۱۳۹۲ بهمن ۲, چهارشنبه

مسیحیان و شریعت

 دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

آیا مسیحیان باید شریعت را اجرا کنند؟

ابتدا باید توضیح داد که عهد عتیق، پیمان خداوند با قوم اسرائیل بود. جوهر شریعت، ده فرمان است (خروج فصل 20). مسیحیان موظفند که ده فرمان را در زندگی خود با یاری روح القدس (روح خدا) انجام دهند.
اما در شریعت، احکامی وجود دارند که امروزه در زندگی مسیحیان هیچ گونه کاربردی ندارد. مثلا معبد بزرگ در هفتاد میلادی ویران شد و پس از آن دیگر معبد ساخته نشد. پس چگونه می توان حیوانی را بر روی مذبح مخصوص قربانی کرد؟ اگر مسیح یک بار و برای همیشه قربانی شد، چه نیازی به مذبح و قربانی حیوانات؟ شریعت عهد عتیق به معاهدات دوران باستان شباهت بسیار دارد. برای مثال، رعایا و ارباب موظف بودند که طبق قوانینی که برای آن ها وضع شده، به یکدیگر وفادار باشند. اگر این قوانین نقض می شد، ارباب یا رعیت می بایست طبق قانون شریعت، مجازات شود. این قوانین امنیت و منافع کارگران را تضمین می کرد. قانون کار نسبت به دوران باستان بسیار تغییر کرده و نمی توان قوانین دوران باستان را امروزه به کار برد.
با این توصیف، از پیمان قدیم تا عهد جدید، تحولاتی رخ داد. به عبارت دیگر، در دوران عهد عتیق نشانه هایی برای اثبات وفاداری به خدا وجود داشت که در عهد جدید، آن نشانه ها متفاوت شدند. اما خدا هم چنان انتظار دارد تا توسط نشانه های عهد جدید وفاداری خود را ثابت کنیم.
عیسی شریعت جدیدی ارائه داد که نه فقط شریعت قدیمی را باطل نمی کرد، بلکه آن را به کمال می رساند. تاکید شریعت بر اعمال و رفتار انسان بود، در حالی که مسیح به منبع شکل گیری رفتار و گفتار توجه داشت یعنی افکار. افکار انسان به زندگی او شکل می بخشند. مطابق تعالیم مسیح و رسولان، اگر افکار انسان تحت هدایت روح القدس (روح خدا) باشد، هرگز تخلف و جرم و جنایت رخ نمی دهند. قبل از انجام جنایت، خدا آن اندیشه گناه آلود را محکوم کرده است.
بنابراین مخاطب اصلی شریعت عهد عتیق، یهودیان بودند. با این توصیف، شریعت فقط جنبه اطلاع رسانی داشت. مثلا خدا حقیقی را معرفی می کرد و توضیح می داد که گناه چیست. اما شریعت باعث نجات یهودیان نمی شد. این خدا بود که گناهان آنان را می بخشید. خداوند باعث نجات قوم اسرائیل از مصر شد و نه شریعت. فتح کنعان با حمایت خدا انجام شد و نه شریعت. شریعت هیچکدام از این موارد را تحقق نبخشید. شریعت فقط مفاد عهد وفاداری بود که اسرائیل در قبال خدا داشت.
بنابراین شریعت نشان می دهد که چقدر دشوار است که بخواهیم خدا را با قدرت خود خشنود سازیم. چنین کاری غیر ممکن است. ذات انسان آلوده به گناه است و قادر نیست خدا را از طریق معیارهای شریعت به طور دائمی خشنود سازد. در عهد جدید، این خداوند است که انسان را از قلمرو قدرتمند شیطان نجات می دهد. این خداوند است که در انسان تغییر و تحول ایجاد می کند و این خداوند است که به انسان متحول شده، قدرت می بخشد تا احکام الهی را اجرا کند.
به هنگام مطالعه شریعت، باید از خدا سپاسگزار باشیم که ما را که شایستگی او را نداریم، فرزند خود ساخته است. خداوند راهی مهیا کرد تا توسط فیض (بخشش رایگان و بدون عوض خدا به کسانی که لیاقت ندارند) نجات یابیم. برای نجات از گناه، نیازی به اجرای شریعت نیست، زیرا انسان قادر نیست خود را نجات دهد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ بهمن ۱, سه‌شنبه

پیشگویی ولتر درباره نابودی مسیحیت

مترجم: آرمان رشدی

فرانسوا ماری آروئه که بعدها نام ولتر را بر خود نهاد، به سال 1694 در پاریس متولد شد. او متفکر فرانسوی و مخالف سرسخت مسیحیت بود. او پیشگویی کرد که یک صد سال پس از او مسیحیت از عرصه روزگاررخت بربسته و به تاریخ خواهد پیوست. ولتر در سال 1778 چشم از جهان فرو بست. به شهادت تاریخ، تنها پنجاه سال پس از مرگ او، انجمن کتاب مقدس شهر ژنو دستگاه چاپ او و نیز خانه اش را برای تهیه کتاب مقدس مورد استفاده قرار داد.
دشمنان کتاب مقدس می آیند و می روند، اما کتاب مقدس باقی می ماند. چه درست گفت عیسی خداوند که:" آسمان و زمین از میان خواهد رفت، ولی سخنان من تا ابد پابرجا خواهد ماند "(مرقس فصل سیزدهم آیه سی و یکم).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "تاریخ مسیحیت" محفوظ است. درج کامل مقالات "تاریخ مسیحیت" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.


تاریخ مسیحیت 

چرا پولس رسول برای محکوم کردن از جمله "خدا او را لعنت کند" استفاده کرد؟ (غلاطیان فصل اول آیات هشتم و نهم)ض

هر مطلب را باید در چارچوب خودش خواند. این مهم ترین کار در درک کتاب مقدس است. اکثر جملات (آیه ها) کتاب مقدس فقط در ارتباط با جملات قبلی و بعدی معنی پیدا می کنند. مهم ترین سئوال این است که موضوع بحث چیست؟ یا به عبارت ساده تر: نویسنده چه می گوید؟ این سئوالی است که باید در مورد هر جمله و هر پاراگراف بارها و بارها مطرح کرد. در واقع باید بکوشیم مسیر فکری نویسنده را دنبال کنیم. باید بپرسیم که نویسنده چه می گوید و چرا این مطلب را درست در این قسمت بیان می کند، و حالا که این را گفت، بعد چه می گوید؟
علت نگارش رساله غلاطیه این است که پولس شنیده بود عده ای به کلیسا (کلیساهای) منطقه غلاطیه (واقع در ترکیه امروزی) که به دست او تاسیس شده بود، رفته اند و می کوشند ایمانداران را از تعلیمی که او داده است، منحرف سازند. تصور بر این است که آن ها مسیحیان یهودی بوده اند که می خواستند انجیل مسیح را با شریعت موسی تلفیق کنند. این مسیحیان یهودی نژاد اعتقاد داشتند که مسیحیان غیر یهودی، برای آن که ایمانداران خوبی باشند، باید اول یهودیان خوبی گردند، یعنی مراسم شریعت یهود را نگاه دارند. این مراسم شامل ختنه مردان، رعایت روزها و خوردن خوراکی های خاصی می شد. مسیحیان یهودی نژاد تعلیم می دادند که نجات از طریق اعمال یعنی اجرای تشریفات شریعت حاصل می گردد. این تعلیم بر خلاف تعلیمات پولس بود که می گفت نجات از طریق ایمان به مسیح به دست می آید. شریعت گراها نه فقط پولس را قبول نداشتند، بلکه برای او حق تعلیم دادن نیز قائل نبودند. بنابراین، پولس به هنگام نوشتن رساله غلاطیان، دو هدف را در نظر داشت: نخست، او می بایست از اصالت رسالت خود یا از حق تعلیم دادن خود دفاع کند (فصل های اول و دوم رساله غلاطیان). دوم می بایست از پیام انجیلی که تعلیم می داد، دفاع کند (فصل های سوم و چهارم). لذا پولس می بایست به ایمانداران غلاطیه ثابت کند که اعمال شریعت برای نجات لازم نیست. به عنوان مثال، پولس سنت ختنه را محکوم نمی کند، بلکه تعلیم شریعت گراها را محکوم می کند که می خواستند ختنه را شرط نجات از قلمرو گناه بگردانند. پولس برای این منظور اظهار می دارد که ابراهیم سال ها قبل از حکم ختنه، توسط ایمانش به خدا، عادل شمرده شد. در نتیجه، ختنه چیزی جز علامت و نشان عدالت نبود. به عبارت دیگر، قبل از ختنه فیزیکی، قلب ابراهیم ختنه روحانی شد که تجربه ای است درونی بر قطع ریشه گناه از وجود انسان و جدایی از دنیا و آنچه که خلاف پیروی از خدا است. از آن جا که ابراهیم پیش از مختون شدن فیزیکی، عادل شمرده شده بود، او را می توان پدر همه نامختون ها (کسانی که سنت ختنه را انجام نداده اند) یعنی غیر یهودیان به حساب آورد که همان نوع ایمان را دارا هستند. اما چون ابراهیم سال ها بعد مختون شد، پدر روحانی همه مختونان یعنی یهودیانی است که ایمانی نظیر او دارند. در حالی که شریعت گراها که مدعی پیروی از مسیح بودند، منکر این حقیقت می شدند که کار مسیح روی صلیب برای نجات انسان ها کفایت می کند.
کاری که شریعت گراها می کردند، به قدری بد بود که پولس برای محکوم کردن عمل آن ها، از جمله شدیداللحنی استفاده می کند:"اگر کسی بخواهد راه دیگری برای نجات به شما معرفی کند، به غیر از آن راهی که ما به شما اعلام کردیم، خدا او را لعنت کند، حتی اگر این شخص من باشم. اگر فرشته ای نیز از آسمان فرود آید و شما را به سوی راه دیگری هدایت کند، لعنت خدا بر او باد" (غلاطیان فصل اول آیات هشتم و نهم).
پولس می گوید حتی اگر فرشته ای از آسمان هم بیاید و پیام دیگری را موعظه کند، لعنت ابدی بر او باد. قطعا چنین فرشته ای از جانب خدا نیست. این پاسخی است مناسب به پیک جهنم. جالب است که پولس لعنت را شامل حال خود هم می کند. حقیقت انجیل هرگز تغییر نمی کند. لحن پولس تند و قاطع است، چون این مساله مرگ روحانی و زندگی روحانی می باشد و با ابدیت انسان سرو کار دارد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.