۱۳۹۳ شهریور ۳۱, دوشنبه

ده قدم برای نزدیک ماندن در خداوند

برای بسیاری از دوستان نوکیش این سؤال وجود دارد؛ حال که به مسیح ایمان آورده ام چگونه خواهم توانست تا به خدا نزدیکتر بشوم؟
در این مقاله ما نکات و راهکارهایی را از کلام خدا برای اینگونه از عزیزان ارائه می دهیم، با این دعا که خداوند توسط روح قدوس خودش در این زندگی پر جلال شما عزیزان را یاری داده و در این زندگی زیبا در مسیح لذت ببرند. 
1) از خداوند نگریزید. مسیحیان زندگی روزانۀ خود را با خداوند شروع می کنند و با پشتوانة این ارتباط بقیۀ روز را با او ادامه می دهند و در شامگاهان نیز باز ارتباط دیگری برقرار می شود که به مجموع آنها رازگاهان می گویند. نتیجة این امر به یک زندگی پیروزمندانة مسیحی منتهی می شود.
2) بنشینید و منتظر خداوند باشید. بلي، هر كه انتظار تو مي كشد خجل نخواهد شد. آناني كه بي سبب خيانت مي كنند خجل خواهند گرديد.مزامير 25: 3
3) بازگشت کنید و بسوی خداوند بدوید. به خدا تقرّب جوييد كه او نيز به شما نزديک خواهد شد. اي گناهكاران، دستهاي خود را بشوييد. اي رياكاران، دلهاي خود را پاک سازيد، رسالۀ یعقوب 4: 8
4) در نظر داشته باشید که خداوند همه جا حضور دارد. خداوند گفت: من آماده بودم تا به دعاهاي قوم خودم جواب بدهم، امّا آنها چيزي از من نخواستند. من حاضر بودم که آنها مرا بيابند، امّا آنها هيچ کوششي نکردند. گرچه من هميشه آماده بودم به آنها پاسخ بدهم، و گفته بودم 'آماده ام و به شما کمک خواهم کرد، قوم من هيچ وقت از من چيزي نخواست. اشعيا 65 : 1
5) ترس را ترک کنید و با خداوند صحبت کنید. پس ما ميتوانيم با اطمينان بگوييم: «خدا مددكار من است، من نخواهم ترسيد. انسان بمن چه ميتواند بكند؟»عبرانيان 13: 6
6) سکوت کنید و به خداوند گوش فرا دهید. زماني براي بريدن، زماني براي دوختن، زماني براي سکوت، زماني براي گفتن، جامعه 3: 7
7) از خداوند بخشش بطلبید. از گناهانم چشم بپوش و خطاهايم را ببخش. مزامير 51: 9
8) دیگران را ببخشید. نسبت به يكديگر مهربان و دلسوز باشيد و چنانکه خدا در شخص مسيح شما را بخشيده است، شما نيز يكديگر را ببخشيد. رسالۀ افسسيان 4: 32 
9) از خداوند بخواهید تا شما را نجات دهد. خدايا، با قدرت خود نجاتم بده و با نيروي خود آزادم کن. مزامير 54: 1
10) زندگی خود را به خداوند تقدیم کنید. بنابراين اي دوستان من، با توجّه به اين رحمت هاي الهي، از شما در خواست مي کنم بدنهاي خود را به عنوان قرباني زنده و مقدّس كه پسنديده خداست، به او تقديم كنيد. عبادت روحاني و معقول شما همين است. رسالۀ روميان 12: 1
کشیش الناتان باغستانی

۱۳۹۳ شهریور ۳۰, یکشنبه

آیا خدا مردم آفریقا را لعنت کرده است؟ (پیدایش فصل 9 آیات 24- 27)

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

"نوح به کار کشاورزی مشغول شد و تاکستانی غرس نمود. روزی شراب که زیاد نوشیده بود، در حالت مستی در خیمه اش برهنه خوابید. حام، پدر کنعان، برهنگی پدر خود را دید و بیرون رفته به دو برادرش خبر داد. سام و یافث با شنیدن این خبر، ردایی روی شانه های خود انداخته عقب عقب به طرف پدرشان رفتند تا برهنگی او را نبینند. سپس او را با آن ردا پوشانیدند" (پیدایش فصل 9 آیات 20- 23).

اولین کار و فعالیت جدید بعد از طوفان، غرس یک تاکستان بود. نوح بعد از تهیه شراب، احتمالا روزی را برای جشن و شادی با خانواده اش تعیین کرد. اگر این جشن برای شکرگزاری از لطف و برکت خدابود، بایستی با قربانی حیوانات حلال شروع می گردید. اما به نظر می رسد که این فقط یک جشن خانوادگی بود، آن هم به خاطر موفقیت در غرس کردن تاکستان و درست کردن شراب (در واقع هدف او از کاشت و پرورش انگور، تهیه شراب بود).

می توان حدس زد که نوح می خواست بعد از جشن و نوشیدن شراب، پسرانش را برکت دهد. این همان کاری است که اسحاق به هنگام پیری انجام داد. اسحاق در آخر عمر آرزو داشت که "خوراک خوشمزه ای" را که توسط "پسر محبوبش" عیسو پخته می شد، بخورد! (پیدایش فصل 27 آیات 3- 4). اسحاق از فرمان خدا سرپیچی کرد. قبل از آن که پسران اسحاق متولد شوند، خدا به او و ربکا گفته بود که یعقوب (پسر کوچک شان) برکات عهد خدا با ابراهیم را دریافت خواهد نمود (پیدایش فصل 25 آیه 23). با این وجود، اسحاق نقشه کشید که عیسو را برکت دهد. بدون شک اسحاق می دانست که عیسو نخست زادگی خود را خوار شمرده (فصل 25 آیات 27- 34) و آن را به یعقوب فروخته است، از سوی دیگر، عیسو زنان بت پرست را به همسری گرفته بود (فصل 26 آیات 34- 35 و آیه 46). با این اعمال، عیسو صلاحیت خود را خدشه دار ساخته بود.

نوح آنقدر شراب خورد که مست گردید و برهنه و عریان به خواب فرو رفت! تردیدی نیست که نوح از اثرات شراب بی خبر نبود. مستی به عنوان یکی از گناهان قبل از طوفان ذکر نشده است. این نخستین اشاره به شرابخواری در کتاب مقدس است و دومین بار مربوط به مستی لوط می باشد (پیدایش فصل 19 آیات 30 به بعد). گناه نسبتا کوچک نوح، گناه پسر کوچک تر (حام) را در پی داشت:"غیبت کردن یا شوخی کردن درباره اشتباهات والدین". بار دیگر کتاب پیدایش بر تکرار تاریخ شهادت می دهد. بعد از طوفان، خلقت جدیدی پدید آمد و به دنبال آن سقوط رخ داد. نسل جدید بشر که نوح در راس آن قرار داشت، مانند نسل قبل از طوفان، در سراشیبی سقوط قرار گرفت.

" در حالت مستی در خیمه اش برهنه خوابید"

تاکید بر عریانی نوح می تواند به رابطه جنسی اشاره داشته باشد.

" برهنگی پدر خود را دید"

برخی از مفسران کتاب مقدس معتقدند که حام به اتفاق پسرش "کنعان" به مدت طولانی به نوح عریان و مست چشم دوخته بودند و شاید او را مسخره کرده و می خندیدند! این اتفاق باعث سرگرمی آنان شده بود.

نکته دیگر آن که در متن قدیمی عبری نوشته شده "حام آنچه را دیده بود، با شادی به برادرانش خبر داد" که می تواند بیانگر حالت تمسخر حام باشد و بدین ترتیب به اقتدار پدرش به عنوان مرد خدا آسیب رساند. در مقابل، شخصیت نجیب سام و یافث را که از وضعیت پدرشان دچار اندوه شده بودند، مشاهده می کنیم. آن ها فورا و با احترام پدرشان را پوشاندند.

نوح، کنعان را لعنت کرد (پیدایش فصل 9 آیات 24- 27)

"وقتی نوح به حال عادی برگشت و فهمید که حام چه کرده است، گفت:"کنعان ملعون باد. برادران خود را بنده بندگان باشد. خداوند سام را برکت دهد و کنعان بنده او باشد. خدا یافث را برکت دهد و او را شریک سعادت سام گرداند و کنعان بنده او باشد"

"کنعان ملعون باد"
حام سه پسر داشت به نام های کنعان، کوش و مصرایم. اما نوح فقط کنعان را هدف لعنت قرار می دهد. اگرچه در آیات قبل به طور مستقیم کنعان متهم به گناه نشده، اما وقتی نوح او را لعنت می کند، تردیدی باقی نمی ماند که او نیز مانند پدرش شاهد مستی و عریانی پدربزرگش بوده است. بدین ترتیب نوح با نبوتی که درباره سرنوشت نسل کنعان به زبان آورد، حام را نیز سخت تنبیه کرد.

بسیاری همواره این ادعا مطرح می کنند که خدا اعقاب حام را نفرین کرده است، در نتیجه وقتی اعقاب حام دریافتند که آفریقایی هستند، این نتیجه منطقی حاصل گردید که خدا بر علیه کلیه نسل های آفریقایی تبعیض قائل شد و آن شامل محکومیت ایشان به بردگی بود! واقعیت آن است که حداقل دو پسر حام به نام های کوش و مصرایم در آفریقا سکنی گزیدند (پیدایش فصل 10 آیات 6- 20). اما نسل کنعان فقط در شرق دریای مدیترانه سکونت کرد، در منطقه ای که بعدها به عنوان سرزمین کنعان شناخته شد (پیدایش فصل 10 آیات 15- 19) و امروزه اسرائیل نامیده می شود. این ادعای نامعقول که خدا مردم آفریقا را لعنت کرد تا برده شوند، صرفا بر پایه برداشت کاملا غلط از متن کتاب پیدایش به وجود آمده است. با این توصیف، هنوز هم مردم نگرش های مبنی بر تبعیض نژادی را در مورد سیاهان آفریقا و سیاه پوستان آمریکا با برداشتی غلط از متن کتاب مقدس توجیه می کنند.

دو اتهامی که علیه خدا مطرح شده، ناشی از سوءتفاهم و عدم درک روایات کتاب مقدس است. نخست این که "خدا" حام را برای آنچه انجام داده بود، لعنت نکرد، بلکه این "نوح" بود که از لعنت سخن گفت. علاوه بر این، نوح "کنعان" (پسر حام) را نفرین نمود:"کنعان، ملعون باد". نوح افزود:"کنعان برادران خود را بنده بندگان باشد. خدا یافث را برکت دهد و او را شریک سعادت سام گرداند و کنعان بنده او باشد" ( آیات 25- 26). بنابراین نوح، کنعان (پسر حام) را هدف لعنت خود قرار داد. او قاطعانه نسل کنعان را لعنت کرد.

"برادران خود را بنده بندگان باشد"

این لعنت زمانی که قوم اسرائیل وارد سرزمین موعود شد، به تحقق پیوست. اکثر اهالی سرزمین کنعان توسط یوشع (جانشین موسی) شکست خوردند و زیر سلطه قوم اسرائیل قرار گرفتند (رجوع کنید به کتاب یوشع).

در داستان زندگی نوح به ماجرای مستی او اشاره شده تا آگاه باشیم که حتی مردان پرهیزکار هم ممکن است گناه کنند و تاثیر بدی از خود بر جا گذاشته، خانواده شان را نیز گرفتار نمایند. انسان، خدا نیست. طبق نگرش کتاب مقدس، افراد در هر مقام و موقعیت باید وفاداری خود را به خدا "ثابت" کنند.

مستی نوح یک حادثه فرعی بود و نکته اصلی صدمه دیدن نسل کنعان به خاطر عمل زشت او می باشد. نسل یک شخص به خاطر گناهانش متحمل رنج خواهند شد. ما این امر را در دودمان قائن مشاهده کردیم.

بسیاری تصور می کنند که خدا عادل نیست که ما را به خاطر گناه آدم و حوا محکوم می کند. اما این اشخاص فراموش می کنند که گناهانی که با اراده آزاد خود مرتکب می شوند، ثابت می کند که چه تنگاتنگ با آدم و حوا و طبیعت آن دو همسان هستند. سرشت همه انسان ها یکی است و مستعد نافرمانی هستند. در نتیجه، خدا انسان ها را برای گناهانی که مرتکب می شوند، زیر حکم می برد. از آن جایی که گناهکاریم، به بخشش نیاز داریم و نه به جستجوی حکم عادلانه در خصوص وضعیت خودمان.

خدا قدوس است و نمی تواند گناه را تحمل کند. همه گناهکارند و هر گناهی مستحق مجازات است. اگرچه ما مستحق مجازات مرگ بودیم، اما مسیح گناهان ما را بر خود گرفت و با مرگ خود بر صلیب، تاوان گناهان ما را پرداخت. حال، راه دوستی با خدا باز شده است. با ایمان به عملکرد او، به جای دشمنی و سرگردانی، ما دوستان خدا می شویم.

واپسین سال های نوح (پیدایش فصل 9 آیات 28- 29)

"پس از طوفان، نوح 350 سال دیگر عمر کرد و در سن 950 سالگی وفات یافت".

نوح، این قهرمان بزرگ ایمان، زندگی اش را وقف خداوند نمود. با این توصیف، هیچ رویداد قابل توجه روحانی در سال های آخر زندگی اش همانند دوران قبل از طوفان مشاهده نمی شود. 

۱۳۹۳ شهریور ۲۹, شنبه

دیدگاه مسیحیت درباره نوشیدن شراب چیست؟

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

به طور کلی کتاب مقدس مسیحیان را از نوشیدن شراب و آبجو منع نکرده است. در دوران باستان، شراب یک نوشیدنی رایج در جوامع بشری از جمله قوم اسرائیل بود. مسیح نیز آب را به شراب تبدیل نمود (یوحنا فصل 2 آیات 1- 11) و به نظر می رسد او نیز گاهی شراب نوشیده است ( متی فصل 26 آیه 29). با این توصیف، مسیحیان موظف شده اند تا از مستی اجتناب کنند (افسسیان فصل 5 آیه 18). کتاب مقدس مستی و عواقب آن را محکوم می کند (امثال فصل 23 آیات 29- 35). هم چنین مسیحیان با کمک روح القدس نباید اجازه دهند چیزی بر آن ها مسلط شود (اول قرنتیان فصل 6 آیه 12، دوم پطرس فصل 2 آیه 19). کلام خدا هم چنین هر کاری را که باعث لغزش و عذاب وجدان سایر مسیحیان شود، نکوهش می کند (اول قرنتیان فصل 8 آیات 9- 13). با توجه به این آیات، نوشیدن مشروبات برای مسیحیان چندان آسان نیست.

از آنچه عیسی در مورد شریعت موسی می‌گوید، چنین می‌فهمیم که او به‌ جای متمرکز شدن بر تشریفات مذهبی و رعایت ظواهر، به باطن انسان و آنچه در درون فکر و دل او می‌گذرد توجه دارد. اگر کسی دلش توسط عمل نجات بخش خدا پاک شده باشد، قطعا مرتکب قتل نیز نخواهد شد و آدم شهوت‌رانی که مدام چشم و دلش در پی ارضای امیال نفس است، در نظر خدا کم تر از فرد زناکار نمی باشد، ولو آنکه عملا مرتکب زنا نشده باشد.

یهودیان اعتقاد داشتند که می توانند در اثر اجتناب از برخی از خوراک ها، در نظر خدا پاک باشند. اما عیسی فرمود که گناه در حالات درونی و انگیزه های شخص آغاز می شود. عمل گناه آلود، با یک فکر شروع می شود. افکار ما می توانند ما را آلوده کنند و به گناه بکشانند. فقط خدا می تواند فکر ما را نو سازد و ما از درون توسط عملکرد خداوند، پاک می شویم.

مسیح فرمود که هیچکس با خوردن چیزی نجس نمی شود. چیزی که انسان را نجس می سازد، سخنان و افکار تلخ و منفی او است (متی فصل 15 آیه 11). مسیح به شاگردانش گفت:"مگر نمی دانید که آنچه می خورید، به روح تان لطمه نمی زند و آن را نجس نمی سازد؟ زیرا خوراک با قلب و روح شما کاری ندارد، بلکه از معده شما عبور می کند و بیرون می رود (با این گفته، عیسی نشان داد که هر نوع خوراک، پاک و حلال است)" (انجیل مرقس فصل 7 آیات 18- 19).

با این توصیف، پولس بر حسب شرایط و موقعیت، یکی از این دو راه را انتخاب می کرد تا باعث لغزش برخی از ایمانداران مسیحی نشود. پولس وقتی با یک یهودی، یک اهل شریعت و یا شخصی که مخالف خوردن آن خوراک ها بود، آن غذا را نمی خورد. او آزادانه از اختیار و حق خود چشم پوشی می کرد. پولس رفتار خود را با شرایط و موقعیت ها سازگار می کرد تا عده بیشتری را به نجات مسیح رهنمون کند. به عبارت دیگر، توجه پولس به نگرش و سوءتفاهمات دیگران بود. اما او هدف مهم تری داشت: این که انجیل را به همه برساند. بنابراین، آنچه برای خدا اهمیت نداشت، برای پولس بی اهمیت بود. او آزاد بود، اما در مسیح.

این مقاله شما را به نوشیدن یا ننوشیدن شراب تشویق و ترغیب نمی کند. انتخاب و تصمیم گیری با شماست. اما اگر می خواهید کمی شراب در حضور شخصی بنوشید که از نوشیدن آن خشنود نیست، آن را مصرف نکنید. اصل محبت را فراموش نکنید:"هر شخص نفع خود را نجوید، بلکه نفع دیگری را" (اول قرنتیان فصل 10 آیه 24).

بدین ترتیب می‌توان دیدگاه مسیحیت در مورد مسکرات و به طور کلی خوراک حلال و حرام را چنین خلاصه کرد: آنچه پاک یا ناپاک است نه خود خوراک، بلکه انگیزه و نیتی است که در پس خوردن آن نهفته، و نیز عواقبی که این کار در پی دارد. زیرا مسیح به دل انسان می‌نگرد، نه به ظاهر. «مست شراب نشوید، که شما را به هرزگی می‌کشاند، بلکه از روح القدس پر شوید» (افسسیان فصل 5 آیه 18).
عکس: ‏دیدگاه مسیحیت درباره نوشیدن شراب چیست؟

09/20/2014
29 شهریور 1393

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

به طور کلی کتاب مقدس مسیحیان را از نوشیدن شراب و آبجو منع نکرده است. در دوران باستان، شراب یک نوشیدنی رایج در جوامع بشری از جمله قوم اسرائیل بود. مسیح نیز آب را به شراب تبدیل نمود (یوحنا فصل 2 آیات 1- 11) و به نظر می رسد او نیز گاهی شراب نوشیده است ( متی فصل 26 آیه 29). با این توصیف، مسیحیان موظف شده اند تا از مستی اجتناب کنند (افسسیان فصل 5 آیه 18). کتاب مقدس مستی و عواقب آن را محکوم می کند (امثال فصل 23 آیات 29- 35). هم چنین مسیحیان با کمک روح القدس نباید اجازه دهند چیزی بر آن ها مسلط شود (اول قرنتیان فصل 6 آیه 12، دوم پطرس فصل 2 آیه 19). کلام خدا هم چنین هر کاری را که باعث لغزش و عذاب وجدان سایر مسیحیان شود، نکوهش می کند (اول قرنتیان فصل 8 آیات 9- 13). با توجه به این آیات، نوشیدن مشروبات برای مسیحیان چندان آسان نیست. 

از آنچه عیسی در مورد شریعت موسی می‌گوید، چنین می‌فهمیم که او به‌ جای متمرکز شدن بر تشریفات مذهبی و رعایت ظواهر، به باطن انسان و آنچه در درون فکر و دل او می‌گذرد توجه دارد. اگر کسی دلش توسط عمل نجات بخش خدا پاک شده باشد، قطعا مرتکب قتل نیز نخواهد شد و آدم شهوت‌رانی که مدام چشم و دلش در پی ارضای امیال نفس است، در نظر خدا کم تر از فرد زناکار نمی باشد، ولو آنکه عملا مرتکب زنا نشده باشد. 

یهودیان اعتقاد داشتند که می توانند در اثر اجتناب از برخی از خوراک ها، در نظر خدا پاک باشند. اما عیسی فرمود که گناه در حالات درونی و انگیزه های شخص آغاز می شود. عمل گناه آلود، با یک فکر شروع می شود. افکار ما می توانند ما را آلوده کنند و به گناه بکشانند. فقط خدا می تواند فکر ما را نو سازد و ما از درون توسط عملکرد خداوند، پاک می شویم. 

مسیح فرمود که هیچکس با خوردن چیزی نجس نمی شود. چیزی که انسان را نجس می سازد، سخنان و افکار تلخ و منفی او است (متی فصل 15 آیه 11). مسیح به شاگردانش گفت:"مگر نمی دانید که آنچه می خورید، به روح تان لطمه نمی زند و آن را نجس نمی سازد؟ زیرا خوراک با قلب و روح شما کاری ندارد، بلکه از معده شما عبور می کند و بیرون می رود (با این گفته، عیسی نشان داد که هر نوع خوراک، پاک و حلال است)" (انجیل مرقس فصل 7 آیات 18- 19).

 با این توصیف، پولس بر حسب شرایط و موقعیت، یکی از این دو راه را انتخاب می کرد تا باعث لغزش برخی از ایمانداران مسیحی نشود. پولس وقتی با یک یهودی، یک اهل شریعت و یا شخصی که مخالف خوردن آن خوراک ها بود، آن غذا را نمی خورد. او آزادانه از اختیار و حق خود چشم پوشی می کرد. پولس رفتار خود را با شرایط و موقعیت ها سازگار می کرد تا عده بیشتری را به نجات مسیح رهنمون کند. به عبارت دیگر، توجه پولس به نگرش و سوءتفاهمات دیگران بود. اما او هدف مهم تری داشت: این که انجیل را به همه برساند. بنابراین، آنچه برای خدا اهمیت نداشت، برای پولس بی اهمیت بود. او آزاد بود، اما در مسیح. 

این مقاله شما را به نوشیدن یا ننوشیدن شراب تشویق و ترغیب نمی کند. انتخاب و تصمیم گیری با شماست. اما اگر می خواهید کمی شراب در حضور شخصی بنوشید که از نوشیدن آن خشنود نیست، آن را مصرف نکنید. اصل محبت را فراموش نکنید:"هر شخص نفع خود را نجوید، بلکه نفع دیگری را" (اول قرنتیان فصل 10 آیه 24). 

 بدین ترتیب می‌توان دیدگاه مسیحیت در مورد مسکرات و به طور کلی خوراک حلال و حرام را چنین خلاصه کرد: آنچه پاک یا ناپاک است نه خود خوراک، بلکه انگیزه و نیتی است که در پس خوردن آن نهفته، و نیز عواقبی که این کار در پی دارد. زیرا مسیح به دل انسان می‌نگرد، نه به ظاهر. «مست شراب نشوید، که شما را به هرزگی می‌کشاند، بلکه از روح القدس پر شوید» (افسسیان فصل 5 آیه 18).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

پطرس مقدس، شاگرد مسیح که بود؟

پطرسبه معنای صخره میباشد.
اطلاعات درمورد پطرس، بطور کلی در چهار کتاب اناجیل، اعمال باب ۱ تا ۱۵، در غلاطیان ۱ و ۲، و در دو رساله پطرس، دیده می شود.
نام و شغل اولیهپِطرُس شخصی یهودی بود که نام اصلی وی شمعون (در زبان یونانی سیمون) به معنای “شنوا” میباشد. نام پدر او یونا و و نام برادرش اندریاس که از شاگردان یحیی تعمیددهنده بود. وی ساکن بیت صیدا در شمال دریاچه جلیل بود، هر چند که سپس با خانواده خود در کفرناحوم ساکن گردید. شغل وی ماهیگیری و با برادرش اندریاس و با یعقوب‌ و یوحنا پسران‌ زبدی، شریک بوده و با هم به ماهیگیری میرفتند. پطرس ازدواج کرده و در سفرهای بشارتی خود همسرش را نیز همراه خود می برده است.
اولین نمود او در اناجیلپطرس از پیروان یحیی تعمیددهنده بود، پس از آنکه اندریاس فهمید که عیسی همان مسیح است، نزد پطرس آمده و او را برای اولین بار به مسیح معرفی شد. عیسی نام وی را به کیفا که ترجمه آن پطرس میباشد، تغییر داد. پیتِر یا کیفا از اسامی آرامی است که در زبان یونانی قدیم پِطرُس نامیده میشده است، و تمامی آنها به معنای “صخره” میباشد. در کتابمقدس زمانی که خداوند نام شخصی را تغییر میدهد، بیانگر نقشه بزرگی است که خداوند برای او در نظر گرفته است برای مثال: خداوند ابرام را به ابراهیم و سولُس را به پولُس و یعقوب را به اسرائیل تغییر داد. در این ملاقات وی برای اولین بار، توسط مسیح به شاگردی خوانده شد. برای دومین بار زمانی بود که انتخاب کرد که همراه و وفادار به مسیح باشد، و برای سومین بار زمانی که به عنوان رسول انتخاب گردید.
زندگینامۀداستان زندگی پطرس به دو دوره تقسیم میشود. اولین دوره از زمان خوانده شدن وی به شاگردی تا عروج عیسی به آسمان، و دومین دوره پس از عروج عیسی و شامل خدمات زمینی وی میباشد.
  اولین دوره شامل وقایعی است که قبل از به صلیب کشیدن مسیح و اتفاقات بعد از آن میباشد. ما نمیدانیم در اولین دیدار پطرس با مسیح، وی چگونه فکر کرد، اما دومین دیدار وی با مسیح، زمانی بود که مسیح به قایق وی وارد شد و به او گفت دوبار تور ماهیگیری را در دریا بیندازد و پس از گرفتن ماهی بسیار، پطرس به گناهکار بودن خود اعتراف کرده و گفت: “ای‌ خداوند از من‌ دور شوزیرا مردی‌ گناهکارم‌.” عیسی به وی گفت که نترسد و پس از آن صیاد مردم خواهد شد.پطرس اولین شاگرد از دوازده شاگرد عیسای مسیح بوده است. وی و سایر شاگردان پس از بازگشت از میهمانی عروسی در قانای جلیل، به عیسی ایمان آوردند. سپس پطرس به کفرناحوم آمده و در آنجا ساکن گردید. مادر زن پطرس در کفرناحوم توسط مسیح شفا یافت. پطرس تمامی خانه و زندگی و کار خود را کنار گذاشته و به دنبال و پیروی عیسی آمد. او عیسی را، مسیح پسر خدای زنده خواند و عیسی کلیدهای ملکوت آسمان را به وی سپرد. پس از سخنان عیسی در کنیسه کفرناحوم تعداد زیادی از پیروانش او را ترک کردند، اما پطرس به عیسی گفت: که تو خدای زنده هستی و ما تو را ترک نخواهیم کرد. وی همراه با یوحنا ویعقوب شاهد بر برخاستن دختر یایروس از مردگان توسط عیسی بود. زمانی که عیسی بر روی آب راه می رفت تا به قایق آنان برسد، پطرس از وی خواست که او هم بر روی آب راه رود. اما زمانی که موجهای بلند را دید، دچار وحشت شده و به داخل دریا فرو رفت، و عیسی او را از آب بیرون کشید. پطرس یکی از سه شاگردی بود که توسط عیسی به بالای تپه ای برده شد و او حضور الیاس و موسی را با مسیح دید. پطرس پس از صحبت با مامور وصول مالیات و اطلاع آن به عیسی، از طرف عیسی مامور گرفتن ماهی با قلاب و یافت یک سکه در دهان ماهی و پرداخت آن به مأمور وصول مالیات گردید.پطرس و یوحنا مامور تدارک شام فصح (شام آخر) گردیند. وی در مرحله اول اجازه نداد که عیسی پاهای او را بشوید، اما پس از سخنان مسیح، اجازه داد که او پاهایش را بشوید. پس از شام، پطرس یکی از کسانی بود که عیسی با خود به باغ جتسیمانی برد، ولی در آنجا به خواب رفت. عیسای مسیح برای وی دعا کرد تا ایمانش توسط شیطان تلف نشود و به وی گفت قبل از بانگ خروس سه بار وی را انکار خواهد کرد. زمانیکه عیسی را دستگیر میکردند، پطرس به حمایت از عیسی، شمشیر کشیده و گوش یکی از سربازان را قطع کرد و مسیح وی را مورد نکوهش قرار داد، سپس پطرس و بقیه شاگردان عیسی را تنها گذاشته و فرار کردند. در هنگامی که عیسی را سران قوم یهود بازخواست میکردند، وی سه بار قبل از خواندن خروس، دوستی با عیسی را انکار کرد و سپس به گوشهای رفت و گریست.دیگر از پطرس تا رستاخیز مسیح از مردگان چیزی دیده نمیشود. فرشتهای که خبر برخاستن مسیح از مردگان را به زنان گفت، بطور ویژه از پطرس نام میبرد. پطرس و یوحنا اولین کسانی بودند که مریم مجدلیه پس از آنکه سنگ قبر را در جایش ندید، به آنان اطلاع داد، و پطرس اولین نفری بود که وارد قبر شده و کفن را باز شده دید و از عیسی هیچ خبری نبود. وی عیسی را قبل از سایر شاگردان زنده دید. فردای آنروز عیسی‌ باز در کناره‌ دریای‌ طبریه‌، در بین شاگردان حضور پیدا کرد و پس از معجزه صید ماهی، پطرس اولین کسی بود که به او خوش آمد گفت، و بعد از خوردن صبحانه، عیسی سه بار از پطرس پرسید: “ای‌ شمعون‌، پسر یونا، آیا مرا بیشتر از اینها محبت‌ می‌نمایی‌؟” و پطرس جواب داد بلی خداوندا، تو می‌دانی‌ که‌ تو را دوست‌ می‌دارم‌ و پیمان خود را در پیروی از عیسی تا مرگ استوار ساخت.
   دومین دوران زندگی پطرس از عروج مسیح تا تغییر و تبدیل پولس بصورتی خلاصه بازگو میشود.پس از عروج مسیح، که پطرس بدون تردید یکی از شاهدان آن بود، وی در بالاخانهای در اورشلیم در بین صد و بیست نفر سخنرانی کرده و بنا به پیشنهاد پطرس، پس از دعا و به قید قرعه، متیاس را به جای یهودای اسخریوطی انتخاب کردند و در روز پنطیکاست به سبب سخنرانی پطرس، که پر از روح القدس بود، تعداد زیادی به مسیح ایمان آوردند. پس از معجزه شفای شخصی لنگ در دروازه معبد، پطرس و یوحنا توسط روسای یهود دستگیر و به زندان افتادند. پس از دستگیری و حضور در شورای یهودیان، به سبب ترویج حقانیت مسیح، اعضای شورا، او را شخصی بی سواد و معمولی اما پرجرات دیدند، و دانستند که همراهی با عیسی چنین تغییر شگرفی در آنان به وجود آورده و آنان را رها کردند. اما دوباره بر اثر حسادت به خاطر شفای بیماران و دیوانگان توسط پطرس، رئیس کهنه، وی را دستگیر و به زندان انداخت، اما فرشته خداوند درهای زندان را گشوده و آنان را آزاد کرد، رئیس کهنه سپس او را به جلسه شورای یهود برد و پس از دفاعیه پطرس، اعضای شورا تصمیم گرفتند او را بکشند، اما به خاطر صحبت شخصی‌ فریسی‌، به نام غمالائیل‌، پطرس را شلاق زده و آزاد کردند.زمان آن فرا رسیده بود که پطرس اورشلیم را به مقصد سامره جهت بشارت و آموزش نوایمانان ترک کند. وی پس از آن دوباره به اورشلیم بازگشت. وی به لده رفته و در آنجا شخصی به نام اینیاس را که مدت هشت سال فلج بود، شفا داد و سپس در یافا زنی به نام طابیتا را که مرده بود دوباره زنده کرد و عده بسیاری به مسیح ایمان آوردند و این آغاز گشودن دری برای ایمان آوردن غیر یهودیان به مسیح بود. پس از بازگشت از یافا به اورشلیم، توسط مسیحیان یهودی نژاد، به سبب همراهی و غذا خوردن با غیریهودیان، مورد بازخواست قرار گرفت، اما پطرس از ایمانداران غیر یهودی دفاع کرده و اعلام کرد که نجات شامل تمام امتها میباشد. وی در زمان هیرودیس نیز دستگیر شده و به زندان افتاد، ولی توسط فرشته خداوند از زندان نجات پیدا کرد. پطرس مدت زمانی نیز در انطاکیه به فعالیت پرداخت و در شورایی که در اورشلیم جهت ختنه شدن غیر یهودیانی که ایمان آآورده بودند، شرکت و بر علیه این عقیده سخنرانی کرد و در این جلسه پولس را نیز ملاقات نمود. در انطاکیه پولس وی را به سبب دوگانگی در رفتار با یهودیان و غیریهودیان مورد نکوهش قرار داد. احتمالاض وی در بابل نیز به بشارت پرداخته است، ولی بطور محرز مدتی در روم اقامت داشته است. درمورد مرگ وی در کتاب مقدس هیچ چیزی گفته نشده است.کفته می شود که وی در سال ۶۷ بعد از میلاد در سن ۷۵ سالگی در رُم به شهادت رسیده است. مرگ وی را به گفتار مسیح در یوحنا باب ۲۱ آیه ۱۸ و ۱۹ تشبیه میکنند. در زمان نرون به مرگ بوسیله صلیب محکوم شد، ول بنا به درخواست خودش، او را بصورت وارونه مصلوب کردند، چون خود را کوچکتر از آن میدانست که همانند مسیح مصلوب شود. اما در کتاب مقدس در این باره و مرگ وی چیزی گفته نشده است.
 شخصیتشخصیت پطرس، شفاف و به راحتی قابل تجزیه و تحلیل بوده و بی تردید کاملاً حقیقت داشته، که زندگی هیچکس همانند وی در تاریخ اناجیل بدین صورت شفاف و با قوت دیده نمیشود. شیوه زندگی او، به حق وی را شاهزاده رسولان میسازد و در واقع به نظر میرسد که در اغلب مواقع، وی رهبری گروه رسولان را به عهده داشته، نام وی در اول لیست شاگردان مسیح آمده، و او سخنران آنان برای عموم مردم بوده است. او امیدوار، دلیر، مطمئن، با جرات، رک گو، عمل کننده، پر انرژی، قوی، پر قوت، با محبت و پر از ایمان به استاد خود تا جایی که مصلوب گردید، بوده است. وی دارای سرشت و طبیعت اخلاقی عجیب و ناهماهنگی بود، گاهی اوقات او را عجول و بی پروا میبینیم، که خود را جلو میانداخته است. اما بعدها با فیض خداوند، او بر این نقایص پیروز شده و وارد فروتنی و تواضع و ملایمتی بسیار زیبا میشود که در دو رساله نوشته شده توسط او، کاملاً هویدا و خود را نشان میدهد. رهبریت او بر سایر رسولان در بعضی مواقع، نشان بر برتری وی بر سایر رسولان نیست. نه عیسای مسیح او را برتر قرار داد و نه خود پطرس چنین ادعایی را کرد و نه هرگز به خاطر نزدیکی و معاشرت وی با دیگران به او واگذار شد.
 رسالاتدو رساله توسط پطرس در اواخر زندگیش نوشته شده است و زمان نوشتن رسالات در رساله دوم او، کاملاً دیده میشود. روش نگارش هر دو رساله از یک سبک برخوردار بوده و نمایانگر آن است که توسط یک نفر نوشته شده است. پطرس در اولین رساله به نام خود اشاره میکند. این رسالات بویژه برای یهودیانی که مسیحی شده بودند و در شهرهای مختلفی در آسیای صغیر پراکنده و زندگی میکردند، نوشته شده است. رساله اول در بابل نوشته شده است، که در آن زمان ویران شده و از آن تنها شهر کوچکی در کنار رود فرات باقی مانده و هنوز مورد توجه گروهی از مردم وبخصوص یهودیان بوده است.
 نماد پطرس دو کلید بصورت ضربدر و یک صلیب وارونه میباشد، که معمولاً روی تصویر یک سِپر کشیده میشود. تصویر کلید به واسطه آن است که پس از آنکه پطرس به عیسی پاسخ داد که او مسیح، پسر خدای زنده است. عیسی کلیدهای ملکوت آسمان را به وی سپرد. تصویر صلیب وارونه، نمادی از به شهادت رسیدن پطرس است، که به خاطر تقاضای خودش به صورت وارونه به صلیب کشیده شد.
http://simamasih.com/index.php/resources/articles/1570-peterstpeter

۱۳۹۳ شهریور ۲۸, جمعه

گزارش شورای حقوق بشر سازمان ملل نسبت به وضعیت کشیش زندانی درایران

در همین حال همزمان با سفر قریب الوقوع حسن روحانی رئیس جمهور ایران به نیویورک برای شرکت در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اعتراض‌ها به عدم بهبود وضعیت حقوق بشر و نقض آزادی بیان در ایران همچنان ادامه دارد .

به گزارش «محبت نیوز» روز چهارشنبه شورای حقوق بشر سازمان ملل در گزارشی نسبت به وضعیت سعید عابدینی، کشیش ایرانی-آمریکایی که به ۸ سال زندان محکوم شده است، اعتراض کرده و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط او شده است.
در همین ارتباط نغمه عابدینی، همسر کشیش سعید عابدینی، به صدای آمریکا می‌گوید نسبت به وضعیت نگهداری همسرش در زندان، که بیمار نیز هست، به شدت نگران است. خانم عابدینی از این که شورای حقوق بشر سازمان ملل موضوع سعید عابدینی را با جدیت پیگیری می‌کند ابراز خرسندی کرده و امیدوار است که این تلاش‌ها به آزادی همسرش منجر شود.
تاکنون بسیاری از سناتورها که از قانونگذاران آمریکایی که از هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه هستند، طی نامه‌ای  به جان کری، وزیر خارجه ایالت متحده، از او خواسته‌اند به هر تلاشی برای آزادی فوری سعید عابدینی متوسل شود.زندانی مسیحی کشیش سعید عابدینی که تابعیت امریکایی را نیز دارد به اتهام راه اندازی کلیسای خانگی برای تبليغ مسيحيت و اقدام علیه امنیت ملی، توسط دادگاهی در تهران به هشت سال زندان محکوم شده است.
چند روز پیش، بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد، نیز در گزارشی که منتشر کرد گفت با وجود وعده‌های حسن روحانی، ‌پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در وضعیت حقوق بشر و آزادی بیان در ایران دیده نشده است. با این حال تبعیض ها علیه اقلیت های دینی و قومی همچنان، هم در قوانین و هم در اجرا وجود دارد.
چند مقام دولتی ایران، از جمله محمدجواد لاریجانی دبیرستاد حقوق بشر قوه قضائیه، گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد را تکرار اتهامات پیشین گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل و افرادی خواند که او آنها را «منافقین، ضدانقلاب و سران غربی و صهیونیستی» نامیده است.
جمهوری اسلامی ایران اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد و از واژه «صهیونیستی» به جای اسرائیلی استفاده می‌کنند.
نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر، ایران را به نقض سازمان یافته حقوق بشر متهم می‌کنند.

Saeed-A-flag

۱۳۹۳ شهریور ۲۷, پنجشنبه

کشف تابوت باستانی حاوی استخوان های یعقوب برادر مسیح

دفاعیات مسیحی

مترجم: مهران پورپشنگ

یکی از مهم ترین دستاوردهای اخیر باستان شناسی در مورد تایید اصالت تاریخی مسیح و اعضای خانواده اش، کشف تابوت حاوی استخوان بود. این تابوت از سنگ آهک ساخته شده است. کاربرد این گونه تابوت ها از حدود دویست سال قبل از میلاد مسیح، در اورشلیم متداول شد و تا سقوط اورشلیم در سال هفتاد میلادی هم چنان مورد استفاده اهالی شهر قرار می گرفت.
تاکنون بیش از ده هزار تابوت استخوان کشف گردیده، اما فقط بر روی حدود صد تابوت، هویت صاحبان استخوان ها نوشته شده است. بر روی یکی از تابوت ها چنین کنده کاری شده:"یعقوب، پسر یوسف، برادر عیسی". در انجیل متی، یعقوب به عنوان یکی از برادران عیسی معرفی شده (متی فصل سیزدهم آیه 55). با این توصیف، او یکی از معروف ترین چهره های عهد جدید است. کتاب اعمال رسولان او را به عنوان یکی از رهبران کلیسای اورشلیم معرفی می کند (اعمال رسولان فصل دوازدهم آیه هفدهم و فصل پانزدهم آیه سیزدهم). او نویسنده رساله یعقوب نیز می باشد. اما او یعقوب رسول نبود. یوسفوس مورخ یهودی که در قرن اول میلادی می زیست، بارها از یعقوب به عنوان برادر مسیح یاد کرده است.

گزارش بررسی کارشناسان از تابوت یعقوب بدین شرح است:

یک. اندازه تابوت متعلق به جسد شخص بالغ است.

دو. استخوان ها متعلق به یک مرد است.

سه.نام کنده کاری شده بر روی تابوت، "یعقوب" نام دارد.

چهار. این تابوت در محدوده شهر اورشلیم یافت شده است.

پنج. این تابوت متعلق به قرن اول میلادی است.

شش. بررسی تابوت ها نشان داده که اگر متوفی از بستگان شخص معروفی بوده، نام آن شخص معروف نیز در کنار متوفی ذکر گردیده است. عیسی که چهره معروف و شناخته شده ای در میان یهودیان بود، به عنوان برادر متوفی (یعقوب) معرفی شده است.

هفت. پدر یعقوب، یوسف نام دارد که تضادی با گزارش اناجیل ندارد.

هشت. هویت یعقوب به زبان آرامی نوشته شده. مسیحیان اولیه با این زبان صحبت می کردند. 

عکس: ‏کشف تابوت باستانی حاوی استخوان های یعقوب برادر مسیح

11/03/2013
12 آبان 1392

مترجم: مهران پورپشنگ

یکی از مهم ترین دستاوردهای اخیر باستان شناسی در مورد تایید اصالت تاریخی مسیح و اعضای خانواده اش، کشف تابوت حاوی استخوان بود. این تابوت از سنگ آهک ساخته شده است. کاربرد این گونه تابوت ها از حدود دویست سال قبل از میلاد مسیح، در اورشلیم متداول شد و تا سقوط اورشلیم در سال هفتاد میلادی هم چنان مورد استفاده اهالی شهر قرار می گرفت.
 تاکنون بیش از ده هزار تابوت استخوان کشف گردیده، اما فقط بر روی حدود صد تابوت، هویت صاحبان استخوان ها نوشته شده است. بر روی یکی از تابوت ها چنین کنده کاری شده:"یعقوب، پسر یوسف، برادر عیسی". در انجیل متی، یعقوب به عنوان یکی از برادران عیسی معرفی شده (متی فصل سیزدهم آیه 55). با این توصیف، او یکی از معروف ترین چهره های عهد جدید است. کتاب اعمال رسولان او را به عنوان یکی از رهبران کلیسای اورشلیم معرفی می کند (اعمال رسولان فصل دوازدهم آیه هفدهم و فصل پانزدهم آیه سیزدهم). او نویسنده رساله یعقوب نیز می باشد. اما او یعقوب رسول نبود. یوسفوس مورخ یهودی که در قرن اول میلادی می زیست، بارها از یعقوب به عنوان برادر مسیح یاد کرده است. 

گزارش بررسی کارشناسان از تابوت یعقوب بدین شرح است:

یک. اندازه تابوت متعلق به جسد شخص بالغ است.  
     
دو. استخوان ها متعلق به یک مرد است.

سه.نام کنده کاری شده بر روی تابوت، "یعقوب" نام دارد.
  
چهار. این تابوت در محدوده شهر اورشلیم یافت شده است. 

پنج. این تابوت متعلق به قرن اول میلادی است. 

شش. بررسی تابوت ها نشان داده که اگر متوفی از بستگان شخص معروفی بوده، نام آن شخص معروف نیز در کنار متوفی ذکر گردیده است. عیسی که چهره معروف و شناخته شده ای در میان یهودیان بود، به عنوان برادر متوفی (یعقوب) معرفی شده است.

هفت. پدر یعقوب، یوسف نام دارد که تضادی با گزارش اناجیل ندارد. 

هشت. هویت یعقوب به زبان آرامی نوشته شده. مسیحیان اولیه با این زبان صحبت می کردند. 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏


۱۳۹۳ شهریور ۲۶, چهارشنبه

چرا آدم و حوا به آینده قائن امیدوار بودند؟ (پیدایش فصل 4 آیات 1-2)

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

"حوا از آدم حامله شده، پسری زایید. آنگاه حوا گفت:"به کمک خداوند، مردی حاصل نمودم". پس نام او را قائن (یعنی "حاصل شده") گذاشت. حوا بار دیگر حامله شده، پسری زایید و نام او را هابیل گذاشت" (پیدایش فصل 4 آیات 1-2)

حوا بدون علت فرزندش را "قائن" نامگذاری نکرد. به گمان حوا، قائن همان کسی بود که خدا وعده داد تا شیطان را شکست دهد (پیدایش فصل 3 آیه 15). او تحت تاثیر این نگرش گفت:"به کمک خداوند، مردی حاصل نمودم". اگرچه پیشگویی حوا درست نبود، اما شاهد ایمان حوا به وعده خدا هستیم. قائن به معنی "حصول و ثمر آوردن" است.

طبیعی است که والدین همواره فکرها و آرزوهای خوبی برای آینده فرزندان شان دارند. آدم و به خصوص حوا، همین امیدواری را در مورد قائن داشتند. اما امیدواری آن ها به قائن چیز دیگری بود. آدم و حوا توقع داشتند که قائن همان منجی باشد که خدا وعده اش را داده بود. حوا گمان می کرد نوزادی که در دست هایش قرار گرفته، مرد خدا و منجی جهان است. او نمی دانست که قائن اولین جنایتکار خواهد بود.

به هنگام تعیین جانشین شائول (اولین پادشاه اسرائیل)، سموئیل نبی نیز فکر کرد "الیاب" بهترین گزینه است، زیرا شائول مردی بود بلند قامت و خوش صورت با ظاهری پر ابهت. سموئیل سعی کرد کسی را شبیه شائول پیدا کند تا پادشاه بعدی اسرائیل شود. اما خدا به او گوشتزد کرد که فقط از روی ظاهر قضاوت نکند. خداوند به سموئیل گفت:"به چهره او و بلندی قدش نگاه نکن، زیرا او آن کسی نیست که من در نظر گرفته ام. من مثل انسان قضاوت نمی کنم. انسان به ظاهر نگاه می کند و من به دل" (اول سموئیل فصل 16 آیه 7). وقتی کودکی متولد می شوند، چه کسی می تواند آینده او را به درستی پیشگویی کند؟ در ذهن آدم و حوا، قائن مرد خدا بود، در حالی که زمان نشان داد او با رفتار و گفتارش، به دشمن خدا تبدیل شد.

"حوا بار دیگر حامله شده، پسری زایید و نام او را هابیل گذاشت" (پیدایش فصل 4 آیه 2)

از آن جا که حوا گمان می کرد قائن فرزند وعده و منجی عالم است، وقتی صاحب پسر دوم شد، نام او را "هابیل" به معنای "پوچی و بطالت" برگزید. ممکن است حوا زندگی در این دنیا را کسل کننده و بی ارزش مشاهده می کرد. داود پادشاه چنین نوشت:"عمر انسان همچون نفسی است که برمی آید و نیست می گردد! عمر انسان مانند سایه زودگذر است و او بیهوده خود را مشوش می کند" (مزمور 39 آیات 5-6).

اما واقعیت این است که انسان مرکز این جهان نیست، بلکه بشر حاصل هدف خدا و برای هدف خدا به دنیا آمده است. ما خالق خودمان نیستیم، بنابراین به هیچ وجه نمی توانیم اظهار نظر کنیم برای چه منظوری خلق شده ایم. ساده ترین راه برای درک هدف یک اختراع تازه این است که از مخترع آن بپرسیم. کشف هدف زندگی نیز چنین است: پرسیدن از خدا. خدا فقط نقطه شروع زندگی نیست، بلکه او منبع حیات است. باید برای کشف هدف زندگی به کتاب مقدس مراجعه کرد و نه حکمت های دنیوی. هدف زندگی ما با یک هدف جهانی بزرگ تر مرتبط است. هدفی که خدا بر طبق آن، ما را برای ابدیت خلق نموده است. بدون خدا، زندگی هیچ معنایی ندارد (افسسیان فصل اول آیه 11).

علت دیگر بدبینی حوا به زندگی آن بود که بر خلاف دوران باغ عدن، اکنون همه چیز برای آدم و حوا فراهم نبود. آدم و خانواده اش مجبور بودند برای تهیه خوراک و لباس با طبیعت دست و پنجه نرم کنند.
نام هرگز نمی تواند ملاک درستی برای تعیین اشخاص مثبت و منفی باشد. جالب است بدانیم که وقتی مسیحیان اعتقاد به خدای یگانه را در امپراطوری روم ترویج می دادند، رومی ها و یونانی های چندگانه پرست مسیحیان را متهم به "الحاد" می کردند، چون ایمانداران مسیحی منکر وجود خدایان متعدد بودند.