت در مسیح افتخار کن ... ((( آمین آمین و آمین )))

آیا مسیحیان ایمان کورکورانه دارند؟ (بخش دوم)

دفاعیات مسیحی‏ ‏

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

آیا آنچه با عقل خود درک کنیم، قابل پذیرش است؟

مخالفان وجود خدا معتقدند که آنچه را با عقل خود درک کنند، قابل پذیرش است.
تردیدی نیست که کارایی عقل در زندگی فردی و جمعی را نمی توان انکار کرد. اما عقل دارای محدودیت هایی است. گاهی عقل در انتخاب و تصمیم گیری اشتباه می کند. اشتباهات عقل حتی قادر است فاجعه به بار آورد. عقل نمی تواند آینده را مشاهده و پیشگویی کند. آنچه را که عقل امروز ادراک می کند، می پذیرد و آنچه قابل مشاهده نیست رد می کند. مثلا حدود دویست سال قبل اگر کسی از تلفن و چراغ برق سخن می گفت، مردم او را دیوانه می پنداشتند. در آن زمان، هیچکس تلفن و برق را باور نمی کرد. علت این شک و ناباوری مردم آن روزگار آن بود که برای عقل محدود انسان خیلی چیزها محال و غیر ممکن است.
زمانی انیشتین با ارائه فرضیه نسبیت تایید کرد که عالم هستی ثابت و ازلی است. اما کشفیات ادوین هابل خلاف دیدگاه انیشتین را ثابت کرد. انیشتین به شدت محزون و ناراحت شد، اما عاقبت پذیرفت که فرضیه نسبیت علمی نیست. امروز دانشمندان معتقدند که جهان دارای آغازی بوده است. ولتر، متفکر فرانسوی قبل از مرگ خود پیشگویی کرد که مسیحیت تا قرن نوزدهم از عرصه روزگار رخت خواهد بست. به شهادت تاریخ، پنجاه سال بعد از مرگ او، خانه و دستگاه چاپ ولتر در اختیار انجمن کتاب مقدس قرار گرفت!
گاهی عقل، دلایل منطقی و قانع کننده را نمی پذیرد. برتراند راسل (ملحد انگلیسی)، در کتاب خود تحت عنوان "چرا مسیحی نیستم" چنین اظهار نظر کرد که از دیدگاه تاریخی، مسیح هرگز وجود نداشته است. راسل هرگز به خود اجازه نداد تا شواهد تاریخی از جمله گزارش های امپراطوری روم و مورخان رومی، یونانی و یهودی در قرن اول میلادی را بررسی کند.
وقتی مخالفان با پاسخ های منطقی ایمانداران مسیحی روبرو می شوند، واکنش منفی نشان می دهند یا موضوع بحث را عوض می کنند. دلیل آن کاملا واضح است: مشکل آن ها عقلانی نیست، بلکه ارادی است. آن ها نمی خواهند به دلایل جهل و نادانی، اعتقادات مذهبی یا فلسفی و حتی دیدگاه های غیر اخلاقی، نگرش مسیحیت را بپذیرند.
"ایمان کورکورانه" تعلیم کتاب مقدس نیست
ایمان کورکورانه به آن معنا است که شخص بدون داشتن شواهد و مدارک به چیزی یا کسی ایمان داشته باشد. در واقع نگرش "ایمان کورکورانه" در چارچوب تعالیم کتاب مقدس نیست. برای تایید این نکته، چند مثال ذکر می کنم:
یک. خدا نمی خواست که قوم اسرائیل با ایمان کورکورانه از او پیروی کنند.
بنابراین به موسی گفت:"دستت را دراز کن و دم مار را بگیر!" موسی دم مار را گرفت و مار دوباره به عصا تبدیل شد! آنگاه خداوند به موسی گفت:"این کار را بکن تا سخنان تو را باور کنند و بدانند که خداوند، خدای اجدادشان ابراهیم، اسحاق و یعقوب بر تو ظاهر شده است". سپس خدا فرمود:"دستت را داخل ردایت ببر!" موسی دستش را داخل ردایش برد و همین که آن را بیرون آورد، دید که دستش بر اثر جذام مثل برف سفید شده است.
خدا گفت:"حالا دستت را دوباره داخل ردایت ببر!" وقتی موسی بار دیگر دستش را داخل ردایش برد و آن را بیرون آورد، دید که دستش دوباره صحیح و سالم است. آنگاه خداوند به موسی فرمود:"اگر چنانچه مردم معجزه اول را باور نکردند، دومی را باور خواهند کرد. اما اگر پس از این دو معجزه باز سخنان تو را قبول نکردند، آنگاه از آب رود نیل بردار و روی خشکی بریز. آب به خون تبدیل خواهد شد!"(خروج فصل 4 آیات 4- 8)
"قوم اسرائیل از میان راهی که بر دو طرف آن دیوارهای بلند آب بر پا شده بود، گذشتند. خداوند در آن روز قوم اسرائیل را از چنگ مصریان نجات بخشید. اسرائیلی ها اجساد مصری ها را دیدند که در ساحل دریا افتاده بودند. وقتی قوم اسرائیل این معجزه عظیم خداوند را به چشم دیدند، ترسیدند و به خداوند و به بنده او موسی ایمان آوردند" (خروج فصل 14 آیات 29- 31)
توجه کنید که خدا می دانست که اسرائیلی ها به شواهد و دلایل کافی نیاز دارند تا ادعای موسی را باور کنند. خدا به عنوان خالق انسان ها، به خوبی واقف بود که باید با دلایل قانع کننده خود را آشکار سازد. او انسان را آفریده و می داند چگونه باید خود را به بشر مکشوف نماید.
تصویری از گزارش دربار مصر درباره وقایعی شگفت انگیزی که در دوران موسی رخ داد. این گزارش در موزه آمستردام نگه داری می شود.

۱۳۹۳ دی ۱۳, شنبه

آیا مسیحیان ایمان کورکورانه دارند؟ (بخش اول)

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که مسیحیت منطقی نیست. آن ها معتقدند که آنچه را با چشم 

ببینند و با عقل خود درک کنند، قابل پذیرش است. اتهام تندی که به مسیحیان وارد می کنند، این 

است:"شما مسیحیان ایمان تان کورکورانه است". از نظر آنان مسیحی شدن یعنی زیر پا گذاشتن 

عقل و منطق. آیا ادعای مخالفان صحیح است؟

یک. اکثر مخالفان کتاب مقدس را نخوانده اند و فقط بر اساس آنچه شنیده اند یا در مقاله ها ، کتاب 

ها یا وب سایت های مخالفان مسیحیت خوانده اند، ایمان مسیحی را ارزیابی می کنند. هم چنین 

عدم آگاهی مسیحیان اسمی (کسانی که مسیحیت را از اجداد و نیاکان خود دریافت کرده اند) از 

محتوای کتاب مقدس و تاریخ مسیحیت، دلیلی است بر ارائه این اتهام که مسیحیان ایمان کورکورانه 

دارند. از سوی دیگر، برخی از ایمانداران مسیحی، علی رغم مطالعه کتاب مقدس و داشتن تجربیات 

ارزشمند، با دلایل دفاعیات مسیحی آشنا نیستند و در نتیجه به هنگام مباحثه و گفتگو با مخالفان 

نمی توانند دلایل منطقی ارائه دهند. در ادبیات مسیحی به زبان فارسی، کمبود کتاب هایی با 

موضوعات دفاعیات مسیحی و یا نبود حتی یک کتاب مستقل و جامع درباره باستان شناسی کتاب 

مقدس (تا زمان نگارش این سطور)، به نگرش "ایمان کورکورانه" دامن زده است. 

متاسفانه به علت نبود کتاب باستان شناسی کتاب مقدس به زبان فارسی، مخالفان ایرانی 

مسیحیت هنوز در جایگاه مخالفان غربی مسیحیت در قرن نوزدهم می باشند. امروزه مخالفان غربی 

کم ترحقایق تاریخی کتاب مقدس را زیر سئوال می برند، و مباحث دیگری را مطرح می کنند، از جمله 

این که دنیا از طریق تکامل پدید آمده و نه توسط خداوند.

دو. با در نظر گرفتن نکته اول، واژه ایمان برای غیر مسیحیان نامفهوم است. استنباط مخالفان 

مسیحیت این است که ایمان مسیحی فقط جهشی است در تاریکی و مغایر است با عقل و منطق، 

مدارک و شواهد. آن ها بر این باورند دلیل و برهان یعنی آنچه که می دانیم، ولی ایمان به معنای آن 

است که به چیزی اعتقاد داریم که درباره آن چیزی نمی دانیم! مخالفان می گویند که عالم هستی 

دارای دلیل و منطق است، اما ایمان هیچ دلیل قابل قبولی ندارد و این نقطه ضعف محسوب می 

شود.

بسیاری از حقایق زندگی قابل مشاهده نیستند


برای لحظاتی به حقایقی از زندگی فکر کنیم که قابل مشاهده نیستند، اما به وجود آن ها اعتقاد 

داریم. مثلا هیچکس سه متر محبت یا پنج کیلو عدالت را ندیده است. اما احمقانه است که واقعی 

بودن آن ها را انکار کنیم، زیرا همه می توانند تاثیر و پیامد انصاف و عدالت یا عشق و محبت را ببینند 

و حتی احساس کنند. نیروی مغناطیسی، جریان برق یا نیروی جاذبه زمین قابل مشاهده نیستند، 

اما هیچکس حتی علم فیزیک هم واقعی بودن آن ها را زیر سئوال نمی برد. ارزش اخلاق گرایی را 

نمی توان دید، اما تاثیر آن را در نیکویی و رعایت عدل و انصاف می توان مشاهده نمود. احساسات و 

عواطف از حقایق مسلم زندگی انسان ها و حتی حیوانات هستند، اما چشم قادر به مشاهده آن ها 

نیست. هوش و اندیشه را نمی بینیم، اما تاثیر آن ها را در عملکرد و رفتار انسان ها یا آثار هنری، 

علمی و شغل مشاهده می شود. 

مثلا ادعاهای فلاسفه را نمی توان دید، ولی از طریق سخنرانی یا نوشتاری قابل درک می باشند. از 

سوی دیگر، شخصی که به ارزیابی خودش از طریق مشاهده اعتقاد دارد، قادر نیست ذهن خود را 

که جایگاه اعتقاداتش است، مشاهده کند! هم چنین روان شناسی علمی است که با ذهن و روان 

انسان سرو کار دارد، ولی چشم قادر به مشاهده ذهن و روحیه انسان نیست. آن ها به ذهن و روان 

انسان اعتقاد دارند، در حالی که نمی توانند روان و ذهن انسان را در زیر میکروسکوپ نگاه کنند! 

نکته دیگر آن که مخالفان به ایمان باور ندارند، اما خودشان هدف و آرزویی را در ذهن می بینند و 

برای دستیابی به آن می کوشند، زیرا به هدف و نقشه نادیدنی خود، باور و اعتقاد دارند. 

علم ثابت کرده آنچه را نمی توانید مشاهده کنید، وجود دارد. دانشمندان وجود اجرام غیرقابل 

مشاهده را از روی شواهد وابسته و نه مشاهده مستقیم می پذیرند. مثلا از تاثیر نیروی جاذبه 

سیارات جدید بر حرکت ستارگان، به وجود سیارات پی می برند. برای ستاره شناسان تاثیرات قابل 

مشاهده نیروی جاذبه، مبنای اعتقاد به وجود اجرام غیر قابل مشاهده آسمانی است.

کارشناسان با کسانی که به طور موقت مرده بودند، گفتگو کرده اند و تجربیات بعد از مرگ را ثبت 

کرده اند. چشم از دیدن آنچه که آنان بعد از مرگ دیده اند، ناتوان است. این اشاره ها و مثال ها فقط 

در محدوده همان عالم هستی است که ملحدها به آن اعتقاد دارند.


خدا را نمی توان با چشمان دید، اما تاثیر عملکرد او را می توان با ذهن تشخیص داد. شاید 

بگویید:"غیرممکن است که خدا را با ذهن دید". پس سئوال این است:آیا شما ذهن تان را می توانید 

ببینید؟ بنابراین درمی یابیم نگرش مبتنی بر "آنچه را می بینم، باور می کنم" در انکار وجود خدا، 

منطقی و قانع کننده نیست.