۱۳۹۲ اسفند ۱۸, یکشنبه

آیا مسیح بعد از مرگ به بهشت رفت یا عالم مردگان؟ (لوقا فصل 23 آیه 43 / اول پطرس فصل 3 آیات 19 و 20)

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

وقتی مسیح بر روی صلیب بود، به جنایتکاری که در آستانه مرگ قرار داشت، فرمود:"خاطر جمع باش که تو همین امروز با من در بهشت خواهی بود" (لوقا فصل 23 آیه 43). اما پطرس در اولین نامه خود چنین نوشت:"روح مسیح نزد ارواح محبوس رفت و پیروزی خود را به آنان بشارت داد، یعنی به روح کسانی که در قدیم، در زمان نوح از خدا نافرمانی کرده بودند" (اول پطرس فصل سوم آیات 19 و 20). عده ای با استناد به شهادت پطرس، معتقدند که مسیح پس از مرگ به بهشت نرفت بلکه تا قبل از رستاخیزش (زنده شدن او پس از مرگ) در عالم مردگان به سر برد. برخی نیز می گویند مسیح پس از مرگ به جهنم رفت، زیرا گناه جهان را بر خود حمل می کرد. آیا عقیده این افراد صحیح است؟ مقصود پطرس از "روح مسیح نزد ارواح محبوس رفت" چه بود؟
یک. در دوران شریعت، انسان سعی می کرد با اجرای مقررات و تشریفات مذهبی، به نجات و رستگاری دست یابد تا در حضور خدا پاک و بی گناه قلمداد شود. اما در روش نوین (عهد جدید) خدا پسر یگانه خود، عیسی مسیح را فرستاد تا مجازات گناهان ما را متحمل شود و خشم و غضب خدا را از ما برگرداند. خدا خون مسیح و ایمان ما را وسیله ای ساخت برای نجات ما از غضب خود. بنابراین، مسیح به خاطر گناهان ما مجازات شد.
دو. عیسی بر روی صلیب فریاد زد:"خدای من، خدای من، چرا من را ترک کردی؟" (متی فصل 27 آیه 46). عیسی از خدا سئوال نمی کرد. او جمله اول از مزمور22 را نقل قول می کرد. این جمله، بیان عمیقی بود که مسیح با گرفتن گناه جهان بر خود و در نتیجه جدایی از خدای پدر، احساس کرد. درد و رنج بشری وحشتناک بود، اما بدتر از آن لحظه ای بود که باید روحا از خدا جدا می شد. عیسی عذاب مرگ دوم را کشید تا ما در صورت حصول ایمان، هرگز جدایی ابدی را از خدا تجربه نکنیم. اگر مسیح اجازه نمی داد مصلوب شود، برای همیشه اعتبار خود را به عنوان نجات دهنده و پسر خدا از دست می داد. وقتی مسیح می پرسد:" خدای من، خدای من، چرا مرا تنها گذارده ای؟" اشاره به عملکرد تثلیث دارد(پدر، پسر، روح القدس). خدا بودن مسیح حتی در لحظه مرگش محرز بود. این خدای پدر نبود که جان می داد و نه خدای روح القدس که می مرد، بلکه قربانی خدا بود و نه چیزی کم تر، یعنی خدای پسر. در ارتباط صمیمانه با خدا متوجه خواهیم شد که روح القدس کیست و مسیح نیز شخصیت الهی دارد. مسیح بر روی صلیب غضب و لعنت کامل خدا را بر انسان های گناهکار احساس کرد. طی زمانی که عیسی بر صلیب آویخته شده بود، خدای پدر او را به راستی واگذاشت. گناه ما بر عیسی افتاد و او برای ما گناه شد(دوم قرنتیان فصل پنجم آیه بیست و یکم). در باغ جتسیمانی، فرشته ای آمد و عیسی را تقویت کرد، اما بر روی صلیب هیچکس او را تسلی و تقویت نداد. این بود بهایی که عیسی برای رستگاری ما، برای رهایی ما از خشم و غضب خدا پرداخت. به خاطر قربانی شدن عیسی، خدا اکنون گناهان ایمانداران را بخشیده و آن ها را عادل قلمداد کرده است. اکنون می توانیم مستقیما به حضور خدا بیاییم. عیسی آخرین قربانی بود. قربانی دیگر، هرگز ضروری نخواهد بود.
سه. مسیح بر روی صلیب، دشمنان خود را بخشید و سرانجام به خدای پدر گفت:"ای پدر، روح خود را به دست های تو می سپارم". این را گفت و جان سپرد (لوقا فصل23 آیه 46). اگر مسیح در وضع گناه آلود به سر می برد، نمی توانست دشمنانش را ببخشد و روح خود را به خدای پدر بسپارد.
چهار. مسیح به جنایتکاری که مانند او در آستانه مرگ قرار داشت، فرمود:"همین امروز با من در بهشت خواهی بود". طبق فرمایش مسیح، او و جنایتکاری که توبه کرد، عازم بهشت شدند.
پنج. در کتاب مقدس آیه ای وجود ندارد که گزارش دهد مسیح پس از مرگ به جهنم رفت.
شش. مطابق آنچه پطرس می گوید، مسیح زمانی بین مرگ و رستاخیزش، خطاب به "روح هایی که در زندان بودند" موعظه ای خاص ایراد نمود. در این جا دو سئوال مطرح می شود: یک. این "روح هایی" که مسیح به سراغ شان رفت، چه کسانی بودند؟ دو. عیسی به آن ها چه موعظه کرد؟
کسانی که معتقدند که این روح های زندانی در جهنم به سر می بردند باید در نظر داشته باشند که در عهد جدید واژه "ارواح" در مورد دیوها (فرشتگان سقوط کرده) و فرشتگان به کار می برد. همان طور که اشاره شد در هیچ جای کتاب مقدس نمی خوانیم که مسیح از جهنم دیدن کرده است. این روح ها در عالم مردگان به سر می برند. عالم مردگان با جهنم فرق دارد. این مکانی موقت برای مردگانی است که تا قبل از زنده شدن جسم شان و داوری، در آن جا انتظار می کشند. تمایز بین دنیای مردگان و جهنم در مکاشفه فصل 20 آیات 11 تا 15 مشخص است. جهنم یا دریاچه آتش، مکانی است که گناهکاران تا ابد در آن جا مورد داوری خواهند بود. در حالی که عالم مردگان، محل موقتی است. مسیحیان پس از مرگ به هیچ یک از دو مکان مذکور نمی روند، بلکه مستقیم به بهشت نزد مسیح خواهند رفت (فیلیپیان فصل اول آیات 20 تا 24).
مسیح پس از مرگ، زمان کوتاهی به عالم مردگان رفت تا پیغامی را به فرشتگان سقوط کرده (ارواح شریر) بیان نماید. این ارواح مطابق روایت پطرس به قبل از طوفان مربوط می شدند. موعظه مسیح فقط به معنای اعلام کردن است و با موعظه انجیل که پطرس در اولین نامه خود به کار می برد، فرق دارد (فصل اول آیه 2 و فصل 4 آیه 6). پطرس در این مورد که عیسی به این ارواح محبوس چه موعظه کرد، چیزی نمی گوید، اما تردیدی نیست که پیام نجات را به آن ها موعظه نکرد، زیرا فرشتگان نمی توانند نجات یابند (عبرانیان فصل دوم آیه 16). به نظر می آید آنچه مسیح خطاب به این ارواح بیان داشت، پیروزی بر شیطان و فرشتگان سقوط کرده بود.
پطرس در مورد ارتباط این ارواح با روزگار قبل از طوفان نوح نیز چیزی نمی گوید. آنچه مسلم است دنیای قبل از طوفان نوح، غرق در بدی و شرارت بود و بی تردید این ارواح شریر در ایجاد چنین وضع شرارت باری نقش داشتند.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

نگرانی مراجع دینی از کاهش جمعیت شیعیان در ایران

ناصر رفیعی، از روحانیان و مدرسین دینی ایرانی از نگرانی مراجع تقلید شیعه نسبت به کاهش جمعیت شیعیان در ایران خبر داد.
 به گزارش « محبت نیوز» - زمانه به نقل از گزارش تارنمای جهان خبر داد، ناصر رفیعی، عصر روز پنج‌شنبه ۱۵ اسفندماه در یک همایش دینی به کاهش جمعیت شیعیان و "برتری یافتن جمعیت اهل سنت" اشاره کرد و گفت: "در سال تحصیلی جدید در پایه اول ابتدایی جمعیت دانش‌آموزان شیعه و با اهل سنت برابری می‌کرد همچنین در یکی از شهرهای آذربایجان این جمعیت به صورت ۷۰ به ۳۰ شده است یعنی ۷۰ درصد اهل سنت و تنها ۳۰ درصد جمعیت شهر شیعه هستند و این یک خطر جدی است."
رفیعی افزود: "مراجع تقلید نسبت به موضوع کاهش جمعیت اظهار نگرانی کرده و در مجالس خود درباره پیری جمعیت متذکر می‌شوند."
به‌گفته وی سه موضوع مهمی که مبلغین دینی باید در مجالس خود متذکر شوند، "تشکیل خانواده، تحکیم خانواده و بحث تولید نسل" است.

آیا خدا زن را لعنت کرد تا همواره زیر سلطه مرد باشد؟ (پیدایش فصل 3 آیه 16)

 دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

نااطاعتی آدم و حوا بر تمامی آفرینش، از جمله روابط زن و شوهر تاثیر گذاشت. انسان مجازات شد. اخراج از باغ عدن، رنج و زحمت و مرگ جسمی در نتیجه نااطاعتی انسان از خدا به وجود آمد.
طبق کلام خدا، داوری برای زن چنین بود (پیدایش فصل 3 آیه 16):

یک. رنج و درد دوران حاملگی و زایمان
دو. اشتیاق او به شوهرش خواهد بود
سه. شوهر بر زن حکمرانی می کند
در اثر رخنه گناه، بسیاری از مردها به جای مدیریت صحیح، به استبداد، زورگویی، سلطه جویی و جهل کشیده شدند.

با این توصیف، پیامدهای ناشی از گناه را نبایستی به عنوان ضابطه و معیار زندگی تلقی کرد. حتی خداوند برای مقابله با پیامدهای گناه، راه نجات را از طریق قربانی شدن مسیح پیشگویی نمود (پیدایش فصل 3 آیه 15). بدین ترتیب خدا از زمان سقوط آدم و حوا، نقشه خود را مبنی بر شکست شیطان و نجات دنیا از طریق پسرش عیسی مسیح، آشکار کرد (یوحنا فصل 3 آیه 16).
نقشه خداوند فقط محدود به نجات بشر نبود، بلکه در زمینه های دیگر هم تاثیرگذار بود، از جمله رشد و ترقی زنان در عرصه های مختلف جوامع. در دنیای امروز، نقش بسیاری اززنان در مدیریت و برنامه ریزی غیر قابل کتمان است. زیر بنای این تحول اجتماعی زنان را در عهد جدید می توان یافت. اولین مبشر دنیا، یک زن بود. مسیح پس از زنده شدنش، به مریم مجدلیه ماموریت داد. او قوانین اجتماعی آن زمان را کنار گذاشت و با زنان صحبت کرد (یوحنا فصل چهارم). او اجازه داد که زنی پاهای او را با عطر شسته و با موهایش آن را خشک کند (یوحنا فصل 12 آیه 3).
زن و مرد، هر دو را خدا به صورت خود آفرید. نه مرد بیشتر شبیه خداست و نه زن. از همان ابتدای خلقت می بینیم که کتاب مقدس، هم مرد و هم زن را در اوج خلقت خدا قرار می دهد. در نتیجه، به هیچ یک ارزشی کم تر از دیگری داده نمی شود. ما شبیه خدا آفریده شده ایم، یعنی از بسیاری از خصوصیات و عواطف خدا برخورداریم. ما هرگز کاملا مانند خدا نخواهیم شد، چون او خالق ما و برتر از ما است. بزرگ ترین امید ما این است که بتوانیم خصوصیات او را منعکس سازیم. خصوصیاتی نظیر محبت، صبر، بخشش، مهربانی و وفاداری.
آفرینش حوا از دنده آدم، به مفهوم تساوی و همبستگی زن و مرد است. هر دوی آن ها محتاج یکدیگرند و همدیگر را تکمیل می کنند و هر کدام از آن ها به صورت خدا آفریده شده اند (پیدایش فصل اول آیه بیست و هفتم).
زن و مرد توسط یک خدا در مسیح نجات می یابند:"دیگر فرقی نمی کند که یهودی باشیم یا غیر یهودی، برده باشیم یا آزاد، مرد باشیم یا زن، زیرا همه ما مسیحیان در عیسی مسیح یکی هستیم و اکنون از آن مسیح شده ایم" (غلاطیان فصل سوم آیه بیست و هشتم). در دوران باستان، مردان یهودی هر روز در دعای صبحگاهی چنین دعا می کردند:"خداوندا، تو را شکر می کنم که غیر یهودی، برده و زن نیستم". البته چنین دعایی در کتاب مقدس تعلیم داده نشده است. این دعا محصول دیدگاه مردسالاری است. ایمان به مسیح، ورای این تمایزات است. همه ایمانداران مسیحی، در مسیح برابر هستند.
در کتاب مقدس، عطایای روحانی مانند معجزات، قدرت شفای بیماران، بیان حکمت، نبوت (یعنی اعلان پیغام های خداوند را به کلیسا)، ترجمه زبان های روح القدس، خدمت کردن به دیگران، تعلیم دادن، موعظه کلام خدا، مدیریت، تسلی و خدمت به افسردگان، کمک به دیگران از طریق دارایی شخصی... ویژگی جنسیتی ندارند. این عطایا برای زنان و مردان یکسان و مشابه است.
خداوند از طریق بخشیدن این عطایا به زنان، کلیسا را به فراوانی برکت می دهد.
به فعالیت روحانی زنان در کتاب مقدس توجه کنید:
مریم، خواهر موسی، نبیه بود و خدمت موسیقی پرستشی را نیز شروع کرد (خروج فصل پانزدهم آیه بیستم). خداوند در کتاب میکاء فصل ششم آیه چهارم می فرماید:"موسی، هارون و مریم را فرستادم تا شما را هدایت کنند".
دبوره، داور بود (داوران فصل چهارم، آیه چهارم). به عبارت دیگر، او رهبری ملت یهود را به عهده داشت. خدا او را برگزید تا قوم اسرائیل را رهبری کند. خدا می تواند هر شخصی را برای رهبری کلیسا انتخاب کند: زن، مرد، پیر، جوان.
حلده، نبیه بود (دوم تواریخ فصل سی و چهارم آیه بیست و دوم). یوشیا، پادشاه یهودا، مردانی را نزد حلده فرستاد تا نظر خداوند را بدانند.
آنا، نبیه بود (لوقا فصل دوم آیه سی و ششم).
پرسکلا، معلم کتاب مقدس بود (اعمال رسولان فصل هجدهم آیه بیست و ششم)
فیبی، خادم جدی و بسیار فعال کلیسا (رومیان فصل شانزدهم آیه اول). این گواه بر این امر است که زنان نقش مهمی در کلیسای اولیه داشتند.
فیلیپس، چهار دختر داشت و خدا به آن ها این عطا را داده بود که بتوانند نبوت و پیشگویی کنند (اعمال رسولان فصل بیست و یکم آیه نهم).
بنابراین، زنان می توانند در کلیسا فعال باشند. در اعمال فصل دوم آیات هفدهم و هجدهم می خوانیم که خدا فرمود:"مردم را از روح خود پر خواهم کرد تا پسران و دختران نبوت کنند. چه مرد و چه زن را از روح خود پر خواهم کرد و ایشان نبوت نموده، از جانب من سخن خواهند گفت."
هم چنین مسیح همان طور که اشاره شد، بعد از قیام از مردگان، ابتدا به مریم مجدلیه ظاهر شد و به او ماموریت داد تا پیغام او را به شاگردان برساند. به عبارت دیگر، اولین مبشر بعد از رستاخیز عیسی، یک زن بود.
در خاتمه به این نکته اشاره می کنم که در چارچوب این خلقت تازه در خداوند، پولس چنین نوشت:"خدا تبعیض قائل نمی شود" (رومیان فصل 2 آیه 11).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

۱۳۹۲ اسفند ۱۷, شنبه

افزایش لطف خدا

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

خدا می خواهد نه فقط در مسائل مهم و اساسی، بلکه در هر مرحله از زندگی به شما کمک کند. وقتی در زندگی خواهان لطف الهی باشید، شروع به دیدن نیکویی خدا در زندگی روزمره خواهید بود. مثلا در سوپرمارکت، محل کار، در خانه... نیکویی و رحمت خدا را خواهید دید. به عنوان مثال، در ترافیک گیر کرده اید و می خواهید به خط عبور دیگر در حرکت است، وارد شوید. اما نمی توانید. ناگهان بدون هیچ دلیلی، یکی آهسته می کند و با اشاره دست می فهماند که وارد شوید! این اتفاق را بی اهمیت تلقی نکنید. این لطف خداست.
یا در سوپرمارکت هستید و در صف طولانی پرداخت منتظرید. در ضمن عجله هم دارید. ناگهان یک صندوق دار دیگر با صدای بلند اعلان می کند:"این جا یک صندوق اضافی هست". این لطف خداست که به شما یاری می رساند.
هر روز صبح پیش از ترک منزل، چنین دعا کنید:"خدایا متشکرم که امور جهان در اختیار توست. سپاسگزارم که لطف و رحمت تو شامل حال من هم می شود. امروز را به دست های قدرتمند تو می سپارم". وقتی لطف و رحمت خدا را همراه خود دارید، درهایی برای شما گشوده خواهد شد که ممکن است برای دیگری گشوده نشود. بدانید صاحب امتیاز هستید. چیز خاصی درباره شما وجود دارد. شما لطف و رحمت خدا را با خود دارید. به عبارت دیگر، این ایمان و اعتماد شما به خداوند است که تفاوت ایجاد می کند.
گاهی یک تاخیر ممکن است شما را از تصادف نجات دهد یا همان تاخیر باعث شود که شما پیام نجات بخش انجیل را با شخصی در میان بگذارید. شاید همان تاخیر سبب شود که مسیر زندگی شما یا دیگری تغییر کند. شاید همان تاخیر به وقوع یک معجزه انجامد.
به باور داشتن لطف خدا در زندگی تان ادامه دهید. در زندگی همواره خواهان لطف الهی باشید. هر روز صبح برخیزید و به آن اذعان کنید. بگویید:"من لطف خدا را با خود دارم". منفعل ننشینید. سهم خود را ادا کنید تا خدا هم سهم خود را انجام دهد.
وقتی شما خواهان لطف الهی باشید، معجزات جزء لاینفک زندگی شما خواهند بود. معجزات به امر "طبیعی" مبدل خواهد شد. این لطف و رحمت نه فقط برای خودمان است، بلکه دیگران نیز از آن بهره مند خواهند شد. بنابراین، یاد بگیرید در هر مرحله از زندگی تان به لطف خدا اذعان کنید. می توانید آن را به هنگام رانندگی زمزمه کنید. به یاد داشته باشید: هر چه بیشتر خواهان لطف الهی باشید، بیشتر از لطف خدا بهره مند خواهید شد.
لطف خدا می تواند موجب شود تا مردم برای شما استثنا قائل شوند و قوانین خود را عوض کنند یا کار غیر معمولی انجام دهند، حتی اگر تا آن زمان انجام نگرفته باشد.
لطف خدا سبب می شود که مردم برای کمک به شما خود را به زحمت بیندازند. شما فرزند خدا هستید، بنابراین خدا می خواهد بهترین کار را برای شما انجام دهد. این خداست که به شما امتیاز خاص می دهد. خدا می خواهد در زندگی شما کارهای برجسته انجام دهد. هرگز از خدا مایوس نشوید. کلام خدا می فرماید:"مانند کسی که آماده هر اتفاقی است، منتظر بازگشت عیسی مسیح باشید، زیرا در آن روز لطف و فیض عظیمی نصیب شما خواهد شد" (اول پطرس فصل اول آیه سیزدهم). وقتی واقعا درک می کنید که این لطف در دسترس شماست، زندگی شما توام با ایمان و اطمینان می شود. بنابراین، جسور خواهید شد و چیزهایی را از خدا درخواست خواهید کرد، که به طور معمول نمی خواستید. وقتی به عمق وجودتان بنگرید، می بینید که در این زندگی صاحب امتیاز هستید. شما یک برتری دارید: شما لطف خدا را با خود دارید.

در کتاب مقدس داستانی درباره فرمانده رومی به نام کرنیلیوس هست. کتاب مقدس می گوید:"کرنیلیوس شخصی خداپرست و پرهیزکار بود و خانواده ای خدا ترس داشت. او همیشه با سخاوت به فقرای یهودی کمک می کرد و به درگاه خدا دعا می نمود" (اعمال رسولان فصل دهم آیه دوم). کرنیلیوس مسیحی نبود، اما به دین یهود گرویده بود. او مردی پرهیزکار و سخاوتمند بود. یک روز، فرشته خداوند به او ظاهر شد و گفت:"دعاها و نیکوکاری های تو از نظر خدا دور نمانده است..." (اعمال رسولان فصل دهم آیه چهارم). ادامه داستان را بخوانید. کتاب مقدس کرنیلیوس و خانواده اش را به عنوان اولین خانواده غیر یهودی که مسیحی شده اند ثبت کرده است. چرا او برگزیده شد؟ چرا خدا او را به چنین افتخاری نایل کرد؟ فرشته به او گفت:"دعاها و نیکوکاری های تو از نظر خدا دور نمانده است". دلیل انتخاب کرنیلیوس خداپرستی و روحیه بخشنده او بود.
به همین ترتیب وقتی ما هم سخاوت و بخشش نشان می دهیم و به دیگران کمک می کنیم، نظر خدا جلب می شود. البته منظور این نیست که می شود معجزه را خرید. نمی گویم برای تامین نیازهای تان با خدا بده و بستان کنید. ابدا چنین نیست. خدا کمک ها و هدایای شما را می بیند. هر بار به کسی کمک می کنید، می بیند و مثل کرنیلیوس عطای شما، خدا را خشنود می سازد و لطفش را در زندگی تان جاری خواهد کرد.
در زمان نیاز، پشت دعای خود عملی را قرار دهید. مثلا اگر می خواهید در شغل خود ارتقاء پیدا کنید، مهارت های فنی خود را افزایش دهید. این یعنی کاشتن دانه. کاری بیش از دعا بکنید. اگر چیزی نکارید، درو هم نخواهید کرد. به همین سادگی. ولی اگر هر کاری که خدا می گوید با قدرت روح القدس (خداوند) انجام دهید، خدا حرمت قانون کاشت و برداشت را نگه می دارد. ممکن است چیز زیادی برای دادن نداشته باشید، اما اگر از همین جایی که هستید شروع کنید، خدا شما را از برکاتش برخوردار خواهد کرد.
صبر نکنید که بیشتر داشته باشید. باید درک کنید خدا به پول، زمان یا توانایی شما نیازی ندارد. وقتی خدا از ما می خواهد که بدهیم، برای این نیست که سعی دارد چیزی از چنگ ما بیرون بیاورد. به خاطر این است که او سعی دارد ما را وادار کند که دانه ای بکاریم تا بتوانیم محصولی درو کنیم. شما دانه ای می کارید و آنگاه خدا از برکت بیشتری بهرمندتان می کند.
اگر می خواهید در امور مالی موفق باشید، خدا را مقدم قرار دهید. اگر می خواهید در کسب و کارتان توفیق حاصل کنید، خدا را مقدم قرار دهید. وقتی حرمت خدا را نگه دارید، او هم حرمت شما را نگه می دارد.
وقتی خدا به سراغ محصول شما می رود، آیا آن جا چیزی هست؟ آیا دانه ای از محبت کاشته اید؟ آیا برای عطا کردن زندگی کرده اید یا دریافت کردن؟ مهم نیست چقدر کار نیکو انجام می دهیم. اعمال سرشار از محبت خالص، توجه خدا را جلب می کند. بنابراین، یاد بگیرید در زمین ایمان بکارید. به یاد داشته باشید: هر زمان عطا کنید، راه را برای خدا باز کرده اید تا اکنون و در آینده نیازهای شما را برآورده کند. وقتی نسبت به دیگران سخاوتمند باشید، خدا همیشه با شما سخاوتمند خواهد بود.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

ادعای مخالفان: مسیحیت ماهیت شیطانی دارد!

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

هنگامی که ایمانداران مسیحی از معجزات و کارهای برجسته خداوند در زندگی خویش سخن می گویند، مخالفان مسیحیت این رویدادهای شگفت انگیز را به عملکرد شیطان نسبت می دهند. اما قرائن و شواهد ادعای مخالفان را تایید نمی کند:
یک. اگر شیطان رهبر مسیحیان بود، ایمانداران مسیحی اکنون جنایتکار، تروریست، جنگجو، مستبد، معتاد، زناکار، خرافی... بودند. پولس رسول در نامه خود به غلاطیان چنین نوشت:"هنگامی که از امیال و خواسته های نادرست خود پیروی می کنید، این گناهان وارد زندگی شما می شوند: زنا و انحرافات جنسی، بی عفتی، بت پرستی، جادوگری، احضار روح، دشمنی و دو به هم زنی، کینه توزی، خشم، خود خواهی و نفع طلبی، شکایت و بهانه جویی، باند بازی، حسادت، قتل، مستی، عیاشی و چیزهایی از این قبیل" (غلاطیان فصل پنجم آیات نوزدهم تا بیست و یکم). درخت را از میوه اش می شناسند.
دو. شیطان پرستان همواره مسیح و مسیحیت را دشمن خود قلمداد می کنند. چگونه ممکن است که شیطان و پیروانش به نفع مسیحیت اقدام کنند؟
سه. در قرن اول میلادی هیچ گونه مدرک و گزارشی مبنی بر نبرد مسلحانه مسیحیان جهت توسعه و گسترش مسیحیت وجود ندارد.
چهار. بعد از نافرمانی آدم و حوا از خدا، تکبر، کینه، حسادت، خشم، نفرت و بالاخره ارتکاب به قتل در قائن (فرزند آدم و حوا) شکل گرفت. گناه عواقب و پیامد وحشتناک دارد.
پنج. مسیحیان که در گذشته افراد گناهکار و منفی بوده اند، اکنون به اشخاص مثبت و مفید تبدیل شده اند و عاشق خداوند هستند. آیا باور می کنید که شیطان مردم را به خدا علاقمند کند؟
شش. کتاب مقدس تعلیم می دهد که شیطان به ایمانداران مسیحی تهمت می زند و تمام کوشش خود را به کار می بندد تا آن ها را از پیروی خدا منصرف کند.
هفت. اگر فیلم های مستند مراسم شیطان پرستی را تماشا کنید، حضور وحشتناک روح ضد خدا را کاملا احساس می کنید، به طوری که تا چند روز بعد از تماشای آن فیلم مستند، احساس بدی شما را آزار می دهد. بنابراین، چگونه این روح می تواند دشمن را ببخشد و در مردم تغییر و تحول مثبت و مفید ایجاد کند؟
هشت. آیا عقاید خرافی و دروغ، قادر به معجزه و تغییر و تحول مثبت می باشد؟
نه. علت دیگر این اتهام، عدم شناخت مخالفان از شیطان است. آن ها تصور می کنند که قدرت شیطان و خدا برابر است و یا خدا کنترل ناقصی بر امور دنیا دارد و لذا شیطان با اقتدار و اختیار تام عمل می کند. اما از کتاب مقدس نه فقط می آموزیم که شیطان زنده و سرحال است، بلکه هم چنین به این واقعیت پی می بریم که او تحت کنترل خداوند است. برای مثال، شیطان قبل از آن که به ایوب لطمه ای بزند، از خدا کسب اجازه کرد. بنابراین، این سئوال مطرح می شود که آیا خدا اجازه می دهد شیطان دست به معجزه بزند؟
ده. شیطان توسط قدرت خدادادی، قادر به معجزه نیز می باشد. اما در کتاب مقدس به معدود معجزات شیطان برمی خوریم. اوج معجزات شیطانی در زمان حکومت دجال تحقق می یابند. ازاینرو، درمی یابیم که معجزات شیطان در موارد اندک و آن هم به منظور اجرای هدف خاص می باشد. اگر خدا اجازه می داد تا هر روز به تعداد بی شمار شیطان معجزاتی را انجام دهد، امروزه تعداد خدا باوران بسیار اندک بود. خداوند نه فقط امور جهان را در اختیار دارد، بلکه مانع از کارهای خطرناک و شگفت انگیز شیطان هم می شود. با این توصیف، مخالفان مسیحیت ادعای متفاوتی دارند. باید از آن ها پرسید که آیا از نزدیک معجزات شیطان را دیده اند و یا به روایات مشکوک و غیر تاریخی اعتقاد دارند.
یازده. ذات شیطان اخلاق گرا نیست، و در نتیجه نمی تواند شخص منفی را به فرد مثبت و مفید تبدیل کند. در شیطان هیچ گونه نیکویی ساکن نیست. همه می دانند که دروغ و فریب قادر به تغییر و تحول عمیق روحانی نمی باشد. چگونه ایماندار مسیحی می تواند با قدرت شیطان، دشمن خود را ببخشد و آرامش و صبر الهی را در زندگی خود مشاهده کند؟ کسی که از شیطان پیروی می کند، وضع او بد و بدتر خواهد شد. درخت را از میوه هایش می شناسند. تعالیم الهی و اخلاقی مسیح با ذات شیطان کاملا متضاد است. اگر تعالیم مسیحیت از جانب شیطان است، چگونه در قرن اول میلادی و طبق تایید شواهد تاریخی، بدون جنگ و خونریزی مسیحیت در اروپا و خاورنزدیک گسترش یافت؟
دوازده. این اتهام مخالفان ناشی از جهل و نادانی درباره کتاب مقدس، و هم چنین غرور و تعصب نسبت به فلسفه و اصول اعتقادت شان است. مسیحیت محدود به اصول اعتقادات نیست، بلکه ایمانداران مسیحی از تجربه غنی روحانی برخوردارند. از طرفی، مسیحیان با خدا دوست و صمیمی هستند و روح خداوند در آن ها عمل می کند. دعاها به نام عیسی خداوند مستجاب می شود... بنابراین، چرا شک و تردید؟ اگر مسیح خداوند است اتفاق مثبت رخ می دهد و اگر نیست، اتفاقی رخ نمی دهد. به یاد داشته باشید: خدا هرگز اجازه نمی دهد که هر روز به نام خدای غیر واقعی، معجزات متعدد به ظهور برسد. مسیح فرمود:"اگر کسی به راستی بخواهد مطابق خواست خدا زندگی کند، پی خواهد برد که آنچه من می گویم، از خداست" (یوحنا فصل هفتم آیه هفدهم).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ اسفند ۱۶, جمعه

چرا خداوند به شیطان اجازه فعالیت داده است؟

مطالعه کتاب مقدس
مترجم: مهران پورپشنگ

انسان ها از موهبت الهی آزادی اراده و حق انتخاب برخوردارند تا از خدا اطاعت یا نافرمانی کنند. خداوند در دانایی مطلق خویش می دانست که در دنیایی که انسان ها از آزادی برخوردارند، حتی با وجود آن که به علت نافرمانی سقوط کرده اند، او قادر است راه حلی را ارائه دهد که به مراتب باعث خشنودی عمیق تر و باشکوه تر از دنیایی باشد که انسان ها را مانند عروسک و آدم آهنی در خود جای داده است. به عبارت دیگر، خدا انسان را در جای بسیار خوبی قرار داده تا به عنوان موحد (خدا شناس) چنین ادعا نکند که ما در سیاره ای زندگی می کنیم که شرایط آن بهتر از کل عالم است. در حالی که راه حل خدا، بهترین چیز ممکن در عالم هستی است: اگر خدا از آزادی عمل شیطان و هم از مغلوب کردن او حمایت می کند، پس این بهترین روشی است که دارد انجام می دهد.
هر شخص آزاد و مختار آفریده شده تا بتواند در مورد سرنوشت خویش به انتخاب و تصمیم گیری دست بزند. زمانی شیطان شکست خورد که خدا را رد کرد. او از خداوند و فرشتگان نیکو جدا شد، زیرا قاطعانه تصمیم گرفته بود تا همواره درآن وضعیت باقی بماند. اما کسانی که خدا را برگزیدند، به ارتکاب گناه خاتمه دادند. آنانی هم که خدا را رد نمودند، برای ابد مطرود شدند و نمی توانند دنیای کامل آینده را دچار اختلال و نابسامانی کنند. هدف اصلی از دنیای کامل که عده ای ازانسان ها با آزادی اراده به آن دست یافته اند، این است که در این جهان آزادی آن ها مورد اجحاف و تعدی قرار گرفته و طرد شده اند.
مطابق نگرش کتاب مقدس به عنوان کلام خدا، عملکرد خداوند در قبال شیطان چنین است:
یک. اگر خداوند کاملا نیکو است، بنابراین شیطان را مغلوب خواهد کرد.
دو. اگر خدا دارای قدرت مطلق است، پس او قادر است شیطان را شکست دهد.
سه. شیطان هنوز کاملا شکست نخورده است.
چهار. بنابراین، روزی فرا خواهد رسید که خداوند، شیطان را شکست خواهد داد.
هم اکنون خداوند با قدرت روح القدس به ایمانداران مسیحی کمک می کند تا بتوانند با شیطان و وسوسه های او مقابله نمایند. به عبارت دیگر، اراده انسان و وفاداری او به خداوند با حضور و عملکرد شیطان مورد محک و ارزیابی قرار می گیرد. همان گونه که مسیح در بیابان بر وسوسه های شیطان پیروز شد. طبق نگرش کتاب مقدس، انسان باید وفاداری خود را به خداوند "ثابت" کند.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ اسفند ۱۵, پنجشنبه

غلبه بر ناامیدی ها

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

بیایید رو راست باشیم. همه ما گاهی با ناامیدی روبرو می شویم. مهم نیست چقدر با ایمانید یا چه آدم خوبی هستید. دیر یا زود کسی یا چیزی شما را خواهد لرزاند. این اتفاق ممکن است چیز ساده ای باشد، مثل به دست نیاوردن آن ترفیعی که واقعا امیدش را داشتید، یا واجد شرایط نبودن برای مسئولیت مهم. ممکن است چیز جدی تری باشد: از هم گسیختن زندگی زناشویی، مرگ یک عزیز، یک بیماری لاعلاج خطرناک... خلاصه هر چه باشد ناامیدی این توانایی را دارد که شما را از خط خارج کند و ایمان تان را نابود سازد.
بنابراین ناامیدی ها خواهند آمد. پس باید یاد بگیرید که چگونه در مسیر ایمان باقی بمانید.
اغلب غلبه بر ناامیدی و رها کردن گذشته، دو روی سکه اند. مثلا وقتی مرتکب خطا یا گناه می شوید، به آن دو دستی نچسبید و خود را خسته و درمانده نکنید. توبه کنید و اجازه دهید تا خط ارتباط میان شما و خدا همیشه برقرار باشد. اشتباه را بپذیرید، توبه کنید و هم پای زندگی پیش بروید. به یاد داشته باشید: در رها کردن اشتباه ها و گناهان، ناکامی ها، لطمه ها و دردها باید "سریع" باشید.
اما آن ناامیدی هایی که ما را بیش از همه آزار می دهند، معمولا توسط مردم دیگر ایجاد شده اند. مثلا شخصی یا کسانی مانع پیشرفت شما شده اند، یا بر علیه شما به دیگران به دروغ بدگویی کرده اند. شاید کسی شما را رها کرده...این آسیب ها را با کمک روح القدس به خدا واگذارید و سپس با زندگی خود پیش بروید.
خدا هرگز از انتظار ندارد که یک تخته سنگ غیر قابل نفوذ یا جزیره ای دست نیافتنی باشید. نه، خدا انتظار ندارد که آن قدر مقاوم باشید که به سادگی ناامیدی های زندگی را نادیده بگیرید و با بی اعتنایی از کنارشان بگذرید. خدا ما را این طور آفریده که اگر شغل را از دست بدهیم، یا عزیزی مان فوت کند یا متحمل شکستی در روابط عاشقانه و ازدواج شویم، دچار غصه و اندوه شویم. این چیزی طبیعی و پیش بینی شده است. اما خدا از شما انتظار دارد که به او اعتماد کنید، چون او متخصص حل مشکلات است. حتی اگر به دلایلی خدا آن مشکل را رفع نکرد، اما این قدرت مافوق طبیعی را به شما خواهد داد تا آن مشکل کمرشکن را تحمل کنید.
اگر به خاطر ناامیدی هایی که یک سال پیش یا پیشتر رخ داده، هنوز ماتم گرفته اید، یک جای کار ایراد دارد. شما دارید آینده خود را به تعویق می اندازید و اجازه می دهید گذشته، آینده شما را تعیین کند. با یاری روح القدس باید تصمیم بگیرید که به جلو حرکت کنید. چنین چیزی خود به خود اتفاق نمی افتد. باید بلند شوید و بگویید:"ای پدر آسمانی! اهمیتی نمی دهم که چقدر سخت است. اهمیتی نمی دهم چقدر ناامیدم. پدر عزیز، کمکم کن تا این نامیدی بهترین اوقات من را نگیرد. کمکم کن تا پا به پای زندگی حرکت کنم".
افکار منفی به هنگام مشکلات به ما حمله می کنند:"چرا این برای من پیش آمد؟ خدا حتما من را دوست ندارد. او به دعایم جواب نداد. چرا کار به طلاق، اخراج یا ورشکستگی کشید؟ چرا هیچ چیز در زندگی ام درست از آب در نمی آید؟"
چنین پرسش هایی در ذهن همه پیش می آید. ولی بعد از آن، وقت تلف کردن است. دست از تلف کردن وقت خود برای سردرآوردن از چیزی که نمی توانید تغییرش دهید، بردارید. نمی توانید تخم مرغ های شکسته را به حالت اولش درآورید. کاری است که شده. بگذارید گذشته در گذشته بماند و بگذرد. گذشته، درگذشته است. قبول! شما بیماری های بد داشته اید. مرتکب خطا و گناه شده اید، دعاهای شما مستجاب نشده، کارها به میل شما پیش نمی رود...دوست عزیز، شما تنها نیستید. بسیاری از افراد خوب و درستکار هم چیزهای مشابهی را تجربه کرده اند.
اما فیض و رحمت خدا هر روز تازه و جدید است. خدا می داند که ما کامل نیستیم. او می داند مرتکب اشتباه و گناه می شویم. او می خواهد ما را ببخشد و سپس رحمت، برکت و معجزات خود را در زندگی ما جاری سازد. خدا نقشه های عالی و مهم برای زندگی شما دارد. با خدا دوست و صمیمی شوید. در طول روز با او راحت صحبت کنید. او به شما کمک خواهد کرد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.