۱۳۹۳ آذر ۱۶, یکشنبه

* ایوب باب 32 آیه 8-9 "حکمتی که روح خداوند به انسان می بخشد بسیار بیشتر از آن است که انسان خودش در طول زمان تجربه میکند." هللویاه >>> شکر >>> آمین ...

عکس: ‏* ایوب باب 32 آیه 8-9
"حکمتی که روح خداوند به انسان می بخشد بسیار بیشتر از آن است که انسان خودش در طول زمان تجربه میکند."
هللویاه >>> شکر >>> آمین ...
ممنون از فرهاد عزیز از ترکیه برای ارسال این آیه الهی،
 و امیر عزیز از ایران برای ارسال این اسلاید زیبا و لوگو های برنامه و فیسبوک !!!‏

چرا خدای نیکو و مهربان به درد و رنج مردم خاتمه نمی دهد؟ (بخش دوم)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

طراح هوشمند

آیا می توان طراحی عالم هستی را به دقت توصیف کرد؟ در این صورت خواهیم توانست به منشاء آن پی ببریم. مثلا اگر خورشید به زمین نزدیک تر یا دورتر بود، چه تاثیری بر زندگی موجودات زنده داشت؟ آیا فاصله زمین تا خورشید، از قبل طراحی و تنظیم نشده است؟

به منحصر به فرد بودن کره زمین را توجه کنید: زمین پدیده‌ای است که به خودی خود به یک طراح و خالق اشاره می‌کند. دوم، زمین به‌صورتی طراحی شده است که باعث تداوم حیات گردد. هدف اصلی زمین، حفظ زندگی است. زمین به گونه‌ای طراحی شده است که زندگی در آن بقا پیدا کند. سوم، عناصر این جهان به صورت مشخصی در هماهنگی هستند. این هماهنگی پیچیده تر از آن است که آن را تصادفی تلقی کنیم. بنابراین، مشخص است که این عناصر برای حفظ حیات طراحی شده اند.

آنچه ساخته و تکمیل شده است، به طراح و سازنده هوشمند بستگی دارد. طراحی عالم هستی، به طراح وابسته است. آیا باور می کنید طراحی عالم هستی بدون هوشمندی و هدفمندی شکل گرفته است؟

طراحی شامل این موارد است:

یک. طرحی هدفمند که بر اساس نگرش هوشمندانه شخص طراح یا گروه طراحان می باشد.

دو. تمام مراحل طراحی و ساخت پروژه هوشمندانه، بر اساس عقل (خلاقیت)، تدبیر (نظیر محاسبات پیچیده و بررسی جوانب مختلف) و تجربه ساخته می شود.

مطابق نگرش نظریه تکامل، میلیاردها سال قبل "گرد و غبار" عامل پیدایش عالم هستی بوده است. این در حالی است که همه می دانند که گرد و غبار قادر به اندیشه و طراحی هوشمند نیست. بنابراین چگونه هوش، تفکر و عواطف در انسان پدید آمد؟

بررسی مواد موجود در جهان این نکته را ثابت می کند که هر چیزی از تحت تاثیر رویدادی به وجود آمده است. این تعریف به قانون علت و معلول معروف است. هیچ معلولی بدون علت به وجود نمی آید. ما به عنوان بشر و حتی عالم هستی، معلول هایی هستیم که باید علتی داشته باشیم. اگر ایمیل دریافت می کنیم، کسی آن را فرستاده است. کتابی را که می خوانید، حاصل همکاری نویسنده و ناشر است. بنابراین آنچه عالم هستی را پدید آورد، به مراتب بزرگ تر عالم هستی است. اگر این "علت" فیزیکی بود و در چارچوب و کنترل قانون طبیعت قرار داشت، هرگز نمی توانست خالق باشد. "علت" ازلی، نامحدود و غیر مادی است.

ماده به سازنده اش وابسته است. زندگی به بخشنده حیات وابسته است. طراحی عالم هستی، به طراح وابسته است. عقل وهوشمندی به خالق هوشمند وابسته است. امور اخلاقی به کسی که قوانین اخلاقی را ارائه داد، وابسته است. معجزات به معجزه گر وابسته است.

واقعیت باطن مخالفان وجود خدا از ایمان به خدا حکایت دارد. در بحث های فراوان دریافتم که تمام ملحدان در باطن به خدا ایمان دارند. خداوند در درون تمام انسان ها این حقیقت را حکاکی کرده که "خدا وجود دارد". واکنش ایمانداران به خدا مثبت است، ولی ملحدها فقط از خداوند گله و شکایت می کنند.

هنگامی در دنیا مشکلات جدی به وجود می آید، اولین حمله مخالفان به خداوند است. آن ها در ذهن خود کاملا به وجود خدا اعتقاد دارند، اما در ظاهر مخالفت می کنند. اگر خدایی نیست، چرا اینقدر عصبانی و شاکی هستند؟ شکی نیست که می دانند خدایی هست، اما این سئوال برای آنان مطرح شده که چرا خدا مانع پدید آمدن مشکل نشد و یا برای رفع مشکل کاری انجام نمی دهد؟ حتی داوکینز و هاوکینگ هم اعتقاد راسخ دارند که "طبیعت هوشمند" جهان را آفرید. بنابراین خودشان هم می دانند که بحث درباره عدم وجود خدا نیست.

در نتیجه سئوال اصلی این نیست که آیا خدا وجود دارد، بلکه پرسش اصلی این است: آیا خدا نیکوست؟
اگر خدا نیکو نبود، دنیا را چگونه خلق می کرد؟

بدون تردید، عالم هستی خدای غیر نیکو شباهتی به جهانی که امروز مشاهده می کنیم، نداشت. سیاره زمین بیشتر به سطح کره ماه شبیه بود. آسمان تیره و تاریک. از دریا و مناظر زیبا اصلا خبری نبود. غذای انسان شامل مرغ، ماهی، گوشت گاو و بره و سبزیجات نبود. اصلا حیوانات و گیاهان وجود نداشتند. انسان ها اراده آزاد نداشتند. هیچکس خلاق و باهوش نبود، در نتیجه دانشمند و مخترع وجود نداشت.

آیا باور می کنید که یک مخترع از اختراع خودش متنفر باشد؟ مثلا شما کتابی نوشته اید که حاوی موضوع ومطلب مورد علاقه تان است و برای محتوای آن حسابی زحمت کشیده اید. آیا شما آن را به سطل آشغال می اندازید؟ اگر دنیا را با دقت مشاهده کنید، درمی یابید که خدای عالم هستی نیکوست. آن قدر نیکوست که انسان را به شباهت خود ساخت، به عبارت دیگر آن قدر برای انسان ارزش قائل شد که عواطف و عقل را به انسان هدیه کرد. او به انسان این امتیاز را داد تا انتخاب کند و دارای اراده آزاد باشد.

خدای نیکو مانع کشف و پیشرفت علم نشد. آسمان آبی، دریا، مناظر زیبای طبیعت، میوه ها و غذاهای خوشمزه، عشق و محبت میان انسان ها، ازدواج با جنس مخالف... هم چنین فرصت برای دستیابی به اهداف مثبت و مفید. و از همه مهم تر، ارتباط دوستی و صمیمیت با خدا. اگر خدا محبت نبود، چگونه انسان می دانست محبت چیست؟

وقتی خدا، آدم و حوا را آفرید، آن ها شریر آفریده نشدند. خدا آن ها را در یک محیط ناامن قرار نداد، بلکه طبق گزارش کتاب مقدس برای آدم و حوا، مکانی در محیطی مناسب آماده کرد. جزئیات تدارک خدا برای انسان به ترتیب زیر بود:

یک. رطوبت کافی برای رشد و نمو گیاهان
دو. وجود روزها و شب ها
سه. غنای معادن
چهار. درختان میوه

خدا نمی خواست انسان بدون هدف زندگی کند. خدا به آدم مسئولیت خوشایندی داد که آن رسیدگی و نگه داری از مکان زندگی اش بود.
اما آدم و حوا قادر بودند از خدا اطاعت یا نااطاعتی کنند. آن ها می توانستند در مشارکی بی نظیر و بی پایان با خدا زندگی کنند و از او و خلقتش لذت ببرند. این چیزی بود که خدا به هنگام خلقت برای انسان ها در نظر داشت. اما آنان با نااطاعتی، علیه خدا طغیان کردند. بدین ترتیب، گناه وارد جهان شد. مسئول رخنه گناه، انسان است، نه خدا. 

* اگر به تمامی عطایای اب و ابن و روح تجهیز باشیم ؛ اما محبت نداشته باشیم ، هیچ ثمره ی نیکویی نخواهیم داشت !!!

عکس: ‏* اگر به تمامی عطایای اب و ابن و روح تجهیز باشیم ؛
اما محبت نداشته باشیم ،
هیچ ثمره ی نیکویی نخواهیم داشت !!!‏

۱۳۹۳ آذر ۱۵, شنبه

چگونه خدایی نیکو و مهربان، انسان ها را به جهنم می فرستد؟ (بخش اول)

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

وقتی درباره جهنم گفتگو می کنیم، احساس ناخوشایندی ما را آزار می دهد. با این توصیف، باید پذیرفت که "جهنم" بخشی از تعلیم کتاب مقدس است. این سئوال همواره مطرح می شود: چگونه خدایی نیکو و مهربان، انسان را به جهنم می فرستد؟

ابتدا باید نگرش غلط از خدای مهربان را تصحیح کرد: مهربانی خدا به آن معنا نیست که انسان ها هر کاری بخواهند انجام دهند و واکنش خدا سکوت و بی تفاوتی باشد. این نگرش با شخصیت مقدس و عدالت خواهی خدا کاملا در تضاد است. شما بارها توسط والدین تان به علت خطا و نااطاعتی تنبیه شده اید. اما تنبیه شما توسط والدین به آن مفهوم نیست که آن ها به شما مهر و محبت نداشتند.

نکته دوم آن که باید بررسی کنیم که آیا خدا نیکو است یا خیر. اگر خدا نیکو نبود، دنیا را چگونه خلق می کرد؟

بدون تردید، عالم هستی خدای غیر نیکو شباهتی به جهانی که امروز مشاهده می کنیم، نداشت. سیاره زمین بیشتر به سطح کره ماه شبیه بود. آسمان تیره و تاریک. از دریا و مناظر زیبا اصلا خبری نبود. غذای انسان شامل مرغ، ماهی، گوشت گاو و بره و سبزیجات نبود. اصلا حیوانات و گیاهان وجود نداشتند. انسان ها اراده آزاد نداشتند. هیچکس خلاق و باهوش نبود، در نتیجه دانشمند و مخترع وجود نداشت.

آیا باور می کنید که یک مخترع از اختراع خودش متنفر باشد؟ مثلا شما کتابی نوشته اید که حاوی موضوع ومطلب مورد علاقه تان است و برای محتوای آن حسابی زحمت کشیده اید. آیا شما آن را به سطل آشغال می اندازید؟ اگر دنیا را با دقت مشاهده کنید، درمی یابید که خدای عالم هستی نیکوست. آن قدر نیکوست که انسان را به شباهت خود ساخت، به عبارت دیگر آن قدر برای انسان ارزش قائل شد که عواطف و عقل را به انسان هدیه کرد. او به انسان این امتیاز را داد تا انتخاب کند و دارای اراده آزاد باشد.

خدای نیکو مانع کشف و پیشرفت علم نشد. آسمان آبی، دریا، مناظر زیبای طبیعت، میوه ها و غذاهای خوشمزه، عشق و محبت میان انسان ها، ازدواج با جنس مخالف... هم چنین فرصت برای دستیابی به اهداف مثبت و مفید. و از همه مهم تر، ارتباط دوستی و صمیمیت با خدا. اگر خدا محبت نبود، چگونه انسان می دانست محبت چیست؟

اما انسان ترجیح داد که به راه خودش برود. نتیجه خود محوری انسان قتل، خیانت، دزدی... جامعه جهانی را به دردسر و مخمصه انداخت. با این توصیف، خدا انسان را تنها نگذاشت و به روش های مختلف با انسان سخن گفت. فرض کنید شخصی دچار مشکل مالی است. شما برای او کار مناسبی پیدا می کنید، اما او هرگز به آن محل کار نمی رود و در نتیجه وضع مالی اش بدتر می شود. آیا ایراد و اشکال از شماست؟ آیا آن شخص می تواند ادعا کند که شما عامل اصلی مشکل مالی اش هستید؟

تاریخ نشان داده که انسان ها مسئول بروز گناه و مرگ در عالم هستی بوده اند. نباید از یاد ببریم که خطاهای بشریت نیز موجب بسیاری از بدبختی ها و رنج ها در جهان امروز است. متاسفانه تقلب و کلاهبرداری، دروغگویی، دزدی و خودخواهی که وجه مشخصه جامعه امروز ما هستند، همگی محصولی از رنج را به بار می آورند.

دشوار است که خدا را مسئول این ها بدانیم. این رنج ها ریشه هاش در خطایای انسان است، بنابراین، قابل توجه است که چه مقدار از رنج در اثر این امر پدید می آید.

گناه عواقب و پیامدهای وحشتناکی دارد، همان گونه که رفتار نیکو تاثیر مثبت و مفیدی بر خانواده و جامعه می گذارد. اگر مردم گناه کنند و قوانین را نادیده بگیرند و اتفاقی رخ ندهد، اطاعت از خدا معنا و مفهوم خود را از دست می دهد. به عبارت دقیق تر، مشکلات جهان ناشی از خدا نیست، بلکه ریشه آن افراد خطاکار می باشند. کسانی که خودرای و نامطیع می باشند. افرادی که قلب شان از آن خدا نیست.

* کتاب مقدس نمی گوید قبلا در تاریکی بودید ، می گوید " خودتان تاریکی بودید" . و بعد از نجات در خداوند ، او می گوید ، اینک شما نور هستید ... آمین

عکس: ‏* کتاب مقدس نمی گوید قبلا در تاریکی بودید ،
می گوید " خودتان تاریکی بودید"  .
و بعد از نجات در خداوند ، او می گوید ،
اینک شما نور هستید ...
آمین‏

۱۳۹۳ آذر ۱۴, جمعه

یا معجزه امکان پذیر است؟ (بخش آخر)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

آیا باستان شناسی وجود بلعام و الاغ سخنگوی او را تایید کرده است؟
تا اواسط قرن بیستم، بسیاری از منتقدان کتاب مقدس می پنداشتند که ماجرای بلعام و الاغ سخنگوی او، صرفا یک داستان غیر واقعی است. هیچ گونه سند و مدرک تاریخی از بلعام وجود نداشت. اما کشف نسخه ای در سال 1967، سبب فروپاشی نگرش مخالفان گردید. این نسخه که در منطقه "دیر اعلا" در اردن یافت شد، متعلق به هشتصد قبل از میلاد می باشد. نویسنده متن، بلعام بود که سرگذشت زندگی اش را نوشته است.

محتوای متن نشان می دهد که اهالی "دیر اعلا" برای بلعام بسیار احترام قائل بوده اند. از سوی دیگر، محل کشف این نسخه کم تر از 30 مایل با دشت های موآب فاصله داشت (اعداد فصل های 22 تا 24). محتوای نسخه، حضور بلعام را در مکان هایی که در کتاب اعداد ذکر شده، تایید می کند. این نسخه هم اکنون در موزه شهر امان در کشور اردن نگه داری می شود.

آیا باستان شناسی فتح معجزه آسای شهر اریحا را تایید کرده است؟ (یوشع فصل ششم)

سال های زیادی این عقیده در میان منتقدان رایج و متداول بود که شهری به نام اریحا در روزگار یوشع وجود نداشته است. اما تحقیقات اولیه باستان شناس معروف انگلیسی کاتلین کنیون، موجودیت شهر اریحا و نابودی غیر منتظره آن را تایید کرد.

بررسی های مجدد از این یافته های اولیه در دوران معاصر و مشاهده دقیق تر به شواهد کنونی، حاکی از آن است که نه تنها موجودیت شهر با زمان رویداد کتاب مقدسی توافق دارد، بلکه با شرح کتاب مقدس از ویرانی دیوارهای شهر مطابقت می کند. در یک مقاله پژوهشی در مجله "نقد باستان شناسی کتاب مقدس" (مارچ/آپریل 1990)، برایان وود استاد مهمان بخش مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه تورنتو، سندی را ارائه داد که نشان می دهد گزارش کتاب مقدس کاملا درست است. نتایج جزئیات تحقیقات او بدین شرح است:

شهری که قبلا در این محل قرار داشته حصار مستحکمی داشت که با گزارش کتاب مقدس در کتاب یوشع مطابقت دارد. مطابق گزارش کتاب یوشع، به علت حمله نظامی، ساکنان شهر فرصتی برای فرار و بردن مواد غذایی نداشتند. محاصره شهر کوتاه بود و حمله نظامی این اجازه را نداد تا مواد غذایی که در شهر انبار شده بود، مصرف شود. دیوارهای مستحکم آن چنان ویران شدند که حمله نظامی به داخل شهر امکان پذیر شد. بعد از ویرانی دیوارها، شهر به آتش کشیده شد. طبق بررسی باستان شناسان، قوای نظامی شهر را غارت نکرد.

قبر خالی مسیح

در اوایل دهه 1930 یک حقوقدان جوان بریتانیایی یقین داشت که زنده شدن مسیح چیزی جز افسانه و خیال پردازی نیست. او بر آن شد تا به جهانیان لطفی کند و یک بار و برای همیشه این فریب و خرافات را از میان بردارد. او در مقام حقوقدان احساس کرد قابلیت های لازم را برای رد رستاخیز مسیح در اختیار دارد و می تواند با سختگیری، هر شاهد و مدرکی را که محکمه پسند نیست، رد کند. در حین تحقیقات متوجه شد که موضوع اصلا به آن راحتی که تصور می کرد، نبود. نتیجه تحقیقات او انتشار کتابی بود تحت عنوان "چه کسی سنگ را غلطانید؟". محقق و نویسنده "فرانک موریسون" نام داشت. او در مقدمه کتابش نوشته که با بررسی شواهد، بر خلاف اراده خود، به واقعیت زنده شدن مسیح متقاعد گردید.

قبر خالی مسیح، اکنون از یکی از معروف ترین مراکز توریستی جهان است که در اورشلیم می باشد.

ده. همان طور که اشاره شد روش علمی تنها برای امور قابل اندازه گیری و مادی سودمند است، اما برای اثبات رویدادهای تاریخی مناسب نیست و نمی تواند معجزات کتاب مقدس را ثابت کند. هیچکس نمی تواند در آزمایشگاه، معجزاتی را که در زندگی تان رخ داده ثابت کند. مخالفان معجزه نیز نمی توانند رویدادهای غیرعادی را که در زندگی شان مشاهده کرده اند، در آزمایشگاه به اثبات برسانند. علم به آسانی نمی تواند در مورد معجزات قضاوت و داوری کند.

سئوال اصلی این نیست که معجزات چگونه رخ داده اند، بلکه معجزات این نکته را ثابت می کنند که خدا وجود دارد. اگر خدا وجود دارد، پس وقوع معجزات غیرممکن نیست. سی. اس. لوئیس می نویسد:"تمام نکات هندوئیسم پابرجا می ماند، اگر معجزه را از آن جدا سازیم. این امر تقریبا در مورد اسلام نیز صدق می کند، اما این کار را نمی توانیم با مسیحیت انجام دهیم. آن ماجرای معجزه ای بزرگ است". بزرگ ترین معجزه مسیحیت، تغییر و تحول یک شخص منفی و غیرقابل تحمل است به فردی مثبت و مفید. یک انسان خشن و تندخو به شخص مهربان و فروتن تبدیل می شود. او می تواند به جای انتقام، با محبت الهی به دشمنان محبت کند. در مشکلات و بحران ها، صبر و تحمل و آرامش الهی جایگزین نومیدی، عصبانیت و افسردگی می شود. آیا این رخدادها معجزه نیست؟ 

* انسانها همیشه در دو صورت عمل می کنند ؛ یا در راه خداوند هستند و احکام او را اطاعت میکنند ، و یا به راههای غیر او و خلاف احکام او عمل می نمایند . و همین پیروی کردنهای ماست که نشان میدهد عملا پیرو که هستیم ! کتاب مقدس که نامه عاشقانه خدا به انسانهاست را بسیار جدی بگیریم... ((((((( آمین )))))))

عکس: ‏* انسانها همیشه در دو صورت عمل می کنند ؛
یا در راه خداوند هستند و احکام او را اطاعت میکنند ،
و یا به راههای غیر او و خلاف احکام او عمل می نمایند .
و همین پیروی کردنهای ماست که نشان میدهد عملا پیرو که هستیم !
کتاب مقدس که نامه عاشقانه خدا به انسانهاست را بسیار جدی بگیریم...
((((((( آمین )))))))‏