۱۳۹۲ اسفند ۲۸, چهارشنبه

عیسی سه روز بعد از تعمید را در کجا به سر برد؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

منتقدان کتاب مقدس، روایات اناجیل متی، مرقس و لوقا را با گزارش یوحنا مبنی بر واقعه بعد از تعمید مسیح متناقض ارزیابی می کنند. در اناجیل متی، مرقس و لوقا تاکید شده که عیسی توسط روح القدس به بیابان برده شد و او مدت چهل روز در بیابان بود، در حالی که منتقدان مدعی اند که گزارش یوحنا چنین است که "روز بعد از تعمید"، عیسی دو شاگرد را انتخاب کرد. کدامیک از گزارش ها صحیح است؟
در انجیل یوحنا فصل اول، آیه پانزدهم می خوانیم که یحیی، در حال معرفی مسیح است. در ادامه آیه نوزدهم با این عبارت شروع می شود:"روزی سران قوم یهود از شهر اورشلیم، چند تن از کاهنان و دستیاران خود را نزد یحیی فرستادند تا بدانند آیا یحیی ادعا می کند که مسیح است یا نه". گفتگویی میان یحیی و فرستادگان رهبران مذهبی یهود انجام می شود. سپس در آیه بیست و نهم می خوانیم که یحیی می بیند که عیسی به سوی او می آید. در حین آمدن عیسی به نزد او، یحیی از فرصت استفاده کرده و مسیح را به جماعت معرفی می کند و در ادامه سخنانش می گوید:"من روح خدا را دیدم که به شکل کبوتری از آسمان آمد و بر عیسی قرار گرفت". اگر مسیح برای انجام تعمید نزد یحیی آمده بود، اعتراف یحیی مبنی بر دیدن روح خدا به شکل کبوتر در قبل از تعمید، با گزارش های متی، مرقس و لوقا در تناقض بود. در حالی که فصل اول، یوحنا گزارشی از تعمید مسیح ارائه نداده، بلکه صرفا به سخنان یحیی بسنده کرده است. در واقع، آیه بیست و نهم، بیانگر این موضوع است که یحیی چند هفته قبل از آن روز، عیسی را تعمید داده بود. عیسی بعد از تعمید گرفتن، ابتدا به صحرا رفت تا از سوی شیطان آزمایش شود. وقایع این بخش از گزارش یوحنا، بعد از بازگشت عیسی از بیابان رخ داده اند. عبارت "روز بعد از تعمید" توسط منتقدان و مخالفان برای بی اعتبار کردن مسیحیت اضافه شده و این عبارت در انجیل یوحنا فصل اول وجود ندارد. یوحنا به بیان و جزئیات موضوعاتی می پردازد که در سه انجیل دیگر ذکر نشده است. چهار انجیل مکمل یکدیگرند.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

آیا حوا از دیدن مار سخنگو ترسید؟ (پیدایش فصل 3 آیه اول)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

به نظر می رسد قبل از آن مار توسط خدا لعنت شود، ظاهرش متفاوت از آنچه بود که امروزه می بینیم (پیدایش فصل 3 آیات 14-15). حیوانی را که به عنوان مار می شناسیم، نتیجه داوری خدا است. مار به حیوان ترسناک و خزنده تبدیل شد. پر واضح است که روح شریر قادر است به درون انسان و حیوان وارد شود (لوقا فصل 8 آیه 33). احتمالا شیطان با فریب مار زیرک و هوشیار، به درون او راه می یابد. بنابراین، شیطان از مار به عنوان یک وسیله برای فریب دادن حوا استفاده کرد. این روش معمول شیطان است که از اشخاص مختلف برای فریب دادن استفاده می کند.
کتاب پیدایش نمی گوید که حوا از دیدن مار سخنگو ترسید و حیرت زده شد. این نکته را برخی از کارشناسان کتاب مقدس تایید کرده اند. آن ها معتقدند که حوا با شنیدن صدای مار، غافلگیر و شگفت زده نشد، زیرا احتمالا آدم و حوا آزادانه با فرشتگانی که به شباهت انسان ظاهر می شدند، در ارتباط و گفتگو بوده اند. بنابراین، شاید مار به حوا گفته که شخص دیگری با او صحبت می کند و حوا هم گمان کرد که یکی از فرشتگان با او سخن می گوید. اگر این نظریه درست باشد، حوا از دیدن یک مار زیبا و سخنگو دچار شگفتی نشد. اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد نه چگونگی گفتگوی مار با حوا، بلکه اظهارات شیطان مهم است.
شیطان و ارواح شریر، فرشتگان سقوط کرده هستند. ارواح پلید و تسخیر انسان ها توسط آن ها کاملا واقعی است. بسیار حیاتی است که ایمانداران به قدرت شیطان و ارواح پلید او واقف باشند. در اناجیل می خوانیم که مسیح افراد بسیاری را که گرفتار ارواح پلید بودند، شفا داد، اما ارواح پلید را نابود نکرد. امروزه این سئوال مطرح می شود که چرا عیسی ارواح پلید را نابود نمی کند یا جلو کار ویرانگر شریر را در دنیا نمی گیرد؟ پاسخ این است که زمان مقرر هنوز فرا نرسیده است، اما زمان آن فرا خواهد رسید. کتاب مکاشفه نشان می دهد که شیطان و ارواح پلید او برای ابد راهی جهنم خواهند شد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

۱۳۹۲ اسفند ۲۷, سه‌شنبه

با کسانی که قصد دین گریزی دارند برخورد شود

اگر کسی قصد اقدام علیه دین و دین گریزی داشته باشد باید با او برخورد شود.

به گزارش « محبت نیوز» به نقل از ایلنا، ابراهیم مهرانفر معاونت سازمان های نظامی و قضایی ستاد احیای امربه معروف و نهی از منکر استان اصفهان ، با اشاره به اینکه در یک نگاه کلی به دنبال انجام اقداماتی در سطح جامعه با هماهنگی سازمانهای زیربط مانند بسیج، سپاه، قوه قضاییه و دیگر ارگانهای مربوطه برای ایجاد جامعه ای با ثبات،آرامش،امنیت و عدالت هستیم گفت: " اگر کسی قصد اقدام علیه دین و دین گریزی داشته باشد باید با او برخورد شود."
وی با اشاره به این که ثبات، آرامش و امنیت با احیای امر به معروف و نهی از منکر صورت می گیرد، تصریح کرد: "در راستای انجام فریضه امربه معروف و نهی از منکر ممکن است مشکلاتی به وجود آید که وظیفه این سازمان حمایت از اشخاصی است که به این وظیفه همگانی در جامعه با اهتمام به قانون عمل می کنند، تشکیل شورای نخبگان، در نیروهای مسلح اجرای طرح سرباز خوبی ها و انتخاب افسران، سربازان و پرسنلی که در امر ترویج امربه معروف و نهی از منکر فعال بوده اند، اقدامات فرهنگی و تبلیغاتی در سازمانها از مهمترین اقدامات این معاونت در استان اصفهان می باشد.

آیا امیدی به بهبود وضعیت اقلیت‌های دینی در سال ۱۳۹۳هست؟

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرد که تا تاریخ سوم ژانویه ۲۰۱۴، دست‌کم ۳۰۷ نفر از اقلیت‌های مذهبی و دینی در زندان بسر می‌بردند که در میان آنها ۵۰ مسیحی وجود دارند.

به گزارش «محبت نیوز» احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران در (۲۲ اسفند) در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرد که تا تاریخ سوم ژانویه ۲۰۱۴، دست‌کم ۳۰۷ نفر از اقلیت‌های مذهبی و دینی در زندان بسر می‌بردند که در میان آنها ۱۳۶ بهایی، ۱۹ درویش، ۵۰ مسیحی، ۹۰ سنی و دو زرتشتی وجود دارند.
به نقل ازخبرگزاری آلمان، بهاره دویس، کارشناس مربوط به ایران در سازمان عفو بین‌الملل در نگاهی به سال ۱۳۹۲ از سرکوب بهاییان و افزایش تعداد اعدام‌های میان پیروان اهل سنت می‌گوید: «روی کارآمدن دولت روحانی بارقه‌ای از امید را برای مردم ایران ایجاد کرد و برخی اقدامات مثبتی انجام گرفت. اما این تغییرات به هیچ وجه کافی نبوده است. تغییری در سیاست ایران در رابطه با جلوگیری بهاییان در آموزش عالی به‌وجود نیامد. در سال گذشته حکم اعدام‌ها ادامه داشت و حتی افزایش پیدا کرد.»
پرونده‌های خبرساز اقلیت‌های دینی ایران
در سال ۱۳۹۲ پرونده برخی از زندانیان اقلیت‌های دینی در سطح افکار عمومی دنیا مطرح شد. باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا (۶ فوریه/ ۱۷ بهمن) خواستار آزادی سعید عابدینی، کشیش نوکیش ایرانی ـ آمریکایی زندانی در ایران شد.
سعید عابدینی در مهرماه سال ۱۳۹۱ در ایران بازداشت و در بهمن‌ماه همان سال به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. اتهام وی "تشکیل کلیساهای خانگی به قصد برهم زدن امنیت ملی" عنوان شد.
دیان علائی، نماینده جامعه بین‌المللی بهایی در سازمان ملل در ژنو هم در تشریح وضعیت بهاییان ایران در سال ۹۲ به دویچه وله می‌گوید: «متاسفانه در سال ۹۲ تعداد زندانیان بهایی بیشتر شد. در حال حاضر ۱۳۶ تن در زندان بسر می‌برند. درعین حال ما شاهد دو حمله وحشیانه به بهاییان هم بودیم. در اواخر تابستان ۹۲ در شهر بندرعباس جسد عطاالله رضوانی را در ماشینش پیدا کردند که با ضرب گلوله کشته شده بود. یک ماه پیش هم حمله دیگری با کارد به خانواده قدرت‌الله مودی در بیرجند شد. در این حمله ۳ عضو خانواده هدف ضربات کارد قرار گرفتند، ولی آنها به بیمارستان رسانده شدند و زنده ماندند.»
کارشناس عفو بین‌الملل ضمن اشاره به خطر اعدام از میان اقلیت‌‌های سنی بلوچ و کرد در سال گذشته یادآور می‌شود: «در آبان ماه ۹۲ شانزده زندانی بلوچ در یک اقدام تلافی‌جویانه اعدام شدند. بنابه گفته دادستان زاهدن در همان زمان این اعدام‌ها در پاسخ به یک حمله مرزی توسط یک گروه مسلح بود که منجر به کشته شدن ۱۴ مرزبان ایرانی شده بود.»
وی می‌افزاید: «اعدام کسانی که حتی در این حمله نقشی نداشتند و زمانی که این اتفاق افتاده بود در زندان بودند نمونه نقض فاحش حقوق بشر است.
در شهریورماه ۹۲ هم چهار نفر زندانیان کرد اهل سنت مطلع شدند از طریق مقامات زندان حکم اعدام آنها تائید شده و بزودی قرار است اعدام شوند. همه این افراد به جرائم مربوط به امنیت ملی دستگیر شدند و دسترسی به وکیل نداشتند و ظاهرن مورد شکنجه قرار گرفته‌اند و حکم اعدام در نتیجه محاکمه ناعادلانه صادر شده است.»

در جمهوری اسلامی ایران « مسیحی »بودن دشوار است !

"وقتی در ایران مسیحی باشید نمی‌توانید حرف بزنید. باید ساکت بمانید و درباره حقیقت ی که می‌دانید و به آن اعتقاد دارید حرفی نزنید. چیزی به نام زندگی راحت در ایران وجود ندارد."


« محبت نیوز» - تارنمای روز به نقل از گزارشی در نیویورک تایمز از سخت گیرها بر مسیحیان ایران خبر داده و گزارشگر آن می نویسد: « "موری" را در زیرزمین یک کلیسا در برلین ملاقات کردم. یک پناهنده ۲۸ ساله که زمانی در ایران یک کسب‌وکار کوچک داشت. پنج سال پیش به آئین مسیحیت روی آورده و به شرط این‌که فقط اسم کوچکش عنوان شود حاضر به حرف زدن شد. در سال ۲۰۱۱ در حالیکه به سمت یک جلسه کلیسای خانگی مخفیانه می‌رفت، توانست بگریزد ولی نیروهای امنیتی به کلیسای انجیلی زیرزمینی آن‌ها حمله کرده و تمام دوستانش بازداشت و زندانی شدند و او ظنین است که آن‌ها کشته شده باشند.
او می‌گوید: "وقتی در ایران مسیحی باشید نمی‌توانید حرف بزنید. باید ساکت بمانید و درباره حقیقتی که می‌دانید و به آن اعتقاد دارید حرفی نزنید. چیزی به نام زندگی راحت در ایران وجود ندارد."
البته ایران با مسیحیت بیگانه نیست. کمی پس از مرگ و قیام عیسی مسیح این آئین به ایران رسید و از آن زمان رشد و افول زیادی داشته است.
واشنگتن در حالیکه مشغول مذاکرات هسته‌ای با تهران است نباید بدرفتاری با مسیحیان در ایران را فراموش کند.
مسیحیان کمتر از یک درصد جمعیت ۸۰ میلیونی ایران را تشکیل می‌دهد. تخمین زدن تعداد آن‌ها دشوار است: بنا به گزارشات شاید حدود نیم میلیون نفر مسیحی در این کشور زندگی کنند. تحقیقات پایگاه‌ داده مسیحیان جهان نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۰ حدود ۲۷۰ هزار مسیحی در ایران زندگی می‌کرده‌اند. بیشتر آن‌ها ارمنی و آسوری‌هایی هستند که مراسم مذهب ارتودوکس خود را به جای می آورند. مذاهب دیگر که بیشتر تغییرکیش‌ یافتگان از اسلام به پروتستانیسم انجیلی هستند، مورد تعقیب و آزار و اذیت قرار می‌گیرند و حتی با خطر مرگ مواجه می‌شوند.
این پایگاه داده در سال ۲۰۱۰ حدود ۶۶ هزار نفر پروتستان را در ایران سرشماری کرده است. «درهای باز»، یک سازمان ردیابی تعقیب مسیحیان، تخمین می‌زند که حدود ۳۷۰ هزار نومسیحی با پیشینه اسلام در ایران زندگی کنند. در دهه گذشته شبکه‌های تلویزیونی که اغلب مهاجران ایرانی آن‌ها را می‌گردانند به ترویج آئین مسیحت پرداخته‌اند. سیستم حاکم ایران، این رویکرد را دخالت خارجی با هدف تضعیف رژیم می‌داند. طبق قانون شرع، ارتداد از اسلام نه تنها گناه بلکه یک جرم است.
در سال ۲۰۰۴ حمید پورمند، یکی از کشیشان فارسی زبان کلیساهای جماعت ربانی ، ، با بیش از ۸۰ عضو به جرم ارتداد بازداشت شد و پیش از آزادی سال‌ها زندان را تحمل کرد. گزارش سال گذشته احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد حقوق بشر در ایران می‌گوید، مسیحیان به دلایل مبهم امنیت ملی مورد تعقیب قرار می‌گیرند و از سال ۲۰۱۰ بیش از ۳۰۰ نفر از آنان بازداشت شده‌اند.
موری یکی از خوش‌شانس‌ها بوده است. در سال ۲۰۱۱ یک گذرنامه جعلی گرفت، ۷۰۰۰ یورو به یک قاچاقچی پول داد و به جمع پناهندگان پیوست. بنا بر آمار سازمان پناهندگان ایرانی در برلین، تعداد کسانی که به آلمان پناهنده شده‌اند در سال‌های اخیر افزایش یافته و از ۸۱۵ نفر در سال ۲۰۰۸ به ۴۳۴۸ نفر در سال ۲۰۱۲ رسیده است که احتمالن امسال نیز افزایش خواهد یافت. ایرانی‌هایی که در شرایط اردوگاه زندگی می‌کنند در مدارسی به سر می‌برند که به محل زندگی تبدیل شده و با دقت از هم دور نگه داشته می‌شوند تا در مورد پرونده یا زندگی خود در ایران با یکدیگر حرف نزنند. بسیاری بیم آن دارند که دولت ایران جاسوس‌هایی را میان آن‌ها فرستاده باشد.
رئیس جمهور حسن روحانی که اغلب در غرب به عنوان معتدل و با ذهن اصلاح‌طلب شناخته می‌شود، خواستار توقف دخالت در زندگی خصوصی مردم شده است. در دسامبر گذشته او برای مسیحیان جهان، خصوصا مسیحیان ایران پیام تبریک فرستاد. اما بسیاری از مسیحیان در زندان باقی مانده‌اند. ایران به عنوان امضاءکننده معاهده بین‌المللی حقوق بشر، اگر بخواهد روابط با غرب را عادی‌سازی کند، باید مسئول رفتار خود با شهروندانش باشد.

.

اول پطرس ۲۳:۲

چون دشنامش دادند دشنام پس نداد و آنگاه که رنج کشید تهدید نکرد بلکه خود را به دست داور عادل سپرد.

۱۳۹۲ اسفند ۲۶, دوشنبه

چه کسی به خاطر آنچه می داند دروغ است، خود را به کشتن می دهد؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

قبل از بررسی موضوع، ابتدا باید بدانیم که تعریف تاریخ چیست. تاریخ به معنای "کسب اطلاعات بر اساس شهادت افراد می باشد". اگر کسی بگوید که من اعتقادی به این تعریف ندارم، باید از او سئوال کرد:"آیا ناپلئون شخصیت تاریخی بوده است؟" پاسخ او مثبت است. سئوال دوم:"آیا تا به حال او را از نزدیک دیده ای؟" آن شخص اعتراف می کند که هرگز ناپلئون را ندیده است. سئوال بعدی این است که "اگر ناپلئون را ندیده ای، چگونه او را می شناسی؟"
آن شخص ناگزیر است تا آن تعریف تاریخ را بپذیرد. مدارک و شواهد تاریخی، وجود ناپلئون را تایید کرده اند. این تعریف دقیق از تاریخ دارای یک نکته تفکیک ناپذیر است. شواهد و شهادت ها بایستی کاملا موثق باشند. آنچه مشاهده یا شنیده شده، بایستی صحیح و درست باشد. بنابراین، آیا می توان به آنچه عیسی و شاگردانش ادعا کردند و انجام دادند، باور کرد؟ من ایمان دارم که می شود به دلایل ذیل اعتماد کرد:
یک. یازده شاگرد مسیح، به خاطر ادعاهای شان شهید شدند. یوحنا هم دوران سخت زندان را گذراند.
دو. اگر مسیح و شاگردانش، قصد فریب مردم را داشتند، چرا جان خود را به خاطر ادعای دروغ از دست دادند؟ افراد به خاطر آنچه می دانند درست است جان خود را فدا می کنند (حتی اگر آن عقیده نادرست باشد)، اما هیچکس جان خود را در راه چیزی که خودش هم می داند دروغ است، به خطر نمی اندازد.
سه. شواهد تاریخی (مورخان یهودی، یونانی، رومی و هم چنین گزارش های امپراطور روم در قرن اول میلادی) تایید می کنند که مسیح ادعا کرد که خداوند است و شاگردانش همین ادعا را تایید کردند و به خاطر این ادعا، دستگیر، شکنجه و شهید شدند.
چهار. چرا وقتی ایمانداران مسیحی، با ایمان و اعتقاد راسخ درخواست ها و دعاهای شان را به نام عیسی خداوند مطرح می کنند، شاهد معجزات و دگرگونی عمیق روحانی در زندگی خود می شوند؟ اگر مسیح خداوند نیست، چرا خدا به دعاهای ایمانداران پاسخ مثبت می دهد؟ چرا یک شخص غیر قابل تحمل در نام عیسی مسیح خداوند، به فرد مثبت و مفید تبدیل می شود؟ اگر این معجزات و رویدادهای شگفت انگیز به نام عیسی خداوند رخ نمی داد، بدون تردید هیچکس پیرو مسیح نمی شد. فرض کنید به شما دارویی معرفی کنند که هیچگونه تاثیر موثری در رفع بیماری نداشته باشد، آیا مبادرت به خرید مجدد آن دارو خواهید کرد؟
پنج. اگر مسیح بعد از مرگ، زنده نشده بود، پس شاگردان این حقیقت را می دانستند. چرا علی رغم این آگاهی، اجازه دادند تا مخالفان آنان را شکنجه داده و به قتل برسانند؟ باور این نکته برای مردم غیر ممکن است که عده ای بدانند که تبلیغ آن ها دروغ است، اما به خاطر همان ادعای دروغ جان خود را از دست بدهند.
شش. مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که شاگردان مسیح دچار توهم روانی بوده اند و آنچه را از زنده شدن مسیح بیان می کردند، در واقع چیزی جز توهم روانی نبوده است. در پاسخ باید گفت که شاگردان مسیح نه فقط ساده لوح نبودند، بلکه بسیار محتاط، شکاک و دیرباور بودند. آن ها بعد از مرگ مسیح، به طور گروهی او را زنده دیدند. ظهورهای مسیح بر گروه های مردم واقع شد و هر فردی در این گروه ها، همان چیزی را می دید که دیگران می دیدند. بعد از چهل روز از زنده شدن مسیح، دیگر هیچ ظهوری از مسیح ثبت نشده است. اگر ظهورهای مسیح توهم بود، چرا یک مرتبه قطع شد و دیگر تکرار نگردید؟
اگر به فرضیه توهم معتقد باشیم، باید از خود بپرسیم که چرا شاگردان بلافاصله عیسی را نشناختند؟ حتی اگر فکر کنیم که این رویاها یا توهمات را خدا برای آن ها می فرستاد تا هدایت شان کند، چرا این کار را به نحو درست تری انجام نمی داد تا آن ها بلافاصله عیسی را بشناسند؟ در خصوص ظهورهای مسیح باید گفت که این پدیده نه از درون ذهن شاگردان، بلکه از بیرون بر آن ها حادث شد. فرضیه توهم زمانی قابل قبول می بود که شاگردان حاضر به پذیرش واقعیت تلخ مصلوب شدن مسیح نمی بودند. آنان چنان نومید و دلسرد بودند که بیرون آمدن از آن مستلزم وقت بود. اگر اصرار داشته باشیم که این افراد دچار چنین وهمی شده اند و آن را به همه اعلان می کردند، پس باید بپذیریم که مسیح در انتخاب آن ها دچار اشتباه شده و افرادی ناپایدار و بیمارگونه را برگزیده بود. آنچه مسلم است، توهم سیر و فرایند منطقی ندارد تا به هدف مشخصی برسد. کسانی که دچار توهم می شوند، هرگز نمی توانند قهرمان اخلاقیات گردند. اثر زنده شدن مسیح در دگرگونی افراد امر دائمی بود و آنانی که شاهدش بودند، تا پای جان در راه اعلان این حقیقت ایستادند. توهم هیچ گاه انسان را به انجام کارهای خارق العاده سوق نمی دهد. هیچ دروغ و توهمی تاکنون دنیا را تکان نداده است.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است. خوانندگان عزیز، در صورت مشاهده تخلف، لطفا اطلاع دهید.