۱۳۹۲ آبان ۲۵, شنبه

پاسخ به مخالفان

دفاعیات مسیحی
مهران پورپشنگ

تا وقتی می گویی "نه، باور نمی کنم" هیچ اتفاقی نمی افتد. اگر ادیسون و گراهام بل هم این طرز تفکر را داشتند، معلوم نبود الان برق و تلفن داشتیم یا نه و ما هنوز در جایگاه مردمان قرن نوزدهم به سر می بردیم. انیشتین چنین گفت:"تا حرکتی انجام نگیرد، اتفاقی نمی افتد". به یاد داشته باش: داشتن نگرش منفی،سکون و شکست را تضمین می کند. سرعت نگرش بد، بیشتر از نگرش خوب است. برتری ادیسون و گراهام بل در دیدگاه و نگرش مثبت شان بود و نه استعداد آن ها. اساس مسیحیت بر نگرش مثبت (ایمان و اعتماد به خدا) می باشد.

ادعای مخالفان: نخستین پیشگویی خداوند در کتاب پیدایش به مسیح اشاره نمی کند (پیدایش فصل سوم آیه پانزدهم)

دفاعیات مسیحی
11/14/2013
23 آبان 1392
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
در کتاب پیدایش فصل سوم می خوانیم که شیطان به شکل ماری زیرک نزد حوا آمد و او را وسوسه کرد تا به نیکی خدا شک کند. حوا میوه را چید، خورد و به شوهرش داد. حوا بعد از آن که گناه کرد، آدم را نیز در این گناه سهیم نمود. بعد از این واقعه، به جای توبه و بازگشت به سوی خدا، آدم تقصیر را به گردن حوا انداخت. حوا هم تقصیر را به گردن مار انداخت. اما خدا از گناه نفرت دارد و گناهکاران را مجازات می کند. خدا به شیطان گفت:"بین تو و زن، و نیز بین نسل تو و نسل زن، خصومت می گذارم. نسل زن، سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنه وی را خواهی زد" (پیدایش فصل سوم آیه پانزدهم).
عبارت "تو پاشنه او را خواهی زد" به تلاش های مکرر شیطان برای شکست دادن مسیح اشاره دارد و عبارت "او سر تو را خواهد کوبید" شکست شیطان را به هنگام زنده شدن مسیح پیشگویی می کند. زخم روی پاشنه کشنده نیست، اما ضربه ای که بر سر وارد آید، مهلک و کشنده است. بدین ترتیب خدا نقشه خود را مبنی بر شکست شیطان و نجات دنیا توسط عیسی مسیح آشکار کرد.
اما مخالفان مسیحیت تفسیر دیگری دارند. آن ها ادعا می کنند که در آیه پانزدهم، ذکری از مسیح نشده است و این آیه به هاجر (کنیز و زن دوم ابراهیم) اشاره دارد. به عبارت دیگر، آن ها معتقدند که این پیشگویی در نسل اسماعیل تحقق یافته است.
در پاسخ باید گفت که همه پیامبران طبق روال طبیعت، از یک پدر و مادر به وجود آمده اند. اما در مورد عیسی چنین نبود. مادرش زمانی آبستن شد که هنوز باکره بود. تحقق پیدایش فصل سوم آیه پانزدهم در عیسی مسیح جامه عمل پوشید، چرا که او از "نسل زن" یعنی مریم باکره بود، نه از نسل هیچ مردی.
عیسی پدر بشری نداشت. زاده شدن او از یک دختر باکره، امری است کاملا منحصر به فرد در تاریخ بشری. بنابراین، اگر خدا انسان می شد، انتظار داشتیم که او به گونه ای منحصر به فرد وارد این جهان شود.
یکی از آیات کلیدی در این مورد، اشعیاء فصل هفتم آیه چهاردهم است:"خداوند به شما علامتی خواهد داد. آن علامت این است که باکره ای حامله شده، پسری به دنیا خواهد آورد".
اما اسماعیل دارای پدر بود. پدر او ابراهیم نام داشت. در کتاب مقدس می خوانیم:"اسماعیل پسر ابراهیم"... بنابراین، او چگونه می توانست از "نسل زن" باشد؟
طبق روایت تورات، وقتی ابراهیم از خدا درخواست کرد که "کاش اسماعیل در حضور تو زیست کند" (پیدایش فصل هفدهم آیه 18)، خدا در جواب او با تاکید می گوید:"در مورد اسماعیل تقاضای تو را اجابت نمودم و او را برکت خواهم داد، اما من عهد خود را با اسحاق و نسل وی "تا ابد" برقرار خواهم ساخت" (پیدایش فصل هفدهم آیات نوزدهم تا بیست و یکم).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

پاسخ به مخالفان

دفاعیات مسیحی
مهران پورپشنگ

خوشبختانه مسیحیان در زیر شریعت زندگی نمی کنند. مثلا در شریعت، زن حق طلاق نداشت. اما در عهد جدید زن هم می تواند در صورت خیانت همسر از او جدا شود (مرقس فصل دهم آیه دوازدهم). اما مسیح هدف خدا از ازدواج را مشخص کرد: خدا طلاق را در دوران شریعت به علت گناهکار بودن مردم، مجاز کرد. طلاق مورد تایید خدا نبود، بلکه فقط برای حمایت از شخص مظلوم در شرایط بد تعیین شده بود. مقصود اصلی خدا از ازدواج، اتحاد و یکدلی میان زن و شوهر بود. عیسی در تعالیم خود، کمال مطلوب خدا را برای امر ازدواج مورد تاکید قرار داد.

پاسخ به مخالفان

 دفاعیات مسیحی
مهران پورپشنگ

ایمانداران مسیحی دارای تجربه روحانی هستند. در مورد "تجربه روحانی" باید بگویم که لازمه مسیحیت است. "تجربه روحانی" درستی و صحت ادعاهای مسیحیان و کتاب مقدس را به اثبات می رساند. داشتن اعتقاد به خدا و انجام امور مذهبی، منتقدان و مخالفان خداوند را قانع نمی کند. حتی فرد معتقد به خدا را نیز دچار شک و تردید می سازد که آیا واقعا خدایی وجود دارد؟ آیا متن کتاب مقدس صد در صد درست است؟ آیا بعد از مرگ نزد خدا خواهم رفت؟ اطمینان از وجود خدا، نجات از قلمرو گناه و وضعیت شخص در ابدیت در ابهام است. اما "تجربه روحانی" جای هیچ شک و شبهه ای را باقی نمی گذارد. با وجود "تجربه روحانی" نیازی به توسل به زور و شمشیر برای گسترش مسیحیت نبود.

۱۳۹۲ آبان ۲۴, جمعه

خدا او را به‌غایت سرافراز نمود

        اما خدا او را در کام مرگ رها نکرد. طبق وعده‌ای که عیسی پیش از رنج و مرگش به شاگردانش داده بود، خدا او را در سومین روز پس از مرگش زنده کرد. او خود را زنده به تمامی شاگردان و پیروانش که شمارشان به حدود پانصد تن می‌رسید، ظاهر کرد. ایشان یقین حاصل کردند که او زنده شده و در نتیجه همان کسی است که ادعا می‌کرده‌، یعنی پسر یگانۀ خدای پدر.
             او چهل روز بعد از زنده شدنش‌، در مقابل چشمان شاگردانش به آسمان عروج فرمود تا روزی بار دیگر برای داوری جهان باز گردد.
             در آن روز، «به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است‌، خم شود، و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح‌، خداوند است برای تمجید خدای پدر.» او که برای مدتی بشر شد، اکنون در رفیع‌ترین مقام ممکن بالا برده شد!
             چه تناقضی‌! «آدم اول‌» کوشید خدا شود، اما به قعر تباهی سقوط کرد؛ «آدم دوم‌» که خدا بود، انسان شد، انسانی حقیر، اما خدا او را به قلۀ سربلندی بالا برد! این است پیام مسیحیت‌:‌ هر که خود را بزرگ پندارد، پست گردد، و هر که خود را فروتن سازد، سرافراز گردد!
             در آن روز، او ملکوت و حکومت جاودانی خدا را بر قرار خواهد ساخت و آسمان و زمین جدیدی به‌وجود خواهد آورد که در آن عدالت و صلح و صفا حکمفرما خواهد بود.
 آرمان رشدی 

خویشتن را تا به موت صلیب مطیع گردانید

  اما خالق عالم هستی‌، کسی که با خدا برابر بود، نه فقط در مقام انسانی فقیر و حقیر به این جهان آمد، بلکه حاضر شد برای شستشوی گناه بشر و کفاره کردنِ آن‌، بمیرد. اما باز نه هر نوع مرگی‌! او با شنیع‌ترین روش متداول آن روزگار اعدام شد:‌ با صلیب‌!
             در حکومت روم (که فلسطین نیز جزو مستعمرات آن بود)، صلیب خفت‌آورترین نوع اعدام بود. سیسِرون‌، مورخ رومی‌، صلیب را چنین توصیف می‌کند:‌ «صلیب بی‌رحمانه‌ترین و شرم‌آورترین نوع مجازات است‌! باشد که صلیب نه فقط از بدن هر تبعۀ روم‌، بلکه حتی نامش نیز از فکر و چشم و گوش او دور بماناد!»
             اما عیسی حاضر شد تا به‌نهایت خود را خوار سازد، هیچ شود، و چنین مرگ خفت‌آوری را بپذیرد. او به‌جای ما مجازات شد، گناهان ما را بر دوش خود گرفت‌، و کفارۀ تقصیرات ما را پرداخت‌. او مرگ خفت‌بار را پذیرفت تا ما حیات ابدی بیابیم‌.
 آرمان رشدی 

وضعیت نگران کننده "وحید حکانی" از نوکیشان مسیحی در بند

نوکیش مسیحی « وحید حکانی » که بهمراه تنی دیگر از نوکیشان مسیحی، در بند عبرت زندان عادل آباد شیراز دوران محکومیت خود را می گذراند به دلیل بیماری و شرایط نامساعد زندان، در وضعیت نگران کننده ای بسر می برد.

به گزارش « محبت نیوز» وحید حکانی از نوکیشان مسیحی شیراز است که چندی پیش به علت تشدید عارضه گوارشی و وخامت اوضاع جسمی در زندان عادل آباد به بیمارستان فقهی این شهر منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
وی که از سوی دادگاه انقلاب اسلامی شیراز به دلیل اعتقادات و باورهای مسیحی اش به 3 سال و هشت ماه زندان محکوم شده است  و در حال حاظر دوران محکومیت خود را سپری می کند، از بدو ورود به زندان از ناحیه معده دچار خونریزی خفیف بود، اما شرایط نامناسب بهداشتی، کمبود تغذیه و نداشتن فعالیت به علت قرنطینه بودن در بند عبرت زندان بیماری او تشدید شد.
نخستین دادگاه وحید به همراه تعداد دیگری از متهمان؛ "مجتبی سیدعلاالدین حسین"، "محمدرضا پرتویی (كوروش)"، "همایون شکوهی" و همسر ایشان خانم"فریبا ناظمیان" پس از گذشت بیش از 8 ماه از دستگیری این افراد در  24 مهر ماه 1391 در شعبه 3 دادگاه انقلاب اسلامی شیراز و به ریاست قاضی رشیدی برگزار شد. دومین دادگاه نیز در همین شعبه در 8 دی ماه 1391 برگزار گردید.
در طی این مدت حال وحید رو به وخامت می گذاشت. دوستان وی در داخل و خارج از زندان بارها وضعیت نامناسب جسمی او را به صورت کتبی و شفاهی به گوش مسئولین رساندند که با بی توجهی آنان روبه رو شد.
بر اساس این گزارش از بهمن ماه گذشته وضعیت دستگاه گوارش او آنقدر وخیم شد که گاهی هر2 روز تا 300 سی سی خون از دست می داد و وزنش به شدت کاهش یافته بود. در این مدت با وجود اینکه او حتی توان راه رفتن راه هم نداشت دو بار با دستبند و پا بند بهمراه سه یا چهار مامور به یک بیمارستان زیر نظر زندان منتقل شد. در یک مورد پس از ویزیت دکتر و تجویز نسخه، داروهای او پس از یک ماه اجازه یافت تا به داخل زندان فرستاده شود.
متاسفانه پزشک معتمد زندان به وحید خبر داد که وی علاوه بر خونریزی شدید معده دچار بیماری بواسیر و شقاق از نوع وخیم شده و باید هر چه سریعتر تحت عمل جراحی قرار گیرد. در این فاصله بیماری معده او به ناحیه روده نیز سرایت کرده بود و بر امراضی که این نوکیش با آن دسته و پنجه نرم می کرد اضافه شد. با این وجود قاضی پرونده اعلام کرد که چون هنوز حکم نهایی صادر نشده اجازه درمان خارج از زندان نیست.
شدت بیماری و وضعیت جسمانی وی به حدی بوده که پیش از این نیز خبری از وخامت حال جسمانی این نوکیش زندانی مسیحی نیز منتشرشد و بسیاری از فعالان مسیحی و سازمانهای حقوق بشر نیز نسبت به وضعیت این زندانی مسیحی ابراز نگرانی کردند.
در نهایت با پیگیری های انجام شده موافقت شد که وی به شرط سپردن وثیقه به بیمارستان «فقیهی» شیراز منتقل شود و پس از آن نیز تحت عمل جراحی قرار گرفت. پرونده او نیز به دادگاه تجدید نظر (شعبه 16 دادگاه شهرداری) ارسال شد و احتمال می رود به دلیل شرایط خاص جسمی مرخصی او تمدید شود. طبق مجوز دادگاه وی در حال حاضر با وثیقه 200 میلیون تومانی جهت مداوا در مرخصی دوماهه بسر می برد.
همچنین خبر رسیده که دادگاه انقلاب شیراز در اقدامی خلاف قانون به وحید حکانی اعلام کرده است که این مرخصی جزو مدت محکومیت وی محاسبه نشده و وی باید این مدت را در ادامه محکومیت خود سپری کند.
بر اساس این گزارش وحید به دلیل شرایط ویژه ای که دارد در بیرون از بیمارستان توسط دوستان و دیگر ایمانداران مراقبت میگردد.
گفتنی است روز شنبه 20 مهرماه 1392 برابر با (12 اکتبر 2013)، دادگاه تجدید نظرِ شعبه 15 دادگستری استان فارس ( شهر شیراز ) مجموعن حکم 20 سال حبس برای وی و پنج تن از دیگر نوکیشان مسیحی ساکن شیراز را مورد تائید قرار داد. این دادگاه همچنین اتهام این افراد را شركت در جلسات کلیسایی خانگی، تبلیغ و ترویج مسیحیت، ارتباط با سازمان‌های مسیحی در خارج از کشور، تبلیغ علیه نظام و برهم زدن امنیت ملی اعلام کرد .
.