۱۳۹۳ شهریور ۱۸, سه‌شنبه

پاسخ به مخالفان وجود خدا

دفاعیات مسیحی

مهران پورپشنگ

مخالفان خداوند این سئوال را مطرح می کنند که چرا خدا برای رفع مشکلات جهان اقدامی نمی کند؟ 
در پاسخ ابتدا باید پرسید: اگر وجود شرارت در دنیا نشان می دهد که خدایی وجود ندارد که به حل مشکلات رسیدگی کند. بنابراین این سئوال مطرح می شود: اگر خدا وجود ندارد، پس چرا شرارت و بدی وجود دارد؟
تاریخ تایید کرده که خداوند بی تفاوت نیست. مثلا چرا رژیم های دیکتاتوری مانند صدام، استالین و هیتلر هم چنان پابرجا نیستند؟ چرا حکومت های بی رحم و خشن دوران باستان، امروزه به موجودیت خود ادامه نمی دهند؟ آیا سقوط این حکومت ها در عصر باستان و دوران معاصر اتفاقی و به اصطلاح شانسی بود؟ اگر خدا اجازه می داد این حکومت ها هم چنان به فعالیت سیاسی و نظامی خود ادامه دهند، وضعیت جهان امروز چگونه بود؟

اگر خدا همین امروز دست به اصلاحات مفید بزند و عدل و انصاف در دنیا حاکم شود، از آن جا که درون انسان ها به علت سوءاستفاده از اراده آزاد و نافرمانی از خدا، شریر و منفی شده است، ساعاتی بعد از برقراری عدالت و انصاف، اشخاصی مرتکب جرم و جنایت می شوند و دوباره اوضاع بی ثبات می شود. ابتدا باید درون انسان تغییر یابد. تغییر وضع ظاهر کمکی به حل مسئله نمی کند.

اگر خدا بخواهد در اراده آزاد انسان دخالت کند، همین مخالفان وجود خدا اعتراض خواهند کرد که چرا خدا در امور روزمره مداخله می کند. اگر خدا شخص متخلف را به هنگام ارتکاب جرم مجازات کند، مخالفان باز هم اعتراض می کنند که چرا خدا به او فرصت نداد. شاید به مرور زمان، اصلاح می شد.

مسیح وشاگردانش هرگز خشونت، شورش مسلحانه، شلاق زدن، بریدن سر یا بریدن دست و پا، تخریب اموال، توهین و فحاشی و شکنجه را تعلیم ندادند. در قرون گذشته، فرقه کاتولیک فرمان مسیح را زیر پا گذاشت و جنگ های به اصطلاح صلیبی را راه انداخت و شکست هم خوردند. اگر هیتلر و استالین و مائو به فرمان مسیح که محبت و صلح و دوستی به همنوع است توجه نشان می دادند، هر کدام میلیون ها نفر را به قتل نمی رساندند. این اتفاقات ناگوار رخ داد تا شما امروز از طرفداران پرو پاقرص آنان نباشید. امروز رژیم های صدام، هیتلر و استالین کجا هستند؟ تعداد پیروان شان چند نفر است؟ خداوند می داند که تا وقتی تاثیر منفی یک نگرش مشاهده و احساس نشود، مردم هرگز از آن ایدئولوژی دست نمی کشند. 


عکس: ‏پاسخ به مخالفان وجود خدا

مهران پورپشنگ

مخالفان خداوند این سئوال را مطرح می کنند که چرا خدا برای رفع مشکلات جهان اقدامی نمی کند؟ 
در پاسخ ابتدا باید پرسید:  اگر وجود شرارت در دنیا نشان می دهد که خدایی وجود ندارد که به حل مشکلات رسیدگی کند. بنابراین این سئوال مطرح می شود: اگر خدا وجود ندارد، پس چرا شرارت و بدی وجود دارد؟
 تاریخ تایید کرده که خداوند بی تفاوت نیست. مثلا چرا رژیم های دیکتاتوری مانند صدام، استالین و هیتلر هم چنان پابرجا نیستند؟ چرا حکومت های بی رحم و خشن دوران باستان، امروزه به موجودیت خود ادامه نمی دهند؟ آیا سقوط این حکومت ها در عصر باستان و دوران معاصر اتفاقی و به اصطلاح شانسی بود؟ اگر خدا اجازه می داد این حکومت ها هم چنان به فعالیت سیاسی و نظامی خود ادامه دهند، وضعیت جهان امروز چگونه بود؟

اگر خدا همین امروز دست به اصلاحات مفید بزند و عدل و انصاف در دنیا حاکم شود، از آن جا که درون انسان ها به علت سوءاستفاده از اراده آزاد و نافرمانی از خدا، شریر و منفی شده است، ساعاتی بعد از برقراری عدالت و انصاف، اشخاصی مرتکب جرم و جنایت می شوند و دوباره اوضاع بی ثبات می شود. ابتدا باید درون انسان تغییر یابد. تغییر وضع ظاهر کمکی به حل مسئله نمی کند. 

اگر خدا بخواهد در اراده آزاد انسان دخالت کند، همین مخالفان وجود خدا اعتراض خواهند کرد که چرا خدا در امور روزمره مداخله می کند. اگر خدا شخص متخلف را به هنگام ارتکاب جرم مجازات کند، مخالفان باز هم اعتراض می کنند که چرا خدا به او فرصت نداد. شاید به مرور زمان، اصلاح می شد. 

مسیح وشاگردانش هرگز خشونت، شورش مسلحانه، شلاق زدن، بریدن سر یا بریدن دست و پا، تخریب اموال، توهین و فحاشی و شکنجه را تعلیم ندادند. در قرون گذشته، فرقه کاتولیک فرمان مسیح را زیر پا گذاشت و جنگ های به اصطلاح صلیبی را راه انداخت و شکست هم خوردند. اگر هیتلر و استالین و مائو به فرمان مسیح که محبت و صلح و دوستی به همنوع است توجه نشان می دادند، هر کدام میلیون ها نفر را به قتل نمی رساندند. این اتفاقات ناگوار رخ داد تا شما امروز از طرفداران پرو پاقرص آنان نباشید. امروز رژیم های صدام، هیتلر و استالین کجا هستند؟ تعداد پیروان شان چند نفر است؟ خداوند می داند که تا وقتی تاثیر منفی یک نگرش مشاهده و احساس نشود، مردم هرگز از آن ایدئولوژی دست نمی کشند. 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

بگذارید خدا به روش خودش کار کند

زندگی هدفمند

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

کشیش آمریکایی به برزیل سفر کرد تا به کلیسای کوچکی کمک کند. او وارد آن کلیسا شد. پس از ملاقات با کشیش آن جا، اتفاق بسیار عجیبی رخ داد. کشیش برزیلی زد زیر گریه. او از دیدن کشیش آمریکایی شوکه شده بود. کشیش برزیلی دست کشیش آمریکایی را گرفت و به زبان پرتغالی شروع به دعا کرد. وقتی دعا تمام شد، کشیش آمریکایی از مترجم پرسید:"چرا این مرد دست مرا گرفت و با گریه دعا کرد؟"
کشیش برزیلی از طریق مترجم گفت:"بیست سال پیش، من داشتم دعا می کردم و ناگهان صورت تو در ذهنم مجسم شد. خدا به من گفت روزی این مرد به تو کمک خواهد کرد".

حالا قسمت جالب داستان این است که بیست سال قبل، کشیش آمریکایی ایماندار مسیحی نبود، چه برسد به کشیش. او در قبل از ایمان خود به مسیح، به وجود خدا اعتقاد نداشت. اما خدا پایان داستان را می دید. بیست سال قبل، خدا تصویر مرد آمریکایی در ذهن کشیش برزیلی جای داده بود. بعد برای دو دهه طوری وقایع زندگی آن دو را کنار هم چید که آن دو در آن کلیسای کوچک یکدیگر را ملاقات کنند.

از این واقعه حقیقی این درس را می آموزیم که پیش از این که نیاز شما پدید آید، خدا دعای تان را اجابت کرده است. او هم اکنون در حال مرتب کردن همه چیز به نفع شما است. اگر بخواهید در وقایع دخل و تصرف کنید، هیچ نتیجه ای نمی گیرید. خدا در راس امور است. شاید فکر کنید که اتفاقی در حال وقوع نیست، ولی به خاطر داشته باشید که وقتی کم تر آن را می بینیم یا احساس می کنیم، خدا بیشترین تاثیر را در زندگی ما دارد. یاد بگیرید که به زمان بندی خدا اعتماد کنید. عجله نکنید، ناشکیبایی نکنید. سعی نکنید که درها را به زور باز کنید. سعی نکنید که با توانایی شخصی سبب شوید، چیزی اتفاق بیفتد. بگذارید خدا به روش خود، کارش را بکند.

حقیقت غم انگیز این است که اگر بخواهیم با توانایی محدود انسانی، کاری را با زمان بندی خود شروع کنیم، مجبوریم آن را با نیروی خود پشتیبانی کنیم. وقتی سعی کنیم که به زور درها را باز کنیم و با نیروی خود سبب رخداد اتفاقی شویم، نتیجه نهایی، فشار دائمی بر ما و فرسودگی نیروی مان است. تقریبا همه لذت وآرامش و پیروزی از زندگی تان رخت بر می بندد. درچنین وضعیت، جای رضایت و خرسندی نیست. اما وقتی بگذاریم خدا کاری را شروع کند، خوش هم برای ما تمام خواهد کرد. او هر چه مورد نیازتان باشد، تدارک خواهد دید.

مراقب باشید! اگر خدا در آنچه می کنید، حاضر نیست باید تغییری به وجود آورید. در غیر این صورت از لطف و برکت خدا محروم می شوید. شما می دانید که خدا رویایی را در قلب شما گذاشته. اما نیاید یک تنه سعی کنید تا نقشه خدا را تحقق بخشیم. باید دانست که اگر از زمان بندی خدا خارج شویم، درست به این می ماند که از اراده او سرپیچی کرده ایم. البته این بدان معنا نیست که بگوییم ما باید منفعل بنشینیم و انتظار داشته باشیم خدا همه کارها را بکند. نه، ما باید مشتاقانه اهداف خودمان را دنبال کنیم، اما اگر دری باز نمی شود، سعی نکنید با نیروی خود سبب رخداد اتفاقی شوید.

مثلا خدا شخصی را برای ساختن ساختمان کلیسا هدایت کرد. آن هم در چه زمانی: اقتصاد آن منطقه در یک رکود طولانی به سر می برد. شرکت های زیادی ورشکست شده بودند. دوست و دشمن به آن مرد می گفتند که بهتر است حالا کارت را شروع نکنی. هیچ وقت نمی توانی پولش را در بیاوری. ساختمان نیمه تمام خواهد ماند. جالب آن که سرمایه ساختمان کلیسا با بخشش و هدایای مردم تامین می شد. اما خواست خدا آن بود که کلیسا ساخته شود. آن کلیسا هم اکنون ازموفق ترین کلیساهای آمریکا است.
در کتاب مقدس می خوانیم که به نحمیا خبر می دهند که حصار و دروازه های اورشلیم خراب و ویران است. نحمیا در خدمت پادشاه ایران بود. او در یک فرصت مناسب، مشکل را با اردشیر پادشاه درمیان گذاشت و با نامه پادشاه برای بازسازی حصار اورشلیم عازم سفر شد. مخالفان پروژه بازسازی، کوشیدند با توهین، تهدید و تمسخر کار را متوقف سازند. اما نحمیا با دعا و هم چنین تدبیر ماهرانه در مدت 52 روز حصار ویران را بازسازی کرد!
وقتی نوبت زمان بندی خدا برسد، فرقی نمی کند که اوضاع و احوال چه جوری به نظر می آید. فرقی نمی کند که مردم به شما چه می گویند. اگر خدا بگوید: وقتش رسیده، آن را محقق می کند.

آیا خدا دید و رویایی در شما نهاده است؟ آیا امروز در زندگی شما حصارهای ویرانی وجود دارد که لازم است بازسازی شوند؟ اگر برای رسیدن به اهداف تان به طور جدی اشتیاق دارید، خداوند تدارک لازم را در اختیارتان خواهد گذاشت و از شما پشتیبانی خواهد کرد. اگر یاد بگیرید که به زمان بندی خدا اعتماد کنید، خدا رویایی را که در ذهن شما نهاده است در زمان مناسب تحقق خواهد بخشید. او به شما همه فیض و رحمتی را که نیاز دارید، خواهد داد. رویا تحقق عینی می یابد. به موقع هم تحقق می یابد. 

۱۳۹۳ شهریور ۱۷, دوشنبه

پاسخ به مخالفان وجود خدا

دفاعیات مسیحی

مهران پورپشنگ

آیا خدا نیکو است یا خیر؟ در ابتدا باید بگویم خدای مسیحیان هرگز خشونت، شورش مسلحانه، شلاق زدن، بریدن سر یا بریدن دست و پا، تخریب اموال، توهین و فحاشی و شکنجه را تعلیم نداده است. در قرون گذشته، فرقه کاتولیک فرمان مسیح را زیر پا گذاشت و جنگ های به اصطلاح صلیبی را راه انداخت و شکست هم خوردند.

اگر خدا نیکو نبود، دنیا را چگونه خلق می کرد؟ بدون تردید، عالم هستی خدای غیر نیکو شباهتی به جهانی که امروز مشاهده می کنیم، نداشت. سیاره زمین بیشتر به سطح کره ماه شبیه بود. آسمان تیره و تاریک. از دریا و مناظر زیبا اصلا خبری نبود. غذای انسان شامل مرغ، ماهی، گوشت گاو و بره و سبزیجات نبود. اصلا حیوانات و گیاهان وجود نداشتند. انسان ها اراده آزاد نداشتند. هیچکس خلاق و باهوش نبود، در نتیجه دانشمند و مخترع وجود نداشت.

آیا باور می کنید که یک مخترع از اختراع خودش متنفر باشد؟ مثلا شما کتابی نوشته اید که حاوی موضوع ومطلب مورد علاقه تان است و برای محتوای آن حسابی زحمت کشیده اید. آیا شما آن را به سطل آشغال می اندازید؟ اگر دنیا را بر خلاف آفرینش خدای غیر نیکو مشاهده می کنید، بنابراین خدای عالم هستی نیکوست. آن قدر نیکوست که انسان را به شباهت خود ساخت، به عبارت دیگر آن قدر برای انسان ارزش قائل شد که عواطف و عقل را به انسان هدیه کرد. او به انسان این امتیاز را داد تا انتخاب کند و دارای اراده آزاد باشد.

خدای نیکو مانع کشف و پیشرفت علم نشد. آسمان آبی، دریا، مناظر زیبای طبیعت، میوه ها و غذاهای خوشمزه، عشق و محبت میان انسان ها، ازدواج با جنس مخالف... هم چنین فرصت برای دستیابی به اهداف مثبت و مفید. و از همه مهم تر، ارتباط دوستی و صمیمیت با خدا. اگر خدا محبت نبود، چگونه انسان می دانست محبت چیست؟

اما انسان ترجیح داد که به راه خودش برود. نتیجه خود محوری انسان قتل، خیانت، دزدی... جامعه جهانی را به دردسر و مخمصه انداخت. با این توصیف، خدا انسان را تنها نگذاشت و به روش های مختلف با انسان سخن گفت. فرض کنید شخصی دچار مشکل مالی است. شما برای او کار مناسبی پیدا می کنید، اما او هرگز به آن محل کار نمی رود و در نتیجه وضع مالی اش بدتر می شود. آیا ایراد و اشکال از شماست؟ آیا آن شخص می تواند ادعا کند که شما عامل اصلی مشکل مالی اش هستید؟

کتاب مقدس درباره خودکشی چه می گوید؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مطابق نگرش کتاب مقدس، ارتکاب به خودکشی، ملاک وارد شدن به حضور خداوند نیست. شخصی که خودکشی می کند، در عمل سفرش را به جهنم سرعت می بخشد. در کتاب مقدس نام چهار نفر که خودکشی کرده اند، ذکر شده است:

شائول (اول سموئیل فصل 31 آیه 4)
اخیتوفل (دوم سموئیل فصل 17 آیه 23)
زمری (اول پادشاهان فصل 16 آیه 18)
یهودا (شاگرد خیانتکار مسیح انجیل متی فصل 27 آیه 5)

چرا افراد مذکور خودکشی کردند؟

برخورد شائول (اولین پادشاه اسرائیل) با مرگ درست مانند برخوردش با زندگی بود. او همواره بدون در نظر گرفتن خدا یا طلبیدن هدایت او، اقدام می کرد. شائول فردی بود دمدمی مزاج، نامطیع و خودرای. قلب او از آن خدا نبود. 

اخیتوفل مشاور ابشالوم (شاهزاده اسرائیل) بود. او مشورت های اشتباه و احمقانه به ابشالوم می داد. وقتی اخیتوفل خودش را در موقعیت خطرناک دید، خود را به دار آویخت.

زمری یک یهودی بت پرست بود که فرماندهی نیمی از عرابه های سلطنتی را به عهده داشت. او پادشاه اسرائیل را کشت و بر تخت سلطنت نشست. اما ارتش علیه او کودتا کرد و زمری کاخ سلطنتی را آتش زد و خود نیز در میان شعله های آتش سوخت.

یهودا که از شاگردان مسیح بود و برای دستگیری عیسی به طور نمایشی نقش شاکی را ایفا کرده بود، خواست اتهامی را که به عیسی وارد کرده بود، پس بگیرد. اما رهبران مذهبی یهود به او توجهی نکردند. یهودا از کرده خود پشیمان شد و به جای توبه و بازگشت به سوی خدا، خود را با طناب خفه کرد.

این افراد مردان شریر، خطاکار و گناهکار بوده اند. خدا تنها شخصی است که می تواند در مورد عمر انسان تصمیم بگیرد. اما وقتی این قدرت را در دست های خودمان بگیریم، به خدا گناه ورزیده ایم.

شکی نیست که خودکشی، فاجعه ای اسفبار است. از آن بدتر، اقدام به خودکشی برای ایماندار مسیحی از یک فاجعه هم بسیار بزرگ تر است. خداوند فرمود:"قتل نکن" (خروج فصل 20 آیه 13). خداوند هم چنین فرمود:"امروز زندگی و مرگ، لعنت و برکت را در برابر شما قرار داده ام. زندگی را انتخاب کنید تا شما و فرزندان تان زنده بمانید. خداوند، خدای تان را دوست داشته از او اطاعت کنید، زیرا او زندگی شماست" (تثنیه فصل 30 آیه 20). 



۱۳۹۳ شهریور ۱۶, یکشنبه

چرا خدا اجازه می دهد مشکلات در جهان وجود داشته باشد؟

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

یک. گناه عواقب و پیامدهای وحشتناکی دارد، همان گونه که رفتار نیکو تاثیر مثبت و مفیدی بر خانواده و جامعه می گذارد. اگر مردم گناه کنند و قوانین را نادیده بگیرند و اتفاقی رخ ندهد، اطاعت از خدا معنا و مفهوم خود را از دست می دهد.

دو. گاهی تا وقتی تاثیر منفی یک نگرش، مشاهده و احساس نشود، مردم هرگز از آن ایدئولوژی دست نمی کشند. اتفاقات ناگوار و ناخوشایند سبب می شود که انسان ها درباره آن نگرش تجدید نظر کنند. این نکته ای است که در مناسبات روزمره بارها تجربه کرده اید. شخصی به نظر انسان خوبی است، اما بعد از مدتی همنشینی، درمی یابید که آن شخص مکار و حیله گر است.

سه. خدا اجازه می دهد اتفاقاتی رخ دهد تا برای پیشگیری از آن اقدام کنیم. مثلا ریشه قحطی، ضعف مدیریت و برنامه ریزی است. به یاد بیاورید زمانی که یوسف قحطی را در مصر پیشگویی کرد، راه حل هم ارائه داد: ذخیره محصولات. باستان شناسان کانال های آب را در مصر کشف کردند که برای آبیاری زمین های کشاورزی، ذخیره آب و هم چنین جلوگیری از طغیان رود ها ساخته شده بودند. بنابراین، مدیریت و برنامه ریزی یک اصل اساسی است. اگر حکومتی توجهی به مدیریت آب و غذا ندارد، چرا مخالفان، خدا را مقصر قلمداد می کنند؟ امروزه سازمان ها و نهادهای بسیاری به مناطق محروم کمک رسانی می کنند. آیا این لطف و حمایت خداوند را نشان نمی دهد؟ اگر مخالفان خدا واقعا دلسوز همنوع خود هستند، داوطلبانه به این گونه سازمان ها ملحق شوند.

چهار. مشکلات و بحران ها ناشی از گزینه های اشتباه و نقاط ضعف انسان ها است. انسان کامل نیست، اما می توان با پرهیز از انتخاب های غلط و یافتن راه حل، نقاط ضعف را از بین برد. به یاد آورید: کودکان از درد آمپول گریزان هستند، اما تزریق آمپول به نفع سلامتی آنان است.

پنج. مشکلات ما را به جلو هل می دهد و باعث تغییر وضعیت زندگی می شود. مثلا مشکلات مالی مردم را به خود می آورد تا به ادامه تحصیل و یادگیری حرفه و فن روی آورند و خود را در محل کار ارتقاء دهند.

شش. با تحمل درد و رنج، می توانیم دیگران را بهتر درک کنیم و برای خدمت و مشاوره به آن ها علاقه نشان دهیم. بدین ترتیب محبت خدا از طریق کمک ما به دیگران ظاهر خواهد شد.
هفت. اختراعات و کارهای بزرگ توسط کسانی انجام گرفته که اشتیاق شدیدی برای رفع مشکل داشته اند.

منتقدان معتقدند که در کتاب پیدایش غیر منطقی است که در روز اول از نور سخن به میان می آید، در حالی که علت این نور (خورشید) سه روز بعد آفریده شد.

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

تقریبا تمام کسانی که شناخت متوسطی از علم و کتاب مقدس دارند، می توانند به راحتی جواب این ایراد را بدهند. می دانیم که خورشید تنها منبع نور در جهان نیست و مهم تر از این که متن کتاب پیدایش الزاما به این معنی باشد که خورشید در روز چهارم آفریده شد (در زبان عبری، واژه روز به معنای بیست و چهار ساعت و هم چنین دوران طولانی است). تراکم توده های مه و بخار، مانع از رویت خورشید از روی زمین تا روز (دوران) چهارم بوده است. به عبارت دیگر، بعد از این که مه و بخار فرو نشست، خورشید از پشت ابرها نمایان شد. شاید قبل از این، نور خورشید مانند روزهای ابری و مه آلود بر زمین می تابیده است. در چنین حالتی هر چند خورشید قابل رویت نیست، ولی نور آن به زمین می رسد.
در پیدایش فصل اول، آیه دوم به آب اشاره شده است. در واقع همه چیز دلالت بر آن دارد که در نخستین مرحله شکل گیری عالم هستی، توده ای گاز وجود داشته است. آب نیز در حالت گاز نیز می باشد که بخار نامیده می شود. در مرحله اول آفرینش زمین، آب نیز حداقل به صورت بخار وجود داشته و همین آب یکی از دلایل وجود حیات بر روی زمین بوده است. همان طور که می دانیم در فرمول آب، اکسیژن وجود دارد و سلول بدون اکسیژن قادر به رشد و تکثیر نیست. 

عکس: ‏منتقدان معتقدند که در کتاب پیدایش غیر منطقی است که در روز اول از نور سخن به میان می آید، در حالی که علت این نور (خورشید) سه روز بعد آفریده شد.

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

تقریبا تمام کسانی که شناخت متوسطی از علم و کتاب مقدس دارند، می توانند به راحتی جواب این ایراد را بدهند. می دانیم که خورشید تنها منبع نور در جهان نیست و مهم تر از این که متن کتاب پیدایش الزاما به این معنی باشد که خورشید در روز چهارم آفریده شد (در زبان عبری، واژه روز به معنای بیست و چهار ساعت و هم چنین دوران طولانی است). تراکم توده های مه و بخار، مانع از رویت خورشید از روی زمین تا روز (دوران) چهارم بوده است. به عبارت دیگر، بعد از این که مه و بخار فرو نشست، خورشید از پشت ابرها نمایان شد. شاید قبل از این، نور خورشید مانند روزهای ابری و مه آلود بر زمین می تابیده است. در چنین حالتی هر چند خورشید قابل رویت نیست، ولی نور آن به زمین می رسد.
 در پیدایش فصل اول، آیه دوم به آب اشاره شده است. در واقع همه چیز دلالت بر آن دارد که در نخستین مرحله شکل گیری عالم هستی، توده ای گاز وجود داشته است. آب نیز در حالت گاز نیز می باشد که بخار نامیده می شود. در مرحله اول آفرینش زمین، آب نیز حداقل به صورت بخار وجود داشته و همین آب یکی از دلایل وجود حیات بر روی زمین بوده است. همان طور که می دانیم در فرمول آب، اکسیژن وجود دارد و سلول بدون اکسیژن قادر به رشد و تکثیر نیست. 

  مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

۱۳۹۳ شهریور ۱۵, شنبه

چرا زمان بندی خدا با زمان بندی انسان متفاوت است؟

زندگی هدفمند

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

طبیعت بشر همه چیز را همین الان می خواهد. مثلا وقتی در دعا درخواست خود را مطرح می کنیم، می خواهیم خدا سریع پاسخ دهد. و وقتی جواب با تاخیر مواجه می شود، ناشکیبا می شویم. اما باید درک کنیم که خدا برای اجابت دعا، زمانی را تعیین کرده است. اما از آن جا که زمان بندی خدا را درک نمی کنیم، ناراحت و مایوس می شویم. واقعیت آن است که نه فقط چیزی زمان اجابت دعا را تغییر نمی دهد، بلکه وقایع طبق زمان بندی خدا رخ خواهند داد.

هر روز از خدا می پرسیم:"خدایا، کی می خواهی این شوهرم را عوض کنی؟ کی می خواهی یک شریک مناسب زندگی بیاوری؟ پس کی کار و بارم رونق می گیرد؟ کی میشه خانواده ام به مسیح ایمان بیاورند؟..."

اگر زمان بندی خدا را درک کنید، با آن همه فشار و تنش زندگی نخواهید کرد. خداوند درکتاب مقدس می فرماید:" اگر چه آنچه به تو نشان می دهم، در حال حاضر اتفاق نمی افتد، ولی مطمئن باش که سرانجام در وقت معین به وقوع خواهد پیوست. هر چند تا وقوع آن، مدت زیادی طول بکشد، ولی منتظر آن باش. زیرا وقوع آن حتمی و بدون تاخیر خواهد بود" (حبقوق فصل دوم آیات سوم و چهارم). بنابراین، خدا به همین جواب بسنده کرد و پاسخ دقیقی از نقشه اش برای حل مشکلات ارائه نداد. در واقع خداوند گفت:"توجه خودت را به جزئیات نقشه من معطوف نکن، بلکه به من توجه داشته باش و اعتماد کن، زیرا من می دانم که چه می کنم." به عبارت دیگر، مقصود خدا این است که ممکن است هفته بعد، سال بعد، یا ده سال بعد از این تاریخ باشد. اما خیال تان راحت که همه چیز با زمان بندی مناسب خدا رخ خواهد داد.

البته می توانم بگویم که اگر ایمان کافی داشته باشید، دعای شما ظرف بیست و چهار ساعت دیگر اجابت می شود. برای خدا هیچ چیز سخت نیست. اما در اکثر مواقع خدا ترجیح می دهد که ما صبورانه منتظر باشیم. این قسمتی از آموختن اعتماد به خداست. اما سئوال این است که چطور منتظر بمانیم؟ به عبارت دیگر، مشکل این نیست که نمی دانیم چه بکنیم. مشکل ما بیشتر این است که قدرت و توانایی انجام کارهایی را نداریم که می دانیم سودمند، اخلاقی، نیکو، عادلانه، درستکارانه و پر محبت هستند. عیسی مسیح نه فقط به ما تعلیم داد، بلکه قدرت انجام آن را توسط روح القدس به ما بخشید. با قدرت مافوق طبیعی و الهی روح القدس قادر هستیم تا صبر کنیم. دشمنان را محبت کنیم. مشکلات کمرشکن روزمره را تحمل کنیم. روح القدس به ما قدرت می دهد تا در مشکلات شاد باشیم و سرودهای پرستشی بخوانیم. در این هنگام است که خدا شرایط را عوض می کند و زنجیرها پاره می شوند.

انتظار کشیدن با توانایی انسانی دشوار و حتی غیرممکن است. انتظار دشوارترین کاری است که به انجام دادنش دعوت شده ایم. انتظار دشوارترین کار امید است. اما خدای قادر مطلق می فرماید:"در حضور خداوند سکوت نما و با صبر و شکیبایی منتظر عمل او باش" (مزمور سی و هفتم آیه هفتم).
خدا وقتی سراغ ابراهیم هفتاد و پنج ساله می رود و به او وعده می دهد که صاحب فرزندی خواهد شد. بیست و چهار سال گذشت تا وعده خدا تحقق یافت. خدا به قوم اسرائیل گفت که از اسارت در مصر خلاصی خواهد یافت. اما آن ها می بایست چهار صد سال برای تحقق این وعده صبر می کردند. در کتاب مقدس انتظار، رابطه تنگاتنگ با ایمان دارد. ایمان و انتظار را نمی توان تفکیک نمود. تنها در عهد عتیق چهل و سه مرتبه دستور داده شده که:"منتظر باشید. منتظر خداوند باشید". آخرین کلمات کتاب مقدس درباره انتظار است:"آن که بر این امور شهادت می دهد چنین می گوید:آری به زودی می آیم" (مکاشفه فصل بیست و دوم آیه 20).

چرا خدا ما را به انتظار وامی دارد؟ چرا همین حالا به دادمان نمی رسد؟ به این سئوال می توان این جواب را داد که کاری که خدا در طول انتظارمان در ما انجام می دهد (رشد روحانی و بلوغ شخصیت)، به اندازه همان چیزی که منتظرش هستیم، مهم است.
خداوند می خواهد در طول انتظار، شما را اصلاح کند. این کار یک شبه رخ نمی دهد، بلکه خدا ما را اندک اندک عوض خواهد کرد. چه شما ببینید یا نبینید، چه احساس بکنید یا نکنید، خدا در زندگی شما کار می کند. ممکن است وضعیت شما همان طور است که سه ماه پیش یا سه سال قبل بود. اما خدا در پشت پرده در حال فعالیت است. در پشت پرده، این خداست که همه قطعات را کنار هم می گذارد. او همه چیز را ردیف می کند و یک روز، در موعد مقرر، نتیجه همه کارهایی را که خدا انجام داده، خواهید دید. ناگهان موقعیت شما بهبود پیدا می کند.

با این توصیف، اگر اکنون نمی بینید که خدا بر زندگی شما اثری بگذارد، یکی از این دو احتمال را باید در نظر بگیرید: یا تقاضای شما در مصلحت خدا نیست. شاید تقاضای شما آن طوری که دوست دارید، اجابت نشود. یا این که زمان مناسبش فرا نرسیده است. شاید هم اگر خدا به دعای شما آن طور که امید دارید پاسخ می داد، در نقشه ایده آل او برای شما اشکالی ایجاد می شد.
بدانید که زمان بندی خدا بی نقص است. با این توصیف، ما همیشه راه و روش خدا را درک نمی کنم. راه هایش برای ما معنا و مفهوم ندارند، ولی باید درک کنیم که خدا آن تصویر بزرگ را می بیند. خدا آینده را می بیند. او همه چیز را در زندگی شما چفت و جور می کند. ممکن است این را احساس نکنید و نبینید. وضع شما شاید درست مثل ده سال قبل است، اما بالاخره یک روز، در یک چشم به هم زدن، خدا وضعیت را عوض می کند. وقتی زمان مقرر فرا برسد، هیچکس نمی تواند جلو تحقق یافتن آن را بگیرد. وقتی زمان بندی از آن خدا باشد، همه نیروهای تاریکی هم برای متوقف کردن او کاری از پیش نمی برند.

حتی یک لحظه هم فکر نکنید که خدا در زندگی شما دخیل نیست. اوست که سبب وقوع رخدادها می شود، حتی وقتی که نمی فهمید. فقط ایمان تان را حفظ کنید و یاد بگیرید که به زمان بندی خدا اعتماد کنید.