۱۳۹۳ مهر ۷, دوشنبه

خدا به خداوند من گفت...( مزمور 110 آیه اول)

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

روزی رهبران مذهبی یهود، سئوالات زیادی از مسیح پرسیدند. هدف آن ها این بود که عیسی را به دام بیندازند و جلو فعالیت او را بگیرند. آن ها نمی خواستند حقیقت را بیاموزند! تا این که عیسی از آن ها سئوالی پرسید:"درباره مسیح چه فکر می کنید؟ او پسر کیست؟" (متی فصل بیست و دوم آیه چهل و دوم)

رهبران مذهبی یهود می دانستند که مسیح از نسل داود پادشاه خواهد بود، اما پی نبرده بودند که او خدا نیز خواهد بود. آن ها هنوز منتظر مسیح بودند. عیسی زیرکانه سئوال کرد و از آن ها نپرسید که "نظر شما در مورد من چیست؟" او به طور کلی پرسید که هنگامی که مسیح ظهور نماید، پسر چه کسی خواهد بود.

پاسخ صحیح آنان این بود که او از نسل داود خواهد بود. سپس مسیح، مزمور صد و دهم آیه اول را نقل قول کرد:"خدا به خداوند من گفت: به دست راست من بنشین، تا دشمنانت را زیر پاهایت بیفکنم". اولین کاربرد واژه "خداوند" به خدای پدر و دومین به مسیح اشاره دارد.

اکنون عیسی سئوال دیگری را مطرح می کند:"چگونه ممکن است داود پسری از نسل خود را خداوند خود بخواند؟" (آیه 45)

یهودیان اعتقاد داشتند که مسیح باید پسر داود باشد. اگرچه این اعتقاد آن ها درست بود، ولی همه حقیقت ماجرا نبود. مطابق مزمور داود، پسری که از نسل او به نام مسیح ظهور می کند، می بایست خدا باشد! این پاسخ بیانگر تولد معجزه آمیز او از باکره بود (اشعیاء فصل هفتم آیه چهاردهم). به عبارت دیگر، مسیح هم خداوند داود بود وهم پسری از نسل او که هم خدا باشد و هم انسان. رهبران مذهبی یهود از درک این مطلب عاجز بودند. آن ها درک نکرده بودند که کتاب مقدس هم چنین بیان داشته که مسیح ورای نسل بشری و در واقع، خود خدا خواهد بود. یهودیان فقط انتظار حاکمی انسانی را می کشیدند که عظمت و شکوه اسرائیل در زمان داود و سلیمان را دوباره احیاء کند. بنابراین، به جای بحث با مسیح، از شیوه دیگری استفاده کردند: خشونت. آن ها چشمان خود را بر این حقیقت بسته بودند.

عیسی در یوحنا فصل سوم آیه شانزدهم به نوعی به تولد خودش از باکره اشاره می کند و خود را یگانه فرزند خدا معرفی می کند. در واقع عیسی گفت که از خدا مولود شده است و نه از یوسف. عیسی نمی گوید که یکی از فرزندان خداست، بلکه مدعی است که "یگانه" مولود خداست. هیچکس همچون او از باکره به دنیا نیامده است. عیسی به روشنی اعلام کرد که از نظر جسمانی به گونه ای از خدا مولود شده است که در مورد هیچ انسان دیگر صدق نمی کند. نسب نامه یوحنا از دیدگاه الهی نوشته شده است:"در ابتدا"، لذا به مسئله تولد از باکره نمی پردازد (یوحنا فصل اول آیه اول). عیسی با تولد از مریم، پسر خدا خوانده نشد. او از قبل خلقت دنیا پسر خدا بود.

شاید برخی از خوانندگان این سئوال را بپرسند که به چه دلایلی تثلیث (پدر،پسر، روح القدس) می تواند وجود داشته باشد؟

دلایل عبارتند از:

یک. خدا هرگز اشتباه نمی کند. کتاب مقدس کلام خداست، بنابراین کتاب مقدس مصون از خطاست.

دو. خدا از کلام خود یعنی کتاب مقدس حمایت و دفاع کرده است، در نتیجه انسان ها هرگز موفق نشدند آن را تحریف کنند.

سه. شواهد تاریخی و کشفیات باستان شناسی حمایت خدا را از کلامش تایید کرده اند.

چهار. اگر شاگردان مسیح به دروغگویی رو آورده بودند، چرا جان خود را به خاطر چیزی که می دانستند دروغ بوده، از دست دادند؟

پنج. تغییر و تحول اشخاص در طول تاریخ مسیحیت به نام "عیسی خداوند" انجام گرفت. اشخاص از وضعیت منفی به افراد مفید و مثبت تبدیل شدند. اگر مسیح خداوند نبود، هرگز اتفاقی رخ نمی داد.

شش. وقتی به نام عیسی خداوند دعا می کنیم، نتیجه مثبت و تحول عمیق روحانی را دریافت می کنیم. روح القدس به ایمانداران مسیحی قدرت می بخشد تا به دشمنان خود محبت کنند، در مقابل مشکلات کمرشکن روزمره مقاومت و صبر داشته باشند، از آرامش الهی برخوردار باشند. در امور مختلف زندگی، روح القدس آن ها را هدایت کند...

پاسخ به مخالفان مسیحیت

دفاعیات مسیحی
مسیح تاریخ را آن گونه حرکت داد که تنها خدا می توانست چنین کند. او بدون پول و اسلحه، میلیون ها نفر را بیش از قیصر و ناپلئون تسخیر کرد. او بدون نوشتن یک خط، بیش از نویسندگان بزرگ باستان و دنیای امروز، قلم ها را به حرکت واداشت و موضوعاتی برای موعظه ها، مباحثات، کتاب ها، آثار هنری و سرودهای پرستشی ارائه داد. تولد مسیح، زمان را به دو نیمه تقسیم کرد. امروزه در تمام کشورها، سال میلادی تقویم اول یا دوم می باشد.

عیسی مسیح خداوند یا پاسخ دردهای تمام مردم در تمام دوران ها است یا پاسخ درد هیچکس در هیچ عصر و در هیچ جا نیست.

مسیح فرمود:"شما شاهدان من خواهید بود" (اعمال رسولان فصل اول آیه هشتم). هر ایماندار مسیحی شاهدی است از کار برجسته مسیح در زندگی اش.

نمی توان منکر این واقعیت شد که عیسی واقعا وجود داشته و این که زندگی اش تاریخ بشریت را به گونه ای بنیادین دگرگون کرده است. عیسی مسیح در طول دو هزار سال در حال تبدیل زندگی انسان ها از مرحله منفی به مثبت بوده است. 

۱۳۹۳ مهر ۶, یکشنبه

سئوالات مسیحیان از مخالفان مسیحیت درباره تحریف کتاب مقدس

دفاعیات مسیحی
1. آیا کتاب مقدس قبل یا بعد از اسلام تحریف شده است؟

2. در کدام قرن یا سال کتاب مقدس تحریف گردید؟

3. چه کسی کتاب مقدس را تحریف کرد؟

4. در کجا کتاب مقدس تحریف شد؟ ( کدام کشور یا شهر؟)

5. چه قسمت هایی از کتاب مقدس تحریف شده است؟

6. قبل از تحریف، آن قسمت ها دارای چه آیاتی بوده اند؟

7. چرا شخصی حاضر شده تا این مسئولیت دشوار تحریف کتاب مقدس را به عهده بگیرد؟

8. آیا خداوند اجازه می دهد که کلامش توسط انسان ها تحریف شود؟

9. اگر پس از ظهور یک پیامبر جدید، قرار باشد کتاب های قبلی تحریف و باطل شوند، چه کسی می تواند ادعای این پیامبر جدید را به محک آزمایش بزند و آن را با کتاب های قبلی مقایسه کند؟ چرا اسناد و مدارک اثبات دین جدید، باید نابود شوند؟ چگونه متن نامعتبر می تواند سندی باشد برای دین جدید؟

نظر به این که تاکنون جواب قانع کننده و مستدلی به پرسش های مذکور داده نشده، پس باید گفت که موضوع تحریف کتاب مقدس فقط تصوری و خیالی است. اگر ایمان داریم خداوند کنترل امور جهان را در اختیار دارد، در همه جا حاضر است و برای کلامش غیرت دارد، بنابراین تحریف کتاب مقدس (کلام خدا) کاملا منتفی است.

همسرکشیش زندانی : به روحانی دیگر امیدی ندارم !

نغمه عابدینی گفته است که به تلاشهایش  برای آزادی همسرش همچنان ادامه خواهد داد و به رئیس جمهور اسلامی حسن روحانی پیام داد که لحظاتی خودش را جای او و فرزندانش بگذارد ...

به گزارش آژانس خبر مسیحیان ایران «محبت نیوز»، روز پنج شنبه ۳ مهر ماه ۱۳۹۳ همزمان با سخنرانی رئیس جمهور اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیورک، مراسم ویژه ای به منظور دعا برای آزادی کشیش "سعید عابدینی" نوکیش مسیحی ایرانی – آمریکائی زندانی در ایران، در محوطه جلوی کاخ سفید واشنگتن برگزار شد.
در این مراسم که به گفته نغمه پناهی همسر سعید عابدینی، مسیحیانی از 40 کشور دنیا و 500 شهر آمریکا حضور داشتند و در آنجا برای آزادی سعید عابدینی دعا شد. علاوه بر افراد مسیحی وابسته به کلیساها، فعالان سازمانهای حقوق بشر و مدافع حقوق اقلیت ها نیز با حضور در این مراسم، بر لزوم تلاش بیشتر دولت آمریکا برای آوردن فشار به حکومت ایران در زمینه آزادی سه آمریکائی ایرانی تبار زندانی در ایران، تاکید کردند. آنها اصرار داشتند که مسئله سعید عابدینی یک مسئله حقوق بشری است و فقط مربوط به مسیحیان نمی شود.
این مطالب را همسر کشیش زندانی، در یکی از برنامه های بخش فارسی صدای آمریکا بیان نمود. وی درباره آخرین وضعیت جسمی همسرش گفت: حال سعید چندان خوب نیست و وی کماکان همان مشکلات سلامتی قدیمی را دارد. طوری که در آخرین ملاقات هفتگی با مادر و پدرش نتوانسته تمام بیست دقیقه وقت ملاقات را تحمل کند و زوتر از پایان زمان مجاز به داخل بند برگشته است.
"وی تاکید کرد که برخلاف سال گذشته که همزمان با اولین سفر حسن روحانی به ایالات متحده برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل، به او امیدوار بودم و انتظار داشتم تا به حل این مسئله کمک کند، امسال به روحانی دیگر امیدی ندارم."
نغمه شریعت پناهی در جواب سوالی در مورد سرنوشت و نتیجه نامه ای که سال قبل او برای درخواست آزادی سعید به همراهان رئیس جمهور اسلامی داده بود نیز گفت: از آن نامه دیگر هیچ خبری نشد و هرگز هیچ پاسخی دریافت نکردم.
در همین برنامه تلویزیونی "هوشنگ امیر احمدی" رئیس شورای روابط ایران و آمریکا و از ایرانیان سرشناس مقیم آن کشور گفت که اطلاع دارد قرار شده است مسئله درخواست دولت آمریکا برای آزادی سه تبعه خودش در ایران و یافتن اطلاعاتی در مورد یک فردمفقود آمریکائی در جزیره کیش را از یکدیگر تفکیک کند. گویا قرار شده است از این پس این درخواست ها جداگانه و بدون یک بسته کردن همگی، از جمهوری اسلامی پی گیری شود.
امیر احمدی گفت که جمهوری اسلامی به احتمال زیاد در صورتی به این درخواستها پاسخ مثبت خواهد داد که چند نفر از اتباع زندانیش در آمریکا را آزاد کنند. اما او قبول نکرد که این عمل نوعی گروگانگیری از سوی جمهوری اسلامی برای اجرای مقاصدش می باشد.
همسر عابدینی گفت که به تلاشها برای آزادی همسرش ادامه خواهد داد و به رئیس جمهور اسلامی حسن روحانی پیام داد که لحظاتی خودش را جای او و فرزندانش بگذارد و فکر کند که اگر این بلا سر او و فرزندان خردسالش می آمد چه حالتی داشتند و چه رنجی می بردند.
.

۱۳۹۳ مهر ۵, شنبه

آیا انسان از طریق اعمال نیکو از قلمرو گناه نجات می یابد؟ (پیدایش فصل 3 آیه 21)

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

"خداوند لباس هایی از پوست حیوان تهیه کرد و آدم و همسرش را پوشانید" (پیدایش فصل 3 آیه 21)

حتی بعد از سقوط انسان، خداوند هنوز هم آدم و حوا را دوست داشت و برای آن ها لباس مناسبی از پوست حیوانات فراهم کرد. خداوند می خواست بدن آدم و حوا به جای عریانی، دارای پوشش باشد. او احساس اخلاق گرایی "خجالت از برهنگی" را به آن دو عطا فرمود. این لباس ها در واقع پیش درآمد اقدامات بهداشتی، اخلاقی بود. در مقایسه با پوشش برگ های انجیر (پیدایش فصل 3 آیه 7)، این لباس ها نه فقط بزرگ تر، محکم، مقاوم و بادوام تر بلکه اندازه شان مناسب قامت آدم و حوا بود.

حیواناتی که خدا برای پوشش انسان قربانی کرد، شروع سیستم قربانی بود که اشاره به بره خدا که مسیح است، می کند. لباس های پوستین حاصل قربانی حیوان بود. حیوانی باید کشته می شد تا لباس تهیه می گردید. بدون ریخته شدن خون، آمرزش گناه امکان پذیر نبود (عبرانیان فصل 9 آیه 22). چرا بخشش گناهان مستلزم ریختن خون است؟ برای حیات، نمادی بهتر از خون وجود ندارد. خون ما را زنده نگه می دارد. مسیح خونش را برای گناهان ما ریخت. او زندگی اش را داد تا ما مرگ روحانی را که جدایی ابدی از خداست، تجربه نکنیم. بعد از این که خونش را برای ما ریخت، پیروزمندانه از قبر برخاست و پیروزی بر گناه و مرگ را اعلام کرد.

دو روش وجود دارد: روش برگ های انجیر (راه و رسم انسانی) و روش کامل خدا که توسط ریخته شدن خون مسیح، به وجود آمد. مذاهب دنیا تعلیم می دهند که انسان با انجام اعمال نیکو می تواند نجات یابد. پیروان مذاهب تصورشان این است که مسیحیان نیز برای کسب نجات، اعمال نیکو انجام می دهند، زیرا می بینند که آن ها چنین اعمالی انجام می دهند. اما تفاوت میان مسیحیت و مذاهب دیگر بسیار زیاد است. مسیحیان ابتدا نجات را از خدا دریافت می کنند، آنگاه قادر خواهند بود تا اعمال نیکو انجام دهند. ما اعمال نیکو را انجام نمی دهیم تا نجات یابیم، بلکه اعمال نیکو انجام می دهیم چون ابتدا نجات یافته ایم. نجات ما از آغاز تا پایان، بر فیض خدا استوار است و توسط ایمان دریافت می شود. بنابراین، به همان شکل که انسان با تلاش و عمل خود، نمی تواند به نجات دست یابد، با تلاش و کارهای نیک خود قادر به حفظ نجات نیست. همان طور که با ایمان نجات یافته ایم، با ایمان به مسیح هم باید رشد کنیم.

پولس از اعضای کلیسای غلاطیه سئوال کرد:"آیا شما روح القدس را از راه اجرای احکام شریعت یافتید، یا از راه شنیدن و ایمان آوردن به مژده انجیل؟" (غلاطیان فصل 3 آیه 2). به عبارت دیگر نه اعمال نیکوی ما، بلکه خداوند است که بشر را از قلمرو قدرتمند گناه نجات می دهد، درون انسان را متحول می کند و قدرت اجرای دستورات الهی را عطا می کند. چه مزایای عالی و بی نظیری.

از سوی دیگر، آدم به وعده خدا مبنی بر نجات بشر، ایمان داشت و خداوند هم پوششی از طریق قربانی حیوان برای آن دو تهیه کرد که نمادی گردید از نجات انسان از طریق ریخته شدن خون مسیح. 

۱۳۹۳ مهر ۴, جمعه

آیا واقعا باور می کنید که یونس را یک نهنگ بلعید؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

این سئوال ناشی از تصوری است که درباره خدا داریم. ابتدا از طرفداران نظریه تکامل باید پرسید که شما به اولین پیش فرض تئوری تکامل ایمان دارید که می گوید مواد بی جان به مواد جاندار تبدیل شدند، یعنی تولید آنی، خودجوش و تصادفی صورت گرفت و بدین ترتیب عالم هستی شکل گرفت. چرا معجزه را توهم می دانید و برای تان غیر قابل باور است؟

اگر به خدا اعتقاد داشته باشید، معجزات دیگر غیر قابل باور نخواهد بود. خدا قادر مطلق است. وقتی چنین خدایی را باور نداشته باشید، تصور معجزات دشوار و غیر ممکن خواهد بود. اگر خدا قادرمطلق است، بنابراین قادر است معجزه کند: انسان گناهکار را به فرد مثبت و مفید مبدل کند و دشمن خود را به یک فرد وفادار تغییر دهد.

یونس وظیفه بشارت به قوم آشور را از خدا دریافت کرد. آشور، حکومتی شریر و بی رحمی بود. اما یونس موافق این ماموریت نبود. کتاب یونس ماجرای فرار این نبی را بازگو می کند و این که خدا چگونه راه را بر او بست و او را به نینوا (پایتخت امپراطوری آشور) فرستاد. کتاب یونس فقط ماجرای یک مرد و یک ماهی بزرگ نیست، بلکه بیانگر حکایت ژرف رحمت و فیض خدا است (فیض به معنی بخشش رایگان و بلاعوض خداوند به افرادی است که لیاقت آن را ندارند).

یونس می دانست که اگر مردم نینوا توبه کنند، خداوند آن ها را می بخشد و مورد برکت قرار خواهد داد. در ضمن، قدرت پیام خدا را می شناخت و می دانست که حتی از طریق موعظه ضعیف او، آن ها می توانند توبه کنند و از داوری خدا رهایی یابند. تصور یونس این بود که رحمت خدا فقط شامل قوم اسرائیل است.

بنابراین، یونس به جای اطاعت از خدا، از دست خدا گریخت، غافل از این که خدا بر اوضاع تسلط دارد. خدا دریا را طوفانی کرد، به طوری که کشتی حامل یونس که عازم غرب دریای مدیترانه بود، نزدیک بود غرق شود. کارکنان کشتی که افراد بت پرست بودند طبق رسم خود تصمیم گرفتند که قرعه بیندازند تا ببینند کدام یک از آن ها خدایان را به خشم آورده اند. قرعه به نام یونس افتاد. یونس واقعیت را به آن ها گفت. تلاطم دریا هر لحظه بیشتر می شد. ملوانان از یونس پرسیدند:"با تو چه کنیم تا طوفان آرام شود؟" یونس پاسخ داد:"مرا به دریا بیندازید و دریا دوباره آرام می شود."

ملوانان یونس را به دریا انداختند و طوفان قطع شد. آن گاه از خداوند اسرائیل ترسیدند و قربانی تقدیم نمودند و نذرها کردند. لطف خداوند شامل حال ملوانان بت پرست گردید.

طبق روایت کتاب یونس، وقتی یونس در دریا بود، خداوند "ماهی بزرگی" فرستاد و ماهی یونس را بلعید و یونس سه روز و سه شب در شکم ماهی ماند.

در دوران باستان که دانشمندان مانند امروز جانوران دریایی را تقسیم بندی نکرده بود، در نتیجه هر حیوان دریایی که دارای فلس و باله بود، ماهی نامیده می شد. واقعیت این است که نهنگ های زیادی در دریای مدیترانه زندگی می کنند و بعضی از آن ها مانند نهنگ اسپرم قادر است انسان را نیز ببلعد.
بنابراین، این ماهی بزرگ، نهنگ می باشد. از آن جا که نهنگ ها برای تنفس به سطح آب می آیند، برخی از کارشناسان حدس می زنند که شاید یونس کاملا بلعیده نشده و فقط پاهایش در ناحیه گلو نهنگ قرار گرفته بودند و نهنگ به دستور خداوند با دهان باز یا نیمه باز به مدت سه روز و سه شب بر روی دریا شناور بوده است. حرارت بدن نهنگ نیز مانع از کاهش دمای بدن یونس می گردید.

دعای شکرگزاری یونس باعث شد تا او زنده بماند و عاقبت خداوند به نهنگ امر فرمود تا یونس را از دهان خود به ساحل بیندازد. یونس عازم نینوا شد. مسیح کتاب یونس را به عنوان واقعه تاریخی تایید کرد (انجیل متی فصل دوازدهم آیات سی و نهم تا چهل و یکم).

در آن زمان، امپراطوری آشور تهدید جدی برای اسرائیل تلقی نمی شد. جنگ های داخلی و خارجی، شورش های اقوام تحت سلطه آشوری ها، قحطی و مشکلات اقتصادی، مردم شهر نینوا را به ستوه آورده بود. بنابراین، آن ها به پیغام خداوند واکنش مثبت نشان دادند و یک شهر بزرگ آماده توبه و بازگشت به سوی خدای حقیقی شد. این در حالی است که در اسرائیل، یهودیان تحت رهبری یربعام دوم به پیام های خدا توجهی نشان نمی دادند و پرستش بت ها را در دستور کار خود داشتند. 

علل گرایش زنان تازه ( نوکیش) مسلمان اروپا به گروههای تندرو

سوال مهم. این است که این زنان به راستی چه کسانی هستند؟ چرا به اعمال تروریستی و فعالیت در گروههای اسلامی علاقه مند می شوند و اکنون چه نقش و وظیفه ای در گروههای پر سر و صدای جهادی به عهده دارند؟ عواقب اعمال آنها و بازگشتشان به اروپا چیست؟
« محبت نیوز»   – طی ماههای گذشته بارها شاهد خبرهایی از سوی گروههای تندرو اسلامی فعال در کشورهای سوریه و عراق در فضای مجازی بوده ایم که نشان می دهد برخی زنان تازه ( نوکیش) مسلمان اروپائی به سوریه یا عراق رفته اند تا به نیروهای جهادی در این کشورها بپیوندند. گاهی تصاویری در صفحات فیس بوکی متعلق به طرفداران این گروهها از زنانی منتشر می شود که چهره آنها مشخص نیست. ولی با در دست داشتن اسلحه یا حتی سر بریده می شود که آنها در جهاد شرکت دارند.
این زنان اغلب ادعا می کنند که در ارتباط با یک مرد مسلمان از طریق اینترنت با اسلام آشنا شده اند و برای دفاع از اسلام موطن خود را ترک کرده اند. سوالات مهمی که بسیاری از اذهان را در دنیا مشغول کرده این است که این زنان به راستی چه کسانی هستند؟ چرا به اعمال تروریستی و فعالیت در گروههای اسلامی علاقه مند می شوند و اکنون چه نقش و وظیفه ای در گروههای پر سر و صدای جهادی به عهده دارند؟ عواقب اعمال آنها و بازگشتشان به اروپا چیست؟
چندی قبل روزنامه اسپانیایی"لافانگواردیا" نوشت:هم اکنون مراکز امنیتی در اروپا نگران موج بازگشت دختران و زنان حامله اروپایی تبار از پدرانی داعشی می باشند، که در چارچوب قوانین اروپایی فرزندانشان هم باید از تابعیت این کشورها برخوردار شوند. گفته می شود رهبری گروه "دولت اسلامی" از زنان اروپائی که به آنها پیوسته اند خواسته تا سریعتر از مردان عضو این گروه باردار شوند و قبل از شناسائی شدن با طفل در شکم به اروپا برگردند و ضمن بزرگ کردن فرزندانشان در اروپا، زنان دیگر را تشویق کنند تا به راهی مشابه بروند.
گزارش های منتشر شده متعددی در رابطه با حجم و نوع و تعداد زنانی که به گروه تروریستی داعش می پیوندند وجود دارد. این گزارشات و آمارهای ارائه شده در آانها زمانی تعجب آور تر می شوند که بدانید گروه های سلفی مانند گروه داعش همچون بقیه پیروان اسلام سنتی هیچ حقی را برای زنان در ساختار ایدئولوژیک خود در نظر نگرفته اند وبه زنان فقط تحت عنوان ابزارهایی جنسی و کارخانه های تولید فرزند می نگرند.
در اوایل شهریور ماه تصویر زنی نقاب پوش که روپوش سفید مخصوص پزشکان را نیز به تن داشت و چند کودک در اطراف او دیده می شدند در رسانه های جهان منتشر شد در حالی که سر بریده شده یکی از قربانیان داعش را در دست دارد. انتشار این تصویر باعث شد بسیاری از کارشناسان وتحلیلگران در مورد نقشی که داعش به دنبال اعطای آن به زنان است یا به تعبیری نقشی که این زنان باید در افکار عمومی جهان به عنوان نمادی از زنان مسلمان بازی کنند به اظهار نظر بپردازند.
جهاد النکاح و صیغه ذخیرة العقبی
برخی عقیده دارند ماجرای "جهاد النکاح" از آنجا شروع شد که سال گذشته "حسن نصرالله" دبیر کل حزب الله لبنان طی یک جلسه در جنوب لبنان از زنان بدون شوهر شیعه مذهب هوادار حزب الله خواست که برای دادن روحیه به رزمندگان ایرانی و لبنانی در حال پیکار در سوریه به آنجا بروند و به منظور اندوختن ذخیره آخرت خود صیغه پاسداران ایرانی و جنگجویان حزب اللهی بشوند.
گفته می شود چون سخنرانی نصرالله به زبان عربی بود او نام " صیغه ذخیرة العقبی" را روی این کار گذاشت که به معنی "صیغه شدن برای اندوختن توشه آخرت" می باشد. پس از این درخواست رهبر حزب الله لبنان تشکیلاتی با نام صیغه ذخیرة العقبی در مناطق و محلات تحت نفوذ آنان در بیروت و جنوب لبنان تشکیل شد تا از زنان داوطلب ثبت نام کند و ترتیب اعزام آنها را به سوریه بدهند.
از آنجا که جذابیتهای جنسی عامل مهم و موثری در دعوت به اسلام زنان و مردان غیر مسلمان محسوب می شود، بلافاصله تا خبر صیغه ذخیرة العقبی پیشنهادی حسن نصرالله شیعه مذهب به گوش تندروهای سلفی خورد، آنها احساس کردند که ممکن است با این حربه قافیه را در مناطق تحت فعالیت خود ببازند و هواداران و رزمندگانشان توسط نیروهای ایرانی و حزب الله جذب و شیعه بشوند.
به همین دلیل مفتی های سلفی بلافاصله دست به کار شدند. ولی چون در مذهب سنی چیزی به نام صیغه مشروعیت ندارد، آنها با استناد به احادیث مربوط به جنگهای پیامبر مسلمانان در دوران اولیه ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان مسئله ای فقهی به نام "جهاد النکاح" را پیش کشیدند و ادعا کردند که بر اساس سیره محمد پیامبر اسلام زنان مسلمان وظیفه دارند در زمان جهاد با درآمدن به عقد مردان رزمنده به جهاد بپیوندند. البته آنها ادعا کردند که شرایط این طور نکاح (عقد) با نکاح دائم تفاوت دارد و می تواند برای مدت کوتاه و به دفعات (تا شش بار در یک نیم روز) و با اشخاص مختلف باشد.
سوء استفاده جنسی از زنان در گروههای اسلامی
برای سالها عکسهای متعددی از برخی زنان لبنانی شاغل به شغل روسپی گری منتشر می شد که در تظاهرات و نمایشهای خیابانی گروه شیعه حزب الله در بیروت، با لباسهای زرد مزین به آرم آن گروه شرکت می کردند . نحوه لباس پوشیدن آنها و طرز رفتارشان به روشنی نشان می داد که رهبران حزب الله به خوبی می دانند که چگونه مردان لبنانی بیشتری را در تظاهراتهای چند صد هزار نفری به خیابانها بکشانند.
حال خبرگزاری فارس وابسته به اطلاعات سپاه پاسداران و نزدیک به نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی نوشته است؛ شبکه تلویزیونی المحور در گزارشی که 22 ژوئن گذشته پخش شد به تفصیل به مسئله سوء استفاده های جنسی واقدامات منافی عفت وعجیب وغریب جنگجویان داعش با این زنان پرده برداشت.
به گفته این شبکه تلویزیونی که مقر آن در مصر است با ورود جنگجویان داعش به هر منطقه ای آنها فقط وفقط یک خواسته از اهالی آنجا دارند ، آنها از اهالی آن منطقه نه پول می خواهند ونه سلاح بلکه تنها خواسته آنها تقدیم دختران و زنان مجردشان است تا به برادران مجاهد خود خدمت کنند وهر مردی که در این کار استنکاف کند به اشد مجازات محکوم می گردد.
بر اساس گزارش های منتشر شده از مناطق تحت نفوذ داعش که در داخل خاک عراق و سوریه قرار داشته واصطلاحا منطقه قرمز نام گرفته وضعیت اسفباری برای زنان این منطقه ترسیم شده است.
به گفته این شبکه در این منطقه هر دختر و زنی موظف است به وظیفه خود یعنی جهاد النکاح در چارچوب ایدئولوژی های اعلام شده داعش بپردازد، یا باید خود داوطلبانه این کار را انجام دهد یا آنکه مجبور به انجام این کار خواهد شد.
در همین راستا یک دختر بیست و یک ساله که تلویزیون سوریه با وی در زندان گفتگو کرده است می گوید : "من از کلاس دهم به صفوف گروه های سلفی پیوستم آن زمان من در کنار درس، علوم دینی را هم در مسجد شهر مرزی بوکمال فرا می گرفتم یک شیخ سلفی از عراق می آمد و به ما دروسی را در این رابطه می داد. ابتدا ما 10 دختر بودیم بعد از آن شمار ما بیشتر شد این شیخ با قرائت برخی از آیات قران به ما تاکید می کرد که می توانیم با هر فردی که عضو گروه داعش باشد رابطه جنسی داشته باشیم واین نه تنها حرام نیست بلکه واجب حتمی است.
به نقل از العربیه پس از اشغال موصل، داعش بیش از 700 زن را در یک حراج به قیمت 150 دلار فروخت تا به عنوان کنیز به جنگجویانش خدمت کنند. این در حالی است که بسیاری از دختران و زنان نیز به اشکال مختلفی فریب خورده وهم اکنون در حال انجام جهاد النکاح در عراق وسوریه می باشند.
زنان اروپائی و عشق مردان جهادی
نباید فراموش کرد امروزه گروههای تندرو اسلامی از زنان و دختران به عنوان طعمه برای به دام انداختن جوانان عرب و مسلمان استفاده می کنند که به دلایل قوانین و تابوهای سختگیرانه موجود در کشورهایشان، ازدواج به عقده ای بزرگ برایشان تبدیل شده است. این امر نه تنها در کشورهای مسلمان نشین بلکه در کشورهای اروپائی هم رواج دارد. بخش مهمی از وظیفه دینی دختران و زنان مسلمان در اروپا به دام انداختن مردان غیر مسلمان و مسلمان کردن آنها می باشد.
مردان جوان مسلمان نیز وظیفه مشابهی در مورد زنان غیر مسلمان دارند. آنها زنان مورد هدف خود را از گشت زدن در سایتها و فرومهای سکسی پیدا می کنند و با شناسائی نیازهای جنسی برآورده نشده آنها وارد عمل می شوند و طرح آشنائی با شکار خود را میریزند. سپس با چند سوال از شرایط خانوادگی و نیازهای جسمی و کمبودهای عاطفی آنها مطلع می شوند و به آنها پیشنهاد می کنند که در صورت مسلمان شدن و رعایت حجاب اسلامی نیازهایشان را برطرف خواهند کرد.
عزیمت تعدادی از زنان ودختران اروپایی وآمریکایی به سوی گروههای تندرو اسلامی برای برآوردن خواهشهای فروخورده جنسی و نیازهای برآورده نشده عاطفی می باشد. رابرت مندیک در گزارشی که اوایل سپتامبر در روزنامه ساندی تایمز منتشر شد تاکید کرد :‌اکنون شمار قابل توجهی از دختران و زنان انگلیسی تبار در ساختار داعش به فعالیت می پردازند.
به گفته این روزنامه نگار انگلیسی به نقل از مسئولین امنیتی بریتانیا : این زنان انگلیسی آشنایی و ارتباط خاصی با فردی دارند که دو خبرنگار آمریکایی را سر بریده ونام سازمانی اش هم "جان" می باشد.
یکی از این دختران اقصی محمود نام دارد ، او که 20 ساله می باشد بعد از فرار از خانه اش در گلاسکو خود را به سوریه رسانده وبا یکی از اعضای داعش ازدواج کرد، در آخرین تماسی که وی با خانواده اش گرفت به مادرش گفت: روز قیامت تو را ملاقات کرده ودستت را می گیرم تا با هم به بهشت برویم زیرا من به شهادت خواهم رسید.به جز اقصی 60 دختر و زن 18 - 20 ساله انگلیسی دیگر نیز از پشت میزهای دانشگاه و دبیرستان های این کشور به وصال داعش رسیده اند.
البته انگلیس تنها کشوری نیست که دخترانش به سوی داعش پرواز کرده اند ، بلکه بسیاری دیگر از کشورهای غربی نیز شاهد این پدیده هستند. مسئولان در آمریکا، آلمان و اسپانیا هم از پدیده اختفای شمار قابل توجهی از دختران و زنان و احتمال انتقال آنها به عراق وسوریه خبر دادند.