۱۳۹۳ مهر ۳۰, چهارشنبه

هدف خدا از ایجاد مشکلات چیست؟

زندگی هدفمند

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

هدف خداوند از ایجاد مشکلات این است که توجه ما به او جلب شود و نزد او بازگشت کنیم. اما سئوالی مطرح می شود: آیا راه دیگری وجود ندارد که خدا توجه انسان گناهکار را به خودش جلب کند؟ آیا حتما لازم است این کار با مشکلات و بحران ها انجام بگیرد؟

تردیدی نیست که راه های دیگر هم وجود دارند: خداوند به روش های گوناگون با انسان سخن می گوید. پیام خدا فقط محدود به کتاب مقدس نیست. او از طریق کلیسا، رادیو و تلویزیون و فیلم های مسیحی، سرود های روحانی و موسیقی پرستشی، فیس بوک، یوتیوب، وب سایت ها و مقاله ها در اینترنت، کتاب های تفسیر کتاب مقدس و بررسی موضوعات مختلف کلام خدا، موزها (شواهد تاریخی و کشفیات باستان شناسی)، سفرهای بشارتی مبشران مسیحی، روزنامه ها و مجلات مسیحی، بنیادهای خیریه و سازمان های امداد رسانی مسیحی به نیازمندان در سراسر جهان، کتاب های تاریخی و باستان شناسی، وقایع و اتفاقات روزمره و حتی خواب با انسان صحبت می کند. غالب اوقات منتقدان مسیحیت یا مخالفان وجود خدا با ایمانداران مسیحی به بحث و گفتگو می پردازند و بدین ترتیب با پیام مسیح آشنا می شوند.

اما واقعیت این است که برای جلب توجه ما، غالبا به چیزی بیشتر از یک موعظه و یا شهادت احتیاج داریم. حتی اعتقاد به خدا کافی به نظر نمی رسد. یک تکان محکم لازم است که توجه و حواس ما را به خدا معطوف کند. سی اس لوئیس، نویسنده شهیر انگلیسی در کتاب بی نظیر خود به نام "مشکل رنج" نوشت:"خدا در لذت های ما نجوا می کند، در وجدان ما صحبت می کند و در رنج های ما فریاد می کشد: این رنج ها در واقع بلندگوی خداوند برای بیدار کردن دنیای ناشنوا می باشند".

وقتی همه چیز مطابق میل ما پیش می رود، به سختی حواس خود را به خدا معطوف می کنیم. زمانی که راحت و آسوده هستیم، به راحتی به دام غرور و خوپسندی می افتیم. دعاهای مان ضعیف و کم می شود. کلام خدا در ذهن انسان های مغرور چندان اثر نمی کند.

اما به محض این که مصیبتی دامنگیر ما می شود، ناگهان همه چیز فرق می کند. آنچه زمانی بی اهمیت بود، دارای اهمیت می شود. و بر عکس، آنچه زمانی اهمیت داشت، دیگر رنگ و روی خود را می بازد. وقتی ما لجباز و یکدنده هستیم، برای خدا چاره دیگری باقی نمی ماند جز آن که اجازه دهد مشکلات و بحران ها وارد زندگی ما شوند. این نکته ممکن است برای عده ای ظالمانه و غیرمنصفانه به نظر برسد. ولی برچسب "ظالم" بر خدا زدن، در حقیقت بی انصافی ما خواهد بود. وقتی مشکلات وارد زندگی ما می شوند، می تواند به این دلیل باشد که خدا مشغول جلب توجه شماست. شاید دارد توجه شما را به دوری از گناه بخصوصی معطوف می کند. یا این که می خواهد هدف و نقشه خود را تغییر دهید. او می بیند که شما در شرف ارتکاب یک اشتباه یا گناه بزرگ می باشید. در نتیجه توسط مشکلات می خواهد رابطه شما را با خودش مستحکم کند.

خدا اجازه می دهد اتفاقاتی رخ دهد تا برای پیشگیری از آن اقدام کنیم. مثلا ریشه قحطی، ضعف مدیریت و برنامه ریزی است. به یاد بیاورید زمانی که یوسف قحطی را در مصر پیشگویی کرد، راه حل هم ارائه داد: ذخیره محصولات. باستان شناسان کانال های آب را در مصر کشف کردند که برای آبیاری زمین های کشاورزی، ذخیره آب و هم چنین جلوگیری از طغیان رود ها ساخته شده بودند. بنابراین، مدیریت و برنامه ریزی یک اصل اساسی است. اگر حکومتی توجهی به مدیریت آب و غذا ندارد، چرا مخالفان، خدا را مقصر قلمداد می کنند؟ امروزه سازمان ها و نهادهای بسیاری به مناطق محروم کمک رسانی می کنند. آیا این لطف و حمایت خداوند را نشان نمی دهد؟ اگر مخالفان خدا واقعا دلسوز همنوع خود هستند، داوطلبانه به این گونه سازمان ها ملحق شوند.

مشکلات و بحران ها ناشی از گزینه های اشتباه و نقاط ضعف انسان ها است. انسان کامل نیست، اما می توان با پرهیز از انتخاب های غلط و یافتن راه حل، نقاط ضعف را از بین برد. به یاد آورید: کودکان از درد آمپول گریزان هستند، اما تزریق آمپول به نفع سلامتی آنان است.

مشکلات ما را به جلو هل می دهد و باعث تغییر وضعیت زندگی می شود. مثلا مشکلات مالی مردم را به خود می آورد تا به ادامه تحصیل و یادگیری حرفه و فن روی آورند و خود را در محل کار ارتقاء دهند.

با تحمل درد و رنج، می توانیم دیگران را بهتر درک کنیم و برای خدمت و مشاوره به آن ها علاقه نشان دهیم. بدین ترتیب محبت خدا از طریق کمک ما به دیگران ظاهر خواهد شد.

اختراعات و کارهای بزرگ توسط کسانی انجام گرفته که اشتیاق شدیدی برای رفع مشکل داشته اند.

وضعیت کنونی شما هر چه باشد، مطمئن باشید که خدا کارهایش را بدون دلیل انجام نمی دهد. اگر اجازه داده است سختی وارد زندگی شما شود، بدانید برای تان نقشه مهمی در نظر گرفته است.

۱۳۹۳ مهر ۲۹, سه‌شنبه

هدف خدا از ایجاد مشکلات چیست؟

زندگی هدفمند 

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

هدف خداوند از ایجاد مشکلات این است که توجه ما به او جلب شود و نزد او بازگشت کنیم. اما سئوالی مطرح می شود: آیا راه دیگری وجود ندارد که خدا توجه انسان گناهکار را به خودش جلب کند؟ آیا حتما لازم است این کار با مشکلات و بحران ها انجام بگیرد؟

تردیدی نیست که راه های دیگر هم وجود دارند: خداوند به روش های گوناگون با انسان سخن می گوید. پیام خدا فقط محدود به کتاب مقدس نیست. او از طریق کلیسا، رادیو و تلویزیون و فیلم های مسیحی، سرود های روحانی و موسیقی پرستشی، فیس بوک، یوتیوب، وب سایت ها و مقاله ها در اینترنت، کتاب های تفسیر کتاب مقدس و بررسی موضوعات مختلف کلام خدا، موزها (شواهد تاریخی و کشفیات باستان شناسی)، سفرهای بشارتی مبشران مسیحی، روزنامه ها و مجلات مسیحی، بنیادهای خیریه و سازمان های امداد رسانی مسیحی به نیازمندان در سراسر جهان، کتاب های تاریخی و باستان شناسی، وقایع و اتفاقات روزمره و حتی خواب با انسان صحبت می کند. غالب اوقات منتقدان مسیحیت یا مخالفان وجود خدا با ایمانداران مسیحی به بحث و گفتگو می پردازند و بدین ترتیب با پیام مسیح آشنا می شوند.

اما واقعیت این است که برای جلب توجه ما، غالبا به چیزی بیشتر از یک موعظه و یا شهادت احتیاج داریم. حتی اعتقاد به خدا کافی به نظر نمی رسد. یک تکان محکم لازم است که توجه و حواس ما را به خدا معطوف کند. سی اس لوئیس، نویسنده شهیر انگلیسی در کتاب بی نظیر خود به نام "مشکل رنج" نوشت:"خدا در لذت های ما نجوا می کند، در وجدان ما صحبت می کند و در رنج های ما فریاد می کشد: این رنج ها در واقع بلندگوی خداوند برای بیدار کردن دنیای ناشنوا می باشند".

وقتی همه چیز مطابق میل ما پیش می رود، به سختی حواس خود را به خدا معطوف می کنیم. زمانی که راحت و آسوده هستیم، به راحتی به دام غرور و خوپسندی می افتیم. دعاهای مان ضعیف و کم می شود. کلام خدا در ذهن انسان های مغرور چندان اثر نمی کند.

اما به محض این که مصیبتی دامنگیر ما می شود، ناگهان همه چیز فرق می کند. آنچه زمانی بی اهمیت بود، دارای اهمیت می شود. و بر عکس، آنچه زمانی اهمیت داشت، دیگر رنگ و روی خود را می بازد. وقتی ما لجباز و یکدنده هستیم، برای خدا چاره دیگری باقی نمی ماند جز آن که اجازه دهد مشکلات و بحران ها وارد زندگی ما شوند. این نکته ممکن است برای عده ای ظالمانه و غیرمنصفانه به نظر برسد. ولی برچسب "ظالم" بر خدا زدن، در حقیقت بی انصافی ما خواهد بود. وقتی مشکلات وارد زندگی ما می شوند، می تواند به این دلیل باشد که خدا مشغول جلب توجه شماست. شاید دارد توجه شما را به دوری از گناه بخصوصی معطوف می کند. یا این که می خواهد هدف و نقشه خود را تغییر دهید. او می بیند که شما در شرف ارتکاب یک اشتباه یا گناه بزرگ می باشید. در نتیجه توسط مشکلات می خواهد رابطه شما را با خودش مستحکم کند.

خدا اجازه می دهد اتفاقاتی رخ دهد تا برای پیشگیری از آن اقدام کنیم. مثلا ریشه قحطی، ضعف مدیریت و برنامه ریزی است. به یاد بیاورید زمانی که یوسف قحطی را در مصر پیشگویی کرد، راه حل هم ارائه داد: ذخیره محصولات. باستان شناسان کانال های آب را در مصر کشف کردند که برای آبیاری زمین های کشاورزی، ذخیره آب و هم چنین جلوگیری از طغیان رود ها ساخته شده بودند. بنابراین، مدیریت و برنامه ریزی یک اصل اساسی است. اگر حکومتی توجهی به مدیریت آب و غذا ندارد، چرا مخالفان، خدا را مقصر قلمداد می کنند؟ امروزه سازمان ها و نهادهای بسیاری به مناطق محروم کمک رسانی می کنند. آیا این لطف و حمایت خداوند را نشان نمی دهد؟ اگر مخالفان خدا واقعا دلسوز همنوع خود هستند، داوطلبانه به این گونه سازمان ها ملحق شوند.

مشکلات و بحران ها ناشی از گزینه های اشتباه و نقاط ضعف انسان ها است. انسان کامل نیست، اما می توان با پرهیز از انتخاب های غلط و یافتن راه حل، نقاط ضعف را از بین برد. به یاد آورید: کودکان از درد آمپول گریزان هستند، اما تزریق آمپول به نفع سلامتی آنان است.

مشکلات ما را به جلو هل می دهد و باعث تغییر وضعیت زندگی می شود. مثلا مشکلات مالی مردم را به خود می آورد تا به ادامه تحصیل و یادگیری حرفه و فن روی آورند و خود را در محل کار ارتقاء دهند.

با تحمل درد و رنج، می توانیم دیگران را بهتر درک کنیم و برای خدمت و مشاوره به آن ها علاقه نشان دهیم. بدین ترتیب محبت خدا از طریق کمک ما به دیگران ظاهر خواهد شد.

اختراعات و کارهای بزرگ توسط کسانی انجام گرفته که اشتیاق شدیدی برای رفع مشکل داشته اند.

وضعیت کنونی شما هر چه باشد، مطمئن باشید که خدا کارهایش را بدون دلیل انجام نمی دهد. اگر اجازه داده است سختی وارد زندگی شما شود، بدانید برای تان نقشه مهمی در نظر گرفته است.

۱۳۹۳ مهر ۲۸, دوشنبه

آیا نجات از قلمرو قدرتمند گناه توسط تلاش و کوشش انسانی امکان پذیر است؟

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

ادیان دیگر معتقدند که توسط اجرای مو به موی احکام شریعت نجات خواهند یافت. آن ها شریعت را عامل نجات می دانند. اما کدام انسان توانسته احکام شریعت را کاملا اجرا نماید؟ اگر شخص یکی از احکام را نادیده بگیرد، لعنت به سراغ او خواهد آمد. شریعت نیکوست، اما عامل نجات، تلاش و کوشش انسانی نیست.

اگر انسان قادر است بر قدرت گناه غلبه کند:

یک. نیاز به توکل و اتکا به خداوند معنا و مفهوم خود را از دست می دهد.

دو. در این صورت انسان بایستی قادر باشد تمام اوامر و دستورات الهی را، بدون کم و کاست، کاملا اجرا کند. شکستن حتی یکی از احکام، شخص را زیر محکومیت می برد.

از آن جا که همه احکام خدا را نقض کرده اند، همه محکوم هستند. اما واقعیت آن است که انسان قادر به نجات خود از قلمرو گناه نیست.

هر چقدر هم خوب باشیم، نمی توانیم طبیعت گناه آلودی را که در همه ما هست، از بین ببریم. اگر شما با یک حیوان درنده روبرو شوید، آیا می توانید غیر مسلح و با اراده آزاد با آن بجنگید؟ شیطان از قدرت های مافوق طبیعی برخوردار است و به مراتب قوی تر از حیوانات درنده می باشد. کتاب مقدس طبیعت انسان را بیمار توصیف کرده، زیرا طبیعت او به گناه، آلوده است. شیطان نیز به شیر غران تشبیه شده. فقط با یاری و قدرت خدا می توان بر گناه و شیطان غلبه کرد.

نگرش مسیحیت این است که هر گاه احساس ضعف می کنیم، خدا دارد به ما یادآوری می کند که به او متکی باشیم و توکل نمایید.

عیسی نیامد تا فقط راه را نشان دهد. راه خود او بود. عیسی نیامد تا به مردم کمک کند که خود را نجات دهند. او آمد تا آنان را از قدرت و کیفر گناه رهایی بخشد. چرا که فقط به وسیله او وارد آسمان می شویم. به واسطه فداکاری و مرگ او است که گناهان ما آمرزیده شده و در نظر خدا عادل شمرده می شویم. فیض یعنی بخشش بلاعوض خداوند به کسانی که هرگز لیاقت آن را نداشتند. بنابراین، این خداوند است که نجات می بخشد. اوست که تغییر و تحول را در انسان ایجاد می کند و سرانجام خداوند قدرت مافوق طبیعی می دهد تا احکام الهی را انجام دهیم.

شریعت بیانگر این نکته است که انسان برای خودش چه می تواند بکند، ولی راه فیض مربوط است به کاری که خدا برای ما انجام داده است. این است تفاوت مسیحیت با ادیان دیگر. 



۱۳۹۳ مهر ۲۷, یکشنبه

چرا خدا انسان را آفرید؟

مطالعه کتاب مقدس 

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

عده ای بر این باورند که برای خدای تنها، زندگی کسل آور و خسته کننده بود، بنابراین تصمیم گرفت تا انسان ها را خلق کند! این دیدگاه به دلایل زیر قابل قبول نیست:

یک. این نگرش نادرست، بر فقدان و کمبود چیزی در خدا دلالت دارد. در حالی که خدا کامل است و در او نقص و کمبود وجود ندارد.

دو. خدا هرگز تنها نبوده است. تثلیث، برمشارکت ازلی میان سه شخصیت پدر، پسر و روح القدس تاکید دارد.

سه. با مطالعه کتاب های اشعیاء (فصل 14 آیات 12- 15) و حزقیال (فصل 28 آیه 15)، در می یابیم که خداوند فرشتگان را قبل از آفرینش جهان، خلق نمود.

چهار. اگر خدا دنیا را برای تفریح و سرگرمی خودش خلق می کرد، شکل جهان، ظاهر انسان و نحوه زندگی بشر کاملا متفاوت بود. مثلا انسان ها اراده آزاد نداشتند و عالم هستی، پدیده پیچیده ای نبود.

پنج.در خاتمه هر مرحله از آفرینش، کلام خدا می فرماید:"خدا به آنچه آفرید، نظر کرد و از کار خود خشنود گردید". با این توصیف، بعد از خلق آدم، خداوند اظهار نظر عجیبی کرد:"خوب نیست" (پیدایش فصل دوم آیه هجدهم). قبل از ورود گناه به جهان، این اولین بار بود که خدا گفت:"خوب نیست". در خلقت کامل او فقدان چیزی مشاهده می شد: تنهایی آدم! بنابراین، او زن را آفرید. هدف اولیه خدا برای ازدواج این بود که زن و مرد شریک یکدیگر باشند و در رابطه با همدیگر، زیبایی عشق و محبت را تجربه کرده و رابطه جنسی برقرار نمایند.

شش. خدا فرمود:"انسان را شبیه خود بسازیم" (پیدایش فصل 1 آیه 26). این عبارت به آن مفهوم نیست که خدا انسان را کاملا شبیه خود ساخت، به خصوص از لحاظ جسمانی، بلکه بتواند خصوصیات او را منعکس کند.

خصوصیاتی نظیر محبت، صبر، بخشش، مهربانی و وفاداری. ما هرگز کاملا مانند خدا نخواهیم شد، چون او خالق ما و از ما برتر می باشد. خدا عاری از گناه است و جاودانی و نامحدود. او این امکان را در ما قرار داده که مانند خودش عاری از گناه و جاودانی شویم، اما این آزادی را داده شده که راه دیگری را انتخاب کنیم. اگر انسان به جای اعتقاد به خدا، با خدا دوست و صمیمی شود، خصوصیات او را منعکس خواهد کرد و باعث جلال خداوند خواهد شد. روح القدس به ما کمک خواهد کرد تا شبیه مسیح شویم.

هفت. از دیدگاه خدا، انسان موجود ارزشمندی است. خداوند پدر ماست و برای نجات ما از قلمرو قدرتمند گناه چاره ای اندیشید. مسیح جان خود را به خاطر ما فدا کرد که بتوانیم تا ابدیت با خداوند زندگی کنیم. انسان جزئی از آفرینش خدا است و خدا از نحوه به وجود آوردن انسان خشنود است.

هشت. خلقت ما حاصل تصادف و اشتباه نیست. خداوند از بدنیا آمدن ما غافلگیر نشده است، بلکه او اراده فرمود تا ما را بیافریند.
نه. خدا ما را برای هدف ارزشمندی آفریده است. قبل از این که ما درمورد خدا بیندیشیم، او از قبل از تولد ما، درباره ما فکر می کرد. هدف خدا از آفرینش ما، مصاحبت و دوستی با او در ابدیت است. انسان موجودی ابدی است. 

۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

خدا وجود دارد

دفاعیات مسیحی

استیون هاوکینگ (فیزیکدان ملحد انگلیسی) در صفحه 180 کتابش تحت عنوان "طراحی بزرگ" (نسخه انگلیسی/2010) نوشته است که ستارگان و سیاه چاله ها از چیزهایی ساخته شده اند، در حالی که منشاء عالم هستی، از نیستی به وجود آمده است. کتاب مقدس می فرماید:"خدا همه چیز را از نیستی به وجود آورد" (عبرانیان فصل 11 آیه 3، مکاشفه فصل 4 آیه 11). انسان می تواند ماده را به انرژی تبدیل کند (مانند سوختن چوب که به انرژی یعنی گرما تبدیل می شود)، ولی خداوند از نیستی، انرژی و ماده را به وجود آورد. اگر نیستی در گذشته وجود داشته است، پس امروز هم باید نیستی وجود داشته باشد.

نتیجه گیری منطقی آن است که بپذیریم که زمان، فضا و ماده از خودشان نمی توانستند به وجود آیند، بلکه از "علت" که ازلی، نامحدود و غیرمادی است، آفریده شده اند. اگر این "علت" فیزیکی بود و در چارچوب و کنترل قانون طبیعت قرار داشت، هرگز نمی توانست خالق باشد. "علت" ازلی، نامحدود و غیر مادی است.

اگر ماده در لحظه ای از آفرینش، هستی یافت، بنابراین عاملی که ماده را پدید آورده است بایستی غیرمادی یا روح باشد. عامل وجود زمان، بایستی لایتناهی بوده باشد. بنابراین عامل ماده و انرژی نیز بایستی از قدرتی غیرقابل تصور برخوردار بوده باشد.

هاوکینگ معتقد است که عالم هستی به طور کاملا تصادفی و شانسی پدید نیامده، بلکه طراحی هوشمند عامل پیدایی عالم بوده است. البته او به خدا اعتقاد ندارد، اما در کتابش تحت عنوان "تاریخ زمان" فصل هشتم صفحه 127 (نسخه انگلیسی) می گوید:"اگر الگوی بیگ بنگ به عنوان آغاز عالم هستی درست باشد، وضعیت اولیه عالم هستی باید به گونه ای دقیق انتخاب شده باشد. توجیه این امر که چرا عالم هستی درست به این شکل آغاز شده، بسیار دشوار است، مگر این که آن را به خدایی نسبت دهیم که قصد داشت موجوداتی هم چون ما بیافریند". در واقع هاوکینگ می گوید که در پشت پرده چیزهایی می گذرد. این که طرحی در پس همه چیز است و انسان را به شگفتی وا می دارد. 

۱۳۹۳ مهر ۲۵, جمعه

آنچه یک مسیحی باید بداند

دفاعیات مسیحی
وقتی کسی ادعا می کند که کتاب مقدس پر از تضاد است، شما به عنوان ایماندار مسیحی از او بپرسید: آیه ای را نشان بدهید که ثابت می کند کتاب مقدس تحریف گردیده. سپس این سئوالات را بپرسید:

چه کسی یا کسانی آن آیه را تغییر داده اند؟
در چه زمانی این تحریف انجام شده است؟
در کجا کتاب مقدس تحریف شد؟ ( کدام کشور یا شهر؟)

آیا آیه واقعی را یعنی غیر از آن آیه ای که تحریف شده، دیده است؟
آیا کتاب مقدس اصلی که تحریف نشده است را تا به حال دیده است؟
چرا شخصی حاضر شده تا این مسئولیت دشوار تحریف کتاب مقدس را به عهده بگیرد؟

اگر پس از ظهور یک پیامبر جدید، قرار باشد کتاب های قبلی تحریف و باطل شوند، چه کسی می تواند ادعای این پیامبر جدید را به محک آزمایش بزند و آن را با کتاب های قبلی مقایسه کند؟ چرا اسناد و مدارک اثبات دین جدید، باید نابود شوند؟ چگونه متن نامعتبر می تواند سندی باشد برای دین جدید؟

خواهید دید که او پاسخ سئوالات شما را نمی داند و درمی یابد که این اتهام برای خودش هم مبهم است.
شاید کتاب یا وب لاگ یا وب سایتی را به شما معرفی کند که دیدگاه او را تایید نماید. از آن شخص بپرسید که چرا به آن منابع اعتماد دارد؟ چرا برای تایید ادعای خود به وب سایت های معتبر و موثق موزه ها و باستان شناسی مراجعه نمی کند؟
وقتی آن شخص جواب سئوالات شما را نمی داند، از او بپرسید پس چرا به آنچه کتاب مقدس می فرماید، اعتماد ندارد؟

این فرصت خوبی است تا کتاب مقدس را با دقت مطالعه کند. وقتی جوابی برای اتهام های خود و پرسش های شما ندارد، نباید از مطالعه کتاب مقدس طفره برود. 

عکس: ‏آنچه یک مسیحی باید بداند

    وقتی کسی ادعا می کند که کتاب مقدس پر از تضاد است، شما به عنوان ایماندار مسیحی از او بپرسید: آیه ای را نشان بدهید که ثابت می کند کتاب مقدس تحریف گردیده. سپس این سئوالات را بپرسید:

چه کسی یا کسانی آن آیه را تغییر داده اند؟ 
در چه زمانی این تحریف انجام شده است؟
در کجا کتاب مقدس تحریف شد؟ ( کدام کشور یا شهر؟)

 آیا آیه واقعی را یعنی غیر از آن آیه ای که تحریف شده، دیده است؟
 آیا کتاب مقدس اصلی که تحریف نشده است را تا به حال دیده است؟ 
چرا شخصی حاضر شده تا این مسئولیت دشوار تحریف کتاب مقدس را به عهده بگیرد؟

اگر پس از ظهور یک پیامبر جدید، قرار باشد کتاب های قبلی تحریف و باطل شوند، چه کسی می تواند ادعای این پیامبر جدید را به محک آزمایش بزند و آن را با کتاب های قبلی مقایسه کند؟ چرا اسناد و مدارک اثبات دین جدید، باید نابود شوند؟ چگونه متن نامعتبر می تواند سندی باشد برای دین جدید؟

خواهید دید که او پاسخ سئوالات شما را نمی داند و درمی یابد که این اتهام برای خودش هم مبهم است. 
شاید کتاب یا وب لاگ یا وب سایتی را به شما معرفی کند که دیدگاه او را تایید نماید. از آن شخص بپرسید که چرا به آن منابع اعتماد دارد؟ چرا برای تایید ادعای خود به وب سایت های معتبر و موثق موزه ها و باستان شناسی مراجعه نمی کند؟ 
وقتی آن شخص جواب سئوالات شما را نمی داند، از او بپرسید پس چرا به آنچه کتاب مقدس می فرماید، اعتماد ندارد؟ 

این فرصت خوبی است تا کتاب مقدس را با دقت مطالعه کند. وقتی جوابی برای اتهام های خود و پرسش های شما ندارد، نباید از مطالعه کتاب مقدس طفره برود. 

 مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

آخرین وضعیت انتقال زندانیان نوکیش مسیحی و دگراندیش از اوین به زندان رجائی شهرکرج

در راستای پروژه امنیتی انحلال بند ۳۵۰ زندان اوین پس از آنکه تنی چند از زندانیان نوکیش مسیحی برخلاف قانون و با اجبار مسئولان به زندان رجایی شهر کرج انتقال یافتند، این افراد پس از چند روز اقامت در بند قرنطینه زندان جدید، در بندهای مختلف زندان رجائی شهر کرج تقسیم شدند.
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران (محبت نیوز)، بر اساس گزارش منتشره ، ماموران زندان اوین صبح روز چهارشنبه 16 مهرماه به هفت تن از زندان عقیدتی از جمله دو زندانی نوکیش مسیحی و یک دگراندیش مذهبی غیر تثلیثی، خبر دادند که باید آماده شوند تا همان روز به زندان رجائی شهر کرج منتقل شوند.
این درحالی است که هیچکدام از این افراد از جمله سه زندانی که به اتهام "مسیحی بودن" در زندان بسر می برند هرگز در استان البرز که زندان رجائی شهر در آن قرار دارد ساکن نبوده اند. انتقال زندانیان به زندان رجایی شهر کرج برخلاف قانون و با اجبار مسئولان زندان بوده است.
منابع خبری اسامی این سه زندانی را ، نوکیش مسیحی ابراهیم فیروزی و رسول عبداللهی و همچنین علیرضا سیدیان از دگر اندیشان مذهبی (غیرتثلیثی) اعلام نمودند.
بر این اساس سایت خبری کلمه نزدیک به میرحسین موسوی  از نامزدهای معترض بهنتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ ، مدعی شده که این اقدام در راستای پروژه امنیتی انحلال بند ۳۵۰ زندان اوین است که طی چند ماهه گذشته و پس از تهاجم خونین ۲۸ فروردین امسال آغاز شده است.
گزارشهای رسیده به "محبت نیوز»  حاکی از آن است که زندانیان انتقالی مذکور پس از چند روز اقامت در بند قرنطینه زندان جدید، در بندهای مختلف زندان رجائی شهر کرج تقسیم شدند. از جمله رسول عبداللهی و علیرضا سیدیان به بند یک سالن 2 منتقل شدند و ابراهیم فیروزی نیز در سالن شماره یک همین بند با دیگر زندانی نوکیش مسیحی "فرشید فتحی" هم بند خواهد بود.
بر اساس خبر منتشره از سوی " محبت نیوز"  فرشید فتحی، نوکیش مسیحی و از رهبران کلیساهای خانگی صبح روز سه شنبه 28 مرداد ماه، از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج انتقال یافت. تاکنون خبر و گزارشی کاملی از علت انتقال این زندانی مسیحی به زندان رجایی شهر کرج منتشر نشد.
پیش از این نیز در اوایل مرداد ماه سالجاری فعالان حقوق بشر در ایران خبر دادند که مسئولان ندامتگاه مرکزی کرج برای قطع ارتباط بین نوکیشان مسیحی زندانی در این زندان آنها را در سالنهای مختلف تقسیم کرده‌اند.
مطابق آخرین اخبار رسیده از منابع "محبت نیوز"، علیرضا سیدیان و رسول عبداللهی که به اتهام مسیحیت دوران محکومیت خود را در زندان سپری میکنند بهمراه 2 تن دیگر از زندانیان روز جمعه 18 مهرماه سالجاری نزد رییس زندان رفته و درخواست انتقالی و یا به بند دیگر کرده اند چون جا و مکان مناسبی برای خوابیدن ندارند و مجبورند در راهرو و روی زمین بخوابند.
در پی این درخواست رییس زندان به آنها گفته است بعید بنظر می رسد تا با درخواست آنان موافقت شود. ولی گفته است تا در این ارتباط با شخصی بنام  خدابخشی که گویا مسئول این کار می باشد صحبت خواهد کرد تا نظر او را نیز جویا شود. گفته شده چنانچه در صورت عدم موافقت، با درخواست آنها  این افراد دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
زندانیان متهم به فعالیتهای مسیحی در زندان گوهر دشت کرج
یادآور می شود که کشیش " فرشید فتحی" 35 ساله، در دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام « بر عهده داشتن سمت مسئول ارشد سازمان های خارجی در ایران و تهیه وجه مالی برای این سازمان ها» به شش سال زندان محکوم شد. او که در واقع تنها بخاطر ایمان به مسیحیت از روز یكشنبه ۵ دی ماه ۱۳۸۹ (۲۶ د سامبر ۲۰۱۰) دستگیر شده است، تا کنون نزدیک 4 سال است که در زندان به سر می برد.
"رسول عبداللهی"، از شهروندان نوکیش مسیحی است که به اتهام "اجتماع و تبانی و تبلیغ برای مسیحیت" به سه سال حبس محکوم شده است وی جهت سپری کردن مدت زمان حبس خود روز دوشنبه 11 آذرماه 1392برابر با دوم دسامبر 2013 به بند 350 زندان اوین منتقل گردید و نزدیک 10 ماه است که زندانی می باشد. وی پیش از این نیز در یورش ایام کریسمس در آستانه سال نو میلادی ( 26 دسامبر 2010) 5 دی ماه 1389، همانند کشیش فرشید فتحی توسط نیروهای اطلاعات و امنیتی در تهران بازداشت شده بود. اما پس از چند هفته آزاد شد.
"ابراهیم فیروزی" 29 ساله ساکن شهرستان رباط کریم می باشد. این نوکیش مسیحی برای نخستین بار کمتر از 4 سال قبل در تاریخ 21 دی ماه 1389 ( 11 ژانویه 2011) توسط مامورین امنیتی در شهرستان رباط کریم بازداشت شد که پس از انجام چندین مرحله بازجویی نامبرده به زندان قزالحصار كرج انتقال یافت و پس از ۱۵۴ روز به صورت مشروط از حبس آزاد شد.
 وی مجددن در روز پنجشنبه 17 اسفند ماه 1391 برابر با (7 مارچ 2013) در محل کارش (کرج) توسط چهار مامور امنیتی بازداشت شد و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید. این بار وی سرانجام پس از گذراندن 53 روز بازداشت در زندان اوین با سپردن سند ملکی به ارزش 30 میلیون تومان به طور موقت آزاد شد.این نوکیش فعال مسیحی در نهایت دادگاهی شد و  رای دادگاه انقلاب رباط کریم در تاریخ 22/4/1392 صادر گردید که به موجب ماده 500 قانون مجازات اسلامی، دادگاه وی را به تحمل یکسال حبس  و دوسال تبعید به شهرستان مرزی "سرباز" محکوم نمود.
ابراهیم فیروزی که در حال حاظر دوران محکومیت خود را می گذراند به خاطر بازداشت مجددش در کرج، در چهارم آبانماه سالجاری دادگاه جدیدی برای وی برگزار خواهد شد و منتظر حکم دادگاه باید بماند.
علیرضا سیدیان 34 ساله ، مسلمان زاده ای که هفت سال پیش دین اسلام را ترك كرده است وی از دگر اندیشان مذهبی و عضو گروه موسوم به " كلیسای ایران " یا غیر تثلیثی می باشد. او به اتهام غسل تعمید در تركیه و انتشار فیلم آن در اینترنت در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. علیرضا در سال ۱۳۸۹ بازداشت شده بود. اولین جلسه دادگاه این دگر اندیش مذهبی در تاریخ ۲۸ آبان ماه 1390 برگزار گردید.


از گروه دگر اندیشان مذهبی موسوم به "کلیسای ایران" یا غیر تثلیثی ها، سه تن دیگر به اسامی بهنام ایرانی، رضا ربانی (سیلاس) و علی رضا علی حق نژاد (ماتیاس) نیز در زندان گوهردشت کرج زندانی هستند. محاکمه این افراد از روز سه شنبه 8 مهرماه سال جاری (31 سپتامبر 2014) در دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان کرج برگزار شد.
.