آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود :((تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر, پسر وروح القدس تعمید دهید.))
۱۳۹۲ آذر ۱۵, جمعه
پاسخ به چند سؤال
در رابطه با پسر خدا بودنِ عیسی، گاه مسیحیان و غیرمسیحیان سؤالات متفرقهای مطرح میکنند که ذیلاً به طرح و پاسخگویی آنها میپردازیم:
آیا عیسی را مسیحیان به این مقام رساندند
بعضی ممکن است تصور کنند که عیسی خودش هیچگاه ادعای الوهیت نکرد، بلکه این پیروانش بودند که او را به این مقام رساندند. به پندار ایشان، عیسی انسان فرهیختهای بود که به کمالات و کرامات دست یافته بود، و چون پیروانش تعالیم و معجزات او را دیدند، بعد از وفاتش بهمرور زمان او را به مرتبت الهی رساندند.
برای پذیرش چنین تصوری، نخست لازم است که معتقد باشیم که کتابمقدس فاقد اعتبار و اصالت است؛ بهعبارت دیگر، مطالب آن بازتاب واقعی و اصیل زندگی و تعالیم عیسی نیست، بلکه ساخته و پرداخته توهمات رسولان او، یا در بهترین حالت، تراوش شیدایی ایشان به مولایشان بود.
برای پاسخگویی به این مسأله، شما را به مطالعه بخشهای Aو Bمقالات این کانون دعوت میکنیم.
وقتی عیسی روی زمین بود، خدا کجا بود
با توجه به تعریفی که از تثلیث بهدست دادیم، پاسخ به این سؤال مشخص است. عیسی پسر خدا بود، یا بهعبارت فنی، او دومین اقنوم از تثلیث بود. وقتی پسر خدا انسان شد و بر روی زمین بود، خدای پدر و روحالقدس کماکان در همه جا حضور داشتند. خدا مطلقاً محدود به مکان و زمان نشد. خدا همه جا بود.
چرا عیسی دعا میکرد؟
بعضی از مسیحیان که آموزه تثلیث را بهدرستی درک نکردهاند، تصور میکنند که وقتی میگوییم عیسی خدا بود، منظورمان این است که در دورهای که مسیح بر روی زمین بود، خدا هیچ جای دیگری نبود. پس میپرسند که چرا عیسی دعا میکرد؟ به چه کسی دعا میکرد؟ آیا تظاهر میکرد تا فقط به شاگردانش بیاموزد که ایشان نیز باید دعا کنند؟
عیسی، پسر خدا، جسم شد و به زمین آمد. او انسان شد. در طول آن سالها، پسر خدا هم از الوهیت کامل برخوردار بود و از هم بشریت کامل. او بهعنوان بشر نیاز داشت که دعا کند، همانطور که نیاز داشت غذا بخورد و استراحت کند. درضمن، او در مقام پسر خدا، نیاز داشت به پدر مشارکت داشته باشد، همانگونه که در آسمان مشارکت داشت.
لذا وقتی عیسی دعا میکرد، واقعاً دعا میکرد. او با پدر خود که در آسمان بود، سخن میگفت.
تفاوت معنی کلمات «خدا» و «خداوند» چیست؟
بعضی گمان میبرند که کلمات خدا و خداوند یک معنی میدهند. اما باید دانست که کلمه خداوند در اصل بهمعنی ارباب و صاحب است. در ادبیات کلاسیک فارسی، کلمه خداوند در همین معنا بهکار رفته است.
خدا هم خدای ماست و هم خداوند ما. یعنی او هم خالق ماست و هم ارباب و صاحب و مولا و سَروَر ما.
در عهدجدید، عیسی مسیح، «خداوند» خوانده شده است. کاربرد این اصطلاح برای مسیح دو معنی میداده است. در وهله اول، همان معنی ارباب و مولا و سَروَر را ادا میکرده است. وقتی رسولان و سایرین او را خداوند صدا میکردند، در واقع او را پیشوا و سرور خود اعلام میکردند.
اما، در کابردِ خاصِ کلمه «خداوند» برای مسیح، این اصطلاح به الوهیت او نیز اشاره دارد. در این معنا، این اصطلاح او را «خدا» اعلام میدارد.
آیا مقوله «پسر خدا بودن» تعلیم ابداعی عیسی بود
علمای دینی یهود نیز در مقابل ادعاهای عیسی، همان مشکلی را داشتند که بسیاری از مردم در هر دورهای داشتهاند. آنان نمیتوانستند ادعاهای او را بپذیرند؛ میپنداشتند که عیسی انسانی است که ادعای خدایی میکند. وقتی عیسی به ایشان فرمود که «من و پدر یک هستیم»، ایشان قصد کردند که او را سنگسار کنند. عیسی از ایشان پرسید: «از جانب پدر خود بسیار کارهای نیک به شما نمودم. بهسبب کدامیک از آنها مرا سنگسار میکنید؟ یهودیان در جواب گفتند: بهسبب عمل نیک تو را سنگسار نمیکنیم، بلکه بهسبب کفر! زیرا تو انسان هستی و خود را خدا میخوانی!» (یوحنا ۱۰:30-33). طبق اناجیل، علت اصلی اعدام عیسی نیز همین ادعای او بود.
اما علمای یهود غافل بودند از اینکه درست عکس تصور آنان صادق است: عیسی انسانی نبود که ادعای خدایی میکرد، بلکه وجودی خدایی بود که انسان شده بود! نکته مهم اینجاست که سران یهود باور داشتند که مسیحای موعودشان وجودی الهی خواهد بود؛ اما مشکل آنان با عیسی این بود که ایشان او را آن مسیحای موعود نمیانگاشتند، چرا که انتظار ایشان این بود که مسیحای موعود با شکوه و جلال الهی و قدرتی حاکمانه بهناگاه در مقابل چشمان همه از آسمان نزول کند و قدرت حکومت روم را در هم بشکند و تمام جهان را تحت سلطه قوم یهود در آورد.
انتقال یک نوکیش مسیحی به بند ۳۵۰ اوین و بازداشت دو وب نگار مسیحی
منابع خبری از انتقال یک شهروند مسیحی به بند 350 زندان اوین جهت گذراندن محکومیت سه ساله خبر دادند. همزمان در ادامه موج جدید بازداشت فعالان سایبری و وب نگاران در ایران، دو وب نگار مسیحی نیز توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت شدند.
به گزارش « محبت نیوز» منابع حقوق بشری از انتقال یک شهروند مسیحی بنام رسول عبداللهی به بند 350 زندان اوین جهت گذراندن محکومیت سه ساله خبر دادند.
همزمان در ادامه موج جدید بازداشت فعالان سایبری و وب نگاران در ایران، دو وب نگار مسیحی توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت شدند. یک مقام ارشد قضایی جمهوری اسلامی نیز روز چهارشنبه 13 آذرماه اعلام کرد "با تلاش سازمان اطلاعات سپاه کرمان ۱۶ نفر از فعالان سایبری مرتبط با بیگانگان شناسایی شدند."
رسول عبداللهی، از شهروندان نوکیش مسیحی است که به اتهام "اجتماع و تبانی و تبلیغ برای مسیحیت" به سه سال حبس محکوم شده و جهت سپری کردن مدت زمان حبس خود روز دوشنبه 11 آذرماه 1392برابر با دوم دسامبر 2013 به بند 350 زندان اوین منتقل گردید.
رسول عبداللهی پیش از این نیز در یورش گسترده و سازمان یافته به مسیحیان ایران در آستانه سال نو میلادی ( 26 دسامبر 2010) 5 دی ماه 1389 توسط نیروهای اطلاعات و امنیتی در تهران بازداشت شد. این رویداد همچنین منجر به بازداشت دهها تن دیگر از نومسیحیان از جمله کشیش " فرشید فتحی " شد که نامبرده پس از گذراندن ۱۵ ماه بازداشت غیر قانونی در دی ماه سال 1390 ( ژانویه 2012) در دادگاه انقلاب اسلامی توسط قاضی صلواتی به تحمل شش سال زندان محکوم شد. وی در حال حاظر در بند 350 زندان اوین بسر می برد.
همزمان کمیته گزارشگران حقوق بشر گزارش داد که "کیاوش ستوده و جمشید جباری"، از فعالان سایبری و وب نگاران منتقد، روز دوشنبه 11 آذرماه 92 در مقابل دانشگاه کرمان توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و به محلی نامعلوم منتقل شدند.
هنوز از محل نگهداری، دلیل دستگیری و وضعیت بازداشت شدگان خبری منتشر نشده است.
منابع خبری از ارتباط این دو فعال سایبری را همزمان با نشر مطالب انتقادی، ارتباط با کلیساهای خانگی و تبلیغ مسیحیت گزارش داده اند.
اخیرن اخباری درباره موج جدید برخورد با فعالان فضای مجازی از سوی بخش سایبری سپاه منتشر شده بود و روز گذشته خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از بازداشت چند تن از فعالان سایبری به اتهام تبلیغ علیه اسلام و ارتباط با بیگانگان توسط سازمان اطلاعات سپاه خبر داده بود.
یک مقام امنیتی به خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران گفته بود که اتهام این افراد که در قالب یک شبکه پیچیده امنیتی- رسانهای فعالیت میکردند، ارتکاب جرایم سایبری، توهین به مقدسات و ارتباط با بیگانگان بوده است.
منابع خبری همچنین از تشدید و موج جدید فشار، احضار و بازداشت و بنگاران، دگراندیشان مذهبی، فعالان دانشجویی، و فعالان سیاسی در ایران خبر می دهند.
۱۳۹۲ آذر ۱۴, پنجشنبه
اینچنین است معنی پسر خدا بودن عیسی
عیسی مسیح از ازل بود؛ از زمانی که خدا بود، او نیز بود. او جزئی از وجود خدا است. نه اینکه دو خدا وجود داشته باشد؛ خدا واحد است و «پسر» در آغوش اوست. این «جزء از وجود خدا» برای زمانی از پدر جدا شد، انسان گردید، به زمین آمد، بر روی صلیب جان سپرد تا کفاره گناهان بشر را بپردازد، و در روز سوم زنده شد، و به آسمان به جایگاه ازلی و ابدی خود بازگشت، بهنزد خدای پدر.
مسیحیان یک انسان را به مقام خدایی نرساندهاند. این انسان با زندگی و تعالیم و معجزاتش نشان داد که همان کسی است که انبیای عهدعتیق وعدهاش را داده بودند، همان کسی که طبق پیشگوییها «سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و "خدای قدیر" خوانده خواهد شد» (اشعیا ۹:6).
حتی شاگردانش نیز از ابتدا به این حقیقت پی نبرده بودند. این امر بهتدریج بر آنها آشکار شد. عیسی بههنگام شام آخر، به شاگردانش فرمود: «از نزد پدر بیرون آمدم، و در جهان وارد شدم، و باز جهان را گذارده، نزد پدر میروم.» چون این را گفت، شاگردان شاد شده، گفتند: «هان، اکنون علانیه (یعنی آشکارا) سخن میگویی و هیچ مثل نمیگویی! الان دانستیم که همه چیز را میدانی … بدین جهت باور میکنیم از خدا بیرون آمدی!» (یوحنا ۱۶:28-30). یوحنای رسول که آیات فوق را در انجیلش نوشته است، در سالهای واپسین زندگانی، در رساله اول خود با اطمینان مینویسد: «ما دیدهایم و شهادت میدهیم که پدر پسر را فرستاد تا نجاتدهنده جهان بشود» (اول یوحنا ۴:1۴). هم او فصل اول همین رساله را چنین آغاز میکند: «آنچه از ابتدا بود، و آنچه شنیدهایم و بهچشم خود دیده، آنچه بر آن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد در باره کلمه حیات. و حیات ظاهر شد و آن را دیدهایم و شهادت میدهیم و به شما خبر میدهیم از حیات جاودانی که نزد پدر بود و بر ما ظاهر شد» (اول یوحنا ۱:1 و ۲).
آنچه در انجیل در باره شخصیت و هویت واقعی عیسی مسیح آمده، زاییده توهمات خود عیسی یا احساسات شاگردانش نبود. آنان عمیقاً متقاعد شده بودند که آنچه عیسی در مورد خود فرموده بود، حقیقت داشته است.
«و خدا گفت: روشنایی بشود…»
در فصل اول کتاب پیدایش، بههنگام شرح آفرینش جهان هستی، میبینیم که تمامی اجزاء عالم صرفاً با «گفتنِ» خدا خلق شد. خدا کلامی بر زبان آورد و پدیدهها آفریده شدند. اما واقعیت این است که این گفتن یا این کلام خدا، همان کلمهای است که «نزد خدا بود و خدا بود» (یوحنا ۱:1). طرح آفرینش را خدای پدر ریخت؛ پسر یگانه او این طرح را به اجرا در آورد.
از اینرو، یوحنای رسول در ادامه آیه نخست انجیلش میفرماید: «همه چیز بهواسطه او آفریده شد و بهغیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت» (یوحنا ۱:3). نویسنده رساله به عبرانیان نیز که قبلاً به آن اشاره کردیم، میفرماید: «خدا در ایام قدیم، در اوقات بسیار و به راههای مختلف بهوسیله پیامبران با پدران ما تکلم فرمود. ولی در این روزهای آخر، بهوسیله پسر خود با ما سخن گفته است. خدا این پسر را وارث کل کائنات گردانیده و بهوسیله او همه عالم هستی را آفریده است. آن پسر، فروغ جلال خدا و مظهر کامل وجود اوست، و کائنات را با کلام پر قدرت خود نگه میدارد» (عبرانیان ۱:1-3).
بدینسان، کلمه خدا نه فقط در مقطعی از زمان انسان شد تا نجاتدهنده بشریت گردد، بلکه هم او بود که از جانب خدای پدر، مجری طرح آفرینش بود. افزون بر این، هم اوست که تمام هستی را با کلام پر قدرت خود نگاه میدارد، یعنی عامل بقای حیات و عالم هستی است.
پرتو جلال خدا و مُهر دقیق وجود او
آیههایی در رساله به عبرانیان نیز روشنگر این موضوع میباشد. در آیات اولیه این رساله که یکی از کتب عهدجدید میباشد، چنین میخوانیم: «خدا در ایام قدیم، در اوقات بسیار و به راههای مختلف بهوسیله پیامبران با پدران ما تکلم فرمود. ولی در این روزهای آخر، بهوسیله پسر خود با ما سخن گفته است… آن پسر، فروغ جلال خدا و مظهر کامل وجود اوست…» (عبرانیان ۱:1و۳، ترجمه مژده برای عصرجدید).
خدا پیش از فرستادن پسرش، از طریق انبیا با بشر سخن میگفت؛ اما وقتی پسرش را فرستاد، بهگونهای مستقیم با انسان تکلم کرد، چرا که این پسر «فروغ جلال خدا و مظهر کامل وجود او» میباشد. برای درک مطلب، باید دو اصطلاح «فروغ جلال خدا» و «مظهر کامل وجود خدا» را توضیح دهیم.
عیسی «فروغ جلال خدا» بود؛ او پرتوِ خورشید تابناک خدای متعال میباشد. خورشید را چگونه میدیدیم اگر پرتو و اشعه و فروغ او به زمین نمیرسید؟ آیا پرتو خورشید از خود او جداست؟ آیا درخشش خورشید در پرتو و اشعه آن ظاهر نمیشود؟ آیا آن دو، گرچه از یکدیگر قابل تشخیصاند، اما از یک ذات نیستند؟
عیسی «مظهر کامل وجود خدا» بود. این عبارت در متن اصلی یونانی، بهطور دقیقتر چنین معنایی میدهد: «او مُهر دقیق وجود خدا بود.» در دوران باستان که امضا مرسوم نبود، افراد مهم انگشتری بر انگشت داشتند که مُهر ایشان بود و با آن اسناد رسمی را مهر میکردند. وقتی مُهر را روی موم فشار میدادند یا آن را بر روی کاغذ میزدند، تصویری عیناً مشابه مهر تولید میشد. عیسی مهر خداست و تصویر دقیق ذات و ماهیت او را منعکس میسازد.
اشتراک در:
پستها (Atom)