۱۳۹۲ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

کتاب مقدس می گوید که عالم هستی از یک شروع برخوردار است، در حالی که علم توضیح می دهد که انرژی آغازی نداشته است. کدامیک از اظهارات صحیح است؟

دفاعیات مسیحی
مترجم: مهران پورپشنگ

طی قرون، دانشمندان می پنداشتند که عالم هستی ساکن می باشد و آغازی نداشته است. در اوایل قرن بیستم، جامعه علمی با نظریه نسبیت آلبرت انیشتین مواجه شد. انیشتین، مانند بیشتر دانشمندان هم عصر خود، فرض کرد عالم هستی ازلی است. نظریه نسبیت بیان می کند که عالم هرگز منقبض و منبسط نمی شود. در آن زمان، دانشمندان متقاعد شده بودند که عالم ساکن است. انیشتین حتی موضوع شناخته شده ای با عنوان پایداری کیهانی به معادلات خود افزود تا دانشمندان را هم چنان موافق با عالمی پایدار و ساکن نگاه دارد. اما بعد از طرح این نظریه، انیشتین دچار تشویش و نگرانی شد. او بعدها پذیرفت که عالم هستی از گذشته نامحدود برخوردار نیست. علت تغییر عقیده او چه بود؟

در سال 1929 یک کیهان شناس به نام ادوین هابل از تلسکوپ صد اینچی خود برای اثبات این نکته استفاده کرد که نور دریافتی از کهکشان های دور به رنگ قرمز متمایل شده است. این به آن معنا بود که عالم هستی در حال انبساط است. هنگامی که انیشتین متوجه شد که مشاهدات هابل بیانگر عالم در حال انبساط است، مسئله ساکن بودن عالم هستی را بزرگ ترین اشتباه خود نامید. پل دیویس، پروفسور و استاد دانشگاه اورگن چنین اظهار نظر کرد:"اکنون اکثر کیهان شناسان معتقدند که عالم هستی آغازی داشته است".
البته تایید دانشمندان به این مفهوم نیست که همه آن ها لزوما خدا را به عنوان بهترین توضیح برای پیدایش عالم هستی بپذیرند، بلکه اکثر آن ها معتقدند که عالم هستی از نقطه ای در گذشته به وجود آمده است. بنابراین، جامعه علمی به حقیقتی که کتاب مقدس بیان می کند:"در ابتدا" (پیدایش فصل اول آیه اول) پی برده است.

با این توصیف، برخی از منتقدان کتاب مقدس هم چنان به ازلی بودن جهان اعتقاد دارند. آن ها برای تایید ادعای خود به قانون اول ترمودینامیک رجوع می کنند. قانون اول ترمودینامیک می گوید که انرژی می تواند از یک شکل به شکل دیگر تغییر یابد، اما نمی تواند خلق شود یا نابود گردد.
نخست باید در نظر داشت که علم نه فقط بر اساس تحقیقات و گزارش ها است، بلکه بر تئوری و فرضیه نیز استوار است. قانون اول ترمودینامیک ادعا می کند که انرژی نمی تواند نابود گردد، در حالی که قانون دوم ترمودینامیک می گوید انرژی در جهان هستی رو به کاهش است. طبق نظر قانون دوم، فعالیت عالم روزی خاتمه می یابد، زیرا انرژی از دوران گذشته فعالیتش کم تر شده است. به عبارت دیگر، اگرچه عالم هستی ازلی و پایان ناپذیر بوده، اما اکنون دارد به انتها نزدیک و نزدیک تر می شود. در حالی که همه می دانند که انرژی بی پایان، هرگز تمام نمی شود. قانون دوم ترمودینامیک نشان می دهد که جهان بدون آغاز نبوده است، بلکه مطابق اظهار نظر کتاب پیدایش فصل اول آیه اول، عالم آغازی داشته است.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ اسفند ۱۹, دوشنبه

قدرت ایمان

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

یکی از عظیم ترین توانایی هایی که خدا به ما عطا کرده است، ایمان است. اگر ایمان داشته باشید، موفق خواهید بود. اگر شما ایمان داشته باشید، می توانید با قدرت روح القدس (روح خدا) بر اشتباهات گذشته غلبه کنید. در ایمان، قدرت شگفت انگیز وجود دارد.
آنچه که شما به آن ایمان و باور دارید، به مراتب بزرگ تر از گزارش آزمایش های پزشکی است. ما برای علم پزشکی بسیار احترام قائلیم و معتقدیم که خداوند از طریق پزشکان نیز می تواند بیماران را معالجه کند و شفا دهد. با این توصیف، وقتی پزشکان، بیماران را ناامید می کنند، سخن آخر با خداوند است. مهم نیست که خداوند چه چیزی را اجازه می دهد در زندگی ما رخ دهد، زیرا همیشه سخن آخر با اوست. او فصل آخر را می نویسد.
وقتی توسط ایمان، خدا را خشنود می کنیم، قوانین طبیعی کنار گذاشته می شود تا معجزه رخ دهد. ایمان عظیم تر ازبیماری و مشکلات مالی و عاطفی است. پولس در افسسیان فصل اول آیه 19 چنین دعا کرد:"دعا می کنم تا درک کنید که قدرت خدا برای کمک به مومنین، چقدر عظیم است. این همان قدرتی است که مسیح را پس از مرگ، زنده کرد او را در برترین مقام آسمانی، در دست راست خدا قرار داد". دنیا از قدرت اتم واهمه دارد، اما ما متعلق به خدای کل جهان هستیم، خدایی که نه تنها قدرت اتمی را به وجود آورد، بلکه هم چنین عیسی مسیح را از مردگان برخیزانید. ما دیگر نباید احساس ناتوانی بکنیم. قدرت بی نظیر او پیش روی ما که به او ایمان داریم، قرار دارد. دعای پولس نشان می دهد که خدای عالم هستی، آماده انجام معجزه است و بدین طریق فیض، رحمت و برکات خود را در زندگی مان جاری می سازد که آن هم فقط توسط ایمان رخ می دهد.
گاهی خدا به ما وعده ای می دهد که تحقق آن غیرممکن به نظر می رسد. مثلا وعده می دهد که خانواده ات ایمان می آورند یا موانع بزرگ زندگی محو و نابود می شوند. کار آسانی است که بگوییم:"این غیرممکنه. این اتفاق هرگز در زندگی من رخ نمی دهد، من در گذشته، اشتباهات بزرگی کردم، پزشکان من را جواب کردند یا هیچکس در خانواده ام موفق نبوده..." متاسفانه ما فقط به دنبال عذر و بهانه و ناباوری هستیم. ولی به جای توجه به شک و افکار منفی، به سادگی بگویید:"خداوندا، ایمان دارم و می پذیرم". نگرش مثبت ایمان را جایگزین ناباوری کنید. در نتیجه، معجزه رخ می دهد.
وقتی خدا را با ایمان خشنود می کنید، قدرت شگفت انگیز او فعال شده و به جنب و جوش می افتد. در اناجیل می خوانیم که شخصی به نام یایروس به مسیح گفت:"دخترم در حال مرگ است. استدعا دارم بیایید و دست تان را بر او بگذارید تا شفا یابد و نمیرد". اما از خانه او خبر آوردند که دختر فوت کرد و دیگر لزومی ندارد مزاحم عیسی شود. عیسی به مرد فرمود:"نترس! فقط به من ایمان داشته باش!" (انجیل لوقا فصل 5). توجه کنید: مسیح فرمود:"فقط ایمان داشته باش". این گفته عیسی، امروز با ما سخن می گوید. در عیسی، هم امید وجود دارد و هم وعده. اگر بار دیگر در بحرانی نظیر بحران یایروس قرار گرفتید، به یاد داشته باشید که به مشکل خود از "دیدگاه عیسی" بنگرید. او سرچشمه امید و وعده است. اگر باور کنیم، وضعیت تغییر خواهد کرد.
خداوند از ما کار سخت و شاقی را درخواست نکرده است. مثلا نگفته که از خانه تان تا کلیسا روی زانو راه بروید! او می خواهد که با ایمان و به سادگی بپذیریم. همین. در اول تواریخ فصل 28 آیه 20 می خوانیم:"قوی و دلیر باش و کار را شروع کن. ترس و واهمه را از خود دور کن، زیرا خداوند، خدای تو با توست و تو را تنها نمی گذارد تا بتوانی کار ساختن خانه خداوند را تمام کنی". هیچگاه به خاطر بزرگی کاری که خدا به شما وعده داده، واهمه به دل راه ندهید. ترس می تواند ما را فلج کند. بزرگی کار، خطراتی که به همراه دارد یا فشار موقعیتی که در آن هستیم، می تواند ما را از فعالیت باز دارد. راه درمان ترس در همین آیه که خواندید، یافت می شود: به ترس نیندیشید. فقط وارد عمل شوید. شروع کار اغلب سخت ترین و ترس آورترین قسمت هر کاری است. وقتی شما ایمان داشته باشید، خدا وارد عمل شده و سهم خود را ادا می کند. هنگامی که ایمان داشته باشید، خدای عالم هستی با مشکلات تان می جنگد و قدرت شگفت انگیز الهی را در زندگی تان مشاهده خواهید کرد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

کشف تابوت باستانی حاوی استخوان های یعقوب برادر مسیح

 دفاعیات مسیحی
مترجم: مهران پورپشنگ

یکی از مهم ترین دستاوردهای اخیر باستان شناسی در مورد تایید اصالت تاریخی مسیح و اعضای خانواده اش، کشف تابوت حاوی استخوان بود. این تابوت از سنگ آهک ساخته شده است. کاربرد این گونه تابوت ها از حدود دویست سال قبل از میلاد مسیح، در اورشلیم متداول شد و تا سقوط اورشلیم در سال هفتاد میلادی هم چنان مورد استفاده اهالی شهر قرار می گرفت. تاکنون بیش از ده هزار تابوت استخوان کشف گردیده، اما فقط بر روی حدود صد تابوت، هویت صاحبان استخوان ها نوشته شده است. بر روی یکی از تابوت ها چنین کنده کاری شده:"یعقوب، پسر یوسف، برادر عیسی". در انجیل متی، یعقوب به عنوان یکی از برادران عیسی معرفی شده (متی فصل سیزدهم آیه 55). با این توصیف، او یکی از معروف ترین چهره های عهد جدید است. کتاب اعمال رسولان او را به عنوان یکی از رهبران کلیسای اورشلیم معرفی می کند (اعمال رسولان فصل دوازدهم آیه هفدهم و فصل پانزدهم آیه سیزدهم). او نویسنده رساله یعقوب نیز می باشد. اما او یعقوب رسول نبود. یوسفوس مورخ یهودی که در قرن اول میلادی می زیست، بارها از یعقوب به عنوان برادر مسیح یاد کرده است.
گزارش بررسی کارشناسان از تابوت یعقوب بدین شرح است:
یک. اندازه تابوت متعلق به جسد شخص بالغ است.
دو. استخوان ها متعلق به یک مرد است.
سه.نام کنده کاری شده بر روی تابوت، "یعقوب" نام دارد.
چهار. این تابوت در محدوده شهر اورشلیم یافت شده است.
پنج. این تابوت متعلق به قرن اول میلادی است.
شش. بررسی تابوت ها نشان داده که اگر متوفی از بستگان شخص معروفی بوده، نام آن شخص معروف نیز در کنار متوفی ذکر گردیده است. عیسی که چهره معروف و شناخته شده ای در میان یهودیان بود، به عنوان برادر متوفی (یعقوب) معرفی شده است.
هفت. پدر یعقوب، یوسف نام دارد که تضادی با گزارش اناجیل ندارد.
هشت. هویت یعقوب به زبان آرامی نوشته شده. مسیحیان اولیه با این زبان صحبت می کردند.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ اسفند ۱۸, یکشنبه

آیا مسیح بعد از مرگ به بهشت رفت یا عالم مردگان؟ (لوقا فصل 23 آیه 43 / اول پطرس فصل 3 آیات 19 و 20)

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

وقتی مسیح بر روی صلیب بود، به جنایتکاری که در آستانه مرگ قرار داشت، فرمود:"خاطر جمع باش که تو همین امروز با من در بهشت خواهی بود" (لوقا فصل 23 آیه 43). اما پطرس در اولین نامه خود چنین نوشت:"روح مسیح نزد ارواح محبوس رفت و پیروزی خود را به آنان بشارت داد، یعنی به روح کسانی که در قدیم، در زمان نوح از خدا نافرمانی کرده بودند" (اول پطرس فصل سوم آیات 19 و 20). عده ای با استناد به شهادت پطرس، معتقدند که مسیح پس از مرگ به بهشت نرفت بلکه تا قبل از رستاخیزش (زنده شدن او پس از مرگ) در عالم مردگان به سر برد. برخی نیز می گویند مسیح پس از مرگ به جهنم رفت، زیرا گناه جهان را بر خود حمل می کرد. آیا عقیده این افراد صحیح است؟ مقصود پطرس از "روح مسیح نزد ارواح محبوس رفت" چه بود؟
یک. در دوران شریعت، انسان سعی می کرد با اجرای مقررات و تشریفات مذهبی، به نجات و رستگاری دست یابد تا در حضور خدا پاک و بی گناه قلمداد شود. اما در روش نوین (عهد جدید) خدا پسر یگانه خود، عیسی مسیح را فرستاد تا مجازات گناهان ما را متحمل شود و خشم و غضب خدا را از ما برگرداند. خدا خون مسیح و ایمان ما را وسیله ای ساخت برای نجات ما از غضب خود. بنابراین، مسیح به خاطر گناهان ما مجازات شد.
دو. عیسی بر روی صلیب فریاد زد:"خدای من، خدای من، چرا من را ترک کردی؟" (متی فصل 27 آیه 46). عیسی از خدا سئوال نمی کرد. او جمله اول از مزمور22 را نقل قول می کرد. این جمله، بیان عمیقی بود که مسیح با گرفتن گناه جهان بر خود و در نتیجه جدایی از خدای پدر، احساس کرد. درد و رنج بشری وحشتناک بود، اما بدتر از آن لحظه ای بود که باید روحا از خدا جدا می شد. عیسی عذاب مرگ دوم را کشید تا ما در صورت حصول ایمان، هرگز جدایی ابدی را از خدا تجربه نکنیم. اگر مسیح اجازه نمی داد مصلوب شود، برای همیشه اعتبار خود را به عنوان نجات دهنده و پسر خدا از دست می داد. وقتی مسیح می پرسد:" خدای من، خدای من، چرا مرا تنها گذارده ای؟" اشاره به عملکرد تثلیث دارد(پدر، پسر، روح القدس). خدا بودن مسیح حتی در لحظه مرگش محرز بود. این خدای پدر نبود که جان می داد و نه خدای روح القدس که می مرد، بلکه قربانی خدا بود و نه چیزی کم تر، یعنی خدای پسر. در ارتباط صمیمانه با خدا متوجه خواهیم شد که روح القدس کیست و مسیح نیز شخصیت الهی دارد. مسیح بر روی صلیب غضب و لعنت کامل خدا را بر انسان های گناهکار احساس کرد. طی زمانی که عیسی بر صلیب آویخته شده بود، خدای پدر او را به راستی واگذاشت. گناه ما بر عیسی افتاد و او برای ما گناه شد(دوم قرنتیان فصل پنجم آیه بیست و یکم). در باغ جتسیمانی، فرشته ای آمد و عیسی را تقویت کرد، اما بر روی صلیب هیچکس او را تسلی و تقویت نداد. این بود بهایی که عیسی برای رستگاری ما، برای رهایی ما از خشم و غضب خدا پرداخت. به خاطر قربانی شدن عیسی، خدا اکنون گناهان ایمانداران را بخشیده و آن ها را عادل قلمداد کرده است. اکنون می توانیم مستقیما به حضور خدا بیاییم. عیسی آخرین قربانی بود. قربانی دیگر، هرگز ضروری نخواهد بود.
سه. مسیح بر روی صلیب، دشمنان خود را بخشید و سرانجام به خدای پدر گفت:"ای پدر، روح خود را به دست های تو می سپارم". این را گفت و جان سپرد (لوقا فصل23 آیه 46). اگر مسیح در وضع گناه آلود به سر می برد، نمی توانست دشمنانش را ببخشد و روح خود را به خدای پدر بسپارد.
چهار. مسیح به جنایتکاری که مانند او در آستانه مرگ قرار داشت، فرمود:"همین امروز با من در بهشت خواهی بود". طبق فرمایش مسیح، او و جنایتکاری که توبه کرد، عازم بهشت شدند.
پنج. در کتاب مقدس آیه ای وجود ندارد که گزارش دهد مسیح پس از مرگ به جهنم رفت.
شش. مطابق آنچه پطرس می گوید، مسیح زمانی بین مرگ و رستاخیزش، خطاب به "روح هایی که در زندان بودند" موعظه ای خاص ایراد نمود. در این جا دو سئوال مطرح می شود: یک. این "روح هایی" که مسیح به سراغ شان رفت، چه کسانی بودند؟ دو. عیسی به آن ها چه موعظه کرد؟
کسانی که معتقدند که این روح های زندانی در جهنم به سر می بردند باید در نظر داشته باشند که در عهد جدید واژه "ارواح" در مورد دیوها (فرشتگان سقوط کرده) و فرشتگان به کار می برد. همان طور که اشاره شد در هیچ جای کتاب مقدس نمی خوانیم که مسیح از جهنم دیدن کرده است. این روح ها در عالم مردگان به سر می برند. عالم مردگان با جهنم فرق دارد. این مکانی موقت برای مردگانی است که تا قبل از زنده شدن جسم شان و داوری، در آن جا انتظار می کشند. تمایز بین دنیای مردگان و جهنم در مکاشفه فصل 20 آیات 11 تا 15 مشخص است. جهنم یا دریاچه آتش، مکانی است که گناهکاران تا ابد در آن جا مورد داوری خواهند بود. در حالی که عالم مردگان، محل موقتی است. مسیحیان پس از مرگ به هیچ یک از دو مکان مذکور نمی روند، بلکه مستقیم به بهشت نزد مسیح خواهند رفت (فیلیپیان فصل اول آیات 20 تا 24).
مسیح پس از مرگ، زمان کوتاهی به عالم مردگان رفت تا پیغامی را به فرشتگان سقوط کرده (ارواح شریر) بیان نماید. این ارواح مطابق روایت پطرس به قبل از طوفان مربوط می شدند. موعظه مسیح فقط به معنای اعلام کردن است و با موعظه انجیل که پطرس در اولین نامه خود به کار می برد، فرق دارد (فصل اول آیه 2 و فصل 4 آیه 6). پطرس در این مورد که عیسی به این ارواح محبوس چه موعظه کرد، چیزی نمی گوید، اما تردیدی نیست که پیام نجات را به آن ها موعظه نکرد، زیرا فرشتگان نمی توانند نجات یابند (عبرانیان فصل دوم آیه 16). به نظر می آید آنچه مسیح خطاب به این ارواح بیان داشت، پیروزی بر شیطان و فرشتگان سقوط کرده بود.
پطرس در مورد ارتباط این ارواح با روزگار قبل از طوفان نوح نیز چیزی نمی گوید. آنچه مسلم است دنیای قبل از طوفان نوح، غرق در بدی و شرارت بود و بی تردید این ارواح شریر در ایجاد چنین وضع شرارت باری نقش داشتند.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

نگرانی مراجع دینی از کاهش جمعیت شیعیان در ایران

ناصر رفیعی، از روحانیان و مدرسین دینی ایرانی از نگرانی مراجع تقلید شیعه نسبت به کاهش جمعیت شیعیان در ایران خبر داد.
 به گزارش « محبت نیوز» - زمانه به نقل از گزارش تارنمای جهان خبر داد، ناصر رفیعی، عصر روز پنج‌شنبه ۱۵ اسفندماه در یک همایش دینی به کاهش جمعیت شیعیان و "برتری یافتن جمعیت اهل سنت" اشاره کرد و گفت: "در سال تحصیلی جدید در پایه اول ابتدایی جمعیت دانش‌آموزان شیعه و با اهل سنت برابری می‌کرد همچنین در یکی از شهرهای آذربایجان این جمعیت به صورت ۷۰ به ۳۰ شده است یعنی ۷۰ درصد اهل سنت و تنها ۳۰ درصد جمعیت شهر شیعه هستند و این یک خطر جدی است."
رفیعی افزود: "مراجع تقلید نسبت به موضوع کاهش جمعیت اظهار نگرانی کرده و در مجالس خود درباره پیری جمعیت متذکر می‌شوند."
به‌گفته وی سه موضوع مهمی که مبلغین دینی باید در مجالس خود متذکر شوند، "تشکیل خانواده، تحکیم خانواده و بحث تولید نسل" است.

آیا خدا زن را لعنت کرد تا همواره زیر سلطه مرد باشد؟ (پیدایش فصل 3 آیه 16)

 دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

نااطاعتی آدم و حوا بر تمامی آفرینش، از جمله روابط زن و شوهر تاثیر گذاشت. انسان مجازات شد. اخراج از باغ عدن، رنج و زحمت و مرگ جسمی در نتیجه نااطاعتی انسان از خدا به وجود آمد.
طبق کلام خدا، داوری برای زن چنین بود (پیدایش فصل 3 آیه 16):

یک. رنج و درد دوران حاملگی و زایمان
دو. اشتیاق او به شوهرش خواهد بود
سه. شوهر بر زن حکمرانی می کند
در اثر رخنه گناه، بسیاری از مردها به جای مدیریت صحیح، به استبداد، زورگویی، سلطه جویی و جهل کشیده شدند.

با این توصیف، پیامدهای ناشی از گناه را نبایستی به عنوان ضابطه و معیار زندگی تلقی کرد. حتی خداوند برای مقابله با پیامدهای گناه، راه نجات را از طریق قربانی شدن مسیح پیشگویی نمود (پیدایش فصل 3 آیه 15). بدین ترتیب خدا از زمان سقوط آدم و حوا، نقشه خود را مبنی بر شکست شیطان و نجات دنیا از طریق پسرش عیسی مسیح، آشکار کرد (یوحنا فصل 3 آیه 16).
نقشه خداوند فقط محدود به نجات بشر نبود، بلکه در زمینه های دیگر هم تاثیرگذار بود، از جمله رشد و ترقی زنان در عرصه های مختلف جوامع. در دنیای امروز، نقش بسیاری اززنان در مدیریت و برنامه ریزی غیر قابل کتمان است. زیر بنای این تحول اجتماعی زنان را در عهد جدید می توان یافت. اولین مبشر دنیا، یک زن بود. مسیح پس از زنده شدنش، به مریم مجدلیه ماموریت داد. او قوانین اجتماعی آن زمان را کنار گذاشت و با زنان صحبت کرد (یوحنا فصل چهارم). او اجازه داد که زنی پاهای او را با عطر شسته و با موهایش آن را خشک کند (یوحنا فصل 12 آیه 3).
زن و مرد، هر دو را خدا به صورت خود آفرید. نه مرد بیشتر شبیه خداست و نه زن. از همان ابتدای خلقت می بینیم که کتاب مقدس، هم مرد و هم زن را در اوج خلقت خدا قرار می دهد. در نتیجه، به هیچ یک ارزشی کم تر از دیگری داده نمی شود. ما شبیه خدا آفریده شده ایم، یعنی از بسیاری از خصوصیات و عواطف خدا برخورداریم. ما هرگز کاملا مانند خدا نخواهیم شد، چون او خالق ما و برتر از ما است. بزرگ ترین امید ما این است که بتوانیم خصوصیات او را منعکس سازیم. خصوصیاتی نظیر محبت، صبر، بخشش، مهربانی و وفاداری.
آفرینش حوا از دنده آدم، به مفهوم تساوی و همبستگی زن و مرد است. هر دوی آن ها محتاج یکدیگرند و همدیگر را تکمیل می کنند و هر کدام از آن ها به صورت خدا آفریده شده اند (پیدایش فصل اول آیه بیست و هفتم).
زن و مرد توسط یک خدا در مسیح نجات می یابند:"دیگر فرقی نمی کند که یهودی باشیم یا غیر یهودی، برده باشیم یا آزاد، مرد باشیم یا زن، زیرا همه ما مسیحیان در عیسی مسیح یکی هستیم و اکنون از آن مسیح شده ایم" (غلاطیان فصل سوم آیه بیست و هشتم). در دوران باستان، مردان یهودی هر روز در دعای صبحگاهی چنین دعا می کردند:"خداوندا، تو را شکر می کنم که غیر یهودی، برده و زن نیستم". البته چنین دعایی در کتاب مقدس تعلیم داده نشده است. این دعا محصول دیدگاه مردسالاری است. ایمان به مسیح، ورای این تمایزات است. همه ایمانداران مسیحی، در مسیح برابر هستند.
در کتاب مقدس، عطایای روحانی مانند معجزات، قدرت شفای بیماران، بیان حکمت، نبوت (یعنی اعلان پیغام های خداوند را به کلیسا)، ترجمه زبان های روح القدس، خدمت کردن به دیگران، تعلیم دادن، موعظه کلام خدا، مدیریت، تسلی و خدمت به افسردگان، کمک به دیگران از طریق دارایی شخصی... ویژگی جنسیتی ندارند. این عطایا برای زنان و مردان یکسان و مشابه است.
خداوند از طریق بخشیدن این عطایا به زنان، کلیسا را به فراوانی برکت می دهد.
به فعالیت روحانی زنان در کتاب مقدس توجه کنید:
مریم، خواهر موسی، نبیه بود و خدمت موسیقی پرستشی را نیز شروع کرد (خروج فصل پانزدهم آیه بیستم). خداوند در کتاب میکاء فصل ششم آیه چهارم می فرماید:"موسی، هارون و مریم را فرستادم تا شما را هدایت کنند".
دبوره، داور بود (داوران فصل چهارم، آیه چهارم). به عبارت دیگر، او رهبری ملت یهود را به عهده داشت. خدا او را برگزید تا قوم اسرائیل را رهبری کند. خدا می تواند هر شخصی را برای رهبری کلیسا انتخاب کند: زن، مرد، پیر، جوان.
حلده، نبیه بود (دوم تواریخ فصل سی و چهارم آیه بیست و دوم). یوشیا، پادشاه یهودا، مردانی را نزد حلده فرستاد تا نظر خداوند را بدانند.
آنا، نبیه بود (لوقا فصل دوم آیه سی و ششم).
پرسکلا، معلم کتاب مقدس بود (اعمال رسولان فصل هجدهم آیه بیست و ششم)
فیبی، خادم جدی و بسیار فعال کلیسا (رومیان فصل شانزدهم آیه اول). این گواه بر این امر است که زنان نقش مهمی در کلیسای اولیه داشتند.
فیلیپس، چهار دختر داشت و خدا به آن ها این عطا را داده بود که بتوانند نبوت و پیشگویی کنند (اعمال رسولان فصل بیست و یکم آیه نهم).
بنابراین، زنان می توانند در کلیسا فعال باشند. در اعمال فصل دوم آیات هفدهم و هجدهم می خوانیم که خدا فرمود:"مردم را از روح خود پر خواهم کرد تا پسران و دختران نبوت کنند. چه مرد و چه زن را از روح خود پر خواهم کرد و ایشان نبوت نموده، از جانب من سخن خواهند گفت."
هم چنین مسیح همان طور که اشاره شد، بعد از قیام از مردگان، ابتدا به مریم مجدلیه ظاهر شد و به او ماموریت داد تا پیغام او را به شاگردان برساند. به عبارت دیگر، اولین مبشر بعد از رستاخیز عیسی، یک زن بود.
در خاتمه به این نکته اشاره می کنم که در چارچوب این خلقت تازه در خداوند، پولس چنین نوشت:"خدا تبعیض قائل نمی شود" (رومیان فصل 2 آیه 11).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

۱۳۹۲ اسفند ۱۷, شنبه

افزایش لطف خدا

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

خدا می خواهد نه فقط در مسائل مهم و اساسی، بلکه در هر مرحله از زندگی به شما کمک کند. وقتی در زندگی خواهان لطف الهی باشید، شروع به دیدن نیکویی خدا در زندگی روزمره خواهید بود. مثلا در سوپرمارکت، محل کار، در خانه... نیکویی و رحمت خدا را خواهید دید. به عنوان مثال، در ترافیک گیر کرده اید و می خواهید به خط عبور دیگر در حرکت است، وارد شوید. اما نمی توانید. ناگهان بدون هیچ دلیلی، یکی آهسته می کند و با اشاره دست می فهماند که وارد شوید! این اتفاق را بی اهمیت تلقی نکنید. این لطف خداست.
یا در سوپرمارکت هستید و در صف طولانی پرداخت منتظرید. در ضمن عجله هم دارید. ناگهان یک صندوق دار دیگر با صدای بلند اعلان می کند:"این جا یک صندوق اضافی هست". این لطف خداست که به شما یاری می رساند.
هر روز صبح پیش از ترک منزل، چنین دعا کنید:"خدایا متشکرم که امور جهان در اختیار توست. سپاسگزارم که لطف و رحمت تو شامل حال من هم می شود. امروز را به دست های قدرتمند تو می سپارم". وقتی لطف و رحمت خدا را همراه خود دارید، درهایی برای شما گشوده خواهد شد که ممکن است برای دیگری گشوده نشود. بدانید صاحب امتیاز هستید. چیز خاصی درباره شما وجود دارد. شما لطف و رحمت خدا را با خود دارید. به عبارت دیگر، این ایمان و اعتماد شما به خداوند است که تفاوت ایجاد می کند.
گاهی یک تاخیر ممکن است شما را از تصادف نجات دهد یا همان تاخیر باعث شود که شما پیام نجات بخش انجیل را با شخصی در میان بگذارید. شاید همان تاخیر سبب شود که مسیر زندگی شما یا دیگری تغییر کند. شاید همان تاخیر به وقوع یک معجزه انجامد.
به باور داشتن لطف خدا در زندگی تان ادامه دهید. در زندگی همواره خواهان لطف الهی باشید. هر روز صبح برخیزید و به آن اذعان کنید. بگویید:"من لطف خدا را با خود دارم". منفعل ننشینید. سهم خود را ادا کنید تا خدا هم سهم خود را انجام دهد.
وقتی شما خواهان لطف الهی باشید، معجزات جزء لاینفک زندگی شما خواهند بود. معجزات به امر "طبیعی" مبدل خواهد شد. این لطف و رحمت نه فقط برای خودمان است، بلکه دیگران نیز از آن بهره مند خواهند شد. بنابراین، یاد بگیرید در هر مرحله از زندگی تان به لطف خدا اذعان کنید. می توانید آن را به هنگام رانندگی زمزمه کنید. به یاد داشته باشید: هر چه بیشتر خواهان لطف الهی باشید، بیشتر از لطف خدا بهره مند خواهید شد.
لطف خدا می تواند موجب شود تا مردم برای شما استثنا قائل شوند و قوانین خود را عوض کنند یا کار غیر معمولی انجام دهند، حتی اگر تا آن زمان انجام نگرفته باشد.
لطف خدا سبب می شود که مردم برای کمک به شما خود را به زحمت بیندازند. شما فرزند خدا هستید، بنابراین خدا می خواهد بهترین کار را برای شما انجام دهد. این خداست که به شما امتیاز خاص می دهد. خدا می خواهد در زندگی شما کارهای برجسته انجام دهد. هرگز از خدا مایوس نشوید. کلام خدا می فرماید:"مانند کسی که آماده هر اتفاقی است، منتظر بازگشت عیسی مسیح باشید، زیرا در آن روز لطف و فیض عظیمی نصیب شما خواهد شد" (اول پطرس فصل اول آیه سیزدهم). وقتی واقعا درک می کنید که این لطف در دسترس شماست، زندگی شما توام با ایمان و اطمینان می شود. بنابراین، جسور خواهید شد و چیزهایی را از خدا درخواست خواهید کرد، که به طور معمول نمی خواستید. وقتی به عمق وجودتان بنگرید، می بینید که در این زندگی صاحب امتیاز هستید. شما یک برتری دارید: شما لطف خدا را با خود دارید.

در کتاب مقدس داستانی درباره فرمانده رومی به نام کرنیلیوس هست. کتاب مقدس می گوید:"کرنیلیوس شخصی خداپرست و پرهیزکار بود و خانواده ای خدا ترس داشت. او همیشه با سخاوت به فقرای یهودی کمک می کرد و به درگاه خدا دعا می نمود" (اعمال رسولان فصل دهم آیه دوم). کرنیلیوس مسیحی نبود، اما به دین یهود گرویده بود. او مردی پرهیزکار و سخاوتمند بود. یک روز، فرشته خداوند به او ظاهر شد و گفت:"دعاها و نیکوکاری های تو از نظر خدا دور نمانده است..." (اعمال رسولان فصل دهم آیه چهارم). ادامه داستان را بخوانید. کتاب مقدس کرنیلیوس و خانواده اش را به عنوان اولین خانواده غیر یهودی که مسیحی شده اند ثبت کرده است. چرا او برگزیده شد؟ چرا خدا او را به چنین افتخاری نایل کرد؟ فرشته به او گفت:"دعاها و نیکوکاری های تو از نظر خدا دور نمانده است". دلیل انتخاب کرنیلیوس خداپرستی و روحیه بخشنده او بود.
به همین ترتیب وقتی ما هم سخاوت و بخشش نشان می دهیم و به دیگران کمک می کنیم، نظر خدا جلب می شود. البته منظور این نیست که می شود معجزه را خرید. نمی گویم برای تامین نیازهای تان با خدا بده و بستان کنید. ابدا چنین نیست. خدا کمک ها و هدایای شما را می بیند. هر بار به کسی کمک می کنید، می بیند و مثل کرنیلیوس عطای شما، خدا را خشنود می سازد و لطفش را در زندگی تان جاری خواهد کرد.
در زمان نیاز، پشت دعای خود عملی را قرار دهید. مثلا اگر می خواهید در شغل خود ارتقاء پیدا کنید، مهارت های فنی خود را افزایش دهید. این یعنی کاشتن دانه. کاری بیش از دعا بکنید. اگر چیزی نکارید، درو هم نخواهید کرد. به همین سادگی. ولی اگر هر کاری که خدا می گوید با قدرت روح القدس (خداوند) انجام دهید، خدا حرمت قانون کاشت و برداشت را نگه می دارد. ممکن است چیز زیادی برای دادن نداشته باشید، اما اگر از همین جایی که هستید شروع کنید، خدا شما را از برکاتش برخوردار خواهد کرد.
صبر نکنید که بیشتر داشته باشید. باید درک کنید خدا به پول، زمان یا توانایی شما نیازی ندارد. وقتی خدا از ما می خواهد که بدهیم، برای این نیست که سعی دارد چیزی از چنگ ما بیرون بیاورد. به خاطر این است که او سعی دارد ما را وادار کند که دانه ای بکاریم تا بتوانیم محصولی درو کنیم. شما دانه ای می کارید و آنگاه خدا از برکت بیشتری بهرمندتان می کند.
اگر می خواهید در امور مالی موفق باشید، خدا را مقدم قرار دهید. اگر می خواهید در کسب و کارتان توفیق حاصل کنید، خدا را مقدم قرار دهید. وقتی حرمت خدا را نگه دارید، او هم حرمت شما را نگه می دارد.
وقتی خدا به سراغ محصول شما می رود، آیا آن جا چیزی هست؟ آیا دانه ای از محبت کاشته اید؟ آیا برای عطا کردن زندگی کرده اید یا دریافت کردن؟ مهم نیست چقدر کار نیکو انجام می دهیم. اعمال سرشار از محبت خالص، توجه خدا را جلب می کند. بنابراین، یاد بگیرید در زمین ایمان بکارید. به یاد داشته باشید: هر زمان عطا کنید، راه را برای خدا باز کرده اید تا اکنون و در آینده نیازهای شما را برآورده کند. وقتی نسبت به دیگران سخاوتمند باشید، خدا همیشه با شما سخاوتمند خواهد بود.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است