۱۳۹۲ اسفند ۲۶, دوشنبه

چه کسی به خاطر آنچه می داند دروغ است، خود را به کشتن می دهد؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

قبل از بررسی موضوع، ابتدا باید بدانیم که تعریف تاریخ چیست. تاریخ به معنای "کسب اطلاعات بر اساس شهادت افراد می باشد". اگر کسی بگوید که من اعتقادی به این تعریف ندارم، باید از او سئوال کرد:"آیا ناپلئون شخصیت تاریخی بوده است؟" پاسخ او مثبت است. سئوال دوم:"آیا تا به حال او را از نزدیک دیده ای؟" آن شخص اعتراف می کند که هرگز ناپلئون را ندیده است. سئوال بعدی این است که "اگر ناپلئون را ندیده ای، چگونه او را می شناسی؟"
آن شخص ناگزیر است تا آن تعریف تاریخ را بپذیرد. مدارک و شواهد تاریخی، وجود ناپلئون را تایید کرده اند. این تعریف دقیق از تاریخ دارای یک نکته تفکیک ناپذیر است. شواهد و شهادت ها بایستی کاملا موثق باشند. آنچه مشاهده یا شنیده شده، بایستی صحیح و درست باشد. بنابراین، آیا می توان به آنچه عیسی و شاگردانش ادعا کردند و انجام دادند، باور کرد؟ من ایمان دارم که می شود به دلایل ذیل اعتماد کرد:
یک. یازده شاگرد مسیح، به خاطر ادعاهای شان شهید شدند. یوحنا هم دوران سخت زندان را گذراند.
دو. اگر مسیح و شاگردانش، قصد فریب مردم را داشتند، چرا جان خود را به خاطر ادعای دروغ از دست دادند؟ افراد به خاطر آنچه می دانند درست است جان خود را فدا می کنند (حتی اگر آن عقیده نادرست باشد)، اما هیچکس جان خود را در راه چیزی که خودش هم می داند دروغ است، به خطر نمی اندازد.
سه. شواهد تاریخی (مورخان یهودی، یونانی، رومی و هم چنین گزارش های امپراطور روم در قرن اول میلادی) تایید می کنند که مسیح ادعا کرد که خداوند است و شاگردانش همین ادعا را تایید کردند و به خاطر این ادعا، دستگیر، شکنجه و شهید شدند.
چهار. چرا وقتی ایمانداران مسیحی، با ایمان و اعتقاد راسخ درخواست ها و دعاهای شان را به نام عیسی خداوند مطرح می کنند، شاهد معجزات و دگرگونی عمیق روحانی در زندگی خود می شوند؟ اگر مسیح خداوند نیست، چرا خدا به دعاهای ایمانداران پاسخ مثبت می دهد؟ چرا یک شخص غیر قابل تحمل در نام عیسی مسیح خداوند، به فرد مثبت و مفید تبدیل می شود؟ اگر این معجزات و رویدادهای شگفت انگیز به نام عیسی خداوند رخ نمی داد، بدون تردید هیچکس پیرو مسیح نمی شد. فرض کنید به شما دارویی معرفی کنند که هیچگونه تاثیر موثری در رفع بیماری نداشته باشد، آیا مبادرت به خرید مجدد آن دارو خواهید کرد؟
پنج. اگر مسیح بعد از مرگ، زنده نشده بود، پس شاگردان این حقیقت را می دانستند. چرا علی رغم این آگاهی، اجازه دادند تا مخالفان آنان را شکنجه داده و به قتل برسانند؟ باور این نکته برای مردم غیر ممکن است که عده ای بدانند که تبلیغ آن ها دروغ است، اما به خاطر همان ادعای دروغ جان خود را از دست بدهند.
شش. مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که شاگردان مسیح دچار توهم روانی بوده اند و آنچه را از زنده شدن مسیح بیان می کردند، در واقع چیزی جز توهم روانی نبوده است. در پاسخ باید گفت که شاگردان مسیح نه فقط ساده لوح نبودند، بلکه بسیار محتاط، شکاک و دیرباور بودند. آن ها بعد از مرگ مسیح، به طور گروهی او را زنده دیدند. ظهورهای مسیح بر گروه های مردم واقع شد و هر فردی در این گروه ها، همان چیزی را می دید که دیگران می دیدند. بعد از چهل روز از زنده شدن مسیح، دیگر هیچ ظهوری از مسیح ثبت نشده است. اگر ظهورهای مسیح توهم بود، چرا یک مرتبه قطع شد و دیگر تکرار نگردید؟
اگر به فرضیه توهم معتقد باشیم، باید از خود بپرسیم که چرا شاگردان بلافاصله عیسی را نشناختند؟ حتی اگر فکر کنیم که این رویاها یا توهمات را خدا برای آن ها می فرستاد تا هدایت شان کند، چرا این کار را به نحو درست تری انجام نمی داد تا آن ها بلافاصله عیسی را بشناسند؟ در خصوص ظهورهای مسیح باید گفت که این پدیده نه از درون ذهن شاگردان، بلکه از بیرون بر آن ها حادث شد. فرضیه توهم زمانی قابل قبول می بود که شاگردان حاضر به پذیرش واقعیت تلخ مصلوب شدن مسیح نمی بودند. آنان چنان نومید و دلسرد بودند که بیرون آمدن از آن مستلزم وقت بود. اگر اصرار داشته باشیم که این افراد دچار چنین وهمی شده اند و آن را به همه اعلان می کردند، پس باید بپذیریم که مسیح در انتخاب آن ها دچار اشتباه شده و افرادی ناپایدار و بیمارگونه را برگزیده بود. آنچه مسلم است، توهم سیر و فرایند منطقی ندارد تا به هدف مشخصی برسد. کسانی که دچار توهم می شوند، هرگز نمی توانند قهرمان اخلاقیات گردند. اثر زنده شدن مسیح در دگرگونی افراد امر دائمی بود و آنانی که شاهدش بودند، تا پای جان در راه اعلان این حقیقت ایستادند. توهم هیچ گاه انسان را به انجام کارهای خارق العاده سوق نمی دهد. هیچ دروغ و توهمی تاکنون دنیا را تکان نداده است.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است. خوانندگان عزیز، در صورت مشاهده تخلف، لطفا اطلاع دهید.

چرا کتاب مقدس به نقاط ضعف پیامبران اشاره کرده است؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

برای پاسخ به این سئوال به نکات زیر توجه کنید:

یک. نااطاعتی آدم و حوا سبب رخنه گناه به جهان شد و انسان ها ازطریق ارثی و هم چنین ارتکابی در وضعیت گناه آلود قرار گرفتند. در نتیجه، پیامبران هم از این قاعده مستثنی نبوده اند.
دو. همه پیامبران طبق روال طبیعت از یک پدر و مادر به وجود آمدند. اما در مورد عیسی چنین نبود. مادرش زمانی آبستن شد که هنوز باکره بود. عیسی پدر بشری نداشت. تولد او از یک دختر باکره، امری است کاملا منحصر به فرد در تاریخ بشر. هیچ شاهد و مدرکی در دست نیست که در طول تاریخ، باکره دیگری به جز مریم، بدون ارتباط با یک مرد، آبستن شده باشد. پیشگویی تولد مسیح (عهد جدید) در دوران آدم و حوا، به "نسل زن" اشاره دارد (مریم باکره) و نه از نسل مرد (پیدایش فصل سوم آیه پانزدهم).
سه. خوشبختانه کتاب مقدس به نقاط ضعف رسولان و پیامبران اشاره کرده است تا از آن ها بت نسازیم، بلکه تمرکز ما بر خداوند باشد. به یاد داشته باشیم: انسان حاصل هدف خدا و برای هدف خدا به دنیا آمده است. کتاب مقدس، نقاط ضعف پیامبران را مخفی نکرده، بلکه آن را با صداقت بیان نموده است، چرا که آنان انسان های مافوق طبیعی نبوده اند. پولس رسول چنین نوشت: "ما ضعیف هستیم، لیکن با قوت خدا زیست خواهیم کرد" (دوم قرنتیان فصل سیزدهم آیه پنجم). هر گاه احساس ضعف می کنیم، خدا دارد به ما یادآوری می کند که به او متکی باشیم و توکل نماییم.
چهار. اگر خدا عده ای را کاملا مقدس می آفرید، این پرسش برای مردم مطرح می شد که چرا خدا تفاوت و تبعیض قائل شده است؟ چرا من باید برای دست یابی به پاکی و قدوسیت، سعی و تلاش کنم تا مقبول خدا واقع شوم، در حالی که دیگری کاملا مقدس و کامل آفریده شده؟
پنج. طبق نگرش مسیحیت، افراد در هر مقام و موقعیت باید وفاداری خود را به خدا "ثابت" کنند. هنگامی شما می توانید ادعای وفاداری کنید که قبل از آن فرصت بی وفا بودن داشته اید، ولی خودتان برگزیدید که وفادار بمانید. خدا افرادی را می خواهد که با خواست و اراده خودشان، وفاداری خود را ثابت کرده اند و نه این که عده ای کاملا مقدس را خلق کند. باید بدانیم خدا کیست؟ انسان کیست؟ ما انسان هستیم.
شش. سراسر کتاب مقدس مملو از نمونه هایی است دال بر این که چگونه خدا مشتاقانه دوست دارد انسان های عادی و ناقص را علی رغم ضعف های شان، برای انجام کارهای فوق العاده مهم به کار گیرد. کتاب مقدس می فرماید: خدا عمدا اشخاصی را برگزیده که در نظر مردم دنیا، نادان و ضعیف هستند، تا از این راه آنانی را که دانا و قدرتمند به حساب می آیند، شرمگین سازد. خدا همان کسانی را برگزیده که دنیا ایشان را هیچ می انگارد، تا نشان دهد آنانی که مهم و بزرگ به نظر می آیند، هیچ هستند و به این ترتیب هیچکس در هیچ جا، نتواند در برابر خدا فخرفروشی کند (اول قرنتیان فصل اول آیات بیست و هفتم تا بیست و نهم).
ضعف موسی، خشم او بود. خشمی که باعث گردید او یک مصری را به قتل برساند. او لوح های ده فرمان را نیز شکست. با این حال، خدا او را تبدیل به "متواضع ترین مرد روی زمین" نمود. ضعف جدعون، خودکم بینی و عدم اعتماد به نفس بود، اما خدا او را به مردی "شجاع و زورآور" تبدیل نمود. ضعف ابراهیم، ترس بود. نه یک مرتبه، بلکه دو بار ادعا کرد که همسرش، خواهر وی می باشد، تا بدین وسیله جان خود را از خطر مرگ برهاند. ولی خدا، ابراهیم را به "پدر تمام ایمانداران" تبدیل نمود. پطرس شکاک و عجول تبدیل به "صخره" شد و داود زناکار، به "مردی موافق دل خدا" و یوحنای متکبر را به "رسول محبت" تبدیل گردید.
تخصص خدا، تبدیل ضعف ها به قوت است.
هفت. کتاب مقدس، تاریخ قوم اسرائیل است و پیامبران هم یهودی بودند. مطابق دیدگاه کتاب مقدس، پیامبران انسان بودند. کتاب مقدس نگرش واقع بینانه به پیامبران دارد و نه ایده آلی. همان طور که اشاره شد هر گاه احساس ضعف می کنیم، خدا دارد به ما یادآوری می کند که به او متکی باشیم و توکل نماییم. انسان ها به فیض و رحمت خدا نیازمندند.
هشت. مسیح قادر بود درون انسان ها را ببیند و انگیزه آنان را مشاهده نماید. بنابراین، هیچکس نمی توانست او را فریب دهد تا مرتکب خطا و اشتباه شود.
نه. پولس رسول هم مثل همه ما می خواست که از ضعف خود بهبودی حاصل کند. به همین دلیل دعا کرد: "خداوندا، این مشکل (احتمالا ناراحتی جسمی و یا سختی ها و جفاها) را برطرف کن." ولی اراده خدا این بود که پولس با این مشکل سر بکند و ضعیف بماند، تا توکل او به جای قدرت، حکمت و ذکاوت خودش، متمرکز بر قدرت و حکمت خدا باشد. خدا از پیش می دانست که ممکن است پولس مغرور بشود. در نتیجه، اجازه داد تا مشکلی در زندگی او کار بکند تا از غرور و تکبر پیشگیری کند. خداوند می دانست که پولس رسول با استعدادهای خود چه کارهای عظیمی برای گسترش انجیل انجام بدهد. بنابراین، با گذاشتن مشکل، تضمین کرد که شهرت پولس منتهی به غرور و احیانا شکست روحانی نشود. هر گاه در کتاب مقدس با شخصیتی برخورد می کنیم که سرمست از باده غرور شده است، می دانیم به آخر خط رسیده است.
شخصی که مغرور می شود، در جبهه مخالف خدا زندگی می کند. وقتی که غرور وارد می شود، کم کم حس وابستگی و نیاز به خدا از بین می رود، زیرا اساس غرور، خودکامگی و خود محوری است.
ده. برای یک انسان این امکان وجود دارد که در برابر جهانی بی خدا، زندگی بی عیبی را سپری کند، اما بعدا در خانه خود دچار وسوسه شود.
یازده. وسوسه های درون یک شخص غالبا هلاکت بار تر از وسوسه های بیرونی هستند.
دوازده. تجربه نشان داده که سال های طولانی پیروزی روحانی، انسان را از ارتکاب گناه مصون نگاه نخواهد داشت:"هوشیار باشید، زیرا ممکن است در دام گناه گرفتار شوید" (اول قرنتیان فصل دهم آیه دوازدهم). مسیح فرمود:"دعا کنید تا در معرض آزمایش نیفتید" (متی فصل بیست و ششم آیه چهل و یکم).
سیزده. به یاد داشته باشید: اگر سایرین فقط نقاط قوت شما را ببینند، خواهند گفت: "خوش بحالش، ولی حیف که من هیچ وقت نخواهم توانست، چنین کارهایی را انجام دهم." ولی وقتی اجازه دهید که آن ها ملاحظه کنند که خدا شما را با وجود ضعف های تان به کار می گیرد، آن ها تشویق خواهند شد که این گونه بیندیشند: "خدا می تواند مرا هم به کار بگیرد".

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ اسفند ۲۵, یکشنبه

چگونه فرعون می تواند مسئول اعمال و رفتارش باشد، اگر خدا قلب او را سخت نمود؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در کتاب خروج جمله کوتاهی از خدا نقل قول شده:"من قلب فرعون را سخت می سازم تا بنی اسرائیل را رها نکند" (خروج فصل چهارم آیه بیست و یکم). ایا خدا تعمدا دل فرعون را سخت کرد و اراده آزاد را از او گرفت؟
سخت شدن قلب فرعون توسط خدا، مغایر با انتخاب آزاد او نبود. کتاب مقدس به روشنی نشان می دهد که فرعون خودش قلبش را سخت نمود:" با وجود این معجزه (تبدیل عصای هارون به مار)، دل پادشاه مصر هم چنان سخت ماند (خروج فصل هفتم آیه سیزدهم). خدا معجزه کرد و عصای هارون به مار تبدیل شد. اما جادوگران فرعون نیز با تردستی یا سحر و جادو موفق شدند عین همین کار را انجام دهند. درست است که معجزه به ما کمک می کند ایمان بیاوریم، اما اتکای صرف به معجزه کار خطرناکی است. شیطان می تواند بعضی از کارهای خدا را تقلید کند و از این طریق مردم را گمراه سازد. فرعون به جای آن که به پیغام خدا توجه کند، فکر و ذهنش یکسره معطوف معجزات بود.
مصری ها با هر بلای وحشتناکی که بر این سرزمین نازل می شد، بیشتر متوجه می شدند که خدایان شان تا چه حد در رفع بلا عاجزند. مثلا "هاپی" خدای قدرتمند رود نیل، نتوانسته بود از تبدیل آب به خون جلوگیری کند و در نتیجه، گاو و گوسفندهای مصریان دسته دسته تلف می شدند. "آمون رع"، خدای خورشید و سرکرده خدایان مصر، نتوانسته بود جلو تاریکی خوف انگیزی را که سه شبانه روز بر سرزمین مصر سایه افکنده بود، بگیرد. بدین ترتیب، خدا هم به عبرانی ها و هم به مصریان ثابت می کرد که تنها او یگانه خدای زنده و قادر مطلق است.
فرعون با دیدن بلایایی که خدا بر مصر نازل کرد، هم چنان دل خود را سخت کرده بود. او لجوج و سرسخت بود. لجاجت او موجب شد تا چشمان دل او نسبت به حقیقت نابینا شود. او حاضر نبود به خدا ایمان بیاورد، بنابراین خدا اجازه داد تا در همین حالت باقی بماند. وقتی خداوند با موسی قبل از اولین ملاقات با فرعون درباره سختدلی پادشاه مصر سخن گفت، ثابت کرد که آینده را می بیند و می تواند پیشگویی کند. فرعون علی رغم مشاهده معجزات خداوند، نمی خواست واقعیت را بپذیرد، و خدا این را از قبل می دید و می دانست (پیشدانی الهی). در نتیجه خداوند، فرعون را به حال خودش واگذاشت تا او به سختدلی خود ادامه دهد. فرعون ابتدا قلب خود را سخت نمود (خروج فصل هفتم آیه سیزدهم، فصل هشتم آیه پانزدهم و آیه سی و دوم)، سپس خدا دل او را سخت تر نمود (خروج فصل نهم آیه دوازدهم و فصل دهم آیه یکم، آیات بیستم و بیست و هفتم).
خدا بارها به فرعون فرصت داد تا به هشدارهای موسی گوش فرا دهد و حتی وقت بلا و لعنت توسط خدا را رفع می شد، باز هم فرعون به سرسختی خود ادامه می داد. بنابراین، خدا اجازه داد تا فرعون راه خود را در پیش بگیرد. به عبارت دیگر، خداوند بر این واقعیت مهر تایید نهاد که فرعون داوطلبانه تصمیم گرفته است تمام عمر در برابر خدا مقاومت کند. به همین ترتیب، انسان نیز ممکن است پس از یک عمر مقاومت در برابر خدا، دیگر نتواند به سوی او بازگردد. اگر مدام به صدای خدا بی اعتنایی کنید، سرانجام زمانی خواهد رسید که دیگر به هیچ وجه قادر نخواهید بود صدای او را تشخیص دهید.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

چه کسی با حوا صحبت کرد: حیوانی به شکل مار یا شیطان؟ (پیدایش فصل سوم)

 دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مار از همه حیواناتی که خداوند به وجود آورد، زیرک تر بود. روزی مار نزد زن آمده، به او گفت:"آیا حقیقت دارد که خدا شما را از خوردن میوه تمام درختان باغ منع کرده است؟ ( پیدایش فصل سوم آیه اول)

اگر کتاب پیدایش را خوانده باشید، متوجه می شوید که مار ناگهان وارد ماجرا شده و با جمله ای کوتاه معرفی می شود. به اصل و منشاء مار هیچ گونه اشاره ای نشده است، جز آن که خدا آن را حیوان آفرید و از همه حیوانات زیرک تر بود. در برخی از ترجمه های کتاب مقدس "مار"، هوشیار معرفی شده که منظور "زیرکی" است، چنان که در امثال سلیمان فصل 12 آیه 23 و فصل 14 آیه 18 مشاهده می کنیم. آنچه متن مشخص کرده، مار ساخته دست خداوند است. خدا آنچه را آفرید، نیکو نامید (پیدایش فصل اول آیه 31). در هر مرحله از آفرینش، خدا کار خلقت را ارزیابی کرد و دریافت که "خوب و کامل" است. او از تمام چیزهایی که آفرید، خشنود گردید. با این توصیف، شیطان این اجازه را از خداوند کسب کرد تا وارد خلقت شده و وفاداری انسان را به خالقش مورد آزمایش قرار دهد. فصل سوم از حمله خارجی شرارت و بدی سخن نمی گوید، بلکه از عصیان مخلوقات صحبت می کند.
در دوران باستان، مارها مظهر مرگ و زندگی و حکمت و شرارت بودند. بنابراین وقتی مار به عنوان نماد حکمت معرفی می گردید، به زندگی منتهی می شد (متی فصل 10 آیه 16) و اگر مار سمبل شرارت بود، حاصل آن مرگ بود (اعداد فصل 21 آیات 6 و 8). هم چنین مار، حیوانی نجس قلمداد می شد (لاویان فصل 11 آیات 41 تا 43) و نیز نماد دشمن خدا تلقی می گردید (اشعیاء فصل 14 آیه 29، مکاشفه فصل 12 آیه 9 و هم چنین فصل 20 آیه 2).
در مصر، کشوری که قوم اسرائیل به مدت چند قرن در آن به سر برد، مار نماد حکمت و جادو بود. مار هم چنین الهه کهتر (زن خدای خدایان مصر) بود که بر روی تاج فرعون طراحی شده بود و مظهر قدرت فرعون محسوب می شد.
برخی معتقدند که مار به عنوان حیوان، حوا را فریب داد. این عده برای اثبات اعتقادشان می گویند که در کتاب پیدایش فصل سوم آیه اول هیچ گونه اشاره ای به شیطان نشده و تفسیر مسیحیان که شیطان به شکل ماری زیرک نزد حوا آمد، نادرست و اشتباه است.
مشکل اصلی این عده آن است که کتاب مقدس را سطحی و تحت اللفظی مطالعه کرده اند. به دلایل زیر ادعای این افراد مردود است:
یک. شیطان فقط نماد یا افسانه نیست. او خیلی هم واقعی است. در ابتدا او فرشته خدا بود. خدا او را با اراده آزاد مجهز کرد و به این ترتیب او اختیار انتخاب خوب و بد را به دست آورد. اما به خاطر غرورش، از خدا نااطاعتی کرد و مقام و رتبه برجسته ای که خدا به او سپرده بود، از دست داد و سقوط کرد. شیطان دشمن خدا است و همواره می کوشد مانع کار خدا شود، اما قدرت خدا دامنه فعالیت او را محدود کرده است و او فقط می تواند کاری را که خدا اجازه داده است، انجام دهد (ایوب فصل های اول و دوم). گرچه شیطان می کوشد همه را وسوسه کند تا از خدا دور شوند، اما در نهایت پیروز نخواهد شد. خدا در پیدایش فصل 3 آیه 15 وعده می دهد که شیطان شکست خواهد خورد. ما نمی توانیم از شیطان زیرک تر باشیم، اما قادریم تا با قدرت مسیح بر او غلبه کنیم (فیلیپیان فصل 4 آیه 13).
دو. ماری که بر حوا ظاهر شد بعدها مشخص شد که کسی جز شیطان نبوده است:" آن مار قدیمی اسمش ابلیس یا شیطان است و همان کسی است که تمام مردم دنیا را فریب می دهد" (مکاشفه فصل دوازدهم آیه 9). "اژدها، همان مار قدیم است که شیطان نیز نامیده می شود ( مکاشفه فصل 20 آیه 3). اما آیا داستان فریب حوا را می توان ماجرای واقعی برشمرد؟ کلام خدا چنین پاسخ می دهد:"شیطان در باغ عدن، حوا را فریب داد" (دوم قرنتیان فصل یازدهم آیه سوم). هم چنین با توجه به لعنتی که بر مار در مقایسه با حیوانات دیگر وارد آمد، این واقعیت را تصدیق می کند که او یک مار واقعی بود (پیدایش فصل 3 آیه 14). بنابراین، شیطان از مار به عنوان یک وسیله برای فریب دادن حوا استفاده کرد. این روش معمول شیطان است که از اشخاص مختلف برای فریب دادن استفاده می کند (متی فصل 16 آیه 23، اعمال رسولان فصل 5 آیه 3، دوم قرنتیان فصل 11 آیات 14- 15). شیطان کار خود را به جای استدلال، با ایجاد شک در حوا آغاز کرد. ولی چگونه یک مار می تواند سخن بگوید؟
سه. در کتاب مقدس دو بار به حیوان سخنگو اشاره شده: مار (پیدایش فصل سوم)، الاغ بلعام ( اعداد فصل بیست و دوم). پطرس در دومین نامه خود، ماجرای الاغ سخنگو را با الهام از روح القدس تایید می کند:"وقتی الاغ به زبان انسان صحبت کرد و بلعام را توبیخ کرد، او از رفتار نادرست خود دست کشید" (دوم پطرس فصل دوم آیه 16). پس هم چنین سخن گفتن مار هم یک معجزه شیطانی بود.
بنابراین، دو رسول به نام های پولس (نامه پولس به قرنتیان) و یوحنا (مکاشفه)، واقعه باغ عدن را حقیقی برشمردند. نپذیرفتن واقعه سقوط در کتاب مقدس، به منزله نپذیرفتن کتاب مقدس به عنوان کلام خداست.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی

۱۳۹۲ اسفند ۲۴, شنبه

چرا انسان ها در کتاب پیدایش عمر طولانی داشته اند؟

 دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

میانگین عمر در دنیای امروز 80 سال است. برخی از تحقیقات نشان داده که در دو قرن اخیر بیست تا سی سال به عمر انسان افزوده شد. علت افزایش عمر به دلیل پیشرفت علم در معالجه بیماری ها بوده است. اما زندگی کردن برای 800 تا 900 سال غیرممکن به نظر می رسد. پس چگونه انسان هایی که قبل از نوح زندگی می کردند، دارای عمر طولانی بوده اند؟
افزایش یا کاهش طول عمر به ترکیب عواملی نظیر زیست شیمیایی، فعالیت غدد داخلی، تغذیه، زیست محیطی و تاثیر اتمسفر زمین ارتباط دارد. انسان های اولیه از لحاظ جسمی، تغذیه و اتمسفر در شرایط عالی به سر می بردند. حتی بعد از جدایی از خدا و رخنه گناه، شرایط هم چنان برای آدم و حوا و نسل آنان، بسیار مطلوب و عالی بود.

به هنگام مطالعه کتاب مقدس، درمی یابیم که بعد از طوفان سهمگین دوران نوح، عمر انسان ها به طور ناگهانی کاهش یافت. قبل از طوفان، عمر انسان ها به 900 سال هم می رسید، در حالی که در بعد از طوفان عمر انسان به 200 و سپس 100 سال محدود شد.

علم نجوم ثابت کرده که چگونه خداوند اجازه داد انسان در قبل از طوفان بزرگ، از عمر طولانی برخوردار باشد. در آن زمان لایه اوزون بسیار ضخیم بود، به طوری که مانع تابش اشعه ماورای بنفش به زمین می گردید. بعد از طوفان، این لایه به تدریج نازک شد و اشعه ماورای بنفش به زمین راه یافت. حضور این اشعه، سبب پیری زودرس سلول های بدن انسان شد. این اشعه در اثر انفجار ستارگان در فضا آزاد و منتشر گردید.

انسان های آن روزگار مانند امروز اطلاعات پزشکی نداشتند، با این حال عوامل زیست محیطی، تغذیه و فعالیت غدد درون و شیمیایی بدن در وضعیت عالی بودند. بعد از طوفان، این عوامل دستخوش تغییر و تحول شدند و بدین سان عمر انسان ها کاهش یافت.
عامل دیگری که به کاهش عمر انسان منتهی گردید، کدهای ژنتیکی بود. با گذشت چند نسل، کدهای ژنتیک دچار نقص شد. آدم و حوا در مقابل بیماری ها بسیار مقاوم بودند، اما نسل های بعدی این امتیاز برتر ژنتیکی را به تدریج از دست دادند. در نتیجه، بدن انسان به بیماری و مرگ جسمانی آسیب پذیر شد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

۱۳۹۲ اسفند ۲۳, جمعه

دولت روحانی قادربه حذف قوانین تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی نخواهد بود

منشور حقوق بشر پیشنهاد شده توسط دولت روحانی قادر به حذف قوانین و سیاست‌هایی که به تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی، از جمله بهایی‌ها منجر می‌شوند، نخواهد بود.

به گزارش « محبت نیوز» -احمد شهید در تازه‌ترین گزارش خود، نسبت به تداوم بازداشت‌های خودسرانه و پایمال شدن حقوق اساسی زنان، کنشگران مدنی و اقلیت‌های مذهبی در ایران هشدار داد. او پاره‌ای اقدامات دولت روحانی را مثبت خواند اما آنها را کافی ندانست.
به نقل از خبرگزاری آلمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، روز پنجشنبه (۱۳ مارس/۲۲ اسفند) تازه‌ترین گزارش خود از اوضاع این کشور را ارائه کرد. در این گزارش آمده که موارد اعدام در سال ۲۰۱۳ در ایران نسبت به سال ۲۰۱۲ میلادی، ۱۶۵ درصد افزایش داشته است.
در گزارش احمد شهید تاکید شده که بازداشت‌های خودسرانه در سال ۲۰۱۳ در ایران ادامه داشته‌اند. او می‌گوید، مستندات این مدعا را بر اساس صحبت با ۷۲ نفر از کنشگران ایرانی در اروپا و ۶۱ نفر از فعالان داخل ایران یا ترکیه تدوین و تنظیم کرده است.
احمد شهید نسبت به اوضاع اقلیت‌های دینی و قومی، وضعیت زنان و کنشگران مدنی نیز ابراز نگرانی کرده و طرح "جرم سیاسی" را موجب محدودیت‌های بیشتر علیه آزادی بیان و آزادی گردهمایی دانسته است.
در گزارش احمد شهید آمده که تا تاریخ سوم ژانویه ۲۰۱۴، دست‌کم ۳۰۷ نفر از اقلیت‌های دینی در زندان بسر می‌بردند که در میان‌شان ۱۳۶ بهایی، ۱۹ درویش، ۵۰ مسیحی، ۹۰ سنی و دو زرتشتی وجود دارند.
گزارشگر ویژه سازمان ملل همچنین از سرنوشت ۵ شهروند عرب محکوم به اعدام به نام‌های جابر آلبوشوکه، هادی راشدی، هاشم شعبانی، مختار آلبوشوکه، محمد علی عموری ابراز نگرانی کرده است. این پنج نفر اعضای موسسه الحوار هستند و در تیرماه ۱۳۹۱ از شعبه دو دادگاه انقلاب اهواز حکم اعدام گرفته‌اند.
احمد شهید به اعدام ۱۶ زندانی بلوچ نیز اشاره کرده که در پاییز سال ۲۰۱۳ به تلافی کشته شدن ۱۴ مرزبان، به دار آویخته شدند.
منشور حقوق شهروندی؛ لازم اما ناکافی
احمد شهید از منشور حقوق شهروندی روحانی استقبال کرده اما آن را کافی ندانسته است. در گزارش او از نادیده گرفتن قوانین و مقررات تبعیض‌آمیز علیه اقلیت‌های دینی چون بهاییان و تبعیض علیه زنان از جمله جلوگیری از انتقال ملیت مادر به فرزند انتقاد شده است. او به منع مجازات‌های بی‌رحمانه و تحقیرکننده چون شلاق، سنگسار، قطع عضو یا اعدام بزهکاران نوجوان در منشور یاد شده نیز اشاره کرده است.
احمد شهید خواستار آزادی بی‌قید و شرط زندانیانی شده که برای فعالیت‌های مدنی و عقیدتی مسالمت‌جویانه یا ابراز عقیده به زندان افتاده‌اند. او هم‌چنین خواهان تحقیق در باره احتمال شکنجه‌های روانی و جسمی در زندان‌های ایران، جلوگیری از ارعاب وکلا، توقف اعدام نوجوانان، جلوگیری از احکام اعدام در مسائل مربوط به قاچاق مواد مخدر یا "جرایم جنسی" شده است.
یک روز پیش از این، گروه گزارشگران حقوق بشری سازمان ملل متشکل از احمد شهید (گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران)، کریستف هینس (گزارشگر اعدام‌های شتابزده و فراقانونی)، رشیده مانجو (گزارشگر ویژه خشونت علیه زنان) و خوآن مندز (گزارشگر ویژه شکنجه و اقدامات بیرحمانه)، دادرسی ناعادلانه و نادیده گرفتن تقاضای فرجام فرزانه مرادی از سوی دستگاه قضایی ایران را محکوم کرده بودند.
فرزانه مرادی ۲۶ ساله، در سحرگاه ۱۳ اسفند و پس از شش سال حبس، به جرم قتل همسرش در زندان اصفهان به دار آویخته شد. او اعترافات اولیه مبنی بر کشتن شوهرش را پس گرفته و خواهان رسیدگی دوباره به پرونده‌اش شده بود.
گزارشگران یاد شده در حاشیه نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، از افزایش شمار اعدام در سال جاری ابراز نگرانی کرده و دولت ایران را به رعایت هنجارهای بین‌المللی و لغو مجازات اعدام فراخوانده بودند.
افزایش اعدام‌ها
به گزارش سازمان ملل، دستکم ۱۷۶ نفر در سال ۲۰۱۴ در ایران اعدام شده‌اند که اکثرشان محکومان مرتبط با قاچاق مواد مخدر بوده‌اند.
پیش‌نویس گزارش تازه احمد شهید در بیست و پنجمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه شده که از روز دوشنبه ۳ مارس ۲۰۱۴ آغاز به کار کرده و تا ۲۸ مارس ادامه خواهد یافت. این گزارش روز دوشنبه ۱۷ مارس برای تصویب به بحث اعضای شورای یاد شده گذاشته می‌شود.
پیش‌تر، دبیرکل سازمان ملل در گزارشی به این شورا، ادامه نقض حقوق بشر در ایران و افزایش اعدام‌ها در دولت روحانی را غیرقابل قبول دانسته و گفته بود: « رسانه‌های ایران اعم از چاپی و اینترنتی همچنان با محدودیت‌ و در مواردی با توقیف مواجه هستند و افراد به دلیل ابراز نظر یا بیان عقیده‌ای مخالف حکومت بازداشت و محاکمه می‌شوند.»
مقامات ایرانی به سخنان بان کی‌مون واکنش‌های تندی نشان دادند. علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران گفت که گزارش دبیرکل سازمان ملل از موساد و سیا گرفته شده است. علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل خامنه‌ای نیز بان کی‌مون را ناتوان‌ترین دبیرکل سازمان ملل در تاریح این نهاد نامید. ولایتی گفت بان کی‌مون عامل ‌آمریکاست.
در ۲۱ ژانویه سال ۲۰۱۴ نیز گزارشگران ویژه حقوق بشر سازمان ملل، از دولت ایران خواسته بودند از صدور حکم اعدام برای جرایم سبک و مواردی که مشمول جرایم "بسیار جدی" نمی‌شوند، خودداری کنند و موازین حقوق بین‌المللی را در نظر بگیرند.

.

برخورد امنیتی ماموران با کشیش زندانی در بیمارستان

پس از یورش ماموران به اتاق محل نگهداری کشیش سعید عابدنی در بیمارستان ماموران امنیتی گفته‌اند که طبق یک حکم قضایی جدید سعید عابدینی در تمام مدت اقامت در بیمارستان باید دستبند زده شود و حق ملاقات نیز ندارد.


« محبت نیوز» - طبق گزارشی تازه از «مرکز آمریکایی دفاع از قانون وعدالت» سعید عابدینی کشیش ایرانی آمریکایی که در ایران زندانی است، «حدود یک هفته پیش از زندان رجایی شهر به یک بیمارستان خصوصی منتقل شد».
به نقل از رادیو فردا و بنا بر گزارشات،  به زندانی مسیحی سعید عابدنی گفته شده بود که در بیمارستان آزمایش‌های تازه‌ای برای بررسی وضعیت پزشکی او انجام خواهد شد. با این همه به گفته این نهاد این وضعیت پس از آنکه کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، ایران را ترک کرد، تغییر کرد.
بنا بر این گزارش آقای عابدینی از مدت‌ها پیش از درد شدید در ناحیه شکم رنج می‌برد و به او وعده داده شده بود که در صورت لزوم جراحی خواهد شد.
طی یک هفته گذشته آزمایش‌های مختلفی در مورد او انجام شده و داروها و مواد غذایی لازم در اختیار وی قرار گرفته بود. همه این‌ها نشان دهنده تغییرات مثبتی در وضعیت این کشیش زندانی بود.
«مرکز آمریکایی دفاع از قانون و عدالت» در بیانیه ای که روز ۱۲ مارس روی وب سایت خود منتشر کرده می نویسد که از روز چهارشنبه یک‌باره شرایط سعید عابدینی و نحوه رفتار ماموران در بیمارستان تغییر کرده است.
بنا بر این گزارش «ماموران به اتاقی که در آن بستری بود یورش برده، ملاقات‌کنندگان را بیرون کرده و به سعید عابدینی دستبند می‌زنند. اقوام سالخورده‌اش که به ملاقات آمده بودند با خشونت و بدرفتاری از بیمارستان اخراج می شوند».
این گزارش می‌افزاید ماموران گفته‌اند که طبق یک حکم قضایی جدید سعید عابدینی در تمام مدت اقامت در بیمارستان باید دستبند زده شود و حق ملاقات نیز ندارد. پزشکان نیز به او گفته‌اند که باید بیمارستان را ترک کرده وبه زندان بازگردد. آنها به غیر از داروهای مسکن هیچ داروی دیگری در اختیار او قرار نمی‌دهند. آنها از انجام عمل جراحی سر باز زده و حتی نتیجه آزمایش‌هایی را که طی روزهای اخیر انجام شده به او نمی‌دهند.
«مرکز آمریکایی دفاع از قانون و عدالت» در بیانیه خود می‌گوید که وقوع این تغییرات چشمگیر در نحوه رفتار با سعید عابدینی «ظاهرن دلیل ویژه‌ای» دارد؛ «به نظر می‌رسد که هفته گذشته همزمان با دیدار کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از ایران، مقام‌های این کشور تصمیم گرفتند با این کشیش زندانی خوش‌رفتاری کنند. ولی به محض آنکه این مقام اروپایی تهران را ترک کرد به او -بدون دریافت هیچگونه درمان و معالجه واقعی- گفته‌اند به زندان بازگردانده‌ می‌شود».
سعید عابدینی در مهر ماه سال ۱۳۹۱ در ایران بازداشت و در بهمن ماه همان سال به هشت سال زندان محکوم شد. اتهام او «تشکیل کلیساهای خانگی به قصد بر هم زدم امنیت عمومی» عنوان شده است.
به گفته همسر آقای عابدینی، او در سال ۲۰۰۹ میلادی بازداشت شده و در نهایت به شرط عدم دخالت در فعالیت‌های دینی مخفی در ایران آزاد شد. همسر آقای عابدینی می‌گوید طی این زمان چندین بار به ایران بازگشته و «هرگز از توافق خود تخطی نکرده بود».
.