۱۳۹۳ شهریور ۲۷, پنجشنبه

کشف تابوت باستانی حاوی استخوان های یعقوب برادر مسیح

دفاعیات مسیحی

مترجم: مهران پورپشنگ

یکی از مهم ترین دستاوردهای اخیر باستان شناسی در مورد تایید اصالت تاریخی مسیح و اعضای خانواده اش، کشف تابوت حاوی استخوان بود. این تابوت از سنگ آهک ساخته شده است. کاربرد این گونه تابوت ها از حدود دویست سال قبل از میلاد مسیح، در اورشلیم متداول شد و تا سقوط اورشلیم در سال هفتاد میلادی هم چنان مورد استفاده اهالی شهر قرار می گرفت.
تاکنون بیش از ده هزار تابوت استخوان کشف گردیده، اما فقط بر روی حدود صد تابوت، هویت صاحبان استخوان ها نوشته شده است. بر روی یکی از تابوت ها چنین کنده کاری شده:"یعقوب، پسر یوسف، برادر عیسی". در انجیل متی، یعقوب به عنوان یکی از برادران عیسی معرفی شده (متی فصل سیزدهم آیه 55). با این توصیف، او یکی از معروف ترین چهره های عهد جدید است. کتاب اعمال رسولان او را به عنوان یکی از رهبران کلیسای اورشلیم معرفی می کند (اعمال رسولان فصل دوازدهم آیه هفدهم و فصل پانزدهم آیه سیزدهم). او نویسنده رساله یعقوب نیز می باشد. اما او یعقوب رسول نبود. یوسفوس مورخ یهودی که در قرن اول میلادی می زیست، بارها از یعقوب به عنوان برادر مسیح یاد کرده است.

گزارش بررسی کارشناسان از تابوت یعقوب بدین شرح است:

یک. اندازه تابوت متعلق به جسد شخص بالغ است.

دو. استخوان ها متعلق به یک مرد است.

سه.نام کنده کاری شده بر روی تابوت، "یعقوب" نام دارد.

چهار. این تابوت در محدوده شهر اورشلیم یافت شده است.

پنج. این تابوت متعلق به قرن اول میلادی است.

شش. بررسی تابوت ها نشان داده که اگر متوفی از بستگان شخص معروفی بوده، نام آن شخص معروف نیز در کنار متوفی ذکر گردیده است. عیسی که چهره معروف و شناخته شده ای در میان یهودیان بود، به عنوان برادر متوفی (یعقوب) معرفی شده است.

هفت. پدر یعقوب، یوسف نام دارد که تضادی با گزارش اناجیل ندارد.

هشت. هویت یعقوب به زبان آرامی نوشته شده. مسیحیان اولیه با این زبان صحبت می کردند. 

عکس: ‏کشف تابوت باستانی حاوی استخوان های یعقوب برادر مسیح

11/03/2013
12 آبان 1392

مترجم: مهران پورپشنگ

یکی از مهم ترین دستاوردهای اخیر باستان شناسی در مورد تایید اصالت تاریخی مسیح و اعضای خانواده اش، کشف تابوت حاوی استخوان بود. این تابوت از سنگ آهک ساخته شده است. کاربرد این گونه تابوت ها از حدود دویست سال قبل از میلاد مسیح، در اورشلیم متداول شد و تا سقوط اورشلیم در سال هفتاد میلادی هم چنان مورد استفاده اهالی شهر قرار می گرفت.
 تاکنون بیش از ده هزار تابوت استخوان کشف گردیده، اما فقط بر روی حدود صد تابوت، هویت صاحبان استخوان ها نوشته شده است. بر روی یکی از تابوت ها چنین کنده کاری شده:"یعقوب، پسر یوسف، برادر عیسی". در انجیل متی، یعقوب به عنوان یکی از برادران عیسی معرفی شده (متی فصل سیزدهم آیه 55). با این توصیف، او یکی از معروف ترین چهره های عهد جدید است. کتاب اعمال رسولان او را به عنوان یکی از رهبران کلیسای اورشلیم معرفی می کند (اعمال رسولان فصل دوازدهم آیه هفدهم و فصل پانزدهم آیه سیزدهم). او نویسنده رساله یعقوب نیز می باشد. اما او یعقوب رسول نبود. یوسفوس مورخ یهودی که در قرن اول میلادی می زیست، بارها از یعقوب به عنوان برادر مسیح یاد کرده است. 

گزارش بررسی کارشناسان از تابوت یعقوب بدین شرح است:

یک. اندازه تابوت متعلق به جسد شخص بالغ است.  
     
دو. استخوان ها متعلق به یک مرد است.

سه.نام کنده کاری شده بر روی تابوت، "یعقوب" نام دارد.
  
چهار. این تابوت در محدوده شهر اورشلیم یافت شده است. 

پنج. این تابوت متعلق به قرن اول میلادی است. 

شش. بررسی تابوت ها نشان داده که اگر متوفی از بستگان شخص معروفی بوده، نام آن شخص معروف نیز در کنار متوفی ذکر گردیده است. عیسی که چهره معروف و شناخته شده ای در میان یهودیان بود، به عنوان برادر متوفی (یعقوب) معرفی شده است.

هفت. پدر یعقوب، یوسف نام دارد که تضادی با گزارش اناجیل ندارد. 

هشت. هویت یعقوب به زبان آرامی نوشته شده. مسیحیان اولیه با این زبان صحبت می کردند. 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏


۱۳۹۳ شهریور ۲۶, چهارشنبه

چرا آدم و حوا به آینده قائن امیدوار بودند؟ (پیدایش فصل 4 آیات 1-2)

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

"حوا از آدم حامله شده، پسری زایید. آنگاه حوا گفت:"به کمک خداوند، مردی حاصل نمودم". پس نام او را قائن (یعنی "حاصل شده") گذاشت. حوا بار دیگر حامله شده، پسری زایید و نام او را هابیل گذاشت" (پیدایش فصل 4 آیات 1-2)

حوا بدون علت فرزندش را "قائن" نامگذاری نکرد. به گمان حوا، قائن همان کسی بود که خدا وعده داد تا شیطان را شکست دهد (پیدایش فصل 3 آیه 15). او تحت تاثیر این نگرش گفت:"به کمک خداوند، مردی حاصل نمودم". اگرچه پیشگویی حوا درست نبود، اما شاهد ایمان حوا به وعده خدا هستیم. قائن به معنی "حصول و ثمر آوردن" است.

طبیعی است که والدین همواره فکرها و آرزوهای خوبی برای آینده فرزندان شان دارند. آدم و به خصوص حوا، همین امیدواری را در مورد قائن داشتند. اما امیدواری آن ها به قائن چیز دیگری بود. آدم و حوا توقع داشتند که قائن همان منجی باشد که خدا وعده اش را داده بود. حوا گمان می کرد نوزادی که در دست هایش قرار گرفته، مرد خدا و منجی جهان است. او نمی دانست که قائن اولین جنایتکار خواهد بود.

به هنگام تعیین جانشین شائول (اولین پادشاه اسرائیل)، سموئیل نبی نیز فکر کرد "الیاب" بهترین گزینه است، زیرا شائول مردی بود بلند قامت و خوش صورت با ظاهری پر ابهت. سموئیل سعی کرد کسی را شبیه شائول پیدا کند تا پادشاه بعدی اسرائیل شود. اما خدا به او گوشتزد کرد که فقط از روی ظاهر قضاوت نکند. خداوند به سموئیل گفت:"به چهره او و بلندی قدش نگاه نکن، زیرا او آن کسی نیست که من در نظر گرفته ام. من مثل انسان قضاوت نمی کنم. انسان به ظاهر نگاه می کند و من به دل" (اول سموئیل فصل 16 آیه 7). وقتی کودکی متولد می شوند، چه کسی می تواند آینده او را به درستی پیشگویی کند؟ در ذهن آدم و حوا، قائن مرد خدا بود، در حالی که زمان نشان داد او با رفتار و گفتارش، به دشمن خدا تبدیل شد.

"حوا بار دیگر حامله شده، پسری زایید و نام او را هابیل گذاشت" (پیدایش فصل 4 آیه 2)

از آن جا که حوا گمان می کرد قائن فرزند وعده و منجی عالم است، وقتی صاحب پسر دوم شد، نام او را "هابیل" به معنای "پوچی و بطالت" برگزید. ممکن است حوا زندگی در این دنیا را کسل کننده و بی ارزش مشاهده می کرد. داود پادشاه چنین نوشت:"عمر انسان همچون نفسی است که برمی آید و نیست می گردد! عمر انسان مانند سایه زودگذر است و او بیهوده خود را مشوش می کند" (مزمور 39 آیات 5-6).

اما واقعیت این است که انسان مرکز این جهان نیست، بلکه بشر حاصل هدف خدا و برای هدف خدا به دنیا آمده است. ما خالق خودمان نیستیم، بنابراین به هیچ وجه نمی توانیم اظهار نظر کنیم برای چه منظوری خلق شده ایم. ساده ترین راه برای درک هدف یک اختراع تازه این است که از مخترع آن بپرسیم. کشف هدف زندگی نیز چنین است: پرسیدن از خدا. خدا فقط نقطه شروع زندگی نیست، بلکه او منبع حیات است. باید برای کشف هدف زندگی به کتاب مقدس مراجعه کرد و نه حکمت های دنیوی. هدف زندگی ما با یک هدف جهانی بزرگ تر مرتبط است. هدفی که خدا بر طبق آن، ما را برای ابدیت خلق نموده است. بدون خدا، زندگی هیچ معنایی ندارد (افسسیان فصل اول آیه 11).

علت دیگر بدبینی حوا به زندگی آن بود که بر خلاف دوران باغ عدن، اکنون همه چیز برای آدم و حوا فراهم نبود. آدم و خانواده اش مجبور بودند برای تهیه خوراک و لباس با طبیعت دست و پنجه نرم کنند.
نام هرگز نمی تواند ملاک درستی برای تعیین اشخاص مثبت و منفی باشد. جالب است بدانیم که وقتی مسیحیان اعتقاد به خدای یگانه را در امپراطوری روم ترویج می دادند، رومی ها و یونانی های چندگانه پرست مسیحیان را متهم به "الحاد" می کردند، چون ایمانداران مسیحی منکر وجود خدایان متعدد بودند. 

۱۳۹۳ شهریور ۲۵, سه‌شنبه

چرا در عهد عتیق خداوند به مردان یهودی فرمود که از زنان غیر ایماندار خود طلاق بگیرند (عزرا فصل دهم آیه سوم)، در حالی که در عهد جدید پولس به مردان مسیحی گفت که زنان غیر مسیحی خود را طلاق ندهند؟ (اول قرنتیان فصل هفتم آیه دوازدهم)

مطالعه کتاب مقدس 

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
نخست باید در نظر داشت که خدا در شریعت خود به قوم اسرائیل دستور داده بود که ازدواج با بت پرستان ممنوع است (تثنیه فصل هفتم آیه سوم و چهارم). این دستور حتی برای سلیمان پادشاه هم بود. اما او فرمان الهی را نادیده گرفت و با زنان بت پرست ازدواج کرد. نتیجه نافرمانی او، دوری از خدا و رواج تدریجی بت پرستی در اسرائیل بود. بعد از مرگ سلیمان، اسرائیل به دو بخش تجزیه شد و دیگر دوران طلایی صلح، رفاه و قدرت در اسرائیل مشاهده نشد.
با این توصیف، در عزرا فصل دهم آیات شانزدهم تا نوزدهم در می یابیم که زنانی که به پرستش خدای حقیقی رو آورده بودند، مجبور نبودند شوهر خود را ترک کنند. ازدواج با بت پرستان سبب می گردید تا شخصی که به خدای حقیقی ایمان داشت به خاطر حفظ کانون خانواده با دیدگاه بت پرستی سازش کند. این امر حتی در مورد تربیت کودکان هم صدق می کرد. این مشکلی بود که حتی پادشاهان اسرائیل با آن روبرو بودند. زنان بت پرست پادشاهان از خدمتکاران بت پرست برای آموزش و تربیت کودکان استفاده می کردند. بعد از فوت پادشاهی که به خدای حقیقی ایمان داشت، پسر بی ایمان و بت پرست جانشین پدرش می گردید و نه فقط به قوم اسرائیل ظلم می کرد، بلکه مردم را به بت پرستی و انحراف اخلاقی سوق می داد. در نتیجه، خدا به خاطر گناهان اسرائیل، آن ها را مغلوب دشمنان می کرد تا تنبیه شوند و به سوی او بازگردند.
در دوران عزرا، زنان بت پرست مردان یهودی را به انحراف اخلاقی و بت پرستی کشانده بودند. دستور خدا اگرچه برای مردان اسرائیلی سخت بود، اما اقدامی بود لازم و ضروری تا انسجام و یکپارچگی قوم اسرائیل به عنوان قومی متحد به خدا حفظ شود.
اما دستوری که پولس درباره دائمی بودن پیوند زناشویی می دهد (اول قرنتیان فصل هفتم آیه دوازدهم)، از تعالیم عهد عتیق و مسیح سرچشمه می گیرد. پولس نوشت:"اگر یک مرد مسیحی، همسری غیر مسیحی دارد و آن زن حاضر است با او زندگی کند، او نباید زن خود را طلاق دهد". در دوران عهد عتیق، مردان زنان خود را طلاق می دادند تا با زنان جوان تر ازدواج کنند و با این کار پیوند بین زن و شوهر را که خدا مقرر داشته بود، نادیده می گرفتند. مردان نه فقط به زنان خود خیانت می کردند، بلکه از فرمان خدا سرپیچی می کردند. با این توصیف، پولس می گوید اگر همسر بی ایمان اصرار به جدایی داشته باشد، بگذارید جدا شود (آیه 15). اگر حفظ پیوند زناشویی به انکار ایمان بیانجامد، خدا خشنود نخواهد شد.

۱۳۹۳ شهریور ۲۳, یکشنبه

آیا شاهدان عینی کتاب مقدس قابل اعتماد هستند؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

شاهدان عینی کتاب مقدس به دلایل زیادی قابل اعتماد هستند:

یک. شاهدان عینی هم عصر با وقایع کتاب مقدس می زیستند و حتی در آن رویدادها حضور داشتند. مثلا موسی نویسنده کتاب های خروج تا تثنیه، اکثر وقایع را مشاهده کرده بود (خروج فصل 24 آیه 4، تثنیه فصل 31 آیه 24)، و یا برخی را نقل قول کرد، مانند گزارش های مربوط به قبل از تولدش و زمانی که نوزاد بود و توسط دختر فرعون در رود نیل یافت شد.

یوشع نیز آنچه را دیده بود، در کتابش نوشت (یوشع فصل 24 آیه 26). هم چنین سموئیل (اول سموئیل فصل 10 آیه 25)، اشعیاء ارمیاء، دانیال، عزرا و نحمیا. همین نکته در عهد جدید نیز صادق است. متی شاگرد مسیح بود. مرقس هم عصر مسیح زندگی می کرد و دستیار پطرس بود (اول پطرس فصل 5 آیه 13). مرقس در قرن اول میلادی نزد مسیحیان شخص شناخته شده ای بود. او در سفرهای بشارتی زیادی حضور داشت (اعمال رسولان فصل 12 از آیه 25 تا فصل 13 آیه 13، فصل 15 آیات 36- 51). مرقس احتمالا به هنگام دستگیری عیسی، همراه شاگردان بوده است (مرقس فصل 14 آیات 51- 52). مطابق روایات، پطرس مهم ترین منبع مرقس در نوشتن انجیل مرقس بوده است.

لوقا نیز هم عصر مسیح بود و شاهدان عینی را می شناخت (لوقا فصل اول آیات 1- 4) و بالاخره یوحنا نه فقط شاگرد مسیح بود، بلکه شاهد وقایعی بود که در اناجیل به ثبت رسیده است (اول یوحنا فصل 1 آیات 1- 2).

دو. در مورد نویسندگان عهد جدید، همگی یا رسول بودند یا دستیار رسولان: متی، مرقس، لوقا، یوحنا، پطرس، پولس، یعقوب و یهودا یا شاهد عینی بودند و یا هم عصر مسیح و دیگر رسولان. همه این مردان از رهبران معروف و شناخته شده کلیسای قرن اول میلادی بودند و اکثر آنان مسیح را در جسم دیده بودند و از لحاظ اخلاقی افراد قابل اعتمادی محسوب می شدند. این افراد به استثنای یوحنا که دوران سخت زندان را سپری کرد، به خاطر اعتقادات شان شهید شدند.

اگر شاگردان مسیح به دروغگویی رو آورده بودند، چرا جان خود را به خاطر چیزی که می دانستند دروغ بوده، از دست دادند؟ یازده شاگرد مسیح، به خاطر ادعاهای شان شهید شدند. یوحنا هم دوران سخت زندان را گذراند. اگر شاگردان مسیح، قصد فریب مردم را داشتند، چرا جان خود را به خاطر ادعای دروغ از دست دادند؟ افراد به خاطر آنچه می دانند درست است جان خود را فدا می کنند (حتی اگر آن عقیده نادرست باشد)، اما هیچکس جان خود را در راه چیزی که خودش هم می داند دروغ است، به خطر نمی اندازد.

سه. نویسندگان عهد جدید در مورد زنده شدن مسیح از مردگان، هیچ گونه تردیدی نداشتند (متی فصل 28 آیه 17، مرقس فصل 16 آیه 4، لوقا فصل 24 آیه 12 و یوحنا فصل 20 آیات 24- 29).

چهار. مطابق شریعت یهود شهادت چند نفر در دادگاه، مانع از دروغگویی و ایجاد شک و تردید می گردید (تثنیه فصل 17 آیه 6). نویسندگان عهد جدید تعالیم متضاد در مورد زندگی مسیح و نجات شناسی نداشتند. اگر یکی از آنان گزارش کذب ارائه می داد، سایر شاهدان آن گزارش یا تعلیم غلط را تکذیب می کردند. در دوران عهد عتیق نیز قوم اسرائیل و رهبران آنان شاهد رویدادها بودند و گزارش نادرست به سادگی قابل شناسایی بود. برای مثال، فصل پانزدهم رساله اول قرنتیان که درباره مرگ و زنده شدن مسیح تعلیم می دهد، در حدود 55 میلادی توسط پولس نوشته شد، یعنی 22 سال بعد از واقعه مرگ و زنده شدن مسیح. در آن زمان، بسیاری از شاهدان از جمله مردم شهر اورشلیم (مکان مصلوب و زنده شدن مسیح) در قید حیات بوده اند.

پنج. شواهد تاریخی، کشفیات باستان شناسی و بررسی جغرافیایی، ادعاها و گزارش نویسندگان کتاب مقدس را تایید می کنند. برای اطلاعات بیشتر به موزه ها بروید و هم چنین کتاب های باستان شناسی را مطالعه کنید و در صورت امکان به مناطقی سفر کنید که وقایع کتاب مقدس رخ داده است. به هنگام سفر می توانید کتاب "نقشه های جغرافیایی کتاب مقدس" را همراه خود داشته باشید.

شش. بر خلاف باور مخالفان مسیحیت، مدارک و شواهد مسلم تاریخی درباره مرگ مسیح وجود دارد. مورخین و نویسندگان غیر مسیحی قرن اول میلادی به مرگ مسیح اشاره کرده اند. حتی اگر نوشته های عهد جدید را در دست نداشتیم، می توانستیم از آثار غیر مسیحی نظیر تلمود و نوشته های مورخین یهودی، یونانی و رومی مانند یوسفوس، تاسیتوس، پلینی، فلاویوس، تالوس، لوسیان، فلگون... نتیجه بگیریم:

1. عیسی یک معلم یهودی بود.
2. بسیاری شاهد معجزات شفا، زنده کردن مردگان و اخراج ارواح پلید توسط مسیح بوده اند.
3. او از سوی رهبران یهود رد شد.
4. در دوره پنطیوس پیلاطس یعنی زمانی که امپراطور روم طیباریوس بود، مسیح مصلوب شد.
5. او از مردگان زنده شد. پیروان او در امپراطوری روم پراکنده شده اند.
6. در قرن اول میلادی، مردم از همه اقشار شهر و روستا، زن و مرد، برده و آزاد، مسیح را همچون خدا پرستش می کردند.
این شواهد موجود در موزه ها، نشان می دهد عیسی واقعا در میان انسان ها زیست و کارهای خارق العاده به ظهور رساند.

هفت. جالب است بدانید اکثر شواهد تاریخی مربوط به مسیح، متعلق به قبل از نگارش اناجیل و یا هم عصر (متی، مرقس، لوقا و یوحنا) می باشند.

هشت. معجزات افسانه های دوران باستان نمی توانست الهام بخش معجزات مسیح باشند. در مواردی، هم روایات اناجیل و هم گزارش های مورخان، معجزات را تایید کرده اند. به هنگام معجزات مسیح، شاگردان، مردم و حتی مخالفان عیسی نیز حضور داشتند. در تلمود یهودیان، به معجزات مسیح اشاره شده است. مورخان (مانند یوسفوس که تقریبا هم عصر مسیح بود)، از مشاهدات مردم اسرائیل درباره وقوع معجزات گزارش تهیه کرده اند. در حالی که هیچ گونه شواهد تاریخی و شاهدان عینی برای افسانه های بت پرستان وجود ندارد.

نه. وجود ده ها هزار نسخه از متن کتاب مقدس مربوط به قرون قبل و بعد از میلاد مسیح و هم چنین اشاره های پدران کلیسا به آیات عهد عتیق و عهد جدید که تا به امروز باقی مانده و در موزه ها نگه داری می شوند، ادعای مربوط به تحریف شدن را کاملا بی اساس می کند. به عبارت دیگر، تایید سخنان مخالفان به معنای نفی و انکار تاریخ است. این نسخ به جا مانده، توسط کارشناسان و محققان به دقت بررسی شده و هیچ گونه تناقض در متن و محتوا مشاهده نگردیده است و بیانگر یکی بودن نسخه های کشف شده با کتاب مقدس کنونی است. بنابراین، خداوند از کلام خودش محافظت کرده است.

ده. از حدود صدو ده میلادی از نسخه ها قطعات کوتاه باقی مانده است. حدود دویست میلادی برخی کتاب های عهد جدید موجود است. حدود دویست و پنجاه میلادی اکثر نسخه های کتاب های عهد جدید وجود دارد. حدود سیصد و پنجاه میلادی کتاب های عهد جدید به طور کامل وجود دارند.

بنابراین، فاصله زمانی بین سال های نگارش نسخه های اصلی و قدیمی ترین نسخه های رونوشت، آن قدر کوتاه است که هر گونه شک و تردید مبنی بر تفاوت نسخه اصلی با نسخه رونوشت را کاملا باطل می کند. این در حالی است که از تاریخ تاسیدیدس (چهارصد قبل از میلاد) فقط هشت نسخه خطی موجود هستند که در حوالی نهصد میلادی یعنی تقریبا هزار و سیصد سال پس از نگارش نسخه اصلی، رونویسی شده اند. تاریخ هرودوت در سده چهارم قبل از میلاد نوشته شد، اما قدیمی ترین نسخه آن متعلق به نهصد میلادی است (یعنی هزار سیصد و پنجاه سال بعد از نگارش اصلی). نوشته های افلاطون در چهارصد قبل از میلاد به تحریر در آمد، اما در نهصد بعد از میلاد (هزار و سیصد و پنجاه سال بعد از نگارش اصلی) رونویسی شده است. سزار در قرن اول میلادی کتاب"جنگ با اقوام گل" را نوشت و حدود نهصد بعد از میلاد اولین نسخه آن رونویسی شد. با این حال، هیچ محقق آثار کلاسیک باستان حاضر نیست در خصوص اصالت و درستی نوشته های هرودوت یا افلاطون تردیدی به خود راه دهد، در حالی که هزار و سیصد سال از متن اصلی شان فاصله دارند. هیچکس درستی کتاب های تاریخی دوران باستان را به این علت که نسخه های اصلی شان را در دست نداریم، مورد سئوال قرار نمی دهد.

یازده. نقل قول های پدران کلیسا از کتاب های عهد جدید، نقش ثانوی بسیار مهم ایفا می کنند. این نقل قول ها چنان بی شمار و فراگیر می باشند که حتی اگر هیچ نسخه خطی از عهد جدید موجود نمی بود، می شد آن را فقط بر اساس نقل قول پدران کلیسا مجددا نگاشت.

دوازده. از آن جا که قرآن نه فقط اشاره ای به تحریف متن کتاب مقدس نکرده، بلکه یهودیان و مسیحیان را تشویق کرده تا از تعالیم تورات و انجیل پیروی و اطاعت کنند، عده ای بر این باورند که تحریف متن کتاب مقدس در قرون بعد از اسلام انجام شده است. این در حالی است که در زمان پیامبر اسلام و بعد از اسلام نسخه های زیادی از کتاب مقدس در قاره های اروپا، آسیا و آفریقا به زبان های مختلف در دسترس مردم بود. اگر کسی تصمیم داشت کتاب مقدس را تحریف کند، چگونه می توانست نسخه های سراسر دنیا را جمع آوری کرده و شروع کند به تحریف کردن؟ نکته دیگر آن که ده ها هزار نسخه کتاب مقدس متعلق به قبل و بعد از اسلام در موزه ها موجود است و طبق بررسی کارشناسان، هیچ گونه تفاوت و تضادی میان آن نسخه ها و کتاب مقدس کنونی مشاهده نشده است. 

عکس: ‏آیا شاهدان عینی کتاب مقدس قابل اعتماد هستند؟

09/13/2014
22 شهریور 1393

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

شاهدان عینی کتاب مقدس به دلایل زیادی قابل اعتماد هستند:

یک. شاهدان عینی هم عصر با وقایع کتاب مقدس می زیستند و حتی در آن رویدادها حضور داشتند. مثلا موسی نویسنده کتاب های خروج تا تثنیه، اکثر وقایع را مشاهده کرده بود (خروج فصل 24 آیه 4، تثنیه فصل 31 آیه 24)، و یا برخی را نقل قول کرد، مانند گزارش های  مربوط به قبل از تولدش و زمانی که نوزاد بود و توسط دختر فرعون در رود نیل یافت شد.  

یوشع نیز آنچه را دیده بود، در کتابش نوشت (یوشع فصل 24 آیه 26). هم چنین سموئیل (اول سموئیل فصل 10 آیه 25)، اشعیاء ارمیاء، دانیال، عزرا و نحمیا. همین نکته در عهد جدید نیز صادق است. متی شاگرد مسیح بود. مرقس هم عصر مسیح زندگی می کرد و دستیار پطرس بود (اول پطرس فصل 5 آیه 13). مرقس در قرن اول میلادی نزد مسیحیان شخص شناخته شده ای بود. او در سفرهای بشارتی زیادی حضور داشت (اعمال رسولان فصل 12 از آیه 25 تا فصل 13 آیه 13، فصل 15 آیات 36- 51).  مرقس احتمالا به هنگام دستگیری عیسی، همراه شاگردان بوده است (مرقس فصل 14 آیات 51- 52). مطابق روایات، پطرس مهم ترین منبع مرقس در نوشتن انجیل مرقس بوده است. 

لوقا نیز هم عصر مسیح بود و شاهدان عینی را می شناخت (لوقا فصل اول آیات 1- 4) و بالاخره یوحنا نه فقط شاگرد مسیح بود، بلکه شاهد وقایعی بود که در اناجیل به ثبت رسیده است (اول یوحنا فصل 1 آیات 1- 2). 

دو. در مورد نویسندگان عهد جدید، همگی یا رسول بودند یا دستیار رسولان: متی، مرقس، لوقا، یوحنا، پطرس، پولس، یعقوب و یهودا یا شاهد عینی بودند و یا هم عصر مسیح و دیگر رسولان. همه این مردان از رهبران معروف و شناخته شده کلیسای قرن اول میلادی بودند و اکثر آنان مسیح را در جسم دیده بودند و از لحاظ اخلاقی افراد قابل اعتمادی محسوب می شدند. این افراد به استثنای یوحنا که دوران سخت زندان را سپری کرد، به خاطر اعتقادات شان شهید شدند. 

اگر شاگردان مسیح به دروغگویی رو آورده بودند، چرا جان خود را به خاطر چیزی که می دانستند دروغ بوده، از دست دادند؟ یازده شاگرد مسیح، به خاطر ادعاهای شان شهید شدند. یوحنا هم دوران سخت زندان را گذراند. اگر شاگردان مسیح، قصد فریب مردم را داشتند، چرا جان خود را به خاطر ادعای دروغ از دست دادند؟ افراد به خاطر آنچه می دانند درست است جان خود را فدا می کنند (حتی اگر آن عقیده نادرست باشد)، اما هیچکس جان خود را در راه چیزی که خودش هم می داند دروغ است، به خطر نمی اندازد.

سه. نویسندگان عهد جدید در مورد زنده شدن مسیح از مردگان، هیچ گونه تردیدی نداشتند (متی فصل 28 آیه 17، مرقس فصل 16 آیه 4، لوقا فصل 24 آیه 12 و یوحنا فصل 20 آیات 24- 29). 

چهار. مطابق شریعت یهود شهادت چند نفر در دادگاه، مانع از دروغگویی و ایجاد شک و تردید می گردید (تثنیه فصل 17 آیه 6). نویسندگان عهد جدید تعالیم متضاد در مورد زندگی مسیح و نجات شناسی نداشتند. اگر یکی از آنان گزارش کذب ارائه می داد، سایر شاهدان آن گزارش یا تعلیم غلط را تکذیب می کردند. در دوران عهد عتیق نیز قوم اسرائیل و رهبران آنان شاهد رویدادها بودند و گزارش نادرست به سادگی قابل شناسایی بود. برای مثال، فصل  پانزدهم رساله اول قرنتیان که درباره مرگ و زنده شدن مسیح تعلیم می دهد، در حدود 55 میلادی توسط پولس نوشته شد، یعنی 22 سال بعد از واقعه مرگ و زنده شدن مسیح. در آن زمان، بسیاری از شاهدان از جمله مردم شهر اورشلیم (مکان مصلوب و زنده شدن مسیح) در قید حیات بوده اند. 

پنج. شواهد تاریخی، کشفیات باستان شناسی و بررسی جغرافیایی، ادعاها و گزارش نویسندگان کتاب مقدس را تایید می کنند. برای اطلاعات بیشتر به موزه ها بروید و هم چنین کتاب های باستان شناسی را مطالعه کنید و در صورت امکان به مناطقی سفر کنید که وقایع کتاب مقدس رخ داده است. به هنگام سفر می توانید کتاب "نقشه های جغرافیایی کتاب مقدس" را همراه خود داشته باشید. 

شش.  بر خلاف باور مخالفان مسیحیت، مدارک و شواهد مسلم تاریخی درباره مرگ مسیح وجود دارد. مورخین و نویسندگان غیر مسیحی قرن اول میلادی به مرگ مسیح اشاره کرده اند. حتی اگر نوشته های عهد جدید را در دست نداشتیم، می توانستیم از آثار غیر مسیحی نظیر تلمود و نوشته های مورخین یهودی، یونانی و رومی مانند یوسفوس، تاسیتوس، پلینی، فلاویوس، تالوس، لوسیان، فلگون... نتیجه بگیریم:

1. عیسی یک معلم یهودی بود. 
2. بسیاری شاهد معجزات شفا، زنده کردن مردگان و اخراج ارواح پلید توسط مسیح بوده اند.
3. او از سوی رهبران یهود رد شد.
4. در دوره پنطیوس پیلاطس یعنی زمانی که امپراطور روم طیباریوس بود، مسیح مصلوب شد. 
5. او از مردگان زنده شد. پیروان او در امپراطوری روم پراکنده شده اند.
6. در قرن اول میلادی، مردم از همه اقشار شهر و روستا، زن و مرد، برده و آزاد، مسیح را همچون خدا پرستش می کردند. 
این شواهد موجود در موزه ها، نشان می دهد عیسی واقعا در میان انسان ها زیست و کارهای خارق العاده به ظهور رساند.

هفت. جالب است بدانید اکثر شواهد تاریخی مربوط به مسیح، متعلق به قبل از نگارش اناجیل و یا هم عصر (متی، مرقس، لوقا و یوحنا) می باشند.

هشت. معجزات افسانه های دوران باستان نمی توانست الهام بخش معجزات مسیح باشند. در مواردی، هم روایات اناجیل و هم گزارش های مورخان، معجزات را تایید کرده اند. به هنگام معجزات مسیح، شاگردان، مردم و حتی مخالفان عیسی نیز حضور داشتند. در تلمود یهودیان، به معجزات مسیح اشاره شده است. مورخان (مانند یوسفوس که تقریبا هم عصر مسیح بود)، از مشاهدات مردم اسرائیل درباره وقوع معجزات گزارش تهیه کرده اند. در حالی که هیچ گونه شواهد تاریخی و شاهدان عینی برای افسانه های بت پرستان وجود ندارد.

نه. وجود ده ها هزار نسخه از متن کتاب مقدس مربوط به قرون قبل و بعد از میلاد مسیح و هم چنین اشاره های پدران کلیسا به آیات عهد عتیق و عهد جدید که تا به امروز باقی مانده و در موزه ها نگه داری می شوند، ادعای مربوط به تحریف شدن را کاملا بی اساس می کند. به عبارت دیگر، تایید سخنان مخالفان به معنای نفی و انکار تاریخ است. این نسخ به جا مانده، توسط کارشناسان و محققان به دقت بررسی شده و هیچ گونه تناقض در متن و محتوا مشاهده نگردیده است و بیانگر یکی بودن نسخه های کشف شده با کتاب مقدس کنونی است. بنابراین، خداوند از کلام خودش محافظت کرده است.

ده. از حدود صدو ده میلادی از نسخه ها قطعات کوتاه باقی مانده است. حدود دویست میلادی برخی کتاب های عهد جدید موجود است. حدود دویست و پنجاه میلادی اکثر نسخه های کتاب های عهد جدید وجود دارد. حدود سیصد و پنجاه میلادی کتاب های عهد جدید به طور کامل وجود دارند. 

بنابراین، فاصله زمانی بین سال های نگارش نسخه های اصلی و قدیمی ترین نسخه های رونوشت، آن قدر کوتاه است که هر گونه شک و تردید مبنی بر تفاوت نسخه اصلی با نسخه رونوشت را کاملا باطل می کند. این در حالی است که از تاریخ تاسیدیدس (چهارصد قبل از میلاد) فقط هشت نسخه خطی موجود هستند که در حوالی نهصد میلادی یعنی تقریبا هزار و سیصد سال پس از نگارش نسخه اصلی، رونویسی شده اند. تاریخ هرودوت در سده چهارم قبل از میلاد نوشته شد، اما قدیمی ترین نسخه آن متعلق به نهصد میلادی است (یعنی هزار سیصد و پنجاه سال بعد از نگارش اصلی). نوشته های افلاطون در چهارصد قبل از میلاد به تحریر در آمد، اما در نهصد بعد از میلاد (هزار و سیصد و پنجاه سال بعد از نگارش اصلی) رونویسی شده است. سزار در قرن اول میلادی کتاب"جنگ با اقوام گل" را نوشت و حدود نهصد بعد از میلاد اولین نسخه آن رونویسی شد. با این حال، هیچ محقق آثار کلاسیک باستان حاضر نیست در خصوص اصالت و درستی نوشته های هرودوت یا افلاطون تردیدی به خود راه دهد، در حالی که هزار و سیصد سال از متن اصلی شان فاصله دارند. هیچکس درستی کتاب های تاریخی دوران باستان را به این علت که نسخه های اصلی شان را در دست نداریم، مورد سئوال قرار نمی دهد.

یازده. نقل قول های پدران کلیسا از کتاب های عهد جدید، نقش ثانوی بسیار مهم ایفا می کنند. این نقل قول ها چنان بی شمار و فراگیر می باشند که حتی اگر هیچ نسخه خطی از عهد جدید موجود نمی بود، می شد آن را فقط بر اساس نقل قول پدران کلیسا مجددا نگاشت. 
 
دوازده. از آن جا که قرآن نه فقط اشاره ای به تحریف متن کتاب مقدس نکرده، بلکه یهودیان و مسیحیان را تشویق کرده تا از تعالیم تورات و انجیل پیروی و اطاعت کنند، عده ای بر این باورند که تحریف متن کتاب مقدس در قرون بعد از اسلام انجام شده است. این در حالی است که در زمان پیامبر اسلام و بعد از اسلام نسخه های زیادی از کتاب مقدس در قاره های اروپا، آسیا و آفریقا به زبان های مختلف در دسترس مردم بود. اگر کسی تصمیم داشت کتاب مقدس را تحریف کند، چگونه می توانست نسخه های سراسر دنیا را جمع آوری کرده و شروع کند به تحریف کردن؟ نکته دیگر آن که ده ها هزار نسخه کتاب مقدس متعلق به قبل و بعد از اسلام در موزه ها موجود است و طبق بررسی کارشناسان، هیچ گونه تفاوت و تضادی میان آن نسخه ها و کتاب مقدس کنونی مشاهده نشده است.  

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است‏


پاپ فرانسیس نسبت به بروز جنگ جهانی سوم هشدار داد !

پاپ فرانسیس درباره گسترش خشونت‌ و جنگ در جهان هشدار داده است.

به گزارش «محبت نیوز» رهبر کاتولیک‌های جهان گفته است که با حجم جنایت‌ها، کشتارها و ویرانی‌ها "ای بسا که جنگ جهانی سوم آرام آرام آغاز شده باشد."
به نقل از خبرگزاری بی بی سی، پاپ در مراسمی به مناسبت صدمین سالگرد جنگ جهانی اول در ایتالیا سخن می‌گفت. او گفت: "جنگ جنون است."
پاپ پیش از این نیز جنگ به نام خدا و مذهب را محکوم کرده و خواهان برقراری صلح و آتش‌بس در مناطق مختلف شده بود.
پاپ گفت: "آدمی نیازمند گریستن است و اکنون زمان اشک ریختن است."
مراسم امروز در گورستان ۱۰۰ هزار سرباز ایتالیایی کشته‌شده در جنگ جهانی اول برگزار شد. از میان آنها ۶۰ هزار نفر به صورت گمنام دفن شده‌اند.
پاپ به همه قربانیان جنگ‌ها ادای احترام کرد.

.