۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۹, جمعه


رویاهای تان را دنبال کنید

زندگی هدفمند

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

نحمیا یک یهودی بود که در کاخ سلطنتی اردشیر پادشاه (امپراطور پارس) ساقی بود. او فردی موفق و از امنیت کامل برخوردار بود. قدرت او چندان زیاد نبود، اما نفوذ فراوانی داشت، زیرا علاوه بر آن که مورد اعتماد پادشاه بود، مرد خدا نیز بود. روزی از چند تن از یهودیان که به تازگی از سفر به اورشلیم بازگشته بودند، شنید که حصار و دروازه های اورشلیم هم چنان ویران است. این خبری نگران کننده برای نحمیا بود. فکر بازسازی حصار، ذهن ساقی پادشاه را به خود مشغول کرد.
نحمیا با این که تمام مدت عمر در خارج از اسرائیل زندگی کرده بود، اما سرزمین مادری اش را دوست داشت. او نگران وضع اورشلیم بود، زیرا اورشلیم شهر مقدس یهودیان محسوب می شد. او به سرنوشت اورشلیم بسیار اهمیت می داد. نحمیا می خواست به اورشلیم بازگردد تا حصار ویران را بازسازی کند. در واقع، خداوند اشتیاق بازسازی حصار را در قلب نحمیا گذاشت و برای این کار به او دید و رویا داد. حصار در شهرهای امروزی مفهومی ندارد، اما در زمان نحمیا، امری ضروری بود. حصار، امنیت شهر را در برابر یورش دشمنان تضمین می کرد و مظهر قدرت و آرامش بود.
آیا خداوند دید و رویایی به شما داده است؟ آیا امروز در زندگی تان "حصارهایی" وجود دارد که لازم است از نو بازسازی شوند؟ اگر ما چشمان مان را باز کنیم و به نیازهای جدی دنیای اطرف مان نگاه کنیم، خدا اشتیاق "بازسازی" را در ما به وجود خواهد آورد و برای این کار به ما دید و رویا خواهد داد.
نحمیا در آغاز کار، مشکل را تشخیص داد. او غمگین شد و حتی گریست. اجرای آن رویا در محدوده توانایی نحمیا نبود. مکان اجرای طرح، هزاران کیلومتر دور بود و نحمیا پول و افراد کاردان و متخصص برای تحقق رویایش در اختیار نداشت. او حتی روی کاغذ هم هیچ شانسی برای موفقیت نداشت. از دیدگاه انسانی، غیرممکن بود. اما نحمیا به جای آن که زانوی غم به سینه بزند، فورا دعا کرد. نحمیا می دانست که لطف خداوند با اوست (نحمیا فصل 2 آیه 8). دعا (گفتگوی صمیمانه و دوستانه با خدا) نیروی قدرتمندی است که خدا از طریق آن، مشکلات را از میان برمی دارد. خدا از طریق دعا تدارکاتی را برای تحقق رویا فراهم می کند. دعا سبب شد تا نحمیا قدرت خدا را ملموس تر احساس کند.
سپس نحمیا دست به کار شد. او برای بهبود اوضاع چاره ای اندیشید و از تمام دانش، تجربه و امکانات خود استفاده کرد تا برای این مشکل راه حلی بیابد. کافی نیست که شما فقط هدف و برنامه ای در ذهن داشته باشید. تفاوت برنده و بازنده، در عمل و بی عملی است. دونده ای که با تمام نیروی خود می دود، وکیلی که با صرف وقت، پرونده ها را می خواند و برای حصول نتیجه درباره دلایل می اندیشد، پزشکی که پای خود را از اتاق جراحی بیرون نمی گذارد... کسانی هستند که در مسیر موفقیت گام برمی دارند. بیشتر مردم وقتی به وضع موجود خود راضی می شوند، از ارتقاء به مراحل بهتر بازمی مانند.
نحمیا برای گفتگو با پادشاه، در موقعیتی منحصر به فرد قرار داشت. او ساقی قابل اعتماد پادشاه بود و می بایست مراقب باشد که نوشیدنی او سالم بوده و از کیفیتی مطلوب برخوردار باشد. بنابراین، نحمیا در حین خدمت به پادشاه، به دنبال فرصت مناسبی بود تا با او راجع به حصار ویران اورشلیم صحبت کند. مدام در تفکر و دعا بود و خود را آماده می کرد. نحمیا، خدا را در برنامه ها و افکار خود دخالت داد. دعا باعث گردید قلب نحمیا آماده شود و به خدا اجازه عمل دهد.
نحمیا موضوع را با پادشاه در میان گذاشت. او در حین گفتگو با پادشاه و دیگران دعا می کرد. او می دانست که خدا همواره در راس امور قرار دارد و هر دعایی را می شنود و جواب می دهد. بنابراین، او می توانست در طول روز با اطمینان در حضور خدا دعاهای کوتاه کند، زیرا در نتیجه دعاهای طولانی اش با خدا، رابطه ای صمیمانه و دوستانه برقرار نموده بود. اگر می خواهید مطمئن شوید که دعاهای کوتاه مستجاب می شوند، باید وقتی را به دعاهای عمیق در حضور خدا اختصاص دهید و از این طریق با او رابطه ای مستحکم ایجاد کنید.
نحمیا پس از دعا، پاسخ مثبت پادشاه را شنید. پادشاه به نحمیا اجازه کتبی داد و از مسئول جنگل های سلطنتی خواست تا چوب در اختیار نحمیا بگذارد. نحمیا چنین نوشت:"پادشاه تمام درخواست های مرا قبول کرد، زیرا دست مهربان خدایم بر سر من بود" (نحمیا فصل 2 آیه 8). وقتی بدانید که لطف خدا با شماست، هیچکس و هیچ چیزی مانع تحقق نقشه خداوند نیست.
با این توصیف، نحمیا به هنگام ورود به یهودا با مخالفت هایی مواجه شد. کسانی که در طول دوره تبعید یهودیان، سرزمین اسرائیل را تصاحب کرده بودند، با بازسازی حصار اورشلیم مخالفت می کردند. بدون شک حتی در شهر شوش (پایتخت امپراطوری پارس) و زمانی که پادشاه پارس از نحمیا حمایت می کرد، افرادی بودند که می گفتند:"غیرممکن است. این کار انجام شدنی نیست. تو نمی توانی. برای اجرای این طرح بزرگ، واجد شرایط نیستی، تجربه اش را نداری. اورشلیم منطقه ناامنی است و دشمنان و اشخاص حسود اجازه فعالیت نمی دهند. هیچکس با تو همکاری نمی کند..." وقتی می خواهید رویای تان را تحقق بخشید، همواره عده ای با شما مخالفت خواهند کرد و حتی بعضی نیز آرزو خواهند داشت تا شما شکست بخورید. باید منتظر مخالفت باشید، زیرا در این صورت به جای غافلگیری و تعجب، برای رویارویی با این گونه مخالفت ها آماده خواهید بود. یوحنا چنین نوشت:"تعجب نکنید از این که مردم دنیا از شما نفرت داشته باشند" (اول یوحنا فصل 3 آیه 13). با دانستن این واقعیت که خدا در تمام کارها پشتیبان شما است، تشویق خواهید شد تا به رغم مخالفت ها به کار خود ادامه دهید. وقتی خدا با رویای شما موافق باشد، موفقیت حتمی است. اگر در امور مالی دچار مشکل هستید، نگرش تان باید این طور باشد:"خدا مشکل مالی ندارد، بنابراین لطف خدا ورای مشکلات مالی ام است". به هنگام رویارویی با مشکلات و در سخت ترین ساعات، به لطف خدا اعتراف کنید. ایمان یعنی اعتماد به خدا و این که خدا آزادانه و بدون مخالفت شما، نقشه عالی اش را در زندگی شما تکمیل کند. وقتی شما با مشکلی نظیر آنچه نحمیا داشت، مواجه می شوید، به مردم نگویید که "ببینید مشکل من چقدر بزرگ و تغییرناپذیر است. هیچ شانسی ندارم..." این نوع نگرش سبب می شود تا مشکل شما هرگز از زندگی تان خارج نشود.
نحمیا دید و رویای خود را با رهبران اورشلیم در میان گذاشت. ما غالبا رویا و برنامه های مان را با دیگران در میان نمی گذاریم. البته نمی توان به همه اعتماد کرد، اما کسانی هستند که قادر به کمک می باشند. اگر خدا فکری را در ذهن شما می گذارد تا کاری برای او انجام دهید، آن را با افراد کاردان و صاحب صلاحیت درمیان بگذارید. گمان نکنید که شما تنها کسی هستید که خدا از طریق او عمل می کند. خدا اغلب از یک نفر به عنوان ارائه دهنده رویا استفاده می کند و از دیگران جهت تحقق بخشیدن به آن. با تشویق و ترغیب دیگران، باعث می شوید کار به صورت گروهی انجام شود و از این طریق، اهداف خدا را بهتر تحقق خواهید بخشید.
نحمیا ماموریتی "غیرممکن" را به انجام رساند و حصار اورشلیم ظرف 52 روز بازسازی شد. او از ابتدای کار تا به انتها، تنها از خدا یاری خواست. ممکن است شما احساس کنید که در موقعیتی نیستید که بتوانید هر کاری انجام دهید. اما بدانید که باید کسی باشید که با "خدا" سخن می گوید. او را در افکار خود بپذیرید و مسائل، احساسات و رویاهای تان را با او در میان بگذارید. تردیدی نداشته باشید که خدا ماموریت "غیرممکنی" را از طریق شما عملی خواهد کرد. وقتی با خداوند راه بروید، در موقعیتی هستید که می توانید در این دنیا تغییراتی ایجاد کنید. 

خدا می خواهد شما یک برنده باشید، نه یک فرد افسرده و شاکی

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در عهد جدید می خوانیم که پولس و سیلاس، دو تن از مبشران اولیه مسیحیت، روزی در باره خبر خوش انجیل موعظه می کردند که ناگهان مقامات شهر آن دو را دستگیر کردند. پولس و سیلاس کتک خوردند و به زندان افتادند.
واکنش دو مبشر چه بود؟ آیا غرغر و شکایت کردند؟ آیا شروع به مقصر دانستن خدا کردند؟ نه. آن ها قبل از بحران ها و مشکلات از روح القدس سرشار شده بودند و با خدا بسیار دوست و صمیمی بودند. در طول روز با خدا خیلی صحبت می کردند. آن طور که کتاب مقدس گزارش می دهد پولس و سیلاس را برهنه کردند و با چوب و شلاق زدند. سپس در زندان به زنجیر بستند. آن ها علی رغم این وضعیت غم انگیز، خدا را می پرستیدند، دعا می کردند و سرود می خواندند، به طوری که سایر زندانیان صدای آن ها را می شنیدند. پولس و سیلاس را به کنده هایی بسته بودند که برای نگه داری خطرناک ترین زندانی ها طراحی شده بود.
وقتی خدا را ستایش می کنید و در میان مشکلات و گرفتاری ها، جایگاه ایمان را حفظ می کنید، قدرت معجزه آسای خدا خود را نشان خواهد داد:"ناگهان زلزله ای رخ داد! شدت آن به قدری زیاد بود که پایه های زندان لرزید و همه درها باز شد و زنجیرها از دست و پای زندانیان فرو ریخت!" (اعمال رسولان فصل شانزدهم آیه 26).
دوست عزیز، اوضاع و احوال شما هم ناگهان تغییر خواهد کرد، اگر با کمک روح القدس مقاوم باشید و به خدا اعتماد کنید. وقتی با گرفتاری روبرو می شوید، مثل یک بچه نق نقو نباشید. شاکی نباشید. در احساس افسوس به حال خود غرق نشوید. با کمک خداوند، نگرش یک فرد پیروز را داشته باشید.
ممکن است خسته و درمانده باشید، به طوری که آماده دست کشیدن هستید. شاید بگویید که درآمدم خیلی کم است و قرض هایم زیادند، نمی دانم چطور می شود؟ آیا هیچ وقت وضع مالی ام بهبود پیدا می کند؟
اما نه. با کمک خدا بایستید و حتی اگر لازم است فریاد بکشید و بگویید:"خدای من بسیار بسیار بزرگ تر مشکل من است. خدا می خواهد من یک برنده باشم. خدا متخصص حل مشکلات است. او نقشه عالی برایم دارد".
دلیلی ندارد که همیشه تحت سلطه اوضاع و احوال، همیشه افسرده و نومید به سر ببرید. مهم نیست چند بار زمین زده شدید، باز هم برخیزید. خدا پایداری شما را می بیند. او عزم راسخ شما را می بیند. و هنگامی که هر کاری از دست تان بربیاید انجام دهید، خدا قدم به میدان می گذارد و آنچه از دست شما برنمی آید، انجام می دهد. 

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه


خدا، خدای معجزه گری است

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

"هیچ وقت چیز خوبی برایم پیش نمی آید. رویاهایم هرگز به حقیقت نمی پیوندند. می دانم هرگز ارتقاء پیدا نمی کنم..." جملاتی مثل این ها، به معنای واقعی شما را از پیشرفت و موفقیت در زندگی باز می دارند. این جملات مانع می شوند تا معجزه در زندگی شما رخ دهد. باید مراقب زبان خود باشید. در زندگی فقط با کلمات آکنده از ایمان به خدا حرف بزنید. به عبارت دیگر، کلمات شما می توانند شما را بسازند یا نابود کنند.
خدا به ما دستور نداده که مرتبا درد و رنج های مان را به زبان بیاوریم. او توصیه نمی کند که به این طرف و آن طرف برویم و درباره موقعیت منفی خود حرف بزنیم. در عوض خدا می خواهد که دائما از نیکویی ها و کارهای برجسته او در زندگی مان با دیگران سخن گوییم. خدا می خواهد از وقتی از خواب بیدار می شویم تا وقت خواب، پیوسته به چیزهای مثبت فکر کنیم.
شاید بعضی بگویند که این غیرممکن است. نه نمی توانم کاملا بر افکارم مسلط باشم. اگر بخواهیم فقط با توانایی شخصی به مقابله افکار منفی برویم، نتیجه چندان موفقیت آمیز نخواهد بود. اما می توان با قدرت مافوق طبیعی روح القدس (روح خدا) با ذهنیت منفی مبارزه کرد و به آسانی بر آن غلبه نمود. با یاری روح القدس خیلی آسان خواهد بود تا افکار منفی را از ذهن خود خالی سازیم.
در حقیقت، کلمات ما را به رویاهای مان نزدیک تر یا دورتر می سازند. کلمات، قدرت شگفت انگیزی دارند. لحظه ای که دارید درباره چیزی حرف می زنید، در واقع دارید آن را می آفرینید. وقتی حرف می زنید، دارید دانه ای را می کارید. این یک اصل روحانی است: چیزی که درباره اش حرف می زنید، خوب یا بد، مثبت یا منفی، تاثیر شگرفی بر آینده تان دارد.
اگر همیشه درباره مشکلات تان حرف می زنید، متعجب نشوید که چرا در شکستی همیشگی زندگی می کنید. اگر عادت دارید بگویید:"هرگز چیز خوبی برایم اتفاق نمی افتد" حدس بزنید چه می شود؟ هیچ چیز خوبی برای تان رخ نمی دهد. دست از حرف زدن درباره شکست بردارید و شروع به حرف زدن درباره معجزه خدا و راه حل کنید. از کلمات برای توصیف موقعیت خود استفاده نکنید. از کلمات برای تغییر موقعیت خود سود جوئید.
هر روز صبح، وقتی از خواب بیدار می شوید به خداوند بگویید:"خدایا، متشکرم که به تو و به قدرت اقتدارت اعتقاد راسخ دارم. من به خوبی قادرم هرکاری که تو به انجامش من را دعوت کنی، انجام دهم". کلام خدا می فرماید:"در مسیح قدرت انجام هرکاری را دارم" (فیلیپیان فصل چهارم آیه سیزدهم).
به محض این که از رختخواب بلند می شوید، حال و هوای روزتان را مشخص می کنید. اگر در همان دقایق اول با افکار منفی روز خود را شروع کنید، آن روز برای افکار منفی برنامه ریزی خواهد شد. اگر در مضیقه مالی هستید، به جای این که درباره مشکل حرف بزنید، لازم است با جسارت بگویید:"خداوند مشکل مالی ندارد. او قادر است به من کمک کند". شخصی تعریف می کرد که برای تاسیس شبکه تلویزیونی نه وسایلی برای ضبط برنامه داشتیم و نه استودیویی. او هر روز "صبح" کتاب مقدس را می خواند و ایاتی را که به هدایت خداوند مربوط می شد، می نوشت و در طول روز درباره آن تفکر می کرد. او چنین دعا می کرد:"خدایا، شکر که ما از حکمت و هدایت مافوق طبیعی تو برخورداریم. شکی ندارم که در دستیابی به هدف خود موفق خواهم شد. شکر می کنم که قدم هایم را هدایت می کنی". بعد از مدتی چه اتفاقی افتاد؟ او اکنون صاحب شبکه 24 ساعته تلویزیونی است و از طریق آن مژده نجات بخش انجیل را اعلان می کند.
خدا می خواهد برای شما کار مشابهی انجام دهد. اما نمی شود تنبلی کنید. لطفا کتاب مقدس را بردارید و در جستجوی آیاتی باشید که به موفقیت شما مربوط می شوند. آن ها را بنویسید و در طول روز عادت کنید درباره شان تفکر کنید. به عبارت دیگر، توپ در زمین شماست. اگر خواهان موفقیت هستید، اگر خواهان حکمت هستید، باید این روش را به کار بگیرید. باید جسورانه کلمات ایمان و پیروزی را بر زبان بیاورید. ما خدای مافوق طبیعی را ستایش می کنیم. او محدود به قوانین طبیعت نیست. او می تواند کارهایی کند که از دست بشر برنمی آید. او می تواند در جایی از زندگی ما راهی مهیا کند که به نظر می رسید راهی وجود ندارد. از کلمات نومیدکننده خودداری کنید. شکایت نکنید. نگویید چقدر احساس ضعف و ناتوانی می کنم. نگویید چقدر موقعیت ناامیدکننده است. به جای آن جملاتی را انتخاب کنید که ایمان شما را استوار و تقویت کند. کلمات آکنده از ایمان بر زبان بیاورید. سلامتی، شفا و موفقیت و پیروزی را در خداوند به زبان آورید. به یک کتاب مقدس متحرک تبدیل شوید. آنگاه خدا شروع به فعالیت کند. وقتی خدا برای رفع مشکل شما وارد صحنه می شود، هیچ چیز و هیچکس قادر نیست مانع از انجام معجزات او شود. 

محاکمه گالیله: آیا مسیحیت و علم تفاوت دارند؟

دفاعیات مسیحی

مترجم: مهران پورپشنگ

دلیل اصلی ماندگاری این باور و نگرش که "علم و مسیحیت متفاوت هستند"، گزارش از مواردی است که کلیسا دانشمندان را مورد ایذا و اذیت قرار داده، مانند کپرنیک و گالیله. بسیاری معتقدند که گالیله به علت انتشار یافته های علمی مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید، توسط فرقه کاتولیک مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گرفت. سام هریس (ملحد آمریکایی) در این باره چنین اظهار نظر کرده است:" واکنش کلیسا به گالیله، روال عادی و همیشگی کلیسا را به تصویر کشید".
نقطه ضعفی که در تفسیر این روایت وجود دارد، آن است که کاملا درست نیست. دانشمندان قبل از کپرنیک و گالیله چنین نمی پنداشتند زمین به عنوان مرکز عالم، مکان افتخار و سرافرازی است. ارسطو بر این باور بود که زمین مانند "فاضلاب عالم" است، مکانی که هوا، آب، آتش و کثافت مخلوط شده اند و به همین دلیل زمین، رو به زوال و نیستی می رود. در کتاب "کمدی الهی" اثر دانته (نویسنده و شاعر ایتالیایی که در قرن سیزدهم میلادی می زیست)، مکان سلطنت شیطان در مرکز زمین واقع شده است. کپرنیک، گالیله، کپلر و هم چنین سایر دانشمندان متوجه شدند که خورشید مدل و الگویی است در عالم هستی که زمین به دور آن می چرخد.
قضیه دردسر گالیله بسیار پیچیده تر از آن گزارش هایی است که مخالفان ادعا می کنند. گالیله از آن دسته دانشمندان غیر مذهبی بود که شغل و حرفه اش را به کیهان شناسی کهن وقف کرده بود. از قبل از قرن شانزدهم میلادی، اکثر افراد تحصیل کرده (و بی اعتنا به اعتقادات مذهبی) به فلسفه کائنات که متعلق به دوران یونان باستان بود، اعتقاد داشتند. این فلسفه معتقد بود که زمین ثابت و بی حرکت است و خورشید به دور آن گردش می کند. وقتی گالیله خواستار مدرک علمی برعلیه این فلسفه شد، از سوی فرقه کاتولیک و دانشگاهیان سر و صدای زیادی به پا گردید.
گالیله سه اشتباه پرهزینه ای را در تدبیر خود مرتکب شد که او را به سرزنش و انتقاد سوق داد. نخست، او به قول خود وفا نکرد تا درستی نظریه کپرنیک را در جلسه بحث علمی ثابت کند. در آن زمان ارائه مدرک علمی درباره نظریه گردش زمین به دور خورشید ناقص بود و گالیله هم تمایلی نداشت تا درباره آن بحث کند. با این وجود، او سر حرف خودش بود، در حالی که از تبادل نظر درباره دو نظریه فلسفه کائنات و فرضیه کپرنیک انصراف داده بود.
دومین اشتباه گالیله آن بود که کتابی را منتشر نمود که آشکارا پاپ را ریشخند می کرد. این کتاب گفتگوی تخیلی میان دو نفر یعنی خودش و پاپ بود.
سومین اشتباه آن بود که گالیله قاطعانه درباره معنا و مفهوم متن کتاب مقدس به اظهار نظر پرداخت که این خارج از تخصص و تجربه او بود. او یک شخص غیر مذهبی بود.
گالیله بعد از تفتیش عقاید، به منزل خود در فلورانس بازگشت و به تحقیقات علمی ادامه داد. اما چه نتیجه گیری می توان درباره ماجرای گالیه انجام داد؟ در تاریخ نمونه دیگری وجود ندارد که فرقه کاتولیک تئوری علمی را مورد استیضاح قرار داده باشد. این داستان ساختگی سمج با اطلاعات ارائه شده در کتاب های درسی و تاریخی که به تازگی توسط ملحدها و مخالفان مسیحیت به رشته تحریر درآمده است، کاملا توافق دارد. اما اکنون زمان آن است که به این تحریف مخالفان مسیحیت خاتمه دهیم.
توضیحات مترجم: آنچه مسلم است در دوران گالیله، علم هنوز پیشرفت نکرده بود و اعتقاد فرقه کاتولیک بر باورهای غیر علمی استوار بود. خوانندگان غیر مسیحی باید توجه داشته باشند که مسیح و شاگردانش هرگز جنگ، اعدام، تفتیش عقاید، خرید و فروش زمین های بهشت و جهنم، تجرد کشیش (مجرد بودن رهبران کلیسا)... را تعلیم نداده اند. برای پیروان فرقه کاتولیک، کتاب مقدس تنها مرجع نیست، بلکه تصمیمات پاپ و رهبران آن فرقه نیز مهم و مقدس تلقی می شود. به همین دلیل، مارتین لوتر (کشیش کاتولیک) از این فرقه جدا شد و نهضت پروتستان را تاسیس کرد. دیدگاه کتاب مقدس با علم در تضاد نیست، بلکه با آن دیدگاه هایی در تضاد است که برای عالم هستی آفریننده ای قائل نیستند. مهم ترین بحث دائمی میان ایمانداران مسیحی و کسانی که به وجود خدا اعتقاد ندارند، درباره "مراحل آفرینش" در متن کتاب مقدس نیست، بلکه در مورد منشاء آن است. جهان محصول تصادف و احتمالات نیست، بلکه آفریده خداست.