۱۳۹۲ مهر ۲۴, چهارشنبه

آغاز نهضت پروتستان- مارتین لوتر

وضیعت کلیسای کاتولیک در اواخر قرون وسطی

در اواخر قرون وسطی و پیش از آنکه مارتین لوتر اعتراضات خود را عنوان کند، این کلیسا به شکلی در آمده بود که به زحمت می‌شد در آن، اثری از الگوی عهدجدید برای اعتقادات و عبادات یافت. تشکیلات عریض و طویل دربار پاپها، سلطه آنان بر پادشاهان کشورهای اروپایی، ثروت دربار پاپ که از راه اخذ مالیات‌های سنگین از کشورهای اروپایی حاصل می‌شد، فساد اخلاقی اسقفان و کشیشان که علناً معشوقه نگه می‌داشتند، فساد اداری نظام کلیسایی که باعث می‌شد مقامات کلیسایی علناً خرید و فروش شود، توجه به ظواهر آیینها و خالی کردن آنها از ایمانی قلبی و صادقانه، سلطه و اِعمال قدرت کشیشان بر مسیحیان به‌واسطه منحصر کردن خدمات کلیسایی به خود، و نظایر اینها، مسیحیت را از شکل اصلی‌اش خارج ساخته بود. فقط اسقفان و کشیشان می‌توانستند با دعای خود، عشاء ربانی را تقدیس کنند و به‌عنوان بدن و خون واقعی مسیح به مسیحیان بدهند. شرکت در این آیین بود که می‌توانست روح مسیحیان را از عذاب دوزخ نجات دهد. کشیش این اختیار را داشت که کسانی را از عشاء ربانی محروم کند و به این وسیله، روح او را محکوم به عذاب جهنم سازد. این امر به کلیسا اختیار و اقتداری جادویی می‌بخشید. گویی کلیسا بر سرنوشت ابدی مسیحیان اختیار و قدرت دارد. جان و مال مردم اروپا در دست کلیسا بود.

کشیشان معترض

مارتین لوتر نخستین کشیشی نبود که به چنین نظامی غیرکتاب‌مقدسی اعتراض کرد. در این میان کشیشان و روحانیونی بودند که ایمان صادقانه و تقدس را حفظ کرده، آن را به مردم تعلیم می‌دادند. اما اشکال کار از سر ماهی بود، نه از دُمش! عده‌ای از کشیشان معترض یا در صومعه‌ها ترک دنیا اختیار می‌کردند، یا در اثر اعتراضات سازش‌ناپذیر خود، از سوی دربار پاپ محکوم به مرگ می‌شدند که از آن جمله‌اند جان ویکلیف انگلیسی (۱۳۳۰-‏۱۳۸۴)، یان هُوس اهل چک (۱۳۷۲-‏۱۴۱۵)، و ویلیام تیندِیل (۱۴۹۴-‏۱۵۳۶).

ظهور مارتین لوتر

در چنین اوضاع و احوالی بود که مارتین لوتر در شهر کوچک آیزِلْبن آلمان در سال ۱۴۸۳ چشم به جهان گشود. او پس از طی تحصیلات دانشگاهی، در سال ۱۵۰۷ به سلک کشیشان کاتولیک پیوست و بلافاصله به تدریس الهیات در دانشگاههای آلمان پرداخت. او به زبانهای لاتین و یونانی و عبری تسلط یافته بود. در سال ۱۵۱۰ و ۱۵۱۱ برای رسیدگی به برخی امور مذهبی، به روم سفر کرد و با مشاهده جلال و جبروت دربار پاپ و انحطاط اخلاقی و اداری آنجا منقلب و دلزده شد. در همین سال بود که او دکترای الهیات خود را از دانشگاه ویتن‌برگ دریافت داشت. لوتر در حین تدریس الهیات و کتاب‌مقدس در دانشگاهها، در اثر تحقیق و تدریس رسالات رومیان و غلاطیان، به‌تدریج به این نتیجه رسید که نجات تنها به‌واسطه ایمان به عیسی مسیح میسر است، نه به‌واسطه اجرای آیین‌های مقدس، آنگونه که کلیسای کاتولیک تعلیم می‌داد. همچنین او به این نتیجه رسید که یگانه مرجعی که اصول اعتقادات و عبادات و روش زندگی مسیحی را تعیین می‌کند، کتاب‌مقدس است و بس. در اینجا بود که روح منقلب او آرامش نجات را دریافت داشت. در حین این سالهای تنویر، لوتر هوادارانی در میان اساتید دانشگاه و کشیشان پیدا کرد.

نخستین جرقه

اما در سال ۱۵۱۷ اتفاقی افتاد که همچون جرقه‌ای بود بر مخزن بنزین. ماجرا به‌طور خلاصه از این قرار بود که اسقف یکی از مناطق آلمان می‌خواست به مقام اسقفی منطقه مجاور نیز برسد. اما این کار از نظر قانون کلیسا ممنوع بود، مگر آنکه پاپ رضایت دهد. پاپ نیز برای موافقت با این امر، مبلغ کلانی پول مطالبه می‌کرد تا صرف هزینه‌های بنای کلیسای سنت پیتر بسازد که امروز نیز در واتیکان موجود است. پاپ به‌منظور آنکه به آن اسقف کمک کرده باشد، به او اجازه داد که اسنادی را به فروش برساند به‌نام مغفرت‌نامه. همانطور که قبلاً گفتیم، یکی از آیینهای کلیسای کاتولیک، آیین توبه است. در آیین توبه، کشیش پس از شنیدن اعتراف به گناه فرد، و پیش از ادای فرمول آمرزش، می‌تواند از فرد بخواهد که صدقه‌ای به فقرا بدهد یا روزه بگیرد یا کار خاصی انجام دهد. طبق این آیین و مطابق تجویز پاپ، اسقف مورد بحث مجاز شد که در ازای ادای فرمول آمرزش، مغفرت‌نامه‌ای به فرد بفروشد. این مغفرت‌نامه، شخص را مطمئن می‌ساخت که گناهانش نه فقط در این دنیا، بلکه در آخرت نیز آمرزیده شده است. شخص حتی می‌توانست برای بستگان متوفای خود نیز مغفرت‌نامه بخرد تا مدت اقامت آنان را در برزخ، میلیونها سال کوتاه کند! بهای این مغفرت‌نامه‌ها بستگی به میزان ثروت فرد داشت. مستمندان بهایی نمی‌پرداختند.
در تاریخ ۳۱ اکتبر سال ۱۵۱۷، لوتر در اعتراض به چنین اقدامی، بیانیه‌ای شامل نود و پنج ماده نوشت و آن را بر سردر کلیسای قصر ویتن‌برگ نصب کرد. این اعتراض لوتر صرفاً بر علیه سوء استفاده از نظام مغفرت‌نامه‌ها بود. اما بین سالهای ۱۵۱۸ تا ۱۵۲۱ لوتر متقاعد شد که تنها راه برای تحول و اصلاح نظام کلیسایی، جدایی از روم و نظام کلیسایی آن است.
مقامات مختلف کلیسایی کوشیدند لوتر را از عقایدش بر گردانند یا او را خاموش سازند. به این منظور، شوراهای مختلفی تشکیل دادند. اما لوتر شجاعانه در تمام آنها شرکت کرد و می‌گفت که یگانه مرجع قابل قبول برای او، کتاب‌مقدس است؛ هر چه که بر اساس کتاب‌مقدس قابل اثبات نباشد، از نظر او خارج دین است.

چکیده عقاید لوتر

عقاید و نظرات لوتر از طریق موعظه‌ها و نوشته‌های او خیلی سریع در میان مردم آلمان محبوبیت یافت و زمینه را برای جدایی کامل پیروان لوتر از کلیسای کاتولیک فراهم ساخت. او پایه‌های اساسی مذهب کاتولیک را رد کرد. طبق عقاید او، پاپ فاقد قدرت و اختیار بر زندگی روحانی و دنیایی مسیحیان بود و نمی‌بایست در امور سیاسی و اجتماعی کشورها دخالت کند؛ او فقط کتاب‌مقدس را حاکم بر حیات مسیحیان و کلیسا می‌دانست. او بر اساس عهدجدید اعتقاد داشت که همه ایمانداران کاهنان مسیح هستند و می‌توانند خودشان خادمین خود را تعیین کنند. هر ایمانداری حق دارد کتاب‌مقدس را بخواند و درک کند و آن را تفسیر نماید. او هسته مرکزی مذهب کاتولیک را که همانا هفت آیین مقدس باشد رد کرد و فقط قائل به دو آیین بود، یعنی غسل تعمید و عشاء ربانی، تنها آیینهایی که در عهدجدید تصریح شده است. بااینحال، لوتر و یارانش به اعتقادنامه‌های کلیسای اولیه که بین سالهای ۳۲۵ تا ۴۵۱ میلادی تدوین شده بود پایبند بودند.
از میان خدمات لوتر باید به نخستین ترجمه تمام کتاب‌مقدس از زبانهای اصلی به زبان آلمانی اشاره کرد. این  امر باعث شد که زبان و دستور زبان آلمانی تثبیت شود. این ترجمه هنوز نیز در کشورهای آلمانی زبان کاربرد و اعتبار دارد. او با نظام رهبانیت مخالف بود و راهب‌ها و راهبه‌ها را تشویق می‌کرد که عهد خود را بشکنند و ازدواج کنند.

عقاید و عبادات کلیسای لوتری

لوتر برای کلیسای نوبنیاد خود آیینهای مشخصی تهیه کرد که در ظاهر چندان تفاوتی با کلیسای کاتولیک ندارد، با این تفاوت که مریم مورد تکریم قرار نمی‌گیرد و عناصر عشاء ربانی، یعنی نان و شراب، تغییر ماهیت نمی‌دهند بلکه فقط ماهیت بدن و خون مسیح را بر خود حمل می‌کنند و به این ترتیب، مسیحیان واقعاً در بدن و خون مسیح شریک می‌شوند. کلیساهای لوتری دارای سلسله مراتب اسقفان و کشیشان و شماسان می‌باشند. کلیساهای لوتری در این امر با سایر کلیساهای پروتستان که پیرو نظرات ژان کالوَن هستند، تفاوت دارند (در این مورد در فصل‌های بعدی توضیح خواهیم داد). در کلیساهای لوتری، نوزادان را تعمید می‌دهند و در سنین بالاتر به عضویت کلیسا تأئید می‌شوند.
کلیساهای لوتری امروزه عمدتاً در کشورهای آلمان و اسکاندیناوی رواج دارند، هر چند که تقریباً در هر کشوری کلیساهای لوتری یافت می‌شود. در میان کلیساهای پروتستان، کلیسای لوتری نسبت به بقیه، به‌لحاظ اصول اعتقادات و آیینهای عبادی، کمتر از کلیسای کاتولیک فاصله گرفت.

علل توفیق لوتر

حال ممکن است این سؤال پیش آید که چرا معترضین پیش از لوتر یا سکوت اختیار کردند یا محکوم به مرگ شدند، حال آنکه لوتر در عنوان کردن و تثبیت اعتراض خود و ترویج عقاید خویش، علی‌رغم مخالفت‌های شدید نه فقط کشته نشد، بلکه توفیق هم یافت.
این امر علل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی متعددی دارد که تشریح آنها از مجال ما خارج است. در اینجا فقط به آنها اشاره می‌کنیم.
جامعه اروپا در اثر تماس با فرهنگ شرقی-اسلامی، به‌دنبال جنگهای صلیبی، روح جدیدی یافته بود. توجه به زبان یونانی که زبان کلاسیک قدیم به‌شمار می‌آمد و نیز به هنر باستانی یونان و فلسفه آن، تفکر اروپا را متحول کرده بود. همین امر باعث شده بود که عده‌ای از کشیشان متفکر به مطالعه کتاب‌مقدس به زبانهای اصلی (عبری و یونانی) علاقه نشان دهند. این امر خون تازه‌ای به بدن فرسوده مسیحیت قرون وسطی وارد کرد و باعث شد که تعالیم عهدجدید مورد توجه بسیار قرار گیرد. مارتین لوتر تحت تأثیر همین امر، کتاب‌مقدس را برای نخستین بار از زبانهای اصلی به آلمانی ترجمه کرد.
وضع اقتصادی جامعه در اثر پیدایی طبقه متوسط متشکل از بازرگانان متحول شده بود و نظام ارباب و رعیتی ضربه شدیدی خورده بود. ثروت جدیدی در اثر این تجارت‌ها وارد اروپا گردیده بود. کشف قاره آمریکا و ثروت ناشی از آن برای اروپاییان را نباید فراموش کرد.
حکومت‌های محلی و ملی قدرت گرفته بودند و مایل بودند به نحوی از سلطه سیاسی پاپها خارج شوند. عقاید جدید لوتر مبنی بر رد سیطره پاپ، بهانه لازم را به حکام محلی آلمان، و بعد سایر کشورها داد. همین حکام بودند که لوتر را مورد پشتیبانی سیاسی و نظامی خود قرار دادند و مانع کشته شدن او شدند.
و بالاخره، نباید از نظر دور داشت که اختراح دستگاه چاپ سبب شده بود که مردم بتوانند راحت‌تر و ارزانتر به کتاب دسترسی داشته باشند و این امر تحولی در سطح سواد جامعه و معلومات عمومی ایجاد کرد.
این علل که به‌شکلی اجمالی و گذرا مورد اشاره قرار گرفت، همگی در توفیق لوتر دخیل بودند.

معنی اصطلاح ”پروتستان“

استقرار کلیسای لوتری در آلمان بدون درگیری و جنگ صورت نگرفت. هنوز بسیاری از استانهای آلمان به مذهب کاتولیک وفادار مانده بودند. شوراهایی برای رفع اختلاف تشکیل شد. در شورایی به‌سال ۱۵۲۶ متشکل از نمایندگان استانهای مختلف، تصویب شد که حاکم هر استان می‌تواند تصمیم بگیرد که منطقه تحت نفوذش پیرو مذهب کاتولیک باشد یا کلیسای لوتری. اما این تصمیم در شورای دیگری به‌سال ۱۵۲۹ لغو شد و کاتولیکها موفق شدند به تصویب برسانند که آلمان کشوری است کاتولیک. در این شورا، شش حاکم مناطق لوتری و نمایندگان چهارده شهر مستقل، ”اعتراضی“ به این مصوبه قرائت کردند. به این شکل بود که در سال ۱۵۲۹، برای نخستین بار، پیروان لوتر و نهضت او ”پروتستان“ خوانده شدند، یعنی ”اعتراض‌کنندگان“. کلیسای لوتری نخستین کلیسای پروتستان است.

بازتابهای اقدام لوتر

اقدام لوتر و توفیق او در گسترش آراء و عقاید خود و بیرون آمدن او و پیروانش از حاکمیت کلیسای کاتولیک روم، جرقه‌ای بس نیرومند بر انبار باروتِ آماده‌به‌انفجار مسیحیت اواخر قرون وسطی افکند. مدت کوتاهی از نهضت لوتر نگذشته بود که در سرزمینهای مختلف اروپایی، عَلَم مخالفت با حاکمیت مذهبی روم بر پا شد و افراد مختلف در نقاط مختلف، به اظهار و ابراز عقاید و برداشتهای متفاوت خود از مسیحیت پرداختند.
علت این امر روشن است. رُنسانس و جو اندیشه آزاد که در این دوره بر اروپا حاکم بود، مساعدکننده آزاداندیشی در همه زمینه‌ها بود، از جمله در مذهب. هدف مارتین لوتر این نبود که کلیسای کاتولیک را از بن ریشه‌کن سازد و فرقه‌ای نو بنا کند؛ او صرفاً خواستار اصلاحاتی در کلیسای کاتولیک بود. اگر کلیسای کاتولیک در آن روزگار، انعطافی در مقابل نظرات لوتر و سایر کشیشانی که چندصد سال بود خواستار اصلاحاتی در برخی روشها و نحوه اداره کلیسا بودند نشان می‌داد، شاید امروزه وضع به‌گونه‌ای دیگر می‌بود و شاهد چنین تنوع حیرت‌انگیزی در مسیحیتِ پروتستان نمی‌بودیم.
یکی از شعارهای مهم لوتر این بود که هر کس می‌تواند کتاب‌مقدس را به زبان مادری خود بخواند و آن را درک و تفسیر کند. به همین علت بود که او برای نخستین بار، کتاب‌مقدس را از زبانهای اصلی به زبان آلمانی ترجمه کرد. با اینکه لوتر خود معتقد به این اصل بود، اما خود برای پیروان خود دست به تدوین اعتقادنامه‌ای زد که هم شامل اصول اعتقادات بود و هم آیینهای نیایش. حال شاید کسی بپرسد: ”اگر «همه» حق خواندن و تفسیر کتاب‌مقدس را دارند، چرا رهبری، هر چقدر هم دانشمند و آگاه، مانند لوتر، باید از طرف دیگران، دست به تفسیر کتاب‌مقدس بزند تا پیروانش از آن تبعیت کنند؟ چرا این امر را نباید بر عهده تک‌تک مسیحیان گذاشت؟“ سؤالی است بجا که بنده پاسخ آن را نیافته‌ام.
اما گویا عده‌ای دیگر پاسخ آن را یافتند و هنوز نیز می‌یابند. از نهضت لوتر چند سالی نگذشته بود که در کشورهای دیگر اروپایی، گروههای مختلفی از مسیحیان از کلیسای کاتولیک روم بریدند و به رهبران و اندیشمندان مختلف مسیحی پیوستند. چنین اندیشمندانی دقیقاً از شعار لوتر پیروی کردند که ”هر کس“ می‌تواند کتاب‌مقدس را بخواند و تفسیر کند. اگر لوتر توانست، چرا دیگران نتوانند؟ لذا هنوز نهضت لوتر در آلمان داغ بود که اندیشمندان بزرگ دیگری در کشورهای دیگر، اصول اعتقادات و شیوه اداره کلیسایی را به‌شکلی دیگر تدوین کردند، به شکلی که  شباهتی به نهضت لوتر نداشت. اما همه ادعا داشتند که عقایدشان ”عیناً“ بر اساس کتاب‌مقدس است.
برجسته‌ترین چهره‌ای که در این سالها وارد میدان شد، متفکری بود فرانسوی به نام ژان کالوَن که در زبان انگلیسی به جان کالوین معروف است. او اصولی برای اعتقادات تدوین کرد که بعدها مورد پذیرش کلیساهای باپتیست و انگلیکن قرار گرفت. در واقع، اغراق نیست اگر بگوییم که ۹۰٪ پروتستانهای جهان، پیرو نظرات کالوَن هستند. درضمن، اصول اعتقادی او و روشی که او برای کلیسا ارائه داد، اساس پیدایی کلیساهای پرزبیتری را گذارد.

”چتر“ پروتستان

در مقابل وحدت و یکپارچگی کلیساهای کاتولیک در سراسر جهان، مذهب پروتستان به چتری می‌مانـَد که عقاید و شیوه‌های بس متفاوت را در خود جای داده است. یا می‌توان آن را به طیفی تشبیه کرد که در یک سر آن، کلیساهایی نه چندان متفاوت با کلیسای کاتولیک وجود دارد (کلیساهای لوتری و انگلیکن)، و در سر دیگرش، کلیساهایی که به هیچ عقیده و شیوه سنتی پایبند نیستند و خود را مسیحیان آزاد یا بین‌الفرقه‌ای یا غیر فرقه‌ای یا کریزماتیک به‌ حساب می‌آورند و هیچیک به دیگری شباهتی ندارد! ما در این مجموعه، از یک سر طیف شروع کردیم (کلیسای لوتری) و کمی جلوتر که برویم، احوال کلیسای پرزبیتری (Presbytery) را بررسی خواهیم کرد. سپس به بحث در باره کلیسای انگلیکن (Anglican) خواهیم پرداخت که در میان مسیحیان ایران، به کلیسای اسقفی شهرت دارد. پس از آن، به بررسی آراء کلیساهای دیگر مبادرت خواهیم ورزید.
در اینجا لازم است این نکته ذکر شود که طبق مشاهدات شخصی نگارنده، بسیاری از مسیحیان ایرانی، خاصه در اروپا و نیز در آمریکا، وابسته به کلیساهای آزاد هستند و شناخت درستی از فرقه‌ها و شاخه‌های اصلی مذهب پروتستان ندارند. در طی بحث‌های گروهی و گفتگوهای شخصی نگارنده با اعضای این کلیساها، مشاهده شده است که این افراد بر این باورند که تمام پروتستانهای جهان مانند خودشان می‌باشند، و مثلاً وقتی می‌شنوند که بسیاری از پروتستانها نوزادان یا خردسالان را تعمید می‌دهند، تعجب می‌کنند. به همین دلیل است که ما نخست به بحث در باره همین شاخه‌های اصلی و سنتی مذهب پروتستان می‌پردازیم و در آخر، به سرِ دیگر طیف خواهیم رسید و در باره کلیساهای پنطیکاستی و کلیساهای کریزماتیک و کلیساهای آزاد بحث خواهیم کرد.
اما در تمام این بحث‌ها، لازم است دائماً این نکته مد نظر باشد که مذهب پروتستان یک ”چتر“ است با افراد متفاوت و متعدد زیر آن. وجه مشترک افراد زیر این چتر دو عقیده بسیار مهم است: یکی مرجعیت مطلق کتاب‌مقدس و دیگری عادل‌شمردگی تنها به‌واسطه ایمان به مسیح. اما جدا از این دو وجه مشترک، اختلافات چشمگیری در فروع میان آنان وجود دارد، طوری که یک پروتستان می‌تواند به پروتستانی دیگر بگوید: ”اگر من پروتستانم، پس تو چه هستی؟!“ یا: ”اگر تو پروتستانی، پس من چه هستم؟!“
آرمان رشدی

آیا پیامبران هم گناه می‌کنند؟

این سؤالی است که برای بسیاری از هموطنان ما که بدون آگاهی قبلی، دست به مطالعۀ کتاب‌مقدس می‌زنند، مطرح می‌شود. آیا پیامبران هم گناه می‌کنند؟ این دست از افراد با جهان‌بینی اسلامی‌ای که دارند، معتقدند که پیامبران مصون از خطا و معصوم‌اند، در حالی که طبق جهان‌بینی کتاب‌مقدس چنین چیزی مطرح نیست. می‌پرسند چرا در کتاب‌مقدس آمده که «پیامبرانی» نظیر هارون و لوط و داوود و سلیمان گناهان فجیعی مرتکب شدند؟ در این مقالۀ کوتاه، در این زمینه بحث خواهیم کرد و جهان‌بینی کتاب‌مقدس را مطرح خواهیم نمود.
نخست و پیش از هر چیز باید توجه داشته باشیم که طبق تعلیم کتاب‌مقدس، هر موجود بشری که از نسل آدم و حوا هستند، چه به‌لحاظ ارثی و چه به‌لحاظ ارتکابی، گناهکار هستند، حتی اگر به پیامبری هم مبعوث شده باشند. در جهان‌بینی کتاب‌مقدس، هیچ بشری از نسل آدم و حوا معصوم نیست. در این میان، تنها عیسی مسیح معصوم و مصون از گناه بود، چرا که او از نسل آدم و حوا نبود، بلکه نطفۀ او را خدا در رحم مریم مقدس قرار داد. به بیانی، او خلقت دوم خدا بود. از این رو است که پولس رسول، او را «آدم آخر» و «انسان دوم» می‌نامد (اول قرنتیان ۱۵:‏۴۵ و ۴۷). به همین دلیل است که پولس رسول در بحثی مفصل در فصل‌های اول تا سوم رساله به رومیان، همۀ انسان‌ها را گرفتار گناه به‌شمار می‌آورد و در آخر می‌فرماید: «همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه می‌آیند.» (رومیان ۳:‏۲۳). همۀ انسان‌ها، از جمله انبیا و مردان بزرگ خدا، نیاز به فیض نجات‌بخش خدا در عیسی مسیح دارند.
دوم، باید توجه داشت که کتاب‌مقدس داستان قوم اسرائیل است. در نتیجه، تمام انبیایی که ذکر آنان را شنیده‌ایم و نزد ما معروف می‌باشند، جزو این قوم می‌باشند و باید جایگاه آنان را در این چارچوب، بر اساس کتاب‌مقدس، تشخیص داد. آنها هیچ یک، به جز حضرت موسی، پیامبر به معنی واقعی کلمه نبودند. برای مثال، لوط در کتاب‌مقدس، پیامبر نیست. او صرفاً برادرزادۀ حضرت ابراهیم بود که از قضا سکونت در شهری فاسد را به زندگی مشترک با عموی خود ترجیح داد. اگر ذکری از او در کتاب‌مقدس آمده، به این دلیل است که از او دو نسل به‌وجود آمد که هر دو دشمنان قسم‌خوردۀ قوم اسرائیل بودند. یا مثلاً هارون شخصاً نبی نبود. او برادر موسی و معاون او بود. داوود و سلیمان در وهلۀ اول، پادشاهان اسرائیل بودند نه پیامبر قومی خاص. کتاب‌مقدس به‌صراحت به فراز و نشیبهای روحانی زندگی ایشان اشاره می‌کند.
سوم آنکه کتاب‌مقدس هیچ انسانی را با عینک آرمان‌گرایانه نگاه نمی‌کند. همۀ انسان‌ها صرف نظر از مقام روحانی خود، بشر هستند و جایزالخطا. هیچ انسانی معصوم نیست، حتی انبیای کتاب‌مقدس، به‌جز عیسی مسیح، آن هم بنا به دلیلی که در بالا به آن اشاره کردیم. کتاب‌مقدس دیدی واقع‌بینانه به انسان دارد، نه دیدی ایده‌آلی. لذا جای تعجب نیست که می‌بینیم کتاب‌مقدس هم به نقاط قوت اینان اشاره می‌کند و هم به نقاط ضعفشان. همۀ ما نیاز داریم فیض خدا را در خداوندگار ما عیسی مسیح دریافت کنیم و رستگار گردیم.
آرمان رشدی

ادعای مخالفان: مسیحیت ماهیت شیطانی دارد!

Christian Apologetics دفاعیات مسیحی 10/16/2013
24 مهر 1392

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

هنگامی که ایمانداران مسیحی از معجزات و کارهای برجسته خداوند در زندگی خویش سخن می گویند، مخالفان مسیحیت این رویدادهای شگفت انگیز را به عملکرد شیطان نسبت می دهند. اما قرائن و شواهد ادعای مخالفان را تایید نمی کند:

یک. اگر شیطان رهبر مسیحیان بود، ایمانداران مسیحی اکنون جنایتکار، تروریست، جنگجو، مستبد، معتاد، زناکار، خرافی... بودند. پولس رسول در نامه خود به غلاطیان چنین نوشت:"هنگامی که از امیال و خواسته های نادرست خود پیروی می کنید، این گناهان وارد زندگی شما می شوند: زنا و انحرافات جنسی، بی عفتی، بت پرستی، جادوگری، احضار روح، دشمنی و دو به هم زنی، کینه توزی، خشم، خود خواهی و نفع طلبی، شکایت و بهانه جویی، باند بازی، حسادت، قتل، مستی، عیاشی و چیزهایی از این قبیل" (غلاطیان فصل پنجم آیات نوزدهم تا بیست و یکم). درخت را از میوه اش می شناسند.
دو. شیطان پرستان همواره مسیح و مسیحیت را دشمن خود قلمداد می کنند. چگونه ممکن است که شیطان و پیروانش به نفع مسیحیت اقدام کنند؟
سه. در قرن اول میلادی هیچ گونه مدرک و گزارشی مبنی بر نبرد مسلحانه مسیحیان جهت توسعه و گسترش مسیحیت وجود ندارد.
چهار. بعد از نافرمانی آدم و حوا از خدا، تکبر، کینه، حسادت، خشم، نفرت و بالاخره ارتکاب به قتل در قائن (فرزند آدم و حوا) شکل گرفت. گناه عواقب و پیامد وحشتناک دارد.
پنج. مسیحیان که در گذشته افراد گناهکار و منفی بوده اند، اکنون به اشخاص مثبت و مفید تبدیل شده اند و عاشق خداوند هستند. آیا باور می کنید که شیطان مردم را به خدا علاقمند کند؟
شش. کتاب مقدس تعلیم می دهد که شیطان به ایمانداران مسیحی تهمت می زند و تمام کوشش خود را به کار می بندد تا آن ها را از پیروی خدا منصرف کند.

هفت. اگر فیلم های مستند مراسم شیطان پرستی را تماشا کنید، حضور وحشتناک روح ضد خدا را کاملا احساس می کنید، به طوری که تا چند روز بعد از تماشای آن فیلم مستند، احساس بدی شما را آزار می دهد. بنابراین، چگونه این روح می تواند دشمن را ببخشد و در مردم تغییر و تحول مثبت و مفید ایجاد کند؟
هشت. آیا عقاید خرافی و دروغ، قادر به معجزه و تغییر و تحول مثبت می باشد؟
نه. علت دیگر این اتهام، عدم شناخت مخالفان از شیطان است. آن ها تصور می کنند که قدرت شیطان و خدا برابر است و یا خدا کنترل ناقصی بر امور دنیا دارد و لذا شیطان با اقتدار و اختیار تام عمل می کند. اما از کتاب مقدس نه فقط می آموزیم که شیطان زنده و سرحال است، بلکه هم چنین به این واقعیت پی می بریم که او تحت کنترل خداوند است. برای مثال، شیطان قبل از آن که به ایوب لطمه ای بزند، از خدا کسب اجازه کرد. بنابراین، این سئوال مطرح می شود که آیا خدا اجازه می دهد شیطان دست به معجزه بزند؟
ده. شیطان توسط قدرت خدادادی، قادر به معجزه نیز می باشد. اما در کتاب مقدس به معدود معجزات شیطان برمی خوریم. اوج معجزات شیطانی در زمان حکومت دجال تحقق می یابند. ازاینرو، درمی یابیم که معجزات شیطان در موارد اندک و آن هم به منظور اجرای هدف خاص می باشد. اگر خدا اجازه می داد تا هر روز به تعداد بی شمار شیطان معجزاتی را انجام دهد، امروزه تعداد خدا باوران بسیار اندک بود. خداوند نه فقط امور جهان را در اختیار دارد، بلکه مانع از کارهای خطرناک و شگفت انگیز شیطان هم می شود. با این توصیف، مخالفان مسیحیت ادعای متفاوتی دارند. باید از آن ها پرسید که آیا از نزدیک معجزات شیطان را دیده اند و یا به روایات مشکوک و غیر تاریخی اعتقاد دارند.

یازده. ذات شیطان اخلاق گرا نیست، و در نتیجه نمی تواند شخص منفی را به فرد مثبت و مفید تبدیل کند. در شیطان هیچ گونه نیکویی ساکن نیست. همه می دانند که دروغ و فریب قادر به تغییر و تحول عمیق روحانی نمی باشد. چگونه ایماندار مسیحی می تواند با قدرت شیطان، دشمن خود را ببخشد و آرامش و صبر الهی را در زندگی خود مشاهده کند؟ کسی که از شیطان پیروی می کند، وضع او بد و بدتر خواهد شد. درخت را از میوه هایش می شناسند. تعالیم الهی و اخلاقی مسیح با ذات شیطان کاملا متضاد است. اگر تعالیم مسیحیت از جانب شیطان است، چگونه در قرن اول میلادی و طبق تایید شواهد تاریخی، بدون جنگ و خونریزی مسیحیت در اروپا و خاورنزدیک گسترش یافت؟

دوازده. این اتهام مخالفان ناشی از جهل و نادانی درباره کتاب مقدس، و هم چنین غرور و تعصب نسبت به فلسفه و اصول اعتقادت شان است. مسیحیت محدود به اصول اعتقادات نیست، بلکه ایمانداران مسیحی از تجربه غنی روحانی برخوردارند. از طرفی، مسیحیان با خدا دوست و صمیمی هستند و روح خداوند در آن ها عمل می کند. دعاها به نام عیسی خداوند مستجاب می شود... بنابراین، چرا شک و تردید؟ اگر مسیح خداوند است اتفاق مثبت رخ می دهد و اگر نیست، اتفاقی رخ نمی دهد. به یاد داشته باشید: خدا هرگز اجازه نمی دهد که هر روز به نام خدای غیر واقعی، معجزات متعدد به ظهور برسد. مسیح فرمود:"اگر کسی به راستی بخواهد مطابق خواست خدا زندگی کند، پی خواهد برد که آنچه من می گویم، از خداست" (یوحنا فصل هفتم آیه هفدهم).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است. خوانندگان عزیز، در صورت مشاهده تخلف، لطفا اطلاع دهید.

آیا کشتی نوح کشف شد؟



مترجم: مهران پورپشنگ

کشتی شناور بر آب، بیش از پانصد مایل از نقطه شروعش دور شد و سرانجام بر قله ای به نام آرارات قرار گرفت.
در اوایل قرن بیستم، درست پیش از انقلاب بلشویکی، چند تن از خلبانان روسی ادعا کردند که لاشه یک کشتی بسیار عظیم را در پناهگاه های یخچالی غیر قابل عبور کوه آرارات دیده اند و این کشف خود را به دولت روسیه گزارش دادند. درست در همان هنگام دولت تزاری به دست بلشویک های ضد خدا سرنگون شد. در طی قرن بیستم، چندین گزارش دیگر درباره این کشتی در کوه آرارات ارائه شد.
در اکتبر 2008 یک هیئت علمی به ارتفاعات کوه آرارات صعود کرد تا درباره این گزارش ها تحقیق کند. نتایج تحقیقات این هیئت علمی بدین شرح است:
یک. یافته مورد نظر لاشه یک کشتی است که قسمت عقب آن مدور همراه با خمیدگی نوک تیز است.
دو. اندازه کشتی دقیقا با گزارش کتاب پیدایش مطابقت دارد: طول آن 137 متر، عرض آن 23 متر و بلندی آن 14 متر بود. ابعاد کشتی نوح برای نگه داری هشت نفر انسان و حیوانات، بهتر از این نمی توانست باشد.
سه. محل گل نشستن کشتی، کوه آرارات در شرق ترکیه است. این مکان با گزارش کتاب پیدایش کاملا مطابقت دارد:"آب رفته رفته فرو نشست، تا این که کشتی صد و پنجاه روز پس از شروع طوفان روی کوه های آرارات قرار گرفت" (پیدایش فصل هشتم آیه چهارم).
چهار. کشتی مجهز به سه عرشه است با اتاق هایی که در هریک از عرشه ها قرار دارد. قیر اندودشدگی مانع از نفوذ آب به درون آن می شد. پنجره 23 سانتی متری در زیر برآمدگی های بام در سراسر قسمت فوقانی، نور و تهویه را تامین می کرد.
پنج. در ورودی و خروجی کشتی، در یک سمت قرار داشت.
شش. نیازی به بادبان یا سکان نیز نبود. کشتی می بایست تنها بر روی آب قرار گیرد (مسیر، سرعت و مقصد کاملا در اختیار خداوند بود. نجات به واسطه ایمان به خداوند است).
هفت. در داخل کشتی تیرک های چوبی، اتاق های مخصوص انسان ها و نگه داری حیوانات مشاهده می شوند.
هشت. یک دهکده باستانی و کارگاه کوزه گری در نزدیکی کشتی یافت شده اند. تردیدی نیست که سرنشینان کشتی زمانی در همین منطقه زندگی می کردند. بر روی بقایای سفال های شکسته تصاویر ماهی، مردی که دو پرنده را رها می کند و مردی که سر خود را با پارچه پوشانده و چکش به دست دارد، حکاکی شده اند. نام "نوح" نیز بر روی تکه های سفال به چشم می خورد. یک قربانگاه نیز در نزدیکی کشتی وجود دارد:"نوح قربانگاهی برای خداوند ساخت و از هر حیوان و پرنده حلال بر آن قربانی کرد" (پیدایش فصل هشتم آیه بیستم).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است. خوانندگان عزیز، در صورت مشاهده تخلف، لطفا اطلاع دهید.
 

۱۳۹۲ مهر ۲۳, سه‌شنبه

منبع اصول اعتقادی کلیسای اولیه

مسیحیان نخستین یهودیانی بودند که ایمان می‌آوردند عیسای ناصری همان مسیح موعود است. لذا آنان عقاید یهودی خود را حفظ می‌کردند، اما این عقیده را نیز به آنها می‌افزودند که مسیح موعود ظهور کرده است. به این ترتیب، اصول عقاید آنان بر پایه عهدعتیق و تلمود شفاهی (تفاسیر و احادیث ربّی‌های یهود) و تعالیم شفاهی رسولان قرار داشت.
در دهه‌های بعدی قرن اول وقتی غیر یهودیان نیز ایمان آوردند، رهبران کلیسا اصول اساسی ایمان یهودی-مسیحی را به ایشان تعلیم دادند. این امر به صورت شفاهی صورت می‌گرفت.
به طور کلی می‌توان گفت که در قرن اول، تعلیم مسیحیت به صورت شفاهی صورت می‌گرفت. عاملی که باعث حفظ اعتقادات مسیحی می‌شد، کلیسا بود.
ممکن است بپرسید نقش کتاب‌های عهدجدید در این میان چه بود. نخستین کتاب عهدجدید به زعم دانشمندان، در حول و حوش سال ۵۰ میلادی به نگارش در آمد و بقیه آنها اکثراً تا سال ۷۰ میلادی تکمیل شد، به استثنای انجیل یوحنا، رسالات او، و کتاب مکاشفه که گمان می‌رود در حدود سالهای ۹۰ میلادی به رشته تحریر در آمد. اما باید توجه داشت که هر کتابی از عهدجدید در نقطه خاصی از دنیای آن روزگار یافت می‌شد؛ یا به بیانی دیگر، در قرن اول میلادی، همه کتاب‌های عهدجدید در همه کلیساها یافت نمی‌شد. برای مثال، رسالات قرنتیان در شهر قرنتس بایگانی شده بود و کلیسای اورشلیم از آنها برخوردار نبود. رساله یعقوب نیز احتمالاً در شهر روم نبود.
از دیدگاه تاریخی، مسیحیت اولیه بر پایه ”کتاب“ بنا نشده بود، بلکه بر پایه سنت رسولان (یعنی تعالیم شفاهی ایشان)، زیرا یا هنوز کتاب‌های عهدجدید نوشته نشده بودند، یا این کتاب‌ها هنوز یکجا گردآوری نشده بودند. با این حال مسیحیت وجود داشت. حافظ مسیحیت و اعتقادات آن کلیسای واحد رسولی بود.
واقعیت انکارناپذیر تاریخی این است که کلیسا بر کتاب‌عهدجدید مقدم بوده است. اگر کتاب‌های عهدجدید نوشته شد، یا برای این بود که این تعالیم شفاهی ثبت و حفظ شود (انجیل‌های همدید)، یا اینکه مشکلاتی که در کلیساها پیش آمده بود حل و فصل شود یا به سؤالات آنها پاسخ داده شود.
اشاره به سنت شفاهی رسولان را در بعضی از قسمت‌های عهدجدید می‌یابیم. پولس رسول در اول قرنتیان ۱۱:‏۲۳ می‌فرماید: «زیرا من از خداوند یافتم آنچه را به شما نیز سپردم…» (ترجمه هزاره نو). کلمه سپردم در اینجا به لاتین traditionمی‌باشد، همان کلمه‌ای که ما «سنت» می‌نامیم. این کلمه لاتین به معنی «سپردن» یا «تحویل دادن» است. پولس پیش از آنکه در این قسمت از رساله خود در باره شام خداوند تعلیم دهد، قبلاً شفاهاً به مسیحیان قرنتس تعالیمی داده بود. نمونه بارز دیگر از این «سنت» را در اول قرنتیان ۱۵:‏۱-‏۲ می‌یابیم که می‌فرماید: «ای برادران، اکنون می‌خواهم انجیلی را که به شما بشارت دادم به یادتان آورم، همان انجیل که پذیرفتید و بدان پایبندید و به‌وسیله آن نجات می‌یابید، به شرط آنکه کلامی را که به شما بشارت دادم استوار نگاه دارید. در غیر این صورت، بیهوده ایمان آورده‌اید.» (ترجمه هزاره نو). باز در اینجا می‌بینیم که پولس به تعلیمی اشاره می‌کند که به شفاهاً ایشان تعلیم داده بود («بشارت دادم»، یعنی موعظه کردم).
نمونه دیگر را در رساله دوم تسالونیکیان ۲:‏۵ می‌یابیم که می‌فرماید: «آیا به یاد ندارید هنگامی که با شما بودم اینها را به شما می‌گفتم؟» (ترجمه هزاره نو). پولس در این قسمت در باره رویدادهای مربوط به بازگشت مسیح و روزهای آخر سخن می‌گوید. اما او قبلاً در این زمینه حضوراً و شفاهاً به ایشان تعلیم داده بود.
به بیانی دیگر، اکثر کتاب‌های عهدجدید به این منظور نوشته شد تا آنچه را که قبلاً به صورت شفاهی به مؤمنین تعلیم داده شده بود استحکام بخشد. مسیحیان قرن اول شفاهاً از نکات برجسته زندگی مسیح آگاهی داشتند، زیرا به‌هنگام ایمان آوردن، رسولان یا رهبران کلیسا آنها را به ایشان تعلیم داده بودند. نوشته شدن انجیل‌ها به این منظور بود که تعالیمی که قبلاً به صورت شفاهی به مؤمنین داده شده بود برای نسل‌های بعدی، یعنی زمانی که شاهدان عینی دیگر در صحنه حاضر نمی‌بودند، حفظ شود. رسالات نیز عمدتاً برای آن نوشته شد تا یا مشکلات جدید کلیساها رتق و فتق شود یا به سؤالات آنها پاسخ داده شود. یهودای رسول این نکته را به روشنی بیان می‌دارد: «ای عزیزان، گرچه اشتیاق بسیار داشتم تا در باره نجاتی که در آن سهیم هستیم به شما بنویسم، اما لازم دیدم با نوشتن این چند خط، شما را به ادامه مجاهده در راه ایمانی بر انگیزم که یک بار برای همیشه به مقدسان سپرده شده است.» (یهودا ۳، ترجمه هزاره نو). به عبارتی ساده‌تر، این ایمان (یعنی اعتقادات) به صورت شفاهی «به مقدسان سپرده شده است (traditio)»، و حال یهودا آن را در «چند خط» به یاد ایشان می‌آورد. به بیانی دیگر، سنت (تعلیم شفاهی) بر کتب عهدجدید تقدم داشته است.
آرمان رشدی

معرفی اعتقادنامه نیقیه

اعتقادنامه سندی است که در آن اصول اعتقادات کلیسایی به شکلی کلی مطرح می‌شود. اعتقادنامه نیقیه نخستین سندی است در تاریخ کلیسا که در آن معتقدات مسیحی درج شده است.
سؤالی که مناسب است در اینجا مطرح کنیم این است که مسیحیت اصول اعتقادی خود را از کدام منبع اخذ می‌کنند. بسیاری با قاطعیت در پاسخ خواهند گفت: کتاب‌مقدس! این پاسخ گرچه اساساً درست است، اما دقیق و کامل نیست. کسی ممکن است بپرسد که اگر منبع اعتقادات مسیحی کتاب‌مقدس است، پس چرا میان فرقه‌های مختلف مسیحیت تا این حد اختلاف وجود دارد. برای آنکه دیدی روشنتر از موضوع داشته باشیم، ضروری است به عقب بر گردیم و ببینیم مسیحیان قرون اولیه معتقدات خود را بر چه پایه‌ای قرار داده بودند.
آرمان رشدی

کار روح‌القدس‌

در خلقت‌ و عالم‌ هستی
           خدای پدر طراح‌ تمامی عالم‌ هستی است‌. پولس‌ میفرماید: «سرچشمه‌ و وسیله‌ و مقصد همه‌ چیز خداست‌» (نامه‌ به‌ رومیان‌ 11:36، ترجمه‌ مژده‌ برای عصر جدید). پسر خدا، عیسی مسیح‌ مجری طرح‌ خدای پدر است‌. او عامل‌ آفرینش‌ میباشد. او هر آنچه‌ را که‌ پدر طرح‌ کرده‌ بوده‌، به‌ موقع‌ اجرا گذاشت‌. یوحنای رسول‌ میفرماید: «همه‌ چیز به‌ وسیله‌ او هستی یافت‌ و بدون‌ او چیزی آفریده‌ نشد. حیات‌ از او به‌وجود آمد» (یوحنا ۱:۳-۴، ترجمه‌ مژده‌).
             به‌ این‌ ترتیب‌، پدر طراح‌ عالم‌ هستی است‌؛ پسر خدا این‌ طرح‌ را به‌اجرا در آورد؛ و اینک‌ روح‌القدس‌ این‌ نظام‌ هستی را نگاه‌ میدارد و به‌ آن‌ قوام‌ میبخشد.
             ما دست‌ روح‌القدس‌ را از همان‌ ابتدای آفرینش‌ در کار میبینیم‌. در کتاب‌ پیدایش‌ چنین‌ آمده‌ است‌: «در ابتدا، خدا آسمانها و زمین‌ را آفرید. و زمین‌ تهی و بایر بود و تاریکی بر روی لُجّه‌ و روح‌ خدا سطح‌ آبها را فرو گرفت‌» (پیدایش‌ 1:1 و ۲). یعنی در ابتدای آفرینش‌، زمین‌ بیشکل‌ بود و اقیانوسهای عظیم‌، متلاطم‌ بودند. در چنین‌ حالتی، روح‌ خدا بر این‌ تلاطم‌ و آشفتگی سلطه‌ افکند و نظم‌ بوجود آورد.
             در مزمور ۱۰۴ آیه‌ 30 در مورد نقش‌ روح‌القدس‌ در عالم‌ هستی میفرماید: «چون‌ روح‌ خود را میفرستی آفریده‌ میشوند و روح‌ زمین‌ را تازه‌ میگردانی.» به‌ این‌ ترتیب‌، روح‌ خدا موجب‌ حیات‌ و تازگی جهان‌ و موجودات‌ است‌.

 در رستگاری بشر
           سه‌ شخصیت‌ الوهیت‌ عین‌ همین‌ نقش‌ را در مورد نجات‌ بشر ایفا میکنند. خدای پدر نقشه‌ نجات‌ را طرح‌ کرد. پسر او، به‌ این‌ جهان‌ آمد و این‌ نقشه‌ را به‌ مرحله‌ اجرا درآورد. سپس‌ روح‌القدس‌ کار مسیح‌ را بر روی زمین‌ ادامه‌ داد. هنگامی که‌ عیسی مسیح‌ پس‌ از قیام‌، به‌ آسمان‌ صعود فرمود، روح‌القدس‌ برنامه‌ نجات‌ بشر را ادامه‌ داد.
             مسیح‌ در شب‌ آخر، پیش‌ از مصلوب‌ شدن‌، این‌ مطلب‌ را با شاگردان‌ خود در میان‌ گذارد. او در حالیکه‌ در مورد مرگ‌ خود و بازگشت‌ به‌ آسمان‌ با ایشان‌ سخت‌ میگفت‌، فرمود: «من‌ از پدر سؤال‌ میکنم‌ و تسلیدهنده‌ای دیگر به‌ شما عطا خواهد کرد تا همیشه‌ با شما بماند، یعنی روح‌ راستی که‌ جهان‌ نمیتواند او را قبول‌ کند زیرا که‌ او را نمیبیند و نمیشناسد و اما شما او را میشناسید، زیرا که‌ با شما میماند و در شما خواهد بود… تسلیدهنده‌ یعنی روح‌القدس‌ که‌ پدر او را به‌ اسم‌ من‌ میفرستد، او همه‌ چیز را به‌ شما تعلیم‌ خواهد داد و آنچه‌ به‌ شما گفتم‌، به‌ یاد شما خواهد آورد… من‌ به‌ شما راست‌ میگویم‌ که‌ رفتن‌ من‌ برای شما مفید است‌، زیرا اگر نروم‌، تسلیدهنده‌ نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم‌، او را نزد شما میفرستم‌… چون‌ او یعنی روح‌ راستی آید، شما را به‌ جمیع‌ راستی هدایت‌ خواهد کرد…» (یوحنا ۱۴:۱۶-۱۷ و ۲۶ و ۱۶:۷ و ۱۳).
             عیسی میبایست‌ پس‌ از قربانی شدن‌ بر صلیب‌، به‌ آسمان‌ باز میگشت‌. رسالت‌ او همین‌ بود. او از آغوش‌ پدر به‌ این‌ جهان‌ آمده‌ بود تا برای گناهان‌ ما فدا و قربانی شود. او پس‌ از انجام‌ خدمت‌ خود، میبایست‌ باز جهان‌ را گذارده‌، نزد پدر بازگردد. اما روح‌القدس‌ کار او را ادامه‌ میداد. به‌ این‌ ترتیب‌، عیسی وعده‌ آمدن‌ روح‌القدس‌ را به‌ شاگردان‌ خود داد. روح‌القدس‌ بود که‌ میبایست‌ کار مسیح‌ را در این‌ جهان‌ ادامه‌ دهد.
کار روح‌القدس‌ در زندگی مسیحیان‌

  
             یکی از عوامل‌ مهمی که‌ ما را در زمینه‌ داشتنِ زندگی مقدس‌ کمک‌ میکند، روح‌القدس‌ است‌. پولس‌ رسول‌، در فصل‌ پنجم‌ نامه‌ خود به‌ مسیحیان‌ غلاطیه‌ واقع‌ در ترکیه‌ امروزی، (آیات‌ 16 تا ۲۲)، مینویسد که‌ تمایلات‌ نفسانی میکوشند ما را بسوی گناه‌ بکشند. اما روح‌القدس‌ که‌ در ما ساکن‌ است‌، خداست‌ و اراده‌ دیگری دارد. اگر عنان‌ زندگی رابه‌ دست‌ روح‌القدس‌ بسپاریم‌، او به‌ ما کمک‌ خواهد کرد که‌ تسلیم‌ وسوسه‌ و گناه‌ نشویم‌ و پیروز و مقدس‌ باقی بمانیم‌. این‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ ما را در پیکار با نفس‌ یاری میبخشد و ما را پیروز میسازد. پولس‌ میفرماید: «اگر تحت‌ فرمان‌ روح‌القدس‌ بسر برید، به‌ هیچوجه‌ خواهشهای نفس‌ را ارضا نخواهید کرد.» بلی، کافی است‌ که‌ فرمان‌ اتومبیل‌ زندگی را به‌ دست‌ روح‌القدس‌ بسپاریم‌. او ما را در جاده‌ پاکی و قدوسیت‌ هدایت‌ خواهد کرد و آن‌ قدرت‌ را به‌ ما خواهد داد تا بجای تسلیم‌ به‌ تمایلات‌ نفسانی، خواست‌ و اراده‌ خدای پدر را بجا آوریم‌. البته‌ وقتی راجع‌ به‌ تمایلات‌ نفسانی سخن‌ میگوییم‌، مقصود فقط‌ مسائل‌ اخلاقی و جنسی نیست‌، بلکه‌ بسیاری از حالات‌ درونی و رفتارهای دیگر نیز جزو این‌ تمایلات‌ هستند. پولس‌ در همان‌ قسمت‌ میفرماید: «اعمال‌ طبیعت‌ نفسانی آشکارند: زنا، ناپاکی، هرزگی، بت‌پرستی، افسونگری، دشمنی، ستیزه‌جویی، رشک‌، خشم‌، خودخواهی، اختلافات‌، دسته‌بندی، حسادت‌، مستی، عیاشی و امثال‌ اینها. اکنون‌ مانند گذشته‌ به‌ شما میگویم‌: کسانی که‌ این‌ چنین‌ اعمال‌ را بجا آورند، در پادشاهی خدا نصیبی نخواهند داشت‌.» سپس‌ پولس‌ ایمانداران‌ را تشویق‌ میکند که‌ با سپردن‌ افسار و عنان‌ زندگی به‌ دست‌ روح‌ خدا، ثمراتی را که‌ روح‌ به‌ بار میآورد، از خود نشان‌ دهند. او این‌ ثمرات‌ را چنین‌ نام‌ میبرد: محبت‌، خوشی، آرامش‌، بردباری، مهربانی، خیرخواهی، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری. اگر این‌ ثمرات‌ در زندگی فرد مسیحی به‌ چشم‌ بخورند، این‌ نشان‌ میدهد که‌ روح‌القدس‌ در وجود او فعال‌ است‌.

 هدایت‌ و کمک‌ در امر بشارت‌ انجیل‌
             عیسی مسیح‌ به‌ شاگردان‌ خود مأموریت‌ داد تا به‌ تمام‌ نقاط‌ جهان‌ بروند و همه‌ اقوام‌ را بسوی نور او هدایت‌ کنند و ایشان‌ را شاگردان‌ او سازند. در زمینه‌ این‌ مأموریت‌، همه‌ ایمانداران‌ مسؤولیت‌ و وظیفه‌ای به‌عهده‌ دارند و هیچ‌ ایمانداری از آن‌ معاف‌ نیست‌. وظیفه‌ای که‌ در این‌ خصوص‌ بر دوش‌ هر مسیحی گذاشته‌ شده‌، این‌ است‌ که‌ در مورد مسیح‌ به‌ دیگران‌ شهادت‌ دهد و او را به‌ اطرافیان‌ خود بشناساند. این‌ کار، میتواند هم‌ توسط‌ شهادت‌ زبانی ضورت‌ گیرد و هم‌ توسط‌ شهادت‌ عملی یعنی نشان‌ دادن‌ زندگی پاک‌ و مهربان‌ ما به‌ دیگران‌. این‌ امر، نیاز شدید به‌ قدرت‌ و حکمت‌ روح‌القدس‌ دارد. او باید اولاً شجاعت‌ این‌ کار را در مسیحی ایجاد کند و ثانیاً حکمت‌ و هوشیاری لازم‌ را عطا کند تا ایماندار بداند هر کس‌ را چگونه‌ بسوی مسیح‌ هدایت‌ کند. از اینرو، مسیح‌ پیش‌ از صعود خود به‌ آسمان‌، شاگردان‌ را سفارش‌ کرد که‌ در اورشلیم‌ بمانند تا از عالم‌ بالا قدرت‌ و قوت‌ دریافت‌ کنند. او فرمود: «وقتی روح‌القدس‌ بر شما نازل‌ شود، قدرت‌ خواهید یافت‌ و در اورشلیم‌ و تمام‌ یهودیه‌ و سامره‌ و تا دورافتاده‌ترین‌ نقاط‌ عالم‌، شاهدان‌ من‌ خواهید بود» (اعمال‌ 1:8، ترجمه‌ مژده‌). به‌عبارت‌ دیگر روح‌القدس‌ به‌ شخص‌ نجات‌ یافته‌ قدرت‌ میدهد که‌ آینه‌ تمام‌ قد عیسی مسیح‌ باشد. او باید با زندگی خود، وجود عیسی مسیح‌ را به‌ دیگران‌ نشان‌ دهد. این‌ است‌ معنی واقعی شاهد بودن‌. روح‌القدس‌ به‌ ما کمک‌ میکند تا شاهدان‌ واقعی مسیح‌ باشیم‌.
             در ضمن‌، روح‌القدس‌ در مواقع‌ ضروری و حساس‌، پشتیبان‌ و حامی ایمانداران‌ است‌ و ایشان‌ را در سخن‌ گفتن‌ یاری میدهد. عیسی مسیح‌ دراین‌ زمینه‌ فرمود: «اما وقتی شما را دستگیر میکنند، نگران‌ نباشید که‌ چه‌ چیز و چطور بگویید، چون‌ در همان‌ وقت‌ آنچه‌ باید بگویید به‌ شما داده‌ خواهد شد، زیرا گوینده‌، شما نیستید بلکه‌ روح‌ پدر آسمانی شماست‌ که‌ در شما سخن‌ میگوید» (متی ۱۰:۱۹، ترجمه‌ مژده‌).
 کمک‌ در دعای مؤثر
             روح‌القدس‌ حتی در دعاهای ما نیز ما را یاری میکند. گاه‌، ناله‌ها و درخواست‌ ما از خدا چنان‌ عمیق‌ است‌ که‌ نمیدانیم‌ با چه‌ کلماتی آن‌ را بیان‌ کنیم‌. در این‌ گونه‌ موارد نیز روح‌القدس‌ به‌ ما کمک‌ میکند و رابطه‌ای میان‌ روح‌ ما و خدای پدر بوجود میآورد که‌ فراتر از کلمات‌ و سخن‌ است‌ و ما میتوانیم‌ یقین‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ خدای پدر، بدون‌ رد و بدل‌ شدن‌ کلمه‌ای، از نیت‌ دل‌ ما آگاه‌ شده‌ است‌. پولس‌ میفرماید: «روح‌ خدا … ما را یاری میکند زیرا ما هنوز نمیدانیم‌ چگونه‌ باید دعا کنیم‌. اما روح‌ خدا با ناله‌هایی که‌ نمیتوان‌ بیان‌ کرد، برای ما شفاعت‌ میکند» (رومیان‌ 8:26، ترجمه‌ مژده‌).
             از اینروست‌ که‌ باید گوشهای مسیحیان‌ همواره‌ به‌ ندای لطیف‌ روح‌ خدا حساس‌ باشد و هدایت‌ او را با دل‌ و جان‌ بپذیرند. او رئیس‌ کلیسا در جمع‌، و رهبر ایمانداران‌ در زندگی فردیشان‌ میباشد. اوست‌ که‌ از جانب‌ خدای پدر و از سوی عیسی مسیح‌، رسالت‌ خود را برای نجات‌ انسان‌ به‌ کمال‌ رسانده‌ و اکنون‌ در آسمان‌ بر دست‌ راست‌ خدا قرار دارد. این‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ تمام‌ عالم‌ هستی را پر ساخته‌ و در همه‌ جا حضور دارد. توسط‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ خدای پدر حضور خود را در تمام‌ نقاط‌ عالم‌ هستی میگستراند. اگر میخواهیم‌ حضور خدای پدر را احساس‌ کنیم‌ و با او سخن‌ بگوییم‌، در واقع‌ حضور روح‌ خدا را احساس‌ میکنیم‌ و با او سخن‌ میگوییم‌. از طریق‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ صدای دعای ما به‌ حضور تحت‌ پدر در آسمان‌ میرسد و از طریق‌ روح‌ خداست‌ که‌ صدای خدای پدر را از آسمان‌ در قلب‌ خود میشنویم‌.

آرمان رشدی