۱۳۹۳ آذر ۱۲, چهارشنبه

آیا معجزه امکان پذیر است؟ (بخش سوم)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

شش. کسی که ادعا می کند خدایی نیست، باید یقین داشته باشد که اعتقادش درست است. هم چنین باید ادعا کند که دانای کل است و همه چیز را می داند، زیرا این امکان همیشه هست که خارج از آگاهی و دانش او، خدایی وجود داشته باشد. با توجه به این واقعیت که اکثر مردم معتقدند که فقط بخش کوچکی از دانش عالم هستی را دارا می باشند، احتمال وجود خدا خارج از دانش شخصی بسیار بالا است.

هفت. مخالفان وجود خدا ادعا می کنند که مسیحیت منطقی نیست. آن ها معتقدند که آنچه را با عقل خود درک کنند، قابل پذیرش است.

تردیدی نیست که کارایی عقل در زندگی فردی و جمعی را نمی توان انکار کرد. اما عقل دارای محدودیت هایی است. گاهی عقل در انتخاب و تصمیم گیری اشتباه می کند. اشتباهات عقل حتی قادر است فاجعه به بار آورد. عقل نمی تواند آینده را مشاهده و پیشگویی کند. آنچه را که عقل امروز ادراک می کند، می پذیرد و آنچه قابل مشاهده نیست رد می کند. مثلا دویست سال قبل اگر کسی از تلفن و چراغ برق سخن می گفت، مردم او را دیوانه می پنداشتند. این همان واکنشی بود که ادیسون و گراهام بل قبل از اختراعات خود با آن مواجه شدند. هیچکس باور نمی کرد. علت این شک و ناباوری مردم آن روزگار این است که برای عقل محدود انسان خیلی چیزها محال است.

زمانی انیشتین با ارائه فرضیه نسبیت تایید کرد که عالم هستی ثابت و ازلی است. اما کشفیات ادوین هابل خلاف دیدگاه انیشتین را ثابت کرد. انیشتین به شدت محزون و ناراحت شد، اما عاقبت پذیرفت که فرضیه نسبیت علمی نیست. امروز دانشمندان معتقدند که جهان دارای آغازی بوده است. ولتر، متفکر فرانسوی قبل از مرگ خود پیشگویی کرد که مسیحیت تا قرن نوزدهم از عرصه روزگار رخت خواهد بست. به شهادت تاریخ، پنجاه سال بعد از مرگ او، خانه و دستگاه چاپ ولتر در اختیار انجمن کتاب مقدس قرار گرفت!

گاهی عقل، دلایل منطقی و قانع کننده را نمی پذیرد. برتراند راسل، ملحد انگلیسی، در کتاب خود تحت عنوان "چرا مسیحی نیستم" چنین اظهار نظر کرد که از دیدگاه تاریخی، مسیح هرگز وجود نداشته است. راسل هرگز به خود اجازه نداد تا شواهد تاریخی از جمله گزارش های امپراطوری روم و مورخان رومی، یونانی و یهودی در قرن اول میلادی را بررسی کند.

وقتی مخالفان با پاسخ های منطقی ایمانداران مسیحی روبرو می شوند، واکنش منفی نشان می دهند یا موضوع بحث را عوض می کنند. دلیل آن کاملا واضح است: مشکل آن ها عقلانی نیست، بلکه ارادی است. آن ها نمی خواهند به دلایل جهل و نادانی، اعتقادات مذهبی یا فلسفی و حتی دیدگاه های غیر اخلاقی، نگرش مسیحیت را بپذیرند.

هشت. وقتی مسیح و رسولان از مردم می خواستند ایمان بیاورند، منظورشان "ایمانی کورکورانه" نبود، بلکه ایمانی "منطبق بر عقل و منطق". شخصی که زندگی اش توسط خداوند متحول شده و به انسان مفید و مثبت تغییر یافته، نمی تواند این تجربه غنی و ارزشمند را که با چشمان خود مشاهده کرده (شاهد عینی) و با فکر، اراده و احساسات (عقل و منطق) پذیرفته، هرگز فراموش کند. روح القدس (روح خدا) در قلوب افراد، ایمانی کورکورانه و بی اساس به عمل نمی آورد. خدا نمی خواهد شما ایمان کورکورانه داشته باشید. او می خواهد "اعتماد" داشته باشید تا بر اساس آن بتوانید با عقل و منطق، معجزات و کارهای خداوند را در زندگی خود مشاهده کنید. بنابراین مسیحیت محدود به اصول اعتقادات نیست، بلکه شامل تجربیات هم می باشد. ایمان کورکورانه آن است که انسان به چیزی ایمان و اعتقاد داشته باشد که آن را هرگز تجربه و مشاهده نکرده است.

مسیح فرمود:"حقیقت را خواهید شناخت (نه این که از آن غافل خواهید ماند و فقط به آن اعتقاد داشته باشید) و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد (یوحنا فصل 8 آیه 32). به عبارت دیگر مقصود مسیح این بود که به جای باور کورکورانه، حقیقت را "تجربه" کنید.

عکس: ‏آیا معجزه امکان پذیر است؟ (بخش سوم)

11/27/2014
6 آذر 1393

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

شش. کسی که ادعا می کند خدایی نیست، باید یقین داشته باشد که اعتقادش درست است. هم چنین باید ادعا کند که دانای کل است و همه چیز را می داند، زیرا این امکان همیشه هست که خارج از آگاهی و دانش او، خدایی وجود داشته باشد. با توجه به این واقعیت که اکثر مردم معتقدند که فقط بخش کوچکی از دانش عالم هستی را دارا می باشند، احتمال وجود خدا خارج از دانش شخصی بسیار بالا است.

هفت. مخالفان وجود خدا ادعا می کنند که مسیحیت منطقی نیست. آن ها معتقدند که آنچه را با عقل خود درک کنند، قابل پذیرش است.

تردیدی نیست که کارایی عقل در زندگی فردی و جمعی را نمی توان انکار کرد. اما عقل دارای محدودیت هایی است. گاهی عقل در انتخاب و تصمیم گیری اشتباه می کند. اشتباهات عقل حتی قادر است فاجعه به بار آورد. عقل نمی تواند آینده را مشاهده و پیشگویی کند. آنچه را که عقل امروز ادراک می کند، می پذیرد و آنچه قابل مشاهده نیست رد می کند. مثلا دویست سال قبل اگر کسی از تلفن و چراغ برق سخن می گفت، مردم او را دیوانه می پنداشتند. این همان واکنشی بود که ادیسون و گراهام بل قبل از اختراعات خود با آن مواجه شدند. هیچکس باور نمی کرد. علت این شک و ناباوری مردم آن روزگار این است که برای عقل محدود انسان خیلی چیزها محال است. 

زمانی انیشتین با ارائه فرضیه نسبیت تایید کرد که عالم هستی ثابت و ازلی است. اما کشفیات ادوین هابل خلاف دیدگاه انیشتین را ثابت کرد. انیشتین به شدت محزون و ناراحت شد، اما عاقبت پذیرفت که فرضیه نسبیت علمی نیست. امروز دانشمندان معتقدند که جهان دارای آغازی بوده است. ولتر، متفکر فرانسوی قبل از مرگ خود پیشگویی کرد که مسیحیت تا قرن نوزدهم از عرصه روزگار رخت خواهد بست. به شهادت تاریخ، پنجاه سال بعد از مرگ او، خانه و دستگاه چاپ ولتر در اختیار انجمن کتاب مقدس قرار گرفت!

گاهی عقل، دلایل منطقی و قانع کننده را نمی پذیرد. برتراند راسل، ملحد انگلیسی، در کتاب خود تحت عنوان "چرا مسیحی نیستم" چنین اظهار نظر کرد که از دیدگاه تاریخی، مسیح هرگز وجود نداشته است. راسل هرگز به خود اجازه نداد تا شواهد تاریخی از جمله گزارش های امپراطوری روم و مورخان رومی، یونانی و یهودی در قرن اول میلادی را بررسی کند.

وقتی مخالفان با پاسخ های منطقی ایمانداران مسیحی روبرو می شوند، واکنش منفی نشان می دهند یا موضوع بحث را عوض می کنند. دلیل آن کاملا واضح است: مشکل آن ها عقلانی نیست، بلکه ارادی است. آن ها نمی خواهند به دلایل جهل و نادانی، اعتقادات مذهبی یا فلسفی و حتی دیدگاه های غیر اخلاقی، نگرش مسیحیت را بپذیرند.  

هشت. وقتی مسیح و رسولان از مردم می خواستند ایمان بیاورند، منظورشان "ایمانی کورکورانه" نبود، بلکه ایمانی "منطبق بر عقل و منطق". شخصی که زندگی اش توسط خداوند متحول شده و به انسان مفید و مثبت تغییر یافته، نمی تواند این تجربه غنی و ارزشمند را که با چشمان خود مشاهده کرده (شاهد عینی) و با فکر، اراده و احساسات (عقل و منطق) پذیرفته، هرگز فراموش کند. روح القدس (روح خدا) در قلوب افراد، ایمانی کورکورانه و بی اساس به عمل نمی آورد. خدا نمی خواهد شما ایمان کورکورانه داشته باشید. او می خواهد "اعتماد" داشته باشید تا بر اساس آن بتوانید با عقل و منطق، معجزات و کارهای خداوند را در زندگی خود مشاهده کنید. بنابراین مسیحیت محدود به اصول اعتقادات نیست، بلکه شامل تجربیات هم می باشد. ایمان کورکورانه آن است که انسان به چیزی ایمان و اعتقاد داشته باشد که آن را هرگز تجربه و مشاهده نکرده است.

مسیح فرمود:"حقیقت را خواهید شناخت (نه این که از آن غافل خواهید ماند و فقط به آن اعتقاد داشته باشید) و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد (یوحنا فصل 8 آیه 32). به عبارت دیگر مقصود مسیح این بود که به جای باور کورکورانه، حقیقت را "تجربه" کنید.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

داود پسر یسی ؛ زمانی به پادشاهی قوم خدا انتخاب شد که به گوسفندان، همچون یک پدر رسیدگی میکرد و متعهدانه به فکر آب و خوراک و مکان ایشان بود . او برای راحتی حیوانات از راحتی خود می گذشت . او حتی برای گوسفندانی که به او سپرده شده بودند می نواخت و ... و امروز آیا ما با همه کس و همه چیز آنگونه مهربان هستیم ؟ بدانیم که خدا مهربانی ما را با جان دار و بی جان می بیند ، و اوست که برکتمان میدهد !!! آمین

عکس: ‏* داود پسر یسی ؛
 زمانی به پادشاهی قوم خدا انتخاب شد که به گوسفندان، همچون یک پدر رسیدگی میکرد و متعهدانه به فکر آب و خوراک و مکان ایشان بود .
او برای راحتی حیوانات از راحتی خود می گذشت .
او حتی برای گوسفندانی که به او سپرده شده بودند می نواخت و ...
و امروز آیا ما با همه کس و همه چیز آنگونه مهربان هستیم ؟
بدانیم که خدا مهربانی ما را با جان دار و بی جان می بیند ،
و اوست که برکتمان میدهد !!!
آمین‏
(گل بگیم و گل بشنویم)

زندگی مسیحی سرشار از توکل، اعتماد، امید، و دریافت است! در مسیحیت، مدعیان سود نمی برند، بلکه ؛ ساده دلان و زود باورانند که پیروز می شوند و آرامش می یابند ... ((((((( آمین )))))))

عکس: ‏* زندگی مسیحی سرشار از توکل، اعتماد، امید، و دریافت است!
در مسیحیت، مدعیان سود نمی برند، بلکه ؛
ساده دلان و زود باورانند که پیروز می شوند و آرامش می یابند ... 
((((((( آمین )))))))‏

۱۳۹۳ آذر ۱۱, سه‌شنبه

دوست عزیز، معجزه در دهان شما است. اگر می خواهید دنیای تان عوض شود، با عوض کردن کلمات تان شروع کنید. وقتی زمانه سخت می شود که شروع به غرولند، مجادله و شکایت کنید. لطفا از حرف زدن با خدا درباره این که مشکلات تان چقدر بزرگ است، دست بردارید و به جای آن مشکلات خود بگویید که خدای شما چقدر بزرگ است. رویارویی داود جوان و جلیات فلسطینی را به یاد بیاورید. جلیات، داود را به خدایان خود لعنت کرد. اما داود گفت:"من تو را شکست می دهم و گوشتت را همین امروز خوراک پرنده ها می کنم." (اول سموئیل فصل هفدهم) و با کمک خدا او به راستی چنین کرد! باید یاد بگیرید که در موقعیت های هر روزه زندگی، به خصوص در زمان بحران و گرفتاری جسورانه بگویید:"من فرزند خدا هستم، بنابراین بر مشکلات غلبه یافته ام. خدایی که با من است، بزرگ تر از مشکلات و مردم شریر است." آمین "


آیا معجزه امکان پذیر است؟ (بخش دوم)

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

چهار. مخالفان وجود خدا، به اولین پیش فرض تئوری تکامل اعتقاد دارند که می گوید مواد بی جان به مواد جاندار تبدیل شدند، یعنی تولید آنی، خودجوش و تصادفی صورت گرفت و بدین ترتیب عالم هستی شکل گرفت. چرا آنان معجزه را توهم می دانند و غیر قابل باور تلقی می کنند؟

تکامل باوران معتقدند که در طی میلیون ها سال، طی مراحل پیچیده ای، بدون هدایت، خود به خود و بر حسب اتفاق و شانس عالم هستی شکل گرفت. به عبارت دیگر، تبدیل ماده بی جان به موجودی جاندار! آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا چنین توضیحی قانع کننده است؟ اگر از شانس طوری صحبت کنیم که گویی در مورد یک عامل سخن می گوییم، در واقع موضوع را از یک مفهوم علمی به یک مفهوم خرافی و اسطوره ای تغییر داده ایم.

حتی خود داروین در فصل ششم از کتاب"منشاء انواع" تحت عنوان "مشکلات نظریه" چنین می گوید:"این فرض که چشم و تمام اجزای آن با هم کار کنند که در اثر انتخاب طبیعی شکل گرفته است، باید اذعان کنیم که تا بالاترین درجه باطل است".

به عنوان مثال، برای این که اتم های مورد نظر در تشکیل یک مولکول پروتئین، به نحو صحیح به هم بپیوندند، در صورتی که این عمل به طور کاملا اتفاقی به وقوع بپیوندد، عدد احتمال آن قدر کوچک خواهد بود که وقوع چنین چیزی عملا محال است. احتمال این که کسی بتواند ده سکه را که روی هر کدام از آن ها شماره ای نوشته شده است، به ترتیب صحیح از جیب خود خارج کند، یک در ده میلیارد است. جهان بی نهایت پیچیده تر از ده سکه شماره دار است و احتمال فراهم آمدن تمامی شرایط لازم برای ظهور و تحول حیات چنان فوق از تصور است که ظهور کاملا اتفاقی حیات بر صحنه گیتی به کلی باورنکردنی است.

پنج. داروین از رخداد مهمی در تاریخ حیات آگاهی داشت که نظریه او قادر به توضیح آن نبود. در لایه های نخستین سنگ های فسیلی (متعلق به 530 میلیون سال قبل/ دوران کامبرین: نخستین دوران زمین شناسی)، ظهور ناگهانی حیوانات زیاد بدون آن که نیاکان شان وجود داشته باشند، مشاهده می شوند. بدن این حیوانات طی مراحل مختلف زمین شناسی تا امروز تغییر نکرده است.

در طول نخستین دوران زمین شناسی، فسیل هایی با کالبد و بدن هایی که دارای جزئیات پیچیده بودند، در میان لایه های سنگ ها به وجود آمده اند. این فسیل ها فاقد آن نیاکانی هستند که داروین و هوادارنش ادعا می کنند. داروین درباره معمای منشاء ظهور ناگهانی حیوانات، در کتابش صفحه های 306- 307 (نسخه انگلیسی) چنین شرح داده است:"درک این نکته مهم که فقدان توده های بسیار زیاد از فسیل هایی که در نظریه ام، با قاطعیت بیان کرده ام که در جایی وجود دارند، دشوار است" داروین در ادامه می نویسد:" همان طور که قبلا اشاره کرده ام، شناخت بسیار اندکی از آن فسیل های سنگی داریم که ظهور ناگهانی گونه ها را در گروه های مشابه خود نشان می دهند".

از سوی دیگر تحقیقات بر روی فسیل هایی که خلاف نظریه تکامل را تایید می کنند، برای داروین و اعتبار نظریه اش نه فقط خوشایند نبود، بلکه سهل و آسان هم به نظر نمی رسید. حتی امروزه نیز دانشمندان طرفدار نظریه تکامل، از اظهار نظر درباره فسیل های نخستین دوران زمین شناسی خوداری می کنند.

داروین نسخه ای از کتابش را برای دانشمند زیست شناس سوئیسی به نام "لوئیس آگاسیز" ارسال کرد. آگاسیز در آن روزگار، خبره ترین دانشمند در زمینه فسیل شناسی بود. او با علاقه و اشتیاق زیاد کتاب "منشاء انواع" را مطالعه نمود و سپس چنین به اظهار نظر پرداخت:"ظهور ناگهانی حیات حیوانی، یک مسئله کاملا غیر قابل حل در نظریه داروین است".
بنابراین کشفیات زمین شناسی نیز معجزه "ظهور ناگهانی حیات حیوانی، آن هم بدون نیاکان را در اولین دوران زمین شناسی" تایید می کند. 

۱۳۹۳ آذر ۱۰, دوشنبه

درخواست تجدید نظر سه واعظ دگراندیش غیر تثلیثی و رفتارسختگیرانه دادگاه

وکیل این سه زندانی عقیدتی طی گفتگویی از آخرین وضعیت این افراد خبر داد، به گفته وی او تنها در روز دادگاه توانسته بود تا با موکلین خود ملاقاتی داشته باشد، او همچنین از ارائه درخواست فرجام خواهی برای احکام صادره به دادگاه تجدید نظر خبر داد.
به گزارش «محبت نیوز»، "وحید مشکانی فراهانی" وکیل سه واعظ دگر اندیش برانهامیست به نامهای "بهنام ایرانی" ، "رضا ربانی ملقب به سیلاس" و "عبدالرضا علی حق نژاد با نام ماتیاس" که در زندان مرکزی کرج محبوس هستند، طی یک گفتگوی تلفنی با رادیو زمانه اظهار داشت که تا پیش از جلسه برگزاری دادگاه موفق به دیدار موکلانش نشده است و تنها دقایقی پیش از شروع جلسه محاکمه در محوطه دادسرای انقلاب اسلامی کرج برای اولین بار با آنها روبرو می شود.
مشکانی فراهانی افزود؛ که در مهلت قانونی درخواست تجدید نظر در رای صادره دادگاه بدوی بر علیه متهمانش را تسلیم دادسرای کرج نموده است و منتظر تعیین شعبه دادگاه تجدید نظر می باشد تا به قاضی آن شعبه برای گرفتن اجازه ملاقات با موکلانش مراجعه نماید.
vahid-meshkani-lawyer
وحید مشکانی فراهانی، وکیل دادگستری
وکیل این سه زندانی عقیدتی درباره اینکه چرا با وجود صراحت در قانون برای حق ملاقات وکیل با موکل ، به او اجازه چنین کاری داده نشد؟ گفت که چنین اجازه ای در ظاهر داده شد. ولی وقت آن و زمان جلسه دادگاه را طوری تنظیم کرده بودند که در عمل چنین ملاقاتی بین من و موکلانم غیر ممکن شد.

او می گوید که وقت ملاقات که روز قبل از دادگاه بود با مخالفت مسئولین زندان روبرو شد. آنها با گرفتن بهانه های اداری از من خواستند برای تصحیح دستور ملاقات به شعبه دادگاه مراجعه نمایم. بنابراین چون اگر این کار را می کردم نمی توانستم در دادگاه حاضر شوم، فقط به گرفتن امضاء پای وکالتنامه های قانونی بسنده کردم.
وحید مشکانی فراهانی توضیح نداد که از سوی خانواده موکلین خود انتخاب شده است یا وکیل تسخیری منتخب دادگاه برای متهمان مذکور می باشد. اما توضیحات محتاطانه وی حاکی از این بود که دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامی کرج علیه این سه نفر مواضع سختگیرانه ای اتخاذ نموده است.
جلسه دادگاه این سه واعظان دگر اندیش مذهبی پیرو ادوارد برانهام موسوم به مسیحیان غیر تثلیثی روز سه شنبه ۸ مهرماه (۳۱سپتامبر۲۰۱۴) در دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان کرج برگزار شد. برخی حقوقدانان معتقد بودند که در جریان آن دادگاه موارد قانونی مطرح در قانون آئین دادرسی به هیچ وجه رعایت نشده است. به این دلیل که مراحل قضائی پرونده آنها با اتهام دیگری انجام شد و در دادگاه با اتهام دیگری روبر شدند.
رای دادگاه انقلاب اسلامی علیه آقایان "بهنام ایرانی، رضا ربانی و عبدالرضا علی حق‌نژاد" که به فاصله کمی پس از برگزاری جلسه دادگاه صادر شد، متهمان را نسبت به اتهامات وارده مجرم شناخت و آنها را در مجموع به ۱۸ سال حبس تعزیری و نفی بلد به زابل و میناب محکوم نمود.
این رای بسیار سنگین در حالی صادر شد که این سه نفر جز سخنرانی و بحث درباره مسائل مذهبی در جلسات خانگی سابقه فعالیت دیگری نداشتند. بیشتر موضوع سخنرانی و بحث های آنها نیز به رد "تثلیث مسیحی" مربوط می شود که با قرائت رسمی حکومت جمهوری اسلامی از مسیحیت همخوانی دارد.
وکیل این سه دگر اندیش دربند همچنین در رابطه با وضع جسمانی بهنام ایرانی توضیح داد که او یک نوبت پیشتر از سوی دادگاه برای ادامه معالجات و عمل جراحی به بیمارستانی در خارج زندان اعزام شده است. اما اکنون خانواده او مدعی هستند که او از وضع جسمانی خوبی برخوردار نیست و نیاز دارد که در بیرون زندان معالجه شود. مشکانی فراهانی به رادیو زمانه گفت که نمی داند آیا امکانات درمانی داخل زندان برای درمان پزشکی موکل او کافی هست یا نه؟
بهنام ایرانی که برای اولین بار در سال ۱۳۸۵ دستگیر شده بود و پس از مدتی آزادی موقت از سال ۱۳۹۰ تا کنون در زندان می باشد، پیش از این محکوم به تحمل یک سال حبس قطعی و ۵ سال حبس تعلیقی بود. او که اکنون مشغول گذراندن دوران ۵ سال حبس تعلیقیش می باشد، بر اساس رای اخیر دادگاه انقلاب به ۶ سال حبس دیگر نیز برای اتهام جدید خود محکوم شده است. گفته می شود که نامبرده باید حکم زندان جدیدش را در زندان شهرستان "زابل" سپری کند.
علیرضا علی حق‌نژاد در ۲۷ مردادماه ۹۰ و رضا ربانی در آذرماه ۹۲ به اتهام تبلیغ مسیحیت بازداشت شدند. آنها نیز در رای اخیر دادگاه اولیه هر کدام به شش سال حبس محکوم شده اند. در حکم دادگاه آمده که آنها باید دوره زندانشان را در زندان شهرستان "میناب " از توابع بندر عباس بگذرانند.
لازم به ذکر است که هر سه متهمان نامبرده وایسته به گروهی هستند که نام "کلیسای ایران" را برای خود انتخاب کرده اند. گروه موسوم به "کلیسای ایران" پیرو "ادوارد برانهام" واعظ آمریکائی معروف قرن بیستم می باشند. این گروه اصل پایه ای الهیات مسیحی به نام "تثلیث" را قبول نداشته و تعمید گرفتن مسیحیان ایرانی را در نام پدر، پسر و روح القدس را درست نمی دانند. از این رو آنان را غیر"تثلیثی" نیز می نامند.
به نظر می رسد که همین عقاید ویژه آنها درباره مسیحیان، آنان را به سوژه های خوبی برای دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی تبدیل کرده است تا به خیال خودشان با مطرح نگهداشتن نام این افراد از طریق دستگیری و آزار آنها باعث ایجاد سردرگمی در بین نوکیشان مسیحی بشوند.


اما با توجه به کم اثر بودن این تبلیغات بین مسیحیان ایران و حمایت مکرر مسیحیان از بازداشت شدگان دگر اندیش و درخواست آزادی آنها، به نظر می رسد دستگاههای اطلاعاتی که انتظار چنین برخوردی را نداشتند اکنون می خواهند با رفتارهای سختگیرانه تر پافشاری بیشتری بر نقشه های بی حاصل خود را نشان دهند.