۱۳۹۲ دی ۲۱, شنبه

آیا شواهدی وجود دارد مبنی بر این که خدا، عالم هستی را خلق کرده است؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

برای پاسخ به این پرسش، شش نکته را باید در نظر گرفت:

یک. در دهه های اخیر محققان و کارشناسان، مدارک و شواهدی زیادی از افرادی که به طور موقت مرده بودند و سپس به زندگی بازگشتند، تهیه کرده اند. حداقل صدها هزار سند و مدرک که توسط پژوهشگران و کارشناسان ارائه شده نشان می دهند که همه کسانی که به طور موقت مرده اند، در بهشت یا جهنم به سر برده اند. آن ها که در بهشت بوده اند شاهد حضور خدا و مسیح خداوند بوده اند. بنابراین طبق مدارک مذکور، خدا وجود دارد.

دو.کسی که ادعا می کند خدایی نیست، باید یقین داشته باشد که اعتقادش درست است. هم چنین باید ادعا کند که دانای کل است و همه چیز را می داند، زیرا این امکان همیشه هست که خارج از آگاهی و دانش او، خدایی وجود داشته باشد. با توجه به این واقعیت که اکثر مردم معتقدند که فقط بخش کوچکی از دانش عالم هستی را دارا می باشند، احتمال وجود خدا خارج از دانش شخصی بسیار بالا است. آنچه مهم است فقط اندیشه وجود خدا نیست. خدا باید وجودی واقعی باشد که عملا قادر است تحولی اساسی در درون فرد ایجاد کند.

سه. قانون دوم ترمودینامیک می گوید انرژی در جهان هستی رو به کاهش است. طبق نظر قانون دوم، فعالیت عالم روزی خاتمه می یابد، زیرا انرژی از دوران گذشته فعالیتش کم تر شده است. به عبارت دیگر، اگرچه عالم هستی ازلی و پایان ناپذیر بوده، اما اکنون دارد به انتها نزدیک و نزدیک تر می شود. در حالی که همه می دانند که انرژی بی پایان، هرگز تمام نمی شود. قانون دوم ترمودینامیک نشان می دهد که جهان بدون آغاز نبوده است، بلکه مطابق اظهار نظر کتاب پیدایش فصل اول آیه اول، عالم آغازی داشته است.

چهار. تحقیقات انسان شناختی مشخص ساخته که اعتقاد به خدا در میان مردمان دوران کهن وجود داشته است: اعتقاد به خدای حقیقی یا پرستش بت ها به عنوان خدایان. حتی امروزه، طرفداران نظریه تکامل، به خدایی اعتقاد دارند تحت عنوان "طبیعت هوشمند". بنابراین، تمام انسان ها (حتی ملحدین) به خدا اعتقاد دارند. در نتیجه، همه معتقدند که در این جهان، هیچ معلولی، بدون علت به وجود نمی آید. ایمیلی دریافت می کنید. کسی آن را برای شما ارسال کرده است. تابلوی نقاشی روی دیوار را کسی کشیده است. هیچ چیز، از هیچ به وجود نمی آید. عالم هستی وما به عنوان بشر، معلول هایی هستیم که باید علتی داشته باشیم.

پنج. عالم هستی دارای "علت" است. بنابراین، این سئوال مطرح می شود که چه کسی علت را به وجود آورده است؟ پاسخ این پرسش را می توان از منشاء زمان، فضا و ماده به دست آوریم. نتیجه گیری منطقی آن است که بپذیریم که زمان، فضا و ماده از خودشان نمی توانستند به وجود آیند، بلکه از "علت" که ازلی، نامحدود و غیرمادی است، آفریده شده اند. اگر این "علت" فیزیکی بود و در چارچوب و کنترل قانون طبیعت قرار داشت، هرگز نمی توانست خالق باشد. "علت" ازلی، نامحدود و غیر مادی است.

شش. خدا دنیا را خلق نکرد تا آن را به حال خود رها سازد، او دنیا را آفرید تا با آن ارتباط برقرار کند. خدا نه فقط برکات و امکانات فراوان به انسان داد، بلکه با انسان می خواهد ارتباط مستقیم و صمیمانه برقرار کند. او خواهان دوستی عمیق با انسان است. خدا نمی خواهد ما فقط به او معتقد باشیم. خدا می خواهد بهترین دوست ما شود. بنابراین، دوری از خدا شک و تردید را در ذهن انسان پدیدار می کند: آیا خدایی هست؟ ایمانداران مسیحی، عملکرد خدا را در تغییر و تحول عمیق روحانی شان تجربه و مشاهده کرده اند. آن ها می دانند که خدا قدرت انجام احکامش را به ایمانداران مسیحی بخشیده است. ایمانداران معجزات وکارهای برجسته خدا را در زندگی خود دیده اند. اگر مسیحیت محدود به اصول اعتقادات و اعتقاد به وجود خدا بود و معجزات مشاهده نمی شد، عقل سلیم هرگز به پیروی از مسیح تن نمی داد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ دی ۲۰, جمعه

چه کسی به خاطر آنچه می داند دروغ است، خود را به کشتن می دهد؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

قبل از بررسی موضوع، ابتدا باید بدانیم که تعریف تاریخ چیست. تاریخ به معنای "کسب اطلاعات بر اساس شهادت افراد می باشد". اگر کسی بگوید که من اعتقادی به این تعریف ندارم، باید از او سئوال کرد:"آیا ناپلئون شخصیت تاریخی بوده است؟" پاسخ او مثبت است. سئوال دوم:"آیا تا به حال او را از نزدیک دیده ای؟" آن شخص اعتراف می کند که هرگز ناپلئون را ندیده است. سئوال بعدی این است که "اگر ناپلئون را ندیده ای، چگونه او را می شناسی؟"
آن شخص ناگزیر است تا آن تعریف تاریخ را بپذیرد. مدارک و شواهد تاریخی، وجود ناپلئون را تایید کرده اند. این تعریف دقیق از تاریخ دارای یک نکته تفکیک ناپذیر است. شواهد و شهادت ها بایستی کاملا موثق باشند. آنچه مشاهده یا شنیده شده، بایستی صحیح و درست باشد. بنابراین، آیا می توان به آنچه عیسی و شاگردانش ادعا کردند و انجام دادند، باور کرد؟ من ایمان دارم که می شود به دلایل ذیل اعتماد کرد:
یک. یازده شاگرد مسیح، به خاطر ادعاهای شان شهید شدند. یوحنا هم دوران سخت زندان را گذراند.
دو. اگر مسیح و شاگردانش، قصد فریب مردم را داشتند، چرا جان خود را به خاطر ادعای دروغ از دست دادند؟ افراد به خاطر آنچه می دانند درست است جان خود را فدا می کنند (حتی اگر آن عقیده نادرست باشد)، اما هیچکس جان خود را در راه چیزی که خودش هم می داند دروغ است، به خطر نمی اندازد.
سه. شواهد تاریخی (مورخان یهودی، یونانی، رومی و هم چنین گزارش های امپراطور روم در قرن اول میلادی) تایید می کنند که مسیح ادعا کرد که خداوند است و شاگردانش همین ادعا را تایید کردند و به خاطر این ادعا، دستگیر، شکنجه و شهید شدند.
چهار. چرا وقتی ایمانداران مسیحی، با ایمان و اعتقاد راسخ درخواست ها و دعاهای شان را به نام عیسی خداوند مطرح می کنند، شاهد معجزات و دگرگونی عمیق روحانی در زندگی خود می شوند؟ اگر مسیح خداوند نیست، چرا خدا به دعاهای ایمانداران پاسخ مثبت می دهد؟ چرا یک شخص غیر قابل تحمل در نام عیسی مسیح خداوند، به فرد مثبت و مفید تبدیل می شود؟ اگر این معجزات و رویدادهای شگفت انگیز به نام عیسی خداوند رخ نمی داد، بدون تردید هیچکس پیرو مسیح نمی شد. فرض کنید به شما دارویی معرفی کنند که هیچگونه تاثیر موثری در رفع بیماری نداشته باشد، آیا مبادرت به خرید مجدد آن دارو خواهید کرد؟
پنج. اگر مسیح بعد از مرگ، زنده نشده بود، پس شاگردان این حقیقت را می دانستند. چرا علی رغم این آگاهی، اجازه دادند تا مخالفان آنان را شکنجه داده و به قتل برسانند؟ باور این نکته برای مردم غیر ممکن است که عده ای بدانند که تبلیغ آن ها دروغ است، اما به خاطر همان ادعای دروغ جان خود را از دست بدهند.
شش. مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که شاگردان مسیح دچار توهم روانی بوده اند و آنچه را از زنده شدن مسیح بیان می کردند، در واقع چیزی جز توهم روانی نبوده است. در پاسخ باید گفت که شاگردان مسیح نه فقط ساده لوح نبودند، بلکه بسیار محتاط، شکاک و دیرباور بودند. آن ها بعد از مرگ مسیح، به طور گروهی او را زنده دیدند. ظهورهای مسیح بر گروه های مردم واقع شد و هر فردی در این گروه ها، همان چیزی را می دید که دیگران می دیدند. بعد از چهل روز از زنده شدن مسیح، دیگر هیچ ظهوری از مسیح ثبت نشده است. اگر ظهورهای مسیح توهم بود، چرا یک مرتبه قطع شد و دیگر تکرار نگردید؟
اگر به فرضیه توهم معتقد باشیم، باید از خود بپرسیم که چرا شاگردان بلافاصله عیسی را نشناختند؟ حتی اگر فکر کنیم که این رویاها یا توهمات را خدا برای آن ها می فرستاد تا هدایت شان کند، چرا این کار را به نحو درست تری انجام نمی داد تا آن ها بلافاصله عیسی را بشناسند؟ در خصوص ظهورهای مسیح باید گفت که این پدیده نه از درون ذهن شاگردان، بلکه از بیرون بر آن ها حادث شد. فرضیه توهم زمانی قابل قبول می بود که شاگردان حاضر به پذیرش واقعیت تلخ مصلوب شدن مسیح نمی بودند. آنان چنان نومید و دلسرد بودند که بیرون آمدن از آن مستلزم وقت بود. اگر اصرار داشته باشیم که این افراد دچار چنین وهمی شده اند و آن را به همه اعلان می کردند، پس باید بپذیریم که مسیح در انتخاب آن ها دچار اشتباه شده و افرادی ناپایدار و بیمارگونه را برگزیده بود. آنچه مسلم است، توهم سیر و فرایند منطقی ندارد تا به هدف مشخصی برسد. کسانی که دچار توهم می شوند، هرگز نمی توانند قهرمان اخلاقیات گردند. اثر زنده شدن مسیح در دگرگونی افراد امر دائمی بود و آنانی که شاهدش بودند، تا پای جان در راه اعلان این حقیقت ایستادند. توهم هیچ گاه انسان را به انجام کارهای خارق العاده سوق نمی دهد. هیچ دروغ و توهمی تاکنون دنیا را تکان نداده است.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

پاسخ به مخالفان

دفاعیات مسیحی
یکی از دلایل اثبات وجود خدا

در دهه های اخیر محققان و کارشناسان، مدارک و شواهدی زیادی از افرادی که به طور موقت مرده بودند و سپس به زندگی بازگشتند، تهیه کرده اند. حداقل صدها هزار سند و مدرک که توسط پژوهشگران و کارشناسان ارائه شده نشان می دهند که همه کسانی که به طور موقت مرده اند، در بهشت یا جهنم به سر برده اند. آن ها که در بهشت بودند شاهد حضور خدا و مسیح خداوند بوده اند. بنابراین طبق مدارک مذکور، خدا وجود دارد.

۱۳۹۲ دی ۱۹, پنجشنبه

چگونه بدانم که خواب من، حامل پیغام خداوند است؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

خداوند به روش های مختلف با انسان سخن می گوید. برخی از مردم توسط خواب پیام خدا را دریافت می کنند (پیدایش فصل سی و هفتم آیات یک تا یازده)، برخی دیگر از طریق رویاها به پیام خدا پی می برند (دانیال فصل هفتم). عده ای هم توسط شنیدن صدای رسای خداوند، دریافتند که خداوند چه می گوید (اول سموئیل فصل سوم). بعضی نیز پیام ها را از طریق فرشتگان دریافت می کنند (پیدایش فصل نوزدهم). معجزات نیز حامل پیغام خدا بوده اند (خروج فصل سوم). در دوران باستان، قرعه نیز یکی از روش هایی بود که خداوند اراده خود را آشکار می کرد( "انسان قرعه می اندازد، اما حکم آن را خداوند تعیین می کند"امثال سلیمان فصل شانزدهم آیه سی و سوم). کتاب مقدس، موعظه، وقایع تلخ و شیرین، دروس الهیات مسیحی و کتاب هایی که توسط خادمین خدا به رشته تحریر درآمده اند نیز به درک پیام واراده خدا کمک می کنند.
همان طور که اشاره شد، خواب نیز یکی از روش های گفتگوی خدا با انسان است. اما چگونه می توان اطمینان حاصل کرد که کدام خواب، حامل پیام خداوند است؟
یک. باید بدانیم که خداوند "به ندرت" خواب را به عنوان روش گفتگو یا انتقال پیام خویش انتخاب می کند.
دو. سلامت روانی و ثبات شخصیت خواب بیننده را باید در نظر گرفت.
سه. گاهی بیماران خواب هایی می بینند که هرگز تحقق عینی نمی یابند. افرادی که در مصرف غذا زیاده روی کرده اند و یا در حالت گرسنگی به خواب رفته اند، ممکن است به هنگام خواب، رویاهایی را مشاهده کنند که از سوی خداوند نیستند. بنابراین، به وضعیت سلامت جسم نیز باید توجه داشت. البته به آن معنا نیست که خداوند با اشخاص بیمار هرگز سخن نمی گوید.
چهار. شیطان نیز از طریق خواب اشخاص را منحرف می سازد. همواره قبل از خواب چنین دعا کنید:"با خیال آسوده به خواب می روم و از خواب بیدار می شوم، زیرا خداوند از من مراقبت می نماید" (مزمور سوم آیه پنجم).
پنج. خوابی که از سوی خداوند است، تاثیر کاملا عمیق بر شخص می گذارد، به طوری که جزئیات آن خواب با گذشت دقایق، ساعات، روزها، هفته ها و سال ها از خاطر شخص محو و فراموش نمی شود.
شش. خداوند هرگز در بیننده خواب، تاثیر مبهم توام با تردید ایجاد نمی کند. مثلا فرشته در خواب با یوسف سخن گفت و به او اطمینان خاطر داد که مریم نسبت به او بی وفایی نکرده است. به محض این که یوسف از خواب بیدار شد، بدون شک و تردید، طبق دستور فرشته عمل کرده و تصمیم گرفت با مریم ازدواج کند (متی فصل اول آیات هجدهم تا بیست و چهارم). هم چنین خداوند به مجوسیان که به دیدار مسیح کوچک آمده بودند، در خواب اخطار کرد تا به اورشلیم نزد هیرودیس نروند. آن ها بدون شک و دودلی، به هشدار خداوند گوش فرا دادند و از راه دیگری به وطن باز گشتند.
هفت. آنچه خداوند به بیننده خواب می گوید، قطعا تحقق می یابد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

ناداب و ابيهو و آن آتش غريب

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

ناداب و ابیهو، پسران هارون (برادر موسی) بر خلاف امر خداوند، آتش غیرمجاز بر آتشدان خود نهاده، بر آن بخور گذاشتند و به حضور خداوند تقدیم کردند. ناگاه آتش از حضور خداوند بیرون آمده، آن ها را سوزاند و در همان جا در حضور خدا مردند (لاویان فصل دهم آیات اول و دوم).
هارون (برادر موسی) چهار پسر به نام های ناداب (پسر ارشد)، ابیهو، العازار و ایتامار داشت. هر چهار نفر برای خدمت کاهنی انتخاب و تقدیس شدند تا در خیمه عبادت خدمت کنند، ولی ناداب و ابیهو به علت استفاده از آتش غیرمجاز در حضور خداوند در صحرای سینا مردند.
ناداب و ابیهو متولد مصر بودند و اعمال عظیم خداوند را در جریان واقعه خروج از مصر به چشم دیده بودند. پدرشان هارون و عموی شان موسی را در خدمت خداوند دیده بودند. آن دو در مورد خدا شناختی مستقیم داشتند و با تمام وجودشان از خدا اطاعت می کردند (لاویان فصل هشتم آیه 36).
با این توصیف، آنچه که این دو برادر انجام دادند، اشتباه بود. نخست آن که آن دو اشخاص مناسبی نبودند که دست به بخور بزنند و آن را به خدا تقدیم کنند. این کار یکی از وظایف منحصر به فرد پدرشان، یعنی کاهن اعظم بود (خروج فصل 30 آیات 7 تا 10).
دو برادر هم چنین از ابزار نامناسب استفاده کردند، یعنی به جای این که از آتشدان کاهن اعظم که قبلا توسط روغن مقدس تدهین شده بود استفاده کنند، از آتشدان های خودشان استفاده کردند (خروج فصل 40 آیه 9). سوم این که زمان این کار نیز نامناسب بود، زیرا فقط در روز کفاره می بایست کاهن اعظم بخور را در داخل مقدس ترین جایگاه ببرد. در ضمن حتی در آن زمان هم بایستی تشریفات ویژه ای رعایت می گردید (لاویان فصل 16 آیه اول).
دو برادر بدون مشورت با موسی یا پدرشان، خودسرانه عمل کردند و از فرمانی که موسی از جانب خداوند دریافت کرده بود، اطاعت نکردند. برای سوزاندن بخور از آتش نامناسب استفاده نمودند که کتاب مقدس آن را "آتش غریب" (غیرمجاز) می نامد (لاویان فصل 10 آیه اول). خداوند به کاهن اعظم دستور داده بود که بخور را با زغال هایی که از بالای قربانگاه برنزی برمی داشت بسوزانند (لاویان فصل 16 آیه 12). اما ناداب و ابیهو خودشان آتش را تهیه کردند و خداوند هم آن را نپذیرفت. به نظر می آید عملی که دو برادر انجام دادند خودسرانه و از روی غرور بوده است.
خادم خدا بودن، امری جدی است و خدمت ما باید با هدایت روح القدس و مطابق با کلام خداوند باشد. ناداب و ابیهو در مقام رهبران قوم، وظیفه داشتند از خدا اطاعت کنند، زیرا موقعیت شان طوری بود که به راحتی می توانستند بسیاری را منحرف سازند. ما نیز اگر عدالت و قدوسیت خدا را سرسری بگیریم، با این خطر روبرو خواهیم شد که مرتکب همان اشتباهی شویم که این دو برادر شدند.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

۱۳۹۲ دی ۱۸, چهارشنبه

آیا افسانه باستانی هروس با زندگی مسیح شباهت دارد؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در قرن نوزدهم، مخالفان مسیحیت ادعا کردند که نه فقط مسیح شخصیت تاریخی نبوده، بلکه روایات مربوط به زندگی او از داستان های بت پرستان کپی برداری شده است. در آن زمان علم باستان شناسی جوان بود و بسیاری از آثار و مدارک تاریخی در مورد مسیح کشف نشده بود. بنابراین، توجه مخالفان قرن نوزدهم به یکی از افسانه ها تحت عنوان "هروس" (خدای باستانی مصریان) معطوف گردید. آن ها این روایت غیر واقعی را به عنوان سند و مدرک بر علیه مسیحیت ارائه دادند و مدعی شدند که یکی از منابع اناجیل، افسانه هروس است.
شباهت های افسانه هروس با زندگی مسیح به روایت مخالفان مسیحیت:
یک. در روز 25 دسامبر از باکره ای به نام ایسیس مریم، زاده شده است.
دو. یک ستاره، ظهور هروس را اعلام نمود و سه پادشاه او را به عنوان منجی پرستیدند.
سه. هروس در دوازده سالگی، معلم نابغه ای بود.
چهار. در سی سالگی تعمید گرفت و خدمات خود را شروع کرد.
پنج. هروس دوازده شاگرد داشت.
شش. او مصلوب شد و دفن گردید و بعد از سه روز از مردگان زنده شد.

اما کارشناسان متن داستان هروس را به دقت بررسی کردند و نتیجه تحقیقات بدین شرح است:
یک. هروس از ایسیس متولد شد. در روایت هروس، ایسیس مریم وجود ندارد.
دو. در داستان هروس، ایسیس باکره نبود، بلکه بیوه بود.
سه. طبق روایت اصلی، هروس در یکی از ماه های اکتبر یا نوامبر متولد شد. تولد او در ماه دسامبر نبود. علاوه براین، در اناجیل ماه تولد مسیح مشخص نشده است.
چهار. در روایت هروس، از"سه پادشاه" ذکری به میان نیامده است. هم چنین کتاب مقدس تعداد ستاره شناسان را که از مسیح دیدار کردند، ذکر نکرده است.
پنج. روایت هروس از دوران دوازده سالگی او سخن نمی گوید.
شش. هروس هرگز تعمید نگرفت. تنها شرحی که درباره آب شده آن است که آب هروس را فرا گرفت و مادر او (ایسیس) از خدای تمساح خواست تا هروس را به ماهی تبدیل کند.
هفت. هروس به مردم جهان هیچ گونه خدمتی نکرد.
هشت. هروس، دوازده شاگرد نداشت. مطابق داستان، او فقط چهار نیمه خدا داشت. علاوه برآن، عده ای هم (که تعداد شان مشخص نیست) پیرو هروس بودند و با دشمنان او می جنگیدند.
نه. هروس مرد، اما او هرگز مصلوب نشد. هروس منجی بشر نبود و برای هیچکس جان خود را فدا نکرد.
ده. در روایت اصلی، هیچ اشاره ای مبنی بر این که هروس سه روز در قبر بود، وجود ندارد.
یازده. هروس توسط مادرش زنده شد تا در روح به خدای ناشناخته جهان تبدیل شود. او بعد از مرگ مانند مسیح دارای بدن نبود.

وقتی داستان هروس را با زندگی مسیح مقایسه می کنیم، هیچ وجه تشابهی میان آن دو مشاهده نمی شود.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

جمهوری اسلامی در میان 10 کشور سرکوبگر حقوق مسیحیان

در لیست سالانه که به تازگی در مورد تعقیب و آزار مسیحیان منتشر شده، نام 50 کشور در فهرست جدید ذکر شده است که نام ایران نیز در میان 10 کشوری که  مسیحیان مورد جفا و آزار و اذیت قرار می گیرند در این لیست قرار دارد.
به گزارش « محبت نیوز»، حدود ۱۰۰ میلیون مسیحی در جهان به دلیل باورهای دینی خود مورد پی‌گرد و آزار قرار می‌گیرند. فشار بر مسیحیان در کره‌ شمالی، کشورهای عربی و آفریقایی بیش از مناطق دیگر است. جمهوری اسلامی ایران در لیست منتشره سال 2014 در مقام نهم جا دارد.
در گزارشی که به تازگی در مورد تعقیب و آزار مسیحیان منتشر شده، کره‌ شمالی درصدر کشورهایی است که به‌صورت نظام‌مند با پیروان دین مسیحیت بدرفتاری می‌کند.
به نقل از خبرگزایر آلمان در گزارش سال ۲۰۱۴ موسسه "درهای باز" (Open Doors) که روز چهارشنبه (۸ ژانویه/۱۸ دی) در فرانکفورت منتشر شد، آمده است که فشار بر مسیحیان در کره شمالی بسیار سنگین است. در این‌کشور حتی برای نگهداری انجیل مجازات مرگ یا حبس در اردوگاه‌های کار در نظر گرفته شده است.
نام ۵۰ کشور در فهرست جدید ذکر شده است. پس از کره شمالی، به ترتیب کشورهای سومالی، سوریه، عراق، افغانستان، عربستان سعودی، مالدیو، پاکستان، ایران و یمن ناامن‌ترین مناطق برای زندگی مسیحیان به شمار می‌آیند.
در این کشورها، آزادی مسیحیان در انجام امور دینی به‌وسیله دولت‌ها یا گروه‌های اسلام‌گرا سلب می‌شود و با اعمال خشونت مانع از زندگی متعارف این شهروندان می‌شوند.
بنا به ارزیابی‌های موجود حدود ۴۰۰ هزار مسیحی در کره شمالی زندگی می‌کنند. مارکوس رودِ، سرپرست موسسه "درهای باز" در آلمان  می‌گوید که پیروان مسیحیت در کره شمالی "گرایش دینی خود را پنهان نگاه می‌دارند تا بتوانند به زندگی ادامه دهند."
در حال حاضر حدود ۷۰ هزار مسیحی در کره شمالی در اردوگاه‌های کار اجباری به سر می‌برند.. این افراد برای ترک دین و انکار عقاید خود مورد شکنجه قرار می‌گیرند.
خشونت فزاینده اسلام‌گرایان علیه پیروان مسیحیت
فشار گروه‌های اسلام‌گرا در کشورهای عربی و آفریقایی بر مسیحیان نیز افزایش یافته است. خشونت اسلام‌گرایان در ۳۶ کشور از مجموع ۵۰ کشور ذکر شده منبع و دلیل اصلی آزار و تعقیب پیروان مسیحیت به شمار می‌آید. نمونه بارز خشونت فزاینده اسلام‌گرایان را می‌توان در کشورهای سومالی و سوریه دید.
به گفته سرپرست موسسه "درهای باز" در آلمان اسلام‌گرایان افراطی بطور هدفمند به اقلیت‌مسیحی در سوریه حمله می‌کنند. این اسلام‌گرایان درصدد برقراری حکومت متکی بر شریعت اسلامی هستند. در این گزارش ذکر شده که کشورهای عربستان سعودی و قطر از این گروه‌های اسلام‌گرا حمایت می‌کنند.
در سپتامبر ۲۰۱۳ گروه‌های اسلام‌گرا به شهرک مسیحی‌نشین معلوله در نزدیکی دمشق حمله کردند و پس از کشتن چند تن از ساکنان این‌شهر، بقیه شهروندان را مجبور به ترک خانه‌های خود کردند. معلوله از جمله معدود مناطق سوریه است که مردم آن هنوز به زبان آرامی سخن می‌گویند.
در این فهرست جدید شاخص‌های مختلفی از جمله زندگی خصوصی، زندگی اجتماعی، فعالیت دولتی، فعالیت در کلیسا و میزان خشونت فیزیکی به مسیحیان در نظر گرفته شده است. مجموع امتیازهای منفی، رتبه‌بندی کشورها را مشخص می‌کند. بدترین رتبه مربوط به کره شمالی است که شامل۹۰ امتیاز منفی است. ایران در این فهرست با ۷۷ امتیاز منفی در مکان نهم جا دارد. در سال گذشته ایران با ۷۲ امتیاز منفی رتبه هشتمرا دارا بود.