۱۳۹۳ شهریور ۲۲, شنبه

دلایل اثبات وجود خدا از دیدگاه مسیحیت (بخش سوم/آخر)

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مخالفان همواره سئوال می کنند:"آیا خدایی هست؟" وقتی چنین پرسشی را می شنوم، من هم از آن ها سئوالاتی می پرسم که اگر مخاطب از جواب دادن طفره نرود، پاسخ منطقی ارائه نمی دهد. پیشنهاد می کنم که مخالفان وجود خدا ابتدا نکات زیر را مطالعه کنند و سپس درباره پذیرش وجود یا عدم وجود خدا تصمیم بگیرند:

نه. واقعیت این است که هیچکس در خارج از نقشه نجات خداوند قرار ندارد. خداوند به روش های گوناگون با انسان سخن می گوید. پیام خدا فقط محدود به کتاب مقدس نیست. او از طریق کلیسا، رادیو و تلویزیون و فیلم های مسیحی، سرود های روحانی و موسیقی پرستشی، فیس بوک، یوتیوب، وب سایت ها و مقاله ها در اینترنت، کتاب های تفسیر کتاب مقدس و بررسی موضوعات مختلف کلام خدا، موزها (شواهد تاریخی و کشفیات باستان شناسی)، سفرهای بشارتی مبشران مسیحی، روزنامه ها و مجلات مسیحی، بنیادهای خیریه و سازمان های امداد رسانی مسیحی به نیازمندان در سراسر جهان، کتاب های تاریخی و باستان شناسی، وقایع و اتفاقات روزمره و حتی خواب با انسان صحبت می کند. غالب اوقات منتقدان مسیحیت یا مخالفان وجود خدا با ایمانداران مسیحی به بحث و گفتگو می پردازند و بدین ترتیب با پیام مسیح آشنا می شوند.

خدا دنیا را خلق نکرد تا آن را به حال خود رها سازد، او دنیا را آفرید تا با آن ارتباط برقرار کند. خدا نه فقط برکات و امکانات فراوان به انسان داد، بلکه با انسان می خواهد ارتباط مستقیم و صمیمانه برقرار کند. او خواهان دوستی عمیق با انسان است. خدا نمی خواهد ما فقط به او معتقد باشیم. خدا می خواهد بهترین دوست ما شود. بنابراین، دوری از خدا شک و تردید را در ذهن انسان پدیدار می کند: آیا خدایی هست؟

ده. مخالفان می پرسند:"اگر خدا وجود دارد، چراهرگز در زندگی ام معجزه او را مشاهده نکرده ام؟"

این افراد، معجزه را دروغ می پندارند، وقتی با ترس و لرز در امتحان موفق می شوند، می گویند:"معجزه بود!" یا اگر با هواپیمایی که نقص فنی دارد از یک شهر به شهر دیگر برسند، می گویند:"معجزه بود!" آن ها در زندگی خود اتفاقاتی را به یاد می آورند که از خطر مرگ حتمی یا دردسر و مخمصه رهانیده است. این گونه اتفاقات را "شانس" می نامند. اما در واقع محبت خداوند باعث نجات و رهایی آن ها بوده است.

حال باید این سئوال را از آن ها پرسید: شما به اولین پیش فرض تئوری تکامل ایمان دارید که می گوید مواد بی جان به مواد جاندار تبدیل شدند، یعنی تولید آنی، خودجوش و تصادفی صورت گرفت و بدین ترتیب عالم هستی شکل گرفت. چرا معجزه را توهم می دانید و برای تان غیر قابل باور است؟

یازده. در دهه های اخیر محققان و کارشناسان، مدارک و شواهدی زیادی از افرادی که به طور موقت مرده بودند و سپس به زندگی بازگشتند، تهیه کرده اند. حداقل صدها هزار سند و مدرک که توسط پژوهشگران و کارشناسان ارائه شده نشان می دهند که همه کسانی که به طور موقت مرده اند، در بهشت یا جهنم به سر برده اند. آن ها که در بهشت بوده اند شاهد حضور خدا و مسیح خداوند بوده اند. بنابراین طبق مدارک مذکور، خدا وجود دارد.

دوازده. اگر مسیحیت محدود به اصول اعتقادات بود، کاملا با شما موافق بودم. چیزی را که تجربه نکرده ام، چرا باید به آن اعتقاد داشته باشم. اما چرا به اتفاق مثبتی که در زندگی ام رخ داده و مرا تغییر داده با شک و تردید نگاه کنم؟ آیا شما تجربیات خوب و شیرین را نفی و انکار می کنید؟ چیزی را که تجربه نکرده اید، دلیل بر اشتباه نیست.

سیزده. مسیح وشاگردانش هرگز خشونت، شورش مسلحانه، شلاق زدن، بریدن سر یا بریدن دست و پا، تخریب اموال، توهین و فحاشی و شکنجه را تعلیم ندادند. در قرون گذشته، فرقه کاتولیک فرمان مسیح را زیر پا گذاشت و جنگ های به اصطلاح صلیبی را راه انداخت و شکست هم خوردند. اگر هیتلر و استالین و مائو به فرمان مسیح که محبت و صلح و دوستی به همنوع است توجه نشان می دادند، هر کدام میلیون ها نفر را به قتل نمی رساندند. این اتفاقات ناگوار رخ داد تا شما امروز از طرفداران پرو پاقرص آنان نباشید. امروز رژیم های صدام، هیتلر و استالین کجا هستند؟ تعداد پیروان شان چند نفر است؟ خداوند می داند تا وقتی تاثیر منفی یک نگرش مشاهده و احساس نشود، مردم هرگز از آن ایدئولوژی دست نمی کشند.

چهارده. اگر طبق ادعای ملحدها، وجود شرارت در دنیا نشان می دهد که خدایی وجود ندارد که به حل مشکلات رسیدگی کند. بنابراین این سئوال مطرح می شود: اگر خدا وجود ندارد، پس چرا شرارت و بدی وجود دارد؟
وقتی خدا به روش های گوناگون با انسان صحبت می کند و انسان به دلایلی نمی خواهد اطاعت کند، خدا اجازه می دهد تا انسان به راه خودش برود. آیا منتقدان تجربه خودشان را فراموش کرده اند که وقتی اندرزها و نصیحت های مستمر آنان با بی توجهی روبرو شده، گفته اند بگذار سرش به سنگ بخورد. چقدر بگویم! گوش نمی ده! خداوند هم دقیقا همین برخورد را می کند. شاید سال ها تحمل و صبر خدا نادیده گرفته شده است. با این توصیف، او شخص نافرمان را رها نمی کند و توسط مشکلات و موانع سبب تغییر عقیده او می شود. البته گاهی شخص نمی خواهد بازگشت کند و در نتیجه زندگی فعلی و ابدیت خود را به خطر می اندازد.

پانزده. مخالفان این ادعا را مطرح می کنند که شما مسیحیان متعصب هستید!

اگر بگویید تهران پایتخت ایران است، این بیانگر تعصب نیست، بلکه بر درستی اطلاعات شما صحه می گذارد. مردم ممکن است شهر خودشان را به تهران ترجیح دهند، ولی واقعیت این است که تهران پایتخت ایران است. بنابراین نمی توان بر درستی اطلاعات، برچسب تعصب زد. متعصب و کوته فکر واقعی کسی است که به رغم دلایل منطقی، شواهد تاریخی و باستان شناسی و جغرافیایی در تایید حقانیت مسیحیت، هم چنان ترجیح می دهد بی ایمان باشد.

به خاطر داشته باشید فقط چون شما پاسخ را نمی دانید، بدین معنا نیست که پاسخی وجود ندارد. شما فقط هنوز آن را کشف نکرده اید.

ادعای مخالفان: "خدا بر وقایع طبیعی مانند سیل و زلزله کنترل ندارد"

دفاعیات مسیحی

مهران پورپشنگ

اگر خدا نتواند چیزی را کنترل کند اکنون بایستی زمین به سمت خورشید برود و سیارات به یکدیگر برخورد کنند! حوادث طبیعی هیچگاه اتفاقی و تصادفی نیست و خدا را هرگز غافلگیر نمی کند. زمانی که خدا دنیا را آفرید، همه چیز عالی بود. نتیجه گیری منطقی آن است که بپذیریم که زمان، فضا و ماده از خودشان نمی توانستند به وجود آیند، بلکه از "علت" که ازلی، نامحدود و غیرمادی است، آفریده شده اند. اگر این "علت" فیزیکی بود و در چارچوب و کنترل قانون طبیعت قرار داشت، هرگز نمی توانست خالق باشد. "علت" ازلی، نامحدود و غیر مادی است.

بعد از نافرمانی آدم و حوا و رخنه گناه، عوامل طبیعی دستخوش تغییرات گردید. بعد از ورود گناه، زندگی انسان به علت دوری از خدا، به تعصبات نژادی، خشونت، قتل و جنگ و حسادت، سرقت... گرایید. نااطاعتی انسان سبب شد تا خدا از طریق عوامل طبیعی بشر را تنبیه کند. خدا توسط حوادث طبیعی، توجه ما را به ریشه غرور و تعصبات و مشکلات جلب می کند. او ما را آن طور که هستیم (نه آن طور که تظاهر می کنیم) به خودمان نشان می دهد. اگر اجازه دهیم که خدا اراده خود را در زندگی ما آشکار کند، آن وقت تغییرات اساسی و دائمی در ما به وجود خواهد آمد.

شاید عده ای از خوانندگان بپرسند که در مورد سونامی ژاپن در سال 2011 چه نگرشی وجود دارد؟ در دنیای امروز، ژاپن سمبل علم و تکنولوژی قلمداد می شود. دستاوردهای علم و تکنولوژی به خودی خود بد نیست، اما وقتی انسان هویت و ارزش خود را در آن ها می جوید، جای خدا را در زندگی ما می گیرند. در نتیجه، خدا اجازه می دهد که مشکلات و حوادث طبیعی وارد زندگی بشر شود، تا انسان را وادار کند که خود را مورد ارزیابی قرار دهد. این گونه بازنگری باعث می شود که ما بزرگ ترین گام ها را در رابطه با خدا و دیگران برداریم. خدا توسط حوادث طبیعی، توجه ما را به ریشه غرور و تعصبات و مشکلات جلب می کند. او ما را آن طور که هستیم (نه آن طور که تظاهر می کنیم) به خودمان نشان می دهد. اگر اجازه دهیم که خدا اراده خود را در زندگی ما آشکار کند، آن وقت تغییرات اساسی و دائمی در ما به وجود خواهد آمد.

ممکن است بعضی از خوانندگان سئوال کنند که در مورد زلزله بم در ایران (سال 2003) که سبب ویرانی ارگ تاریخی این شهر شد، چه اظهار نظری می توان کرد؟
همان طور که می دانید، ایرانیان به گذشته خود بسیار افتخار می کنند. در گذشته نه چندان دور، فوتبال ایران در قاره آسیا رقیب نداشت. در دوران باستان، ایران نه فقط برای قرن ها امپرطور بود، بلکه قلمرو آن تا نزدیک مرزهای یونان و چین قرار داشت. ویرانی ارگ باستانی بم، شامل این پیام بود که خدا می خواهد بدانیم که در گذشته زندگی نکنیم. امروز روز جدیدی است و خداوند می خواهد در زندگی شما کار جدیدی انجام دهد. نگذارید که گذشته شما، آینده تان را مشخص کند. خدا می خواهد تا شما به فراسوی سد گذشته بروید. زندان های ذهن که در گذشته دردناک یا تابناک اسیر شده، باید فرو بریزد. خدا چیزهای بزرگی برای شما در راه دارد. لطفا با فکر کردن درباره گذشته، مانع آینده بزرگی که خدا برای شما در نظر دارد، نشوید. خداوند می فرماید:"خواست و اراده من، سعادتمندی شماست و نه بدبختی تان و کسی به جز من از آن آگاه نیست. من می خواهم به شما امید و آینده خوبی ببخشم (ارمیا فصل بیست و نهم آیه یازدهم). خداوند آماده است که کار بزرگتری در زندگی ما انجام دهد. خداوند نقشه بزرگ تری برای زندگی ما دارد. 

عکس: ‏ادعای مخالفان: "خدا بر وقایع طبیعی مانند سیل و زلزله کنترل ندارد"

مهران پورپشنگ

اگر خدا نتواند چیزی را کنترل کند اکنون بایستی زمین به سمت خورشید برود و سیارات به یکدیگر برخورد کنند! حوادث طبیعی هیچگاه اتفاقی و تصادفی نیست و خدا را هرگز غافلگیر نمی کند. زمانی که خدا دنیا را آفرید، همه چیز عالی بود. نتیجه گیری منطقی آن است که بپذیریم که زمان، فضا و ماده از خودشان نمی توانستند به وجود آیند، بلکه از "علت" که ازلی، نامحدود و غیرمادی است، آفریده شده اند. اگر این "علت" فیزیکی بود و در چارچوب و کنترل قانون طبیعت قرار داشت، هرگز نمی توانست خالق باشد. "علت" ازلی، نامحدود و غیر مادی است.  

 بعد از نافرمانی آدم و حوا و رخنه گناه، عوامل طبیعی دستخوش تغییرات گردید. بعد از ورود گناه، زندگی انسان به علت دوری از خدا، به تعصبات نژادی، خشونت، قتل و جنگ و حسادت، سرقت... گرایید. نااطاعتی انسان سبب شد تا خدا از طریق عوامل طبیعی بشر را تنبیه کند. خدا توسط حوادث طبیعی، توجه ما را به ریشه غرور و تعصبات و مشکلات جلب می کند. او ما را آن طور که هستیم (نه آن طور که تظاهر می کنیم) به خودمان نشان می دهد. اگر اجازه دهیم که خدا اراده خود را در زندگی ما آشکار کند، آن وقت تغییرات اساسی و دائمی در ما به وجود خواهد آمد. 

شاید عده ای از خوانندگان بپرسند که در مورد سونامی ژاپن در سال 2011 چه نگرشی وجود دارد؟ در دنیای امروز، ژاپن سمبل علم و تکنولوژی قلمداد می شود. دستاوردهای علم و تکنولوژی به خودی خود بد نیست، اما وقتی انسان هویت و ارزش خود را در آن ها می جوید، جای خدا را در زندگی ما می گیرند. در نتیجه، خدا اجازه می دهد که مشکلات و حوادث طبیعی وارد زندگی بشر شود، تا انسان را وادار کند که خود را مورد ارزیابی قرار دهد. این گونه بازنگری باعث می شود که ما بزرگ ترین گام ها را در رابطه با خدا و دیگران برداریم. خدا توسط حوادث طبیعی، توجه ما را به ریشه غرور و تعصبات و مشکلات جلب می کند. او ما را آن طور که هستیم (نه آن طور که تظاهر می کنیم) به خودمان نشان می دهد. اگر اجازه دهیم که خدا اراده خود را در زندگی ما آشکار کند، آن وقت تغییرات اساسی و دائمی در ما به وجود خواهد آمد. 

ممکن است بعضی از خوانندگان سئوال کنند که در مورد زلزله بم در ایران (سال  2003) که سبب ویرانی ارگ تاریخی این شهر شد، چه اظهار نظری می توان کرد؟ 
همان طور که می دانید، ایرانیان به گذشته خود بسیار افتخار می کنند. در گذشته نه چندان دور، فوتبال ایران در قاره آسیا رقیب نداشت. در دوران باستان، ایران نه فقط برای قرن ها امپرطور بود، بلکه قلمرو آن تا نزدیک مرزهای یونان و چین قرار داشت. ویرانی ارگ باستانی بم، شامل این پیام بود که خدا می خواهد بدانیم که در گذشته زندگی نکنیم. امروز روز جدیدی است و خداوند می خواهد در زندگی شما کار جدیدی انجام دهد. نگذارید که گذشته شما، آینده تان را مشخص کند. خدا می خواهد تا شما به فراسوی سد گذشته بروید. زندان های ذهن که در گذشته دردناک یا تابناک اسیر شده، باید فرو بریزد. خدا چیزهای بزرگی برای شما در راه دارد. لطفا با فکر کردن درباره گذشته، مانع آینده بزرگی که خدا برای شما در نظر دارد، نشوید. خداوند می فرماید:"خواست و اراده من، سعادتمندی شماست و نه بدبختی تان و کسی به جز من از آن آگاه نیست. من می خواهم به شما امید و آینده خوبی ببخشم (ارمیا فصل بیست و نهم آیه یازدهم). خداوند آماده است که کار بزرگتری در زندگی ما انجام دهد. خداوند نقشه بزرگ تری برای زندگی ما دارد. 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

تفهیم اتهام یوسف حسن‌زاده در زندان

خبرگزاری هرانا – اتهامات برهم زدن نظم عمومی از طریق ارتباط با کانون‌های مسیحیت در خارج از کشور، ترویج مسیحیت، و مشارکت در فعالیت‌های اینترنتی-تلفنی ضد حکومتی از طریق ارتباط با مروجین کلیسای مسیحیان بلژیک به یوسف حسن‌زاده تفهیم شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آقای یوسف حسن‌زاده که روز چهارشنبه ۲۹ مرداد ماه بازداشت شده بود از سوی مراجع قضایی به «برهم زدن نظم عمومی از طریق ارتباط با کانون‌های مسیحیت در خارج از کشور، ترویج مسیحیت، و مشارکت در فعالیت‌های اینترنتی-تلفنی ضد حکومتی از طریق ارتباط با مروجین کلیسای مسیحیان بلژیک» متهم شد.
این اتهامات درحالی به این شهروند تهرانی وارد شده که همسر وی تاکید می‌کند که آقای حسن‌زاده یک مسلمان است و تغییر مذهب نداده است.
گفتنی است، همسر یوسف حسن‌زاده موفق شده یکبار با وی در زندان اوین ملاقات کند.


۱۳۹۳ شهریور ۲۱, جمعه

اگر عیسی خدا بود، چطور می توانست به خدا دعا کند؟

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

عیسی وقتی متولد شد، به پسر خدا تبدیل نشد. مسیح قبل از ظهور خود بر زمین، رابطه ازلی با خدا داشت. مسیح در تثلیث حضور دارد، همان طور که روح القدس حضور دارد. او همواره با پدر و روح القدس در ارتباط است. بنابراین، گفتگوی مسیح و پدر غیر طبیعی نیست. گفتگوی او با پدر نشان می داد که تثلیث واقعی است. زمانی که مسیح در جهان بود، دعای او به خدای پدر، نه فقط خدا بودن مسیح را زیر سئوال نمی برد، بلکه نشانه رابطه اش در تثلیث بود.اگر مسیح تا این حد به دعا اهمیت می داد، ما نیز باید یاد بگیریم که با خدا دوست و صمیمی شویم. اعتقاد به خدا کافی نیست. خداوند خواهان ارتباط با انسان است. آن هم نه از نوع مکانیکی و سیستماتیک. دوستی با خدا ورای حفظ جملات دعا است. وقتی می خواهید با والدین، همسر، فرزند و دوستان تان صحبت کنید، آیا با جملات از قبل حفظ شده و ادبی سخن می گویید؟ راحت و صمیمانه با خدا حرف بزنید و تاثیر شگرف آن را در زندگی تان ببینید. در همین رابطه دوستانه است که با تثلیث آشنا می شوید. مطالعه کتاب و مقالات درباره تثلیث مفید است، اما درک تثلیث به میزان دوستی و صمیمیت شما با خدا بستگی دارد. 

عکس: ‏اگر عیسی خدا بود، چطور می توانست به خدا دعا کند؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

عیسی وقتی متولد شد، به پسر خدا تبدیل نشد. مسیح قبل از ظهور خود بر زمین، رابطه ازلی با خدا داشت. مسیح در تثلیث حضور دارد، همان طور که روح القدس حضور دارد. او همواره با پدر و روح القدس در ارتباط است. بنابراین، گفتگوی مسیح و پدر غیر طبیعی نیست. گفتگوی او با پدر نشان می داد که  تثلیث واقعی است. زمانی که مسیح در جهان بود، دعای او به خدای پدر، نه فقط خدا بودن مسیح را زیر سئوال نمی برد، بلکه  نشانه رابطه اش در تثلیث بود.اگر مسیح تا این حد به دعا اهمیت می داد، ما نیز باید یاد بگیریم که با خدا دوست و صمیمی شویم. اعتقاد به خدا کافی نیست. خداوند خواهان ارتباط با انسان است. آن هم نه از نوع مکانیکی و سیستماتیک. دوستی با خدا ورای حفظ جملات دعا است. وقتی می خواهید با والدین، همسر، فرزند و دوستان تان صحبت کنید، آیا با جملات از قبل حفظ شده و ادبی سخن می گویید؟ راحت و صمیمانه با خدا حرف بزنید و تاثیر شگرف آن را در زندگی تان ببینید. در همین رابطه دوستانه است که با تثلیث آشنا می شوید. مطالعه کتاب و مقالات درباره تثلیث مفید است، اما درک تثلیث به میزان دوستی و صمیمیت شما با خدا بستگی دارد. 

 مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏


۱۳۹۳ شهریور ۲۰, پنجشنبه

چرا خوراک هایی که در شریعت خدا در عهد عتیق حرام بود، در عهد جدید خوردن آن ها بلامانع شد؟

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مطابق احکام یهود، بعضی از خوراک ها حرام بود. در دوران باستان، برخی از حیوانات مانند خوک برای بت ها قربانی می شدند. بنابراین، غذاهایی که خوردن آن ها منع شده بود، بیانگر گناه یا عادات ناسالم بت پرست ها بود. یهودیان در مقام قومی مقدس، از سایر ملت ها جدا شده بودند، زیرا حضور مقدس خداوند با آن ها بود. یهودیان، شریعت مقدس را از خداوند دریافت کرده بودند. از آن جا که قوم اسرائیل، مقدس بودند و برای خداوند وقف شده بودند، آن ها نمی بایست روش های غلط و گناه آلود کشورهای دیگر را تقلید می کردند. در نتیجه، قوم اسرائیل می بایست حتی در مورد خوراکی ها نیز تفاوتی نسبت به کشورهای بت پرست داشته باشند.
حیوانات حرام به نحوی به عبادت بت پرستان مرتبط بودند که یهودیان می بایست از آن اجتناب می کردند. مثلا حکم مربوط به پختن بزغاله در شیر مادرش از همین دست است (تثنیه فصل چهاردهم آیه بیست و یکم). طبق کشفیات باستان شناسی، این کار یکی از آیین های حاصلخیزی بت پرستان بوده است و شیری که به این شکل به دست می آمد، بر مزارع پاشیده می شد تا محصول فراوان حاصل شود.
به تدریج، رهبران مذهبی یهود، قوانین و تبصره هایی به قانون حیوانات حرام افزودند (این قوانین در متن کتاب مقدس وجود ندارد)، به طوری که یهودیان نتوانند با غیریهودیان بر سر یک سفره بنشینند، چون به اصطلاح "نجس" می شدند. در حقیقت، یهودیان، غیر یهودیان را نجس قلمداد می کردند. در انجیل یوحنا فصل هجدهم آیه بیست و هشتم می خوانیم که عیسی پس از بازجویی به کاخ فرماندار رومی فرستاده شد. یهودیان برای این که نجس نشوند، داخل کاخ نشدند، چون اگر داخل می شدند دیگر نمی توانستند در مراسم مذهبی شرکت کنند. مطابق قوانین یهود، اگر شخص یهودی وارد خانه فردی غیریهودی می شد، نجس می گردید و در نتیجه، نمی توانست در مراسم مذهبی و هم چنین معبد و کنیسه حضور یابد.
خداوند می دانست که این طرز تفکر، مانع اصلی بشارت انجیل به غیریهودیان بود. از این رو، توسط رویایی به پطرس نشان داد که او نباید به غیریهودیان به دیده حقارت نگاه کند و هم چنین خوردن غذاهایی که تا قبل از این رویا، حرام بود، از این به بعد مجاز و بلامانع می باشد (اعمال رسولان فصل دهم). قبل از آن هم مسیح فرموده بود که هیچکس با خوردن چیزی نجس نمی شود. چیزی که انسان را نجس می سازد، سخنان و افکار تلخ و منفی او است (متی فصل پانزدهم آیه یازدهم). مسیح به شاگردانش گفت:"مگر نمی دانید که آنچه می خورید، به روح تان لطمه نمی زند و آن را نجس نمی سازد؟ زیرا خوراک با قلب و روح شما کاری ندارد، بلکه از معده شما عبور می کند و بیرون می رود. (با این گفته، عیسی نشان داد که هر نوع خوراک، پاک و حلال است) (انجیل مرقس فصل هفتم آیات هجدهم و نوزدهم)
یهودیان اعتقاد داشتند که می توانند در اثر اجتناب از برخی از خوراک ها، در نظر خدا پاک باشند. اما عیسی فرمود که گناه در حالات درونی و انگیزه های شخص آغاز می شود. عمل گناه آلود، با یک فکر شروع می شود. افکار ما می توانند ما را آلوده کنند و به گناه بکشانند. فقط خدا می تواند فکر ما را نو سازد و ما از درون توسط عملکرد خداوند، پاک می شویم.
مسیحیان یهودی موظف بودند تا پیام انجیل را به غیر یهودیان اعلان کنند. بنابراین، نگرش غلط آن ها درباره خوراک و معاشرت با غیریهودیان ابتدا می بایست اصلاح می گردید. از طرفی، تعداد یهودیان خارج از اسرائیل، آنقدر نبود که در روستاها و شهرک ها بتوان خوراک حلال را تهیه کرد. مبشرین یهودی بایستی در خانه های غیر یهودیان اقامت می کردند و هر غذایی را می خوردند. اگر به خاطر ایمان شان، دستگیر و زندانی می شدند، در زندان از خوراک حلال خبری نبود.
آنچه مسلم است نجات غیر یهودیان مهم تر از احکام مربوط به خوراک حلال بود. خداوند در عیسی مسیح به قیمت گزافی نجات انسان را مهیا نمود. بنابراین، منطقی نبود که به خاطر خوراک، نجات غیریهودیان از قلمرو گناه، هرگز تحقق نیابد. 

عکس: ‏چرا خوراک هایی که در شریعت خدا در عهد عتیق حرام بود، در عهد جدید خوردن آن ها بلامانع شد؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مطابق احکام یهود، بعضی از خوراک ها حرام بود. در دوران باستان، برخی از حیوانات مانند خوک برای بت ها قربانی می شدند. بنابراین، غذاهایی که خوردن آن ها منع شده بود، بیانگر گناه یا عادات ناسالم بت پرست ها بود. یهودیان در مقام قومی مقدس، از سایر ملت ها جدا شده بودند، زیرا حضور مقدس خداوند با آن ها بود. یهودیان، شریعت مقدس را از خداوند دریافت کرده بودند. از آن جا که قوم اسرائیل، مقدس بودند و برای خداوند وقف شده بودند، آن ها نمی بایست روش های غلط و گناه آلود کشورهای دیگر را تقلید می کردند. در نتیجه، قوم اسرائیل می بایست حتی در مورد خوراکی ها نیز تفاوتی نسبت به کشورهای بت پرست داشته باشند. 
حیوانات حرام به نحوی به عبادت بت پرستان مرتبط بودند که یهودیان می بایست از آن اجتناب می کردند. مثلا حکم مربوط به پختن بزغاله در شیر مادرش از همین دست است (تثنیه فصل چهاردهم آیه بیست و یکم). طبق کشفیات باستان شناسی، این کار یکی از آیین های حاصلخیزی بت پرستان بوده است و شیری که به این شکل به دست می آمد، بر مزارع پاشیده می شد تا محصول فراوان حاصل شود. 
به تدریج، رهبران مذهبی یهود، قوانین و تبصره هایی به قانون حیوانات حرام افزودند (این قوانین در متن کتاب مقدس وجود ندارد)، به طوری که یهودیان نتوانند با غیریهودیان بر سر یک سفره بنشینند، چون به اصطلاح "نجس" می شدند. در حقیقت، یهودیان، غیر یهودیان را نجس قلمداد می کردند. در انجیل یوحنا فصل هجدهم آیه بیست و هشتم می خوانیم که عیسی پس از بازجویی به کاخ فرماندار رومی فرستاده شد. یهودیان برای این که نجس نشوند، داخل کاخ نشدند، چون اگر داخل می شدند دیگر نمی توانستند در مراسم مذهبی شرکت کنند. مطابق قوانین یهود، اگر شخص یهودی وارد خانه فردی غیریهودی می شد، نجس می گردید و در نتیجه، نمی توانست در مراسم مذهبی و هم چنین معبد و کنیسه حضور یابد.
خداوند می دانست که این طرز تفکر، مانع اصلی بشارت انجیل به غیریهودیان بود. از این رو، توسط رویایی به پطرس نشان داد که او نباید به غیریهودیان به دیده حقارت نگاه کند و هم چنین خوردن غذاهایی که تا قبل از این رویا، حرام بود، از این به بعد مجاز و بلامانع می باشد (اعمال رسولان فصل دهم). قبل از آن هم مسیح فرموده بود که هیچکس با خوردن چیزی نجس نمی شود. چیزی که انسان را نجس می سازد، سخنان و افکار تلخ و منفی او است (متی فصل پانزدهم آیه یازدهم). مسیح به شاگردانش گفت:"مگر نمی دانید که آنچه می خورید، به روح تان لطمه نمی زند و آن را نجس نمی سازد؟ زیرا خوراک با قلب و روح شما کاری ندارد، بلکه از معده شما عبور می کند و بیرون می رود. (با این گفته، عیسی نشان داد که هر نوع خوراک، پاک و حلال است) (انجیل مرقس فصل هفتم آیات هجدهم و نوزدهم)
یهودیان اعتقاد داشتند که می توانند در اثر اجتناب از برخی از خوراک ها، در نظر خدا پاک باشند. اما عیسی فرمود که گناه در حالات درونی و انگیزه های شخص آغاز می شود. عمل گناه آلود، با یک فکر شروع می شود. افکار ما می توانند ما را آلوده کنند و به گناه بکشانند. فقط خدا می تواند فکر ما را نو سازد و ما از درون توسط عملکرد خداوند، پاک می شویم. 
مسیحیان یهودی موظف بودند تا پیام انجیل را به غیر یهودیان اعلان کنند. بنابراین، نگرش غلط آن ها درباره خوراک و معاشرت با غیریهودیان ابتدا می بایست اصلاح می گردید. از طرفی، تعداد یهودیان خارج از اسرائیل، آنقدر نبود که در روستاها و شهرک ها بتوان خوراک حلال را تهیه کرد. مبشرین یهودی بایستی در خانه های غیر یهودیان اقامت می کردند و هر غذایی را می خوردند. اگر به خاطر ایمان شان، دستگیر و زندانی می شدند، در زندان از خوراک حلال خبری نبود. 
آنچه مسلم است نجات غیر یهودیان مهم تر از احکام مربوط به خوراک حلال بود. خداوند در عیسی مسیح به قیمت گزافی نجات انسان را مهیا نمود. بنابراین، منطقی نبود که به خاطر خوراک، نجات غیریهودیان از قلمرو گناه، هرگز تحقق نیابد. 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏


دلایل اثبات وجود خدا از دیدگاه مسیحیت (بخش دوم)

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مخالفان همواره سئوال می کنند:"آیا خدایی هست؟" وقتی چنین پرسشی را می شنوم، من هم از آن ها سئوالاتی می پرسم که اگر مخاطب از جواب دادن طفره نرود، پاسخ منطقی ارائه نمی دهد. پیشنهاد می کنم که مخالفان وجود خدا ابتدا نکات زیر را مطالعه کنند و سپس درباره پذیرش وجود یا عدم وجود خدا تصمیم بگیرند:

پنج. دانشمندان زمانی هیچ توجیهی طبیعی برای سنگ های آسمانی، خسوف و کسوف، گردباد، زلزله... نداشتند. اما هیچ یک از آنان نگفت که این ها همه تناقض است! همه این اسرار طبیعت راز خود را در مقابل تلاش های خستگی ناپذیر پژوهش های علمی تسلیم کردند. آنچه پاسخش را نمی دانیم، الزاما بدون پاسخ نیست. هرگاه به نکته ای برمی خورید که برای شما توضیحی ندارد، به تحقیق ادامه دهید. اگر فرض بر این باشد که پاسخی نیست، چرا باید دنبال آن گشت؟ اگر ادیسون و گراهام بل هم چنین تصور منفی داشتند، امروزه از تلفن، چراغ برق و وسایل برقی خبری نبود.
کسی که در جستجوی خداست، او را خواهد یافت. کتاب مقدس می گوید:"مردم در جستجوی خدا هستند تا شاید به او برسند، حال آن که او حتی از قلب ما نیز به ما نزدیک تر است" (اعمال رسولان فصل 17 آیه 27). خداوند می فرماید:"اگر با تمام وجود مرا بطلبید، مرا خواهید یافت" (ارمیاء فصل 29 آیه 13).

شش. پیش فرض اول نظریه تکامل توضیح می دهد که مواد بی جان به مواد جاندار تبدیل شدند، یعنی تولید آنی، خودجوش و تصادفی صورت گرفت و بدین ترتیب عالم هستی شکل گرفت.
تکامل باوران معتقدند که در طی میلیون ها سال، طی مراحل پیچیده ای، بدون هدایت، خود به خود و بر حسب اتفاق و شانس عالم هستی شکل گرفت. به عبارت دیگر، تبدیل ماده بی جان به موجودی جاندار! آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا چنین توضیحی قانع کننده است؟ به جای آن که این احتمال فوق العاده ضعیف تکامل باوران را بپذیریم که نیروهای بی اراده طبیعت حیات را به وجود آورده اند، بهتر است حیات را نتیجه عمدی و هوشمندانه بدانیم.
اگر از شانس طوری صحبت کنیم که گویی در مورد یک عامل سخن می گوییم، در واقع موضوع را از یک مفهوم علمی به یک مفهوم خرافی و اسطوره ای تغییر داده ایم. حتی خود داروین در فصل ششم از کتاب"منشاء انواع" تحت عنوان "مشکلات نظریه" چنین می گوید:"این فرض که چشم و تمام اجزای آن با هم کار کنند که در اثر انتخاب طبیعی شکل گرفته است، باید اذعان کنیم که تا بالاترین درجه باطل است".

هفت. استیفن هاوکینگ (فیزیکدان انگلیسی) معتقد است که عالم هستی به طور کاملا تصادفی و شانسی پدید نیامده، بلکه طراحی هوشمند عامل پیدایی عالم بوده است. البته او به خدا اعتقاد ندارد، اما در کتابش تحت عنوان "تاریخ زمان" فصل هشتم صفحه 127 (نسخه انگلیسی) می گوید:"اگر الگوی بیگ بنگ به عنوان آغاز عالم هستی درست باشد، وضعیت اولیه عالم هستی باید به گونه ای دقیق انتخاب شده باشد. توجیه این امر که چرا عالم هستی درست به این شکل آغاز شده، بسیار دشوار است، مگر این که آن را به خدایی نسبت دهیم که قصد داشت موجوداتی هم چون ما بیافریند". در واقع هاوکینگ می گوید که در پشت پرده چیزهایی می گذرد. این که طرحی در پس همه چیز است و انسان را به شگفتی وا می دارد. البته این نگرش هاوکینگ به مذاق بسیاری از تکامل گرایان خوش نیامده. اما او به طراحی هوشمند یا طبیعت هوشمند اعتقاد دارد.

طرفداران مخالفان وجود خدا می گویند که قضاوت ما در مورد این که خدایی وجود ندارد،کاملا صحیح و منطقی است. بنابراین، این سئوال مطرح می شود که اگر شما محصول شانس و تصادف هستید، از کجا مطمئن هستید که تشخیص و قضاوت شما کاملا صحیح و بدون اشتباه است؟ شانس و تصادف که سیر منطقی و معقول ندارد.

هشت. منشاء گرد و غبار که به ادعای تکامل باوران عامل پیدایش عالم هستی بوده، چه بود؟ منشاء ستارگان چیست؟ اگر ستارگان نتیجه بیگ بنگ باشند، بیگ بنگ چگونه پدید آمد؟ منشاء انرژی که بیگ بنگ را به وجود آورد، چه بود؟ نتیجه گیری منطقی آن است که بپذیریم که زمان، فضا و ماده از خودشان نمی توانستند به وجود آیند، بلکه از "علت" که ازلی، نامحدود و غیرمادی است، آفریده شده اند. اگر این "علت" فیزیکی بود و در چارچوب و کنترل قانون طبیعت قرار داشت، هرگز نمی توانست خالق باشد. "علت" ازلی، نامحدود و غیر مادی است.

اگر ماده در لحظه ای از آفرینش، هستی یافت، بنابراین عاملی که ماده را پدید آورده است بایستی غیرمادی یا روح باشد.

از هنگام پیدایی فضا در اثر بیگ بنگ، عامل ایجاد فضا بایستی بدون فضا بوده باشد. زمان، از لحظه شروع بیگ بنگ آغاز شد، بنابراین عامل وجود زمان، بایستی لایتناهی بوده باشد. از آن جا که تغییر محصول زمان است، عامل زمان نیز بایستی ثابت و بدون تغییر بوده باشد. انرژی عظیم و ماده، عالم هستی را تشکیل داد، بنابراین عامل ماده و انرژی بایستی از قدرتی غیرقابل تصور برخوردار بوده باشد.


۱۳۹۳ شهریور ۱۹, چهارشنبه

پاسخ به مخالفان

دفاعیات مسیحی

اگر مسیحیت محدود به اصول اعتقادات بود، کاملا با شما موافق بودم. چیزی را که تجربه نکرده ام، چرا باید به آن اعتقاد داشته باشم. اما چرا به اتفاق مثبتی که در زندگی ام رخ داده و مرا تغییر داده با شک و تردید نگاه کنم؟ آیا شما تجربیات خوب و شیرین را نفی و انکار می کنید؟ چیزی را که تجربه نکرده اید، دلیل بر اشتباه نیست.

با عقل محدود بشر خیلی چیزها محال است. مثلا دویست سال قبل، مردم ادعاهای ادیسون و گراهام بل را باور نمی کردند. تا همین بیست سال قبل فیس بوک باورکردنی نبود. بحث درباره اینترنت در چهل سال قبل غیر عقلانی بود.



عکس: ‏پاسخ به مخالفان

اگر مسیحیت محدود به اصول اعتقادات بود، کاملا با شما موافق بودم. چیزی را که تجربه نکرده ام، چرا باید به آن اعتقاد داشته باشم. اما چرا به اتفاق مثبتی که در زندگی ام رخ داده و مرا تغییر داده با شک و تردید نگاه کنم؟ آیا شما تجربیات خوب و شیرین را نفی و انکار می کنید؟ چیزی را که تجربه نکرده اید، دلیل بر اشتباه نیست. 

با عقل محدود بشر خیلی چیزها محال است. مثلا دویست سال قبل، مردم ادعاهای ادیسون و گراهام بل را باور نمی کردند. تا همین بیست سال قبل فیس بوک باورکردنی نبود. بحث درباره اینترنت در چهل سال قبل غیر عقلانی بود.‏