مورد آخر، در اعمال ۱۹: ۱-۷ یافت میشود. در این ماجرا، پولس رسول در شهر افسس اشخاصی را یافت که شاگردان یحیی تعمیددهنده بودند. چون ایشان را به تعمید خداوند عیسی غسل تعمید داد و بر آنان دست نهاد، "روحالقدس بر ایشان نازل شد و به زبانها متکلم گشته، نبوت کردند" (آیه ۶). در اینجا باز باید توجه داشت که سخن گفتنِ این اشخاص به زبانها در حکم "نبوت" شناخته شده، یعنی گفتاری در وصف عظمت خدا و ستایش او. پس در واقع، شنوندگان میتوانستند بفهمند که این اشخاص مشغول سخن گفتن به زبانهای دیگر هستند، اما زبانهایی که ایشان میتوانستند تشخیص بدهند که زبانهای بشری بوده است، در غیر اینصورت از کجا میدانستند که دارند "نبوت" میکنند!

آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود :((تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر, پسر وروح القدس تعمید دهید.))
۱۳۹۲ آذر ۱۷, یکشنبه
زبانها در کتابمقدس( در خانه کرنیلیوس، افسر رومی)
در این ماجرا (اعمال، فصل ۱۰)، افسری رومی بهدنبال مشاهده رؤیایی، پطرس را به خانه خود دعوت کرد. در همان حال که پطرس مشغول بیان پیام انجیل بود، روحالقدس بر این افسر "غیریهودی" و همراهان "غیریهودیاش" فرود آمد، زیرا پطرس و همراهانش دیدند که ایشان نیز "به زبانها متکلم شده، خدا را تمجید میکنند" (اعمال ۱۰: ۴۶؛ طبق ترجمه هزاره نو: "خدا را میستایند")، یعنی درست همان اتفاقی که برای رسولان و پیروان اولیه خداوند عیسی در روز پنطیکاست رخ داده بود (اعمال ۱۰: ۴۷). در این واقعه، گفته نشده که این مردم "غیریهودی" به کدام زبانها "خدا را میستودند"، اما از آنجا که آمده که پطرس و همراهانش "شنیدند" که ایشان به زبانها "خدا را تمجید میکنند"، طبیعی است چنین برداشت کنیم که آنان به زبانهایی سخن میگفتند که برای پطرس و همراهانش قابل درک بود، چرا که در غیراینصورت، از کجا میدانستند که ایشان مشغول "تمجید خدا" هستند و نه مشغول "شفاعت" یا "توبه و ندامت برای گناهانشان"؟!
روز پنطیکاست
در روز پنطیکاست، پیروان نزدیک عیسی، یعنی قاعدتاً تمامی آن ۱۲۰ نفر (اعمال ۱: ۱۵)، "به یک دل در یک جا بودند" که همگی از روحالقدس پر شدند (اعمال ۲: ۳). نشانه این امر اینها بود: آوازی از آسمان چون صدای وزیدن بادی شدید شنیده شد؛ زبانههایی شبیه زبانههای آتش که بر هر یکی از ایشان قرار گرفت؛ سخن گفتن به زبانهای مختلف بهنوعی که روح بدیشان قدرت تلفظ بخشید (اعمال ۲: ۲-۴). در این ماجرا، آنچه که موجب حیرت و شگفتی نظارهگران شد، این بود که میشنیدند که این مردمان جلیلی، به زبانهای ایشان "ذکر کبریایی خدا میکردند" (اعمال ۲: ۱۱؛ طبق ترجمه هزاره نو: "مدح اعمال عظیم خدا را میگویند"). طبق آیات ۹ و ۱۰، دستکم مردم یهودی از ۱۳ یا ۱۴ نقطه جهان، شنیدند که پیروان عیسی، اعمال عظیم خدا را به زبان سرزمین ایشان مدح میکنند.
در رویداد روز پنطیکاست، یک نکته بسیار مهم وجود دارد. همانطور که در بخش عهدعتیق بیان کردیم، در روزگار عهدعتیق کسانی که عطای روحالقدس را دریافت میکردند، به زبانها تکلم نمیکردند، بلکه فقط نبوت میکردند (یعنی عظمت خدا را تحت الهام و سلطه روحالقدس بیان میداشتند). در روز پنطیکاست، ایمانداران به زبانهایی که نمیشناختند تکلم کردند و عظمت خدا را بیان داشتند. پطرس رسول، تحت الهام روحالقدس، این واقعه را (یعنی سخن گفتن به زبانها را) برابر دانست با همان نبوتی که یوئیل نبی پیشگویی کرده بود (رجوع کنید به اعمال ۲: ۱۶-۱۸). بهعبارت دیگر، پطرس رسول، این پدیده نوین را (یعنی سخن گفتن به زبانها را) مترادف میدانست با نبوت کردن. زیرا ایمانداران عملاً عظمت خدا را بیان میداشتند (یعنی نبوت میکردند) اما این بار به زبانهای سایر ملل دنیا، نه فقط به زبان مردم یهود. اما در عمل، نقش تکلم به زبانها در این رویداد، همان نقش و عملکرد نبوت بود، نبوتی از همان دست که آن ۷۰ شیخ در روزگار موسی انجام دادند.
۱۳۹۲ آذر ۱۶, شنبه
زبانها در کتاب اعمال رسولان
در کتاب اعمال رسولان، جمعاً سه بار مستقیماً و صریحاً به رویدادهایی اشاره شده که طی آنها، افراد بههنگام نزول روحالقدس، به زبانها تکلم کردند. این سه رویداد عبارت است از: روز پنطیکاست (فصل ۲)؛ ماجرای کرنیلیوس، افسر رومی (فصل ۱۰ و ۱۱)؛ و ماجرای شاگردان یحیی (فصل ۱۹). یک مورد دیگر نیز هست که در آن بهطور غیرمستقیم به تکلم به زبانها اشاره شده است (ماجرای ایمان سامریان، فصل ۸). بههنگام بررسی این بخشها، توجه داشته باشید که آنها به موضوع نزول روحالقدس برای نخستین بار بر افراد اشاره دارد، یعنی همان مقولهای که تحت عنوان "تعمید روحالقدس" شناخته شده است.
زبانها در کتابمقدس در عهدجدید: فقط در دو بخش
در هر چهار انجیل، یحیی تعمیددهنده خدمت خود را با این وعده آغاز میکند که چون آن شخص موعود ظهور کند، او مردمان را "به روحالقدس و آتش تعمید خواهد داد". اما یحیی هیچگاه نفرمود که این امر عملاً به چه نحو و به چه شکلی تحقق خواهد یافت. تا اینکه عید پنطیکاست فرا رسید.
در عهدجدید، دو بخش مشخص وجود دارد که در باره تکلم به زبانها سخن میگوید. در هیچ جای دیگری از عهدجدید (به استثنای مرقس ۱۶: ۱۷ که این آیه هم متعلق به متن اصلیِ این انجیل نیست)، به غیر از این دو بخش، در خصوص تکلم به زبانها بحثی بهعمل نیامده. این بخشها، یکی کتاب اعمال رسولان است و دیگری، اول قرنتیان فصلهای ۱۲ تا ۱۴٫
امروزه، تمامی مباحثی که در مورد مسأله تکلم به زبانها مطرح میشود، فقط و فقط مبتنی است بر این دو بخش. اما، در اینجا و از همینجا باید یک نکته بسیار مهم را تذکر دهیم: زبانهایی که در کتاب اعمال رسولان مطرح است، مربوط میشود به موضوع دریافت روحالقدس یا "تعمید روحالقدس"؛ اما زبانهایی که در اول قرنتیان ۱۲-۱۴ مطرح است، مربوط به موضوع "عطاهای روحالقدس" میشود، و این موضوعی است کاملاً متفاوت. لذا باید این دو بخش (یعنی اعمال و اول قرنتیان) را بهطور مجزا بررسی کرد و توجه داشت که موضوع بحث، گرچه هر دو به "زبان" اشاره دارند، کاملاً در عرصههای متفاوت قرار دارند.
زبانها در کتابمقدس
در عهدعتیق
در عهدعتیق هیچ اشارهای به "تکلم به زبانها" نشده. اما چند مورد مشخص هست که توجه به آنها به روشن شدن مطالب عهدجدید و تجربه صدر مسیحیت کمک میکند.
نخستین اشاره به عطای فوق طبیعی که بر اثر ریزش روحالقدس پدید آمد، در کتاب اعداد ۱۱: ۲۳-۲۹ یافت میشود. در این ماجرا، مشاهده میکنیم که ۷۰ نفر از مشایخ قوم اسرائیل در اثر ریزش روحالقدس، شروع به "نبوت" کردند، یعنی مطالبی را در ستایش خدا بیان میکردند که حالتی فوق طبیعی داشت.
مورد دوم روشنتر است. شاؤل، نخستین پادشاه قوم اسرائیل، پس از آنکه در نافرمانی از خدا گرفتار آمد، کمر به قتل داود بست. او زمانی که در تعقیب داود بود، دانست که او در نایوتِ رامه، نزد سموئیل و سایر انبیا بهسر میبرد. لذا سه دسته قاصد به دفعات مختلف به آنجا گسیل داشت. اما هیچیک از آنها باز نگشتند، چون به محض رسیدن به محل، روح خدا بر آنان میریخت و ایشان شروع به "نبوت" میکردند. سرانجام شاؤل خود عازم آن محل شد. وقتی نزدیک رسید، روح خدا بر او نیز ریخت و او شروع به "نبوت" کرد، طوری که با حالتی پشیمان نزد پایهای سموئیل نبی افتاد. خارقالعاده بودن این ماجرا از این امر درک میشود که شاهدان همگی متعجب شدند که شاؤلِِ شرور نیز نبوت میکند. برای آنان مسجل بود که گفتههای ستایشیِ شاؤل در مورد کارهای عظیم خدا، خارج از توان و تسلط خودِ او میباشد.
در این دو ماجرا، اشخاصی که روحالقدس بر آنان قرار میگرفت، به زبان مادری خود "نبوت" میکردند، یعنی مطالبی را در وصف عظمت خدا بیان میداشتند و او را میستودند.
شاید نکته بسیار مهم در عهدعتیق در مورد زبانها و نبوت و عطاهای فوقطبیعی روحانی، پیشگویی یوئیل نبی میباشد که میفرماید: "و بعد از آن، روح خود را بر همه بشر خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوت خواهند نمود و پیران شما و جوانان شما رؤیاها خواهند دید. و در آن ایام روح خود را بر غلامان و کنیزان نیز خواهم ریخت" (یوئیل ۲: ۲۸ و ۲۹).
اهمیت این پیشگویی را اینچنین میتوان بیان داشت. طبق نمونههایی که آوردیم (از هفتاد شیخ در روزگار موسی و از شاؤل)، میتوان گفت که عطیههایی نظیر نبوت کردن (بیان امور الهی و ستایش خدا تحت سلطه روحالقدس)، به هر کسی عطا نمیشد، بلکه خاص انبیا بود، بگونهای که اگر کسی بهغیر از گروه انبیا نبوت میکرد، مردم آن را امری غریب میپنداشتند. اما اینک یوئیل پیشگویی میکند که روزی فرا خواهد رسید که پسران و دختران اشخاص معمولی، پیران و جوانان، و غلامان و کنیزان، یعنی مردمان از هر جنسیت و طبقهای، روح خدا را دریافت خواهند کرد و نبوت کرده، رؤیا خواهند دید، یعنی همان کاری که فقط انبیا انجام میدادند. طبق فرمایش پطرس رسول، این پیشگویی در روز پنطیکاست جامه عمل پوشید (اعمال ۲: ۱۴-۲۱).
اشتراک در:
پستها (Atom)