۱۳۹۳ دی ۱۲, جمعه

* اگر خسته شدی ، ایمانت را نباز ؛ خداوند ما خدای دقیقه های آخر است... آمین

انتقام را به خدا واگذار کنید

زندگی هدفمند

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
زمانی که داود فقط یک مرد جوان بود، سموئیل نبی او را به عنوان پادشاه بعدی اسرائیل تعیین کرد.

طولی نکشید که داود، جلیات غول پیکر را کشت. در نتیجه، در سراسر سرزمین اسرائیل به عنوان

قهرمان شناخته شد.
اما شائول پادشاه که در آن زمان بر اسرائیل حکمرانی می کرد، از محبوبیت داود خوشش نیامد.

بنابراین شروع کرد به آزار و اذیت داود. مثلا یک روز داود برای شائول چنگ می نواخت. ناگهان پادشاه

نیزه خود را به سوی داود پرتاب کرد. نیزه به فاصله کمی از کنار داود گذشت. داود فهمید که شائول

قصد دارد او را بکشد، از ترس جانش از اتاق بیرون دوید. خلاصه این که در کوهستان ها پنهان شد و

برای زندگی از غاری به غار دیگر پناه می برد.
فکرش را بکنید. داود کار بدی نکرده بود. او با شائول پادشاه با عزت و احترام رفتار کرده بود اما

پادشاه درصدد قتل او بود!
فکر نمی کنید داود به راحتی می توانست تلخ شود؟ مثلا می توانست به راحتی بگوید:"خدایا، چرا

این مرد سعی می کند به من صدمه بزند؟ من که با او کاری نکردم. این جا چه خبره؟"
اما داود این کار را نکرد. او نگرش مثبت ایمان را نگه داشت. از این که به شائول صدمه بزند، امتناع

کرد، حتی وقتی هم که فرصتش را داشت.
موقعیت فعلی خودتان را در نظر بگیرید. شاید در محل کار یکی از همکاران هر روز به شما اهانت و

بی حرمتی می کند. علیه شما به رئیس شرکت بدگویی می کند. در نتیجه ممکن است وسوسه

بشوید که حقش را کف دستش بگذارید! شما می گویید:"آخه چطور از من توقع می رود که به چنین

آدمی احترام بگذارم؟ اصلا مگه میشه این کار را کرد؟"
تا وقتی که مردم با ما مهربان هستند، احترام گذاشتن به آن ها آسان است. اما وقتی امتحان پیش

می آید و یک "شائول" در زندگی شما پیدا می شود، آن وقت خدا منتظر دیدن واکنش شما است:

آیا انتقام را به خدا واگذار می کنید یا خودتان تصمیم می گیرید درسی به آن شخص یاد بدهید؟
امروزه ایمانداران مسیحی مانند داود، توسط خدا برای انجام کار برجسته ای انتخاب شده اند. وقتی

خدا، اشخاصی مانند شائول را در زندگی آن ها می گذارد، عده ای از این آزمایش سرافراز بیرون 

نمی آیند. این عده به جای اعتماد به خدا، دعا برای دشمنان و دریافت محبت مافوق طبیعی از روح 

القدس، همیشه سعی می کنند خودشان امور را به دست بگیرند یا عدالت را خودشان اجرا کنند. 

همیشه سعی دارند با "شائول های" زندگی شان مقابله به مثل کنند. اما راه بهتری هم هست: اگر 

خودتان انتقام نگیرید و آن را به خدا واگذارید، شاهد معجزه شگفت انگیزی خواهید بود. فراموش 

نکنید که خدا متخصص حل بحران است. او شخصی را که به شما صدمه می زند، می بیند. او می 

داند چطور عدالت را در زندگی شما اجرا کند. اگر انتقام را به خدا واگذارید، او بدی را می گیرد، 

تغییرش می دهد و به نفع شما از آن استفاده می کند.
یوسف به برادرانش گفت:"شما به من بدی کردید، اما خدا عمل بد شما را برای من به نیکویی مبدل

نمود و چنان که می بینید مرا به این مقام (نخست وزیر مصر- ابرقدرت آن روزگار) رسانیده است

(پیدایش فصل پنجاهم آیه 20). این آیه بیانگر تجربیات یوسف است. تجربیات به او یاد داده بودند که

خدا بدی را برای کسانی که به او اعتماد دارند، به نیکی مبدل می سازد. یک روز شائول در محاصره

فلسطینی ها قرار گرفت و خودکشی کرد. بدین ترتیب، داود به مقام پادشاهی رسید. خدا بدی ها

را به خوبی مبدل می سازد.


آیا آن قدر به خدا اعتماد دارید که منتظر شوید تا او پیشامدهای بد و ناگوار زندگی تان را جهت

خیریت شما به کار ببرد؟

۱۳۹۳ دی ۱۰, چهارشنبه


اگر خدا خوردن خون را ممنوع کرد، چرا مسیح فرمود که خون مرا بنوشید؟ (بخش اول)


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
خداوند به نوح و پسرانش فرمود:" گوشت را با خونش که بدان حیات می بخشد، نخورید" (پیدایش فصل 9 آیه 4).
خدا خوردن و نوشیدن خون را منع کرد. خون سمبل حیات است. جریمه گناه باید از طریق خون یک قربانی داده شود و نباید خورده شود (لاویان فصل 17 آیات 10، 11 و 14، تثنیه فصل 12 آیه 23 ). حتی در عهد جدید نیز این ممنوعیت هم چنان محترم قلمداد می شد، زیرا نشانه احترام ما نسبت به خون مسیح است که جریمه گناهان ما را پرداخت (اعمال رسولان فصل 15 آیات 28- 29).
در دوران موسی نیز خداوند به چند دلیل خوردن خون را ممنوع کرد:
یک. خوردن خون جزئی ضروری از رسوم بت پرستان سرزمین کنعان بود که قوم اسرائیل در شرف ورود به آن بودند. بت پرستان به این امید خون را می نوشیدند که خصایص حیوان ذبح شده را نظیر قدرت، سرعت و پرش به دست آورند.
دو. خون نشانه حیات بود.
سه. نماد قربانی ای بود که می بایست برای گناه تقدیم می شد. خون از یک طرف نمودی بود از زندگی شخص گناهکار که در نتیجه گناه آلوده شده و رو به فنا است. اما از طرف دیگر، این خون نمایان گر زندگی "حیوان بی گناهی" بود که به جای شخص گناهکار فدا می شد. مرگ حیوان (که خون گواه آن بود) گناه را کفاره می کرد و بدین ترتیب خدا فرد گناهکار را می بخشید. اما آشامیدن خون، مفهوم نمادین خون را که سمبل قربانی گناه بود، تغییر می داد، زیرا خون به جای این که ریخته شود، وارد بدن می شد. اگر کسی می خواست رابطه اش را با خدا تجدید کند، ریختن خون بهایی بود که می بایست می پرداخت. در حالی که نوشیدن خون، این مدرک قربانی را از بین می برد.
اهمیت مبحث خون در کتاب مقدس
خون نمادی از رحمت خداوند به قوم اسرائیل در برگزاری اولین فصح بود (خروج فصل 12 آیه 13)
خون، عهد و پیمانی را که خداوند با قوم اسرائیل بسته بود مهر و موم می کرد (خروج فصل 24 آیه 8)
خون در قربانگاه تقدیس می گردید (خروج فصل 29 آیه 12)
خون سبب تقدیس کاهن می گردید (خروج فصل 29 آیه 21)
خون، قوم خدا را کفاره می کرد (خروج فصل 30 آیه 10)
خون مسیح، عهد و پیمان جدید خداوند با مردم جهان را مهر و موم کرد (متی فصل 26 آیه 28)
خون مسیح، ما را نزد خدا بی گناه می سازد (رومیان فصل 5 آیه 9)
خون مسیح، سبب نجات انسان می شود (افسسیان فصل اول آیه 7)
خون مسیح سبب صلح با خدا می شود (کولسیان فصل اول آیه 20)
خون مسیح، ما را از گناهان مان پاک می سازد (عبرانیان فصل 10 آیه 14، اول یوحنا فصل اول آیه 7)
به سبب خون مسیح می توانیم مستقیم وارد حضور خدا شویم (عبرانیان فصل 10 آیه 19)
خون مسیح ما را تقدیس می کند (عبرانیان فصل 13 آیه 12)
توسط خون مسیح بر شیطان غلبه می کنیم (مکاشفه فصل 12 آیه 11)

۱۳۹۳ دی ۹, سه‌شنبه

آیا حیوانات نیز مانند انسان ها، از زندگی بعد از مرگ برخوردارند؟


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

بسیاری از کسانی که به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، بر این باورند که زندگی حیوانات و پرندگان فقط محدود به این دنیای کنونی است. آیا نگرش آنان صحیح است؟
یک. خداوند نه فقط پرندگان و حیوانات را آفرید (پیدایش فصل 1 آیه 25)، بلکه به آن ها روح حیات بخشید (پیدایش فصل 1 آیات 20- 25). روح القدس، روح حیات را به انسان و حیوان می دمد،. از آن جا که میزان ضریب هوشی حیوان کم تر از انسان است، قادر به درک و تشخیص گناه و نجات شناسی نیست. بنابراین خدا از حیوانات توقع ندارد که توبه کنند. واژه روح زندگی ها در پیدایش فصل 6 آیه 17 برای توصیف همه موجوداتی که در طوفان غرق شدند، به کار رفته است. هم چنین در مورد حیواناتی که وارد کشتی نوح شدند (پیدایش فصل 7 آیه 15). حیوانات و پرندگان در باغ عدن حضور داشتند (فصل 2 آیه 19).
دو. هدف خدا از آفرینش حیوانات آن بود که انسان با آن ها در ارتباط باشد (پیدایش فصل 1 آیات 26 و 28، هم چنین فصل 2 آیه 19). طبق روایت کتاب مقدس، این ارتباط تا ابدیت ادامه خواهد یافت. در اشعیاء فصل 11 آیات 6- 9 می خوانیم که زمانی خواهد رسید که حیوانات اهلی و وحشی در صلح با هم زندگی می کنند. آن ها با انسان ها زندگی بی خطر و مسالمت آمیزی خواهند داشت.
در اشعیاء فصل 65 آیات 15- 25 تصویری داریم از بهشت (آسمان و زمین جدید). در آن جا امنیت، صلح و فراوانی برای دوستداران خدا مهیا خواهد بود. در آیه 25 خداوند می فرماید:"گرگ و بره با هم خواهند چرید، شیر مانند گاو کاه خواهد خورد و مار دیگر کسی را نیش نخواهد زد. در کوه مقدس من هیچ چیز و هیچکس صدمه نخواهد دید و نابود نخواهد شد". طبق وعده خداوند، در آسمان و زمین جدید "دیگر نه مرگی خواهد بود و نه غمی. نه ناله ای و نه دردی، زیرا تمام این ها متعلق به دنیای پیشین بود که از بین رفت" (مکاشفه فصل 21 آیه 4).
سه. در طوفان دوران نوح، خداوند نسل حیوانات را نابود نکرد (پیدایش فصل 6 آیات 19- 20). آنان نیز به همراه خانواده نوح وارد کشتی شدند (پیدایش فصل 7 آیات 14- 15). خداوند به یونس گفت:"آیا دل من برای شهر بزرگ نینوا (پایتخت امپراطوری آشور در دوران باستان) نسوزد که در آن بیش از 120 هزار بچه معصوم و بی گناه و نیز حیوانات بسیار وجود دارد؟" (یونس فصل 4 آیه 11). هم چنین خدا دستور داد تا یک روز در هفته، انسان و حیوانات اهلی به استراحت بپردازند (خروج فصل 20 آیات 9- 10). جالب تر آن که در دوران عهد عتیق، خداوند به یهودیان فرمان داد تا برای بخشیده شدن گناهان شان، حیوانات اهلی و حلال را قربانی کنند (لاویان فصل 22 آیات 17- 30).
چهار. خداوند از حیوانات برای انجام اهدافش استفاده می کند. در اول پادشاهان فصل 17 آیات 4 و 6 می خوانیم که هر صبح و بعدازظهر کلاغ ها برای ایلیای نبی نان و گوشت می آوردند. نهنگ، یونس نبی را از مرگ نجات داد (یونس فصل 1 آیه 17).
مسیح درسی را به شاگردانش تعلیم داد که باید به قوانین کشوری که در آن زندگی می کنند، احترام بگذارند. سپس به پطرس گفت که به ساحل برود و اولین ماهی را که صید کرد، سکه ای را از دهان آن خارج کند و مالیات را بپردازد (متی فصل 17 آیه 27).
خدا از الاغ نیز برای جلب توجه بلعام استفاده کرد (اعداد فصل22).
پنج. حیوانات نیز خداوند را ستایش می کنند. در مزمور 148 می خوانیم:"ای همه نهنگان و موجوداتی که در اعماق دریا هستید، خداوند را ستایش کنید (آیه 7)... ای حیوانات وحشی و اهلی، ای پرندگان و خزندگان، خداوند را ستایش کنید (آیه 10).
سراینده مزمور 150 می گوید:"هر که جان در بدن دارد، خداوند را ستایش کند" (آیه 6). یوحنا (شاگرد مسیح)، مشاهده کرد که حیوانات خدا را ستایش می کنند:"آنگاه صدای تمام موجودات آسمان و زمین و زیر زمین و دریاها را شنیدم که می سرودند و می گفتند: ستایش و حرمت، جلال و قوت تا ابد از آن مسیح و آن که بر تخت نشسته است، باد" (مکاشفه فصل 5 آیه 13). یوحنا موجودات زنده ای را در اطراف تخت خداوند مشاهده کرد که شبیه شیر، گاو و عقاب بودند (مکاشفه فصل 4 آیات 6- 7).
کلام خدا می فرماید:"تمام آفرینش بی صبرانه منتظر روزی است که خدا فرزندان (ایمانداران) خود را پس ازمرگ زنده کند... چون می دانیم که حتی حیوانات و گیاهان در انتظار این واقعه بزرگ، روزشماری می کنند" (رومیان فصل 8 آیات 19 و 22).
شش. خدا، حیوانات را نیز برکت می دهد (تثنیه فصل 7 آیه 13، هم چنین فصل 28 آیات 1- 4).
هفت. مطابق روایت کتاب مقدس، حیوانات نیز در بهشت مانند انسان ها از بدن های غیر فانی برخوردارند و دارای فعالیت و عملکرد مافوق طبیعی هستند. مثلا الیشع دید که عرابه ای که اسب ها آن را می کشیدند در آسمان ظاهر شد و ایلیای نبی (استاد الیشع) را با خود به آسمان بردند ( دوم پادشاهان فصل 2 آیه 11).
هشت. در دهه های اخیر کارشناسان با کسانی که به طور موقت مرده بودند و سپس به زندگی بازگشتند، گفتگو کرده اند. این افراد به دو گروه تقسیم شده اند: کسانی که وارد بهشت شدند و گروه دوم اشخاصی که راهی جهنم شدند. چندی قبل فیلم "بهشت واقعی است" در سینماهای آمریکا به نمایش درآمد. داستان فیلم بر اساس خاطرات واقعی کودکی است که بعد از مرگ، مدت کوتاهی را در بهشت گذراند. این کودک مانند بسیاری دیگر، حیوانات و پرندگان را در بهشت مشاهده کرده بود. هیچکدام از افرادی که تجربه بعد از مرگ را داشتند، با موضوع فیلم مخالفت نکردند. جالب است که طبق ادعای شاهدان بعد از مرگ، در جهنم حیوانات وجود ندارند.
یکی از شاهدان عینی پس از مرگ به بهشت رفت، مشاهدات خود را چنین تشریح کرد:"در یکی از مناطق بهشت، دشت بسیار زیبایی وجود دارد پر از گل های رنگارنگ که در آن پرندگان با هماهنگی کامل مشغول سرائیدن هستند. این دشت به قدری زیباست که به هیچ وجه با زیباترین دشت های این جهان قابل مقایسه نمی باشد".

کسی که محبت خدا نسبت به خودش را عمیقا درک کند ؛ هرگز کاری بر خلاف اراده او انجام نمیدهد . و این اطاعت نه از روی اجبار ، بلکه با عشق خواهد بود !!! آمین