۱۳۹۲ آذر ۱۹, سه‌شنبه

درس کتاب اعمال برای امروز ما

    آیا مطابق کتاب اعمال، تعمید به روح‌القدس باید همیشه با این نشانه تکلم به زبانها همراه باشد؟ کتاب اعمال رسولان شهادت می‌دهد که در آن روزگار اینچنین بوده است؛ اما فقط "شهادت" می‌دهد (یعنی می‌گوید که "آنها" چنین کردند)، ولیکن حکمی در این مورد صادر نمی‌کند. در هیچ جای کتاب‌مقدس و خصوصاً اعمال رسولان، تصریح نشده که تعمید به روح‌القدس باید حتماً با چنین نشانه‌هایی همراه باشد. مفسران معمولاً به این اصل اعتقاد دارند که مسائلی که در کتاب‌مقدس در موردشان فقط شهادت داده شده، می‌توانند فقط به‌عنوان الگو به‌کار روند (مثلاً رسم غسل تعمید به روش غوطه‌ور شدن)، نه به‌عنوان حکم و قاعده. به‌عبارت فنی‌تر، الگو ارائه می‌دهد، نه هنجار. پس آیا می‌توان امروزه به مسیحیان حکم کرد که حتماً باید به هنگام تعمید به روح‌القدس، به زبانها سخن گویند؟
          پاسخ این سؤال را نمی‌توان از کتاب‌مقدس داد. لذا باید متوسل به نوشته‌های پدران کلیسا و تاریخ مسیحیت قرون اولیه گردید. هیچ مسیحی آگاهی نمی‌تواند پدران اولیه کلیسا (دست‌کم تا قرن ۴ یا ۵) را فاقد ایمان اصیل تلقی کند و بگوید که ایشان ایمان و محبت نخستین را ترک کرده بودند. همه فرقه‌های مسیحی، اصول اعتقادات سیستماتیک و الهیات خود را مدیون این پدران می‌دانند. طبق شهادت این پدران، تکلم به زبانها از عهد رسولان به بعد فروکش کرد و جز در مواردی نادر مشاهده نمی‌شد. ایشان نیز تلاش و کوششی برای "کسب" آن نمی‌کردند چون یقیناً معتقد به این بودند که این عطا را خدا باید بدهد، نه آنکه خودشان به زور آن را کسب کنند. اما ایشان وجود آن را در روزگار خود یکسره منکر نشده‌اند و گزارش کرده‌اند که در مواردی نادر، اشخاصی به زبانها سخن گفته یا نبوت کرده‌اند. در قرون بعدی نیز گزارش شده که افراد، به‌هنگام تقرب به خدا و پر شدن از روح‌القدس، نشانه‌های دیگری از خود بروز داده‌اند، نظیر سرازیر شدن غیر ارادی اشک، گریه، خنده، احساس شادی فوق طبیعی، و غیره.
          در نتیجه، نگارنده در نهایت فروتنی معتقد است که تعمید روح‌القدس همراه با نشانه زبانها، پدیده‌ای است کتاب‌مقدسی، اما با توجه به واقعیت‌های تاریخ کلیسا، نباید امروز پافشاری کرد که همگان حتماً به این شکل تعمید روح‌القدس را بیابند. باید حقایق کتاب‌مقدس و واقعیت‌های تاریخ کلیسا را به ایمانداران تعلیم داد، اما نحوه رخداد این امر را بهتر است به خدا سپرد. معلمان و واعظان امروز باید به نوایمانان در باره اهمیت نقش روح‌القدس در زندگی ایماندار تعلیم بدهند، اما نباید در خصوص دریافت "نشانه" آن متوسل به راههای غیر کتاب‌مقدسی شوند.
          نگارنده این مقاله، ایماندارانی را می‌شناسد که وقتی روح‌القدس بر ایشان فرو ریخت، آزادانه و بدون فشار، هم به زبانها سخن گفتند و هم نبوت کردند و هم آیات عجیبی برایشان رخ داد. خود نگارنده نیز از همین تجربه، به‌گونه‌ای فوق طبیعی و خارق‌العاده برخوردار شد. بااینحال، اعتقاد ندارد که در این مورد باید ایمانداران را تحت فشار قرار داد. اگر خدا کسی را به‌هنگام توبه و بازگشت، یا به‌هنگام غسل تعمید، یا بعداً به‌هنگام دعا، با چنین تجربه‌ای سرافراز کرد، باید خدا را جلال داد. اما باز تکرار می‌کنیم، نباید متوسل به راههای غیر کتاب‌مقدسی شد.
 armanroshdi

تکلم به زبانها در روزگار ما

اوائل قرن بیستم و روزگار ما مبنی بر اینکه باید این عطا را با دعا و استغاثه "دریافت داشت"، مطلقاً مطابق کتاب اعمال رسولان نیست.
- شخص به زبانهای بشری که لااقل برای بعضی از حضار قابل درک باشد، سخن گوید؛
- تکلم به زبانها، هدف مشخصی را تحقق بخشد، مانند اهدافی که در کتاب اعمال رسولان محسوس است. خدا روح‌القدس و تکلم به زبانها را برای تفریح یا نشاط روحانی ما عطا نمی‌کند. هر کار خدا هدفی دارد. امروزه، هدف از تکلم به زبانها به‌هنگام تعمید به روح‌القدس چیست؟ هرگاه خدا ببیند که از این امر، نتیجه‌ای مثبت برای ملکوتش حاصل می‌شود، یقیناً آن را عطا می‌کند، کمااینکه در مواردی نادر، امروزه نیز این کار را می‌کند. اما در اکثریت موارد، زبانهایی که مسیحیان امروز به آن تکلم می‌کنند، زبانهای اعمال رسولان نیست. شاید در بهترین حالت، زبانهایی مشابه با اول قرنتیان ۱۲-۱۴ باشد که به بررسی آن خواهیم پرداخت.
نتیجه آنکه امروز نیز چنانچه خدا بخواهد و خدا عطا کند، ایمانداران نیز می‌توانند به‌هنگام به تعمید روح‌القدس به زبانها سخن گویند. در غیر اینصورت، هر ایمانداری به‌هنگام توبه و ایمان، یا به‌هنگام غسل تعمید و دستگذاری از سوی کشیشان و خادمان کلیسا، تعمید به روح‌القدس را دریافت می‌کند و روح‌القدس در زندگی او ساکن شده، او را به جمیع راستی هدایت می‌کند (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۸، ۲۶؛ ۱۶: ۷-۱۵؛ رومیان ۸: ۱-۱۷؛ غلاطیان ۵: ۱۶-۲۵). 
armanroshdi

۱۳۹۲ آذر ۱۸, دوشنبه

زبانها در اول قرنتیان ۱۲-۱۴

    اینک نوبت آن رسیده است که مسأله زبانها را در اول قرنتیان فصل‌های ۱۲-۱۴ مورد بررسی قرار دهیم. این بخش، در کنار اعمال رسولان، یگانه بخشی است که مستقیماً به موضوع زبانها می‌پردازد. اما همانگونه که قبلاً بارها اشاره کردیم، در این بخش، مسأله زبانها، نه به‌عنوان نشانه تعمید به روح‌القدس، بلکه به‌عنوان "یکی از عطاهای روح‌القدس" مطرح است، عطاهایی که باید طلبید و روح‌القدس آنها را بر حسب صلاح‌دید خود میان ایمانداران توزیع می‌کند (اول قرنتیان ۱۲: ۷، ۱۱؛ عبرانیان ۲: ۴).
 armanroshdi

نقش تکلم به زبانها: از عهد رسولان، در طول تاریخ

    طبق شهادت نوشته‌های پدران کلیسا و تاریخ کلیسا، تجربه تکلم به زبانها بعد از دوره رسولان به‌تدریج کاهش یافت و کمیاب شد. یکی از پدران کلیسا در قرن دوم، با اندوه اظهار می‌دارد که این عطا چقدر کمیاب شده است. خودِ این امر حاکی از آن است که در عهد رسولان و نیز در قرون اولیه مسیحیت، اعتقاد بر این بوده که تکلم به زبانه "به‌هنگام تعمید روح‌القدس" پدیده‌ای فوق‌طبیعی است که خدا باید آن را عطا کند، نه آنکه شخص با اصرار و تلاش، در پی کسب آن باشد.
          جای هیچ گونه تردیدی نیست که بعد از دوره عهدجدید، در تمام طول تاریخ، کسانی بوده‌اند که به‌هنگام تعمید روح‌القدس، به زبانها تکلم کرده‌اند. عده‌ای دیگری نیز بوده‌اند که نشانه‌های دیگری را بروز داده‌اند، نظیر احساس شادیِ زائدالوصف، خنده، گریه، احساس خاص حضور خدا، و غیره. اما تکلم به زبانها به‌عنوان نشانه تعمید به روح‌القدس، به‌طور خاص از اوائل قرن بیستم رواج عمومی یافت.
armanroshdi

نقش تکلم به زبانها در کتاب اعمال: کمک به توسعه انجیل

  آیا تا به‌حال از خود پرسیده بودید که چرا کتاب اعمال رسولان این سه مورد را ذکر کرده، می‌گوید که ایماندارانِ آن روزگار به زبانها سخن گفتند و نبوت کردند؟ چرا لوقا با چنین صراحت و دقتی به موضوع تکلم به زبانها به‌هنگام تعمید روح‌القدس اشاره می‌کند؟ آیا هدف او، ارائه تعلیم در مورد تکلم به زبانها بود؟
پاسخ را باید در علت نگارش کتاب اعمال رسولان جستجو کرد. این کتاب با چه هدفی نوشته شد؟ با مطالعه جدی و عمیق کتاب اعمال رسولان، پی می‌بریم که لوقا طرحی مشخص را در تمام کتابش دنبال می‌کند که همانا تحقق فرمایش خداوند عیسی در ۱: ۸ می‌باشد: "لیکن چون روح‌القدس بر شما می‌آید، قوت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامره و تا اقصای جهان". و می‌بینیم که لوقا چگونه استادانه گسترش و اشاعه مسیحیت را از اورشلیم تا به خودِ شهر روم پی می‌گیرد. بشارت انجیل از اورشلیم تا به روم رسید. البته این یکی از علل نگارش کتاب اعمال است، علتی که به بررسی ما مربوط می‌گردد.
برای شروع بشارت و تأسیس کلیسا، خدا مقدر فرموده بود که این امر را خودش آغاز کند. از اینرو، در روز پنطیکاست کاری خارق‌العاده انجام داد. در آن روز، پیام انجیل را برای اولین بار خودش اعلام داشت، به‌وسیله زبانهای مردمانی که از سرزمینهای مختلف در اورشلیم جمع بودند. این دلیلی قاطع بود برای شنوندگان. رسولان و سایر شاگردان عیسی، قطعاً به زبانها، خدا را برای فراهم ساختنِ نجات به‌واسطه مسیح موعود و تفقد از اسرائیل تمجید می‌کردند و به "ذکر کبریایی خدا" پرداختند. سپس پطرس این واقعه را بر اساس یوئیل ۲: ۲۸-۲۹ تفسیر کرد و بشارت عیسی ناصری را اعلام فرمود. بدینسان کلیسا، به دست خودِ خدا تأسیس شد.
          در واقعه دوم، در سامره، برای نخستین بار بشارت به سامریان می‌رسید، یعنی به کسانی که مورد انزجار یهودیان بودند. در اینجا نیز خدا مستقیما با عطای روح‌القدس به‌گونه‌ای فوق‌طبیعی تأئید کرد که سامریان را به ملکوت خود پذیرفته است.
          همین امر، در مورد بشارت به غیریهودیان نیز صادق است. پطرس رسول گرچه در رؤیا امر یافته بود که غیریهودیان را نجس نشمارد و پیام انجیل را به آنان نیز برساند، اما برای تأئید عمومیِ این امر، روح‌القدس را همراه با پدیده فوق‌طبیعی تکلم به زبانها عطا فرمود تا یهودیان متعصب که به مسیحیت گرویده بودند، یقین بدانند که خدا غیریهودیان را نیز به ملکوت خود پذیرفته است.
در مورد شاگردان یحیی در اعمال ۱۹: ۱-۷ نیز تکلم به زبانها دلیلی بود از سوی خدا که ثابت می‌کرد خدا نه فقط سامریان و غیریهودیان، بلکه مردمان از هر فرقه و مذهب و مرامی را به ملکوت خود می‌پذیرد. درضمن، اعطای روح‌القدس در این واقعه به‌دست پولس رسول، ثابت می‌کرد که او رسولی است واقعی، در سطح سایر رسولان (ر.ش. اول قرنتیان ۹).
          و بدینسان پیام نجاتِ مسیح به نقاط مختلف جهان آن روزگار با چنین "آیات و معجزات و انواع قوات و عطایای روح‌القدس" انتشار یافت. با دیدن نشانه‌ها و قواتی نظیر تکلم به زبانها بود که مردمان از هر نژادی به مسیح ایمان می‌آوردند و یقین می‌دانستند که این طریقت، از سوی خدا است و بشری نیست. به این شکل بود که پایه‌های کلیسا، بر شالوده‌ای استوار، یک بار برای همیشه بنا شد. تکلم به زبانها در این میان، نقشی خارق‌العاده ایفا کرد. با بررسی تک‌تک مواردی که در کتاب اعمال آمده، زبانها در این کتاب، نقش و کارکردی بشارتی دارد و هدف آن، بنای ایمانداران نبوده است.
          اهمیت دیگر همراه بودنِ تکلم به زبانها با تعمید روح‌القدس، این است که به همگان نشان داده شود که از این پس، خدا و ملکوت او فقط متعلق به یک قوم خاص، یعنی یهودیان، نیست بلکه از آنِ همه مردم، از هر نژاد و قوم و قبیله‌ای است. خدا به زبان همه 
مردم جهان سخن می‌گوید.
armanroshdi

۱۳۹۲ آذر ۱۷, یکشنبه

زبانها در کتاب‌مقدس (شاگردان یحیی)

مورد آخر، در اعمال ۱۹: ۱-۷ یافت می‌شود. در این ماجرا، پولس رسول در شهر افسس اشخاصی را یافت که شاگردان یحیی تعمیددهنده بودند. چون ایشان را به تعمید خداوند عیسی غسل تعمید داد و بر آنان دست نهاد، "روح‌القدس بر ایشان نازل شد و به زبانها متکلم گشته، نبوت کردند" (آیه ۶). در اینجا باز باید توجه داشت که سخن گفتنِ این اشخاص به زبانها در حکم "نبوت" شناخته شده، یعنی گفتاری در وصف عظمت خدا و ستایش او. پس در واقع، شنوندگان می‌توانستند بفهمند که این اشخاص مشغول سخن گفتن به زبانهای دیگر هستند، اما زبانهایی که ایشان می‌توانستند تشخیص بدهند که زبانهای بشری بوده است، در غیر اینصورت از کجا می‌دانستند که دارند "نبوت" می‌کنند!
armanroshdi

زبانها در کتاب‌مقدس( در خانه کرنیلیوس، افسر رومی)

   در این ماجرا (اعمال، فصل ۱۰)، افسری رومی به‌دنبال مشاهده رؤیایی، پطرس را به خانه خود دعوت کرد. در همان حال که پطرس مشغول بیان پیام انجیل بود، روح‌القدس بر این افسر "غیریهودی" و همراهان "غیریهودی‌اش" فرود آمد، زیرا پطرس و همراهانش دیدند که ایشان نیز "به زبانها متکلم شده، خدا را تمجید می‌کنند" (اعمال ۱۰: ۴۶؛ طبق ترجمه هزاره نو: "خدا را می‌ستایند")، یعنی درست همان اتفاقی که برای رسولان و پیروان اولیه خداوند عیسی در روز پنطیکاست رخ داده بود (اعمال ۱۰: ۴۷). در این واقعه، گفته نشده که این مردم "غیریهودی" به کدام زبانها "خدا را می‌ستودند"، اما از آنجا که آمده که پطرس و همراهانش "شنیدند" که ایشان به زبانها "خدا را تمجید می‌کنند"، طبیعی است چنین برداشت کنیم که آنان به زبانهایی سخن می‌گفتند که برای پطرس و همراهانش قابل درک بود، چرا که در غیراینصورت، از کجا می‌دانستند که ایشان مشغول "تمجید خدا" هستند و نه مشغول "شفاعت" یا "توبه و ندامت برای گناهانشان"؟!

armanroshdi