۱۳۹۲ آذر ۲۹, جمعه

بررسی کتاب پیدایش (آیه اول)

تفسیر کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ


الوهیم

لغت عبری برای خدا، "الوهیم" است. الوهیم به معنی قادر و امین است. الوهیم اسم جمع است و در صورتی که به وحدت خدا اشاره کند، یک فعل مفرد به آن اضافه می شود. در زمان نگارش تورات، خدایان کوچک و بزرگ امت هایی که در اطراف قوم یهود ساکن بودند، وجود داشتند. بنابراین، دیدگاه کتاب پیدایش بر وحدت و یگانگی خداوند است. به جای خدایان فقط یک خدا وجود دارد. او که قادر مطلق است، فرمان داد و جهان هستی یافت. با این توصیف، موسی با استفاده از واژه الوهیم به تثلیث یا سه شخصیت در ذات الهی به روشنی شهادت داد.
آسمان ها و زمین
مقصود از آسمان ها و زمین، همه چیز است. بنابراین "در ابتدا" به معنای آغاز همه چیز است. به عبارت دیگر، خدا همه چیز را از نیستی به وجود آورد (عبرانیان فصل یازدهم آیه سوم، مکاشفه فصل چهارم آیه یازدهم). انسان می تواند ماده را به انرژی تبدیل کند (مانند سوختن چوب که به انرژی یعنی گرما تبدیل می شود)، ولی خداوند از نیستی، انرژی و ماده را به وجود آورد.
کلمات آغازین کتاب مقدس ثابت می کنند که خدایی که همه چیز را به وجود آورده است دارای حکمت غیر قابل درک، قادرمطلق و اقتدار و برتری است. خداوند در کتاب اشعیاء فصل چهل و هشتم آیه 13 می فرماید:"دست های من بود که زمین را بنیاد نهاد و آسمان ها را گسترانید. آن ها گوش به فرمان من هستند".
با این وجود، خدا بزرگ تر و عظیم تر از خلقتش است:"آیا کسی غیر خدا می تواند اقیانوس را در دست نگه دارد و یا آسمان را اندازه بگیرد؟" (اشعیاء فصل چهل آیه 12). خدا بی نهایت توانا است و قادر مطلق می باشد، با این همه، به فکر تک تک ما انسان های ناچیز است.
فقط یک طراح هوشمند قادر است عالم هستی را خلق کند و نه شانس و تصادف. به راستی باورنکردنی است که عالم هستی، با تمام پیچیدگی های نامحدودش، ماحصل یک تصادف یا شانس بوده است. حتی خود داروین در فصلی از کتاب"منشاء انواع" تحت عنوان "مشکلات نظریه" چنین می گوید:"این فرض که چشم و تمام اجزای آن با هم کار کنند که در اثر انتخاب طبیعی شکل گرفته است، باید اذعان کنیم که تا بالاترین درجه باطل است."

علم زیست شناسی نشان داده است که برای به وقوع پیوستن تکامل در اثر عوامل اتفاقی، زمان کافی وجود نداشته است. به عنوان مثال، برای این که اتم های مورد نظر در تشکیل یک مولکول پروتئین، به نحو صحیح به هم بپیوندند، در صورتی که این عمل به طور کاملا اتفاقی به وقوع بپیوندد، عدد احتمال آن قدر کوچک خواهد بود که وقوع چنین چیزی عملا محال است.
برنارد رام چنین اظهار نظر کرد:" احتمال این که کسی بتواند ده سکه را که روی هر کدام از آن ها شماره ای نوشته شده است، به ترتیب صحیح از جیب خود خارج کند، یک در ده میلیارد است. جهان بی نهایت پیچیده تر از ده سکه شماره دار است و احتمال فراهم آمدن تمامی شرایط لازم برای ظهور و تحول حیات چنان فوق از تصور است که ظهور کاملا اتفاقی حیات بر صحنه گیتی به کلی باورنکردنی است.
طرفداران نظریه تکامل باید بدانند که برای به وقوع پیوستن تکامل توسط انتخاب طبیعی از طریق فرایندی اتفاقی، چیزی حدود پنجاه میلیارد سال زمان لازم است. در حالی که علم ثابت کرده است که پیدایش سیاره زمین، ده میلیون سال است. جهان نمی تواند خودش را آفریده باشد. به عبارت دیگر، طرح و نظم در جهان باید معلول وجودی خارج از جهان باشد که طرح ها و الگوهای مختلف وسایل را به جهان می بخشد. این وجود همان خدا است".
پیدایش فصل اول آیه اول: در ابتدا، خدا آسمان ها و زمین را آفرید
قبل از پیدایش آسمان ها و زمین:
یک. فرشتگان را آفرید تا شاهد عینی خلقت آسمان و زمین باشند. خدا از ایوب پرسید:"آیا می دانی در میان غریو شادی ستارگان صبح و فرشتگان آسمان، زمین بنیاد نهاده شد؟ (ایوب فصل سی و هشتم آیه ششم).
دو. ماموریت مسیح از پیش از بنیاد عالم مقرر شده بود:"خدا مسیح را پیش از آفرینش جهان، تعیین کرد و به جهان فرستاد تا شما را رستگار سازد" (اول پطرس فصل اول آیه 20). قربانی مسیح برای گناهان ما، طرحی نبود که بعدا ریخته شده باشد. چیزی نبود که بعد از این که گناه به جهان رخنه کرد، تصمیم به عملی ساختن آن کرده باشد. خدای ازلی و دانای مطلق، این نقشه را مدت ها پیش از خلقت جهان، تعیین کرد.
سه. وعده زندگی جاوید بشر را خدا پیش از آفرینش جهان داده بود (تیطس فصل اول آیه دوم).
چهار. هدف نقشه خدا آن بود که انسان به حضور پر جلال خدا برسد (اول قرنتیان فصل دوم آیه هفتم). با این حال، نقشه خدا برای بی ایمانان مخفی است، چون یا آن را نمی پذیرند و نادیده می گیرند و یا چیزی درباره آن نشنیده اند.
پنج. قبل از آفرینش جهان، فیض خدا به انسان ارزانی شد:"این خداست که ما را نجات داد، نه به دلیل لیاقت ما، بلکه به سبب این که پیش از آفرینش جهان اراده فرموده بود لطف و محبت خود را به وسیله عیسی مسیح به ما نشان دهد: (دوم تیموتاوس فصل اول آیه نهم). این آیه خلاصه ای از انجیل (عهد جدید) است. آنچه ما باید انجام دهیم این است که ایمان بیاوریم و هدیه را بپذیریم.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "تفسیر کتاب مقدس" محفوظ است. درج کامل مقالات "تفسیر کتاب مقدس" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

چگونه شیطان به درگاه خدا راه می یابد، در حالی که از ملکوت خدا اخراج شده است؟ (ایوب فصل اول آیه ششم)

مطالعه کتاب مقدس 
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

ایوب فصل اول آیه ششم می گوید که "یک روز که فرشتگان در حضور خداوند حاضر شده بودند، شیطان نیز همراه ایشان بود". این بدان معناست که شیطان به درگاه خدا دسترسی دارد، در حالی که در کتاب مقدس اشاره شده که او از حضور خداوند اخراج شده است. برای مثال: مکاشفه فصل دوازدهم آیات هفتم تا دوازدهم.
شیطان در ابتدا فرشته خدا بود، اما به خاطر غرورش به موجودی شرور و سرکش تبدیل شد. در نتیجه از مقام خود در ملکوت خدا خلع شد و از آن جا اخراج گردید. با این توصیف، او هنوز هم به آن جا دسترسی دارد. از سایر قسمت های کتاب مقدس در می یابیم که شیطان می تواند به درگاه خدا حاضر شود تا به ایمانداران تهمت بزند. او حتی به حضور خدا رفت تا علیه یوشع، کاهن اعظم، اتهام وارد کند (زکریا فصل سوم آیات یکم و دوم). در مکاشفه فصل دوازدهم آیه دهم هویت شیطان چنین معرفی می شود:"او روز و شب در پیشگاه خدای ما به ایمانداران تهمت می زند".
شیطان، نماد یا افسانه نیست. او خیلی هم واقعی است. شیطان دشمن خدا است و همواره می کوشد مانع کار خدا شود، اما او می تواند کاری را که خدا اجازه آن را داده است، انجام دهد (ایوب فصل های اول و دوم). در فصل دوازدهم مکاشفه در می یابیم که شیطان برای همیشه از حضور در پیشگاه خدا محروم می شود.
از گفتگوی شیطان با خدا در کتاب ایوب، چیزهای زیادی درباره او می آموزیم:
یک. او به خدا پاسخگو است. همه فرشتگان، چه خوب و چه بد، مجبورند گزارش اعمال خود را به حضور خدا بیاورند (فصل اول آیه ششم).
دو. افکار او برای خدا آشکار است (فصل اول آیه هفتم).
سه. شیطان در آن واحد فقط می تواند در یک جا باشد (فصل اول آیات ششم و هفتم).
چهار. شیطان نمی تواند افکار ما را بخواند یا پیشگویی کند (فصل اول آیات نهم و دهم). اگر می توانست پیشگویی کند، می دانست که ایوب زیر بار فشار کمر خم نخواهد کرد.
پنج. از آن جا که شیطان بدون اجازه خدا نمی تواند کاری انجام دهد (فصل اول آیه دوازدهم)، ایمانداران می توانند با قدرت خدا حملات او را دفع کنند.
شش. خدا همیشه حوزه محدودی برای کارهای شیطان تعیین می کند (فصل اول آیه دوازدهم و فصل دوم آیه ششم)
پاسخ شیطان به سئوال خداوند (فصل اول آیه هفتم) به ما می فهماند که او یک موجود واقعی است و بر زمین فعالیت می کند. دانستن این حقیقت درباره شیطان باید ما را بر آن دارد که نزدیکی خود را به کسی که از او بسیار بزرگ تر و قدرتمندتر است، یعنی به خدا، حفظ کنیم.
گفتگوی بین خدا و شیطان حقیقت مهمی را درباره خدا به ما می آموزد: خداوند از هر کوششی که شیطان برای وارد آوردن رنج و سختی بر ما به عمل می آورد، کاملا آگاه است.
شیطان دوست دارد ایماندارانی را بیابد که در ایمان شان ضعیف اند یا از نظر روحی آسیب پذیرند. با آن که خدا به شیطان اجازه می دهد تا به کار خود در این دنیا ادامه دهد، اما هنوز کنترل امور را در دست دارد. عیسی قدرت کامل بر شیطان دارد. وقتی او برای گناهان انسان مرد و دوباره زنده شد، شیطان را شکست داد. روزی شیطان برای همیشه زندانی خواهد شد و دیگر نخواهد توانست کارهای شریرانه اش را از سر بگیرد (مکاشفه فصل بیستم آیه دهم).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ آذر ۲۸, پنجشنبه

ثمره محبت

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

اگر کسی حق داشت که بدی را با بدی جواب دهد، یوسف بود. جوانی که برادرانش از او به شدت متنفر بودند. آن ها یوسف را در چاه عمیقی انداختند و می خواستند او را بکشند، اما با وساطت یکی از برادرها، یوسف را به عنوان برده فروختند. احتمالا هر شب زیر آسمان پر ستاره فکر می کرد که "چرا این اتفاقات رخ دادند؟" او داستان پدر بزرگش ابراهیم را می دانست. شنیده بود که خدا بارها با ابراهیم صحبت کرده بود. حتما از خودش می پرسید:"چرا خدا با من صحبت نمی کند؟"
در مصر او را به فوطیفار فرمانده گارد فرعون فروختند. ارباب او متوجه شد که یوسف باهوش و جدی است. در نتیجه او را مسئول خانه اش کرد. اما باید توجه داشته باشید که یوسف روز اول مسئول خانه نشد. شاید سال ها طول کشید تا بالاخره مسئول خانه شد. شاید او مدت ها اسطبل ها را پاک کرد و یا لجن خوک ها را شست. معلوم نیست شب ها کجا می خوابید و با چه برده هایی زندگی کرد.
زن فوطیفار اتهام بزرگی به یوسف وارد کرد و یوسف روانه زندان شد. سال ها گذشت تا یوسف مسئول داخلی زندان شد. باز در نظر داشته باشید که ما نمی دانیم در زندان با یوسف چند سال مانند جانی رفتار شده است. سال ها سپری شد تا بالاخره تشخیص داده شد که او آدم قابل اعتمادی است.
اگر یوسف نگرش مثبت ایمان را حفظ نکرده بود، تا آخر عمر برده و زندانی باقی می ماند. او به خدا اعتماد کرد و خدا هم به او وفادار بود. یوسف به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود به زندان افتاد. خدا به طریق مافوق طبیعی او را به دومین مقام صاحب قدرت مصر (ابر قدرت آن روزگار) ارتقاء داد.
قحطی در آن منطقه از آفریقا و خاورمیانه حادث شد. برادران یوسف برای خرید آذوقه به مصر سفر کردند. اول یوسف را نشناختند. عاقبت یوسف گفت:"آیا من را نمی شناسید؟ من یوسف هستم. همانی که در چاه انداختید. همانی که سعی کردید او را بکشید. برادری که به بردگی فروختید".
می توانید تصور کنید چه در ذهن برادران می گذشت؟ ترس و وحشت. یوسف فرصت داشت تا تلافی سال ها درد و رنجی که برادرانش مسبب آن بودند، در آورد و انتقام بگیرد. در آن دقایق زندگی شان در دست های یوسف بود.
یوسف می توانست دستور اعدام آن ها را صادر کند و یا آن ها را برای تمام عمر روانه زندان کند. اما یوسف به آن ها گفت:"نترسید. به شما آسیبی نمی زنم. من با شما به خوبی رفتار می کنم. به شما هر مقدار غذا احتیاج داشته باشید، می دهم".
آیا جای تعجب باقی می ماند که چرا یوسف آنقدر سعادتمند بود؟ شکی نیست که دست لطف و رحمت خدا همراه یوسف بود. یوسف مهربان بود، در نتیجه خدا او را ارتقاء داد.
ممکن است کسانی در حق شما بسیار بدی کرده اند. اما وقتی با کمک قدرت مافوق طبیعی خدا دشمنان را ببخشید و آن ها را مورد برکت قرار دهید، آن وقت خدا بدی را می گیرد و به خوبی مبدل می سازد. ممکن است بگویید:"این انصاف نیست". بله کاملا حق با شماست. به دلیل رخنه گناه، در دنیای سقوط کرده و آغشته به گناه زندگی می کنیم. با این توصیف، خدا کنترل امور را در اختیار دارد. خدا در راس امور است. شما با خدا هرگز بازنده نخواهید بود. اگر دشمنان تان را ببخشید، مردم و دشمنان تان از دیدن برکات و معجزات الهی در زندگی شما شگفت زده خواهند شد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

چطور می توان در بهشت شاد بود، در حالی که می دانیم عزیزمان در جهنم به سر می برد؟

دفاعیات مسیحی


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

ابتدا باید در نظر داشت که بسیاری از پیش فرض ها دارای نقاط ضعف هستند. خدا در بهشت کاملا شاد است. بنابراین، کسانی که در بهشت به سر می برند، در شادی بی نهایت الهی زندگی می کنند. اگر در بهشت شاد نباشیم، به این معنا است که در جهنم هستیم. جهنم نمی تواند شادی را از بهشت برباید.

نکته دوم این که جایی که گناه حضور دارد یا آغشته به گناه است، درد و رنج، بیماری، ناامنی، وحشت... وجود دارد. جایی که خدا حضور کامل دارد، گناه و عواقب آن هرگز مشاهده نمی شود. در بهشت رنج، درد، غصه و نگرانی وجود ندارد.

نکته سوم، لطف خداوند در بهشت شامل درد و رنج و داوری نیست، بلکه بهشت آکنده ازشادی زائد الوصف الهی است.

نکته چهارم، در بهشت نگرش و احساسات کاملا تغییر یافته است. به عبارت دیگر، دیدگاه و احساسات انسان ها واکنشی است به محبت و لطف بی حد و حصر خداوند. وقتی خداوند از ساکنان جهنم نفرت دارد، بنابراین ساکنان بهشت هم نمی توانند نگران و دلواپس کسانی شوند که در جهنم هستند.

چگونه خدایی نیکو، انسان ها را به جهنم می فرستد؟
به یک معنا، خدا کسی را به جهنم نمی فرستد. ما خودمان خود را به آن جا می فرستیم. خدا هر کاری لازم را برای ما انجام داده است تا بخشیده شویم، فدیه بیابیم، طاهر شویم و برای آسمان مناسب گردیم. تنها چیزی را که باقی می ماند این است که هدیه نجات را از خدا دریافت کنیم. اگر آن را رد کنیم، خدا راه دیگری نخواهد داشت جز این که انتخاب خودمان را به ما دهد. فراموش نکنید که انسان اراده آزاد دارد. برای کسی که نمی خواهد با خدا باشد، حتی بهشت نیز جهنم خواهد بود.
تاریخ نشان داده که انسان ها مسئول بروز گناه و مرگ در عالم هستی بوده اند. نباید از یاد ببریم که خطاهای بشریت نیز موجب بسیاری از بدبختی ها و رنج ها در جهان امروز است. متاسفانه تقلب و کلاهبرداری، دروغگویی، دزدی و خودخواهی که وجه مشخصه جامعه امروز ما هستند، همگی محصولی از رنج را به بار می آورند.
دشوار است که خدا را مسئول این ها بدانیم. این رنج ها ریشه هاش در خطایای انسان است، بنابراین، قابل توجه است که چه مقدار از رنج در اثر این امر پدید می آید.

در سال های اخیر محققان و کارشناسان، مدارک و شواهدی زیادی از افرادی که به طور موقت مرده بودند و سپس به زندگی بازگشتند، تهیه کرده اند. برخی از آن ها ادعا کرده اند که به بهشت رفته اند. آنان بعد از عبور از دالان نورانی، دروازه های بهشت را از دور مشاهده کرده اند و سپس لحظه ای بعد با جمعیتی از انسان ها که به برای استقبال آمده بودند، مواجه شدند. برخی از چهره ها را شناختند و به یاد آوردند که آن زن یا مرد قبل از مرگ چقدر پیر و ضعیف بودند. اما اکنون هیچ چین و چروکی بر چهره شان دیده نمی شد. چشمان شان می درخشید و دندان های سالم و شفافی داشتند. طرح صورت و صدای شان هیچ تغییر نکرده بود. بسیار شاد، پر انرژی و فعال و باهوش بودند. بر اساس گزارش افرادی که دوباره به بدن فانی خود بازگشتند،در بهشت کیفیت مناظر طبیعت و رنگ و صدا میلیون ها برابر بهتر از زمین است. صدای موزیک های شاد و جذاب همواره به گوش می رسد. همه همدیگر را می شناسند و با یکدیگر دوستان بسیار صمیمی هستند. صدای خنده و شادی از گوشه و کنار شنیده می شود.اگر کسی قصد پیمودن مسیری را دارد، با سرعت باورنکردنی به این سو و آن سو می رود. از شب و تاریکی خبری نیست. خداوند وضعیت روحی شخص را طوری تنظیم کرده که ساکنان بهشت اصلا دچار غم و اندوه و نگرانی و بیماری نمی شوند. زندگی به مراتب واقعی تر از زمین است...
این گزارش ها تا حدودی کیفیت نوع بدن را در بعد از مرگ مشخص می کند.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

ولیعهد انگلیس: مسیحیت در زادگاهش خاورمیانه، رو به نابودی است

ولیعه.د انگیس هشدار داد که مسیحیت با  گذشت دو هزار سال به دلیل جفا و آزار و اذیت سازماندهی شده افراط گرایان، در حال نابودی در زادگاه خود، یعنی خاورمیانه است.

به گزارش « محبت نیوز»  شاهزاده چارلز، ولیعهد انگلیس در این خصوص گفت که جهان در خطر از دست دادن چیزی با ارزش در جوامعی است که تاریخ آن‌ها به دوره عیسی مسیح باز می‌گردد و اکنون توسط شبه‌نظامیان افراطی و متعصبین تهدید می‌شود.
به نقل از ایسنا ونوشته روزنامه دیلی تلگراف، او که به روشنی از عقیده خود صحبت می‌کرد، عنوان کرد که از درد و رنج خواهران و برادران مسیحی خود شدیدن آشفته است.
وی از مسیحیان، مسلمانان و یهودیان خواست تا در مقابل این خشونت‌ها متحد شوند و هشدار داد که نابودی مسیحیت در بیشتر نقاط منطقه‌ای که در آن شکل گرفته، ضربه‌ی بزرگی به صلح خواهد بود.
وی گفت که جمعیت مسیحیان در خاورمیانه و شمال آفریقا دارای کمترین مرکزیت در جهان است به طوری که تنها چهار درصد از کل جمعیت این منطقه را تشکیل می‌دهند و در سال‌های اخیر نیز این آمار رو به کاهش بوده است.
ولیعهد انگلیس عنوان کرد که به مدت 20 سال برای ایجاد پل بین مسیحیت و اسلام و مرتفع کردن تفاوت‌ها و سوء‌تفاهم‌ها تلاش کرده است اما اکنون این پل‌ها توسط کسانی که منافعی را دنبال می‌کنند، در حال نابودی است.


وی گفت: مسیحیت در خاورمیانه زاده شده و ما نباید برادران و خواهران مسیحی‌مان را فراموش کنیم.

۱۳۹۲ آذر ۲۷, چهارشنبه

روح‌القدس‌ شخص‌ است‌

  بر اساس‌ تعلیم‌ صریح‌ کتاب‌مقدس‌، روح‌القدس‌ از شخصیت‌ واقعی برخوردار است‌ یعنی دارای درک‌ و فکر و اراده‌ میباشد. او سخن‌ میگوید و ایمانداران‌ را تعلیم‌ میدهد. او هدایت‌ میکند و شهادت‌ میدهد. مسیح‌ گفت‌ که‌ روح‌القدس‌ او را جلال‌ میدهد. او باعث‌ میشود که‌ انسان‌ متوجه‌ گناهان‌ خود شود. این‌ ویژگیها را نمیتوان‌ به‌ یک‌ نیروی مجهول‌ و فاقد شخصیت‌ نسبت‌ داد، بلکه‌ فقط‌ متعلق‌ به‌ یک‌ شخص‌ هستند. ذیلاً به‌ ذکر چند مورد از کتابمقدس‌ اکتفا میکنیم‌ که‌ مشخص‌ میکند که‌ روح‌القدس‌ دارای شخصیت‌ میباشد. در بخشهای بعدی همین‌ مقاله‌، کلیه‌ مواردِ قید شده‌، حاکی از همین‌ امر خواهد بود.
                         روح‌القدس‌ صاحب‌ اراده‌ است‌. روح‌القدس‌ رسولان‌ مسیح‌ را در امر بشارت‌ بر حسب‌ اراده‌ وصلاحدید خود هدایت‌ میکرد (ر.ش‌. اعمال‌ 16:6 و ۷؛ اول‌ قرنتیان‌ 12:11).
                         روح‌القدس‌ سخن‌ میگوید و گفته‌ او به‌منزله‌ گفته‌ خداست‌ (ر.ش‌. عبرانیان‌ 10:16 و ۱۷).
                         روح‌القدس‌ صاحب‌ احساس‌ است‌. انسان‌ با گناهان‌ و خطاهای خود، میتواند باعث‌ رنجش‌ او گردد (ر.ش‌. افسسیان‌ 4:30).
                         انسانِ گمراه‌ ممکن‌ است‌ سعی کند او را فریب‌ دهد یا با اراده‌ او مخالفت‌ کند، درست‌ به‌ همان‌ شکل‌ که‌ ممکن‌ است‌ بکوشد خدا را بفریبد (ر.ش‌. اعمال‌ 5:3؛ ۷:۵۱).
                         انسان‌ گمراه‌ ممکن‌ است‌ به‌ او کفر بگوید (ر.ش‌. متی ۱۲:۳۱). کفر به‌روح‌القدس‌ تنها گناهی است‌ که‌ بخشوده‌ نمیشود. علت‌ آن‌ را در بخشهای بعدی مقاله‌ شرح‌ خواهیم‌ داد.

armanroshdi

آنچه بکارید، همان را درو خواهید کرد

مطالعه کتاب مقدس 
تجربه نشان داده است وقتی انسان خودخواه باشد، هرگز بهترین های خدا را تجربه نخواهد کرد. اگر می خواهید برکات و معجزات خداوند را در زندگی تان مشاهده کنید، به نیاز مردم توجه نمایید. به عنوان مثال، امروز در مراسم خاکسپاری خانمی شرکت کردم که فرزندانش قادر به تامین مخارج تدارکات کفن و دفن و مراسم یابود نبودند. اما دوستان آن خانم، کلیه هزینه ها را پرداخت نمودند. دلیلش هم کمک و دلسوزی آن زن به مردم در زمان حیاتش بر زمین بود. او از حداقل امکانات خود یعنی محبت و سلامتی نسبی خود، برای بشارت انجیل، خدمات کلیسایی و کمک رسانی به دیگران استفاده کرد. در نتیجه، خداوند هم به او وفادار ماند و تمام مخارج مربوط به کفن و دفن و مراسم را از طریق دوستانش تامین کرد. این دوستان، همان کسانی بودند که در زمان مصیبت و مشکلات به کمک، دعا و تسلی احتیاج داشتند. آن خانم علی رغم مشکلات شخصی، به کمک آنان شتافت.
چه می شود اگر کشاورزی تصمیم بگیرد که دیگر کشت و کار را کنار بگذارد و بنشیند تا محصول خود به خود برسد؟ اگر تا آخر عمرش منتظر بماند، محصولی را نخواهد دید. چرا؟ زیرا او باید دانه ای را در زمین بکارد. این اصلی است که خدا بنا نهاده. کلام خدا می فرماید:"هیچکس خدا را نمی تواند فریب دهد، زیرا هر شخص هر چه بکارد، همان را درو خواهد کرد" (غلاطیان فصل ششم آیه هفتم). به همین ترتیب، اگر دانه نیکی بکاریم، محصول نیکی هم درو خواهیم کرد. اگر می خواهید شادی درو کنید، باید با شاد کردن مردم، دانه های شادی بکارید. اگر می خواهید برکات مالی درو کنید، باید در زندگی دیگران دانه های مالی بکارید. اگر می خواهید دوستی درو کنید، باید دانه محبت بکارید. 
دلیل این که مردم در امور مختلف زندگی رشد و ترقی نمی کنند این است که چیزی نمی کارند. آن ها زندگی خودمحورانه ای دارند. بعضی می گویند:"من یک عالم مشکلات دارم. چطور می توانم با این مشکلات کمرشکن، این بحران ها که گریبانم را گرفته، به مردم کمک کنم. این مردم هستند که باید به من کمک کنند!"
در پاسخ باید بگویم که فقط یک راه وجود دارد: کاشتن دانه. این راهی است که می توانید از مخمصه بیرون بیایید. اگر می خواهید خدا مشکل تان را حل کند، کمک کنید تا مشکل مردم حل شود. باید یاد بگیرید دانه هایی بکارید.
در دوران باستان، قحطی بزرگی در سرزمین کنعان (مکانی که امروز فلسطین و اسرائیل نامیده می شود) حادث شد. مردم آب و غذا نداشتند. در این هنگام اسحاق (پسر ابراهیم)، کاری کرد که با عقل سلیم جور در نمی آمد. کلام خدا می فرماید:"اسحاق به زراعت مشغول شد و در آن سال صد برابر بذری که کاشته بود، درو کرد، زیرا خداوند او را برکت داده بود" (پیدایش فصل بیست و ششم آیه 12). اسحاق در زمان نیاز، منتظر و بیکار نشد. انتظار نداشت شخص دیگری به کمکش بشتابد. او به ایمان رفتار کرد. او در اوج قحطی، دانه هایی را کاشت و خداوند هم به طور مافوق طبیعی آن دانه ها را آنقدر زیاد کرد که اسحاق بی نیاز شد.
شاید امروز شما هم دچار قحطی شده باشید. مثلا قحطی مالی. ممکن است به شفا احتیاج داشته باشید. یا به یک دوست و همدم احتیاج دارید. شاید نیازمند به آرامش در خانه تان هستید. نیاز شما هر چه باشد، باید بدانید اگر به دیگران کمک کنید، خدا هم به شما کمک خواهد کرد. به جای حسادت و تراشیدن مانع برای پیشرفت و ترقی دیگران، به رشد و موفقیت آنان کمک کنید. کلام خدا می فرماید:"به سبب بدکاران خود را آزرده خاطر نکن و بر آدم های شرور حسد مبر. بر خداوند توکل نما و نیکویی کن تا در زمین خود در کمال امنیت زندگی کنی" (مزمور سی و هفتم آیات اول تا سوم). کلام خدا تعلیم می دهد که به هنگام مشکلات و سختی، دو کار باید انجام داد: اول، باید به خدا اعتماد کنیم و دوم باید برویم و کار نیکی انجام دهیم. اگر هم هیچ پولی ندارید، برای کسی کاری انجام دهید. مثلا نظافت کنید. چمن ها را بزنید. تعمیر کنید. دعا کنید. انجیل را بشارت دهید. برای رفع مشکل او، چاره ای بیندیشید. شیرینی درست کنید. خلاصه یک کاری انجام دهید تا دانه ای کاشته شود. 
اگر تنها یا بدون دوست هستید، ماه در پی ماه در خانه ننشینید و برای خود افسوس بخورید. بروید و برای خود دوستان فراهم کنید. به بیمارستان یا آسایشگاه سالمندان بروید و کسی را بیابید و او را خوشحال کنید. اگر شروع به کاشتن دانه های دوستی کنید، خدا شخص خارق العاده ای را به زندگی شما می آورد. وقتی مردم را شاد کنید، خدا کاری می کند که زندگی شما سرشار از شادی و خوشی شود. 
به جای این که "نیاز محور" باشید، "دانه محور" باشید، آنگاه معجزات و برکات خدا شما را تعقیب و غافلگیر خواهند کرد. 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات صفحه "زندگی هدفمند" محفوظ است. درج کامل مقالات "زندگی هدفمند" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.